عیسی و برادر

  ۲۷ دقیقه

برادران عیسی چون به او ایمان نداشتند گفتند، به یهودیه برو و در حضور مردم کار هایت را انجام بده تا مشهور شوی. عیسی گفت: هنوز وقت من نرسیده است اما برای شما هر وقت مناسب است و در جلیل ماند.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی بعد از آن ایسا در جلیل مسافرت میکرد او نمیخواست در یهودیه باشد چون یهودیان قصد داشتند او را بکشند همین که اید یهودیان یعنی اید خیمه ها نزدیک شد برادران ایسا به او گفتند اینجا را ترکن و به یهودیه برو تا پیروان تو کارهایی را که میکنی بیبینند کسی که میخواد مشهور شود کارهای خود را به پنهانی انجام نمیدهد تو که این کارها را میکنی بگذار تمام دنیا ترا بیبینند چون که برادرانش هم به او ایمان نداشتند ایسا به اشان گفت هنوز وقت من نرسیده است اما برای شما هر وقت مناسب است دنیا نمیتواند از شما متنفر باشد اما از من نفرت دارد زیرا من در باره آن شهادت میدهم که کارهایش بد است شما برای این اید بروید من فیلن نمی آیم زیرا هنوز وقت من کاملا نرسیده است ایسا این را به آنان گفت و در جلیل ماند دوستای میرمان من پیام هستم به صحبت امروز ما از انگیل یوهنا به شما خوش آمدید میگویم من میرویس هم سلام میگم به شما عزیزان و از خداوند میخواییم که صحبت امروز وسیله برکت برای همه ما و شما شده دوستای مهربان ما آیات یک تا آیت نوی فصل هفت انگیل یوهنا را شنیدیم در این آیات در باره اید سایبان ها صحبت شده بود یهودیان در سراسر دنیا حتی امروز هم اید دلیل میکنند در این اید یهودیان از خانهای اصلی خود بیرون در حویلی و یا جای دیگر خیمه میزنند و در اونجا با هم قصه میکنند و حتی شب را هم در اون سپری میکنند مثل دیگر سنت های یهودی این اید هم بخاطر بیاداوری دورانی برگزار میکنند که اجداد اونا بعد از برامدن از قلامی در مصر در بیابان در خیمه ها و چپری ها زندگی میکنند بر علاوه اید برام اید جمعوری حاصلات هم تحلیل میشد چون اید در وقت جمعوری حاصلات خصوصا انگور و زیتون برگزار میشد در زمان ایسای مسیح این اید یکی از ایدهای بزرگی بود که هزاران یهودی از سراسر دنیای او وقت به ارشلم میامدن و او را تجلیل میکدن ایدهای بزرگ دیگر یهودی اید فسح و اید پنتیکاس بودن همه ایدهای یهودی با روشن کدن چراغ ها، رقص، با مشعل ها و پاشیدن آب و شیره انگور برمعبد برگزار میشد و با مارش کاهنان و مردم که میوهی مالتر را به دست گرفته بودن و شاخه های زیتون را به احتزاز میاوردن به پایان میرسندن ای ایدها و به صورت خاص اید فسح سمبول بزرگ امید ملی بر قوم اسرائیل بود امید بر آمدن مسیحا و به دست آوردن آزادی از استعمار روم ای ایدها بره هشت روز کامل ادامه میافتن و بلاخره با تجلیل روز شمبه خاص به پایان میرسیدن ای صرف انجیل یوهناست که در باری اید نسبتا به تفصیل گرم میزنه و با کلمات دلازار که در آهنده چی واقعی خواد شد سرو میکنه بر علاوه ای سوال هم مطرح است که آیا ایسای مسیح و ارشلین به خاطر ای اید خواد رفت ویا نخواد رفت آیا مقصد ایسای مسیح که می فرماید وقت من هنوز نرسیده است آیا مقصد او از وقت چیست آیا برادران ایسای مسیح از او چی می خواهند که او باید انجام بده دوست های مهربان حال یک ایلان رو می شنویم بعد شریدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا ما را تا آخر صحبت امروز همراهی کنین شنونده عزیز بهتر است که از سوال آخر شروع کنیم و در بارش گره بزنیم در فصل های بعدی می بینیم که یوهنا در مورد نقش برادران ایسای مسیح نسبت به اناجل دیگر زیادتر گره می زنه برادران ایسای مسیح در این قسمت به