آیا برای کسانی که بخواهند پیرو مسیح شوند پول می‌‌فرستیم ؟

  ۳۰ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

یکی از دوستان برای ما زنگ زده و پرسیدند که خوب، اگر ما مسیحی شویم چقدر پول برای ما می‌‌‌فرستید؟ و دوست ما حقیقت را گفت که در هر جا بروی، می‌‌‌شنوی که اگر مردم عیسوی شوند، برایشان پول می‌‌‌دهند. بیائید اولتر از همه از کلام خدا می‌‌‌خوانیم و بعد از آن تجربه‌های شخصی خود ما را با دوستان در میان خواهیم گذاشت. در کتاب اعمال رسولان فصل 3 آیات 1 الی چنین می‌‌‌خوانیم : 1یک روز در ساعت سه بعد از ظهر که وقت دعا بود، پطرس و یوحنا به عبادتگاه می‌‌‌رفتند.2 در آنجا مردی شلی مادرزادی بود که هر روز او را در پیش دروازۀ عبادتگاه، که به » دروازه زیبا« معروف بود، می‌‌‌گذاشتند تا از کسانی که به درون عبادتگاه می‌‌‌رفتند صدقه بگیرد.3وقتی پطرس و یوحنا را دید که به عبادتگاه می‌‌‌روند تقاضای صدقه کرد.4 امّا پطرس و یوحنا به او خیره شدند و پطرس به او گفت:» به ما نگاه کن.« او به خیال اینکه چیزی از آنان خواهد گرفت، با چشمانی پُرتوقّع به ایشان نگاه کرد.6 امّا پطرس گفت: »من طلا و نقره ندارم، امّا آنچه دارم به تو می‌‌‌دهم. به نام عیسی مسیح ناصری به تو دستور می‌‌‌دهم، بلند شو و راه برو.« 7 آنگاه پطرس دست راستش را گرفت و او را از زمین بلند کرد. فوراً پا‌ها و قوزک پا‌های او قوّت گرفتند.8ا و از جا پرید، روی پا‌های خود ایستاد و به راه افتاد و جست و خیزکنان و خدا را حمدگویان به اتّفاق ایشان وارد عبادتگاه شد.9 همه مردم او را روان و حمدگویان دیدند10 و وقتی پی بردند که او همان کسی است که قبلاً در جلوی »دروازه زیبا« می‌‌‌نشست و صدقه می‌‌‌گرفت از آنچه برای او اتّفاق افتاده بود، غرق تعجّب و حیرت شدند.

ما و شما نیز در وطن خود این اشخاص را داریم که شل هسستند، یا کسانی که دست ندارند یا اطفال معیوب که گدا‌ها هستند و آنها نیز آن مرد شل را طبق معمول همیشگی آورده و در پیش دروازه برای گدایی گذاشته بودند و حتی ما می‌‌‌توانیم با بستن چشم‌های خود همان صحنه را مجسم کنیم که چطور یک شخص نا امید و بیچاره بر روی زمین افتاده و می‌‌‌خواهد که پطرس و یوحنا کمک اش کنند و یا چقدر با توقع به طرف پطرس و یوحنا دیده باشد که شاید برایش پول بدهند ولی پطرس و یوحنا ایستاد می‌‌‌شوند و برایش می‌‌‌گویند که ما پول و طلا و نقره نداریم و چقدر این گدا در همان لحظه مأیوس شده باشد؟ ولی پطرس برایش می‌‌‌گوید که اما آنچه داریم به تو می‌‌‌دهیم و به نام عیسی مسیح برایش دستور راه رفتن را می‌‌‌دهند. چیزی که آنها داشتند قدرت خداوند بود، عیسی مسیح را داشتند و بهترین تحفۀ خود را برایش دادند. فکر کنیم شخصی که هیچ امیدی به راه رفتن نداشت می‌‌‌خواست یک مقدار پول ناچیزی را برای همان دقیقه دریافت کند ولی پطرس و یوحنا در نام عیسی مسیح برایش شفا دادند.

