۱ ساعت
۲۶ سِپتامبر ۲۰۲۳
عیسی به ما میگوید که او را انکار نکنیم زیرا او با ماست و او یاور ماست. این به نفع ماست که عیسی را انکار نکنیم. اگر شخصی مانند پطرس عیسی را انکار کند، عیسی ما را جزا نمیدهد و از بین نمیبرد، او همچنان به ما محبت میکند. وقتی در زندگی اشتباه میکنیم، باید اعتراف و اقرار کنیم و به رابطه درست با خدا برگردیم. انکار عیسی به ما کمکی نمی کند. اعتراف به عیسای مسیح منحیث خداوند در زندگی خود به ما کمک میکند تا زندگی شاد داشته باشیم و پر از برکت داشته باشیم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیا ورید. برنامه خداوند پر از محبت به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدین، سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، سیعتمن و سرحال باشین. از این که در هفته گزشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاسگزار استیم، ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم. همچنان اگر خواهش دعا داشته باشین، ما در اینجا به نام ایسای مسیح دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کنند. اگر سوال داشته باشین، انتقاد، پیشناد، اون را هم میتونین با ما در میان بگذارین. خب امروز مهمان هم داریم، میراغا جان مهمان ما هستند. تشکر، بسیار خوش هستیم که شما را با خود داریم. هفته گذاشته... سالگرد مرگ محسا امینی در ایران سالگرد دوست در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد مرگ محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان سالگرد محسا امینی در افغانستان
شهادت است و گفتیم یعنی اول ما چی میکنیم ما آسیب پذیری منحیص یک واقعیت میپذیریم و در زندگی روزماری خود دوم چی میکنیم دوم ما مسیحی ها اقرار به زعیف بودن و ناتوانی خود میکنیم اقرار به زعیف بودن و ناتوانی خود که ما در مقابل آسیب ها زعیف هستیم در دوم قرانتیان فصل 12 آیه های 8 و 10 من بر شما میخانم میگه آیه های 8 و 10 در اینجا چی میگه میگه سه بار پولیس رسول میگه میگه سه بار از خداوان درخواست کردم که آن را از من دور سازد یعنی آسیب هر چیزی که بوده مریضی یا مشکل میگه سه بار من از خدا درخواست کردم که امی آسیب را امی زرر را دور کنه اما او در جواب من گفت اما که خداوان در جواب من گفت میگه فیض من برای تو کافی است زیرا قدرت من در زعیف تو کامل میگردد پس چقدر بیشتر با مسررت به زعف و نتوانی خود فخر خواهم کرد تا قدرت مسیح مرا فرا گیرد بنابراین من بخاطر مسیح زعف های زعف ها به حرمتی ها سختی ها آزار ها و دشواری ها را باغش باز میپذیرم زیرا در هنگام زعف قوی هستم یعنی ما مسیحی ها در جریان که آسیب پذیر استیم ما همچنان نتوانی و زعف خود را هم چی میکنیم اقرار میکنیم وقتی که ما زعیف هستیم در او وقت قوی هستیم ببینین دنیا هیچوقت نمیگه که قوی هستیم شما یا کدام رحبر را یا رحبر مذهبی را یا کس را دیدین گفته باشه ما زعیف هستم هیچوقت نمیگه دنیا همیشه دنیای ما حول ما را به ای چی میکنه که گویا شما قوی هستین چی به حساب قدرت چی پول چی از نظر دانش یا حکمت هر چی ای را دنیا بر ما میگه ولی کتاب مقدس بر ما میگه که ما انسانها زعیف هستیم ما انسانها زعیف هستیم یعنی اول ما آسیب پذیری را میپذیریم دوم ما اقرار میکنیم که زعیف هستیم و ثوم ای چیزی که مهم است بر میراغا جان و بر هر کدام ما هم که مسیح هم وقت آسیب پذیر میباشن و آسیب میبینن زرر میبینن از دگرها بعض اوقات ای ما را چی میکنه معیوست میسازه و باعث از ای میشه داده که ما از خدمت دور کنیم خدا از خدمت دور کنیم از کارای روزمره حتی دور کنیم بعض اوقات آدم افسرده میسازه ای کارا کار ساده نیست باور کنین ما در تقریبا هر یک دو روز بعد بخاطر برنامه های خود ما یک پیام آسیب کننده میگرم یک پیام بد از افغانها مختلف جایا میگرم که یا دشنام میدن یا توحین میکنند یا دو میزنند ای رو میگرم ای کار ساده نیست دوستهای عزیز ای ما را در سر ما هم تأثیر میکنند چون ما ناتوانو ضعیف هستیم ولی کلام خدا ما را چی میکنه ما را میگن نه به کارتان به فراخاندگیتان به خدمتتان به کمک به