گوش دادن به صدای خدا

  ۱ ساعت

  ۳۰ ژانوِیه ۲۰۲۴

ما در جهانی پر از سر و صدا و شلوغ زندگی می‌کنیم. چگونه می‌توانیم مطمئن شویم که صدای خدا را می‌شنویم. اول از همه و مهمتر از همه، خدا از طریق کلام خود در کتاب مقدس با ما صحبت می‌کند. کتاب مقدس کتای رهنمای زندگی است. ما صدای خدا را از طریق روح القدس در کلیسا و از طریق دیگر ایمانداران در خانواده و خدمت می‌شنویم. بسیار مهم و حیاتی است که صدای خدا را نادیده نگیریم.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداونده که بینا و شنواست در برنامه راز زندگی خوش آمدید، سلام های من را بپذیرین، امیدوار هستم که همه تان جور، صحتمند و سریحال باشین. از این که در هفته گزشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار هستیم، خب امروز باز هم برادر دانیال با خود داریم، بفرمایید دانیال جان. من هم سلام میکنم خدمت شما باز برادر شاید عزیز و همطور خدمت همه عزیزانی که از این طریق با ما هستن در این برنامه مشارکت دارن و دعا میکنم که وقت پر برکت داشته باشه. دانیال جان شما چند باره در برنامه های ما آمدین و از کلام خدا شریک ساختین، امروز میخوایم در مورد زندگی خود شما بخصوص در مورد شهادت تان یا گواهی تان یا ایمان تان و خدمت تان بشنویم، از هر جایی که شروع میکنین. عزیز هستید، من خیلی خوش میشم که در رابطه با زمانهایی صحبت کنم که خداوند با ما یک ملاقات ویژه داشت و در این ملاقات ما تانستیم به او اعتماد کنیم و زندگی خدا به او بسپریم. و برای من مثل همه عزیزانی که بارها و بارها از قوم ما، سرزمین ما قصه کردن، خب همه ما در یک سرزمینی کلان شده بودیم که آداب و رسوم مصحبی اسلام در خانواده ها ریشه دوانده بود و مردم ما بسیار شریعتی بودن و همین رقم ما هم، پدر و مادرم خب شریعت اسلام رو رایت میکردن و من هم در یک خانواده کلان شدم که به نوع مسلمانزاده بودم. و با همون شریعت و افکار کلان شدم و خب سالهای طولانی از این زمان تر شد، من جوان شدم و آلی تحصیلات و کار و زندگی و ازدواج و همینطور بشدار شدن اینها زمانهایی بود که سپریش شدم. در چی رشته درس خوندین؟ من در رشه عدبیات نمایشی درس خوندم. عدبیات نمایشی، بسیار خوب. و بعد از ازدواج خب خدابند به ما به ما و همسرم سه فرزند داد و فکر میکنم وقتی که ما صاحب فرزند دوم شدیم افکار من خیلی درگیر شرایط موجود در افغانستان و ایران و ممالک اسلامی بود. کلان سالها بود؟ سال، اگر که به شمسی بگویم، سال به ميلادی میگم، سال دوازار و چارده، دوازار و سیزده. سال دوازار و چارده و سیزده، بله. تقریبا ده سال پیش. و دو سالها بود که شاید افکار من خیلی پیچیده شده بود نسبت به شرایط موجود در کشور خود و موقعیت پناهندگی و محاجرت ما و اتفاقات که برای قوم ما و سرزمین ما افتاده بود. تمام این ها دست به دست هم داد که من یک بنده را از اسلام فاصله بگیرم. و احساس کنم او سوالات و او شرایطی که در او قرار گرفتم نمیتونه من را رازی کنه یا من را خوشحال کنه. باید کسی وقتی دیگه قبلی ما شما را سوال هم، ما را سوال هم قرار داده نمیتونه است. آه، و این خیلی مشکل بود. چون ما در خانواده زندگی میکردیم که اگر رفتار ما تغییر میکرد بسرات میفهمیدن. بله، واضحی. بسرات متوجه میشدن. پس تغییر رفتار یک هزینه داشت و هزینهش میتونست طرز برخورد فامل با تو باشد یا طرز برخورد جامعه با تو باشد. و هر صورت در قوم ما در بین مردم ما این اتفاقات خیلی عجیب بود. ما یادم است وقتی ریزه بودم خانه یکی از قوما رفتم و مادر ما نماز یا میخوند یا خیلی کم میخوند. در بیشتر مواقع نماز نمیخوند و یادم است که او قصه میکرد میگفتش که در خانه فلانی رفته نمیشه چون نانش نجس است و نان از او خورده نمیشه و چون نماز نمیخوند. من این گفت شاید هشت ساله بودم که شنیدم و این خیلی من را تحت تحصیل قرار دادی گفت و همیشه از خاطر از این گفت ناراحت میشدم و او شخصه وقتی میدیدم از استش قار میشدم. چرا او این براورده کرد؟ به خاطر مسحب و شریعت اسلام و یا هران چیزی که از طریق شریعت به او گفته شده بود و این براورد یا این قضاوت بر اساس او چیزی بود که میدان است. درست از که شاید یک فریب بود شاید یک اشتباه بود یک حرف اشتباه بود ولی خواستم بگویم که عمق طرز برخورد مردم ما وقتی که در مسحب و شریعت قرار میگیرن و قضاوت هایی که میکنن بر اساس شریعت چقدر از محبت فاصله میگیرن و چقدر رابطه ها را میتونه تحت تحصیل قرار بده و خراب کنه حتی. با همین شرایط خب بعد از ازدواج که خداوند به ما سه دانه اولاد داد و در اون سالها خب شاید من در سختی بودم در فشار بودم در ایران و اتفاقای بدی پشت سر هم برممی افتاد از این خاطر آرام آرام از خداوند ببخشید از اسلام فاصله گرفتم. از مذهب و شریعت فاصله گرفتم و نماظ نمیخوندم و یا آداب و مناسق اسلامی را انجام نمیدادم و این به سرعت فهمیده شد در بین فامیل به سرعت فهمیده شد و یادم از که حتی فامیل ما در رابطه با این صحبت میکردن که دانیال کافر شده