رئوف از افغانستان

  ۷ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

خواهرا و برادرهای عزیز، از وقتی که به عیسای مسیح ایمان آوردم، روح خداون من را همیشه تشویق می کنه که دواری ایمان خود به خدای حقیقی شادت بتم. راه مسیح واقعا راه حق و راه الهی است. برای واضح ساختن ای که چرا پیرای مسیح شدم، لازم است که یک کم دواری سرگزشت خود هم بگویم. من تا سن پانزه سالگی خوب مذهبی بودم و تمام رسومات دینی را به طور منظم رعایت می کدم. بر علاوه متعالی کتابهای دینی با یک جنبش متعصب بنیادگرایی هم ارتباط پیدا کده و به مرور زمان با روش و سیاست اونا آشنا و هم نوا شدم. به خاطر که فامیلم به کابل نقل مکان کد، من هم به کابل آمدم. وقتی که به کابل آمدم دیدم که روحی دیگی دیگه هکوم روایی می کنه. در مکتبه که درست می خواندم، متوجه شدم که اکثری متعالیمین و استادها از طرز فکر دیگی با هم صحبت می کدن و جراهید کمیونیستی را با هم رد و بدل می کدن. ای وضع من را هم وادار ساخته به اونا دماس گرفته و دباره عقیدی سیاسی اونا معلومات حاصل کنم. خلاصه ای که اساسناما و برنامه یک هزب سیاسی کمیونیستی مورد قبول مواقعی شد و رای قبلی خود را ترک کده وضع فعال او شدم و به متعالی آثار مارکسیستی شروع کدم. بعد از متعالی آثار، اندوختهای مذهبی ما در مقابل او مقامت کده نتانسته به یک انسان بیدین و منکر خدا تبدیل شدم. به این یقیده پیش رفتم و به تمام مسائل و پدیده ها با دید ماتریلیستی برخورد میکدم. اما بعضی چیزهایی که در زندگی ما رخ می داد، من را حیران می ساخت. اکثر خواسته هاییم با وجود برابر بودن تمام شرایط براورده نمی شدن و برعکس کامیابی های نصیبم می شدن که نه شرایط او را داشتم و نه در باره او فکر کده بودم. نظر به عقیدی خود می گفتم که تمام این چیزها تصادفی رخ می دن. رفتر رفتر اتفاقات عجیب و غریب دامنگیری زندگی ما شد و شه و روز مرا در فکر غرک کد. اکثر دوست هاییم به ما می گفتن که ما نمی دانیم که تو در چی باره ایقدر چورت می زنی و فکر می کری. هماما برشان اصل مطلب را نمی گفتم. این اتفاقات و حوادث عجیب زندگی آینده را برم گنگ جلوه می داد و همیشه پریشان بودم که آیندهی ما چی خواد شد. مخصوصا در آخر سقوطی سیستم سوسیالیستی که از یک طرف مفکوره ای که سوسیالیزم غیر قابل سقوط است فکر مرا پر کده بود و از طرف دیگر عملا می دیدم که سوسیالیزم در حالت از هم فروپاشی است. این موضوع تاثیر احمیق تعفیق کرد به من را به یک شخصی که به هیچ کسی حتی به نزدیکترین دوستان و فامیل و حتی خودم اعتماد کرده نمی تانستم تبدیل کرد. همیشه فکر می کنم که من با دا شخصی طرف مخابل به من خیانت کرده باعثی مشکلاتم شود. به همه بدگمان شده بودم و به هیچ کسی و به هیچ چیز اعتماد کرده نمی تانستم. یک روز که در خانه تنها و غرق ای فکرهای پریشان بودم که دفتن سحنهای زندگیم گویا مثل یک فلم پیش روی چشمایم ظاهر شدن. اینطور معلوم می شد که تمام ای سحنها بر علیه ما و انتقاد از ما روخ می دادن و سحنهایی را که می دیدم بخشهای منفی زندگی ما را نشان می دادن. این وزه حدود نیم ساعت دوام داشت و من خود را در مقابل یک محکمه احساس می کدم. وقتی که از این تجربه تلخ گذشتم وزم بسیار خراب شد و حیران ماندم که چی کنم. بعد از گذشتاندن فشارهای عجیب و غریب و مشکلات گناگون خداوند به من رحم کرد و احساس کردم که خود را به من ظاهر می سازد. مثلا متوجه شدم که چطور تمام کائنات و عالم اصطیه تحت کنترول و اراده خداوند است. خداوند به من نشان داد که در قلب ما روح کفر حکم فرما بود. خلاصه ای که قدرت خداوند را درک کدم و فهمیدم که او حاکم مطلق است. بادر که ای موضوع تصمیم گرفتم که مثل گذشته ها عبادت کنم و به شیوه مذهبی نیاکان خود برگشته مصروف امور مذهبی شدم. هر قدر در ای راه کوشش کردم که ای اعمال خوب تر و بهتر انجام بتم اما متاسفانه زیادتر غرق در ای تشویش ها و مشکلات می شدم. خلاصه از ای تلاش خود هیچ نتیجه مصبت حاصل کده نتانستم اما روح خداوند من را به ای تشویق کد که حقیقت بیرون از چوکات دین گذشتهی خود جسدجو کنم و انجیل مقدس در دسترس ما قرار داد. انجیل مقدس همیقن متعرق کدم و بعد زود فلم زندگی ایسای مصیر دیدم و بالاخره با هموطنهای خود که پیروهای حقیقی ایسای مصیر بودن آشنایی حاصل کدم. حتی اولین برخورد مصیر مورد علاقی ما قرار گرفت. اونا با محبت و سمیمیت غیر قابل توصیف از ما استقبال کدن و به زخمهای درونی ما مرحم موندن. ما به این ترتیب به ایسای مصیر آشنایی پیدا کدم. بالاخره طبیب حقیقی ما یعنی ایسای مصیر مرا یافت و از تمام فشارها و نامیدیها و بیبوریها نجاتم داد. به تمام وجود خود درک کدم که ایسای مصیر خداوند حقیقی است و به حضور او به زانوهای خود خم شده به او ایمان آوردم. ایسای مصیر یک انقلاب و دگرگونی عمویقی را در زندگی مشروع کرد. او تمام ترس و تشویش مرا رفع کرد و قلب ما پر از خوشی و آرامش ساخت. آله به آینده اعتماد دارم چون اتقای مطمئن دارم. خلاصه ای که شناختن ایسای مصیر و ایمان آوردن به او مرا به یک انسان نو تبدیل کرد. به این ترتیب ما از یک شخص بیدینی مطلق به پیروی خداوند تبدیل شدم. دوستای عزیز بغیر از راه ایمان به مصیر دیگر راه وجود نداره که انسان به خدا برسه. جلال بر ایسای مصیر خداوند شما را برکت بده. برادرتان رووف.