نوروز ۲۰۲۱ ۱۴۰۰

  ۲۹ دقیقه

  ۹ مارس ۲۰۲۱

با رسیدن بهار، طبیعت حریر سبز بر تن می‌کند. بلبلان خوش خوان مثلی کنری، سهره، گل‌سر، سار، هدهد، فاخته، کبک و قمری، نغمه‌ها و سرودهای فرح بخش و روح انگیز سرمیدهند و انسانها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می‌خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش و رُستن است و موسم سُرور و شادمانی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل‌ها سرشار از سرور و جان‌ها تازه می‌گردد.
بهار، پیام آور تعادل است و این‌که در سایه تعادل، زندگی زیبا می‌شود. با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می‌آوریم که چشمه مهر او همواره به سوی ما آدمیان و همۀ موجودات، بی محابا سرازیر است.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما برنامه های راڈیو صدای زندگی رو می شنوید که ساحت هفت و سی دقیقه شب روی موج متوسط 1487 کلو هرچ پهش می گردد برنامه نوروزی از راڈیو صدای زندگی می شنوید آب زندید راه راهین که نگار می رسد مجدد هید باغ را بای بهار می رسد راه دهید یار را آنماه ده چار را که از رخ نور بخش و نور نسار می رسد رونق باغ می رسد چشم و چراغ می رسد غم به کناره می رود مه به کنار می رسد باغ سلام می کند سر و قیام می کند سبزه پیاده می رود گنچه سوار می رسد با سلام با طراوت سبزگون نوروزی ازیزان شنونده خود با ویژه برنامه نوروز خوش آمده ایت مگیم با آمدن بهار این طلای دار فصل نو نوروز باستانی را گرامی می داریم و به پیشواز سال نو و بهار نو می رویم خوشحاله که ما پیشکش نمودن یک برنامه ویژه نوروزی بار دیگه از برای عماج راژیو در خانه های شما قرار داریم در آغاز برنامه اجازه بتین که نوروز و تازه شدن طبیعت را براتان تبریک و شاد باش بگوییم باز هم سخن از نوروز از گل از سبزه و لاله های وحشی و چهچه سرائی بلبلان شوریده و بیقرار است بر چهره گل نسیم نوروز خوش هست در سحن چمن روی دلفروز خوش هست از دیگه گذشت هرچی گویی خوش نیست خوش باش و زیبی مگو که امروز خوش هست آره اینه که پرندگان از بوی گل و سبزه و شگوفه به شور آمده و سرودخانان به دل آسمان نیلگوی میهن ما به پرواز در آمدن و نغمه سرائی میکنند نوروز شد و به نفشه از خاک نمید بر روی جمیلان چمن میل کشید کس را به سخن نمیگذارد بلبل در باغ مگر هنچه بر رویش خندید بله در هنگامه و آمادامات بحار است که فرستوها و بلبلان رنگی و خوش خان شادی کنان پروبال باز میکنند و به آمق آسمان لاجوردین سرودخانان بال میگسترانند و فاصله ها را میپیمایند شنونده خوش نهاد چه زیبا و لذت بخش از که یک بار دیگر دشتا تپاها و وادیای میهن ما بخاطر آمدن بحار قبای زمرودین برخیش انبار کردند و لاله های خدرو و گلای رنگین و نورسته امچون نگین در آن خدنمایی مینماید تو گویی که رنگین کمان خدا از آسمان بر زمین قدم گذاشته و آرامیده است بر آمد باد صبح و بوی نوروز بکام دوستان و بخت بیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز بگذار شنهنده ای پاک نهاد تا نوروز باستانی بحار تازه از را رسیده و سال نورا که یک دامن گل آرامش و صفا با خود داره برای تن سال خوشی من آرزو کنم تا باشد ار لحظه تان پرست شدین و ار لحظه تان بهتر از لحظه دیگر برخی از بها آمد با گل بوله گل سکن آی بل بوله خوشی من با گل بوله در خیمان برخی از بها آمد با گل بوله گل سکن آی بل بوله شارم نیست شوره دو شنر بارست برخی از بها آمد کشوره دیگر لبارست آی بل بوله شارم نیست شوره دو شنر بارست برخی از بها آمد کشوره دیگر لبارست آی بل بوله خوشی من با گل بوله در خیمان برخی از بها آمد با گل بوله گل سکن آی بل بوله شارم نیست شوره دو شنر بارست برخی از بها آمد کشوره دیگر لبارست آی بل بوله شارم نیست شوره دو شنر بارست برخی از بها آمد کشوره دیگر لبارست آی بل بوله خوشی من