او دیگر نماظ نمیخونه و صحبت هایی شده بود که حتی رابطه ما را میتونه تحت تحصیل قرار بده. یادم از که تصمیم گرفتم که با یک پیجی به نام ندانم گرایان و آتیست های ایران همکاری کنم و در اون پیج مشروع کنم. یک صفحه دیگر هم از به نام خدا ناباوران. و این صفحه خب صفحه معروفی بود در اون زمان در فیسبوک و با این پیج تلاش کردم که همکاری کنم و مطالبی نوشته کنم برخلاف مصحب و یا برخلاف شریعت و حتی شریعت رو ببرم زیر سوال و یا خدای شریعت یا مصحبی که در اون کلان شده بودم. و مدتی از این اتفاق می گذشت و یکی از دوستان من که نامش علی بود این مطالب ایره که از طریق من نشت می شد و مطالبم می خوند. یک روز برمه پیام رایه کرد گفتش که دانیال جان تو قبلن از این مطالب نمیشه نمی کردی و یا وقتی که من تو را می شناختم از این گپه ها نمی زدی. چی شده که هالی این گپه ها را می زدی. بعد من برش گفتم خب این راه تو رفتی من هم رفتم و من به این نشان رسیدم که در این راه هیچ پاساخی نیست. این دوستان علی ایرانی بود؟ آهان علی ایرانی بود. از دوست دوران مکتب و دویرستان بود. و برش گفتم هیچ پاساخی نیست و سرگردانیست و به جایی که از تنهایی برای ام و به جایی که آرامتر شدم بیشتر دوچار نارامی و تنهایی شدم. و دلاله محکمی برایش می گفتم. گفتم قضاوت ها روابط ما را خراب می کنه و ما را بیشتر تنها می کنه به خاطر شریعت و یا انجام مناسک مذهبی پشت سره هم و تکرار و تکرار و تکرار به جایی که من آرام کنه بیشتر یک زحمت هست برای من و ترجیح می دم که دیگه این رقمی زندگی نکنم. بعد علی برای ما یک پیشنات داد. گفت که تا حالی انجیل خواندی. من خنده می گرفت. براش گفتم علی جان من قرآن خواندم که او کتاب آخر است و در او هیچ چیز پیدا نکنم. علی تو برای ما میگی برو انجیل بخوان که قبل از قرآن آمده و آیا او میتونه در ما کمک کنه؟ بعد علی اصرار کرد. گفت خیره علی یک دفعه بخوان و شاید یک چیزی در او باشه که بتونه برای تو کمک کنه. خیره زیاد جدی نگرفتم و یک مدتی گذشت شاید یک ماه یا دو ماه. مطالبی که آماده میکردم بر خلاف مسحب یا مناصق مسحبی. یک جرقه در ذهنم شکل گرفت. گفتم که خب من که دارم از کتاب اسلامی استفاده میکنم و یا مسحب رو زیر سوال میبرم. خب میتونم همین کار رو با انجیل هم بکنم. و انجیل رو هم بخانم و او رو هم زیر سوال ببرم. و این فکر و یا این جرقه در ذهنم باعث شد که من انجیل رو از طریق انترنت دانلود کنم و شروع کنم به خاندن انجیل. در این نقطه این موضوع بسیار مهمی است که ما وقت امرای مسلمان برگشته ها یا کسایی که از اسلام برگشتن و ایساوی شدن یا به مسیح ایمان آوردن تقریبا ما باید بگویم که شاید اکثریت از انها وقت آغاز کردن انجیل رو به این هدف آغاز کردن که در اون یک اشتباه رو پیدا کنن. اون رو یک کار کنن که به حساب در انجیل یک چیز پیدا کنن. در مسیحیت یک چیز پیدا کنن. دقیقا امی رخم است که شما میگید. چرا؟ چون که شیوه زندگی مردمی که مسحبی هستند بر اساس باور آنها شکل کنند.
و باورهای اونها بر اساس منبع الهی اونها شکل می گیرند. پس این ستا به هم رابطه دارد و در هم تنیده و به یک اندازه است. و اگر شیوهی زندگی ما به عنوان در گذاشته به عنوان یک مسلمان بر اساس باورم نمی بود کلگی زود می فهمیدن. چرا؟ چون می دیدن ما بر اساس باور خود زندگی نمی کنم و یا باور من بر اساس اون منبعی که از اون گرفته شده اون منبع الهی است و بر اساس اون باور نیست. پس اینجا جایی بود که به راحتی می شد قضاوت کرد، عرضیابی کرد و یا انتخاب کرد. و نکتهی که شما عرض کردید وقتی که حمله می خواهد صورت بگیره به یک مثهب خب از کجا شروع می شد؟ ابتدا از شیوهی زندگی شروع می شد. ابتدایی ترین نقطهی که به اون حمله می شد نقطهی است که دیده می شد. در زندگی مردم شیوهی زندگیشان، رفتارشان، خشمشان، دروغشان و یا نحوه پوشششان، نحوه عبادت کردنشان در شیوهی زندگیشان معلوم است. و یا احکامی که بر اساس اون زندگی می کنن. احکامی که مرموض به ازدواج می شد، مرموض نایفهم به طلاق می شد، به خرید می شد و هر چیزی دیگه. پس اینجا جایی بود که نشانه گرفته می شد. اولین جا شیوهی زندگی بود و بعد از شیوهی زندگی یک نتریه گیریه میکردن می گفتند پس این باور یک مشکلی دارد. بلیم در اون باور یک چیز پیدا کنیم. و سعی می کردن اون باور را نخت کنند. بعد هالا می گفتند این باور را شروع می کردن به نخت کردن و بعد از اون می نفتند منبع را پیدا می کردند. و می گفتند این باور ما بر اساس این منبعی هست که الهی است و خدا گفته. و دقیقا جاهایی بود که من می تانستم اونها را به سرعت نخت کنم و زیر سؤال ببرم و در مباحث بین دوستان مباحث سوشال میدیا و فیسبوک نکات خیلی عجیب و غریبی بود که قابل بحث بود. چرا؟ چون مروض به این ستا قسمت می شد. و وقتی که علی برای ما پیشنهاد داد و گفتش که انجیل را بخوان خب این جرقه در ذهن من هم شکل گرفت. شیوه زندگی مردم مسیحی چه باورهایی دارن و چه باورهای قلطی دارن که می شوند آنها را نقط کرد و این منبعی که از اون استفاده می کنند چه نکاتی را من می تانم در اون منبع استفاده کنم برای نقط و می تانم به دیگرها اراعه بکنم. و در اون زمان که هنوز به حساب یک ناباور بودین و هیچیز باور نداشت. یک ترجیح می دادم یک ندانمگره باشم. کسانی که ندانمگره بودن می گفتن ما نمی دانیم. بله بله. و شاید و احتمال اراع خودشانم می دادن. ولی خب گراهشان بیشتر به سمت آتیست بود. بجایی که مثلا گراهش به سمت موضوعات مذهبی باشن. پس این دلیلی شد که من هم انجیل دانلود کنم و تلاش کنم یه حمله روی انجیل رو اهم انجام بتم. و یادم هست که وقتی که انجیل رو دانلود کردم از عهد جدید شروع کردم به خاندن کتاب متا، انجیل متا. و همون ابتدا برخوردم به یک شجر نامه. و برای من خیلی جای سوال بود. خیلی برای من عجیب بود که مسیحی ها این را می خوانند و شجر نامه ایسای مسیح به چی کارشان می آید. و چرا این شجر نامه بخشی از کلامشان یا کتاب مقدسشان است. و این یکی از سوالات عجیب بود که در ذهن من شکل گرفت و گفتم خب بس این کتاب پر از مطالبی هست که من می تانم روی از او کار کنم. و همچنان ادامه دادم داستان تولد ایسای مسیح داستان تحمیدش، معموریتش و رفتن برای معوضه بالای کوه. و وقتی معوضه بالای کوه را شروع کردم به خاندن دیدم مطالب خیلی زیادی هست که در تضاد با جامعه هست و داره موقعیتی را بیان میکنه که همون موقعیتی هست که دیگر مذاهب تقریبا بیان میکنن. و اونجا جاهایی بود که من رویش خیلی می تانستم تمرکز کنم و روش پیشتر کار کنم. همینطور ادامه دادم با جدیت و رسیدم به باب هفت کتاب مطا باب هفت آیه هفت یک قسمت خیلی کار بردی بود که خیلی من را جذب خودش کرد. در او قسمت می خواند که می گوید کلام خدا بکوبید، بجوید و بتلبید و من دیدم عجب نکته کار بردی هست کوبیدن، جویدن، تلبیدن بکوبید در برویتان باز خواهد شد بجوید پیدا خواهد کرد و بتلبید که به دست خواهد آورد خیلی کار بردیست و به درد زندگی ما بخورید ما شما اصطلاح را داشتیم جوینده یا بنده هست آه، دقیقا و این ورنه من خیلی جالب بود و وقتی ادامه دادم به قسمت بعدی آیه اشاره میکنه به فرزندی که از پدر خود نان میخواهد و در او دوران خب دختر من نو متولد شده بود دختر رزه من، دختره که من نو متولد شده بود و این حس پدرانه خیلی در وجود من شدید بود و هنگی حتی روی رابطه من با همسرم تأثیر مصبت مانده بود من او را بیشتر از گذشته دوست داشتم چرا؟ چون مادر فرزنده هم بود من را خدمت میکرد، بچه ها و اولاد ها را خدمت میکرد و این حس در وجود من خیلی تقویت شده بود به خصوص حس پدرانه چون فرزند سه وم من بود شما فراموشتاناشون من میخوایم این آیت را بخوانم مطا هفت هفت اینجیل مطا فصل هفت آیه هفت میخوانه میگه بخواهید به شما داده خواهد شد بجوید پیدا خواهید کرد بکوبید در بروی تان باز خواهد شد چون هرکی بخواهد به دست میاورد و هرکی بجوید پیدا میکند و هرکی بکوبد در برویش باز میشود آیا کسی در میان شما هست که وقت پسرش از او نان بخواهد یعنی پدر ای را گفته نان بخواهد سنگی با او بدهد و یا وقت ماهی بخواهد ماری در دستش بگذارد دقیقا و به قسمت بعدی آیا آیه نوه که میرسیم در باب هفت اشاره میکنه به فرزندی که از پدر خود نان میخواهد و خب من احساسات من خیلی شدید بود بسپد به پدر و فرزندی من جواب چیز را میدادم جواب آیا را میدادم من میگفتم خب اگه بچه ام از من نان بخواهد من جان خود را برش میدم سنگ چرا سنگ بتوم برش و بعد میگه اگر ماهی بخواهد بر از او مار میته بعد من گفتم نه من جان خود را میدم کدام پدر ای کار را میکنه و بعد ادامه میده میخواهد شما آیه بعدی را بره میگه پس اگر شما که انسانهای گناهکاری هستید میدانید چیگونه باید چیزهای خوب را و فرزندان خود بدهید چقدر بیشتر پدر آسمانی شما چیزهای نیکو را با انهایی که از او تقاظا میکنند اطاق خواهد فرمود با دیگران همان طور رفتار کنید که میخواهد انها با شما رفتار کنند اینست خلاصه تورات و نوشته های انبیال دقیقا ما وقتی ای آیات را حالی شما میخوندید خدا من را میبره در او وقت ملاقات در او زمان ملاقات که یک زمان تأثیرگذار است یک زمان تبدیل کننده است و تشریخ کننده است یادم است که وقتی این قسمت را شروع کردم بخوندن که چقدر بیشتر میگه شما با همه بدصیرتیتان یا شما با همه ای که گناهکار هستید میدونید چراکم برخورد کنید چقدر بیشتر پدر شما که در آسمان است هران چیزی که بخواهد به شما اطاق خواهد کرد این قسمت از کلام خدا یک دفعه من را متوجه یک رابطه تنگا تنگ کرد او پدر ما است و ما فرزند از او استیم و اینجا نقطه شروع ایمان ما بود و نقطه شروع ملاقات خدا با ما و تغییر زندگی ما بود و یادم است در او دوران که نو ایمان آورده بودم هر جایی که میرفتم میششتم میگفتم پدر کجایی و دنیواری میکردم بعض وقتا خنده میگرفت آیا تو پشت ما شیشتی؟ آیا تو گفت من رو گوش میکنی؟ آیا تو پدر ما هستی؟ ما بچه تو هستم؟ و این رابطه خیلی برای من شیرین بود و اونجا نقطه شروع بود برای ادامه دادن واقعا خداوند شکر گذار استیم وقتی ما میبینیم در کتاب مقدس که ما پدر آسمانی میخانیم خداوند و این رابطه پدری و فرزندی خب این رابطه جسمی نیست این رابطه روحانیست رابطه روحانیست که ما داریم از طریق ایسای مسی و این ما فکر میکنم یکانه چیز است که در هیچ عقیده دیگه وجود نداره در هیچ مزهبه در هیچ عقیده دیگه امی استلاح پدر بودن و فرزند بودن وقتی کتاب مقدس میگه میگه که خداوند ما را فرزند میخانه از طریق فرزند ارشد خود ایسای مسی ما را فرزند خود میخانه و چی دختر چی پسر این واقعا این چیزی است که امتوکه هیچ مزهبه دیگه کسی را بنام ایسای مسی ندارن این امتوکر هم هیچ مزهبه دیگه نمیتانن که خدا را پدر خود بگوین و تنها مسیحیت است که ما خداوند را پدر آسمانی خود میدانیم خدا را شکر بر ایمان شما و به این که خداوند قلب شما را باز کرد ده سال یا چیزی کم و بشه و دعا میکنیم خداوند همیشه با شما باشد با خانواده تان باشد بیاین دوستای عزیز میریم یک کلپ را با هم میبینیم دوباره با دانیال جان برمی گردیم
این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بهر نجاتم ایسا آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان دل سبارم به خالق جهان آلیلیو با من به دادارو هرش با خانه یا گرده نجات باد با فیزش پرداشت گناهانم با من به دادارو هرش با خانه یا گرده نجات باد با فیزش پرداشت گناهانم این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بهر نجاتم ایسا آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان دل سبارم به خالق جهان آلیلیو با من به دادارو هرش با من به دادارو هرش مدیونیسا هستم اگر نو از ذل و جانم سرود و همدو سنه باشم ورد زبانم مدیونیسا هستم اگر نو از ذل و جانم سرود و همدو سنه باشم ورد زبانم این جان من نسیر بود اسیر دست شهید ها بره نجاتم ایسا آمد از آسمان چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان دل سبارم بر قلب جامعه آلیلویو بینندگان گرامی آیا می هاید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم در برنامه امروز می خواهیم با دانیال جان در مورد شنیدن صدای خداوند شنیدن صدای خداوند صحبت کنیم و کی هم بخش از گواهی یا شهادت شما هست بفرماین دانیال جان در این مورد با ما صحبت کنیم تشکر بردار شاید عزیز شد یک از دقدقه های همه ایماندارا و یا شد غیر ایماندارا همی باشه چطور بتانن صدای خدا را بشنون و یا شنیدن صدای خداوند چه تعریفی داره در کتاب مقدس به خصوص بین ما مسیحیان چرا؟ چون همه ما در شرایطی قرار می گیریم که دوست داریم صدای خدا را بشنویم آلی یا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم ولی چیزی که ما بخواییم از محفظ قبل وارد این محفظ بکنم بخش حوییتی این رابطه است چرا؟ چون یک رابطه این شکل می گیره که در اون رابطه صحبت کردن است صحبت کردن به منظور از این که چیزی گفتن و چیزی شنیدن و این رابطه یک رابطه دو طرف هست یادم هستیم؟ می بخشین یک قصه هم هست که کسی را پرسان کرده بودن که خدا را می شناسی او گفته بود که نه من خدا را نمی شناسم خدا را نمی شناسی خدا در بالا سی قدر بزرگ است سی قدر رحیم است باز در جوابش گفته بود که خب وقتی که رابطه نباشه من چطور بشناسم این رابطه که شنیدن و گفتن این بسیار مهم است و ما هم می دانیم که در عقیده قبلی ما این رابطه وجود نداشت این فقط یک طرف بود و قطع بود این رابطه در مسیحیت این جزی از زندگی طبیعی روزمره ما شما است دقیقا چیزی که اشاره کردید درست است ما هم از صحبتهای شما استفاده می کنیم اون را یک ذره شاخ برگ می دهیم عزیز هستید دقیقا خدا وقتی که همونطوری که شاید در شهادتم گفتم خدا وقتی که می خواهی رابطه را شکل بده تلاش می کنه بر از این رابطه یک معنا یا یک مفهوم یا اگر خیلی یک کلمه معنادار بر از او پیدا کنم خدا تلاش می کنه به این رابطه یک هوییت ببخشه مثل زمانی که فرزند ما به دنیا می آیه و به دنیا آمدن فرزند ما به لحظه که به دنیا می آیه او فرزند ما محسوب می شه و ما پدر از او استم و این رابطه کمک می کنه که من او را سپورت کنم او را کمکش کنم و از شرایط مختلف او را عبور بتم و بعد او با صدای ما عشنا است با چهره ما عشنا است و یا ای که او فرزند حتی قبل از این که به دنیا بیایه یک رابطه هوییتی داره با مادرش در رحم مادرش و او صدای مادر خود را می شنسه صدای مادر خود را بارها و بارها شنیده حتی مادرش شاید قدم از او گپ زده باشه و او وقتی به دنیا می آیا یک رابطه امیغی هست که این هوییت را شکل می ده از این شنیدن صدای یک دیگه و خدا هم تلاش میکنه در کتاب مقدس در این رابطه به ما یک هوییت بخشه و این هوییت معناه می ده به شنیدن صدای خدا وقتی او پدر باشه و ما فرزند باشم پس فرزند صدای پدر خود را می شناسه و می شنوه و او تلاش میکنه با فرزند خود صحبت کنه نه با بنده یا برده یا غلام و اون رقم که شما اشاره کردید یک رابطه دو طرف هست یک رابطه با ذکر و اوراد و ثواب و اعمال مثهبی نیست در کتاب مقدس در