ایسای مسیح نیم ایمان داشتن و نیم نداشتن اونا می دیدن که ایسای مسیح کارهای بزرگ انجام می ده اما در باره ایمان که یوهنا از او گپ می زنه به تمام معنی باور نداشتن اونا ایسای مسیح را مثل شخصی می دیدن که می تانه کارهای بزرگ غیر عادی را انجام بده اما او وقتی می تانه که جمعیت بزرگ مردم را بغیر به خود بکشانه که در ست جه های بزرگ ظاهر شوه اونا به این نظر بودن که جلیل یک جای خورد و محدود است اما ارشلیم شهر بزرگی هست که می تانه در او جه هر چیز واقع شوه و شهرت زیادتر را به دست بیاره اما اونا این احساس و درکه نداشتن که معمولیت ایسای مسیح مربوط به عمل و کار آخری او است که توسط او نه تنها اسرائیل بلکه تمام چیزها به طرف خوبی تغییر می خوره این فرق اساسی بین طرز دید برادران ایسای مسیح و ایسای مسیح وجود داشت ایسای مسیح منتظر رسیدن این وقت بود که می آمد اما تا هنوز اون وقت نرسیده بود ایسای مسیح مثل کشتیران ماهر و با تجربه منتظر وزیدن بعد بود که با وزیدن او بادبانهای خود را به صورت کامل باز کنه و فورا کشتی خود را به حرکت بینه ایسای مسیح پلان در ذهن خود داشت که آهست آهست روشن می شد یوهنا در باری این پلان تا حال به ما کم گب زده این پلان در چوکات اید فسه بود نه در چوکات اید سایبانها در این فصل بعدن می آیا که ایسای مسیح در باری اید خیمه ها گب می زنه اما مقصد او زیادتر در مورد رسیدن به هدف آخری خودش هست اما این اید فسه وقتی بود که دران برا قربانی می شد وقت ایسای مسیح در این وقت یعنی در زمان اید خیمه ها و یا در خزان نمی آمد بلکه یوهنا به ما اشاره می کنه که این وقت یا وقت ایسای مسیح در بهار می آمد این بره ایسای مسیح بسیار خوب بود که در اید فسه در جمعه کاروان بزرگ زاهیرین به طرف ارشلیم حرکت کنه و در جریان سفر مریضه ها را شفا بخشه و به اونا تعلیم بده وقتی که ای کارو میکد پیروان زیادتر به دوره او جمع می شدن و توقع مردم را به نجات حقیقی ای قدر بالا می برد که اونا ایسای مسیح را به ایسه مسیح ها پشناسن و اعلان کنن دوست های عزیز بیاین با هم حال یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود روحانی به ای صحبت زیبا و جالب ادامه می دهیم ای منجی و ای شاه من طنده ها توی دل خواه من خونت بریغ برای من کردی رفاق و ناه من ای منجی و ای شاه من طنده ها توی دل خواه من خونت بریغ برای من کردی رفاق و ناه من هلیلویه جلال بنامه خدا هلیلویه جلال بنامه خدا حلاق بودم بدون تو نجات یافتم در خونت تو وجود من مدیون تو فدا شدی برای من حلاق بودم بدون تو نجات یافتم در خونت تو وجود من مدیون تو فدا شدی برای من هلیلویه جلال بنامه خدا هلیلویه جلال بنامه خدا از بر من مسلوب شدی چون خطاکار ماسوب شدی در قلب من معبوب شدی بر سالی بد نگاه من از بر من مسلوب شدی چون خطاکار מسول شدی در قلب من معبوب شدی بر سالی بد نگاه من بر سالی بد نگاه من هلیلویه هلیلویه هلیلویه جلال بنامه خدا هلیلویه هلیلویه هلیلویه جلال بنامه خدا حادیه من کلامتوز عدالتم پیامتوز سادتم در نامتوز در این عمره خدای من حادیه من کلامتوز عدالتم پیامتوز سادتم در نامتوز در این عمره خدای من حاللویه جلال با نام خدا حاللویه جلال با نام خدا شنونده مهربون ما در قسمت بعدی می بینیم که ایسای مسیح با برادران خود به اید می ره اما با خاموشی و بدون سر و صدا ایسای مسیح آهست آهست وقت خدا و پختگی و کمال می رسانه و ما هم خواد دیدیم که این وقت چه وقت به انجام خود می رسه ما در آیت اول این فصل دیدیم که یهودیان منتظر فرصت بودن تا ایسای مسیح را به قتل برسان مقصد از یهودیان یهودیان