با گل بوله در خیمان برخی از بها آمد با گل بوله گل سکن موسیقی آی بل بوله شارم نیست من عشق تو را نازم برخی از بها آمد بر عشق تو جان بازم آی بل بوله خوشی من با گل بوله در خیمان برخی از بها آمد با گل بوله گل سکن شنونده بیش بحار با رسیدن بحار طبیعت حریر سبس برتند می کند بل بولان خوش خان مثل کنری، سهره، گل سر، سار، خد خد، فاخته، کپ و قمری، نغمه ها و سرود های فره بخش و روحانگیز سر می تند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و همگرایی فرا می خانند بحار پیام آور عشق، روحش و رستن هست و موسم سرور و شادمانی و به همین خاطر هست که خاستنی هست و با آمدنش دلها سرشار از سرور و جان ها تازه می گردند شنونده عزیز، بحار پیام آور تحادل هست و در سایه تحادل زندگی ما انسان ها می تواند زیبا گردد با دیدن بحار رحمت و محبت خداونده با یاد می آوریم که چشمه میره و هم باره به سوئی ما آدمیان و همهی موجودات به محبت سرازیر هست اگر ما این خدای محبت به نشانه هایش را فراموش کنیم، او ارگیز ما را فراموش نمی کنه و با دیگرگونی فصل ها نیز با جلبگری قدرت بپایانش می برداست تا شاید دلی با یاد او افتد و به شوق او بتبد اساسان این جهان محول آیندار خداست که جمال پروبردگار را و تماشا گذاشته هست بحار یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستیه است که می تواند با تماشای آن نقب و آرم معناه زد و راح به سوئی خدای او و جمال جلال یافته او را بتماشا نشست بحار جشن طبیعت هست طبیعت زیبایی که آدمی را محصول می کند به طور که از خندگفتن باز مانده و حرفایش نگفته در جرفای جانش واقع می واند بحار دویدن روح حیات هست در کاربود طبیعت فصل بحار شروع زیبایی طبیعت هست و سرسبزی فصل باعث نشات و طراوت انسان می شه با فرارسیدن فصل بحار بسیاری از افراد خوشحال و احساس شادابی می کند زیرا شکفتن شگوفها و سرزدن برگها را به نظاره می نشینند و آواز پرندگان رنگین پر که آشقانه و بقرار ابراز عشق و علاقه نسبت بحار می کنند را می شنوند و هوا در این فصل معتر و گوارا می گردند دل انسان می خواهد هر چی در طوان داره از این هوای نیرو بخش روح نواز نفس بگیره و به ششهایش بدمند در این فصل زیبا گلا با آرامی شکوفه می تند و طبیعت بار دگه نو می شه و لباس رنگین و سبزگونه بطن می کند این خودنمایی بحار در طبیعت بالای روح و روان انسان تأثیر بسازایی مگذاره و حس ندوستی و محبت در ضمیر او بیدار و آبیاری می کند آره بحار عروس فصل هست فصل که با تمام وجودش سی می کند زیبایی های خلقت خداونده و انمایش بگذاره وقت بحار می آیه همه جا سر سبز و خورم می شه درخت ها گل ها چشمه ها و جویبار ها بس دیگری می شند تو گوی شرشر چشمه ها و جویبار ها از تازگی رستن و رویدن سخن می گه و دل انسان می خواهی که به ای شرشر ها گوش بده زیرا ای شرشر چشمه ها و جویبار ها زبان شکرگزاری ایشان هست زبان بیان حسش ها نزداد به بحار و نوروز هست که سخت محصور بحار شده در موسم بحار عطر گل ها فضای باغ و دشت و دمن پر می سازه و چهچه پرندگان و وزوز زمور های اصل از همه جا به گوش می رسه پروانه ها با محبت تمام دور گل ها بال می زنن و از بحار پذیرایی می کنن بحار زندگی دوباره طبیعت هست زیرا طبیعت که در زمستان به خواب طولانی رفته بود در فصل بحار از خواب بیدار می شه انگار دوباره به دنیا آمده همه ما بحار را دوست داریم چون سرشار سرسبزی زیبایی شادابی و انرژی هست دوست عزیز اما طور که شما می دانید در وطن ما نوروز تاریخ بسگان داره طور که ای تاریخ به هستورها می پیونده به گواهی تاریخ مردم وطن ما از آزاران سال پیش از این روز تجلیل می کنند گفته می شه که یک پادشا به نام جمشید که آزاران سال پیش دی سرزمین فرمان رویین کده نوروزه بنیاد نهاده و از آن پس مردم این مرزگوم از این روز تجلیل کنند و از این امره فرهنگی مهم تیه قرون