یافتن صلح و آرامش

  ۱ ساعت

  ۲۰ فِورِیه ۲۰۲۴

ما شهادت خواهرمان را تماشا کردیم و شنیدیم. ده سال بیمار بود. او آرامش نداشت، پدرش را به دلیل بیماری از دست داد. او ناامید و عصبانی بود. او به مدت یک سال و نیم به کلیسا رفت و به کلام خدا گوش داد. او گفت که همیشه نماز می‌خواند اما صلح و آرامش نداشت. هنگامی که یک مسیحی برای او دعا کرد، او تسلی یافت. من و شما می‌توانیم با ایمان به عیسی آرامش و صلح پیدا کنیم.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند رحیم و مهربان به برنامه راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، سیعتمند و سریحال باشین. از اینکه با ما در هفته گذشته تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار استیم، ما همیشه خوش میشیم که از شما بشنوید. بخصوصی که چه حال دارین، از کجا زنگ میزنین، ویا نظر، انتقاد، سوال، پیشنهادی اگر داشته باشین، در برنامه ایسای مسیح دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کنه، خداوند دست شما را بگیره. دوستای عزیز، در برنامه گذشته ما درسهایی را در مورد اصول رحبری خدمتگذار شروع کردیم و درس اول ما در مورد گوشدادن بود. امید از این که چگونه ما باید به دگرها گوش بدیم. ببینین شنیدن با گوشدادن فرق داره. شنیدن هر چیز را ما میشنویم. صداهای مختلف اما گوشدادن یه است که به کدام صدا ما توجه میکنیم. به کدام صدا ما توجه میکنیم او گوشدادن است که ما در رفته گذشته صحبت کردیم. در این هفته امروز میخواییم در مورد دومین اصل رحبری خدمتگذار صحبت کنیم که او عبارت از همدلی است. هنگامی که ایسای مسی در بغل چابایی زن سامری ملاقات کرد به او همدلی کرد. یهودی ها خوش نداشتند که با سامری ها هیچ گونه رابطه داشته باشند. حتی صحبت کنند. یهودی ها حتی سامری ها را نه تنها که دشمنشان بود بلکه منعیس انسان نمیشناختند. اما ایسای مسی که یک یهودی بود ای میره و با زن سامری چی میکنه؟ یه سر صحبت باز میکنه و میخوای که او را کمک کند. این مربوط به این است که خود ایسای مسی همدلی را نشان داد. و این مربوط به این نبود که او زن چی گذاشته داره یا چی میگن. در یه هنا فصل 4 آیه های 28 تا 30 ما میخانیم. یه هنا فصل 4 آیه های 28 تا 30 در اینجا این فصل در مورد این یسای مسی و زن سامری آغاز فصل و 28 تا 30 میگه زن کوزه خود را به زمین گذاشت و به شهر رفت. و به مردم گفت بیاید و مردم را بینید که آنچه را تابع حال کرده بودن به من گفت آیا این مسیه نیست؟ پس مردم از شهر خارج شده پیش ایسا میرفتند. یعنی این همدلی ایسای مسی بود که واقعا اون مسیه خدا بود و خواست که مردم را کمک کند. همدلی همیشه حزینه داره و نیاز به تصمیم داره. همدلیه تو نمیشه که ما بگویم خب ارکست که یک کسی سر رای ما آمد ما امروش همدلی میکنیم. نه ما باید تصمیم بگیریم. ما باید از وقت خود بگذاریم. بعض اوقات باید از لحاظ پولی کسی را همدلی بایش کنیم. باید از وقت خود از احساسات خود همه چیست. یعنی حزینه داره و نیاز به تصمیم داره. ما باید تصمیم بگیریم که چی کنیم؟ یک کسی دیگر را کمک کنیم. یک کسی دیگر را بایش همدلی کنیم. این تیادور روزولد ایک جمله مخصوص داره که میگه هیچ کس اهمیت نمیدهد که شما چقدر میدانید. یعنی به این که ما چقدر میدانیم کسی ایر اهمیت نمیدهد. تا زمانی که بدانند شما چقدر به آن شخص اهمیت میدهید. یعنی ما اگر به کسی اهمیت بدیم او وقت است که طرف مقابل چی میکنه؟ به ما توجه نشان میده. همدلی کار سخت است و مستلزم ازی است که ما آسیب پذیر باشیم. چرا؟ وقتی که همدلی میکنیم شاید نفرهای مختلف گفت های مختلف بزنه. شاید فکر دگیر کنند وقتی ما همدلی نشان میدیم. او مربوط به ما نیست. او کار خودش نشان است. رابطه بین همدلی و آسیب پذیری بسیار است. بعض اوقات ما شما یک کار را میکنیم، طرف مقابل خوش نمیشه. بجایزی که خوش شد و خفا میشه. یای که گفت های مختلف بزنه. این امکان وجود داره ولی چاره نیست. همدلی و آسیب پذیری با هم بعض اوقات یک جای میرند. و موضوع دیگر هم وقتی ما همدلی میکنیم باید نظر دیگر ها را هم داشته باشیم. یعنی نظر گرفتن دیگر ها. یعنی که اونا چی نظر دارند. وقتی دیگر شخص دیگر را ما اشتراک میگذاریم یا نظر آن را در پیش خود میگیریم باید بتوانیم دیگر شخص دیگر را به انوان حقیقت تشخیص دهیم. وقتی ما شما همدلی میکنیم، نفر مقابل مختلف چیزها میگه. مثلا خانم سامری وقتی با عیسای مسیح ملاقات کرد. عیسای مسیح از او پرسان کرد، سوالا کرد. او نظریات مختلف داست. ولی عیسای مسیح با او چی کرد؟ حقیقت را گفت. ما هم همیشه چی میکنیم؟ حقیقت را میگیم وقتی همدلی میکنیم. و موضوع دیگر چی است؟ موضوع دیگر قضاوت نکردن است. وقتی شما همدلی میکنین یک کسی در مشکل وجود داره یک کسی بسیار وضعیت خوب نداره با او میخوایین همدلی کنین ما ضرورت نداریم که قضاوت کنیم. مثلا فرض میکنیم یک کسی اشتباه میکنه در نتیجه شعلتش بد در زندگی روخ میده. ما ضرورت نداریم که او را قضاوت کنیم که بیادر تو این کار را کردی بخاطر از این کار را کردی. یعنی قضاوت کنیم، داوری کنیم. ما در همدلی ضرورت به قضاوت کردن نداریم. وقتی که ما کسی دیگر قضاوت میکنیم در ایقت ما امو تجربهی که او داره او را مدنظر نمیگیریم. او را نادیده میگیریم. چیزی که او از او گذاشته. چی واقعیت حوادث زندگی باشه. چی در روابط باشه. روابط زناشویی. روابط والدین و اطفال. همه چیزها هر روابطی که باشه ما وقتی کسی را قضاوت میکنیم در ایقت تجربه از او را مدنظر نمیگیریم. و بعض اوقات ما خود ما پیش خود فرزیات میکنیم. که ای آدم اینی کار را به خاطر ازی کرد. آدم خوب نیست یا آدم احساساتی است یا هر چی. خود ما پیش خود وقتی داوری میکنیم. قضاوت میکنیم. فرزیات را برخود میگریم. و مهم از ای از که باید از تعصبات کنار بریم. از تعصبات کنار بریم. ببینید. ایسای مسی وقتی در بغل چهار رفت و با خانم سر صحبت شروع کرد. از چندین تعصبات یهود کنار رفت. اولی که یهودی ها با غیر یهودی ها گپ نمی زدند. این یک تعصب رفت. این شکستان تعصب دیگری که مرد ها با خانم ها صحبت نمی کردند. خانم ها جای در اون فرهنگ یهود نداشت. ولی که ایسای مسی این تعصب را هم شکست. از تعصبای خود چی کنیم؟ کنار بریم. تعصبای خود را بشکنیم. سوم. اول گفتیم ما باید نظر دیگرها را مدنظر داشته باشیم. در نظر بگیریم. دوم. داوری و خضاوت نکنیم. سوم. شناخت اواطف دیگران یا درک احساسات. ما باید دیگرها را درک کنیم. ببینید. همیشه ما یک اصطلاح داریم. انسان با درک است. یعنی ای که چی می کند؟ کسی که بادرک است چی می کند؟ کہ احساسات خشدار نمی سازد. بلکه احساسات دیگر را درک می کند. کلام خدا میگن با کسی که خوش از خوشی کنید با کسی که غم دارد غم شریکی کنید. ای تو نباشد که ما با کسی که خوش از غمگین باشیم و با کسی که غم دارد به اون خوش باشیم. با کسی که غم دارد غم شریکی می کنید. با کسی که خوش از خوشی می کنید. ای بسیار مهم است. یعنی احساسات دیگر را، عواطف دیگر را ما درک می کنید. و مهم در این است که احساسات را عواطف از آنها با ما در ارتباط باشد. متوجه باشید یک چیزی که مسیحی ها دارند همیشه می گنند ما بسیار زود گریه می کنید. ما امی لحظه یک صحبت با یکی از دوستا داشتم یک فقط پنج شش دقیقه پیش و وہ از زندگی خود قصه کرد. هر دوی ما در حالتی بودیم که باید گریان می کردیم. یعنی گریان کردن کدام کار بده نیست. امتحان که خوشی کردن کار بده نیست. گریه کردن هم کار بده نیست. یا گناه نیست. و ما باید چیکنیم تمرکز داشته باشیم بر کسی که او را کمک می کنیم. و مهمترین چیز با دو چشم سیل کنیم. سیل کنیم. ببینیم. به طرف مقابل. وقت اونا صحبت می کنند. وقت احساساتشان را درک کنیم. ای بسیار مهم است. ارتباط با درک خود از احساسات یک فرد هم موضوع چارم است. مهم است که نه تنها درک خود را از عواطف یا احساسات دیگران بیان کنید بلکه آنها را تأیید کنید. مثلا شما بارها دیدیم وقتی کسی را می بینید مثلا شما یک گفت که قصه می کنین طرف مقابل سر خود را شور می دهد. یا تأیید می کند. می گه بله شما
