تصویر عیسی در انجیل مرقس. قسمت چهاردهم.

  ۲۹ دقیقه

  ۳۱ اوت ۲۰۱۲

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ سلام شنونده های عزیز برنامه با شما خوشحال استم که باسم از طریقه برنامه آزر در خدمت شما شنونده های گرامی قرار داریم آرزو میبریم که همه تان خوش و خوشحال آماده شونیدنه برنامه این حوبت ما باشین خوب شنونده های گرامی اگر شما در جیران چند هفته برنامه ما را پیگیری کرده باشین حتماً محتوام و موضوعی برنامه ما را شما میفامین و باز هم ما جاوز جان در استادیو امروز خود داریم جاوز جان بازم خوش آمدین برنامه با شما تشکر شاید جان زنده باشین خوب جاوز جان قسم که دوست های شنونده ما برنامه ما را تقیب کردن و ما شما زیران چند هفته در مورد اینجل مرقص بر دوست های شنونده ما صحبت کردیم بله شاید جان ما شما در طول هفته هایی که گذشت اینجل مرقص را دیدیم و تصاویر را که اینجل از ایسای مسیر بر ما شما ارائه میکنه بله او را دیدیم دیگه خدا را شکر که امروز بازم میتونیم از اینجل مرقص فصل پانزدوام گب بزنیم بسیار خوب و بازم یکی از تصاویر قشنگ ایسای مسیر را در اینجا ما شما بیبینیم شاید جان بسیار خوب دیگه اگر دوست های از اینجل مقدس دارین لطفا کتابهایتون را باز کنین ما شما از اینجل مرقص فصل پانزدوام از آیه یک تا پانزده را میخانیم و بعد از سرش گب میزنیم بسیار خوب بازم دوست های از اینجل مرقص فصل پانزدوام از آیه یک تا آیه پانزده را میخانیم اینجا نوشته شده که امین که صبح شد سران کاهنان با امروحی بزرگان قوم و علمای دین و تمام اعضای شورای یهود با اجلا جلسه تشکیل دادند آنها ایسا را با زنجیر بسته و به پیلاتوس تعویل دادند پیلاتوس از او پرسید آیا تو پادشای یهود استی؟ ایسا جواب داد اما نست که میگویی سران کاهنان طعمتهای زیاده با او نسبت دادند پیلاتوس باز از او پرسید جواب نداری؟ ببین چی طعمتهای زیاده به تو نسبت میدهند اما ایسا جواب نداد به طوری که باعث تحجیب پیلاتوس شد در هر حید فسه پیلاتوس بنابرای خواهش مردم یک زندانی را آزاد می کرد در آن زمان مرد معروف و بارابا امروا با یعنی که در یک آشوب مرتکب قتل شده بودند در زندان بود مردم پیش پیلاتوس رفتند و از او خواهش کردند که مثل امیشه این کارا برایشان انجام دهد پیلاتوس ازشان پرسید آیا میخواید پادشای یهود را برای شما آزاد کنم؟ چون او میدانست که کاهنان از روی حسد ایسا را تسلیم کردند اما سران کاهنان مردم را تحریک کردند که از پیلاتوس بخواهند بارابا را برایشان آزاد کند پیلاتوس بار دیگر بهشان گفت پس با مرد که او را پادشای یهودیان مینامید چی کنم؟ آنها در جواب با فریاد گفتند مسلوبش کن پیلاتوس پرسید چرا؟ مرتکب چی جنایت شده است؟ اما آنها شدیتر فریاد می کردند مسلوبش کن پس پیلاتوس که می خواست مردم را رازی نگه دارد بارابا را برایشان آزاد کرد و عمر کرد ایسا را تازیانه زده بسپارند تا مسلوب شود آمین شای جان اجازه است پیش ازی که کلام حدا را در بارش گب بزنیم اول دعا کنیم خداوند قادر مطلق خداوند عظیم شکرت می کنم خداوند بحتر کلام پاک و مقدست خداوند شکرت می کنم بای ای قسمت از کلامت که ما می تانیم امروز بخانیم خداوند دعا می کنم که امروز توسط کلامت با قلبای ما گب بزنیم خداوند دعا می کنم که هران چیزی که می گیم خداوند باشه که تا را جلال بتیم شکر گزاره تا سیم حقیقت کلامتا بر ما عاشقار بساز قلبای ما را باز بساز که نه تنها شنونده کلامتو باشیم بلکه کننده کلامتو باشیم این وقت خدا به دستای پاک و مقدست می سپاریم خدایا و می خوایم که قلب ها و فکر ما را باز کنیم در نام پر قدرت ایسای مسیح آمین شاید جان یک وقت یک بیادر می خواست که موترسیکل بخرا بله وقتی که ای آمد بر ما گفت که من می خوایم موترسیکل بخرام تمام ما می خواستیم که بخرا چرا که جوان بود و زیاد شوق موترسیکل داشت مگر وقتی که رفت گفت من موترسیکل خودم می رو می خرام ایچ کس امروش نرفت بنان خودش رفت و وقتی که موترسیکل خرید پس آمد در خانه آورد وقتی که ما موترسیکلش را دیدیم کلگی هستلن قار شده بودند چونو که بسیار آجلانه خودش بکساب تصمیم گرفت و چیز که خریده بود چیز نبود که باید می خرید بسیار یک چیز خرابه خرید و کل ما بهش گفتیم که او بچه یک سال هم پشتو دوام نمی کند مگر بیادرم بخاطر تصمیم که گرفته بود بخاطر از ای که می خواست برای امو چیز بگیرد رفت و موترسیکل خرید و راسی هم امو گفت شد شایدجان که موترسیکل یک سال هم پشتو دوام نکد و موترسیکل از بین دفت و وقتی که این قسمت از کلام خدا را می خوانم شایدجان اینجا ما شما پیلاتوس همی بینیم و پیلاتوس کیه هست؟ پیلاتوس او کسی بود که از صرف قیصر فرمانده یهودیه بود قیصر پاچای روم بود و او را روان کرده بود که ایداری یهودیه را در دست داشته باشه و پیلاتوس خودش همیشه کوشش میکد که سل در اون منطقه باشه که جنجال جور نشه بر قیصر یا دولت روم کدام درد سر جور نشه همیشه میخواست که مردم ها آرام نگاه کنه و بسیاری وقتا تصمیم هایی که می گرفت فقط بخاطر از این بود که آرامش در بین مردم نگاه کنه و اینجا وقتا که ما شما میخانیم اینجا میبینیم که پیلاتوس کسی نبود که بر عبادت بخاطر شناختن خدا یا بخاطر چیزهای دیگه بود فقط یک فرماندار بود و کسایی که عیسای مسیر را پشش آوردن کسایی بود که تمام شو ما شما در برنامه قبلی دیدیم و خاندیم که تمام شهر عیسا را شکنجه کردن و اونا تشنه خون عیسا مسیر بودن اونا کسایی بودن که میخواسند b بخاطر از نام خود بخاطر از یک نام خودند نگاه کنند، بخاطر از یک ذت خود نگاه کنند بخاطر از یک مقام خود نگاه کند بر سر مقام دقیق الشاده بود شما میخواستن عیسا را از سر راه خود پس کنند و اماطره که گفتم تشنه خون عیسای مسیر بودن و ما شما میبینیم که کلام خدام اول آیه که اینجا در فصل پانزام شروع میشه میگه امی که صبح شد امی که صبح شد، نو صبح روشنی شده و یا میارن سران کائنان به امروی بزرگان قوم و علمای دین تمامشان یکجایی میشه و عیسا را میارن پشت خانی فرماندار پشت خانی پیلاتوس میارن و اینجا نو صبح شده و پیلاتوس بیدار شده و عیسا را که برش میارن پیلاتوس وقتی که طرف عیسای مسیر میبینه یک سوال میکنه و سوالش ایست که آیا تو پادشای یهود استی؟ بر پیلاتوس گفته بودن که عیسا میخوای پادشای یهود باشه و پیلاتوس اینجا مسئله سیاست رو میبینه و تمام فکرش به حساب ایست که چطور مقام خود را نگاه کنه به این فکر هست که چطور یک مشکلات دیگه بر دولت روم تیار نشه و به این خاطر هست که عیسای مسیر میپرسه که آیا تو پادشای یهود استی؟ ما یادم از شاید جان یکدفع در پاکستان یک امسایه ما بسیار غریب بود و عروسی هم شیریش بود و این امسایه ما امرای خانمهاد امو امرای لباسهایی که مثلا بسیار غریبانه بود رفت در شار وقتی که در شار رفت رفت که بر زن خود لباس بخوره بخاطر ازی که عروسی بود و یک مقدار پول در پشتش بود و این وقتی که رفت در دوکان دوکان بود که بسیار تکه های قیمتی مفروحتن در اونجا و وقتی که این مرد رفت که داخل دوکان شوه امو دوکاندار بهش گفت ویادر اجازه نداری که داخل دوکان بیاری از این تکه ها تو خریده نمیتونی این تکه ها برای عریب ها نیست و شاید خودتم دیده باشی شاید جان در پاکستان بسیاری وقت ها این گپا بود بسیاری دوکان هایی بود که اصلا عریب ها را اجازه نمیدادن که داخل برند و امو طور داستی ها بسیاری جایه هست در اندوستان امو طور دوکان هایی هست که کسایی که عریب هستن لباسهای عریب ها ندارند اونا اجازه داخل شدند و دوکان مثلا دوکان مجلل ندارند و تا ما دیدیم کسایی که میان واقعا سر واسن بیتر هست و بسیار خوشی از او پذیرایی میکنند چوکیر برش میمانند چای میخواستن برشان یا اگه هوا گرمی بود چیزهای سرد برشان میخواست و تقریبا 20-30 توپ تکر پیشان میماند ببینید سایی کنید اما وقتی که اک غریب بیچار یا گدائیگر میامد با چک برخورد زشت اونا را دروازی دوکان میرندند و اینجا وقتی که ما این سحنه را میبینم امو سحنه بفکر میاید تمام شهر ایسا را زجر دادند تمام شهر ایسا را لتوکوب شده درویش توفه انداختند ما شما خوندیم در برنامه قبلی تمام شهر و این دم صبح تمام شهر ایسا هم نکده و اینجا میارندش پشت پیلاتوس و پیلاتوس ای سوال میکند که آیا تو پادشای یهود استی؟ وقتی که با ایسایی که قادر مطلق است با ایسایی که مرده ها را زندکد با ایسایی که توفهان را آرام کد با ایسایی که مریضایی را که لاعلاج بودند شفاداد، کور مادرزاد شفاداد با او ایسا روبروی میشه در این حالت او اصلاً فکر نمیکنه که با کی روبروی است اصلاً نمشناسه که کی است و بریش خندی به ایسا میگه که آیا تو کسی که یعنی در این حالت زیف و نعیف و در زنجیر بسته استی آیا تو پاتشای یهود استی؟ دوست های زیز بسیاری وقتا شاید ما و شما با ایسانه روبرو شبیم شاید در ما و شما ایسای مصیر کسی نشان بتند که زیف و نعیف است ایسای مصیر کسی نشان بتند که او ایسای مصیر فقط یک انسان است ایسای مصیر فقط یک پیامبر است و ما و شما تحت تاثیر دیگه قرار بگیریم و ایسا را کسی که هست نشناسیم شاید جان مثل که رهبرای یهود، کاهنا و علمای دین و حضای شورا اینجا ایسای مصیر آوردن و اوها چیزه که بر پیلاتوس گفتن بر از او قابل قبول بود و ایسا را کسی که واقعاً بود او نشناست دوست های ازیز بر شما در باری ایسای مصیر چی گفتن؟ شما در باری ایسای مصیر چی شنیدین؟ باید اگر میخواین شما خود ایسای مصیر را بشناسین واقعاً قدرت عظیم او را بشناسین باید شما خودتان ارتباط شخصی امرویش راشتا باشین خودتان باید کلام دقیقاً محانین فقط یک کلمه گفت که در باریش براتون میگن او را ماکم نگیدین او را در باریش فکر نکنین ببینین تصویر بزرگتر ایسای مصیر را که او کی هست ولی اینجا ما شما میبینیم شاید جان که پیلاتوس فقط چیزی را که مردم برش گفته بودن چیزی را که کسایی که بر ضد ایسای مصیر بودن برش گفته بودن او را میدید و پسان ما شما میبینیم که پیلاتوس اصلاً احران میمون ایسای مصیر فقط دیگه چیز بنش نمیگن فقط ایسای مصیر و پسان ما شما میبینیم که پلاتوس باس از او پسان میکنه میگه به تو تعمت های زیاده را نسبت میده های تو جواب نداری؟ بیبی که چی تعمت هایی به تو نسبت میده هن اما ایسا جواب نداد به طور که باعث تحجب پلاتوس شد و امروزم شاید ژان ما شما میبینیم که نتنا در باری ایسای مصیر تعمتهای زیاده را می شما میشناویم در باری پیروای ایسای مصیر تعمتهای زیاده را میشناویم و چرا ایسای مصیر جواب نمیده؟ چرا قدرت خود را برشان نشان نمیده؟ چرا برشانه چیز نمیگه؟ چرا؟ بخاطر از این نیست که ایسای مصیر ضعیف هست بخاطر از این است که اون میخواست که قدم بعدی را خود پلاتوس هم میبینه شاید جان ما شما دعایات بعدی یک چیز قشنگ دیگی را ما شما میبینیم شاید جان و او اینجاست که تمام مردم میاین و ارساله از پلاتوس در ایده فسه میخواین که یک زندانی را برشان آزاد کنه ای رواج بود که در هر سال در ایده فسه پلاتوس یک زندانی را بر مردم ایلا میکد و ما شما میبینیم که بارابا یک قاتل که در زندانه است او را مردم میخواین که ایلا کنن و باز هم اینجا پلاتوس چی میکنه میخواین که سیاست کار بگیره چون یسای مسیر را میبینه که آدم گناکار نیست و میفهمه که علمای دین بخاطر هموخدخایی خواد بخاطر حسد که دارن بزرگ یسای مسیر او را میخواین که محکوم بسازن و به اون خاطر از که اینجا باز هم پلاتوس چی میکنه سیاست کار میگیره و برشان میگه خب چرا برتان یسا را که پادشای یهود است ایلا نکنم و مردم میگن نی بخاطر زینه میگن که رهبرای مذهبی فشار میارن سر مردم اونا میگن که بارابار که یک قاتل است برمایه ایلا کنو مگر یسایی که ایچ گناه داو نبود او باید ایدام شوه و او را ایدام کن و این کار را میکنه پلاتوس ما شما میبینیم که در آیه پانزده پس پلاتوس میخواست مردم را رازی نگاه دارد و بارابارا برای اشان آزاد کرد و عمر کرد که یسا را تازیانه زده بسپارن تا مسلوب شود ما شما سیاست اینجا میبینیم شاید جان و بسیاری مردم های ما شما است امیال در وطن ما که واقعا بسیاره اشان است که از طریق راڈیو کلام پاک هدووند شنیدن قدرت هیسای مسیر را آله درک میکنن شاید جان و واقعا او را میشناسن مگر چی میکنن مثل پلاتوس میخواین که سیاست بازی کنن میخواین که مردم را بجوه خداحاش بسازن امتحانا که پلاتوس میکن قدرت داشت و میتونست بگوید که بابا جان این آدم اصلا گناهی ندارم من میبینم که شما بخاطر حسد به خاطر ازی که شما به حساب امروش زد دارین میخواین او را از بین ببرین به خاطر مقامتان میخواین او را از بین ببرین و من فرماندهی هستم و من هیسا را اعلام میکنم و بارابا کسی که قاتل است او را میخوایم که