۶ دقیقه ۳۰ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
نام من جاوید است. در شهر کابل تولد و بزرگ شدیم. پیش ازی که به عیسای مسیح خداوند ایمان بیارم، در جستجوی محبت و حقیقت بودم. در قلب خود تشنگی امیقی را احساس می کدم و هر چیزی را که متعلهم می کدم نمی تانست که به من آرامش ببخشه. در این خیلی پریشانی روحی دست و پا می زدم که مجبور به ترک وطن عزیزم افغانستان شدم. بعد از مشکلات زیاد بلاخره به اروپا رسیدم. در دوری از وطن، غربت، آوارگی و بیوطنی را با تمام وجودم احساس کدم. این مشکلات نو روح سرگردان من را زیادتر پریشان کد. زندگی برم غیر قابل تحمل شده بود و هیچ امید بر برامدن از این حالت نداشتم. مدت زیاد از بودنم در اروپا تیر نشده بود که ذهن کنجکاو من را تحریک کرد که به یکی از کلیساهای محلی که زندگی می کدم برام. وقتی که به کلیسا رفتم در دالیز کلیسا روی یک میز کتاب های زیاد چیده شده بود. در بین کتاب ها یک کتاب که روی او به زبان دری نوشته شده بود انجیل مقدس توجه های من را به خود جرب کرد. به هجره این کتاب رو گرفتم و به اتاق خود به کمپ پناهندگی بردم. وقتی که به کمپ رسیدم بدون این که به خانمم چیز در باری او بگویم به مطالعه او شروع کردم. مطالعه این کتاب برام بسیار جالب بود. در یک جمله که توجه من را زیادتر به خود جلب کرد نوشته شده بود خدا محبت هست. بر چند لحظه این کتاب رو خواندم بعد از او او را سر علماری مانده تقریبا فراموشش کردم. بعد از یک مدت یک شو که غرق خو بودم در خو یک مرد نورانی بالباس سفید به من ظاهر شد. او به طرف من آمده گفت پسرم چرا این کتاب رو که خدا تو را لاحق اون دارست فراموش کردی؟ او را مطالعه کو اگر به من ایمان بیاری من به تو آرامشه می بخشم که در جسد جوی او هستی. من تو را انتخاب کردیم بخی توبه کو و به من ایمان بیار. وقتی که این آدم نورانی به من این گفت زد از نظرم نابدید شد. من از خواه و تکان خورده بیدار شدم. متواجه شدم که زربان قلبم شدیتر از حالت عادی است و تمام وجودم غرق عرق شده بود. چند لحظه در جای خواه خود ششته فکر می کدم که این آدم کی بود؟ چرا به من این گفت ها را زد که تو انتخاب شده ای من هستی به من ایمان بیار و به تو آرامش می بخشم؟ بعد از این واقعه من هر روز کتاب مقدسه منظم مطالعه می کدم. بسیار مطالب او برم کامل نو و جدید بودن و در درکه بعضی قسمتهای او به مشکلات روبروم شدم. همیشه در این باره فکر می کدم که آیا افغانهای مسیحی هم وجود داشته باشن که بتانم با اونا به زبان خود صحبت کنم؟ آیا ایمکان خواهد داشت که من سوالهای خود را به زبان خود و دوستهای خود بگویم و دباره موضوعات روحانی از اونا معلومات حاصل کنم؟ دوستهای عزیز، بلاخره از کمپ پناهندگی به خانه نقل مکان کدیم. در شهر که به ما خانه دادن و زندگی می کنیم، رسم هست که به افتخار پناهندگی که نو به این شهر نقل مکان می کنه از طرف یکی از کلیسه های محلی یک محفل ترتیب داده می شه. ما و فامیل ما هم دیگه طور یک محفل دعوت کدن. در این کلیسه هم روی یک میز کتاب ها و نشریات و زبان های مختلف چیده شده بودن. در بین همه کتاب ها و نشارات، نشریه به نام گندم توجهی مرا جلب کرد. در بالای صفحه این نشریه نوشته شده بود نشریه اجتماعی مسیان افخان و در آخر آدرس اجتماع هم نوشته شده بود. فوراً یک شماری او را گرفتم و صبای او به آدرس این نشریه خط نوشته کده خواهیش ملاقاته کدم. چند روز بعد یک برادر به دیدن ما آمد. در حاله که او با چشما و چیری پوی از محبت به من می دید، من داستان تمام زندگی خود را به او قصه کدم. او به من گفت خوشا به حال تو که خداوند ما ایسای مسی با ملاقات تو آمده و پیام نجات به تو رسانده. ایسای مسی بخاطر آمرزش گناهان ما و تو به روی سلیب رفته و تنها وظیفه ما و تو ایمان آوردن به این عهدی خداوند است. بعد ازی که شیطان وسوسه کده، سنگ اندازی زیاد کد، بلاخره به یاری و مطابق به پلان خدا تصمیم گرفتم که زندگی خود را به ایسای مسی بسپارم که او در زندگی ما سلطنت کند. به این ترتیب من زندگی خود را به ایسای مسی سپرده به او ایمان آوردم. آهسته آهسته مسی در زندگی ما کار کد و احساس کدم که مسی در افتار، گفتار و افکار و روانم تبدیلی به وجود آورده و آرامش کامل را که مدتها در تلاشش بودم به دست آوردم. ایطور فکر کدم که گویا از نهو تولد شدیم. راه و روش زندگیم فرق کد و به آدم ملائم و بردبار تبدیل شدم. بعد از ایمان آوردن، ایمانداران مسیهی همه تنم به من کمک کدند تا در ایمانم به ایسای مسی رشد کنم. همه تنهای عزیز، از شما هم خواهش میکنم که دل خود را به روی ایسای مسی باز کنین. شما خواهد دیدین که مسی چی زندگی نهو و با برکتی را به شما نصیب میکنه. زندگی عبدی صرف در ایسای مسی می اثر است. او بخشنده و مهربان است و محبت واقعی در او یافت می تانین. کلام خدا می فرماید کسی که در مسیح است خلقت نو است، هر آن چیکار نبود در گزشت و اینک همه چیز نو شده است. جلال، قدرت و پادشاهی از ایسای مسی است تا عبدالعبد. آمین.