۲۹ دقیقه
۲۱ سِپتامبر ۲۰۱۲
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ سلام دوستای عزیز خوشحال استم که با برنامه دیگه در خدمت شما عزیزا قرار داریم دوستای عزیز امروز بازم برادر عزیز ما شای جان نیستن مسروف بودن و خدا را شکر که ما امروز بازم دو میمان عزیز امرای خود داریم برادر عزیز ما ابراهیم جان و خوار عزیز ما سارا جان دوستای عزیز به برنامه با شما حاش آمدین تشکر برادر جواد عزیز ما سلام میکنم خدمت شنونده های عزیز و خوشحال استم بخاطر از این وقتی که شما براما دادین من هم سلام میکنم خدمت تمام بیادر ها و خوار های ما که صدای ما رو میشنون و امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشن آمین دوستا عزیز بازم خدا را شکر که در خدمت شما هستیم و دوستا عزیز همونطوری که شما میفهمین در برنامه با شما ما جواب سوال شنونده های عزیز ما رو میگیم کسایی که برما تیلفون میکنند و سوالایی که دارند از ما میپرسند و همیشه دوستا عزیز همونطوری که شما میفهمین ما کوشش میکنیم که جواب سوالای شما را همیشه تا جایی که میتونیم بگویم و بعض وقتها ای تر هم شده که من نتونستم جواب سوالتان را دقیقا بگویم وقت گرفتیم متعلاق کدیم یا از دوستا پرسیدیم بعد از او پس دوباره بشما تیلفون کدیم و جواب سوال شما را گفتیم و در این هفته دوستا عزیز یکی از دوستای ما سوال داشت در باری زندگی زناشوری، زندگی خانوادگی مسیحی و به ما خوشحال استم که ابراهیم جان و سارا جان امروز در این هفته امروز همراه ما استند در این برنامه و من میخواهیم که این خوار بیادرم چون زن و شوار استند واقعا من خدا را شکر میکنم بردوشان، من اولاداشان همیشه میبینم، خودشان میبینم و بر ما باعث برکت استند، نه تنهایی که پیروای یسای مسیح استند بلکه خادمین یسای مسیح استند و از طریق تلویزیون راز زندگی خداونده خدمت میکنند و اما ترکه من جواب تلفونای شما را میگم، این خوار برادرم جواب تلفونای او اده از دوستهای ما را میگن که به تلویزیون راز زندگی زنگ میزنند پس من میخواهم که این سوال را مثل تو پر طرف شما بندازم که جوابش را شما بگویم زندگی حانوادگی در یک حانوادی مسیح چه قسم هست؟ آیا زن و شبر مسیح بین خود مشکلات دارند؟ آیا چطور ما اولادهای خود را تربیه میکنیم؟ و من میخواهم که ما شما تمام ما قبل ازی که به مسیح ایمان بیاریم ما مسلمان بودیم و زندگی ها فرق میکنه ما شما نمیتونیم بگویم که تمام مردم یک رقم زندگی میکنند من میخواهم شخصا شما از زندگی خود بگوین که زندگی تان چه قسم بود؟ با چطور یسعی مسیح زندگی تانا که تغییر داد زندگی تان چه قسم شد؟ ميشکل لطف کنین ابراهیم جان شما شروع کنید ما و سارا جان همیشه راجعه به زندگی واقعا با هم صحبت میکنیم راجعه به زندگی گذشته ما و زندگی نو ما مایش هم میگیم که مااالی تقریبا یه十 سال از که ما دوزن سال میشه که عرصی کردیم و اما ما همیشه میگیم که شش سال است که عرصی کردیم بخاطر این شش سال ما زندگی نو ما را شروع کردم و قبل از او شش سال که ما به مسیح ایمان نداشتیم واقعا او زندگی ما ایش زندگی مشترک نبود ما ایش نمیتانیم او را نامش زندگی مشترک بانیم چرا؟ بخاطر که ما به ظاهر با هم اززواج کرده بودیم عرصی کرده بودیم زن و شور بودیم اولاد هم داشتیم بله اما محبت حقیقی خدا را او چیزی که خداوند میگه وقتی کلام خدا میگه که مرد باید زن خود را محبت کنه بله بخاطر که میگه نیسای مسیح میگه اموطور که من شما را محبت کردم جان خودم را دادم بله اما من ایطور نبودم ما به عنوان یک مرد افخان من کوشش میکدم که مردانگی من میشه در خانه باشه بله والد دکتاتوری من حفظ میکدم بله من خیلی در کارهای خانه نکه کمک نکنم ولی خیلی کمک نمیکدم بله پیش خودم میگفتم که اگر زیاد کمک کنم این زنم پر رو میشه بله این رقم و تمام این مسائل را ما داشتیم همه از وقتی که ما به ایسای مسیحی ما ناوردیم خداوند غرور من را برداشت و خداوند در کلام خدا میگه میگه زن و مرد یکی میشن بله و میگه که وقتی مرد زن خود را محبت میکنه در اصل خود را محبت میکنه بله خود محبت نتانه بکنه نمیتانه دیگران محبت بکنه بله پس من از او بباید تنافرقی که کد ای شد که در بین من و خانمم ایسای مسیح آمد بله ایسای مسیح ما همیشه که که سارا جان گفت میدنیم هر وقت میگیم این مثل یک چسبی است که جدا نمیشه بله ما پیش از او با هم بودیم لیکن نمیفهم اون چسبی که بود قلابی بود چینایی بود کجایی بود بله ایسای مسیح بله این ما را توری به هم چسپند و توری زندگی ما را و اتا در خیلی چیزهای خصوصی و رز زندگی ما وارد شد خدا ورد خدا راست شکر که گفتید ایسای مسیح عرور تانه ورداشت و عرور منفی رو ورداشت بله عرور واقعا اون مردانگی که باید داشتا باشیم او را برتان داد بله و من هموطور من یادم هست ابراهیم جان پدرم همیشه میگفت که تو چی قسم میتونی که خانواده تا کنترول کنی که اگر تو چطور میتونی آکیمیت داشتا باشی تصلات داشتا باشی اگر تو مثلا زنتا نزنی و او از تو نترسه و وقتی که من به مسیح ایمان آوردم من ای را متوجه شدم که مردانگی ای نیست که من زن ما بزنم مردانگی ایست که چطور من زن ما محبت کنم ما فکر میکنیم مردانگی ایست که به حساب زنتا بزنی به ترسه اولادت ازت به ترسه تو قدرت و آکیمیت داشتا باشی و همونطوری که شما گفتین برعکس وقتی که من کلام خدا را خاندم من متوجه شدم که در اصل مرد او است که محبت کنه زن خودا نه یک زن خودا بزنه یا اولاد خودا محبت کنه امسایه خودا محبت کنه ای چیزیست که انجیل مقدس ور ما درس میتن خب ساره جان من میخوایم که اکم شما هم در این بارا بگوین یک چیزی که من پیشتر بسیار حاشم آمد پیش از ای که برنامه را سبت کنیم که شما گفتین ای بود که گفتین قبل از ای که من به حساب عروسی کنام مشکلات زیاد داشتید نه تا در فامیل پدرتان میشه شما در این بارا بگوین کمه بیا جان وقتی که من رضا بودم خب هر خانه جنگ هست مشکلاتی هست نمیتونیم بگیم که نیست خانواده بی مشکل بی غال مغال نیست و این یک چیز طبیعی هست و من رضا بودم یادم هست که پدر مادر من میشه جربست داشتن غال مغال بود در خانه و وقتی که کلان شده بودم در سین نوجوانی بودم همیشه وقتی که از مکتب پس می آمدم خانه