دیگر آدف به محبتتان دوام بدین امثال سلیمان فصل 3 چی میگه آیه های پنج تا آدم میگه از دل و جان بر خداوند توکل کن و بر اقل خود تکیمه کن وقتی که ما آسیب میبینیم ما کش میکنیم بر اقل خود احساس خود تکیمه کنیم در حال که خداوند میگه میگه نه بر خدا توکل کن بر خدا توکل کن در تمام کارهای خداوند را به خاطر داشته باش و او راحت را راست میگرداند از اقل و حکمت خود لاف نزن از خداوند بترس و از بدی دوری کن یعنی ما دیگه نمیخواییم که به نفر مخابل دوباره آسیب برسانیم اگر چونین کنی شفای آفته نیرو و قوت به دست می آوری خداوند را احترام نما و از دارائی خود و از اولین محصول زمین خود قسمتی را به او تقدیم کن اگر چونین کنی انبارهایت پر از نعمت و خمرهایت پر از شیری انگور خواهد شد یعنی چی هست در اینجا به این معناست که میگه وقتی که شما به خداوند توکل میکنین نتانا توکل کنین بلکه امو کس را شما چی کنین برکت بتین برکت بتین کسی را که بر شما آسیب میرسانه چیز را که شما میبینین در زندگی تان دگرارا برکت بتین و این کاری هست که ما همه باید بکنیم این واکنش مسیحی یا واکنش در مقابل آسیب پذیری نسبت به واکنش دنیا اکسلامال دنیا فرق داره و این بسیار مهم هست دوست های عزیز خب دوست ها ما به درس های خود از انجیل لقا دوام میتیم از انجیل لقا دوام میتیم و درس امروز ما هست که پتروس ایسای مسیر را انکار میکنه پتروس ایسای مسیر را انکار میکنه از لقا فصل 22 آیه های 54 تا 65 که میراغا جان از کلام خدا شریک خواد ساختند خب دوست ها بیاین برین این کلف ویدیوی را از فلم ایسای مسیر در این مورد ببینیم و دوباره با میراغا جان یک جای برمی گردیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خوداورنده من را ببخشیم پشه امان هستم من ترا بسیار دوست نروم بسیار خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم خیلی خوب هستیم یک لیگه را ببخشیم برخشیم من تو را بسیار دوست ناروم بسیار خداورنده من بدانم کیستیم من را ببخشیم من را ببخشیم ایسا همه چیز را به ما گفتی ولی من از کلامت تو قیان کدم تو دریاه محبت بودی من من در آخر به وفایی کدم تو را انکار کدم من را ببخشیم بگو که تو را زد پیشگویی کن که تو را میزد بس هست گفتم بس هست اون را به شورا بیاریم برو بینندگان گرامی آیا میخواید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینجر با ادرس فیسبوک دات کام راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم مطابق انجیل لقا فصل 22 آیه های 54 تا 65 و میراغا جان با خود داریم میراغا جان بفرمایید در مورد از ای آیت ها با ما صحبت کنید بله بردر شاید عزیز تشکر ازی که فرصت به من دادید میخواییم ابروز عزیزان هموطنان عزیز در مورد
این کار پتروس رسول که یکی از یارای ایسای مصیبود صحبت کنیم. پتروس همونطوری که در این ویدیو ما دیدیم ایسا رو رت می کنه سه بار و ما این در انجلی لقا فصل 22 ما این رو می بینیم. می خواهیم یک کم در بار پتروس صحبت بکنیم، پتروس رو معرفی بکنیم کی بود. پتروس اهل جلیل بود و از شاگردای ایسای مصیبود. او یک مایگیر بود. پتروس کارا و موجزات ایسای مصیب رو زیاد دیده بود. و به محض که ایسای مصیب به اون میگه بیا دنبالم. یعنی زمانی که در اون کنار به هیره تبریه. پتروس آندریاس رو می بینه و اونا مصروف مایگیری می باشن و اوها میگه که بیا دنبالم که من شما را سیاد آدم ها بسازم. اونا یک بیزنس داشتن، اونا یک برنامه داشتن و اونا کارشانی بود. مایگیری های ارفعی بودن. کار خود رهان می کنن و دنبال ایسای مصیب را می افتد. پتروس از شاگردای نزدیک ایسای مصیب بود و مدت سه سال تعلیم دید. اما پتروس یک شخصیت دوگانه داشت. از یک طرف ایسای مصیب را آنچنان دوست داشت، آشق ایسای مصیب بود. یعنی نه تنهای ایسای مصیب را دوست داشت بلکه دیگه شاگردار را و همچنان مردم دیگر همه را دوست داشت. انسان با محبت بود. اما اطرف دیگر پتروس مغفر بود و کم تر فکر می کند و بیشتر و سریتر و احساسیتر عمل می کند. شاید هم به رشد کامل روحانی انوز نرسیده بود. تعلیمات ایسای مصیب دیده بود. اما طور که ما می بینیم، ما