۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ دوست های مهربان سلام به شنیدن صحبت امروز خوش آمدین من هم اطرام خود را به شما عزیزان تقدیم می کنم و از خداوند می خواهم که خوش و سلامت باشین شرمندهی عزیز یکی از دوست های ماست که این شیر را حق و ناحق زیاد استعمال می کنه این شیر ای طور است گر خدا یاری کند در کارها بش کفت از خارها گلزارها به نظر ما این گب خب بسیار خوب و درست است به یاری خدا بسیاری چیزها را که ما فکر می کنیم ناممکن است ممکن می شد بله شما کاملا درست گفتین به نظر ما اگر خدا در کار ما برکت نپرده زحمت ما بیفایده خواد بود بله واقعا اماطور است خدا اگر حاصلات زمین هم برکت نته زحمت و تکلیف دیقان بی جای است قصه می کنند که در یک ولایت چند سال شده بود که زمین حاصلات خوب نداده بود اما سال دیگه وقتی که دیقان به طرف خیرمن کلان خود می دید تحجب می کند که هیچ وقت ای تور خیرمن کلان را ندیده دیقان امرای همکارای خود خیرمن را باد کده پاک کده بود و برای ورداشتن کاملا آماده بود اونا باید یک شب دیگر در هوای آزاد در پالوی خیرمن تیار خود تیر می کند و صبایش خیرمن ورداشته به تراکتر بار کده مندوی می بودند هنوز افته و غروب نکده بود که از دور یک بابای پیر مالوم شد او از کوه نزدیک پاین شده به طرف خیرمن می عمد ای بابای پیر دیگه هیچ چیز امرای خود نداشت صرف یک خلطه خالی سرشانایش مالوم می شد از کالای کونیش مالوم می شد که بسیار غریب و بیچاره است وقتی که سر خیرمن رسید او از صاحب خیرمن تقاضا کد که از غلی خیرمنش به او کمی لطف کنه در زمین او ایره هم گفت که زمین کم داره و او هم به کشت و کار مساعد نیست از ای خاطر او تقاضا کده گفت اگر امکان داشته باشه یک کمی اضافه گیه اصحاصلات خوده و ما بخاطر خرچ و خوراک فامیلم بتین ساحب خیرمن برش گفت کاکا جان بشینین امرای ما چای نوشجان کنین بعد از گفتن ای گب او خلطی او را گرفته به یکی از کارگرای خود داد و با تشمک زدن و اشاره به او گفت خلطی کاکا را بگی از سر سر غلی خوب او را خوب پر کو بابی پیر خلطی پر سرشانی خود کده پس به طرف کو حرکت کد بعد چند قدم او روی خود را دور داده به اونا دعا کده گفت امتوری که به ما برکت و نعمت دادین خدا شما را هم برکت بته ساحب خیرمن و همکارایش نه تنها به دعای او توجه نکدن بلکه او را ریش خند هم کدن اونا با خنده به یک دیگه میگفتن وقتی که او خلطی گرنگ به پشتش در کو بالا کنه و او جا سر خلطی را واز کنه ببینه که در بینش خاک است غلا نیست زوف خواد کد سبایش پیش از بنامدن افتاو تراکتر بر بار کدن غلا سر خیرمن رسید ساحب خیرمن گفت بیاین که خیرمن را ورداریم دریور تراکتر برش گفت چی را ورداریم در جایی که شهر گذشته خیرمن غلا کود شده بود بجایش توده خاک وجود داشت دعای بابه پیر تاثیر کده بود چیزی را که پخشیده بودن او را پس گرفته بودن من نمی فهم که چی چیز باعث شده بود که ساحب خیرمن اتر ظالم شده بود دعالی خدا با او چقدر لطف کده بود من فکر می کنم که او زیاد به زور و بازوری خود اتقامی کد او فکر می کند که ای حاصلات زیاد صرف نتیجی کار سخت خودش است به ای خاطر او بسیار مغرور شده بود او برکت دادن او بابه پیر رشخند کد در حاله که اگه خدا به کشت نمونه تا زحمت دیقانا بفایده است ای خداست که کار ناچیزی ما را برکت می ته بر علاوه به هر پیمانهی که می بخشیم خداون هم ما را به اون پیمانه برکت می ته یکان وقت ما از بخشیدن چیزی که دارم می ترسیم که خود ما دوچار مشکلات نشیم درقت تر نیست خداون ما را زیادتر از اون برکت را نصیب می کند به ای خاطر باید به مختاجان توجود داشته باشیم و اونا را از پیش خود دستخالی روان نکنیم دوستای بسیار عزیز آل وقتی ای رسیده که یک سرود روحانی را بشنویم بعد از سنیدن سرود روحانی