داشتن افکار خوب

  ۲۹ دقیقه

  ۴ فِورِیه ۲۰۲۶

افکار خوب یعنی وقتی به چیزهای مثبت فکر کنید. وقتی مثبت فکر کنیم هم خودما آرام‌تر می‌‌‌‌‌‌شویم و هم رابطه‌های بهتری با دیگران پیدا می‌‌‌‌‌‌کنیم. ما باید بخاطر داشتن افکار خوب این چند کار را انجام بدهیم. به چیزهای خوب فکر کنید: هر روز سه چیزی که خوشحال‌تان کرده به یاد بیاورید. افکار خوب مثل دانه‌هایی هستند که در ذهن‌تان کشت می‌‌‌کنید هر چه زیادتر افکار خوب داشته باشید، ذهن‌تان پر از گل‌های زیبا می‌‌‌شود. افکار خوب کمک می‌‌‌کند که ما در مکتب، در خانه و بین دوستان‌ ما همیشه خوشحال‌تر و موفق‌تر باشیم. افکار خوب شما ره قوی‌تر و شادتر می‌‌سازند.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی پرنامه بازی و کرانه شنوندگان عزیز شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوین که هر صبح روی موج کتاه 3 ایک میتر بند پخش میگردد شنوندگان گیرامی و اطفال بسیار نازنین خیلی زیاد خوشحال استم که از طریق پرنامه بازی و ترانه با شما عزیزان در ارتباط استم دوستان عزیز شما برنامه بازی و ترانه را از طریق راڈیو صدای زندگی میشنوین و شما را خیلی خوشحال مدید میگم در برنامه خودتان که برنامه بازی و ترانه میباشه و تشکری میکنم از شما اطفال نازنین که از طریق این برنامه ما مهمان خانه های شما هستیم طبق معمول من خودم معرفی میکنم من سارا استم و من ابراهیم استم و شما را به قسمت اولی برنامه زیبا خوش آمدید میکنم مریم چطور قدر خوش هستی؟ چی نوشته میکنی؟ نوشته میکنم بنافشه خوش دارم زودتر خدخانی را یاد بگیرام وقت خدخانی را یاد بگیرام میتونم خودم قصای مقبول مقبول بخوانام و چیزایی را یاد بگیرام که تا آله نمیفامیدام اما بحث وقتا تمرین کردن سخت هست ازمانده نمیشی؟ شاید کمی منده شام ولی وقت فکر کنم که دا آینده چی کارای جالبی میتونم ازماندگی من رفت میشه مثلا چی کارایی میتونی بکنی اگر خدخاندن را یاد بگیری؟ مثلا میتونم برای خودم شعر نوشته کنم یا برای معلم صاحب قصه بخوانم آهان شعر نوشته میشه بسیار خوبه و قصه خواندن برای معلم بسیار جالبه مریم جان چی میکنی؟ مادر جان نوشته میکنم میخوایم خدخانی و نوشته را یاد بگیرام آفرین دخترکی و شیاد وقتی کوشش کنی حتما با خواسته خودت میرستی مادر جان از صبح تا وال مریم نوشته کدروانست نمیگه که یک لحظه استراحاتم بکنه ای بسیار خوبست بنابشه جان وقتی آدم برای یاد گریبتن شوق داشته باشه باز ماندم نمیشه آهان مادر من نمیخوایم وقت خودت تلف کنم میخوایم زودتر یاد بگیرام که بیتونم کتابه ها را بخوانم سلام به دخترهای نزنینم مریم جان چیکار میکنین؟ سلام مادر جان تمرین خد میکنم بسیار خوب اینه برای دیگه کتاب داستان آوردین این برای من است؟ بله ولی باید کشیش کنی که این خطا را یاد بگیری تا بتانی خودت این داستان را بخوانی من کشیش میکنم که زودتر یاد بگیرام مریم وقتی یاد گریبتی برای من قصه میخوانی؟ حتمان برای تو هم برای مادر جان برای بادر جان هم میخوانم بیا یک جمله از این کتاب را تمدین کنیم آفتاب که طلو کنه دنیا روشن میشه آفتاب که طلو کنه دنیا روشن میشه آفرین دختره اکرین بسیار خوب خواندی دیدی که خدیات گریبتن سخت نیست؟ مریم وقتی قصهای کتاب بخوانی شاید قهرمانم شوی قهرمان؟ چطور؟ چون وقتی چیزهای نو یاد بگیری مثل یک قهرمان در مکتب شناخته میشی بله به نفشه راست میگه وقتی تو با مکتب سلفه اول شامل شوی خدخانده بتانه یعنی قهرمانستی پس ما یک قهرمان میشم؟ دقیقا ولی باید هر روز کوشش بکنی که خدخانده را نویشتن را یاد بگیری آلیکه ای قدر خوب پیش میری فکر کنم بردی یک جایزی خوبش بخورم جایزه؟ چی جایزه ای پدر؟ یک پسته قلم رنگی بسیار خوبش که امروش رسامی مقبول بکشیم وای واقعا تشکر پدر جان پدر جان آلی میخوایم زیادتر تمرین کنم در کتاب مقدس هم گفته تحصیل دانشان بوز از هر کاری برای اهمیت نشدر داره پس مرعلاوی چیزهایی که به درست میاوری حکمت را هم بیابوز آمین آمین کتاب مقدس چقدر خوبش گفته برای ما پس از نظر کتاب مقدس هم دانشان مختلف اهمیت زیاد داره دقیقا دخترم دیدی وقتی کتاب مقدس را نخانه برای کلی کار ما را رهنمایی میکنه بله مادر جان مریم تو که میخوایی معلم شوی شاید یک روز کتاب های خوبش نوشته کنی و من آنها را بتونم بخونم شاید چرا که نه به خدا من امید دارم که همراه ام کمک کنه یک روز بتونم کتاب نوشته کنم مریم جان همیشه اگر این قسم شوق داشته باشی بله دخترکم وقتی کشیش کنی دنیا برد پر از فرست های تازه میشه من همیشه کشیش میکنم بادر جان پس من قوم میتونم که همیشه دشویقت بکنم آلی بیاین چای بخوریم بیخی عالی مادر جان اطفال زیبا و قند نبات شما با دفعه مادر جان و پدر جانتان خیلی زیاد گوش کنین و اطفال با حوش و با گفت باشین اطفال خوب و نازنین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم سلام کدکهای مهربار من که امروز با وجود که یک ذره مریض استم بسیار خوشحال استم بخاطر که امروز براتون بسیار گفت های جالب دارم که مطمئن استم خوشتان میاید سلام با کلگی دوستای عزیز خیلی خوشحال استم که در این برنامه امروز شما استم خو دوستا آماده هستین که کلگی ما گفت بزنیم و چیزای دیگه دیگه دیگه آماده هستین که کلگی ما گفت بزنیم و چیزای جالب یاد بگیریم مریم جان من خیلی فکر می کنم کدکهای گل حتما اومده استم خوب خدا را شکر من خوش دارم که همیشه شاد و سرحال باشیم امروز کدکهای گل بله دقیقا کدکهای مهربار مریم خواهی امروز از صبح تا باهی نویشتن کرده راست میگه من میخواهم زودتر خدخاندن و نویشتن را یاد بگیرم من تا سال دیگه خدخانی را و نویشتن را یاد میگیرم چرا که نه مریم جان داشتن افکار خوب بسیار مهم است تو باید همیشه فکرت با خاندن و نویشتن خوب باشه تا که بتانی اممم پس به حمید خدا که تا سال دیگه خدخانی و نویشتن را یاد میگیرم معلوم است که میتونی مریم مادر جان نگفت که اگه همین قسمت کشیش کنی بسیار زود یاد میگیری آخورد مادر جان گفت پس آنم مطمئن استم که تا سال دیگه حتما هم خاندن و هم نویشتن را یاد میگیرم بله با حمید خدا و به نفشه چون نظر داری که امروز در باره داشتن افکار خوب برای کدکای خاند گفت بزنیم تا که کدکای خاند هم فکر خوب داشته باشن و به درسا و هدفهای خود موفق شنن چرا که نه همین قسمت داشتن