فقر و ثروت

  ۱ ساعت

  ۱۵ ژوئن ۲۰۲۵

آیا ثروت نشانه برتری است؟ آیا فقر نشانه کم‌ارزشی است؟ رساله یعقوب به ما نشان می‌‌دهد که جایگاه انسان در نظر خداوند، وابسته به دارایی‌های مادی نیست. ثروتمندان باید فروتن باشند، و فقیران باید به ارزش خود نزد خداوند افتخار کنند. امروز می‌‌خواهیم درباره مفهوم حقیقی ارزش انسان صحبت کنیم. شاید جامعه به ما بگوید که موفقیت و جایگاه ما وابسته به میزان ثروتمان است، اما کلام خدا حقیقت دیگری را آشکار می‌‌کند. رساله یعقوب به ما یادآوری می‌‌کند که فقر یا ثروت تعیین‌کننده هویت ما نیست. افراد فقیر نباید خود را پایین‌تر از دیگران بدانند، بلکه باید به مقام والا و ارزشمند شان نزد خدا افتخار کنند. در مقابل، ثروتمندان نیز نباید خود را برتر ببینند، زیرا ثروت دنیا زودگذر است.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند سلح و آرامش به برنامه زندگی راز زندگی خوش آمدید. سلام های مره بپذیرین امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سریحال باشین. دانیال جان هم با ما استند. دانیال جان عزیز خوش آمدید به برنامه راز زندگی. سلام برادر شاید عزیز، سلامتی خداوند بر شما و همطور سلح و سلامتی خداوند بر مردمانی که نگاهشان به خداوند هست و تلاش میکنند بر اساس احکام خدا زندگی کنند. سلام میکنم به همه شما عزیزانی که در برنامه ما هستید، دعا میکنم که حضور خداوند باعث برکت یک آیک شما باشه. خب دوست های عزیز ما دیشب و امروز خبرهای بادر را در مورد ایران شنیدیم. از طریق چینل های تلویزیونی و چینل های خبری و ای که اسرائیل بر ایران حمله کرد. خب ما در مورد سیاست و اهداف سیاسی و ای که چرا ای حمله صورت گرفت صحبت نمیکنیم. اما فقط ای را میگیم که کتاب مقدس در مورد جنگ و صلح چی را میگه؟ یا بیشتر بگیم ایسای مسیح چی میگه در این مورد؟ پیام مسیحیت همیشه پیام صلح بوده و از. پیام مسیح، پیام صلح بوده و از. ایسای مسیح بارها گفتند صلح با شما آباد، صلح و سلامتی با شما آباد. در موعزه سرکوه، ایسای مسیح میگه در متا فصل پنج آیه نو میگه خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان فرزندان خدا خانده خواهد شد. یعنی کسایی که صلح میکنند، کسایی که همیشه پیروه صلح هستند، اینا منحیث کسایی خانده میشند که با خدا نزدیک هستند. همچنان رومیان دوازده آیه اشت میگه میگه تا آنجا که امکان دارد و مربوط به شما میشود، با همه مردم در صلح زندگی کنید. یعنی در اینجا نگفته که تنها با مسلمان ها صلح داشته باشید. یا تنها با یهودی ها صلح داشته باشید. یا تنها با مسیحی ها، با اندوها یا با دگرها. گفته با همه مردم، صرف نظر از این که اونا چی مذهب دارن، چی قوم دارن، چی جنسیت دارن، چی گزشته دارن، با همه مردم ما باید کوش کنیم در صلح زندگی کنیم. و این تعلیم کتاب مقدس است، تعلیم ایسای مسیح است. دانیر جان شما میخوای چیز در این مورد اضافه کنید؟ اصلا واقعا خبر نگران کننده ای هست. برای هر کسی که این خبر رو میشنه و به نوعی تعلق خاطر داره به این سرزمین ها، به این مردم، شاید برای دیگر مردمانی که زیاد به این مناطق فکر نمیکنند، شنیدن یک خبری که خبر جنگ است، ناراحت کننده باشه. برای کسان دیگری که یک تعلق خاطر دارن به اون مناطق، به اون سرزمین ها، فارسی زبان هستن، همفرهنگ هستن، و یا تجربیاتی داشتن، زندگی کردن و میدانن تاریخ و گذشته از این مردم ها، این خبر خیلی نگران کننده است. و ما را به فکر واودار میکنه که واقعا چرا جنگ صورت میگیره؟ و چرا باید شرارتی خلق شوه؟ و چرا باید یک کشوری نسبت به یک کشور دیگر، یا قومی نسبت به یک قوم دیگر احساس خطر بکنه؟ و برای از اینکه این احساس خطر خود را برطرف بسازد، دست و حمله بزنه؟ و یا اینکه سالها در این اندیشه باشه که میتونه از جانب فلان کشور، یا فلان سیاست، فلان قدرت دوچار آسیب شوه؟ و برای از اینکه این آسیب ها را برطرف کنه، باید پیشمینی کنه، نمیفهم به فکر یک رای حلی باشه و نیاز های اصلی سرزمین رو مردم خود را در نظر نگیره، در واقع برای تلاش بکنه تا نیاز های دیگر را برطرف بکنه و این اندیشه شرارت آور، شرارت انگیز از طرف خدا نمیتونه باشه همونطور که شما در آیتی که اشاره کردید در موازه بالای کو، در باب پنج آیت نو، ایسای مسیح خیلی زیبا میگه خوشابهال سلجویان، یک خوشابهالی را در نظر میگیره برای کسانی که تعلق به خدا دارن، میگه آنها فرزندان خدا خانده خواهند شد، فرزند رفتار پدر خود را نشان میده، شیوه زندگی، شیوه رفتاری، برخوردی، فکری پدر خود را آشکار میکنه، نشان میته، به نوعی به عرص میبره و وقتی ما با ای آیت روبرومشیم، متوجه میشیم واقعا خدا درپه سلح هست، خدا درپه از ای هستش که محبت جاری شود و دیگر قومیت و رنگ و نجاد و زبان و فقر و سروت و این چیزها معنای داوری و قضاوت و برتری نداشته باشه یا به یک شخصی فرصت ظلم کردن رو نده، به یک شخصی این فرصت رو نده که اون شخص فکر کنه آلی میتونه جنگ کنه، آلی میتونه به دست بیاره و یایی که حقیر نحق بکنه و واقعا شنیدن این خبرها میتونه برای همه ای ما درداور باشه من دعا میکنم سلح خداوند جاری شود و قدرت ها، سیاست ها دیگر درپه این افکار شرارت آمیز نباشن خب ما مردم افغانستان جنگ رو در پینجا سال گذاشته تجربه کردیم و دیدیم که جنگ خوب نیست، جنگ بدست جنگ نابودی رو میاره، جنگ مرگ رو میاره، جنگ بربادی رو میاره هر جنگی که باشه، هیچ جنگ مقدس نیست هیچ جنگ مقدس نیست، هیچ جنگ خوب نیست، جنگ بدست این جنگی رو با خون و رگ خود تجربه کردیم و نمیخوایم که خوهران و برادران ایرانی ما این تجربه رو که ما کردیم، این رو اینا هم تجربه کنند و ما دعا میکنیم که خداوند اینا رو کمک کنند رهبران هم اسرائیل، هم ایران اینا رو حکمت بدند که در سلح و آرامش زندگی کنند این تر از همه ای است که انسان ها بخاطر اهداف سیاسی اهداف شخصی یا هر چی که است جنگ ها رو راه مندازن رهبر ها، رئیس جمهور ها، پاتشا ها اینا جنگ ها رو راه مندازن اما این خداوند است که جنگ ها رو ختم میکنه این نقطه بسیار مهم است ببینین دوستان این انسان ها جنگ رو راه مندازن ولی خداوند است که بخاطر محبت خود، بخاطر اشق خود به مردم چی میکنه؟ این جنگ ها رو ختم میکنه در مذمور 46 آیه 8 تا 11 در مذمور 46 آیه 8 تا 11 در اینجا میخانم میگه خداوند قادر مطلق با ما است و خدا یعقوب پناگاه ما آیه هست چی میگه؟ میگه بیاید کارهای خداوند رو مشاهده کنید و عجایب او را در روی زمین و جنگ ها را سراسر جهان خاتمه میدهد کمان را میشکند، نیزر را قطع میکند و عرابه ها را با آتش میسوزند آرام باشید، ببینید پیام امروز به مردم اسرائیل، به مردم ایران چی است؟ آرام باشید و بدانید که من خودم ایرانی هستم و من خودم ایرانی هستم و من خودم ایرانی هستم پیام امروز به مردم اسرائیل، به مردم ایران چی است؟ آرام باشید و بدانید که من خدا هستم در میان امتهای متعال و در جهان متعال میباشم خداوند قادر مطلق با ما است و خدا یعقوب پناگاه ما یعنی در این شرایط خداوند میدانه مشکلات مردم ایران و مشکلات مردم اسرائیل را و میخوای که کمک کنه که اینا سلح داشته باشند و خداوند این جنگ را قطع خواهد کرد و دعای ما هم امی است دعای ما هم امی است به مردم ایران، به مردم اسرائیل خداوند هم مردم ایران را دوست داره، هم مردم اسرائیل را دوست داره و میخوای که هر دوی از اینا در سلح و آرامش زندگی کنه فقط
ای از که خداوند برهبرای از انا حکمت بده و انا کمک کنه که وقت تصامیم می گیرن تصامیمشان صلحامیز باشن خب می خواهیم چند دقیق داریم می خواهیم دعا کنیم اگر دانیال جان شما چیز گفتنی داشته باشین همچنان دعا کنین به مردم ایران و ما هم می خواهیم دعای کتای کنم بله واقعا این اندیشه یا این طرز فکر یک مقدار ما رو به فکر شروع می بره این که فکر کنید که مردمی که در اسرائیل هستن فکر می کنن که برحق هستن و در مسیر هدایت خدا قدم بر می دانن یا دولت اسرائیل و اونها فکر می کنن که دارن در مسیر اراده خدا قدم بر می دارن و دست به یک همچین جنگی می زنن و از خود دفاع می کنن و در براور از اونها دولت جمهوری اسلامی و یا ایران و یا قشنی از مردم ایران فکر می کنن که اونها برحق هستن و اراده خدایی هستش که اونها وارد یک جنگ بشن و از خود دفاع بکنن درست هست که در هر جنگی یک شرارتی به پا می خیزه و مردم به نوعی باید از سرزمین خود، خانواده خود، فرهنگ خود، هر آن چیزی که دارن دفاع بکنن ولی اگر این اندیشه بره و با خدا پیوند بخوره خب مطمئنن اندیشه درستی نیست نمیشه که مثل گذشته که در افغانستان ما و شما شاهد از این وضعیت بودیم از دو تا سنگر مختلف فریاد خدا بزرگه سر داده می شد و به یک دیگه خود حمله می کردن و تلاش می کردن یک دیگه خود از بین ببرن و یا مثال های دیگری که در تاریخ هست و