امی کار سرگزشت دیدین. بله امی کار صورت گرفته. یعنی تأیید کردن بسیار مهم است وقتی که ما عواطف دگرارا درک میکنیم. اونا را چی میکنیم؟ تأیید میکنیم. و وقتی ما اونا را تأیید میکنیم و وقتی درک میکنیم ای با این معنی است که ما اونا را میپذیریم در امو حالتی که هستند. ببینید بسیاری از رهبرهای مسحبی یا رهبرهای سیاسی هر کسی که است هر کسی پیش از اونا رفته نمیتونند. شما باید از چندین جای تیر شوید اجازه بگیرین باید خدا پاک و منظب سازید ولیکن ما چی است؟ ما مسیحی همونطور که ایسای مسیح همه کس را میپذیرفت. امو جایی که است که مثلا گناهگار بود امو جایی که قرار داشت میپذیر. خداوند از گناه نفرد داره. ما گناه کسی را چی نمی کنیم، نمی پوشانیم یا گناه کسی را قبول نداریم ولیکن فرد را که با او همدیلی میکنیم در هر حالتی که از او را میپذیریم. در اون جایی که در اون نقطهی که از زندگی است. شاید یک نفر در زندگی گناه آلود باشه. ما نمیتونیم انتظار بکشیم که خب باش هر وقت که یکی از گناه خود طوبه کد با زو وقت من امروز ای همدیلی میکنم. نه نه دستای عزیز. ایسای مسیح انسانها را در اون حالتی که بودن دوست داشت و ما هم انسانها را در حالتی که هستن امو دوست داریم و با اونا همدیلی میکنیم. این موضوعی بسیار مهم است. که شما اونا را مپذیدین و اونا را تصدیق میکنین و درک میکنین در همه حالتی که هستن. یعنی در حالتی، حتی اگر در حالتی گناه باشن. ما کسی را، ما این خدا است که انسانها را چی میکنه اصلاح میکنه. ما فقط کاری که میتونیم این است که محبت نشان بدیم و اونا را درک کنیم. که چرا در این حالت قرار گرفتن. از قضاوت کردن دوری کنیم. از اینکه ما به حساب بخواییم که اگر بخواییم وقت ما مصرف نشان. بعض اوقات یک کسی همدیلی میکنه می آیا میگه بیادر با یک کسی که مریض است یا یک کسی که با کمک ضرورت داره یا میخوای با او صحبت کنه. میگه بیادر ما یک تنها پنج دقیقا وقت دارم در این پنج دقیقا امرایت همدیلی میکنم. نه ایتونر نمیشه. همدیلی شکل از ما و شما میدانیم فرهنگ افغانستان است. شما میشینین, چای میخونین, صحبت میکنین. از جاهای مختلف کمک ضرورت داشته باشه. کمک میکنیم. یعنی همه چیزها پارت بخش از همدیلی است. بخش از همدیلی است. بخش از همدیلی است که یک اصل بسیار مهم رهبری خدمتگذار است. و چالش های هم وجود دارد در همدیلی. یکی از چالش هایی است که وقتی مسیحان همیشه همدیلی میکنند. شاید طرف مقابل اونا را درک نکنند. که چرا همدیلی میکنند. شاید سوال شد. چرا همدیلی این کار را میکنند. شاید کسی که اگر وقتی افغان ها همدیلی میکنند. مقصد از این همدیلی چی است؟ مقصد از این که این ما را میخوای کمک کنند چی است؟ شاید یک هدف دیگر دارد. یعنی مردم شاید درک مختلف داشته باشند وقتی ما همدیلی میکنند. این یک چالش بزرگ است. و دوهم هم این است که رهبرهای خدمتگذار هم چالش دیگر شی است که ما چون بسیار مصروف هستیم. هر رهبری که باشه مسیحی. چون مصروف هستیم شاید وقت به همدیلی نمیمانند. وقت دیگر به همدیلی نمیمانند که چطور شما همدیلی کنید. باور کنین اینجا هم در کشورهای غربی شما اگر بخواین یا بعض اوقات یک کشیش را یک کشیش کلیسای بزرگ است بخواین ببینین شاید هفته ها طول بکشند. که کشیش وقت ندارد. این مطابق کلام خدا نیست. ما باید وقت بگذاریم. ما باید چی کنیم؟ واقعا هدف مند همدیلی کنیم. و بعض خود رهبرای خدمت گذار میگن ما وقت نداریم. نه. وقته ایچ کسی نداره. اما وقت را ما باید پیدا کنیم. ما هدف مند وقت را پیدا کنیم که به دیگرها همدیلی کنیم. چی به خانواده ما باشه. چی به کسی که از قوم دیگر باشه. حتی دوستای عزیز ما همیشه مشوره میتیم حتی همدیلی با کسایی که استبار و قوم و گزشتی خودتان نیست او بیشتر ارزش داره. او بیشتر ما را کمک میکنه. او بیشتر ما را کمک میکنه. خوب دوستا بیاین بریم یک شهادت را گواهی را از خوهر ما ببینیم. دوباره برمیگردیم. من در خدا میگفتم خدای این چی دنیای تو خرخ کردی؟ کاش یک روز تو هم مثل ما انسان را روی زمین بیایی زندگی کنی جای بندهات زندگی کنی روی کوره زمین و بفهمی که چه دنیای خرخ کردی. سلام عرض میکنم برای همه رنج کشیده هایی که پشت رای نجات میگردن. ای که همیشه نماز میخاندم دعا میکردم و به خاطر سختی هایی که داشتم همیشه ترس از خدا داشتم. و هیچ وقت خدایی باقیی را نمیتونستم تصور کنم. وقتی نماز میخاندم یا دعا میکردم یا زیارت میرفتم هیچ لذتی دعا نمیداد. هیچ آرامشی دعا نمیداد که من او آرامش را دریافت کنم. همیشه حالت بدی داشتم. هیچ چیزی نبود که من را آرام کنه. اگه نماز میخاندم از روی ترس بود دعا میکردم روی ترس بود زیارت میرفتم به خاطر که مشکلات خودم حل شد. و هیچ لذتی نداشت برای من. من مجبور بودم در او جامعه که زندگی میکردم هم یک زن باشم و هم یک مرد و در خانه مجبور بودم زن باشم و در بیرون مثل یک مرد چون که مجبور بودم برم بیرون کار کنم. و همیشه از خدا گله داشتم که چرا؟ چرا باید زندگی اینقدر سخت باشه؟ و چرا خدا این دنیا را خرخ کرده؟ و خود خدا فقط تماشاچیه و هیچ چیزی بنده هاش را درک نمیکنه و شاید این دردهایی که ما میکشیم خدا درک نمیکنه اینا را فکر میکردم از لحاظ جسمی که خودم مریض بودم و به قول خیلی ها ناقص بودم و همیشه از این رنج بردم که خدایا تو که این همه بدبختی دمه دادی خانواده درست که دمه ندادی فامیل ما اصلا پاشیده بود بخاطر جنگ و بخاطر خیلی تیزه دیگه چرا خودم از لحاظ جسمی سالم نیستم؟ تو که میدانستی من این همه بدبخت هستم از ده سالگی یا زه سالگی که مریضی من شروع شد تا زمانی که 19-20 سالم بود و همیشه پیش داکتر میرفتم و داکتر میگفت میگفت مریضی مثل یک مادرزاد امکان نداره که خوب بشی تو وقتی که من در ایران زندگی میکردم پیش داکتر میرفتم و اونجا هفته تیر یک پارکی داشت در نام پارک عزت مریم و یک طرف دیگه شم کلیسا بود هر وقتی در مجسمه مریم و مسیح میدیدم میگفتم یا حضرت مریم تو یک زنی تو فقط میتونی من را درک کنی در خدا میگفتم خدایا یا این که من خوب میشوم یا اگه خوب نشوم من یک مسیحی میشوم چون دیگه زندگی برای من اینقدر سخت بود ایژ معنایی نداشت که بخواهم زندگی من ادامه بدوم وقتی اون عمل برای من انجام دادم وقتی دوش آمدم و دکتور گفتش که تو خوب شدی تا حدودی ولی امکان داره دوباره تو در همون حالت برگردی و مریضیت برگرده من تا حدودا سه ماه خوب بودم و در خدا میگفتم چرا من برای سه ماه فقط خوب شدم بعد اون ذاشت های دیگه که داشتم نه تنها خودم مریض بودم پدرم مریض بود و بعد یک مدت مریضی سختی که پدرم کشید و او از دنیا رفت و بعدی یک سال از فوت پدرم من طرف کشور اروپا آمدم و وقتی در کشور اروپا آمدم من همون حالت مریضی رو که داشتم هیچ بلکه افسردگی و مریضی روحیم الایم نمی داد و همیشه بخاطر خیلی چیزا غصه مخاردم و ای که پدرم از دست داده بودم و غصه ای اورم مخاردم و وقتی اینجا آمدم چیزایی که من از یک مسیح شنیده بودم یا از کشور اروپا شنیده بودم همه ای اونا دروخ بود اولی چیزی که دیدم ای که باران بزرگترین نعمت خدا برای من بود دیدم اینجا همیشه باران میبارم من گفتم خدایا اینا که کافرند چرا توی مملکت کافر تو این همه داری؟ بعدی یک مدت که با مردم مسیح آشنا شدم و در کلیسا رفتم و برایم دعا شد تا یک و نمی سنم
من در وسیع رو نه یا ورده بودم، فقط می رفتم و فقط گوش می کردم. و بعدی یه مدت که رفتم کلیسا و بیماری خودم و از همه لحاظ، وقتی می دیدم برای دعا می شه، من آرامش پیدا می کنم. با او نمازی که می خواندم، با او دعایی که می کردم، خیلی فرق داره. اینجا دیگرم برای دعا می کرد، من آرامش پیدا می کردم. این برایم خیلی مهم بود. برای دعایی که می خواندم، من آرامش پیدا می کنم. برای دعایی که می خواندم، من آرامش پیدا می کنم. وقتی که من از اونجا آمدم و برایم دعا کردم و من خیلی سبک شدم، یک چیز از بدن من خارج شده بود، اصلا سبک شده بودم. و یک روح و جسم دیگه پیدا کردم. در اون جایی که بودم، قلب و زندگی من در عیسای مسیح دادم. چرا که اونجا چیزایی که دیدم و حس کردم، برای من خیلی شیریم بود. خدای محبت را درک کردم. مهم اینه که بتانه دلت سبک کنه. من عبادت می کنم و دلم سبک نبود. ولی اونجا دعا کردن دل من سبک شد. و آرامش اومد به نام عیسای مسیح آرامش اومد در وجود من. اونجا برای من دعا کردن از اونجا آمدم، دیگه ترسی نداشتم. چرا که من یک چیزی تازه ای را دریافت کرده بودم. و دیگه برای من مهم نبود که بقیه بگه مسیح هست یا نیست. من دوست شدم این را در همه بگم که من نجات را دریافت کردم. خب من قد ایماندارای زیاد رو شدم و از کتاب مقدس خوندم. و چیزی که با عقل خودم و با دل خودم و با قلب خودم درک کردم. و فهمیدم. و چرا که من یک طفل نبودم و من یک آدمی بودم که دیگه 20 سال از عمرم گذاشته بود. الان 22 سالم بود که وقتی من در مسیح ایمان آوردم. ما جمع شدیم با یک گروه ایماندارای قدیمی در یک جایی برای یک افته جمع شدیم. که برای دعا برای کتاب مقدس خوندم برای بیبیل. و من خیلی ها را باش آشنا شدم. خیلی هایی که ندیده بودم و تازه دیدم و وقتی که از علم وا فهمیدم که وا چقدر تحصیل کردن، چقدر علم دارن، چقدر کشور ها را دیدن و این برای من چی شد؟ یک سال شد گفتم که وقتی که یا اقدر دانایی دارن، اقدر علم دارن و می فهمند تحصیل کردن و یا می تانستن اگر مسیح دروخود می تانستن دین دیگه ای را انتخاب کنند. وقتی پیش دکتر رفتم، دکتر گفت مشکل خاصی نداری تو خوب می شید. و این شفا را من با مسیح دریافت کردم. روزی که من در مسیح ایمان آوردم و اون شفا را من دریافت کردم و امروز خوبم. ولی بعد اوی که من با مسیح آشنا شدم، شخصیتی که برای من وجود آمد، همه را به چشم او می بینم. و این تغییر در ما آمد که بتانم انسان ها را همه را یک رقم ببینم. همه را یک جور دوست داشته باشم. چرا که خالق ما او را دوست دارد، چرا که خالق ما نجات دهنده ای فرستاد که همه در او ایمان بیارن و همه نجات پیدا کنند. بعد از ایمان وجود ما تغییر کرد. او چیزی که روی دل ما سنگینی میکد، او چراقم از ما گرفته شد. چراقم ثبوت شد و چیزی بود که مسیح در ما داد. پیغام ما برای همه خانوما ایه که راه و راسی و حیات مسیح در کتاب مقدس آمدن و میتونن که بخانن. و هر کسی که میخواهی مسیح زیادتر بشناسه و بین راس و دروغ، بین تاریکی و روشنایی میخواهند راهی را پیدا کنند، فقط با کتاب مقدس. اگه او را بخانند، خودشان در همه چی میرسند. اکرابوی زن tablet اend zombie بینندگانه گرامی、 آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس رفت هواعت برای ما پیان بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم شما شهادت و گواهی از این خواهر ما را دیدین واقعا زندگی ما افغان ها تقریبا بسیار چیز های مشترک داریم که یکی از او جمله محاجر بودن است ملیون ها افغان از افغانستان با پاکستان و ایران و دیگر کشور ها محاجر شدند و انواز هم این محاجرت دوام دارد و در سال 1999 هم وقتی محاجر در پاکستان بودیم مانند ملیون ها افغان دیگر امی رقم ما هم هیچ گونه صلح و آرامش نداشتیم از ترس از پولیس، ترس از روزگار، ترس از آینده نامعلوم یعنی مختلف چیزا مارا پریشان ساخته بود در اون سال در 1999 هم وقتی کتاب مقدس را خاندم امی متا فصل 11 ما بر شما هم میخوایم امی را بخانم متا فصل کی مشابه است با گواهی خوهرما متا فصل 11 آیه 28 میگه ای تمامی زحمت کشان یعنی درقت ای تمامی محاجران ای تمامی کسایی که مشکلات دارین وگران باران نزد من بیاید و من به شما آرامی خواهم داد یوغه مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا من نرمدل و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت زیرا یوغه من خفیف و بار من سبک است در ای آیت ها ما میبینیم که ایسای مسیح چی را میگه؟ به تمام ما میگه، به تمام محاجرین به تمام افغان ها چی میگه؟ میگه شما نزد ما بیایید و من میگه به شما آرامی میدم ببینین خواهر ما هم در زندگی خود گفتند من تقریبا ده سال مریض بودم ده سال مریض بودم یعنی از سن ده سالگی تا نزده سالگی بسیار یک مدت طولانی است که یک کسی مریض باشه به طور دوامدار مریض باشه و وقتی که حتی داکترم امالیات کرد گفت که تو شاید این مریضی تو بر چند ماه خوب باشه ولی این خواهر ما سوال میکرد آرامش نداشت سوال میکرد که چرا مریضی من ده سال مریضی داشتم و بعد از امال هم شاید چند ماه دیگه تنها خوب باشم چرا چرا چرا و ما هم این سوالات را هر کدام ما داریم ولی نقطه از این کجا است؟ نقطه پایان از این ایمان است وقتی ما به خداوند به عیسای مسیح ایمان میاریم در اونجا است که ما چی میفیم در حواب سوال های خدا یک با یک پیدا میکنیم وقتی ما اولا به عیسای مسیح ایمان میاریم شما در اناجیل میخوانید که وقتی عیسای مسیح شفا میداد کور را بینا میکرد یا شل را میگشت بسیار جای میگه ایمانت ترا شفا داد ایمانت میگه ترا شفا داد ایمان بسیار مهم است قدرتی که در ایمان است باور کنین که در بسیار چیز ها نیست قدرت ایمان قدرت بزرگ است ایمان چی میکنه؟ ما را کمک میکنه که شفا بیافیم و ایمان به کی؟ ای بسیار هم ما به چیزهای نمعلوم یا به چیزهایی که وجود ندارن ایمان نداریم بلکه ما به شخص به عیسای مسیح ایمان داریم که او از آسمان به ای دنیا آمد و پادشای خدا را موعزکد در صلیب جان خدا داد قبر گذاشت شد و در روز صبح هم زنده شد یعنی ما به شخص ایمان داریم به شخص عیسای مسیح ایمان داریم و همچنان کلام خدا میگه با زخمهای او با زخمهای عیسای مسیح ما شفا یافتیم یعنی عیسای مسیح هم ما را از گناه شفا میده گناه هم زخم داره بسیار زیاد زخم گناه