مصیحی ها زمان که تمیت می گیریم، ایماندار می شیم و به ایسای مصیب ایمان می آریم و اون بدن قبلی ما دفت می شد. اما ای هیولای طبیعت نفسانی در ما هنوز حاکم هست می ماند. اون جای گمه گور نمی شد و گا و بیگا خودشو ظاهر می کند. و امتحانا در پتروس هم همچنان دیده می شد. و پتروس خود سرعمل می کرد و فقط ایسای مصیب می تانه سوره سر جای خودش بنشاند. و ما پسانتر بیشتر در مورد شخصیت پتروس رسول بیشتر صحبت خواهی می کرد. اگر لطف کنین شما آیاتو بخانین یک بار. یا من بخانم. ما می خوانم شما در مورد صحبت کنین. لقا فصل 22 آیه های 54 تا 62. 54 تا 62 دوستای عزیز هست. پیش من اشتباه شد قبلا. 54 تا 62 خوب می خوانیم. انکار پتروس از ایسا. ایسا را دستگیر کردن و به خانه کاهن عظم آوردن. پتروس از دور به دنبال آنها می آمد. در بین حویلی خانه کاهن عظم ادهی آتش روشند کرده و دور آن نشسته بودن. پتروس نیست در بین آنها نشست. در حاله که او در روشنایی آتش نشسته بود. کنیز او را دید به او نگاه کرده گفت. این مرد هم با ایسا بود. اما پتروس منکرد شد و گفت. عیزن من او را نمی شناسم. کمی بعد یک نفر دیگر متوجه او شد و گفت. تو هم یکی از آنها استی. اما پتروس به او گفت. ای مرد من نیستم. تقریبا یک ساعت گذاشت و یکی دیگر با تحکید بیشتر گفت. البته این مرد هم با او بوده. چون که جلیلی است. اما پتروس گفت. ای مرد من نمی دانم تو چی می گویی. در حاله که او هنوز صحبت می کرد. بانگ خروس برخواست و ایسا خداوند برگشت و مستقیمند به پتروس نگاه کرد. و پتروس خانان خداوند را به خاطر آورد. که با او گفته بود. امروز پیش از خروس بانگ بزند. تو سه بار خواهی گفت که مرا نمی شناسی. پتروس بیرون رفت و زار زار گریست. خداوند کلامشا برکت بده. بفرماییم. آمید. آمید. آیه 54 اینجا میگه که ایسا را دستگیر کردن و به خانه کاهنه اعظم بردن و پتروس هم دنبالش رفت. ما میبینیم که فریسی ها و ملاهای یهود همیشه دنبال فرصت بودن تا ایسای مصیر را دستگیر بکنن. و در این قسمت یهود های از خریوتی یکی از شاگرده های ایسای مصیر کمک میکنه به اونا که ایسای مصیر را دستگیر بکنن و راه نمایی میکنن. ایسا در کوی زیتون اونجا مشغول دعا بود. کوی زیتون محل بود جمع شدن شاگرده با ایسای مصیر بود. و ایسای مصیر اونجا هم دعا و نیاعش خودم میکردن با شاگرده همینی که تعلیم میداد به اونها. و در اینجا جمعیت با شمشیر و چما و مسلح یعنی با شمشیر و چوب و هر چیزی که داشتن با شمشیر و مسلح می آین با راه نمایی یهودا که ایسای مصیر را دستگیر بکنن. ایسای مصیر در حال صحبت با شاگردهاش می باشه و ایسا پرسان میکنه که به دنبال کی میگردین؟ و میگن اونا میگن که به دنبال ایسا. میگن من هستم. زمانی که هستم اینجا اونا زمین میافتن همه اون کسایی که اونجا بودند. گذشته در تاریخ در اتیق اونا خانده بودند. من هستم فقط خود خداون بود. یهوه میگفت که من هستم. و اینا زمین افتادن و در این فرصت پتروس با قلب خود میزنه گوش یکی از سربازهای کاهن اعظمو میبرک. ولی با پادر میانی ایسای مصیر موضوع حل میشه و ایسا را میبرن دستگیر میکنن و میبرن خانه کاهن اعظم و وقتی خانه کاهن اعظم میبرن و اونجا پتروس هم دنبالشان میره و اما دوران دور دنبالشان میره. آی بعدی میگه که ایسا را میبرن داخل حویلی خانه کاهن اعظم و اونجا داخل خانه که میبرن باز بر بازجوی و صحبت و پرسپال و حویلی با کسانی که اونجا آتش روشن کرده بودن دوران دسته بودن خوده گرم میکدن اونجا میمانن و در این لحظه کنیزه یعنی کنیزه امو کاهن اعظم میایم میبینه در روشنی امی آتش میبینه که ای پتروس هم هم اونجا هست و میگه که این هم از جمع گروهی سایی مسیح هست اما بر اولین بار این جمع پتروس میگه ای زن من او را نمیشنست بله میراقا جان بسیار خوب شما تشریح میکنین من میخوایم روشنی پردم در مورد سرباز ها که ای سرباز ها سرباز های مذهبی بودن یعنی مربوط کاهن اعظم مربوط کنیسه بودن اینا مربوط رومی ها نمیشدن اینا مربوط کنیسه بودن یعنی یهودی ها بودن یعنی اگر ما مقایسش کنیم با امروز دو هزار سال قبل امی گروه هایی که از طالب ها در افغانستان یکتاد گروه هایش امر بمنکر میگن یا کسایی که میبینن که مردم هجاب خود را میپوشند باز شخصی ها میگن یعنی یا کسایی هستن که از طرف رهبر مذهبی رهبر مذهبی کسایی بودن که از طرف رهبر مذهبی کاهن اینا وظیفه گرفته بودن که ایسای مسیر دستگیر کنن و ای کسایی که در افغانستان و در ایران اینا هم امروی ها را از طرف کی میگرن؟ از طرف رهبرهای مذهبی خود میگرن ای یک مقایسه را میخواستم بسیار عالی بسیار عالی به جا خب ایسا را وقتی که داخل بردن و اینجا پتروس را این خانم محرفی میکنه که ای هم یکی از اوناست و پتروس بر اولین بار انکار میکنه میگه نه ایزن ما او را نمیشناسم در واقع ما در این فصل 22 آیات 31 تا 34 ما میبینیم کیسای محسیب برای پتروس میگه یعنی پیشگویی میکنه که تو من را انکار خواهی کرد یعنی سه بار پیش از بانک خروز که شما مشاره کردید و ما در این ویدیو هم دیدیم من را انکار میکنی و این اولین بار اولین انکارش است که او انکار میکنه بار دوم همچنان کسی دیگه میای از همونجا میگه اینم این مرد یکی از اونها هست و میگه تو از همون مردم های طرف دارای ایسا هستی باز پتروس انکار میکنه ای مرد میگه من نیستم در واقعی بار دوم انکار میکنه پتروس میگه من نیستم و بار سه
باره ثوم یک کسی دیگه می آیا می گه اینم از امو جمع گروه ایساز بخاطر که این جلیلی است، از لحجهش معلوم است. جلیل یک از ولایت های اونوقت بود و ما می فهمیم لحجایی که در اطرافا هست آدم ها رو زودتر می شناسند از لحجهش. و از این خاطر می گه تو هم یکی از اونا هستی اما پتروس می گه ای مرد من نمی دانم تو چی می گی. این دفعه دیگه پتروس کاملا رد می کنه و در این صحبتش می باشه که خروس بانگ می ده. یعنی امو پیشگویه ایسای مسیح تحقق می آوه و اینجاست که دیگه واقعا یک تراجید شروع می شد. برای پتروس و اینجاست که دیگه پتروس نمی دانه که چی کار کرده دیگه و ایسای مسیح در این لحظه بر می گردانه روی خوده و نگاه می کنه به پتروس. وقتی سی بار ای که این کار کرده ایسای مسیح روی خوده بر می گردانه به پتروس نگاه می کنه و وقتی که نگاه می کنه در اینجا دیگه پتروس یادش می افتد که ایسا بر از او گفته بود که تو امروز قبل از اینجا کرد. و همونطور که در بانا ما گفتیم پتروس شخصیت متفاوت داشت یعنی زود عمل می کرد و بسیار مغرور بود. اما باز هم ایسای مسیح می خواهد که کلیس های خودش روی از این پتروس روی از این سخر را بنا کنن. برای این کار برای این که رهبری کلیس ها را به دست بگیره و باید ساندارت های خداوطی برابر شوه باید از یک سری چالش ها می گذشت و باید از یک سری دستنداس ها بالا پایین ها می رفت و این باید آماده می شد. و باید تغییر می کرد و باید فروتن می شد و غرورش باید می شکست و باید در این رواند خودش رو قرار می داد و برای از این خداوطی نقشه داشت. یعنی امطور که برای همه ما خداوطی نقشه داره برای پتروس هم خداوطی نقشه داشت و باید اتکاش نه به قدرت بازوی خودش بلکه به خداوطی و کلام از اون می بود. و در واقع این شوک انکار در واقع یک پروسه امادگی، یک رواند امادگی برای پتروس شد. یعنی وقتی که پتروس متوجه می شد که چشت بای بزرگی کرده و به نظر خودش هم واقعا نابخشدنی بود. یعنی یک کاری کرده که دوست سمیمیش کسی که با او بوده و او را انکار کرده و پتروس میره بیرون زار زار گریه می کند. پیش دیگه که در این حالت شما صحبت کنید میره آقا جان میخوایم یک کم باسم تفسیر کنید. در اینجا اول گفت های پتروس ها ما شما چی می کنیم در موردش گفت می زنیم. اول پتروس میگه اما پتروس منکرد شد و گفت ایزن من او را نمی شناسند. اول انکار از این چی بود؟ که گفت که ایسای مسیر را نمی شناسند. دوهم در اینجا وقتی که باز میگنش که نه تو هم یکی از آنها استی گفت ای مرد من نیستم. دوهم از خود انکار کرد از حوویت خود انکار کرد. اول از ایزای مسیر دوهم از حوویت خود ما میگه تقریبا یک ساعت گذاشت و یکی دیگر با تحکید بیشتر گفت البته این مرد هم با او بوده چون که جلیلیست اما پتروس گفت ای مرد من نمی دانم تو چی میگوید. یعنی از تمام گذشته خود ببینین پتروس سه سال با ایزای مسیر بود. سه سال با ایزای مسیر راحت رفت. سه سال ایزای مسیر را دید. موجزه هایشد. همه چیزهایشد. شنید درس هایشد. ولی از همه از این چیکرد گذشت. یعنی چی میکنه انکار وقتی ما میکنیم این تنها نیست که تنها بگویم خوب دمی انکار ختم میشه. نه، نه. وقتی ما انکار می کنیم رقم یک دروغ وارست. انکار با دروغ کدوم زیاد فرقه نداره. شما بگین مثلا اگر ما بگوییم که باش من یک کمک دروغ میگم، یک کمک دروغ نمیشه. دروغ همیشه صد فیصد. دروغ، دروغ است. اتو نمیشه که ما بگوییم یک کمک انکار میکنم. پتروس میگفت خوب باش من یک کمک انکار میکنم که پس جور میشه. ولی وقتی رقم از این است که ما بگوییم یک کمک دروغ میگم باست پس راست میگم. اتو نمیشه. یک کمک دروغ ما را به دروغهای بزرگتر میکشنه. وبلاخره باعث از این میشه که ما از خدا کاملا دور شده. کاملا دور شده. بفرماییم. بله. ما میبینیم که پتروس میره بیرون. دیگه تحمالشو نداره که به چشم ایسای مصیب نگاه کنه. و وقتی که چشم بچه شدن دیگه واقعا دیگه تحمالشو نداشت که نگاه کنه. گذشتهش به یادش میاد و اون صحبتهای ایسای مصیب به یادش میاد. و واقعا چقدر برای پتروسی درکناک بوده این. شاید ما مثلا امروز میزان منقلب شدن و متحول شدن پتروس هم ما نتانیم درک بکنیم. چقدر یادم درک میکشی در اون لحظه. زمانی که ایسای مصیب چشم بچهش میشه با پتروس. فکر کنین در این همه طور یک شرایط ما قرار میگیریم. ایسای مصیب رو انکار میکنیم. کسی که سرور ساله هارو ماست انکار میکنیم. اما ایسای مصیب در خواب ما در رویاه به ما میگه که تو من رو انکار کردی. میاید و بازم با ما هست. بازم به ما امید میده. و ما چی میکنیم؟ آیا ما مثل پتروس هستیم یا مثل یهود های از خریوتی؟ پتروس میره بیرون خود خلاصه گریه میکنم. یعنی باغز گلویش رو گرفتم. سرمی کنم از این باغزی که گلویش فشار میته. از این آزاد شدم. اما شاید میخواهید که حتی زمان برگردانه. که برگرده به اون زمانی که با ایسای مصیب بود. و کنارش بود. با هم بودند. میخواهیم عزیزان. از شما بپرسوم. هموطنان عزیز. ایمانداران عزیز. از شما بپرسوم که شما چی کار میکردین اگر جای پتروس میبودین. یا ما چی کار میکردیم. ما چی کار میکردیم. آیا مثل یهودا از خریتی فقط با یک ناراد شدن خودم دار میزدم. یا مثل یهودا این کار کرد. و ایسا خیانت کرد. و پشیمان نشد. توبه نکرد. یا مانند پتروس. امیقان متحول شدن و پشیمان نشدیم. و توبه میکنیم. چی کار میکنیم. کدام از اینها رو ما سرلمه زندگی خود قرار میکردیم. سرلمه خود قرار میکردیم. پتروس توبه میکنه و پشیمان هست و قلبش نراحت هست. در شرایط سخت روحی روانی قرار داره. رهبر و راهنماه و معلم و دوست نزدیک شبان نیکه خودت دست داده. ملاهای یهود دربند گرفتن ایسا رو. این شرایط اصلا واقعا قابل درک نیست. گره چه میخوانیم این مطالب رو. اما پتروس این رو با گشت و پستش احساسش کرد. اون لحظه با اون بود با ایسای مسی. پتروس بیقرار هست. نراحت هست. ما یاد ما نرفته که پتروس زمانی که ایسای مسی رو وقتی دستگیر کردن. پتروس بلافاصله بلند شد. خابالودم بود. قمرم میکشه. میزنه گوش سرباز کاهن اعظم یا نگهبان کاهن اعظم رو میباره. این میتونستن اونجا سر خودم به باد بتا. بخاطر کنان با شمشیرها بودن. میزندن سرشو میبوریدن. همه با پادرمیانی ایسای مسی موضوع حل میشه. پتروس برای ایسای مسی خودشون فدا کرد. امتحان که گفته بود که میمیرن بره. رفته بود که میمیره. گردنشو بزنن. اما خب ایسای مسی با اون کار داره هنوز. ایسای مسی همه تور با ما کار داره. با شما کار داره. با همه ایما کار داره. نمیتونه گردن ما را کسی بزنن. برای اینکه برما پلان های داره. شاید ما جاهای انکار بکنیم ایسای مسی را. انکار کردیم در زندگی های ما. فامیل ما بچه کنکا بچه ما. ما قوم پشت. سر ما خبر میشه مسی هستی. نه نه بابا ما مسی هیچیم. ولی خب ما پیش خداوند ما که نمیتونیم که دروغ بگوییم. اما با وضع که انکار کردیم ایسای مسی را. مسی باز هم با محبتش با ما هست. اما طریق پتروس را بلند کرد. پتروس از درد جان کاه. یعنی از درد بسیار شدید. واقعی در واقع او رنج میبرد. مسی را رهبرش انکار کرد.
