ساعت او فرار رسید

  ۲۳ دقیقه

جان من مظطرب است. آن را جلال داده ام. داوری جهان! همهٔ انسان‌ها را به سوی خود می‌‌کشانم. زمان کوتاهی نور با شما است. فرزندان نور باشید.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم با شنیدن برنامه این عوض موسیقی همین حالا در تشویش هستم چه بگویم آیا بگویم ای پدر مرا از این ساعت برهان اما برای همین منظور من به این ساعت رسیدم ای پدر نام خود را جلال بده در آن وقت صدای از آسمان رسید که می گفت آن را جلال دادم و باز هم جلال خواهم داد گروه که آنجا استاده بودن گفتند صدای رد بود و دیگران گفتند فرشتهی با اون سخن گافت ایسا در جواب گفت این صدا به خاطر شما آمد نه به خاطر من اکنون موقع داوری این جهان است و سردار این دنیا بیرون رانده می شود وقتی از روی زمین بلند کرده شوم همه آدمیان را به سوی خواد می کشانم ایسا این را در اشاره به نوع مرگی که در انتظارش بود گفت مردم به او گفتند طورات به ما تعلیم می دهد که مسیح تا به عبد زنده می ماند پس تو چگونه می گویی که پسر انسان باید بلند کرده شود؟ این پسر انسان کیست؟ ایسا به آنان گفت فقط تا زمان کوتاه نور با شما است تا وقتی این نور با شما است راه بروید موادا تاریکی شما را فرا گیرد کسی که در تاریکی راه می روید نمی داند به کجا می روید تا زمان که نور را دارید به نور ایمان بیاورید تا فرزندان نور شوید ایسا این را گفت و از پیش آنان رفت و پنهان شد تا سی و شش فصل دوازدهی این جین یوهنان را شنیدیم در این قسمت وقتی که ایسای مسیح با مشکل که با او روبروست و از پریشانی خود صحبت می کند صدای عجیب از آسمان شنیده می شود حاضرین که این صدا را می شنوند هر کس به فکر خود او را تحبیر می کنند شما دستای عزیز هم خوب می فهمین که به شهر کابل مثل شهر های دگه وطن ما افغانستان راکت فایر کدن مردم از بس که صدای شلیگ و انفجار این راکت ها را شنیدن وقتی که صدای را در آسمان می شنیدن می فهمیدن که چی قسم راکت فایر کدن و در کجا اصابت خواد کد سال ها پیش وقتی که جنگ شدید در کابل جوریان داشت اینقدر راکت و توپ و انواع اصلاحی دگه فایر می شد وقتی که صدای را در آسمان بلند می شد مردم فکر می کنند که باز راکت باران شروع شد پیام سیب یک دفعه من در خانه قرغ خواهی بودم که صدای مختلف مثل انفجار های بلند را که تمام خانه را روشن کرد من واقعا از خواهی بیدار شدم به طرف کلکین خانه دویدم که ببینم چی گره هست دیدم که جرقه های رنگ رنگ که از کوی آسمانی فایر شده آسمان را پر کده پسانتر متوجه شدم که ای آتشبازی هست که بخاطر شروع شدن سال نو براین داختند شنوانده های عزیز بیاین حال یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان به صحبت خود ادامه می دیم موسیقی شنوانده ی عزیز این قسمت انجیل یوهنا را که در شروع شنیدیم یکی از جای خاص در انجیل هست که در باره شنیدن صدا از آسمان گفت شده شده بسیار جالب هست وقتی که مردم این صدا را می شنوند فکر های عجیب و غریب می کنند که این صدای چیه هست مردم صدای از آسمان را شنیدن فکر کردن که صدای بابا غرگوری است بعضی آزرین متوجه شده بودن که ایسای مسیح مسروف داست اونا فکر کردن که صدای فرشته هست که به دعای او با این صدا جواب داده این صدای بابا غرگوری نبود این صدای کدام فرشته هم نبود همچنون این صدای راکت و آتش بازی هم نبود بلکه این صدا صدای خدا بود البته که در اون وقت این طور وسائل وجود نداشت که به اون ثابت کنند که آیا حقیقتا این صدای خدا بود و یا نی حال ما و شما هم که کم از کم دو هزار سال از اون زمان تیر می شد نمی تانیم این گفت را ثابت کنیم که صدای خدا بود یا نی یکانه کاری که کدام می تانیم است که بفهمیم این صدا به روایت یوحنان چی گفت و مخاطب این صدا کی هست ایسای مسی قمی پیشتر از سنیدن این صدا فرموده بود که وقت او رسیده است ایسای مسی بر رسیدن این وقت انتظار می کشید که با دیدن نشانه از رسیدن این وقت به پیش بر انجام ماموریتی که به دوشش منده شده بود حرکت کنه وقتی که یونانی هایی که بر شرکت کدند جشن آمده بودند تقاظای ملاقات با ایسای مسی را کدند این یک علامه و نشانه را به ایسای مسی نشان می داد که وقت او رسیده و او به طرف سرنوشتی که در انتظارش بود می رفت آیا وقتی که این صدا از آسمان آمد باعث مقرور شدن ایسای مسی شد؟ نه خیلی من فکر نمی کنم که باعث مقرور شدن او شده باشه آیا باعث حیاجان او شد؟ بله من فکر می کنم که باعث حیاجان ایسای مسی شد اما این یکانه چیزی نیست که ایسای مسی در این قسمت می خواهد به ما پیان کنه آیا این صدایی بود که با شنیدن او با سر بلند و افتخار برای عملی کدن او اقتام می کن؟ جواب این سوال بله است اما این همه چیزی نیست که او هینا می خواهد به ما پیان کنه آیا با شنیدن این صدا ایسای مسی احساس روبرو شدن با مشکلات کرد؟ بله کلام جسم انسانی به خود پوشیده بود که در اون محبت و قدرت حقیقی خدا دیده می شد این کلام در جسم انسانی مریضا را شفا بخشیده سهتمند کرد آب را به شراب تبدیل کرد چشمهای کر و نابینا را بینا ساخته بینایی بخشید او الازه را از مرگ زنده کرده به او زندگی بخشید اما این کلام خدا در جسم انسانی با این قدرت که داشت باز هم در این لحظه احساس مشکلات می کرد او هم احساس مشکلاتی امیغن در درون قلب خود بود آیا تصویر ذهنی شما از خدا به اندازه کافی بزرگ است؟ یا این که وقت صدای او به گشت شما می رسد فکر می کنین که صدای بابا غلغوری است؟ دوستهای محرمان حالا یک سرود روحانی را می شنویم بعد شنیدن سرود روحانی در باری این سوالا گب می زنیم محبتتت پا جلال من که یک مرده بودم تو دادیگر من دارم محبتت پا جلال من که یک مرده بودم تو دادیگر من دارم محبتت پا جلال محبتت پا جلال جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد جلال واد جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد من که یک بدرنگ بودم قلبم خاری بود و خونت پا کردی تا پیابم من نجات من که یک بدرنگ بودم قلبم خاری بود و خونت پا کردی تا پیابم من نجات من که راتورا جلالتم من من که راتورا جلالتم من جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد جلال واد جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد زندگی پار از خوشی زندگی عبادی تو دادی بماهیسا چرا که ما را دوست داری زندگی پار از خوشی زندگی عبادی تو دادی بماهیسا چرا که ما را دوست داری من که راتورا جلالتم من من که راتورا جلالتم من جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد جلال واد جلال واد ایسرای مسلی ها همیشه جلال واد شنیماینده‌ای عزیز باید متوجه باشیم که ایسرای مسلی با وجود همه چیز بودن او کلام بود که جسم، گوشت، خون گرفت و تبدیل شد به یک انسان جسم زیف، جسم انسانی جسمی که در نتیجه مشکلات پجمورده شده، خرد شده بود ای جسم او به صورت طبیعی در جسم خون انسانی میتوانست بگوید بگوید، حال که وقت ما رسیده آیا امکان داره که به یک شکل از او ممانعت صورت بگیره؟ بغیر از انجل یوهنا، انجل های دگر این جهت ایسرای مسلی را به ما نشان نمی‌ته تا وقتی که ایسرای مسلی به باقه جدسیمانی میرسه این یک جهربست درونه خود ایسرای مسلی با خودش بود یوهنا این قسمت را کمی پیشتر در اینجا آورده که ما بتانیم حال او را در ارشلیم پیش از گرفتار کدنش ببینیم کلید همه چیز که به تقرار یوهنا در انجل خود به او تحکید کده او جلال یافتن خدای پدر است و راهی که ایسرای مسلی که کاملا بر جلال دادن خدای پدر متعهد بود به هر طریق تلاش میکد که خدای پدر جلال بده ایسرای مسلی در مسیر تمام راهی که تا به این نقط رسید تا زمینی براورده شدن ارادی پدر و نجات دنیا مساعد شوه اما سوال پیدا میشه که چرا حال او تقاضای تغییر دادن این پلان را میکد قلب او که پر از مشکلات بود احساس میکد که خطر بزرگ پیش روی او قرار داره با این احساس این خطر میخواست به یک شکل به حفاظت از این خطر عبور کنه که وسیله جلال یافتن خدا شوه و به تمام دنیا