امروز ما نیز امیدوار هستیم و می‌‌‌خواهیم و کاش می‌‌‌توانستیم تمام دوستان عزیز خود را، تمام مردم بیچارۀ خود را، تمام کسانی را که نا امید هستند کمک کنیم ولی متأسفانه که کمک مالی کرده نمیتوانیم اما چیزی را که ما برای شما دوستان عزیز می‌‌‌دهیم، آرامشی است که در نام عیسی مسیح خداوند برایتان دست می‌‌‌دهد، کلام خداوند را که در آن حیات است برایتان می‌‌‌دهیم که پایانی ندارد و ابدی است و خدا را شکر می‌‌‌کنیم که ما چشیدیم و دیدیم و امروز این برکتی را که ما گرفته ایم همراۀ شما دوستان عزیز در میان می‌‌‌گذاریم. بناً ما معذرت می‌‌‌خواهیم، بلکه دعا می‌‌‌کنیم و می‌‌‌خواهیم که خداوند این کمک را کند، مگر چیزی که ما داریم عیسی مسیح هست و زمانیکه دست شما به دستان پُر قدرت عیسی مسیح برسد ما صد فیصد برایتان اطمینان می‌‌‌دهیم که هرگز، هرگز نا امید نمیشوید، بخاطریکه خود شاۀ شاهان را دارید، کسی را با خود دارید که دنیا و کائنات را هست کرده است و در نتیجه تمام خوشی‌های زود گذر معنی خود را برایتان از دست می‌‌‌دهد زیرا برکات خداوند را که مافوق جمیع عقل است، دریافت می‌‌‌کنید.

باید از این اشخاص پرسید که به آن چیزی که شما عقیده دارید، آیا در مقابل اش پول دریافت کرده اید؟ فکر می‌‌‌کنیم که هیچ کس ما را بخاطر عقیدۀ که داریم پول نمیدهد بلکه آن عقیده به ذهنیت و قلب ما ارتباط دارد و کسانی که از عیسی مسیح پیروی می‌‌‌کنند، به خاطر زندگی مجلل و خوب و آرام از عیسی مسیح پیروی نمیکنند، بلکه بخاطر آنکه او حقیقت هست، در او حیات ابدی و جاودانی نهفته است، در او آرامش دنیوی است و زمانیکه ما عیسی مسیح را داشته باشیم به دیگر چیزی ضرورت نمیداشته باشیم بخاطری که او ضروریات ما را پوره می‌‌‌کند و می‌‌‌داند که به چه چیزی ضرورت داریم و چه چیزی به خیر و نیکویی ما است.

می‌‌‌خواهم یک تجربۀ جالب و شخصی خویش را با دوستان در میان بگذارم. در یکی از روز‌ها که در یک کلیسای خانگی شرکت داشتم زمانیکه در ختم کلیسا دعا می‌‌‌کردیم، یکی از دوست‌های ما نام برادری را گرفتند که در آن هفته نیامده بود و گفتند که بخاطر داشتن مریض در خانه بسیار مشکل اقتصادی دارد و من می‌‌‌خواهم که ما و شما یعنی کلیسا، او را کمک کنیم. برادر ما گفتند که امروز من تنخواۀ خود را که مبلغ دو هزار و پنجصد افغانی می‌‌‌شود دریافت کرده ام و مستقیماً از راه وظیفه به کلیسا آمده ام (البته باید گفت که کلیسا کدام تعمیر مجلل نیست بلکه به جمعی از ایمانداران مسیحی که گرد هم جمع می‌‌‌شوند، اطلاق می‌‌‌گردد) و می‌‌‌خواهم که صد افغانی آنرا برای همان برادر جدا کنم و هر کدام از شما که می‌‌‌توانید کمک کنید؛ و شما اعتبار کنید تمام کسانی که در کلیسا موجود بودند نظر به توان خود، کم یا زیاد مقداری پول برای آن برادر کمک کرده، بدست یکی از برادران دادند تا برای آن برادر رسانده و بگوید که برایش دعا می‌‌‌کنیم و دوست اش داریم. من از دیدن این صحنه آن قدر خوشحال شدم که واقعاً همین یک کلیساست. یکی از دوستانی که آنجا بود گفت که امروز من هم معاش گرفته ام و من هم یکمقدار پول برای برادر ما می‌‌گذارم ولی جالب اینست که در بیرون مردم می‌‌گویند که هر کس عیسوی می‌‌شود برایش پول می‌‌دهند ولی مادرم بسیار قهر است که من عیسوی هستم ولی اگر حالی بفهمد که ما مسیحیان نه تنها پول نمیگیریم بلکه پول هم می‌‌دهیم، حتماً مرا از خانه می‌‌کشد.