حتی کلیسان هم یک تجربه خیلی تلخ و تاریخی از این واقعه داشته که دو تا گروه به یک دیگه خود حمله می کردن و نام خدا را بر زبان جاری می کردن پس نام خدا برای جنگ بر زبان جاری نمی شد نام خدا برای صلح جاری می شد من خیلی دوست دارم که مردم سرزمین ایران را دعوت کنم به دعا کردن دعوت کنم به آرامش شاید شما قمگین می شید ناراحت می شید و یا خشمگین می شید ولی من شما را دعوت میکنم که به این فکر کنید که باید درپه سلح باشید من نمی تانم به ابریز صحبت کنم یا برای مردم اسرائیل یک پیام داشته باشم و برای از اونا همین چیزی را که برای شما میگم هم بگویم ولی گفته برادر شاید ما تجربه کردیم جنگ را و می دانیم جنگ با خودش دربدری میاره فقر میاره، بیکاری میاره، سرگردانی میاره و چقدر این کشور ها میتونن خانواده هایشان و جوان هایشان از بین برند و زندگی های خود از دست بتند پس این میتونه واقعا واقعه بدی باشه همونطور که سال های گذشته در مناطق مختلف در خوابر میانه ما این را تجربه کردیم و یک آیت هست من میخوام این را بخوانم که همیشه این آیت در ذهن من بود و وقتی که سرزمین خود را داوری میکردم از ازره فکری این آیت در ذهن من بود که کلام خدا میگن شریر را شرارت از پا در خواهد آورد و به نوعی شرارت شریر توسط خود او شرارتی که به وجود آورده او شرارت خاموش میشه یعنی شریر خودش خود را نابود میکنه کسی که در پی شرارت هست او خودش خود را از بین میبره و خداوند کسی را که در پی شرارت هست را داوری میکنه و این میتونه پیام کلام خدا باشه از این جهت است که برادر شایی وقتی اشاره کرد در مذمور 46 اشاره به یک همچین موقعیتی کرد در نهایت خدا است که باقی میمونن و در نهایت قوم ها و ملد ها مجبور هستن که به خدا برگردن و بارد سل شوند پس با هم دعا میکنیم خیلی کتاب و دولت ایران مردم ایران دولت اسرائیل و مردم اسرائیل را به حضور خدا میبریم هر جایی که استید با ما متحد شوید در دلتان در خانهتان در اتاقتان حضور خداوند را احساس بکنید و حضور خداوند را مطالبه کنید قلب های خودمان را فروتن کنید بر ازی که صلح خداوند جاری شود دعا میکنیم به نام مقدس مسیح او که برای صلح آمد او پادشاه صلح و سلامتی ملقب شد او آمد تا صلحی را بیارن که جنسش از جنس آسمان هست نه از جنس زمین نه از جنس قدرت طلبی شهرت طلبی نه از جنس ظلم و تسخیر و ازمین بردن او آمد تا بردلها حکومت کنن زندگیها را تغییر بتن پس دعا میکنیم که خدای صلح و سلامتی جنسای مسیح حضورش در بین این جنگ باعث شد که صلح خداوند جاری شد در بین این دو قوم در بین این دو ملت در بین این دو مردم یا حکومت دعا میکنیم که صلح خداوند در بین این مردم جاری شد و شرارت خاموش شد در نطفه شرارت خاموش شد به نام مقدس مسیح آمید واقعا دوستای عزیز ما دعا میکنیم و مردم ایران مردم اسرائیل را پیشگاه خداوند میاریم که مردم ایران هم از طریق مسیح به یک صلح بیارن دولت ایران همچنان مردم اسرائیل از طریق مسیح که او هم یهودی بود ایسای مسیح یک یهودی بود و آمد تعلیم سلح را داد تعلیم آشتی را داد با خداوند و تا جایی که خودش جان خود را در سلیب داد ای مهم است که ما بر مردم اسرائیل هم دعا میکنیم که به اموم مسیحی که دو ازار سال پیش آمده ایمان بیارن و او را منحیط نجات دینده خود قبول کنن همچنان ما میخوایم به ایماندارا دعا کنم ایماندارا در اسرائیل هستن ایماندارا در ایران هستن و میخوایم دعا کنم که خداوند اینا را کمک کنه که منحیط نور و نمکش در اید دو کشور که تعداد ایماندارا به خصوص در ایران هر روز بیشتر میشه یا هر لاحظه بیشتر میشه و خدا را شکر گذار هستیم و دعا میکنیم خداوندا که تو ایماندارا در ایران در پناه و حفاظت خود داشته باش خداوندا اونا را نگاه کن خداوندا اونا را از وسوست و تشویش شیطان دور داشته باش و خداوندا تعداد ایماندارا در ایران زیادتر بساز خداوندا اونا را کمک کن که منحیط نور و نمک در هر نقطه ایران اونا بدرخشن خداوندا و از صلحتو از آرامشتو گب بزنن اونا ميتونیم که ایران که ایماندارا در اسرائیل دعا میکنم خداوندا تو اونا را نگاه کن و اونا با اونا بаش خداوندا اونا را منحیط نور و نمک استفاده کن و اگه اونا بمردم اسرائیل بگوین که تو ایساء مسیح نجات دهنده هست و تنها صلح و آرامش برمردم ایران و همه اسرائیل از طریق ایساء مسیح امکانپذیر هست خداوندا ما هر دو مردم که با تاریخ بسیار چندین هزار