افکار مصبت خوب بسیار مهم است به درس و هدف سر آدم خیلی تأثیر داره بس امروز در بی باره گب میزنیم پدر جان مادر جان بیاین دیگه که امروز در باره افکار خوب برای کدکای خاند گب بزنیم اینه اینه آمده مریم جان سلام سلام بچه ها و دخترهای خاند افغانستان از خدا من میخوایم که کل دان خوب و خوش باشه اینه ما هم آمده مریم جان سلام کدکای شیرین که مثل اصل استین خود را شکر که امروز بازم فرصت پیدا کدیم که در برنامه بیاییم و امروز شما کدکای خاند گب بزنیم خیلی در پیش رادیگایتان خرال بیشینین که ما برای تان در باره افکار خوب گب بزنیم که دیگه افکار بعد را از ذهنتان دور کنین و در کل کارهایتان موفق باشین مریم جان میشه اول با کدکای قرن بویی که افکار با چی معنی؟ بله افشا جان افکار یعنی فکر با چیزهایی که ما فکر میکنه آفرین بسیار خوبش گفتی افکار خوب یعنی وقتی با چیزهایی مصبت فکر کنی و حجازاتی چیزهایی بعد دلتا خراب بکنه چطور بدر جان امی قصد نیست؟ بله دخترکم مثلا وقتی کسی در مکتب چیزی میگه که خوشت نمی آیا بهترین نمونه هایی افکار خوب هست وقتی مصبت فکر کنیم هم خودمان آرام تر هستیم و هم رابطه هایی بهتر با دگرها پیدا میکنیم دقیقا پس بدر جان چه قسم میتونیم همیشه افکار خوب داشته باشیم؟ بسیار خوب پرسان کرده دخترکم ما باید بخاطر داشتن افکار خوب این چند کارا انجام بدیم اولش با چیزهای خوب فکر کنین این چیزه که خوشحالتان کنن و یاد بیارین دوام مهرمان باشین وقتی با دگرها رفتار خوبی داشته باشین زهنتانم مصبتر میشن ثمه اشیه است که وقتی چیز خراب میشن رای حل پیدا کنین باید جای نراهاده فکر کنید که چی کار میتونید انجام بدید تا بیتر شده او بله پدر جان وقتی ما با چیزهای خوب فکر میکنیم احساس خوب میداشته باشیم همچنان مهربانیم احساس خوب برای آدم ها می آیم و وقتی چیزی خراب میشن اگر با خراب شدن و فکر کنیم جیگرخون میشیم اما اگر برای حلش فکر کنیم بسیار احساس خوب میداشته باشیم آفرین بسیار خوبش گفتیم مریم جان وها اطفالای قند یادتان باشه که افکار خوب مثل دانه های هستن که در ذهن تان کشت میکنین و هرچی زیادتر افکار خوب داشته باشین ذهن تان پر از گل های خوبش میشه آه ماده جان من فکر میکنم افکار خوب کمک میکنند که ما در مکتب در خانه و در بین دوستای ما همیشه خوشالتر و موافقتر باشیم خوارگاو و برادرگای گله پس هر روز تلاش بکنیم سه چیز خوب رو پیدا کنیم و با اونو فکر بکنیم واها ای که در کتاب مقدسم خط پاولوس رسول با فلیپیان فصل 4 آیه هشت میگه خلاصه این که ای ایمان داره در باره هرانچه حقیقت هرانچه شریف هرانچه راست هرانچه دوست داشتنی هرانچه نیگ و هرانچه آلی و قابل ستایش هست فکر کنیم اینه کودکوی شیرین کتاب مقدسم گفته که با چیزای خوب فکر کنیم پس کل اگه ما کوشش کنیم یاد بگیریم که وقتی نراحت میشیم مصبت فکر کنیم و آرام باشیم آفرین این بهترین تصمیمی است که میگیرین یادتان باشه که افکار خوب شما را قویتر و شادتر میسازه بله دقیقا وقتی که ما نراحت میشیم با چیزای مصبت فکر کنیم آرام میشیم و این بسیار خوب است که وقتی از دست دوست یا کدام کسی نراحت شدین ما و شما با چیزای مصبت خود فکر کنیم و این بسیار خوب است که از دست دوست یا کدام کسی نراحت شدین ما و شما با چیزای مصبت که دوست ما داره یا طرف ما داره یا خوارگ یا برادره که ما داره با اون فکر کنیم و این باعث میشه که ما آرام شویم بله نفشا فکرهای بد چی قصد با زهن ما میایه؟ افکار بد یعنی وقتی با چیزی فکر کنیم که ما را نراحت اصبانی یا نهامید میسازه آهان خوار دیگه چی گال کنیم که فکرهای بد به فکرهای خوب تبدیل شود؟ من میگم وقتی یک فکر بد آمد کوشیش کنیم که یک چیز خوب درباری از این موضوع پیدا کنیم مثلا اگر در ایمتیان نمره کم گرفتیم بجایی که نراحت باشیم بخود ما بگوییم که یک فرصت است که زیادتر درست بخونم و بهتر شود بله به نفشا جان راست میگه اگر یک چیز بد در ذهن ما آمد ما باید یک چیز خوب را پیدا بکنیم در ذهن ما و به اون فکر بکنیم و این باعث میشه که افکار بد از ذهن ما شما بره و دیگه هزیت ما نکنه و پس باید کوشیش هم بکنیم که دیگه دفع نمره بسیار خوب بگیرم آها مریم مثل امون قصه که مادر جان برمو خانده بود که بچگرد ناکام شده بود مندر نداره که قرز گرفته بود و دا اخر سال بسیار نمره خوبی گرفت باز معلمم یک نمره خود پس نگرفت آیا بمست بنفس من میگم خاندن و گوش کردن به این قصه خوب فکر مارا خوب میکنه نمیفم مام مادر جان این قسم هست گوش دادن به قصه خوب بفکر متعصیر داره یا نیست؟ آها جانی مادر وقت شما به قصه خوب گوشت میدین فکر تان هم خوب ميشه و فکر شما را درگیر میسازه مگرم تا آل چیزا رو تجربه نکدین آها مادر چرا که نه؟ وقت که ما یک قصه میشنویم اگر دربوره خوشی باشه ما خوشحال میشه اگر قصه جگرخونی داشته باشه باز ما جگرخون میشه آها راست میگی بنافشه یادته هست که پدر جان و مادر جان برای ما قصه های میکنه چقدر بالا فکر ما تاثیر داره؟ دقیقا مریم جان حتی سلکدن و تیلویزیون و موبایل ها هم بالای افکار ما تاثیر میمانند اگر چیزای خوب ببینیم خوشحال میشه اگر چیزای بد ببینیم که جگرخونی داشته باشه ما هم ناراحت میشه آها امی قسم هست کودک های گل یک چیزی دیگه که اگر کدام وقت فکر منفی داشتین با کسی که دوست دارین کپ بزنین اگر کدام وقت فکر منفی داشتین با کسی که دوست دارین کپ بزنین کدام وقت فکر منفی داشتین با کسی که دوست دارین کپ بزنین که افکار بد را از ذهن خود بیرون کنیم آها پدر جان مثل که یک دفع وقت در شاب بود ما ترسیده بودم در خواب بزرگتم به شو بنافشه گفتم ترسیده ام خوار گفت نترس هیچ چیزی نیست آرام بوش آخه خوب سریع یادم منده که نصف شب آمدی من را شعور دادی میگفتی برافشه برافشه بخیست که ترس خوردیم باز من گفتم از چی ترس خوردیم گفتی در خواب امتون ترس خوردیم پس چقدر خوب است که اگر این قسم ترسو را داشته باشیم یا در برای کدام چیز بد فکر میکدیم باز برای مادر جان یا پدر جان ما یا خوارای ما بگویم خودک های گل و یک نکتی دیگه هم باید یاد بگیریم شکرگزاری کنین وقت افکار بد دارین چیزهایی که دارین بخاطرش شکرگزار باشین و باید بیارین این به شما کمک میکنه افکار مصبت در ذهنتان زیاده شده دوست دائقا هر وقت یک فکر بد آمد بجای غصه خوردن یا ناراحت شدن یک را پیدا کنین