از بین بره قاتل است مگر پلاتوس کار میکنه که یک سیاست مدار میکنه و او میگه که من به حساب دست من میشویم به خاطر ازی که شما راضی باشین من امروش شما به حساب امی رقم پیش میروم که شما میخواین سازش میکنم و به خاطر سازش شد که یسایی که قدرت داشت یسایی که بیگناه بود یسایی که اصلا کلام خدا میگه ایچ حرف بده در زبان شاف نشد او را میخوای که ایدام شود دوستان از ایسی قسمت کلام که میخانیم ما شما باید متوجه شویم که ای کلام خدا ای قسمت از کلام خدا برما چی میگه من فکر میکنم شاید جان درس کلانی که برما و شما میتونه آیا ما و شما چی میکنیم مثل پلاتوس به خاطر ترس از مردم به خاطر ازی که سازش کنیم به خاطر ازی که مردم خوش نگاه کنیم آیا ما و شما از ایسی مسیح روی میگردانیم؟ بایی که اورا مشناسیم بایی که اورا میبینیم بایی که اورا درک می کنیم آیا از او روی دریافط میتیم؟ یعنی برعقس ستارت میشیم به خاطر حقیقت و میگیم که نه ما میخواییم که پیرویی ایسی جدید باشیم ما نمیخواییم سیاست بازی کنیم ما نمیخواییم مردم را خوش نگاه کنیم ما میخواییم که خدا را خوش نگاه کنیم و حقیقت را بگوییم ترس یک چیز بسیار خطرناک است شاید جان و مردم ما و شما بسیاری کسایی که مثلا برنامه را مشنوان زیادشان بخاطر ترس هست که نمیتوانن واقعا بگوین که اونا پیروی مسیح هستند اما ترست شاید جان ما شما در تیلفون همه روزه امرای دوست های ما در ارتباط هستیم و هر وقتی که من امرای دوست های ما گرم میزنم در بینشان کسای هستند که میگن بخاطر ترس من نمیتونم پیروی ایسرای مسیح باشم یکی ای از دوست های ما و شما که دو سال قبل در زندان افتاد شاید جان او به تماما گفت که او پیروی ایسرای مسیح هست مگر در اول وقت که او را گرفتند من این بیادر را از نزدیک رفتم دیدم این برادر ما یک چیز گفت گفت جوا جان وقتی که اول من را گرفتند بسیار ترسیدم من گفت بسیار ترسیدم فکر فامیلم فکر خانمم فکر اولادم در سرم بود و میگفتم که من را ها گرفتند یا کدام مشکل بسر اولادم و خانمم و سر فامیلم نبیارند به اون خاطر من دو سی بار نزدیک بود که ایسرای مسیح را انکار کنم و گفت وقتی که من را در زنجیره بسته کده بودند و شهر وقتی که گفت در جای مفتادم بسیار می ترسیدم و دعا کردم گفتم ایسرای مسیح من میفهم قدرت تو را من میفهمم عزمت تو را من میفهمم که تو زنده استی پس خداوند تو من را کمک کن من چی کنم میگه اموش وقتی که من انداختم خدا من خواهد دیدم که ایسرای مسیح خدا بر من نشان داد و ایسرای مسیح برم گفت که نه ترس من همیشه امرایت هستم من ارگست را تنها نمی مانم و میگه وقتی که بیدار شدم گفت تمام بدن ما رق کده بود گفت تمام درد که زنجیره را شهر در دستم بسته کده بودند پایم که تمام دستایم درد میکد گفت تمام دردش از بین رفت و بعد از او گفت من گفتم که خداوندا هر حالت که سرم بیایم من بر تو استاده هستم امشاو من قدرت تو را دیدم تو بازم خدا بر من نشان دادی تو ثابت کدی که تو خداوند زنده هستی بس گفت دگه روز که آمدن برم گفتن که ورقا را امزاکو و تو دوباره از ایسرای مسیح روی بگردان ما تو را اعلام میکنیم تو استاد شدم و گفتم یک بار نی