ما به صورت خود ادامه می کنیم گردان از گناهان نزد ایسا بیا ترک کنن دنیای غم از پشت ایسا بیا ترک کنن دنیای غم از پشت ایسا بیا گردان از گناهان نزد ایسا بیا موجه که از خونه پاکش ریزه از سلیبه او موجه که از خونه پاکش ریزه از سلیبه او پاک ند هر گناهت را تو نزد ایسا بیا گردان از گناهان نزد ایسا بیا گوید من از دن بیا ایسا دهده ندا تو بکن تو از هر گناه ایسا شد بهرت فدا رو گردان از گناهان نزد ایسا بیا ترک کنن دنیای غم از پشت ایسا بیا دوست های مهربان ایسای مسی هم وقتی که دید پنج هزار نفری که در پشت او آمدند گشنه استند اونا را به پنج نان جاو و دو ماهی به شکل معجزانه سیر کرد که از توتهای باقی مانده پنج ثبت دیگه هم پر شد ایسای مسی مردم گشنه پس روان نکرد وقتی که ایسای مسی کار روحانی را در منطقه جلیل شروع کرد مردم زیاد تعلیم او را شنیدند از این خاطر یک جمع جوش در اون منطقه به وجود آمد چیز را که ایسای مسی تعلیم می داد و انبیه های خدا پیشگویی کده بودند با انتظار که یهودی ها از مسی موهود داشتند بسیار فرق داشت اونا فکر می کنند که مسی موهود یک لشکر کلان را ترتیب داده و رومی ها را شکست می دهد اما ایسای مسی یک پیام دیگر را به اونا تعلیم داد کسایی که به ما بدی می کنند نیکی کنیم کسایی که به ما صدمه می رسنند دعای خیر کنیم اگر کسی از ما بخواهید که یک چیزا یک کلومتر ببریم ما بر ای آماده باشیم که او را دو کلومتر ببریم تعلیمات او به مسائل عمیق روحانی تاکیت نکد نه بزایر چیزا اتر تعلیم های ایچ کس پیش نداده بود روز وقتی که ایسای مسی تعلیم دادن خود را در یک منطقه نسبتا دور از شرک که تعداد زیاد مردم به دوره جمع شده بود خلاس کرد چون روز آخر شده بود شاگرده پیش و آمده گفتند که لازم است مردم رخصت کنه که پس به خانه های خود برن که نان بخورن ایسای مسی به شاگرده خود گفت شما اونا را نان بتین کسیر شوند یکی از شاگرده گفت اگر ما بخواییم که به ای قدر مردم نان بخوریم و بتیم پیسه ماش اشتماعه یک نفر هم کفایت نمیکنه که به اونا یک یک توت نان بخوریم در این وقت اندریاس برادر شمونی پترس گفت در اینجا یک بچه است که پین نان جاو و دو مایی داره اما ایچیز به ای قدر مردم به ایچ صورت کفایت نمیکنه ایسای مسی به شاگرده خود عمر کد که مردم از سر سبزه ها بشانند بعد از او او پین نان و دو مایی را گرفته برکت داد اونا را توته کد و به شاگرده خود داد که در بین مردم که هزار ها نفر بودند تقسیم کنند ارکه از ارقدر دلش میخواست از او نان و مایی گرفته خوردند نه تنها کل مردم سیر شدند بلکه اضافهگی هم ماند که از باقی ماندهش چند صبت هم پر شد مردم از دیدن این موجزه ایران شدند که به پین نان جا و دو مایی هزارها نفر سیر شدند اونا خواستند که ایسای مسی را به زور پاتشای خود بسازند اما ایسای مسی از پیش اونا به طرف کو بالا شده رفت شاگردهش از دریا تیر شده به طرف کپرناهوم رفتند و ایسای مسی پسانتر امرویشان یک جا شد تعلیم ایسای مسی واقعا فوقلاده بود او بر نجات انسان شکست خورده و مایوس آمده بود او آمده بود که روحای سرگردان را نجات بده و گشنگی روحانی مردم را برطرف کنه او امتحان به شکمهای خالی مردم توجه داشت از او کدر زیادتر به فکر ای بود که مردم را از سردرگومی نجات بده و دلهای خالی به نا امید اونا را به امید به خوشی پر بسازه اما مردم یهود دباره مسی محوت فکرهای غلط داشتند اونا فکر میکدند که مسی مثل یک پادشای دنیایی میاید و اونا را از ظلم و اسارت رومی ها نجات میده اونا فکر میکدند که مسی مثل یک پادشا بالاشکر و اسکر خواد بود فکر میکدند کسایی که از او پیروی میکند و یا به او نزدیک هستند در این حکومت مقام های بلند به دست خواد آوردند اما مسی در حقیقت بر برقراری پادشایی آسمانی آمده بود نه زمینی و دنیایی ایسای مسی با معجزه که هزارا نفره به پنج نان و دو ماهی سیر کد او نشان داد که واقعا خداوند است او میتونه پنج نان و دو ماهی را زیاد بسازه وشکم های مردم را سیر کند هیچ چیز پیش او نممکن نیست اما من یک سوال دارم که چرا مردم میخواستند که او را پادشای خود بسازند؟ مردم از دست او نان مفت خورده بودند و شکم هایشان سیر شده بود اونا آرزو داشتند که همیشه ایطور نان مفت بخورند و سیر شدند به این خاطر او را میخواستند که پادشای خود بسازند بیاین آلی از انجیل مقدس بشنویم که بعد از موجزه نان دادن به پنجزار نفر ایسای مسید چی کرد؟ همین که او را در آن طرف دریا پیدا کردند به او گفتند ای استاد کهی به اینجا آمدی؟ ایسا جواب داد بیاقین بدانید به علت موجزاتی که دیدهید نیست که بدون بال من آمدهید بلکه بخاطر نان که خوردید و سیر شدید برای خوراک فانی تلاش نکنید بلکه برای خوراک که تا زندگی عبدی باقی میماند یعنی خوراک که بسر انسان به شما خواهد داد زیرا که پدر او را تاعید کرده است آنها از او پرسیدند وظیفه ما چیست؟ چطور میتوانیم کارهایی را که خدا از ما میخواهد انجام دهیم؟ ایسا به اشان جواب داد آن کاری که خدا از شما میخواهد اینست که به کسی که او فرستاده است ایمان بیاورید آنها گفتند چی موجزه نشان میدهی تا به تو ایمان بیاوریم؟ چی میکنی؟ پدران ما در بیابان نان منن را خوردند و چونان که نوشته شده است او از آسمان به آنها نان عطا فرمود تا بخورند ایسا به آنان گفت به یقین بدانید آن موسا نبود که از آسمان به شما نان داد بلکه پدر من نان حقیقی را از آسمان به شما عطا میکند زیرا نان خدا آن است که از آسمان نازل شده به دنیا زندگی می بخشد به او گفتند ای آقا همیشه این نان را به ما بده ایسا به آنها گفت من نان زندگی هستم هر که نزد من بیاید هرگز گرست نه نخواهد گردید اما چونان که گفتم شما با این که مرا دیدید ایمان نمی آورید همه کسانی که پدر به من می بخشد به سوی من خواهند آمد و کسی را که پیش من می آید بیرون نخواهم کرد من از آسمان به زمین آمدم نه بخاطر آن که اراده خود را به عمل آورم بلکه اراده کسی را که مرا فرست داده است و اراده او این است که من از همه کسانی که او به من داده است حتی یک نفر را هم از دست ندهم بلکه در روز آخرت آنها را زنده کنم زیرا خواست پدر من این است که هر کس پسر را می بیند و به او ایمان می آورد صاحب زندگی عبدی گردد و من او را در روز آخرت زندخواهم کرد من یک سوال دارم در این فرموده های ایسای مسیح منظور او از نان حقیقی از آسمان چی بوده؟ در حقیقت نان حقیقی خود ایسای مسیح است در شام آخر یا در شبه که او را گرفتار میکدن یک کم نان را گرفته او را توته کرد بعد از شکرگذاری او را به شاگردهای خود داده فرمود این بدن من هست که برای شما داده می شود این کار را بیاد بوده من انجام دهید ما مسیحی ها وقتن فوقتن مراسم شام خداونده بیاد بوده مرگ ایسای مسیح به روی سلیب با تقسیم کدن شربت که سمبول خون و نان که سمبول جسم مسیح است برگزار میکردیم با توته کدن نان به حیث سمبول بدن مسیح ما به شکل ظاهری می بینیم و قبول می کنیم که بدن مسیح بخاطر ما بر روی سلیب توته شد وقت که نان را می خوریم نشان می دیم که ما هم در او بدن که بر روی سلیب رفت شریک استیم اموطوری که در مرگ او شریک استیم در استاخیز او هم شریک استیم برالا وقت که همه ایماندارا از یک نان می خورن نشان می دن که در یک بدن واحد مسیح که کریساز شریک استیم تشکر از این توضیحتان در کتاب مکاشفه انجیل می خوانم آنگا یکی از پیران بمن خطاب کرده گافت این مردان سفید پوش کی استن و حل کجا هستن من جواب دادم ای آقای من تو باید بدانی بعد بمن گافت این ها کسانه هستن که از آن عذاب سخت گذاشته هند چپناه خود را شسته و در خون بره سفید