در رای مکتب فکر میکدم و میگفتم خدای امروز پدر مادرم جنگ نکنن غال مغال نداشته باشند در خانه و این یکی از فکرهای من بود که بعد خلاف شدن از مکتب این در فکر، در ذهن من بود، در قلب من بود که من اینالا میروم خانه چی شرایطی برم محایرست آیا پدر مادرم منتظر ما هستند با روی خوش و لبخند یا جنگ دارند یا جنگ دارند و این من را عذاب میداد و همیشه آرزوی میبود آرزوی میبود که اگر یک روزی ماروسی کنم هیچوقت دوست ندارم که ما غال مغال داشته باشیم در خانه یا جنگ داشته باشیم یا لدوکوب لدوکوب داشته باشیم متاسفانه، متاسفانه این آرزوی من نه تنها براورده نشد بلکه برعکس وقتی که آرزوی کدم من بله اینقدر ما مشکلات ما زیاد بود اینقدر ما جنگ غال مغال زیاد داشیم که از زندگی سهر شده بودم بر حجابت عزیز این خودش بزرگترین مشکل روحی بود برای من بله و همیشه از زندگی ناراضی بودم از زندگی سهر بودم و میگفتم خدای چرا ما راست میکنی اگر تو نمیتونی مشکلات ما را ورد داری چرا ما راست میکنی چرا اجازه میده که ما روسی کنیم بله و عموطور که ابراهیم جان گفت ما شاید به قصد شناخت ایسای مسیح به کلیسا نمیرفتم بله وقتی ایسای مسیح شناختم که ابراهیم جان با ایمان آوردن به ایسای مسیح تغییر کرد زندگی شد بله و این تغییر من به چشم خود دیدم بله دیدم که خرور شکسته شده دیدم که چقدر مهربانتر از وقت شده بله و کارهایی که خودش میگفت قالمغالایی که داشتیم دیگه نبود بله آستا آستا بله نمیگم که نیست عالم نیست بله بله ایسای مسلم هست که در هر خانه هست اما این رو براتون میگم که از روزی که من به ایسای مسیح ایمان آوردم شخصا خودم هر روز در خداون یک چیزهای جدید یاد گرفتین ببیندی زن و شواری من یک چیز رو اینجا اضافه کنم بله که این رو فکر نکنیم که ما شاید شنواندهای عزیز وقتی که این رو بشنوان بگن که خب مسیحی هایش مشکل ندارند بله نه اینطور نیست مسیحی هایش مشکل دارند لیکن تنها چیزی که البته مشکلات بسیار کمتر هسته من به جورت میتونم بگم که ست فیصد شاید ده فیصد شده حتی کمتر ولیکن چیزی که هست برای از او ده فیصد خداوند ایسای مسیح بر ما رای حل نشان داده بله و در کلام خدا ما این رای حل ها رو میتونیم پیدا کنیم درست و خداوند ما را نه تنها رای حل بخاطر که خیلی از مردم دنیا هم رای حل هم میفهمند حتی از طریق روانشناس ها از طریق دکترهای روانشناس باز هم عل نمیتونند و کارشان بجدایی میکشند همه فرقی که در این مشابره خداوند هست در این دکتری که ما داریم که ایسای مسیح هسته ایست که نه تنها رای حل ها در ما نشان میتونند بلکه قدرت انجامش ها در ما میتونند آمین روح القدس در ما این قدرت ها میتونند که ما اون را انجام بتیم من پیش از باهم میفهمیدم که غرورم زیاد هست میفهمیدم که ما باید خانواده بیشتر محبت کنیم اینا را خیلی چیز دارم میفهمیدم اما حقیقت چی بود که چی؟ قدرتشا نداشتم اما بعد از این که ایمان آوردم ایسای مسیح در ما قدرتشا داد که ما این را انجام بتیم بله راست میگین بی خیلی دقیق میگین ما یک چیز دیگه را که پیشتر از گفت خواهر عزیزم سارا جان برداشت کنم اینی بود که شما وقتی که خرد بودین و در خانه تان جنگ و دوا بود شما همیشه عذاب میدیدین فکر تان نارام بود آنکه شما با ایسای مسیح ایمان آوردین فکر میکنم زیادتر با فکر بله مصلمان این رقم هست و من فکر میکنم اولادهای ما خوشبخته این اولادات چون که هیچ وقت او رقمی که ما دیدیم در خردترکی اینا جروبه است و گالمگال در خانه نمیبینند مشکلات همیشه در هر گشه دنیا که زندگی کنی هست و هر کس اگر بیشینی پیش کسی پیش خوارخونده پیش بیادر پیش پدر مادر اولاد های ما چقدر خوشبخته هستند بله اولاد های ما باید مدیون ایسای مسیح باشند که امروز در خانواده زندگی نمیکنند که در اونجا لطکوب و زدنزدن باشند بله ما مشکلات داریم مشکلات هم میشنیم گرد میزنیم بسیار خوبی زن و شووهر حل میکنیم و بسیاری وقتا بخش مهمترین رول ها در اینجا بازی میکنند ایسای مسیح میگه ببخشین تا بخشیده شوید محبت کنین چون شما محبت شدید و اولادای ما واقعا خدا را شکر من یادم میاید سارا جان که پدرم وقتا که مادرم لطکوب میکد اگر میخواستیم یا نمیخواستیم تمام خوارکا و بیدرکایم پشت روی مادرم استاد میشدند و گریان میکنند که پدر جان نزنش و بعد از اون یک سیلی محبت کنین شما محبت با اولادایتان نشان ندادین بسیار خوب یک چیز دیگر سارا جان شما در باری یکی از دوستایتان برای یک کم گفتین میشه امو شهادت امو قصه را برای شنده وندای عزیزمون بگوین بله چرا نه ما که یکی از دوستای ما بسیار افتحامت سمیمی داریم و این خواهر ما تازه عرصی کردن و یک روز برای ما گفت که میشه که از دیگر شویم افتحامت ما زیادتر شویم گفتم چرا نه از هر دفعه خانه ما خانه خودتان هستد بس گفتم دلیلشم میتونم پرسان کنم چرا این پیشنهاده برای ما دادین گفتن که من دوست قدر زندگیتان خوب است قدر شما رابطتان با هم سمیمی هست میگین میخندین گب میزنین براحتی یک رابطه واقعا بریا و ایچ چیزی داخلش نیست و من میخوام که شوارم از شما یاد بگیره و اونجی بود که در یاد ما هم از زندگی گذاشتیم و که ما هم این رقم بودیم ما میخواستیم که از انسانها یاد بگیریم که رویش زندگی حقیقی چی رقم هست ایچ وقت نتانستیم یاد بگیریم تنها چیزی که ما را آلش کد خداوند بود روح خدا بود که امروز در ما هست و من برای از خواهر ما گفتم من دعا میکنم برای تان خداوند قلب خودتا هم شوارتا عوض کنه امو رقم که از ما را آلش کد امو رقم که زندگی ما را تغییر داد او بیاید در زندگی تان او که بیاید ایچ احتیاج در ما نداری یک روز از ما یاد بگیری دو روز یاد بگیری اگر ما نباشیم چی میشه فراموش میکنی ما انسان هستیم و بسیار کار را زود از یاد ما میره اما وقتی که محبت خداوند خداوند در زندگی ما بیاید ایچ وقت از یاد نمیبریم چیزی را که بر ما تعلیم میده و ای باعث میشه که زندگی ما هر روز بهتر و بهتر پیش بره و برای از خواهر ما گفتم گفتم ما فقط برای شما برای تغییر شوارت که میتونم دعا کنم که در نام یسای مسید دعا کنم که خداوند او را تغییر بده تغییر که تا ابت آلش نمیشه بله آمین آمین درسته بگویم که یکی میگم دختر ما زندگی قبل از ایمان