اگر چه دوست ما این موضوع را به مزاح می‌‌گفت، ولی حقیقت است که وقتی ما مسیحی می‌‌شویم، ما این قلب را پیدا می‌‌کنیم که به دیگران کمک کنیم و این قدرت خود ما نیست بلکه این قدرت، قدرتی است که خداوند برای ما می‌‌دهد و زندگی و قلب ما را تبدیل می‌‌کند.

اگر شنیده باشید که برای کسی کمک مالی صورت گرفته است، بدانید که همین کلیساست و همان چند نفری که از پول جیب خود برای کدام بیوه زن یا یتیم و غریب کمک کرده اند. ما امیدوار هستیم که این موضوع به دوستان ما روشن شده باشد که اگر کلیسا به کسی کمک هم کرده باشد بخاطری بوده است که شخص مذکور به کمک احتیاج داشته است، نه به این منظور که او مسیحی شده است. ایمانداران کلیسا نیاز برادر و یا خواهر خود را درک کرده و برایش کمک کرده اند. ما نیز در کلیسای خانگی خود به چند طفل کمک می‌‌کنیم، هدف ما این نیست که باید مسیحی باشند، بلکه چون می‌‌فهمیم که یتیم هستند و بخاطریکه دوست شان داریم برایشان کمک می‌‌کنیم.

آنچیزی که ما در عیسی مسیح دریافت می‌‌کنم بالاتر از پول و پیسۀ این دنیاست. ما در عیسی مسیح زندگی جدیدی را تجربه می‌‌کنیم. ما در عیسی مسیح از گناهان خود دست می‌‌کشیم و همانطوری که از پوشیدن لباس نو لذت می‌‌بریم، از زندگی جدید و تازه ای که در عیسی مسیح آغاز می‌‌کنیم لذت می‌‌بریم؛ زندگی ای که می‌‌دانیم چرا به این دنیا آمده ایم و چرا زنده هستم؟ چرا خداوند ما را خلق کرده است؟

در این زندگی نو امید نو می‌‌ابیم زیرا بدترین چیزی که مردمان دنیا آنرا در زندگی خود تجربه می‌‌کنند، نا امیدی است. دین، شخصیت، ثروت، کار و بار و یا شهرت ما را نجات نمیدهد، بلکه عیسی مسیح هست که ما را امید می‌‌دهد که بعد از این شما صاحب زندگی ابدی هستید، من با شما هستم و شما زندگی پاکِ را در من تجربه کنید و این امیدواری پر ارزش ترین تحفۀ این دنیا است.