متمادی پاستادی کردن تا این که این میراس بزرگ فرهنگی به ما و شما رسیده هست دوست های مردمان در چونین روز های بطه ها از نو گل می کنند و درخت ها از نو به شروع فرمی نیشینند همین هر سبب می شه که همه چیز در دوربر ما نو به نظر برسه و این تحوال در طبیعت بطوره هست که گویی همه چیز در دوربر ما از نو متولد می شه این اتفاق تولد دوباره طبیعت می گن که همه ساله در نوروز رخ می ده نوروز یعنی همه روز که آغاز سال نوست همه سال نو تاج هستیم که زندگی ما را از گناه پاک بسازه حقیقتی هست که زندگی ما انسانا در هر کجایی که هستیم آگنده از تشویش استراب و نگرانی های مادی و معنویست بسیاری وقتا چنان زیر فشار مشکلات اقتصادی یا اجتماعی قرار می گیریم که تجلیل از نوروز را فراموش می کنیم گاهی وقتا امی مسائل و مشکلات هر روزی زندگی، زندگی ما را به جهنم شدی می سازه حوادث و اتفاقات که هر روز در گوشب و کنار شهر ما رخ می ده آسائش و آرامش از هر کدام ما می گیره ما را پجمردتر و خستتر از روز پیش می سازه و یاد ما می ره که بهار شده و طبیعت اطراف ما کاملن نو شده از امی سبب است که هر کدام از ما مانند طبیعت دوروبر ما که هر سال تولد دوباره می آفه و تولد دوباره نیاز داریم خوشبختانه کسی هست که این نیاز مبرمه ما انسانا را به خوبی حس می کند و می فهمه که ما انسانا مانند طبیعت دوروبر ما محتاج تولد دوباره هستیم و می فهمه که هر کدام ما محتاج به رهائی از تشبیش ها و نگرانی های روز بری زندگی خیش هستیم شنونده عزیز خوشبختانه کسی هست که دست ما را بگیره کسی هست که می تانه ما را از تشبیش ها از نگرانی های روز بری زندگی ما نجات بده و می خواهه که ما فقط یک بار و برای امیشه به تولد دوباره دست بیافیم و از این همه نگرانی برای امیشه نجات پیدا کنیم از این می خواهده است که و بی سبرانه منتظر هر یک ماست و می خواهه تا ما به اون مراجعه کنیم تا اون بتانه دست ما را بگیره و به ما تولد دوباره حطا کنه چیزی که ما به اون ضرورت داریم حالا ممکن از شما بپرسین که اون کیست؟ اون کسی جز ایسای مسین هست اون امو کسی هست که میگه من را و راستی و عیات هستند شنونده عزیز من خوب بخاطر دارم که مادر و مادر کلانم همه ساله در روزای پیش از نوروز بخاطر برگزاری خوب تر جشن نوروز رسم و رواجهایی را به جامعه آوردن یکی از او رسم و رواجها ترتیب کردن هفت میوه و آماده کردن سبز بود تا جایی که من می فهمم هنوز بسیاری از خانواده مخصوصا در ولایات حرات و کابل و غیره در روزای پیش از نوروز هفت نوه میوی خشکه در ایک زرف مناسب تر می کدن تا برای تجلیل از نوروز آماده باشه و او را سرد سرخان نوروزی که او را هفت سینم می گن می مانند یکی از رسم و رواجهای دیگی نوروز بیست که خانواده در روزای پیش از نوروز یک مقدار گندومه در یک زرف تر می کند تا گندوم سر بزنه و خوب سبز شده یک مقدار او را در یک زرف در یک گوشی خانه و یا سرد سرخان می مانند و یک مقدار دیگی او را در یک دیگ منداختند سمنک بخته می کند خوب یادم هست که مادر و خاله و اما و دیگه زنهای خانواده شو تا صبح دوره دیگی سمنک می شیشتند بیت سمنک در جوش ما کبچه زنیمه می خوندند کده هم دیگر گپ می زدند شخی و خنده می کند چی وقتهای خوبی بود او وقتا امیدوار هستم که مردم وطن ما با وجود مشکلات اقسادی و جنجال های اجتماعی که دارند ای رسم و رواجها را ادامه بتند من فکر می کنم در بعض ولایات وطن ما هنوز مردم رسم و رواجهای نوروزی را ادامه می دند یکی از ای رسم و رواجها خانه تکانی هست من خوب بیاد دارم وقت زنهای خانواده شروع به خانه تکانی می کند ولی اطفال خانواده معنی شی بود که نوروز در راه هست چی روزهای خوب و فرست شروع و هجان بود روزها یادم هست که مادرم خانه تکانی در روزهای پیش از نوروز یک امر کاملا ضروری می گمست او هر سال پیش از نوروز حتما این کار اجام می داد در غیر او