یعنی واقعاً دیدن اون لحظه در اتناکه که از مسی داشت می دید که اونو می زدن، اونو لطکوب می کردن، طف می داختن و ما در ویدیو دیدیم که می گفت چشمایش بسته بودن، می دادن می گفت کی تو رو می زدن؟ اینا رو پتروس دید، پتروس دیوانه شده بود که دنبال راه و چاره بود اما چارهی نمی دید. واقعاً سخت گذشت برای پتروس، واقعاً سخت گذشت. میره آقا جان شما خوب تشریح کردین و یک موضوع از مخاطبین ما اگر ایماندارا یا حقجویا باشه. ایسای مسیح در زمان که تعلیم می داد در مورد پاتشای خدا، او بسیار به طور واضح و روشن می گفت که شما اگر مرا انکار کنین، ما هم نزده پدر آسمانی شما را انکار می کنیم. یعنی درس ایسای مسیح بما ای است که ما هیچ وقت ایسای مسیح را باید انکار نکنیم. نه بخاطر از این که ما کدرت داریم، قوت داریم یا ما قوی هستیم یا ما بهتر از دگرها هستیم، بلکه بخاطر از این که او ما را کمک می کنه که انکارش نکنیم. ایسای مسیح خودش با روح مقدس ما را کمک می کنه و این یعنی ایسای مسیح گفته که انکار نکنیم. ولی وقت در شرایط ما خود ما در زندگی که 24 سال ایماندار هستیم، ما اینطور جای را مستقیم خود ما چی با خانواده چی با اینطور انکار نکردیم. ولی جاهای بوده دوستهای عزیز که ما باید می گفتم که ما مسیحی هستم که نگفتیم. واقعا باور کنین که وقت جاهای بوده که ضرورتش بوده که ما اونجا می تانستم بگویم شهادت بتم که نگفتیم و بعد از او پشیمان شدیم. بعد از او مانند پترست پشیمان شدیم و گفتیم ما این امی لحظه را داشتم با این امی نفر و می تانستم بگویم چرا نگفتم. مهم در اینجا در چی هست؟ وقت ما اگر اشتباه می کنیم خطای از ما سر می زنه یا گناه از ما سر می زنه ایسای مسیح گردن ما را نمی زنه. ما را از بین نمی بره. خداوند ما را از بین نمی بره. بلکه خداوند چی می کنه؟ خداوند می خواهه که ما چی کنیم اقرار کنیم توبت کنیم و دوباره بپا بیستیم. خب این کار یک موضوع است ولی خطاها و گناهای دگیه هم در زندگی ما شما است که حتی می تانه هر روز ما فهمیده یا نفهمیده انجام بدیم. خداوند نمی خواهه که ما چی کنیم اون کارا را کنیم ولی بعض اوقات این کارا انجام می شد. گناه خطا در زندگی ما فهمیده یا نفهمیده این کار انجام می شد. ولی خدا چی می خواهه؟ شما از پتروس گفتید و انکار کرد. ولی وقت زار زار گریست دوباره به طرف ایسای مسی رفت وقتی که ایسای مسی در سلیب کشت شد وقتی که دوباره زنده شد و امی پتروس اولین کسی بود که وقتی روح مقدس در روز پانتکاست بر ایماندارا داده شد ای در مقابل هزارها اسرائیلی صحبت کد و از ایسای مسی شهادت داد. یعنی چی است؟ این امی رقم به امی گونه خداوند هم مارا کمک میکنه. او خطاهای مارا می بخشه ولی خطاهای ما باید چی شد؟ تجربه بر ما شد. تجربه بر ما شد که ما قوت بیشتر از خدا در یافت کنیم. ما ایمان مارا زیاد بسازم. و این چی درس بسیار خوبی است. شما می خواهید اضافه کنین چیزه؟ بله. بردن شاید عزیز. بسیار خوب به نقطه مهم اشاره کردین. ما اینجا هدف ما اینیست که ما بگیم خب اروز بیا انکار میکنیم و دوباره با همه چی درست می شوییم. ما فیلن درس پتروس رو داریم. در مورد شخصیت پتروس صحبت میکنیم. و پتروس به دنبال صدها را و چارا در اون زمان بود تا دوستش را کسی که در بند ملاحظه بود او را ازاد کنه. اما این تلاش انسانی خودشو میکرد که را و چارا دنبالش باشه. اما این موضوع در دست پتروس نبود. این فرارتر از فکر پتروس، طوان پتروس بود. برای این که کلام خدا باید تحقق می آفت. باید این تقصیر پتروس نبود که اونجا انکار کردین. همه چی پیشگویی شده بود. و در زمان باید ایسای مسیح به سلیب می رفت. تا دوباره از مردگان روز سی اوم بلند می شد. و کلام خدا تحقق می آفت. و باید این باید انجام می رسید. از این خاطر پتروس اینجا یک نقش خداوند برش داد و اینجا این نقش خدا خوب ایفا کرد. اما یهود ها این کار را نکرد. یهود ها منکر ایسای مسیح شد و توبه نکرد. ما نباید مثل یهود ها اینطور باشیم. اگر شرایط کسی برابر شدن نتونسته که ایسا را شهادت بتا و انکار کردن. این به این مانان نیست که با ایسا خداحفظی بکنیم. دیگر ما به درد ایسا نمی کنیم. چون ایسا ما را دیگر دوست نداره. ما اون را انکار کردیم. نه. ایسا ما را دوباره مثل پتروس بلند میکنه. ایسا از قلب ما بیشتر آگاست نسبت به ما. اما به ما میگه که شما انکار نکنید. اگر شما انکار کردید هم دنقستن که اینجا باید شادت بتی و تو انکار کردی و اونجاست که شما باید جوابگو باشی. و زمانی که اگر کسی انکار کرده و توبه کرده مثل پتروس حتما خداوند بخشیند است. او رو خواهد بخشید و برو پروگرام برنمایی خاص خودش داره. و اما داستان پتروس به امی جه ختم نمیشه. و داستان پتروس ادامه داره. ما در یوهانه 21 میبینیم کنار بهیره تبریه. اونجا که ایسای محسی در کنار بهیره باهره سوام شاگرده رو ملاقات میکنه. ما اونجا زیبای کار رو میبینیم. ما میبینیم که پتروس رسود با شاگرده دیگر میرند مایی گیری میکنند. شب تا صبح مایی گیری میکنند. برمیگردن به ساحل میبینند که ایسای محسی گچه نیست داستان میبینند که کنار ساحل استاده. ایسا پرسان میکنند که مایی گرفتید. میگه نه نتانستیم بگیریم نبود. میگه خب به سمت راست کشتی بندازین. خب باست مایی بسیار زیاد مندازه کافی میگرند. و با هم صبح نمیخورند. و وقتی صحبت شروع میشه. یعنی صحبت ایسای محسی با پتروس شروع میشه. اونجا دیگر ایسای محسی با پتروس یک گفتگوی خاص دارد. در فصل 21 آیت 15 به بعدشون اگر ما ببینیم میتونیم. خب دست های ازیز بیاین باریم این سرود را با هم ببینیم بشنویم. دوباره برمیگردیم. خدا بود خود کلام راست دوست خدا بود. خدا بود خود کلام راست دوست خدا بود. خدا بود خود کلام راست دوست خدا بود. خدا بود خود کلام راست دوست خدا بود.