از گناه شفا میده و همچنان او کمک میکنه ما را جسم ما هم شفا پیدا کنه. ولی وقتی که ما ایمان میاریم، شفا در مسیح وقتی آغاز میشه که ما به ایسای مسیح ایمان میاریم. و وقتی که ما ایمان میاریم از گناه شفا پیدا میکنم. چی میکنه؟ ایسائی مسیح امچان با ما چی میده؟ آرامش میده. ببینید دوستان مشکلات شما شاید کم نشد ولی آرامش میده. ایسائی مسیح در یوهانه فصل چارده آیه بیستاف چی میگه میگه؟ سلامتی برای شما بجام میگذارد. یعنی آرامش، سلح، من سلامتی خود را به شما میدم، دنیا نمیتوند آن سلامتی را به طور که من به شما میدم بدهد. دلهای شما پریشان نشود و ترسان نباشد. بغض نورن بعد، در این دنیا وقتی ما میبینیم دنیا آرامش داده نمیتونند پول کسی را آرامش داده نمی توند کدرت آرامش داده نمی تونند موقعیت آرامش آرامش داده نمی تونند مقامعیت آرامش داده نمی تونند ایدونها اکثر از ماران آرام میصازد در هر جایی که باشیم، چی در افغانستان، چی در پاکستان، ایران یا کشورهای غربی دنیا آرامش نمیدهند ولی ایسای مسیح میگه میگه من آرامش که خودم دارم بر شما میدهم ایسای مسیح جی میگه برای شما به جا میگذارم من سلامتی خود را به شما میدهم ای بسیار چیزی ایک مسیحی مهم است که بعد از ایمان به ایسای مسیح باوجود میاد دنیا نمیتوند آن سلامتی را به طور که من به شما میدهم به دلهای شما پریشان نشود چرا؟ بخاطر از این که ما یک تهداب بسیار مستحکم داریم تهداب ایمان ما ایسای مسیح است او استوار است، او مستحکم است، او همیشه است، او زنده است ای تهداب همیشه با ما است و به این خاطر میگه ایسای مسیح میگه پریشان نشود چرا؟ بخاطر که میگه ما چی شدیم؟ برای دنیا پیروز شدیم ببینید ایسای مسیح در صلیب جان خدا داد در قبر گزاشته شد یعنی در این دنیا در قبر گزاشته شد یعنی ای که بسیار شیطان یا بسیار کسا شاید فکر میکردن خب ای در قبر گزاشته شد مانند هزارها ملیون هانسان دیگر ولی وقت از قبر دوباره بر آمد وقت دوباره زنده شد وقت رستاخیز انجام شد در این وقت است که ایسای مسیح در دنیا چی شد؟ پیروز شد و در اینجا هم میگه میگه با او خاطر شما پیشان نباشید نبا خاطر از اینکه مشکلات ما کم میشد بلکه بخاطر از اینکه ایسای مسیح در دنیا پیروز شد ایسای مسیح در دنیا پیروز شد ببینید ای خواهر ما هم و میگه که ما یکونیم سال به چی رفتم؟ یکونیم سال به کلیسا رفتم میگه گوش میکدم و یک موضوع مهم را انوز هم مسلمان بوده یک موضوع مهم را هم گفت گفت وقتی که گفت ما نماز میخاندم ولی ما آرامش پیدا نمیکدم ولی وقتی که مسیحی برما دعا میکد ما آرامش پیدا میکدم ببینید چی معنا داره؟ این موضوع در این نیست که کی است این موضوع در این است که ما به چی شخص ایمان داریم ما به چی شخص خواهشای خود را میبریم وقتی شما خواهشایتان را به ایسای مسیح ببرین وقتی ایمان داشته باشید که ایسای مسیح نجات دهنده شما است شما جواب میشنوند و جواب همیشه چی است؟ آرامش است همیشه سلامتی است ایسای مسیح میخواهی که آرامش خود را به ما بده ایسای مسیح میخواهی که سلامتی خود را به ما بده همچنان در فلیپیان در اینجا پولیس رسول چی میگه؟ میگه پیوسته در خداوند شاد باشید ببینید شادی با خوشی فرق دارد ولی شادی در قلبی است ما نخوش میتانیم باشیم اما شادی ما همیشه است چرا این شادی را داریم؟ بخاطره که ما به مسیح ایمان داریم باز هم میگویم خوش باشید مهربانی و ملائمت شما در رفتار تان با دیگران آشکار باشد آمدن خداوند نزدیک است یعنی ما خوش باشیم چرا؟ ما ایمان داریم که امتوکه ایسای مسیح به آسمان رفت دوباره بر میگرد و ما بخاطره که ایسای مسیح در زندگی ما به ایمان داریم ما چی استیم؟ شادی قلبی داریم و این شادی قلبی به وجود می آید این چی میتوند برما؟ این آرامش میتوند آرامش ظاهری هم میتوند ببینین بعض کسا را میگن خونسرد است یعنی خونسرد به این معنا نیست که هست احساس ندارد بلکه خونسرد هم میتوند به این معنا باشد که ما چی میکنیم؟ ما شادی قلبی داریم ولی مشکلات وقتی روخ میتوند ما چی میکنیم؟ حوصله میکنیم ما دعا میکنیم و ما بعض اوقات روزه باید بگیریم و چی میکنیم؟ حوصله و شادی خود را از دست نمیتیم شادی خود را از دست نمیتیم و این سلامتی را تنها ایسای مسیح میتوند بر شما بدن خوب دوستان بیاین بریم این صروت را با هم ببینیم بشنویم دوباره برمیگردیم موسیقی خانم همه میگن مادرها خستن همه میگن آسمون تلخه گستای کوچه یخ بسته خدیقی کن امینا به قوتی روحی صدفی و فی موعیدی بی منیکی من و تو تا تلوه ساز توی دستای مهربونش فرداها رو می سازیم با امید و ایمان و به هشت آفرین به هرم استاده است صدایش را می شنن نجاتم می بخشم مسیح پیروز است موت و لا حیات و لا قوه تقدیر تفسانه عن محبت الله نمیت حیات نمیش قدرت نمیتواند ما را از محبت شد و سازم برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم موسیقی دوست های عزیز ما به صحبت خود در مورد گواهی از این خواهر ما دوام می دیم یک چیزی که بعض اوقات خواهر ها و برادر های مسلمان ما در مورد گواهی های مسیح ها پرسان می کنند شما چرا همیشه میگن که ما آدم بد بودم یا اینقدر وضعیت ما خراب بود چرا همیشه گزشتیتون بد میگن ما دوست های عزیز وقت گواهی خود را می دیم به شمال از این خواهر ما که شما دیدین ما واقعیت زندگی خود را میگیم کسی چیزی که بد است او را بدتر نمیسازد یا اگر خوب باشد او را بد نمیسازد ما واقعیت زندگی چیزی که گزشته او را میگیم
اون رو میگیم که واقعاً چی حالت زندگی ما داشت. مثلا امی خواهر ما که شما گواهیش دیدین گفت ده سال مریض بوده، از ده سالگی تانوز ده سالگی. ای اک مدت بسیار زیاده است که شما مریض باشین و هیچ کس نتانه یا کسی نتانه شما را کمک کنه یا مریضی تان علاج نشد. ای واقعاً ما آفرین میتونم به امی خواهر ما که با وجود از ای هم خداوند او را نگاه کرده با وجود این مریضی و وقت که در اینجا رفته اتا عملیات شده وقتی که عملیات هم شده که فکر میکده که نالا خوب میشم ولی داکتر برش گفته که تو شاید تا سه مایه دیگه خوب باشید باست پس دوباره مریضی بیاید. اما چی است وقتی که ای خواهر ما اتا گفتن که پدر خودم از دست مریضی دیگه اینا از دست دادن ولی وقتی که با کشور اروپایی میرن در اونجا وقتی با مسیحی ها آشنا میشن وقتی که اینا کتاب مقدس را میخانن وقتی که امی گزشتی خود را میبینن و وقتی که ایمان میرن به ایسای مسیح ای خواهر ما به داستادگی هم ایمان ناورده ای اکنیم سال گفت من به قلیص ها رفتم و تنها میشونیدم. یعنی به ای چی میشده دعا میشده و چیزی که من واقعا جالب بودی بود که گفت من خودم نماز میخاندم آرامش پیدا نمیکردم اما وقتی که یک مسیحی بر من دعا میکرد من آرامش پیدا میکردم و وقتی که به ایسای مسیح ایمان میره چی میشه اتا از گناه خود شفا پیدا میکنه همچنان مریضی شفا پیدا میکنه و ای بسیار خبر خوش است ای خبر خوش بر هر کدام ما شما هم است وقتی ما به ایسای مسیح ایمان میره چی میشیم از گناه شفا پیدا میکنیم و همچنان شفای ایسای مسیح در زندگی ما جاری میشه مهم تر از همه شفای جسمی دعا دست ما درد میکنه یک دعای درد میگیریم یک دعا دردی میشه دعاها هم ما را شفا میده چیزی که مهم اسبابویی است که ما چی است؟ باید ایمان داشته باشیم وقتی ما به خداون ایمان داریم چی میکنه خداون؟ خداون فکر ما را شفا میده شفای فکر باور کنین دوستهاییز شفای قلب و فکر از شفای جسمی کرده مهم تر است که قلب و فکر ما شفا پیدا کنند که ما کسایی شویم که امو چیزی که خداون میخواهید یعنی از بدبینی از دروغگوی از فریبکاری از این چیزها خداون چی میکنه؟ میخواهید ما را اول تر از همه شفا بده وقتی ما به ایسای مسیح ایمان میاریم او چی میکنه؟ ما را کمک میکنه که چی شویم؟ صادق باشیم در زندگی خود محبت داشته باشیم حسود نباشیم و انتقام نگیریم ای هم امو تر که شفا جسمی مهم است شفا روحی روانی و همچنان قلبی هم مهم است و موضوع دیگر ای است که وقتی ما مریضی میشیم چی از لازه فکری یا روحی یا روانی همچنان جسمی ما هم مسیح هم به دکتر مراجع میکنند ولی ما به ایسای مسیح منحصر شفا دهنده ایمان داریم ولی خداون همچنان از طریق دکتر از طریق دوا دارو هم ما رو شفا میده یعنی ای تنها به ای مرانه است که مسیحا 24 سات دعا میکنند که خداون بدون هیچ کار رو شفا بده ولی خداون شفا دهنده است و میتونه شفا بده هر کسی را در هر جایی که باشه از هر گونه مریضی که باشه ما دوستای رو میشناسیم که مریضی سرطان یا مریضای دیگه که قابل علاج نبود بر اساس دست خداون همچنان ما دوستای رو میشناسیم که بر اساس دارو، داکتر و دوا شفای افتند یعنی حتی امو داکتر هم خداون چی کرده؟ برکت داده که دست هایشا که یک عمل کنه یای که داکتر نوشته کنه یک دارو را خداون از طریقهای مختلف شفا میده مهمترین شفایی که خداون میده ای است که میخوای روح روان ما را از جناه شفابه‌ته کسی که به یسای مسیح ایمان میاره یعنی همه چیز را در کتابه مقدس بخوانه زارت نیست وقت مام به یسای مسیح ایمان اوردیم بسیار چیز هم را از کتابه مقدس نمیفهمیدیم و آنه هم نمیفامیم ما تقریبا 24 سال مسیحی هستیم آنه هم کتابه مقدس بسیار چیز ها را را نمیدانیم کتابه مقدس همم جزایی بود اما خواهه بسیار چیز ها НамمITAنیم کتابه اصرای هست که داره بیشتره نمیدانیم ب 세صد که یاد پرسان پروخ داخلFih عرصه باقیهم پا YOURSELF مال کنن دلاس از کتابه مقدس ما از سوالهای ما Maybe Gillean مون دیگر بزاریم فصل 4 آیه های 4 تا 7 خانده میگه پیوسته ما بر شما باز هم میخوانم ای آیت هارا که شما بایاد داشته باشین یا پیش خود نوت کنین فصل 4 آیه های 4 تا 7 در اینجا پولیس رسول میگه میگه پیوسته در خداوند شاد باشید باز هم میگویم خوش باشید مهربانی و ملائمت شما در رفتار تان با دیگران آشکار باشد آمدن خداوند نزدیک است یعنی وقتی میگه آمدن خداوند نزدیک است به چی معنی است؟ به این معنی است که میگه خداها را حاضر ببینین که او دوباره بر میگرده خداها را حاضر ببینین میگه بخاطر خداوند شاد باشین ما شادی قلبی داریم بخاطر خداوند شاد باشین آمدن خداوند نزدیک است برای هیچ چیز تشویش نکنید بلکه همیشه در هر مورد با دعا و مناجعت سپاس گارید خداهای خود را در پیشگاه خدا تقدیم نماید خب ایمکان نداره ما انسان استیم ضعیف استیم که تشویش نکنیم ولی کلام خدا بر ما رحنماست چی میگه؟ میگه تشویش به هیچ چیز تشویش نکنید بلکه چی میگه؟ در هر مورد دعا کنید بهتر است که وقتی که ما تشویش در فکر ما رخ میده ما اول از ادد دعا کنیم ما بر خداوند دعا کنیم در خداوند لگفتید تشویش را از ما بگید امیوسوس را از ما بگید امیو پرشانی را از ما بگید من امیاوسوسات تشویش و امی پرشانی خودا من برتون میتم خداوند قادر است که تشویش و پرشانی و وسوس هاي شما را او بگیر دهد او بگیر و میگه سلامتی خدا است Totelha وافقان شما در مسیح ساعف سخوایت کرد میگم سلامتی خدا وقتی ما تشویش نکنیم وقتی ما دعا کنیم وقتی ایمان داشته باشیم سلامتی خدا چی میکنه سلامتی خدا که میگه مافق فهم بشر است دلها و افکار ما را در مسیح حفظ میکنه یعنی چی میکنه دل و افکار ما را پاک نگاه میداره باور کنین دوستای عزیز که پاک بودن دل ای بسیار در زندگی هر افغان بخصوص ما افغان ها مهم است چی گزشته های داشتیم گزشته هایی بوده که ما هیچ کسی ما نمیخوایم با اونجا برگردیم ما فکر نمیکنیم که هیچ افغانه بخوای با گزشته خود برگرده حتی اگر او گزشته تا حدود با حساب خوب بوده باشه نمیخوای با او برگرده بخاطره که ما خودما میدانیم که او گزشته خوبه نبوده حال ما به مراتب بهتر است خصوص پاس دیگر که منیا به ایسای مسیح worth ایمان میبرم نویشت نفر آینده در خوب از اینروز است شرط ایست که من در ایمان خود به ایسای مسیح باقی بمانم آینده در خوب از ایمان تا شرطان فکر دارم برای اِمان خود با ریشان ایسای مسیح امتحان غلط طریقی او pastiک و understand موسیقی ایسا ببینو به تنها نگاه دلم رو شفاده بگیر دست من را که گرمای دسته پناهه شبامه توی سخره من نترسم به دنیا نگاهت برامه توی رنج سختی پناهم به ایسا امیدم خداهم تو تنها نجاتی تو راه رخ بایی توی این ظلمه توها تو تنخواه سدایی به صورت رسیده به جانم شدیده که روه تر من گفت تو ایسا خدایی به دنیا نمیده به صورت کناره در میره در مرمه در روه توی برامه توی توی توی توی توی توی توی توی توی
سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی سوچند خوبش هفت وئی