با تشکر از دوست ما که این سوال را بی ریا از ما پرسیدند و ما توانستیم در این باره حرف بزنیم، از سایر دوستان خواهشمند هستیم تا زندگی نو را در عیسی مسیح تجربه کنند نه بخاطر مسائل مادی بلکه بخاطر حقیقتی که در عیسی مسیح نهفته است و از خود شاۀ شاهان کمک بخواهند. کلام خدا می‌‌فرماید که ملکوت خدا را بطلبید، همه چیز به شما داده خواهد شد. پادشاهی خداوند را بخواهید و وقتی دست به دامان عیسی مسیح می‌‌بریم، تمام مشکلات اقتصادی، روحانی و سختی‌های روزمره که همیشه با آنها مواجه هستیم با خواستن از عیسی مسیح حل می‌‌شود و بدون شک عیسی مسیح ما را بی جواب نمیماند و ما به این ایمان و اطمینان داریم. اما باید اول به نیاز اصلی ما که نجات و زندگی ابدی است بپردازیم و خداوند می‌‌داند که ما بیشتر به چه چیزی نیاز داریم. چون زندگی ما پُر از مشکلات است و ما نیز مشکلات خود را داریم، از همه دوستان تقاضا می‌‌کنیم و تشویق شان می‌‌کنیم که دوست‌های عزیز ! خواهش می‌‌کنیم دامان عیسی مسیح را بگیرید و به نام عیسی مسیح دعا کنید و ما برایتان صد فی صد اطمینان می‌‌دهیم که شما تجربۀ نوی را در مسیح خواهید داشت.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی با شما از صدای زندگی می شنوید سلام شنویدگان عزیز و دوستان گرامی رادیو صدای زندگی امیدوار هستیم که همه تان روزای بهتر را در قبال داشته باشین خوب دوستان عزیز باز هم با برنامه دیگه با شما در خدمت شما دوستان گرامی قرار داریم و باز هم جاو جان در استادیو داریم جاو جان بسیار خوش آمدین به استادیو رادیو صدای زندگی تشکر شاید جان بفرماین بگوین که در جیران این یفته که سپری شد به چی دیداد دوستان برما زنگ زدند و همراه ما به تماس شدند شاید جان تقریبا ما سی تیلفون داشتیم که دوستان ما تیلفون کرده بودند و خوشبحتانه که همراه زیادشان تانستیم گب بزنیم و حدا را شکر میکنم به ایمیلای که رابان کردند ایمیلا هم گرفتیم از شنویدان ما که بسیار ایمیلای خوب هست یک دوست ما چند قطع شیر نوشت کرده در وصف ایسای مسیح و دیگر تیلفونای که گرفتیم واقعا بسیار تیلفونای خوب بود دوستان از ازیز ما بسیار سوال داشتند کسایی بود که سوال داشتند و سوالای ها را پرسان کردند و کسایی دیگه بود که تشکر کردند از برنامه و بسیار پیشنهاده های بسیار خوب بود و ما تشکر میکنیم از تمام ایده دوست های ازیز ما که پیشنهاده و نظریات برنامه میگن برنامه بیتر را به امیده خدا بشن رایع کنیم بله همیشه ما در برنامه خود انانس دادیم که هر نظر و پیشنهاده بخاطر بهبودی برنامه دارین ما با جبین باز او را میپذینیم و از او استفاده میکنیم برزی که این برنامه و این راڈیو برای شنانده های ماست راڈیو خودشان است هر طور که اونا میخوایین برنامه تیعیه شو و ما تا حد امکان این کار را میکنیم بله کوش میکنیم که امون چیز را برشان تیعیه کنیم خوب میشه که امروز سر موضوع خاصی که شما در جیران هفته برتون بسیار جالب بوده و برکت گرفتین میشه که با شنانده های را شریک بسازیم بله شاید جان برکت زیاد بوده مگر یک چیزی که واقعا فکر میکنم مهم است برا ما و برا شنانده های عزیز ما که او را بفهمند در اون بارا میخواییم یک دوست ماست یک سوال کرده در بارای اون میخواییم گرم