ما را باید دیده و همیشه میگه دختر ما میگم تو چرا به یسای مسید ایمان آوردی میگه بخاطر که شما در زمانی که به یسای مسید ایمان نداشتین هر روز با هم جنگ داشتین لطکوب داشتین هال مغال داشتین اما بعد از ای که به یسای مسید ایمان آوردین من دیگه اینا را نمیبینم بچه ما هیچ جنگ ندیده بخاطر که از وقت که او به دنیا آمده خدامند را برای ما داد به یسای مسید ایمان داشتیم از او خاطر تابال اید پشت ششم خود یک جنگ بین زن شواره ندیده چند روز پشت ما همیتون با هم دیگه گب میزدیم یک ذره بلند بلند گب میزدیم گب هم ایچ بحث نبود همیتون گب میزدیم یک ذره بلند بلند مارا میگه چرا جنگ میکنین که دیگه تان آرامتر گفت بزنه ما خنده کردیم گفتیم بچه ایم تو جنگ ها را ندیده بله یکی هی که میخوایم بگویم ما پشت از ای که به یسای مسید ایمان بیاریم افراد درو بودیم ریاکار بودیم در پشت مردم یک چیز بودیم در خلوت ما دیگه چیز بودیم و ای را میخواییم بگویم که چی ما شخصیت اصلی هر شخص او چیزی هست که در خلوتش هست بله شخصیت واقعی هر شخص اگر ما در خلوت ما یک چیز باشیم در پشت مردم دیگه چیز ریاکار هستیم ما در پشت مردم چقدر رابطه هایی مارا ما پشت از ای که به یسای مسید ایمان بیاریم اگر در آوج جنگ هم بودیم یک نفر وارد میشد ترا قطش میکدیم خنده میکدیم در شرم مردم لیکن حقیقت ما ای نبود شخصیت اصلی ما او چیزی بود که در خلوت ما بود و یک چیزی که خداوند برما نشان داد کلام خدا در انجیل یوهننا میگه کلام خدا بر زمین آمد نی یسا کلام خدا هست انجیل میگه خداوند مشکل بین گناه و خدا را چی رقم حل کرد با کلام خودش که یسای مسید بود آمد و برما یاد داد که شما مشکلات تانه میتونین با صحبت کدن با گب زدن با کلام تانه حل کنین امتوک بزرگترین مشکل دنیا که بین انسان و خدا بود گناه بود که انسان از خدا دور کد با کلام خدا از بین رفت کلام خدا آمد او را برداشت یسای مسید بود کلام زندهی خدا آمد انجیل یوهننایی را در ما میگه پس خداوندی را در ما یاد داد که ما میتونیم مشکلات ما را با صحبت کدن نه که ما انسان هستیم ما یک چیز را میخواییم بگوم ببخشین که ای را میخواییم بگوم لیکن معمولا ایوانات با هم زیاد جنگ میکنند نه ما خودم در گذشته حقیقتاً مثل یک ایوان بودم بخاطر که کوشش داشتم مشکلات ما در جنگ حل کنیم در زورازمایی حل کنم تا در گب هیچ فرقی با ایوان نداشتم ما خودم من میگم که هال خدا را شکر میکنم خدا را یاد داد که ما انسان هستیم ما سنعت دست خداوند هستیم و در عیسای مسیح ما فرزنده خدا هستیم خدا را شکر محبت یک چیز هسته اما احترام حالا برای که محبت ما هسته احترام احترامی که بین زن و شوهر هستی خیلی مهم است بله بله کسایی که جنگ میکنند دعا میکنند به اصابه امو خوی ایوانی به اصابه امو طور که شما گفتید بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله به بله به به به بله به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به
۲۸ سِپتامبر ۲۰۱۲
۱۴ سِپتامبر ۲۰۱۲
۷ سِپتامبر ۲۰۱۲
۳۱ اوت ۲۰۱۲
۲۴ اوت ۲۰۱۲
۱۷ اوت ۲۰۱۲
۱۰ اوت ۲۰۱۲
۳ اوت ۲۰۱۲