خداوند آمد تاریکی ها را شکست و نور حقیقی پدر را آشنا کرد در اول کلام بود کلام با خدا بود خود کلام راسته خوی صحی خدا بود در اول کلام بود کلام با خدا بود خود کلام راسته خوی صحی خدا بود آیا می خواید برنامه های قبری راز زندگی را تماشا کنید؟ بس لطفاً با آدرس راززندگی.کم مراجعه نموده از میان انامین و متنامی برنامه موضوع مورد درخوای تان را انتخاب نموده تماشا نماید دوست های عزیز ما در بخش اخیر برنامه خود هستیم خب میراغا جان اگر درس امروز ما را شما خلاصت کنید بر چند دقیقه چی خواد گفتید بر بیننده های ما؟ وقتی ما پتروس میبینیم که پتروس انکار میکنه ایسای مصی رو و ایسای مصی دوباره میاد سراغش و او رو بلند میکنه در این گفتگو ما پرست نشد گفتگو را بیاریم اما در این گفتگو با او معمولیت بزرگ میده سه بار ازش میخواهه که آیا میگه مرا دوست داری بعد پتروس میگه بده که دوست دارم و در آخر میگه ای خداوند تو میدانی از همه چی آگاه هستی که ما تو رو دوست دارم گرچه هدف پتروس دوستی برادرانه هست اما ایسای مصی دوستی بی قید و شرط اما بازم ایسای مصی میای سراغ پتروس امو دوستی برادرانه رو میپذیره ما شاید توانه بی قید و شرط رو نداریم اما برای خداوند امی دوستی هم کافی است ما با ایسای مصی وقتی این پایوند رو بستیم این قرار داد رو بستیم این تعهد رو دادیم در این تعهدات خود پایوند بمانیم و ایسا برای ما برنامه داره نقشه داره و در فراز و نشیبه ایمان ما میافتیم بلند میشیم اما در ایمان خود بمانیم تا خداوند ما رو بلند کنه و هدف ما جلال خداوند است هدف ما جلال خداوند است بله دوستان بینید پتروس سه بار ایسای مصی رو انکار میکنه و در اینجا وقتی ایسای مصی در صلیب کشته میشه و بعد از او در روز هم زنده میشه و دوباره به شاگرده خود رو زاهر میسازه اینجا سه بار از پتروس پرسان میکنه آیا مرا دوست داری؟ وقتی که پتروس سه بار ایسای مصی رو انکار کرد ایسای مصی سرش قهر نشد اصبانی نشد فقط یک نگاه کد برش و امون نگاه بس پتروس بود اما وقتی که ایسای مصی از پتروس پرسان میکنه آیا تو مرا دوست داری؟ بعد از بار صبح ما در کلام خدا میخوانیم حالت پتروس اکیه هیجانی میشه یا اصبانی میشه میگه خداونده تو میفهمی که من تو را دوست دارم در اونجا ایسای مصی چی میگهش؟ میگه پس گوصفنده مرا تو نان بده گوصفنده مرا نان بده یعنی چی که دگه ایماندارا را کمک کن یعنی دگه ایماندارا را تشویق کن یعنی دگه ایماندارا را تو کمک کن که یاد بگیرن کمک کن که ایمانشان قوی شود و این واقعا وقت ما هم در زندگی خود اگر اشتباه سر میزنه خطای از ما سر میزنه چی انکار باشه، چی دروغ باشه فهمیده یا ن واقع خودی هستن خدا من خو wrath ما چی کنید؟ اقرار کنید Hui در پاکستان و هم در هندوستان هم در ترکیه و کشورهای غربی شما با ایماندارای که نو استن میره آقا جان سوالی من نو استن ولی خطا و اشتباه می کنن مشوری شما چی است در این مورد مثلا کسایی که در شهر شما در کشور شما استن و امیدور خطا می کنن اشتباه می کنن یا گره انکار می کنن ایماندارای که نو ایمان استن مشوری شما برای از انا چی است یک تجربه خودم می گویم که ما هم در ابتدای ایمان وقتی ایماندار شدیم کلیسا نمی رفتیم ما فکر کنیم امی که ایماندار شدیم دیگه تمام شد دیگه ما مسیح شدیم دیگه ما با مسیح دیگه هستیم اما عیسای مسیح می گه که شما هم در درازه و پهنه باید مثل من رشد کنین باید ما به کمال برسیم به شبیه مسیح به شبیه مسیح رسیدن باشه یعنی ما در حال رشد هستیم اگر ما کلیسا نمی ریم مشارکت نداریم با دیگه ایماندارا ما نمی تانیم رشد داشته باشیم اگر ما کلام نمی خانیم ما نمی تانیم در شناخت خداوند کامل شویم اگر ما دعا نمی کنیم رابطه ما با خداوند قطع و وست می شه ارتباط ما قطع و وست می شه پس پیامه ایست که این عزیزان در دعا با خداوند در ارتباطشون با خداوند باشن کلام روزانه بخانند کلام خداوند غذای روزانه هست نان روزانه هست وقتی یسای مسیح میگه که خوراق بده به گسمندان من هدفش ایست که هر روز به اونا کلامو بیاموست کلام روزانه گفته و امیتور در مشارکت با دیگه ایماندارا هم ما اونا رو بنامی کنیم هم اونا ما رو بنامی کنند این شهادت های زندگی ما باعث تقویت و بنای همدیگه ایمان میشه شما شادکت ها رو ما فراموش نکنیم تشکر میره آقا جان خب دوست های عزیز برنامه ما به اخیر رسیده شما رو به دست های مبارک خداوند می سپارین بیاین دوست های عزیز همه دست خود رو بالا کرده خداوند ها سپاس گذار هستیم ازی که ایسای مسی در اینجا دی دنیا آمد به خاطر گناه های ما در صلیب رفت در قبر گذاشته شد و در روز سوام زنده شد خداوند ها ما رو کمک کو که ایسای مسی رو در زندگی خود انکار نکنیم ما رو کمک کو خداوند ها که همیشه صادق باشیم و راست بگوییم خداوند ها همچنان خداوند ها تشکر میکنیم که تو در زندگی ما کار میکنی ما را قدرت میتی و فیض و شفای تو در زندگی هر یک ما و خانواده های ما جریان داره به نام ایسای مسی آمین خداوند ها خداوند ها