بزنیم بسیار خوب سوال دوست مایی بود که اگر ما مسیح شویم چقدر پول برا ما روان میکنیم این سوالش بود و گفت حقیقته گفت که مردم همین گفت ها میزنند در هر جایی بوری همین را میشنوید که اگر کسی این سوی شوه برای از او پول میتند بله دیگه من امروز او صحبت بسیار خوب داشتم این جالب است و من میخواییم که از کلام خدا اول بگوییم بسیار خوب از کلام خدا کم بخونیم و بعد از او تجربه شخصی خود ما را میخواییم که امرای دوست های ما دمیان بگذارم در عمال رسولان فصل 3 بسیار یک قصه بسیار جالب نوشته شده که یک روز در ساعت 3 بعد از اور که وقت دعا بود پتروس یوهنا به عبادتگاه میرفتند بله درانجا مرد شل مادرزاد بود که هر روز او را در پیش دروازه عبادتگاه که به دروازه زیبا محروف بود میگذاشتند تا از کسانی که به درون عبادتگاه میرفتند صدقه بگیرند بله دیگه قصه از ای قرار است که پتروس و یوهنا میرند طرف عبادتگاه و ما شما داریم ای چیزها را در وطن ما و همیشه میبینیم که گده هاستند کسایی که شل هستند یا دست ندارند یا تفلک هایی که به حساب معیوب هستند وہ گده ای میکنند و اینجا یک نفر را به حساب آورده بودند اونجا مانده بودند طبق معمول همیشه می آوردندش اونجا میماندند که ای گده ای کنند وقتی که پتروس و یوهنا را دید که به عبادتگاه میروند تقاظای صدقه کرد اینجا میبینیم من امیال چشم پت میکنم راستی میتونم اون سحنه را به حساب به نظر میبیارم تسوار کنم که چطور نامید و بچاره افتاده دروی زمین و میخواهی که پتروس و یوهنا کمکش کنند اما پتروس و یوهنا طرف او دیدند و پتروس به او گفت به ما نگاه کند او بخیال این که چیزی از آنها حواد گرفت با چشمان پرتوقع طرف ایشان دید اما پتروس گفت من تلا و نقره ندارم اما آنچی دارم به تو میدهم بسیار جالب است که اگر اینجا چشمای ما را پت کنیم و تسوار کنیم که چقدر با امید وقتی که پتروس و یوهنا دور هوردن طرفش امید شال چطور با امید طرفشان سهل کرده که شاید برش پول بتن یا چیز بته مگر پتروس و یوهنا استاد میشند اردویشان و برش میگن که ما تلا و نقره و پول چیزی نداریم برد بتیم چقدر یادم شاید محیط شده باشند در این یک لحظه در این یک لحظه چقدر محیط شده باشند که ای برش گفت مگر جالبی است که پتروس برش میگه امان چی داریم به تو میدهیم به نام ایسای مسیه ناصری به تو امر میکنم برخیز و را برو اینجا چیزی که پتروس و یوهنا داشت واقعا قدرت خداوند را داشتند و این ایسای مسیه را داشتند و امو بیترین توفیه خدا برش دادند به نام ایسای مسیه امر میکنم که برخیز و را برو اینجا پتروس دست راستش را گرفت و او را از زمین بلند کرد فورا پاها و بند پاهای او قوت گرفتند و از جا پرید روی پاهای خود استاد و در راه رفتن شد و جسد حیث کنان خدا را امتگویان امرایشان داخل عبادتگاه شد فکر کنیم که ایچ امید نداشت ایچ چیز نداشت فقط میخواست یک چیز بر امو دقیقه دریافت کنه یک چیز ناچیز دریافت کنه مگر پتروس یوانا بیترین چیز را برش دادند در نام ایسای مسیه برش شفا دادند و امروز ما امیدوار استیم ما میخواییم کاش که ما میتونیسیم تمام دوست های عزیزمارا تمام مردم بیچاره مارا تمام کسایی که بیچاره هستند نامید هستند امروز شما دوست های عزیز در میان میگذاریم به نان ما معذرت