احدهاتیق بارها و بارها به آیه ما برخوردیم که خدا می گن قوم من از عدم معرفت حلاک می شن قوم من اسرائیل انسان های خیلی مثهبی و شریعتگراهی بودن و تمام شریعت یهود رو انجام می دادن ولی در معرفت یا شناخت خدا یا رابطه داشتن با خدا ضعیف بودن و اونا معنای رابطه و محبت با خدا رو درک نکرده بودن و ما می بینیم که این رابطه در ایسای مسیح معناه پیدا می کنه وقتی می بینیم در انجیل خداوند به هر کسی که به نام ایسای مسیح ایمان بیاره به اوی حق رو می ده که فرزندان خدا خانده شوند و یعنی به ما یک حقی می ده، یک حق فرزندی می ده و در این حق فرزندی کدوم فرزند هست که صدای پدر خدا ناشنوه شاید فرزندان باشن که نخواهن بشنوه ولی این رابطه شکل گرفته برای شنیدن صدای خداوند پس این می تونه یکی از مهمترین قسمت های شروع ایمان ما باشه که ما در یک تعریف هوبیتی قرار می گیریم که صدای پدر خدا می شنویم و یا اگر یادتان باشه، ایسای مسی در انجیل یوهنابه پانزه در رابطه با ای صحبت میکنه که
دیگر شما را بنده نمی خوانم بلکه شما را دوست می خوانم بس ایسا هم تلاش می کنه یک هوییتی به رابطه بوخشه و دیگری رابطه دیگری هوییت صدای خود به کسانی که او را دوست دارند برسانه و یا ایسا مسیم میگه اگر ادامه این آیه را بخوانم میگه که دیگر شما را بنده نمی خوانم بلکه شما را دوست می خوانم چرا که بنده از کارهای عربا به خود خبر نداره بلکه ولی شما خبر دارید یعنی من براتان گفتم با شما صحبت کردم پکر می کنم در انجیل یوهنا باب پانزه آیه پانزه باشه اگر شما می خواید این قسمت بخوانید دیگر شما را انجیل یوهنا فصل پانزه آیه پانزه میگه دیگر شما را بنده نمی خوانم زیرا بنده نمی داند عربا به چی می کند من شما را دوستان خود خواندم زیرا هرچی را از پدر خود شنیدم برای شما شرح دادم شما مرا بر نگذیده اید بلکه من شما را برگذیدم و مقرر کردم که بروید و سمر بخش باشید دیگری که دائمی باشد تا هرچی بنابراین از پدر بخواید به شما عطا نماید حکم من برای شما این است که یک دیگر را دوست بداریم آمین آمین پس یک رابطه شکل گرفته که در این رابطه صحبت کردن و شنیدن هست و حتی اگر به ابتدای انجیل باز مراجعه کنیم می بینیم ایسای مسیح وقتی رفت پتروس و یوهنا یا پتروس و اندریاس را صدا کرد یا فرزندان زبدی را یعقوب و یوهنا را صدا کرد اونها صدای ایسا را شنیدن یعنی یک رابطه در شنیدن هست اونها صدای ایسا را شنیدن و از پی ایسا رفتند ایسا به اونها گفت به اونها چی گفت گفت از پی ما بیایید و اونها از پی ایسا رفتند پس شنیدن خیلی مهم هست فکر کنید یک نوزاد وقتی به دنیا میای وقتی یک رابطهی با نگاه کردن با پدر و مادر خود شروع میکنه آرام آرام از طریق شنیدن هست که یاد میگیره از طریق شنیدن هست که فهم اون دوچار چالش میشه خوب و بد را میتونه تشخیص بته پس شنیدن میتونه خیلی مهم باشه خب سوال ما از شما در اینجای هست آره ما و شما در دنیا زندگی میکنیم که صداهای زیاده هست یک دنیای شلوغ هست یک دنیاییز که بیروبار هست یک دنیاییز که صدا زیاده هست از هر لحاظ حتی صدای خداها هم زیاده هست شما خداهای مختلفه خدای قدرت خدای سرمایه خدای پول خدای صلاح خداهای دستش نشانده خداهای زور خداهای مختلف را ما در دنیا میبینیم و شاید صدایش هم به گوش ما برسه چگونه ای صداها را از صدای خدای حقیقی یا امی یاهوه که در کتاب مقدس آمده چطور از این ما فرق بدیم؟ خیلی مهم هست وقتی که ما به عنوان یک ایماندار زندگی خود را در ایمان تازه شروع میکنیم یعنی در این تولد تازه شروع میکنیم خب مطمئنن رجوع میکنیم به اون منبع رجوع میکنیم به اون منبع الهی که میتونه باورهای ما و شیوی زندگی ما را شکل بتر پس این رابطه از اونجا شروع میشه یعنی رابطه ای که در کلام هست و یا در مشارکت ها شکل میگیره ولی همونطور که شما گفتید ما در دنیای زندگی میکنیم که صداهای خیلی بسیار پراکنده هستن و شلوغی هست تبلیغات هست رسانه ها هستن نمیفهم در عصر جدید علوم مختلف هست که هر کدامشان یک راهکاری دارند هر کدامشان یک پیشنهادی دارند و انسانها را به هر طرف میکشنند ولی یک آیه هستش در کتاب یوشه فکر میکنم هفته های پیش که با هم وقت داشتم شما کتاب آیه را خاندید خداوند به یوشه میگه که این کلام من از چشم تو دور نشد از آن به چپ یا راست منحرف نشد دران تعمل کن دران فکر کن تا در زندگید یا در رفتارت کامیاب باشی در اونجا شاید یوشه ترسهای خیلی زیادی داره صداهای خیلی زیادی هست یوشه ای که بعد از موسا قراره رهبری قوم ها انجام بته شاید دیگر ها میگن تو نمیتونی شاید میگن تو باید قوم ها ببری در سرزمین وعده و در اونجایی باید بارد یک جنگ شوی و یوشه دوشار یک ترس میشه ترسی که از شیریدن صداهای مختلف هست و حتی صداهای درون زهن خودش و در اون آیات از فکر میکنم باب یک کتاب یوشه از آیه یک تا آیه نو حد دقل هفت مرتبه خداوند به یوشه میگن نترس میگن ما با تو هستم و میگن این کلام من از تو دور نشوند یکی از جاهایی که تشفیق میشه ایمانداران تشفیق میشن که صدای خدا رو