که به افکار خوب تبدیلش کنین دنیا همیشه پر از چیزهای خوب هست فقط باید یاد بگیریم که با اونو توجه کنیم دقیقا دخترم همیشه با دوستایی باشین که خوش اخلاق و مهربان هستن دوستای خوب افکار شما را هم خوب نسازه او بله مادر جان یکان دفعه آدم با یک نفر خوش اخلاق گفت میزنه به خواهدم خوشش میایه اما یکان دفعه کده آدم توند روبرو میشه پیشانی آدم هم توند میشه چقدر جالب گفتی مریم جان که پیشانی ما هم توند میشه خواهد فالای قلب و شیری ای بود برنامه ای امروز ما که در باره داشتن افکار خوب بود شما همراهی ما از طریق واتساب به تماس شوید و نظر خودم بگوید یا ای که میزکال بندازید باز ما همراه شما به تماس میشوید نامبر تلفون ما داخل برنامه هست دوستش کنین و با ما با تماس باشین بله و همیشه به چیزای خوب فکر کنین با دوستای خوب و خوش اخلاق شیشت و برخواست داشته باشین بخاطره که دوستای آدم هم به افکار آدم تاثیر زیاد دارن پس کودکهای عزیز و شیرین ما هم میگم همیشه مصبتندیش باشین شکرگزار باشین و چیزای خوبی که خداوند براتان دادن فکر کنین moles اطفال نازنین من از پحش برنامه خیلی خیلی شکه آموخت هم شما چطور؟ ممنونم که شما بسیار چیزای خوب یاد گرفتن بله اطفال بسیار نازنین و دست داشتنین حال میخوایم از شما پرسوم کنم که شما از این قسمت برنامه چی آموختیم و چی برای شما جالب بوده من و مریم جان خیلی چیزا آموختیم و از شما میخواییم چیزهایی که آموختیم با دوستان شیدین تان هم شریک بسازیم حال میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم موسیقی مادر جان لطفاً امروزم برمایه قصه بخوانید که در برای افکار مسبت باشد سیز جان مادر اما اول ایره برین بگویین که دیروز کدام قصه را بریتون خوانده بودم مادر جان امروز ما مگم امروز در برای اما گنجشکک زخمی خوانده بودیم که دو برادر با او کمک کدن و او را نجات دادن آفرین بسیار عالی دختر خنده خیلی امروز هم در برای درخت سین مهربان براتون قصه میخواند چقدر جالب مادر جان سین مهربان آه دخترم عالی قصه را گوش کنین یکی بود یکی نبود در یک قریه دور افتاده در افغانستان بچه بنامی رحمت زندگی میکد رحمت بچه خوشحال و بازیگوشی بود اما وقتی چیزی سخت میشد خیلی زود نامید میشد و فکر میکد که نمیتونه او را انجام بده مثلا وقتی معلیم از او میخواست که یک سوال ریازی حل بکنه رحمت به خودش میگفت این خیلی سخت هست من نمیتونم این سوال را حل کنم یک روز در حالی که در کنار خانهشان در حالی بازی کدم بود چشمش به یک درخت سیبی کلان و پره سیبای سرخ افتید درخت سیب همیشه بره رحمت یاد آوری روزای خوب و شیرین بود او به طرف درخت رفت تا یک سیب بیکنه وقتی به سیبا نزدیک شد دید که یکی از سیب ها بسیار روشن و خوبش معلوم میشه رحمت که بسیار کنجوکاو شده بود تصمیم گرفت او سیب خاص را بیکنه سیب خاص را؟ آهان جانی مادر امی که سیب رکند صدای نرم و مهربان از درخت بلند شد سلام رحمت من درخت سیبی مهربانستم میخوایم به تو یک راز را بگویم اگر میخوایی هر کار را به خوبی انجام بیدی باید افکار مصبت داشته باشی افکار منفی همیشه منه معافقیتی تو میشه بعد از او رحمت با تعجب به درخت سعیل کرد و گفت چطور میتونم افکار مصبت داشته باشم؟ من همیشه وقتی که کارها سخت میشه فکر میکنم که نمیتونم اونا را انجام بیدیم درخت سیب بلند گفت رحمت جان وقتی که به خودت بگوییم من نمیتونم یا ای خیلی سخت هست یعنی به خودت اجازه نمیتی که معافق شویی اما وقتی که بگویی من میتونم و با تقد تلاش بکنی هیچ چیزی غیر ممکن نمیشه رحمت کمی فکر کرد و پرسان کرد پس اگر من بگویم من میتونم این کار را انجام بیدیم وقتی میتونم معافق شویی درخت سیب جواب داد دقیقا وقتی افکار مصبت داشته باشی تمام دنیا به نظر دروشندتر و شادتر میاید اتا اگر کارهای سخت پیش روی داری باید به خودت بگویی که میتونی او را انجام بیدی اصلا او که روزها به رشت و باروریی ما باغبان تلاش کرد هیچ چیزی براحتی برس نمی آیا اما با افکار مصبت و تلاش میتونی به هرچیزی که میخوایی برسی بعد از رحمت کمی زیادتر فکر کرد و با خود گفت خوبه من میخوایی این قسمت فکر کنم سبای اوروز معالم از رحمت خودت یک سوال رویاضی سخت را حل بکنه به خود گفت من میتونم این سوال رو حل کنم او شروع به حل کردن سوال کرد در اول کمی گیت شد اما به خود گفت اگر به تلاش ادامه بکنم حتما میتونم پس مادر جان آخر حل کردن تو نیست؟ آهان جانی مادر کم کم سوال رو حل کرد وقتی معالم جواب شدید با تحجب گفت آفرین رحمت این جواب صحیح است تو خیلی کوشش کردی رحمت با لبخن با معالم سهید کرد و گفت من با افکار مسبت ها نیستم می کار انجام بتم روزها تیر شد و رحمت همچنان از روز درخت سیب استفاده میکد وقتی هر کار سخت می شد با یاد افکار مسبت می افتاد و به خود می گفت من میتونم او به کلگی نشان داد که هیچ چیز نمیتونه او را متوقف بسازه به نفشه من واقعا از این قصه یاد گرفتم که افکار مسبت داشته باشم تو چی تو؟ بله ما میاد گرفتم که باید در سختی ها افکار مسبت باشه وقت میتونم کارهای سخت هم انجام بتم آفرین دخترهای گوله شما از این قصه بسیار خوب نتیجه گرفتین ادفاله نزنین این داستان چقدر؟ زیبا و شیرین و آموزنده بود من خیلی خیلی زیاد چیزهای جدید را آموختم و خدا کنه که برای شما هم آموزنده بوده باشه بله ادفاله نزنین حالا میریم بخش بعدی برنامه را گوش میکنیم پدر جان ادامه داستان یونس را برای ما میخانین که دیگه چی شد؟ خب اینه خیلی سریاد تان مانده که در باره یونسم خانده بودیم بله پدر جان سریاد منده که خداوند با یونس گفته بود به شهر بره که اونجا آدم های بده داشته اما یونس میخواست پرار کنه که به کشتی ششته بود و به جای دیگه میرفت و وقتی توفان شد مردان از یونس را بردارد وقتی به دریه انداختند یک ماهی کلان او را بلعی و وقتی خداوند هم رکت که دوباره ماهی کلان او را به کشتی بندازه دوباره او را به کشتی انداخ آهان دخترکم دقیقا وقتی از خداوند خواست خداوند هم دعایش را قبول کرد و دوباره به زمین آمد خب در همین شهر که خداوند یونس را گفته بود برو نام این شهر بردارد سریادی خانده بود در همین شهر که خداوند یونس را گفته بود برو نام این شهر نایناوا بود مردم این شهر بسیار بد و شرور بودن این شهر پر از آدمهایی بود که همیشه کارای بد میکدن و