ساله دارن به دستهای مبارکتو می اسپاریم رهبرای از انها را حکمت بدی خداوندا که بیشتر بفکر صلح باشن بیشتر بفکر همزیستی باشن نسبت بفکر جنگ و جنگ کردن و از بین بردن تشکر میکنیم بنام ایساء مسیح آمین آمین آمین آمین آمین آمین واقعا دل ما هم می رنجه بخصوص به خوهرابرادرهای ایرانی چون ما هم زبان هستیم هم فرهنگ هستیم ما افغانستانی ها ایرانی ها را نسبت به هر کسی دیگر بیشتر درک میکنیم چون ما ای را تجربه کردیم و دعا میکنیم که خداوند هر یکی شما را برکت بده و کمکتان کنه و همچنان محافظت کنه دوستای عزیز خب ما میخواییم یک کلپ را از خوهر هلن ببینیم و از شما هم دوستای عزیز خواهش داریم بر خوهر هلن دعا کنید آنها یک اندازه مشکل دارند و در شفاخانه هستند دعا کنید برشان که خداوند کاملا آنها را دوستای عزیز زندگی مسیحی امی شکل است اول خب پاین بالایی داره و دوهم جوری و ناجوری داره مانند همه انسان های دیگر و ما شکر گذار هستیم که ما مسیحی را داریم با خود و مسیح شفا دهنده ماست مسیح کسی از که ما را کمک میکنه در همه شرایط زندگی و دعا میکنیم که خداوند خوهر هلن کاملا شفا بتا و به خیر از شفاخانه بر آیا خب دوستا بیاین بریم این کلپ خوهرهلن ببینیم دوباره برمی گردیم
کسایی گپ می زنیم که در افغانستان یا در فرهنگ ما او را پیغمبر می گن. مثل ابراهیم یا داوود یا موسا یا کسای دیگر. مگر یک چیزا ما باید فراموش نکنیم که در پالوی تمام ای کسها یک زن بوده و او زن آنها را خدمت کرده یا در پالوی از آنها خدمت کردند تا آنها توانستند که او مسئولیت یا او وظیفه را که خداوند برشان داده بود بخوبی انجام بدند. امروز ما می بینیم که در پیدایش باب دوازده می بینیم که خداوند ابراهیم را دعوت می کند. خداوند به ابراهیم فرمود وطن اصلی و خشابندان و خانه پدری خود را ترکن و به طرف سرزمین که به تو نشان می دهن برو. از تو قوم بزرگ می سازم و به تو برکت می دهم. نام تو مشهور و معروف می شود و تو خودت مایه برکت می گردی. به کسانی که تو را برکت دهند برکت می دهم اما کسانی که تو را لعنت کنند من آنها را لعنت می کنم به وسیله تو همه ملت ها را برکت می دم. اما در که خداوند فرموده بود موقعی که ابراهیم 75 سال داشت از هران خارج شد لوت هم امراه او بود. ابراهیم زن خود سارای و لوت برادرزادش و تمام دارایی و غلامان را که در هران به دست آورده بود با خود برد و آنها به طرف سرزمین کنآن را برکت کردند. در این آیاتی که ما خاندیم یک چیز بازی است که خداوند به ابراهیم دوت کرده بود و برش کفته بود که تو ملک خدا، خانواده خدا، مادر پدر خدا تمام دارایی، تمام چیزی که داری، تمام چیزی که تو به اون وابسته استی اون را بان و ترکو و برو به طرف مملکت که ما براتو میگم چون اون سرزمین را من براتو میراس میتم یا مملکت تو میشه در اونجا من ترا برکت میتم، در اونجا از تو قوم بزرگی میسازم یک چیز مایت باید بفهمیم که در این وقت با وصف که ابراهیم 75 ساله بود سارا زنش بود و اونانوز طفل نداشتند و رفتند اون وقت در اون زمان که آزارها سال پشت از یک جای به جای دیگر چیز آسان نبود اونا در یک شهر زندگی میکدند، زندگی مرافع برخوردار بودند تمام چیزی که نیاز داشتند اونا داشتند مگر خدا من برازونا میگه که تمام چیزایی که تو داری، تو ای را بان تو برو به طرف جایی که اصلا تو نمیفمی کجا است ما در اینجا میخواییم که یک چیز بگوییم که ایمان ابراهیم یک چیز واضح است که در اون اصلا سوال نیست که ابراهیم ایمان داشت و وقتی که خدا من ای را دعوت کرد، اطاعت کرد مگر شریک زندگی ابراهیم سارا بود اگر سارا نمیخواست که مملکت خود را ترک کنه خانواده خود را ترک کنه، فامیل خود را ترک کنه تمام دارایی خود را ترک کنه و بره به جایی که او نمیشناسه ما فکر نکنیم که ابراهیم میتان است که بیدون سارا او بروه یا میخواست که بیدون سارا او بروه به اون خواهد بسیار زیاد مهم است که ما بفهمیم که در هر وقتی که یک شخص یا قرمانی که داستانهای کلام مقدس است در پلوی از او اطمان یک زنه است که او را یا کمک میکنه قسمی که در کلام خداوند ما میخانیم و ما میدانیم که خداوند گفت که خوب نیست که مرد تنها ببانه به او یک یاور مناسب یا عمدم خوب بر از او میسازم و او برش کمک میکنه در اینجا ما میبینیم که سارا واقعا این نقشه انجام داد او کمک کد بر ابراهیم، او اطاعت کد با وصفی که خداوند امروی ابراهیم