کرده هند به این سبب آنها در برابر تخت خدا هستن و او را شب و روز در خانه خدا خدمت می کنند و آنها در سایه آن تخت نشین خواهند بود آنها دیگر احساس گرسنگی یا تشنگی نخواهند کرد آفتاب و یا عید گرمای سوزانه با آنها ضرر نخواهد رسانید زیرا آن برای که در مرکز تخت است چوپان آنان خواهد بود و آنان را به چشمه های آب زندگی ادایت خواهد کرد و خدا همه اشکارا از چشمه های آنان پاک خواهد کرد در این پیشگویی منظور از گوصفند ایسای مسیست ایسای مسی بی گناه بود و به خاطر گناه ما قربانی شد کسایی که به قربانی و برنجات خود ایمان میرند این قربانی به نقص و حیب کفاره گناهان اونا میشد به این ترتیب کسی که به ایسای مسی ایمان میرد از گناه شسته شده نجات پیدا میکند کسی که گناهش به خون مسی کفاره میشد او را خدا به حضور خود قبول میکند صاحب زندگی یا بدی میشد و برای همیشه در حضور خدا میباشد این پیشگویی وعده گرانبهاری را به ما میکند آنان که منظور از کسانیست که به مسی ایمان میرند دیگر احساس گرستنگی و تشنگی نخواهند کرد آفتاب و یا هیچ گرمای سوزانه به آنها ضرر نخواهد رسانید ایسای مسی خداوند اونا را به چشمهای آب زندگانی هدایت خواهد کرد و خدا همه اشکارا از چشمهای آنها پاک خواهد کرد شنرندهی عزیز دعا میکنیم که شما هم شامل این برکات شوید دوستای محبون آلی یک پارچ شیر میشنیم که انوانش است در اندیشهی میهن بیا ای دوست تا دشمن نباشیم رفیق رای احریمن نباشیم بود شیرین شراب زندگانی اگر ما آشق مردن نباشیم معترکی شود این دشت سینا اگر چون نرگس و سوسن نباشیم نوای بلبلان باید براریم مورید نالا و شیون نباشیم چرا آتش زنیم بر آش یا نه چرا ما بانی گلشن نباشیم شبستان عدبتاری گردد شبستان عدبتاری گردد چشم ما اگر روشن نباشیم بتنهایی بیمیرد این تن ما اگر یک روح اندر تن نباشیم در عالم ملت باقی نماند چون در اندیشه میهن نباشیم محبت هل کند ار مشکلی را اگر با دوست ما دشمن نباشیم شروع روحانی شنویدی ازیز اتمنان دارم که شیر را که شنیدین خوشتان آمده چرا آتش زنیم بر آش یا نه چرا ما بانی گلشن نباشیم گه این وطن خود را بسازیم خوب دوست های مهربان آل یک سرود روحانی را با آواز یک خوهر تاجک میشنویم بعد از شنیدن سرود روحانی آدرس های صدای زندگی به اطلاع شما میرسن تا ملاقات دیگر از خداوند بر هر یک شما سهت و سلامتی آرزو میکنیم به این اومد صحبت امروزی را به پایان میرسنیم خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز موسیقی خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز موسیقی خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز موسیقی خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز خداحافظ شما خداحافظ دوست های ازیز خداحافظ شما موسیقی موسیقی بخود خوناد خماد زحمت کشون رو بوبخشاد زندگانی مردگون رو والدار خلبیمون گرد نگرده سارو سار جمع کراش هج گرده آگاری سو هزاران گردیگر بدونیو زندگانی گرد سار آگاری سو هزاران گردیگر بدونیو زندگانی گرد سار نمویو ندباییم سو روچورا شواد مرگ بوازمار خزاد بورا والدار خلبیمون گرد نگرده سارو سار جمع کراش هج گرده سارو سار جمع کراش هج گرده دوستای عزیز من رادیو صدا زندگی در خدمت شماء قرار دارم رادیو صدا زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام راڈیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشته کنید آدرست ما در پاکستان صدا زندگی صندق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرست ما در قبرست پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمزول سایپریس اگر به انترنت تسرسی دارین می تونین به این آدرست به ما ایمیل نوشته کنین انفو اد افغان ریڈیو نقطه او آر جی تا ملاقات دیگه سلامت یار پایاور شما باشد