میخواییم ما دعا میکنیم و میخواییم که خداوند این کمکه کنه مگر چیزی که ما داریم ایسای مسیه و وقتی که شما دستتان به دست ایسای مسیه برسه ما صد فی صد دوست های عزیز برتان اتمی نان میتونم که هرگز هرگز نامید نمیشین بخاطر که خود شای شاها نداریم خود کسی را دارین که دنیا و کائنات است کده دیگه به نان چیزای زود گذر برتان دیگه منوی خود را دست میتونم برکات خداونده که مافق جمعی اقل هست او را شما دریافت میکنین و جالبیه هست که کسایی که گفت میزنند آیا خودشان که به چیز عقیده دارند آیا به خاطر او عقیده خود کدوم کسی برشان چیزی میتونند چقدر مقبول گفتین راست میکنین هیچ کس ما به خاطر عقیده که ما داریم کدام سود یا پیسه یا کدام چیز دریافت نمی کنیم نه خیر بلکه او به ذهن خود ما به قلب ما ارتباط دارد بله و کسایی که از ایسای مسیح پیرایو می کنند به خاطر از ایسای مسیح پیرایو نمی کنند که اونا زندگی خوب آرام و مجلل داشته باشند بله و به خاطر از ایسای مسیح پیرایو می کنند که او حقیقت هست بله بله بسیار مقبول واقعا وقت که ایسای مسیح را داشته باشیم واقعا تمام چیز داریم و من میخوایم شاید جان که یک قصه را برتون بگویم تجربه ای حاده من که بسیار جالب بود من در کلیسای خانگی بودم در کلیسا بچه ها یک جایی شدند تمامش و در آخر وقت که دعا میکدیم اما یک نفر گفت یکی از دوست های ما نامده در این هفته نامشا گفت گفت او نامده او بسیار مشکل داره مشکل اقتصادی هم داره مریض داره در خانه من میخوایم که ما شما کلیسا بتانیم او را کمک کنیم گفت من امروز ماش گرفتیم اینی دو هزار و پنج هد روپیه ماشم است تابال خانه هم نرفتیم راسن از کار آمدیم در کلیسا کلیسا جمعی ایمانداراست که دوست های از دیزه ما متوجه شوان کدام تعمیر مجلل یا چیزی نیست امو جمعی ایماندارای مسیحی که یک جایی میشند امو کلیسا است گفت من از کار راسن آمدیم در کلیسا من میخوایم این همسد روپیه را به امو بیادر بانم که کمک کنم هر کدام شما هم که میتونین هزار دفع کمک کنین شاید جان اعتبارت نمیاد که تمام بچه هایی که امو اونجا بودند تمام کسایی که در کلیسا بودد هر کس کم یا زیاد به متوان خود کشیدند پیسه انداز کردند و دو هزار دست یک نفر دادند گفتش خودت ببر برو بیادر بده و بگو که ما دعا می کنیم و دوست داریم شاید جان که ای قدر من خوشحال شدم که واقعا امی کلیسا است واقعا و یک بچه بود بسیار جالب بود و گفت آه اینه من ماش گرفتیم ما هم پیسه ما میمانم یک اندازه مان گفت در دنیا در بیرون در هر شار در هر جه که میشتمیم میگه هر کس که ایسایوی شده برش پیسه میتند مادرم بسیار قار است که من ایسایوی شدم اگر آله بفهمه که ما مسیحان نه تنهایی که پیسه نمی گیریم پیسه هم میتیم من را از خانه خود کشید او به مذاقی گفت مگر حقیقت امی است وقته که ما مسیحی میشیم ما این قلب را پیدا می کنیم که دیگه مردم را بتانیم کمک کنیم این قدرت خود ما نیست این قدرت خداوند است که بر ما میته با زندگی ما را تبدیل می کنه قلب ما را ایواز می کنه خدا را شکر می کنم اگر کسی که مثلا کدوم کسی را شنیدین که کمک شده امی کلیساست که از پیسه جیبهاد امو چار نفر که دا کلیساست هستند کدوم بیوزن هستند یا کدوم یتیم هستند یا کدوم عریب هستند کمک کنند من