بشنوان از طریقه ازو کلام خداوند هست و کلام خدا میتونه به ما کمک بکنه که صدای خدا رو بتونیم تشخیص بدیم و بهتر بشنسیم ولی خب نکته های دیگری هم هست که کمک میکنه بر از اینکه وقتی ما کلام رو میخانیم میخوایم برگردن دوباره به همون رابطه میخوایم برگردن مثل وقتی که ما و همسرم با هم نامزد بودیم یک رابطه شکل گرفته بود و تازیگی شدیدی داشت من یادم از که هر دفعه از شارع خود من مسافرات میکردم در شارع همسرم اینا شب اول تا صبح ما قصه میکردیم ما وقتی که نامزد بودیم خانم ما در اسلامباد زندگی میکرد ما در پشاور و امی حالت سه چار ساعت باید ما سفر میکردم و این رابطه چقدر سمیمی و شیرین است و اون روزهای اول چقدر سمیمی و شیرین است که شما دوست داری بشنوی و دوست داری از همه قال مقال دنیا و نایف هم همه شلوقی ها و فاصله بگیری دور شوی و به اونجایی که نیاز داری به اونجایی که دوست داری اشتیاق داری علاقه داری به اونجا خود را برسانی و تا صبح حتی صحبت کنی و ماندن نشی و بشنوی و این خیلی میتوند به ما کمک بکنه خدا تلاش میکنه که این رابطه را شکل بده رابطه ای که در سلح است در مسیح این سلح ایجاد میشه و ما میدونیم کلیسا عروس مسیح است حتی خدا یا کلام خدا کلیسا را عروس مسیح تعبیر میکنه عروسی که صدای داماده میشنوه با داماد وارد یک رابطه تنگا تنگ میشه پس من میخوام از ابتدا شروع کنیم یعنی تشفیق در ذهن ما شکل بگیره که رابطه ای که شکل گرفته به عنوان یک ایماندار رابطه کمی نیست رابطه خیلی عرضشمندی است که ما به عنوان عروس به عنوان دوست به عنوان فرزند با خدا خود وارد رابطه شدیم و اگر فرزند بودن خود را جدید بگیریم به این رابطه عرض میدیم و این را ادامه میدیم با جدید در این جد کلام خدا ما میخوانیم که میگه در گزشته خداون از طریق پیامبرا صحبت میکنه ولی در اهد جدید ما میبینیم که خداون از طریق ایسای مسیح صحبت میکنه و ما اکثران ما هم بیننده های خود را تشویق میکنیم که هر کسی که ارد چیزی که میگه که او را با انجیل مطابقت بتن با انجیل مطابقت بتن مثلا انجیل هیچوقت نگفته که با کسی زرار برسن انجیل هیچوقت نگفته که همسایت را بد ببین انجیل هیچوقت نگفته که نامهربان باش انجیل همیشه چی میکنه ما را کلام خدا در اهدیتی از طریق مسیح و همچنان دیگر رساله های انجیل با چیز های خوب چیز هایی که شایسته واقعا وقتانم انجیل را بخانه صدای خدا را در عقد میخانه اینمی هست که تغییر در ما میاره دقیقا چیزی که شما اشاره میکنید صحیح است و اگر یک آیه را اشاره کنم از کلام خدا از کتاب یعقوب باب یک است فکر میکنم اشاره میکنه که در شنیدند تند باشید و در گفتن کند باشید و این خیلی آیه جالبی است اشاره میکنه که در شنیدند تند باشید یعنی بیشتر بشنوید و بیشتر شنونده باشید و بعد چند آیه جلوتر میگرد تنها شنونده نباشید بلکه به جای آرنده نیست هم باشید یعنی در کلام خدا شنیدن و عمل کردن خیلی مکمل یک دیگر هستند و یعنی که شنیدن و اطاعت کردن در هم تنیده هستند و اگر کلام خدا در رابطه با شنیدن صحبت میکنه منظورش عمل کردن هم هست نه این که تنها شنونده کلام باشیم و گفته یک مثال است میگه که یک گوش در باشه و یک گوش دروازه خب دوست امی از که میگن که خداوند دو گوش داده و یک زبان یعنی دو چند گفت زدن ما باید بشنویم ای از یک طرف و از طرف دیگه هم چیزی که شما در مورد شنیدن گفتیم شنیدن با گوش دادن فرق داره ما همه میدانیم که ما همه بیسار چیزها رو میتانیم بشنویم صداهای مختلفه ولی این مهم است که با کدام صدا ما گوش میدیم
آیا ما به صدای خدا گوش میدیم از طریق کلامش؟ امی چیزی که شما گوش دادن یعنی عمل کردن. یعنی متابقه امو رفتار کردن و این کار مشکله هست. واقعا که ما چگونه گوش بدیم. دقیقا چیزی که شما اشاره کردید مهم هست که ما شنوانده کلام باشیم و در کلام خدا را پیدا کنیم و با اون وارد رابطه شویم. یک رابطه که در اون گفتن و شنیدن هست. اشخاص زیادی در کتاب مقدس زندگیشان برای ما آشکار شده. نحوه زندگی و رابطهشان با خداوند برای ما آشکار شده. در بسیاری از این شرایطی که اونها قرار گرفتن ما هم در اون شرایط قرار گرفتیم. چون این کتاب تهیه سالها توسط اشخاص متعددی نوشته شده و هر کدامشان تجربیاتی با خدا داشتن. و این تجربیات با خدا یعنی چی؟ یعنی ملاقات، یعنی شنیدن، یعنی دنبال کردن صدا خداوند. و حتی خدا وقتی قوم خود از مصر بیرون میاره در اون بزرگترین حکم وقتی شروع میکنه میگه بشنو ای اسرائیل و اسرائیل رو دهوت به شنیدن میکنه. که تو بشنو و عمل کن که اون حکم بزرگ است که خداوند خدای خودت رو محبت کن و همونطور همسایه خودت رو محبت کن. پس شنیدن خیلی برای ما میتونه کار بردی باشه و در طول کتاب مقدس ما میبینیم تجربیات مختلفی هستن که به نوعی ما رو در اون شرایط قرار میده که ما هم در اون شرایط قرار گرفتیم و اینجا کلام خدا صدای خداوند هست برای ما. در ایمان مسیحی ما خداوند میشنویم گوش میدیم از کلامش همچنان از دگه مسیحی ها. این هم بسیار مهم است. یک تعداد مسیحی هایی که اونا بالغ هستن اونا تجربه دارن ما در عهد جدید هم میخانیم پولس رسول دگرها پتروس و دگرها یوهنا اینا هم از تجربیات خود میگن. یعنی ما با او هم میشنویم. یعنی تنها مقصد ما در ای است یعنی در ایمان مسیحی تنها وقت ما از شنیدن صدای خدا میگیم تنها مستقیم خود ولی خداوند قادر مطلق است خودش میتونه با ما صحبت کنه. کلامش هم صحبت میکنه ولی همچنان دگه ایماندارا با ما صحبت میکنن. ما میتونیم صدای خدا را که متووله باید همیشه مطابق درس های انجیل باشه. همه چیز. هر صدایی را که ما میشنویم مطابق درس های انجیل باشه. بله. میدونین چی هست؟ اگر که خب ما میخواییم رابطه را معنا میکنیم برای از اینکه یک رابطه شکل گرفته که در اون رابطه هم شنیدن است و هم گفتن. پس اولین جایی که ما میتونیم خدا را شناسایی کنیم در این رابطه است. شاید این رابطه فراتر از کتاب مقدس باشه. یک رابطهی بر اساس فهم باشه. آیا نمیشه خارج از کتاب مقدس صدای خدا را شنید؟ چرا؟ ما خارج از کتاب مقدس هم در خواب و رویاه صدای خداوند را میشنویم. وقتی در طبیعت قدم بر میداریم وقتی با اون صحبت میکنیم وقتی در خلوت قرار میگیریم آیا ما نمیتونیم صدای خدا را بشنویم؟ دقیقا ما میتونیم در اون شرایط هم صدای خدا را بشنویم. منطقه طبق گفته شما صدای خدا ما را هدایت میکنه به سمت کلامش و اون کلام یک میاری برای تشخیص همین صدا است که این من را به سمت درست میوره و یا میتونه صداهای اشتباهی باشه. یوحنان میگه میگه روحا را بیازمائید که در خطها نیفتید و یا در عهد جدید منبی های کاظب ما روبرون میشیم منبی های دروغین که ایسای مصیب میگن اونها را از میوه هایشان میتونید و وقتی میوه و سمره از اونها را میبرید متوجه میشید پس صداها زیاد هستن و همونطور که شما گفتید صدایان خدایان هم بسیار هستن ولی صدای خدا کتاب مقدس با بقیه صداها متفاوت هست او ما را میبره به سمت محبت به سمت شفا او ما را هدایت میکنه برای از اینکه با او وارد رابطه تنگا تنگ شبیم مورد دیگه ای که باز شما اشاره کردید موضوع مشارکت هست کلیسا مکان بعدی هست که ما صدای خدا را میشنبیم مورد اول دعا رازونیاز رابطه و شکوزاری مورد دوبم کلیسا و مشارکت و مورد ثبوت کلام که کلام میار سنجش مشارکت ما در کلیسا و رابطه شخصی ما با خدا هست خب دست های عزیز بیاین بریم یک سرود دیگه هم ببینیم بشنویم دوباره برمی گردیم راه و حیات و راستی شاه پر جلال تو خداوندی سطوعیمت با خوشی نامت عظیم هست دیسای مصیب مالک هستی سخرای نجا زانم زانیم نپرست امت با تمام جان شد هلولویا تو مقدسی تو محبتی راه و حیات و راستی شاه پر جلال تو خداوندی سطوعیمت با خوشی تو مقدسی تو محبتی راه و حیات و راستی شاه پر جلال تو خداوندی سطوعیمت با خوشی محبتی راستی به آخوندی شاه پر جلال تو خداوندی سطوعیمت به شما محبتی راستی به شما امانداران را با خود میبری محبتی راستی خودت زن به خود شما محبتی که تو خدایی دوستت میداری تو بی همتایی تو محبت هستی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی ستای مطفا خوشی به سرایم تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی ستای مطفا خوشی به سرایم تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی ستای مطفا خوشی ستای مطفا خوشی ستای مطفا خوشی ستای مطفا خوشی چرا میگن که خب هر چیزی که خدا میخواسته در اون کتاب مسلمان ها گفته ولی ما وقتی که به مسیح ایمان میاریم ای به حساب اساس رابطه ما قرار میگیره خداوند ما را میشنوه و ما او را میشنویم حتی وقتی که ما قلب خدا هم باز میکنیم یعنی یک چیز در فکر ما روح مقدس خداوند یک چیز را میگه که او قلب ما را لمس میگه
و ما قلب خدا باز میکنیم و به ایسای مسیح ایمان میریم. یعنی این رابطه دو طرف هست و این واقعا یک کاری هست که در اقیده قبلی ما یا بر بسیاری افغان ها شاید یک موضوعی چی باشد؟ خارجی یا که نتانن بفهمند. چطوری رو میتونین تشریح کنین؟ دقیقا من حالا شاید مابند صحبت های شما من بر میگردم به بکراند گذشته خود که زرزمانی من مسلمانزاده بودم و موضوعاتی در ذهن من شکل میگرفت که چرا تنها یک شخص با خدا در ارتباط باشه و تنها او شخص پیاموور باشه و شخص دیگه نتونه با خدا در ارتباط باشه و هیچ پیامی از خدا دریافت نکنه و این یک نقاط چالش برنگیز فهم ما بود و من با این چالش همیشه روبرو بودم و میگفتم پس خدا با یک نفر صحبت کده از امو یک نفر هم جواب بگیره اگر میخواهه که من او را اطاعت کنم قدمم صحبت کنه و این چیزی بود که به دنبال جوابش میگشتم شاید سؤالی بود برای از این که من مذهبیون رو به چالش بکشم ولی این سؤال در مسیحیت جواب پیدا کرد برای من که امروز پیوند بین ما و پدر یا پیوند بین ما و ایسای مسیح از چه طریقی صورت میگیره و من چطور میتونم با اونها ارتباط داشته باشم نه تنها ما برادر شوهیب و یا دیگری منداران و یا کلیسا چطور میتونن با خدا ارتباط داشته باشن و از او بشنون و با او سخن بگوین و ما ایمان داریم به روح القدس و شاید بسیاری از عزیزان که