گفت زده بود او امروی سارا گفت ند زده بود مگر ما میبینیم در اینجا ایمان سارا رو هم میبینیم میبینیم که سارا چقدر متی بود او متی شوهر خود بود سارا امروی خداوند صحبت نکده بود خداوند امروی ابراهیم صحبت کده بود مگر بخاطر که ابراهیم بر سارا گفت که خداوند من را دعوت کرده و خداوند از من خواسته که من تمام زندگی رفعه را که دارم این را باید ترک میکنم و برم به طرف جایی که من اصلا نمیفمم کجا باید برم سارا اطاعت کرد سارا از شوهر خود اطاعت کرد با اطاعت از شوهر خود از خداوند اطاعت کرد و ما میبینیم که با وصفه که با مشکلات بسیار زیاد بدن روبروم میشن از راه های سخت میرن از بیابان ها میرن با خطرها مواجه میشن از فامیل خود دور میشن دوری از فامیل او وقت مثل امروز نبود اونا برای همیشه از خانواده خود دور میشن مگر او ترجیح داد که اطاعت بکنه و وقتی که اطاعت کرد بعدن ما میبینیم که چی قسم خداوند زندگی اونا را برکت میده و یک چیزی بسیار زیبایی که ما میبینیم در زندگی سارا که سارا اتقدر احترام داشت به شوهر خود که شوهر خودم مالک خود میگفت او رو میگفت مالک ما با وصفه که شوهرش بود شریک زندگیش بود و چقدر ابراهیم سارا را دوست داشت چقدر به او محبت میکرد مگر او را مالک میدانست و واقعا میتونیم بگیم که سارا یک الوگو بود برای ما زنها که چقسم او متی شوهر خود بود چقسم او اطاعت کرد از شوهر خود بخاطر که از شوهر خود اطاعت کرد از خداوند اطاعت کرد و چقسم خداوند زندگی از او را برکت داد و چقدر او به شوهر خود نه تنها متیش بود محبت میکرد که او تمام خواست که شوهر خود در این عرصه ایک وقت چون شوهرش خواست که بره از اونجا او خواست شوهر خود را براورده کرد و من واقعا دعا میکنم که ما زنها بتانیم از الوگوی سارا یاد بگیریم و اما قسم احترام به خانواده های خود بکنیم و اطاعت بکنیم و خانواده های خود بکنیم و خانواده های خود بکنیم و خانواده های خود بکنیم سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم ما چند هفته قبل درس های را از رساله یعقوب شروع کردیم و امروز هم میخواییم در مورد فقر و سروت از رساله یعقوب فصل اول آیه های نو تا یازده ما صحبت کنیم و ما میخواییم دانیال جان پیش ازی که شما شروع کنین امی آیه ها را بخانم یعقوب یک یا فصل یک آیه های نو تا یازده میگه ایماندار مسکین بسربلندی که خدا برایش میدهد خوشی کند و ایماندار سروتمند در آجزی خود زیرا او مانند گل الف زود گذر است وقتی که آفتاب سوزان میتابد آن گیاه خشک میشود گل آن میریزد و زیبایی آن از بین میرود شخص سروتمند نیز همین طور در میان فعالیت های خود از بین میرود خب خداوند کلامش برکت بده بفرماییم دانیال جان بله تشکر برادر شاید جان بخاطر ازی که قراعت کردید یعقوب همونطور که در ابتدا در رابطه با رساله یعقوب صحبت کردیم و هدف یعقوب را از نوشتن ای رساله به نوعی به اشتراک گذاشتیم که یعقوب تلاش میکنن رساله ای را یاد داشت کنن یا بنویسه تحت ادایت روح خداوند ازی که بتانه ایمانداران رو تشریخ کنه و در ای رساله تلاش میکنه که از مسالهای مختلف استفاده کنه شرایط مختلف زندگی ایمانداران رو برسی کنه و تلاش کنه که به اونها امیدی ببخشه و تعالیمی ببخشه که اینها بالغ شوند یعنی روز به روز بالغ تر شوند در ایمانشون و مخاطب رساله یعقوب با کسانی هستن که به مسیح ایمان آوردن و در زندگی روزمره خودشان دوچار چالش هستن به خصوص اشخاصی که فقیر هستن و در فقر به سر میبرن پس رساله یعقوب امروز هم برای ما درسهای خیلی زیادی داره چون در جامعه امروزی ما در کریسه هم اشخاصی هستن که هم فقر رو تجربه میکنن و هم سروت رو ولی چه چیزی هستش که خیلی خوب تلاش میکنن به او بپردازه و وقتی که برادر فقیره خود رو در این آیات مخاطب قرار می ده و یا برادر سروعتمند فقیره خودت در این آیات مخاطب قرار می ده اشعارά به کلیسه یعقوب می کنن یا اشعارا به ایماندارانی می کنن که از قشر مختلفی هستم در بین از اون ها هم فقیر هست و هم سروعتمند آلی شاید ایک سؤال برای ما خود رو در این شرایط قرار بدیم و تلاش کنیم ایرا بیشتر درک بکنیم خود ما در زندگی عادی خود در زندگی روزمره خود