بدرخشه به این خاطر که ایسرای مسلی در آیت 28 فرمود ای پدر نام خود را جلال بده این دعایی ایسرای مسلی در صدای رعد و برد جواب داده شد خدا نام خود را جلال بخشید ایسرای مسلی نام خود را در خدمت عمومی فوقلاده خود و محبت به انتهای خود جلال بخشیده بود مثل که ما و شما در آینده خواد دیدیم او در آینده هم با مطیب گذن به جلال دادن نام خود را ادامه میته ای ایسرای مسلی بود که نام خود را جلال می بخشید چون در گذشته کسانی که حاکمیت خدا را برزمین به نام پادشا، مالک و صاحب و حتی خدا قصب کده بر قریب و بیچاره ظلم کده خود اختیاردار اونا ساخته بودن حال همه اونا محکوم می شودن ایسرای مسلی فرمود اکنون موقع داوری این جهان است و سردار این دنیا بیرون راندم می شود ای صدایی بود که بسیار مردم توقع شنیدن او را داشتن ای قسم گفتاره می تانستین که صرف از مسیحا بشنوید دوستای عزیز، حال بیاین که با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان به ای صحبت ادامه می دیم موسیقی شرمندهی مهربان چیزی بعدیی که باید او می گفت که شمشیرهای خودت تیز کنین که بالای قشنگی ازکری رومی های اشخالگر که متصل به معبده از حمله کنیم اما ایسای مسیح ای قسم مسیحا نبود که به شمشیر کار داشته باشه ایسای مسیح می خواست که پادشای دنیا را سقود داده پادشای خدا را بر روی زمین حاکم شود اما پیروزی بر رسیدن به ای هدف به صورت کامل فرق داشت و به شکل دگه بود ای پیروزی او مثل بلند کردن مار برنجی در بیابان بود ای راه بود که دنیا می تانست توسط او نجات پیدا کنه ای راه بود که خدا پر از محبت و بخشاینده می توانست جلال پیدا کنه شمشیر هرگز نمی تانه که خدای خالق و با قدرت را جلال بخشه اما محبت می تانه که خدا را جلال بخشه اما او هم محبت فداکارانه نسبت به همه چیز از هر چیز افثالیت داره واضح است که شنبندگان ایسای مسیح به فرمودهای او بینه بردن مردم در بسیاری جای دیگه و بخصوص در انجیل یوهنا گپای او را نفامیدن من فکر می کنم که انکاس فرمودهای ایسای مسیح و گفتهای مردم در پای سلیب است که یوهنا خودش شنیده و از کسایی که ای گپا را به او اطلاع دادن در ذهن خود داشته یهودیان به اساس رسوم خود می دانستن که مسیحا تا ابت زنده خواد مند ای گپی هست که کتاب مقدس هم او را بیان می کنه در کتاب دوم سموهل می خانیم او خانه برایم آباد می کند و من سلطنت او را عوضی و جاودانی می سازم من پدر او می باشم و او پسر من می شود شنبندگان ایسای مسیح وقتی که او در باری مرگ خودش یعنی مرگ شخصیتی عجیب پسر انسان که بلند کرده می شود گفت زد او را درک نکدن یوهنا از ما می خواهی که ما نتانها پریشانی که ایسای مسیح در او وقت با او روبرو بود درک کنیم ای را هم درک کنیم در این زمان حالت شک و تردیدی که شاگرده در او قرار داشتن او را هم درک کنیم اما باز هم سوال پیدا می شود که آیا مقصد اصلی ایسای مسیح چی بود؟ یکانه چیزی که در این وقت ایسای مسیح می تانست با اونا بگویه ای بود که باز هم نور و تاریکی گب بزنه نور برای یک مدت کم با اونا می بود در این وقت کم اونا باید در این نور چسبیده راه می رفتند و به او ایمان می آوردند ما و شما هم باید این کار را انجام بدیم دوست های عزیز برنامه این وقت ما در اینجا با پایان می رسه تا تقدیم یک برنامه دیگر داریم ای راهت جانم ای یاره مهربان ای راهت جانم هستم به تو معتاج توی ورد زبانم ای یاره مهربان ای راهت جانم هستم به تو معتاج توی ورد زبانم ای یاره مهربان ای یاره مهربان ای یاره مهربان ای یاره مهربان ای یاره مهربان منده تو هستم مالکم تویی نیستم جز خاک من خالقم تویی فریاده مرا بهش نبکن رحمه با حالم ای یاره مهربان ای راهت جانم ای یاره مهربان دیدم تاریکی سختی دنیا بین چی خسته حالم من هر جور و جفا عشق ریزم نزدیکو که تویی قوت جانم ای یاره مهربان ای راهت جانم ای یاره مهربان ای راهت جانم هستم به تو معتاج تویی پرد زبانم ای یاره مهربان ای راهت جانم ای یاره مهربان ای یاره مهربان