امیدوار استم که این روشن شده با شنویندهای عزیزم شما گفتین با اساس ازی بوده که زن یا فامیل هر کسی که هست ضرورت داره نه با احساس ازی که مسیحی شده نه نه نه بله با احساس ازی که نیاز داشته و نیاز شده این ایماندارا درک کرده بله ما شما خود ما شاید جان ما شما می کنیم کلیسای خانگی ما ما شما چند نفر با احساس چند تفلا هستند که کمکشون می کنیم ادف مایی نیست که و مسیحی باشند ادف ماییست که چون می فهمیم که یتیم هستند برشون کمک می کنیم این به اون حادر بوده که ما دوستشان داریم و اون چیزی رو که ما شما در ایسای مسیح دریافت می کنیم این بالاتر از پیسه و پول و دنیا هست ما در ایسای مسیح زندگی نوه تجربه می کنیم ما در ایسای مسیح گناهی رو که در سابق داشتیم از ما گرفته می شد دور می شد امید نوه می آفیم بدترین چیزی که من فکر می کنم که مردم های دنیا تجربه می کنند در زندگی حالات این نوهمیدی است دین یا کارها یا این آن ما رو نجات نمی دهد فقط ایسای مسیح است که امید می دهد که شما دیگه زندگی عبدی دارید شما دیگه من امرای شما هستم زندگی پاکه در ما شما تجربه کنین و من فکر می کنم زندگی نوه در ایسای مسیح تجربه کنین نه بخاطر مسائل مادیات بلکه بخاطر حقیقت که در اون نوفته است بله از خود شای شان در یافتونین کلام حدا می گن ملکوت را بتلبید همه چیز به شما داده پادشایی حداوند بخواین دست به دامن ایسای مسیح وقتی که میشه من امرای اون برادر گفتم گفتم من میفهم عزیز بیادر مردم ما شما بسیارش مشکل دارن چی مشکل اقتصادی چی مشکلات همه روز هر روز میبینیم مگر من فکر می کنم وقتی که شای شان داریم وقتی که دست به دامن ایسای مسیح شویم و از او بخواییم او به جواب نمیمونه ای ادمی نانم هست و خود ایسای مسیح گفته هر چیزی که میخواین در نام بخواین پدر به نام بر شما میته و خداوند میفهمه ما به چی نیاز داریم مهم نیست که ما باید پول و پیسه داشته باشیم و نیاز حقیقی ما رو او میفهمه و او نجات هست و زندگی عبدی در ایسای مسیح هست بله دیگه من شنبنده عزیز مارا که مشکلات دارن و تمام ما مشکلات داریم و این زندگی پر از مشکلات هست من تشفیق شان میکنم که دوست های عزیز هایش میکنم که دامن ایسای مسیح رو بگیرین به نام ایسای مسیح دعا کنین و من صد فی صد برای تانه اتمینان میتونم که شما تجربه نو میداشت باشین خب تشکر جوا جان که دوست های شنبنده ما رو در جیران قرار دادین و از کلام خدا آنها رو آگاه ساختین شاید جان از شمام تشکر میکنم و بازم از شنبنده عزیز ما میخوام که لطفا بازم برما تلفون کنین امروئی ما در ارتباط باشین اگر پیشناد داشته باشین یا کدام انتقاد داشته باشین هر چیزی که دارین لطفا برما بگوین و ما با امید خدا کوشش میکنیم که برتان زنگ بزنیم و امروئی شما هم در ارتباط باشیم فیض و برکات خداوند امروئی شما باشه آمین مهرابانی جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جانی ما بووان مهرابانی جنگل زبابوان دوستان مهرابان اگر شما ميل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنادهایتان را امروئی ما مطرح کنید لطفا به شماره تلفون 0001 541 550 721 31 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسه هاییم گفت مهرابانی جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جانی ما بووان مهرابانی جنگل زبابوان مهرابانی جنگل زبابوان مهرابانی جنگل زبابوان دردگار پیت مانگار پیدابوان بادگو آدشگی چشمه مهرابان مهرابانی گوهره یکتابوان مهرابانی جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جانی ما بووان مهرابانی جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جانی ما بووان دوستانه عزیز در این بخش از برنامه خیش توجه شما عزیزان را به بخش اول فصل ششمه انجیلی یهانه که به شکل شعیر توسط دکتر عباس آریانپور سروده شده و توسط همکار ما دکلمه شده جرف می نماییم مهرابانی گوهره یکتابوان مهرابانی جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان مهرابانی جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان اتر جسم و اتر جنگل زبابوان خرامان روی آب در یاروان زندگام بر آب نور جهان حراسان شده جمله آن گروه بگفتند ایسا بود روی کو بعدشان چونین گفت ایساس پس منم پس نترسید اکنون زکست نمودند پس خلق آهنگ آن که ایسا به کشتی برند آن زمان همون لحظه کشتی به سائل رسید سهی و سلامت به منزل رسید بدیدند مردم دگر گام داد که ایسا به سائل همه ایستاد جماعت شده برش گفتی دو چار چون ایسا نگشته به زورق سوار شده سوی تبریه آنگا روان گروه به زورق نشسته ایان رسیدند آن جاک ماهی و نان به مردم اطا کردن نور جهان چون دیدند استاد آن جا نبود به دنبال و جمله رفتند زود جماعت به دنبال و آمدند کفرناهم آنگا داخل شدند چون دیدند ایسا به دریا کنار شدند آن جماعت به حیرت دو چار بدان خلق ایسا به گفتا چونین زمن بشنوید آمین آمین نخواهدم از بحر آن موجزات ولی چون که نان کردم التفاد برای غذا نمایت کار که تا هست دنیا بود پایدار خوراکی که باقی است تا جاویدان زه فرزند انسان اطا کرددان چوی از دان زده محر بر این خوراک بشرگر خورد زان نگردد حلاک جماعت به گفتند ای استاد بما ده تو حکم خدا جمله یاد به گفتا به مخلوق ایسا چونین که این است حکم الهی یقین که بر مرسل حق کنون مردمان بیارند ایمان همه به گمان به گفتند اجاز بنما بما که دانیم زان رو تو را پیشوا بس ایمن و سلوا به اجداد ما خدا کرد اندر بیابان اطا که مکتوب گشت است اندر کتاب که از آسمان دادشان نان و آب چونین داد پاسخ به گفتارشان که موسا نداده است نان زاسمان پدر کرده نان حقیقی اطا زه الطاف خود بر بشر از سما که نان حقیقی رسد زاسمان که بخشیده هستی به خلق جهان به گفتند مردم خداوند ما همیشه از این نان بما کن اطا به گفتا منم همچونان حیات که بخشم به دنیا زمرگم نجات هران کس که گردد سوی من روان نماند گرسنه دیگر در جهان هران کس که ایمان بمن آورد دیگر تشنه اندر جهان که شود ولیکن شما را بگویم کنون گناه شما هست بشک فیزون چوبا چشم دیدید نور جهان ولیکن ندارید ایمان بدان کسانه که بخشیده بر من پدر شتابان دنبال من سر به سر من آنان نرانم زی خود هیچ گاه ده همان در آغوش مهرم پناه چکردم زی افلاک از آن رو نزول که ميل پدر را نمایم قبول پدر را اراده بود این چونین که حالک نگردد کس از مومنین قیامت نماید در واپسین زی الطاف من جمله مومنین فرستنده دارد اراده چونین که هرکس بداند به سر را امین بیا بد حیات عبد بگمان بشادی کند زیست تا جاویدان موسیقی