چه طرز برخوردی با افراد فقیر دارم؟ وقتی در جامعه در بین مردم میگردم یا در بین اقوام و دوستان هستم یکان مجلسی میشه دوره هم میشیم یک جای میشیم یا فامیلی داریم که در خانه ما رفت آمد میکنه و یک مقدار فقیر هست در مجلسی میریم و دوستانی داریم که اونها فقیرتر هستن در شهر میگردیم و با اشخاصی برخورد میکنیم که اونها از نظر مادی فقیرتر هستن چه نگاهی با اونها داریم؟ به اونها چطور نگاه میکنیم؟ آیا اونها را زعیف در نظر میگیریم؟ اونها را پایین میاریم؟ نگاه ما نسبت به اونها زعیفتر، پایینتر، حقیرتر هست؟ این یک رساله هستش که واقعا از همون ابتدا تا انتهای رساله یک ایماندار را با چالش روبروم میکنه تلاش میکنه با این چالش های فکری کمک بکنه که یک ایماندار به یک بلوغ فکری و عملی برسن نه تنها فکری بلکه عملی خیلی مثال های جالبی هست در تاریخ عدبیات زبان فرسی اشخاصی که میخواستن وارد یک مهمانی شووند ولی کالای مناسب نداشتن چون کالای مناسب نداشتن اونها را داخل مهمانی اجازه نمیدادن که وارد شووند و امی اتفاق امیالی در سرزمین ما میفته و من فکر میکنم بردر شایب شما دوست دارید یک چیزی را امیالی اضافه کنید میخواستم که چطور ما شناخت که کی فقیر است یا سروعتمند در کشورها فرق دارد در کشورهای فقیر یا منند افغانستان ایران پاکستان حتی اندستان شما فقیر نظر به حالت ظاهری شناسایی میکنید مثلا کسی که کالای خوب لباس خوب نداشته باشه یا خانه خوب نداشته باشه یا بیخی بی خانه باشه یا در سرک ها بگرده شما معمولا میگیم خب ای فقیر است یا ای مسکین است اما در کشورهای پیشرفته دیدن به ظاهر یک نفر نمیشه قضاوت کرد که او فقیر است یا سروعتمند اونمو سروعتمند یا میلیونر شاید به اونمو مغازه یا دکان میره که یک آدم عادی میره یا اونمو لباس را بعض اوقات ما کسایی را که از طریق کلیسا یا دیدیم که سروعتمند بودن باور کنین هیچ وقت ما کدام فرقی از لحاظ لباس یا از لحاظ ماشین یا موتر ندیدیم دوا وا بطور زندگی میکردن که گویا مانند ما استن یعنی سروعت زیاده ندارند زندگی عادی دارند و این جالب بود برای من بله دقیقا شاید در این جامعه که ما و شما زندگی میکنیم شما حرف از یک ادالت اجتماعی میزنید که قوانین تلاش میکنند ای ادالت اجتماعی را تحریف کنند ولی اگر یک مقدار وارد زندگی های خصوصی شبیم و وارد اندیشه های فردی شبیم شخص خود من مطمئنن در دنیا پیرامون خود اشخاصی را میشنستم که اونها نسبت به من فقیرتر هستند و یا نسبت به من سروعتمندتر هستند من میتونم این را قیاس کنم حتی در این جامعه که ادالت اجتماعی برقرار هست من میتونم اشخاصی را از نهوه رفتارشان کردارشان پوشاکشان درخواس هایی که دارن میتونم تشخیص بکنم که اینا واقعا فقیر هستند و یک نیازی را مطالبه میکنند پس اگر چون یعقوب تلاش میکنه که درون یک ایماندار را در این رساله هدف قرار بکنه ایسای مسیح هم تلاش میکرد وقتی با دیگر فریسیان یهودیان دیگر کسانی که اونها را تعلیم میداد ایسای مسیح هم تلاش میکرد که درون اشخاص را شفاه بکنه چون نه فقر اینجا مهم هست نه سروعت او درونی که تو با او خود را معرفی میکنی او شخصیت خود را عاشقار میکنی زندگی خود را مدیریت میکنی او سروعت واقعی ما و یا شما میتونه باشه و یعقوب داره به این نکته اشاره میکنه که نگاه ما نسبت به ایک شخص فقیر چطور هست و یا نگاه ما نسبت به ایک شخص سروعتمند امیالی چطور هست در جامعه چه کسی فقیر هست چه کسی سروعتمند هست و ای تعاریف میتونه به ما کمک بکنه تا بهتر ای آیات را در رساله اول باب نو باب یک آیات نو تا یازده بتانیم بهتر پیگیری کنیم اگر من از شما پرسان کنم که طرز برخورد شما نسبت به ایک شخص فقیر که میشناسید در فامیلتان در خانوادهتان در بین دوستانتان طرز برخورد شما چطور هست چه پاسخی میتونید بودید و یا چه چیزی را میتونید بر ایما داشته باشید هر کدام از شما که امروز ایرا میشنوید و هر کدام از شما که میتونید ایرا تصور کنید و یا ای که اگر شخصی در خانواده شما هست که سروتمند هست از قوم ها خیش ها دوست ها و وقتی او را میبینید چطور با او رفتار میکنید بر اساس سروتش با او رفتار میکنید و یا بر اساس او شخصیتی که در درون از او پرورنده شده و یا وقتی با شخص فقیر برخورد میکنید بر اساس فقرش با او رفتار میکنید یا بر اساس او شخصیت و ارزشی که در درون اوست و خدا به او داده انجاز که شاید به مفهوم ارزشی آیتی که با هم مطالع کردیم بتانیم بیشتر درخ بکنیم یکی از مکان هایی که همه در حضور خداوند یک سان هستن مکان عبادت هست وقتی برادران و خوهران ایمانی یک جای جمع میشن و خدا رو پرستش میکنن در یک همچین مکانی میبینیم که