برنامه ما رو میشنون و ایماندار هستن میدونن که ما ایمان داریم به پدر، پسر و روح القدس ولی مسلمان ها شاید این موضوع را نمیتونن درک بکنن چون این رابطه را نمیتونن درک بکنن و آلی ما به عنوان ایماندارا میتونن این رابطه را درک بکنیم که روح القدس آمل پیوند ما با خداوند هست و اون ما رو هدایت میکنه از هر طریقی اون ما رو هدایت میکنه از طریق خواب و رویا، وقتای شخصی، دعا و شک گذاری و یا وقتایی که من در خلوت با خدا دارم و یا از طریق کلیسا که در مشارکت با دیگر ایمانداران هستیم روح خدا با کلیسا سخن میگوید و وقتی روح با کلیسا سخن میگوید کلیسا به عنوان پادشاهی خداوند با جامعه سخن میگوید ما در طول دوران میبینیم کلیسا چه نخشای عرزندهی در جامعه داشته و از اموی ابتدا درمانگاه ها، بیمارستان ها، دانشگاه ها و خیلی خدمات و تلاشهای عرزندهی که کلیسا برای جامعه انجام داده در دلیل صحبت روح با کلیسا بوده و روح با کلیسا سخن گفته از آغاز اعمال رسولان دقیقا، دقیقا، در باب، اگر من بخوایم اگه اشاره کوتاه بکنم در باب دوی کتاب اعمال رسولان پتروس وقتی معاوضه میکنه از کتاب یوئیل یک آیه را میاره میگه که زمانی میرسه که روح من بر بشهر میریزه و پیر و جوان نبووت خواهند کرد و بعد جلوتر اگر بریم میبینیم که در باب هشت کتاب اعمال رسولان فیلیپوس، توسط روح خدا هدایت میشه تا بره خاجسرای هووشی را ملاقات کنه و او را هدایت کنه کتاب که میخانه در ربطه با ایسای مسیح از کتابش ایای نبی او را پر از او تفسیر میکنه و او را کمک میکنه که ایمان بیاره و تحمید بگیره و بعد از او میبینیم روح خدا فیلیپوس را هدایت میکنه به ایک نقطه دیگر و در باب فکر میکنم باب نوح اعمال رسولان است که خداوند در غالب رویاه پتروس را هدایت میکنه که پتروس او پیوندی را که بین امتها هست را درک کنه پیوند که بین ملتها هست را درک میکنه و او خواب و رویاه را میبینه که محفوم این خواب پیوند بین ملتها یا برکت دیگر اقوام از طریق ایسای مسیح هست یعنی اگر من خلاصه گفت های شما را پس دوباره بینده های خود بگویم که اساس شنیدن صدای خدا مسیح هست چون در کلام خدا میگیم میخوانیم ما که میگه در این عصر آزر خدا از طریق ایسای مسیح با مردم صحبت کرد یعنی وقت ما با مسیح ایمان میاریم دریخت اینجا آغاز شنیدن صدای خدا میشه وقت ما ایمان میاریم ما از روح خدا هم پر میشیم و اون وقت هست که ای رابطه به ایسا تکمیل میشه ما با خدا صحبت میکنیم و او هم از طریق کلام خود از طریق روح خود از طریق دگه ایمانداراست از طریق کلیسا او هم با ما صحبت میکنه ما بارها ایماندارا را شنیدیم زندگی شانا که مثلا گفته که اینی کار خداوند برمای چی کرد گفت که اینی کار را نکو یا اینی جای نرو یا اینی جای برو خداوند همیشه هست با ما یعنی این واقعا این چیزی هست که بازم در هیچ مذہب آخیده دیگه وجود نداره دقیقا دقیقا چیزی که شما اشاره میکنید در کتاب ابرانیان باب یک اشاره به امی موضوع میشه که در گزشن خدا از طریق اندیایی که میفرستاد با قوم خودش وارد رابطه میشد و یا در کتاب خروج میبینیم خدا در کوه هوریب قوم ملاقات میکند و بعد خدا تصمیم گرفت که ما وین قوم باشه و بعد میاییم در احد جدید میبینیم خدا تصمیم گرفت با ایماندارها یک جای باشه و کلام خدا میگه بدنهای شما معبد روح القدس هست و بدنهای ما معبد روح القدس هست یعنی خدا با ماست اگر ایمانویل هفته های گذشته در رابطه با ایمانویل بحث های خیلی زیادی بود به خاطر ميلاد مسیح اگر ما میخواییم بدنبال معنای کلمه باشیم یا نام باشیم ایمانویل خدا با ماست و یا خدا در ماست به وسط روح قدس خداوند هست یعنی وقتی ما ایمان میاریم به مسیح و گناهان ما بخشیده میشه به نوعی رابطه اصلاح میشه وقتی رابطه اصلاح شد روح میتونه بیایی در ما ساکن شوه و روح خدا با روح ما روح خدا به روح ما تعیید میکنه که تو فرزند هستی در باب هشت کتاب رومیان فکر میکنه بایات چارده پانزه و شانزه هست و داره در رابطه با امی هوییت صحبت میکنه و کلام خدا باز دوباره در رابطه با ای صحبت میکنه میگه روح هماغ دل ما را میشه کافه و به ما نشان میده و یا عیسای مسیح باز میگه که من میروم ولی یک مدافع میایی که شما را پشتیبانی میکنه و او روح القدس هست وقتی ما مسیح هم مانند دیگرها خطا میشه از پیشان گناه میشه وقتی ما خطا میکنیم یا گناه میکنیم روحی خداوند بر ما میگه میگه و ما پس دوباره توبه میکنیم خب دوستای عزیز تشکر ازی که در این ساعت با ما بودین دانیال جان از شما تشکر از صحبتهای بسیار خوب تان و خداوند شما را هر کدام تانا برکت بته دعا میکنیم که شما هم مانند ما صدای خداوند را صدای عیسای مسیح را بشنوید او میگه ما دم دروازی قلب شما هستم و ما قلب تانا میزنم و در رو باس کنین شما هم صدای عیسای مسیح را بشنوید به اون گوش بتین و درهای قلب های تانا درهای فکر تانا و زندگی تانا به عیسای مسیح باس کنین با همین آرزو و دعا شما را همه تانا به دست های مبارک خداوند میسپاریم تا هفته بعدی موسیقی موسیقی موسیقی