ده بار من را ایدام کنین مگر ما پیروی ایسرای مسیح هستم من نمیتونم که از ایسرای مسیح روی بگردانم من از شما میترسیدم دیروز مگر امشاو خود ایسرای مسیح را اوزورشم را دیدم و من هرگیست از او روی گردان نیستم و خدا را شکر تا آخرین قدم استاد شد و خداوند موجزه کرد و خداوند را زندان را آزاد کرد پس دوستان ازیز قدرت ایسرای مسیح را شما کم نشمارین خواهش میکنم که مثل سیاست مدارا رفتار نکنین که چطور ما سازش کنیم در چی ما چی را سلا ببینیم دوستان ازیز وقت که شما ایسرای مسیح را قدر میتین او امو ایمان شما را قدر میته و قدرت ایسرای مسیح را شما میتونین در زندگیتان ببینین پس سوال امروز اینجاست که شما ایسرای مسیح را کی میبینین آیا وقت که در سختی ها و مشکلات هستین که قدرت ایسرای مسیح را نمیبینین شما چی فکر میکنین در باری ایسرای مسیح جوابش همه برتون بگویم دوستان ازیز اتا اگر شما قدرت ایسرای مسیح را هم نبینین امروز ایسرای مسیح قدر مطلق هست او زنده هست دوستان ازیز او کسی است که باز میاید و دنیا را داوری میکنه پس تصمیم در دست شماست کایا شما میخواین پیروی ایسرای مسیح باشین از حقیقت دفاع کنین یا میخواین که فقط مردم را حش بسازین میخواین بر مردم زندگی کنین بر این دنیا زندگی کنین دعایم ایست که شما بر خداوند زندگی کنین آمین تشکر جوا جان که به استادیه آمدین دوستان گرامی واقعا ای بره هر کدام ما مهم هست و تقریبا سرنوشت ساز بره هر کدام ماست که ما ایسرای مسیح را در زندگی خود به حیثکی قبول میکنیم آیا کسایی که دوروبر ماست کلمات را که میگن و درک درست و کامل از ایسرای مسیح ندارن آیا ما او را ترجیح میدیم یا ای که تعلیمات ایسرای مسیح را خاندیم و موجزات را که او انجام داده دیدیم از صریخ کلامش ای بر ما آمده است که تصمیم بگیریم ایسرای مسیح در حیات روحانی ما کی است و او چی میتونه بر ما بکنه بله بیاین دوست های عزیز در مورد از ای فکر بکنیم خب دوست های گرامی ای بود برنامه ای نوبت ما که تقریمه شما عزیزا شد تا برنامه آینده که باز هم در این ساعت در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوست های گرامی را به خداونده بی نیاز میسپاریم در بد منتظر استاد از مسیح ما مسیح ما مسیح ما بهر نجات توز غم آمده از مسیح ما مسیح ما مسیح ما در بگو شاید برو ایسا دل بسپارید به منجی ما در بگو شاید برو ایسا دل بسپارید به منجی ما بردر قلبت منتظر استاد از مسیح ما مسیح ما مسیح ما بهر نجات توز غم آمده از مسیح ما مسیح ما مسیح ما دردد مسیح مهمانه تو در قلب نفرمانه تو روح خدا با خادرتش آخر کنه درمانه تو بردر قلبت منتظر استاد از مسیح ما مسیح ما مسیح ما بهر نجات توز غم آمده از مسیح ما مسیح ما مسیح ما در بگو شاید برو ایسا دل بسپارید به منجی ما موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی در بگو شاید شنوندگان عزیز اگر شما مایل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنادهای تان را همراه ما مطرح کنید لطفاً به شماره تلفون صفر صفر یک پینصد و چهل و یک پینصد و پینجا هفتاد و یک سی و یک به تماس شوید ما به سوالات شما پاس خواهیم گفت