از پایین ترین اشخاص طبقه جامعه حضور دارن تا بالاترین اشخاص و در اونجا وقتی داریم خدا رو پرستش میکنیم نه فقیر مالوم میشه نه قنی یک انجینیان استاد شده یک داکتر یک سیاست مدار یک کارگر یک خیات یک دریور یک نانوا و همه این ها در کنار هم استاد شدن و خدا رو پرستش میکنن و در کلیسا و یا در یک همچین جامعه ما په میبریم به او ارزش اصلی انسان که رابطه از او با خداست انگار فقر و سروت ما را رابطه ما با خدا تعریف میکنن و یا شناخت ما از خداوند هست که فقر و سروت رو برای ما تعریف میکنه یک مثال خیلی جالبی هست در کتاب مقدس جوان سربتمند که همه ای داستان رو شنیدن جوان سربتمند وقتی میای پیش ایسای مسی و میگه ما تمام اصول شریعت رو انجام میدم چی کار کنم که وارث پادشاهی خدا شوم ایسای مسی اول میگه که شریعت رو انجام بده اشاره به ده فرمان میکنه و بعد جوان سربتمند با قرور میگه که ما همه رو انجام میدم و هیچ کم بودی نیست بعد ایسای مسی یک چیزی دیگه برای از او میگه میگه برو مال تساوده کو به فقرابته او جوان سربتمند میره و دیگه بر نمیگرده و پشت خود سری نمیکنه اینجا است که او حوییت اصلی انسان ها مشخص میشه عرضش اصلی انسان ها برای خداوند است یا برای سربتشان عرضش اصلی انسان ها در جهت شناخت خداوند است و یا در جهت به دست آوردن و یا تمه و نگاه کردن به چیزهایی که همسایه داره در فرمان ده همه ده فرمان یک فرمان خیلی جالبی است در این فرمان میگه که به خانه همسایه خودت تمام نورس به زن همساییت به اولاغ و گاوش به کنیز و قلامش و نه به هیچ چیز دیگر او من نمیخوایم که این فرمان را از این جمعه نگاه کنیم که بعضی وقتا اشخاص فقیر نگاهشان بیشتر به دارائی دیگران هست و تلاش میکنن نگاه خود متمرکز به این شرایط بکنن که فلانی بیشتر از من داره فلانی امکانات بیشتری نسبت به من داره سروت بیشتری داره و من نسبت به اون فقیرتر هستم و به نوع یک تمه ی شکل میگیره که این تمه کمک کننده نیست ولی کلام خدا داره به ما عرضشی را معرفی میکنه که یک شخص فقیر وقتی با خدا وارد رابطه میشه و با ایمانی که نسبت به خدا داره امیدی در قلبش جوانه میزنه و این امید به اون کمک میکنه که قدمهای مصبت ورداره به خدا اعتماد کنه و قدم ورداره درست هست که در جامعه ما اختلاف طبقاتی هست کسانی هستن که پیسدار هستن مال دارن زندگی دارن و کسانی هم هستن که ندارن ولی این آیا دلیل از این میشه که من با فقر خود خودم مقایسه کنم؟ نه کلام خدا اتفاقا داره ما رو تشویق میکنه که تو با ایمانت خودم مقایسه کن این چیزی هست که باید افتخار کنی تو با شناخته که از خدا داری خودت رو با دیگران مقایسه کن این چیزی هستش که به تو کمک میکنه که در هر مرحله زندگی بتانی از اون شرایه، چالش ها، آزمایش ها خارج شوی فقرم یک آزمایش هست سروتم یک آزمایش هست نه فقر باقی میمونه، نه سروت
فقر هم با تلاش و پیگیری و برنامیریزی و هدفگذاری از بین میره و سروت هم دائمی نیست و یک شخص امکان داره که سروت خود از دست بته ولی تنها یک چیز باقی میمونه و او محبت خداست اگر کسی در محبت خدا زندگی بکنه او سروتمند واقعیست ولی اگر کسی به نمبال به دست آوردن محبت از طریق زواهر دنیا هست او سروتمند نیست اتفاقا او فقیرتر است چرا؟ چرا او تلاش میکنه محبت رو با زواهر دنیا به دست بیاره؟ سروت چیز بدی نیست اتفاقا سروت چیز خیلی خوبی است به شرطی ازی که سروت حوییت اصلی ما نشد مثل جوان سروتمند که سروت حوییت اصلی ازو شده بود و سروت برای ازو بد بود باعث نجاتش نمی شد ولی کسای دیگری هم بودن در کتاب مقدس که اونها سروتمند بودن و چون سروتمند و خدا ترس بودن اونها به دیگران کمک میکردن و او عدالت اجتماعی را برقرار میکردن بفرماید برادر شاید بله بمون خاطر عیسای مسیح یک مثال برای سروتمند جوان گفت چقدر مشکل هست وارد شدن یک سروتمند به پاتشای خدا مانند عزیز که از یک سراخ سوزن یک شطر بگذرن یعنی در اینقدر اتای شاید ناممکن برسه برما به خاطر امی ای مسال عیسای مسیح گفت که وقت کسی سروت داره احکاج خود را به خدا کمتر میبینه در حال که کلام خدا برما میگه که چی سروت داشته باشیم چی نداشته باشیم ما همیشه باید احتیاج خود را به خدا ببینیم و یک واقعیت دانیال جان وجود داره در زندگی ما در زندگی همه انسان ها و اوی است که وقت ما فقر تجربه میکنیم یا فقیر استیم بیشتر احتیاج خود را به خدا میبینیم چون دیگه احتیاج ما دیگه از انسان ها ختم شده بیشتر احتیاج خود را به خدا میبینیم یعنی حتی میتونیم گفته که کسایی که ایماندارای فقیر استن اونا از لحاظ روحانی شاید نزدیکتر به قلب خداوند باشن از یک طرف خداوند اونا را برکت میتونی دوست داره ولی از طرف دیگه اونا همیشه احتیاج خود را به خداوند میبینن همیشه او را حاضر میبینن فکر کنین اگر مثلا ما امروز نان شاشت خودی یا نان شب خود را نداشته باشم چی میکنم؟ اولین خب تلاش میکنیم که نان را پیدا کنیم ولی همچنان میگم خداوندا نان امروز ما را به ما بده و برخلاف سروعتمند ها بخصوص در دنیا هم سروعتمند های مختلف هستن یک تا سروعتمند هایی که مسیحی هستن اونا عرضش خود را در سروعت خود نمیبینند بلکه در پاتشای خدا میبینند اما برخلاف یک تا سروعتمند زیاده هستن در کشورهای مختلف که اونا به سروعت خود افتخار میکنند اونا مزدورهای زیاده دارند، ناقدرت دارند و از سروعت خود صرف برخود استفاده میکنند ولی خداوند میگه که چی فقیر هستین؟ چی سروعتمند؟ پاتشای خدا را طلب کنین دقیقا همینه هستش باز برمیگنیم به همون سوال ابتدایی که واقعا سروعت نشانه برتری است و یا فقیر بودن نشانه کمعرضشی و حقارت هست در واقع این میار درست نیست بعضی وقتا دنیا تلاش میکنه که این میار را و یا این عرضشگذاری را تحریف کنه در زندگی انسان ها و اگر ما با این تحریف همسوش شدیم اگر ما هم هستیم که خطا کردیم و یا نقص کردیم اگر ما نسبت به شخص فقیر در جامعه خود یک نگاه درستی نداشته باشیم بر اساس اون عرضشی که خدا به اون داده ما هم هستیم که نقص کردیم و خطا کردیم ما هم از ازار شخصیتی رشت نمی کنیم و اگر خود نسبت به اون شخصی که سروعتمند هست کمعرضش در نظر بگیریم و به اون عرضش بدیم و یا به یک شخص سروعتمند نسبت به یک شخص فقیر عرضش بیشتری بدیم این باز همیشه باز متاسفانه در فرهنگ هایی که شک گرفته در عرضش گزاری هایی که شک گرفته همیشه شاهد ازی هستیم که در سرزمین ما در بین مردم ما کسانی که سروعتمند هستن عرضش بیشتری دارن اونها رو بیشتر ازذت میکنن بیشتر احترام میکنن و کسانی که فقیر هستن اونها رو کمتر ازذت میکنن و به اونها کمتر ازذت میبخشن این طرز برخورد کتاب مقدسی نیست و این از طرف خدا نیست اتفاقا کلام خدا داره سروعتمند ها رو تشویق میکنه از طرف اگر داره به فقیر ها میگه که افتخار بکنید که در حضور خداوند یک هوییتی دارید که پذیرفت شده است از طرف دیگر سروعتمندان رو هم نیست خداوند هدایت میکنه که در زندگی که خدا به آنها بخشیده آنها با دیگران سهم شوند و به آنها کمک کنند داستان های مختلفی در کتاب مقدس هست کسان زیادی بودن که سروعتمند بودن و در سروعتشان خدمت مسیح رو کمک میکردن در سروعتشان خدمت رسولان مسیح رو کمک میکردن در داستان پسر گمشده هم همینطور پدر پسر گمشده در انجیر لغا یک شخص سروعتمند بود و او با فیز با پسر خودش رفتار میکرد و به او میبخشید و یا در داستان زیافت بزرگ خداوند میره و تمام او فقیران رو دعوت میکنه و سر دسترخان خود قرار میده و یا در داستان های دیگری که در کتاب لغا هست در راوی تو با دعوت کردن میگه چه سود که سروعتمندار رو دعوت میکنی سر سفر خود میشانی فقرار رو باید دعوت کنی و به اونها امید ببخشی و این شیوه زندگی کتاب مقدسیست که میتونه به ما کمک کنه که در رفتار خود بالختر شویم در اندیشه خود بالختر شویم ولی دوستهای عزیز ما خاندیم از کتاب مقدس امچان دانیل جان تشریح دادن که عرضش ما در فقر یا سروعت نیست بلکه عرضش ما در خداوند است که خداوند همه ما را سرف نظر از این که ما فقیر استیم یا سروعتمند استیم یا بین از او استیم همه ما را یکسان دوست داره و همه ما را میخواهی که ما پاتشاهی از او را حضور از او را در زندگی خود اول قرار بتیم و دگه چیزا هم بر ما داده خواهد شد یعنی خداوند هم از طریق سروعت برکت میته و کمک میکنه یا اگر ما فقیر استیم مارا کمک میکنه ولی مهم دیگه است که ما اول پاتشاهی از او را بخواییم خب دوستا بیاین بریم یک سروعت را ببینیم بشنویم دوباره بر میگردیم موسیقی نامت عظیم است ایسای مسیح مالک هستی سخرای نجا زان میزانیم میپرستیم من با تمام جان شد هللویان تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی ستای مطبخ خوشی تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی ستای مطبخ خوشی موسیقی
PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}