اطراف اورشلم هست که با یهودیان جلیل مخالفت داشتن ما این مخالفت را در سفر قبلی ایسای مسیح با اورشلم هم دیدیم که در فصل پنج آیت عشته ذکر شد در اون وقت هم اونا می خواستن اینی کار را بکنن این موضوع مهمترین موضوع در این فصل هست که ایسای مسیح اونا را به خاطر نقش کشیدن بر قتلش ملامت میکنه اما در حقیقت این کارها و تعلیم ایسای مسیح بود که اونا را وادار بر نقش کشیدن بر گرفتار کدن و گشتن او آماده ساخت وقتی که ایسای مسیح می گوید دنیا از من نفرت دارد این طور به نظر می رسه که اشاره او به این موضوع هست این موضوع کم کم ایره توضیح می ده که مقصد یوهنا از دنیا چیست از یک جهت منظور از دنیا تمام کائنات به شمول انسانهای روی زمین هست اما از طرف دیگر مقصد از دنیا به انسانهای اشاره میکنه که از خدای خالق پرمحبتشان روی گشتانده و می خواهند زندگی خدا به خاست خود و بدون خدا بپیش می برند انجیل یوهنا به این ارتباط یک موضوع خاص را به ما هم توضیح می ده که مقصد از دنیا ارشالیم و رهبران رسمی و قیر رسمی او در مجموع مجموعه از رویش دنیا را تشکیل داده بودن وقتی که ایسای مسیح به ارشالیم می رفت او خود به این مجموعه یعنی دنیا نشان می داد اما دنیا بود که در برابر خدا قرار گرفته بود و به شکل دوامدار این رویش دنیای خدا جشن می گرفت دنیای که نمی خواست مقصد محبت عجیب او را درک کنه اما این مقصد پر از محبت ایسای مسیح به این شکل لحظه به لحظه پیش می رفتند خدا قوم اسرائیل را انتخاب کرده بود که نماینده و نور او به روی زمین باشند اگر ایسرائیل در وجود رهبران او به حیث قوم در برابر این مقصد خدا ناکام شدند امکان نداشت که این ناکامی اونا سر موقعیتی که خدا به اونا داده بود تاثیر نکنه و موقعیت سابق خدا همیشه حفظ کنند این رویش اونا که در برابر خدا قرار گرفتند در اون وقت باعث به وجود آمدند و جمع شدن گم درد رنج قر و غزب شیطان و بغاوت تمام دنیا در اورشلم شد دوست های عزیز حال یک ایلان رو بشننیم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر بشیم لطفا ما را تا آخر این صحبت همراهی کنید روی سه چیزی اتفاقی شنوانده ازیز وقتی که یسای مسیع به اورشلم میرفت او نه تنها با مشکلات و مخالفت های شهر اورشلم بلکه تمام اسرائیل و حتی تمام دنیا روبرون شد دنیای که خدا به او بسیار محبت داشد دنیای که کاملا مریض بود و از درد رنج می کشید اما به گفت داکتر نمیکد که مریضی او را تشخیص داده بود و میخواست او را با قربانی خود تداوی کنه قبول نکدن فرموده داکتر حاضق که مریضی ما را خوب تشخیص داده و طوان شفا دادن او را داره نه تنها باعث رنج و درد دردی زیاده ما بلکه حتی باعث مرگ ما هم میشه امیدوار هستیم که این قسم نباشیم آمین دوست های عزیز بررامه این حوبت ما در اینجا با پایان میرسه تا تقدیم یک بررامه دیگه شما عزیزان را به خداوند می سپاریم خدا یارو نگه داریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی اراست اراست اراست اراست اراست اراست موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی میفرست کنید گیرم سری بن سری بن گشت evolutionary گیرم سری بن گیرم سری بن گیریم 29 موسیقی موسیقی موسیقی گیرم سری ہندوصف میفرست کنید موسیقی اصفهان موسیقی غرفه بکنید بکندید گوشتون من نپرستم ممنوع خود را من نپرستم من نپرستم من نپرستم ایسای خود را من نپرستم ایسای خود را من نپرستم موسیقی گفتی تو آهی در عبر آسمان باشد تو در جلال یزدان زجل تو هر چند در فکر و در جان مهرو سفا شد سرمای ایما من نپرستم مولای خود را من نپرستم من نپرستم ایسای خود را من نپرستم من نپرستم