۳۰ دقیقه
وقتی اسحاق بزرگ شد ابراهیم خواست که از یکی اقوام خود برای او زن بگیرد. اسحاق با دختر کاکایش ربکا ازدواج کرد. آنها صاحب دو پسر بنام عیسو و یعقوب شدند. آنها دوگانگی بودند، اما عیسو اول به دنیا آمده بود و یعقوب بعد از او. مطابق رسم و رسوم آن زمان، امتیازات به پسر بزرگ داده میشد. اما در این جا خداوند مهربانی اش را به یعقوب نشان داد. به هر صورت، یعقوب به پدرش اسحاق دروغ گفت و برای بدست آوردن برکات او را فریب داد.
برادر او عیسو، بخاطر از دست دادن امتیازات فرزند اولباری خیلی ناراحت شد و از یعقوب متنفر گردید. به همین علت یعقوب مجبور شد که از خانه اش فرار کند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
این راژیو صدای زندگی است داستان های کتاب مقدس برای اطفال از راژیو صدای زندگی می شننید داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال داستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال دستان های کتاب مقدس برای اطفال ها و اطفال بسیار نازنین زورگک بانیم که خوشحالی هدا کنه دستان رو که شونیدین از کتاب اول پیدایش بابی بیسته هفت بیسته هشت و بیسته نوی کتاب مقدس بود در این بنامه حالا جانتان تنها دستان های کتاب مقدس ها برتان میگه مگرم امیدوار هستیم که در آینده ها امروی شما یک جای بیبینیم که چرا این دستان ها در کتاب مقدس هست و حتما این رو میبینیم که خداوند پند بسیار خوبه بر ما از این قصه ها داره هر عرف که از خداوند باشه بیوده نیست و در هر عرف که خداوند میگه در اون یک حکمت هست خوب اطفال نازنین ازی که وقت برنامه ما به پایان خود رسیده ما تمام شما اطفال نازنین رو به خداوند مسپاریم تا برنامه آینده خداوند نگه دارتان مسیعه راه برو آی منجیه من مسیعه روشنیه سهران مسیعه راه برو آی منجیه من مسیعه روشنیه سهران مسیعه راه برو آی منجیه من مسیعه روشنیه سهران شب تاریکه بهت زشت سرم شب تاریکه بهت زشت سرم ناومیدی و مسایب زیار روزه روشن اطای رحمتیو طلوی موجده جنالی مسیعه راه برو آی منجیه من مسیعه روشنیه سهران غرق بودم زه ما قدرگونام گمشتن از رمایه یون فتش شدف دایم بخشد و حکمت پای بازی آکر براز سزا مسیعه رحبر و ای منجی من مسیعه روشنی سزا مسیعه رحبر و ای منجی من