دلشان از خداوند دور بود اما خدا تصمیم گرفت که این شهر باید تغییر کنه و مردمش باید طوبه کنن به همین خاطر خدا به یونس کف که به نایناوا بره و به مردم مشتار بده و به مردم مشتار بده که اگه طوبه نکنن شهرشان نابود میشه آه دخترکم یونس با دل پر از نگرانی ولی بدون هیچ شک که به شهر نایناوا رفت وقت داخل شهر شد شروع کد به گفتن این پیغام از طرف خداوند اگر شما طوبه نکنین و از کارای بدتان دست نکشین بعد از چل روز دیگه شهر شما نابود میشه مردم نایناوا بسیار شکش شدن و از شنیدن این خبر بسیار ترسیدن اونا فهمیدن که کارای بدشان باعث شده که خدا به عذاب اونا فکر کنه مردم از پادشا گرفته تا تفلای و خرد همگی طوبه کدن و از خدا خواستن که از گناهایشان بگذرن حتی پادشای نایناوام که کلانترین شخص در شهر بود وقتی این پیغام را شنید از تخت پادشایی پایین آمد و لباسایش رکند و لباسای خاکی پوشید پادشا عمر کد که کل مردم حتی هیوانات روزه بگیرند و از خدا بخواهند که اونا را ببخشند باز خداوان مردم نایناوا را بخشید؟ آ دخترکم خدا که دید مردم نایناوا از تای دل طوبه کدن و از کارای بدشان دیز کشیدن به دل مهربانیش تصمیم گرفت خدا گفت من بخاطر طوبه شما شهر را نجات میتوم و به شما فرصت میتوم تا زندگی تازهی شروع بکنین یونوس که بسیار تلاش کده بود تا مردم نایناوا از گناه هایشان دز بکشند آل از تصمیم خدا ناراهت جد و ازی که خدا شهر نایناوا را نابوت نکد بسیار پریشان بود و نمی فامد چرا خدا ای قدر مهربان است یونوس به پولی یک درخت رفت و زیر سایه شش تا از خدا شکایت کنه یونوس گفت خداونده چرا اینا را بخشیدی؟ من از اول می فامدم که تو مهربانی و اینا طوبه می کنند اما چرا باید با اینا فرصت بده؟ خدا به یونوس گفت آیا تو حق داری که از ما پرسان کنی؟ چرا به مردم نایناوا رحم می کنم؟ من خدا هستم و اگر کسی طوبه کنه خواهش دست بکشه من او را می بخشم در آخر یونوس فاهمید که خدا به مردم فرصت می ده تا تغییر کنند و به طرف خوبی بروند خدا مهربانی و بخشش را از خود نشان می ده و ای امو چیزی است که یونوس باید یاد می گرفت چقدر جالب یونوس نراحت شده بود که چرا خداوند مردم نایناوا را بخشیده بود؟ آه دخترکم یونوس فکر میکده که او مردم باید نابود می شد اما وقت خداوند طوبی اونا را دید بخاطر که بسیار مهربان از اونا را بخشید خوب آل شما برمه بگوین که چی نتیجه می گیرم از داستان پدر جان داستان یونوس به ما یاد می ده که خداوند همیشه آموده است که ما را ببخشه حتی اگر گناهکار باشه اگر کسی واقعا از دل طوبه کنه خدا به اون فرصت دوباره می ته تا زندگی بهتری داشته باشه بله دقیقا دخترکم که امی قسمه است ما اگر گناه هم کرده باشیم اگر از دل طوبه کنیم از خداوند بخشیش طلب کنیم خدای مهربان ما را می بخشه موسیقی بله اطفال نازنین این داستان کتاب مقدس خیلی آموزنده بود و من خیلی چیزها را نمی دانستم که فیلن از این داستان زیبا و شیرین آموختم بله مریم جان من هم خیلی آموختم بله اطفال نازنین آل رسیدیم در آخر این برنامه اطفالی شیرین و نازنین آل شما را به خداوند می سپارم خداحافظه همگی شما خداحافظه همگی شما