فکر می کند که بطور شاید و باید خانواده آماده برگزاره جشن نوروز نیست حالا که به این موضوع فکر می کنم برنظرم می آیا که همه ما در هر کجایی که هستیم به یک خانه تکانی جسمانی و روحانی نیاز داریم ما نیازمندیم تا افکار و تصورات را از خود دور کنیم که ما را آزار می ده یا آرامش و اطمینان به آینده را از ما گرفته ولی چون این امر ساده به نظر نمی رسه این گب به او آسانی نیست که مادرهای ما از فرش خانه گرد و خاکت دور می کدند ما به خانه تکانی جسمانی و روحانی خود موتاج یک شخص دیگه هستیم ما دقیقت موتاج ایسای مسیه هستیم که دست ما را بگیره و ما را به آرامش و رستگاری برسانه آرامش و رستگاریه که هر کدام ما به اون نیاز داریم فقط ایسای مسیه هست که می تانه ما را کمک کنه تا به خانه تکانی جسمانی و روحانی خیش نائل گردیم ایسای مسیه به دنیا نیامد که راه را به ما نشان بده خود و راه هست ما فقط به وسیله اوست که وارده ملکوت خدا می شیم آسطه ای فداکاری و مرگ اوست که گناهان ما آموزیده می شد و در نظر خدا آدل شمارده می شود شلم دیگه بیش بحار بحار رستاخیز طبیعت هست بحار دمیدن روح در کالبود خشک زمین هست که او را دوباره زنده و سرسبز می کند بحار فصل تازگی و سرسبزی هست فصل که بزیباترین شکل ممکن طبیعتها با گل و شکوفه می آراید تا مردم عزیزی بایی انگشت بدهان کنند شنانده پاکتینت وقت به بحار می بینیم و به تازگی طبیعت خیرمشیم ندایی از عماق قلب ما فریاد می زند که میگه ما هم به نوشدن و عیبه شدن یاز داریم بیاین شنونده گرامی تازگی و نوشدن تجربه کنیم ای تازگی و نوشدن چطور می تانیم به تجربه بنشینیم؟ زمان ما می تانیم که تازگی و نوشدن تجربه کنیم و نصیب شفیم که با من به او دست بیابیم تازگی و نوشدن از ایسای مسی تراوش می کنه ایسای مسی به کسای که تشنی تازگی و نوشدن از خطاب می کنه و می فرمایه نزد من بیایید و من به شما آرامی خواهم داد یوغه مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا من نرم دل و فروتن هستم بله شنانده عزیز اگر ما از زندگی گذشته خود رو گردان شبیم و از ایسای مسی بخواییم که سرور زندگی ما باشه هرگز انتهاری نخواهم کرد فروتن خواهم شد هیچگاه فکر رشوه و رشوستانی در خرد ما خطور نخواد کرد برعکس مردم دوست و وطن دوست خواهم شد هیچگاه به ستون پنجم تبدیل نخواهم شد بخاطر که ایسای مسی هدایتگر زندگی ما خواد بود بله، او قادر است که به ما قلب نو، دید نو و سکر نو ببخشد تا بایوز قتل و انتهار و ویرانی وطن ببخشیم دستگیری کنیم و وطن خود را از نو ایمار نماییم و با الهام از نوروز و نو شدن بیایید سال نورا با بخشیدن و دوستاشتن آغاز کنیم با گذاشته مقدر را که ما را از هم دور می سازد و بعد فراموشی بسپاریم و همه ایما با خوشی مسیهایی دست به دست هم بگذاریم و با توسم آرامش بخش به روی هم بخندیم و به یک دیگر بگوییم از این که در ایسای مسی ما با هم خوهر و برادر استیم پس سال نو و نوروزت مبارک امید است امید است امید است سال یا اینده فره صلوه و صفا باشد جهان از چنگ دوی جنگ امید است که جدا باشد درخت ایراک میکارد به باقی زندگی هر دست امید است برگ و بارش گوهره مهرو وفا باشد امید است امید است امید است امید است موسیقی امید است که بنی آدم بدان ما همه خود را ما همه خود را نخواهم ایچ وزوی را در عالم به نوا باشد امید است امید است امید است سال یا اینده فره صلوه و صفا باشد جهان از چنگ دوی جنگ امید است که جدا باشد امید است امید است امید است امید است موسیقی امید است هیچ سایده نباشد در دل سهر هران سایده که در دوم است امید است تیره ها باشد امید است امید است امید است سال یا اینده فره صلوه و صفا باشد جهان از چنگ دوی جنگ امید است که جدا باشد درخت ایرا که میکارد به باقی زندگی هر دست امید است برگ و بارش گوهره مهرو و خواه باشد امید است امید است امید است امید است