تحصیلی که تکمیل نشد

  ۲۹ دقیقه

  ۱۵ اوت ۲۰۲۶

نفیسه تنها دختری نیست که مانع ادامه تحصیل او شده اند. هزاران و می‌‌‌لیونها دختر جوان و مستعد مانند نفیسه در کشور ما زندگی می‌‌‌کنند که اینک از درس و تعلیم محروم شده اند. همهٔ آنها همان رنجی را متقبل می‌‌‌شوند که نفیسه متقبل شده است. متاسفانه همین عوامل سبب می‌‌‌شود که دخترانی مانند نفیسه را که روح حساس دارند، به اجبار به سوی نا امیدی سوق می‌‌‌دهد. البته ناامیدی هیچ دردی را درمان نمیکند، جز اینکه زندگی شخص را به تباهی می‌‌‌کشاند. بیایید اندکی به واقعیتهای موجود و عواقب نامیمون اجتماعی چنین اقدامات بیندیشیم. وقتی برای یک دختر جوان با روح حساس مانند نفیسه، زندگی معنی اش را از دست می‌‌‌دهد، نا امیدی و یا خودکشی راه چاره نیست. در شرایطی که مردم میهن ما با آن دست و گریبان هستند، هر انسانی آزاد است که به تنهایی برای زندگی خودش معنی بیابد و هدف مورد نظرش را دنبال کند.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

شنوندگان عزیز. به نخستین برنامه ما از سلسله برنامه‌های رهایی خوش آمدید. شما در این سلسله برنامه‌ها از مشکلات و مسائل زنان و دختران مایهان ما خواهید شنید و از آن چی که در زندگی روزمره آنها اتفاق می‌‌‌‌افتد.


دستان عزیز. مشکلات و سختی هایی که زنها و دختران مایهان با آن دست و پنجه نرم می‌‌‌‌کنند ما را باداشت تا این سلسله برنامه‌ها را به گونه درامه‌های رادیوی تحیه و خدمت شما تقدیم کنیم. امیدواریم که این سلسله برنامه‌های ما نیست مانند سایر برنامه‌های رادیو صدای زندگی مورد توجه شما قرار بگیرد.


شنوندگان عزیز. اما انطور که شما می‌‌‌‌دانید مشکلات و مسائل زنهای اموطن ما یکی و یا دو نیست که ما با آن انگشت بگذاریم. اقب ماندگی تاریخی رسوم و سنن فرهنگی پرسوده در درازنای تاریخ زنان وطن را ببند کشیدن.


پس بیایید که الان حقیقت را پنهان نکنیم. زیرا پنهان کردن حقیقت موجب بدبختی بیشتر می‌‌‌‌شود. ما متقد استیم که کینه و نفرت موجب زحمت و درد سر می‌‌‌‌شود و اما محبت به دیگران رای رهایی از مساهم را فراهم می‌‌‌‌آورد.


با امید روز که زنان هموطن ما مانند زنان دیگر نقاط جهان بتوانند در همه امور زندگی بار دیگر فعال گردند. حالا با چونین آرزوی از شما دوت می‌‌‌‌کنیم که به نخستین برنامه ما از سلسله درامه رای رهایی گوش بدهید.


نه! ساعت آمدنم معلوم نیست. به دقیقه صبح سکیتم را بوک کده ایم. چند افتهم می‌‌‌‌شود که اینا داخل شهر شدند. گدودی هست که نپرس. در این شرایط سکت صاحب خدا که می‌‌‌‌کنه. ببینم دگه چی می‌‌‌‌شود. خداحافظ.


دخترم. کدی کی در تیلفون گفتیزیدی؟ کدی یک امسنفی دهند. امسنفی‌های مزید تغییرات خبر شدند. همه گیشان بسیار واقع تاستند. از ما پرسان می‌‌‌‌کدند که چی وقت پس می‌‌‌‌آیید؟


تو برشان چی گفتی؟ چی می‌‌‌‌گفتم بابا؟ گفتم دمی روزا پس می‌‌‌‌آیید. ما خود اینجا ماندنی نیستم. میرم که درس ما خلاس کنم. کاش که گفت مره گوش می‌‌‌‌کدی. رخصتی نمی آمدی.


چی می‌‌‌‌کدم بابا؟ پشت تاندق شده بودم. بعد از دو سال آمدم که اینی گفت شد. اگر ما می‌‌‌‌فامیدم ارگز رخصتی نمی کنیم. خود را در این جنجال بندازم. ما خود در تیلیفون برد گفتی بودم که وضع خوب نیست. نبیا.


تو گفت گوش نکدی. شخ کدی. که هیچ گفت نمی شود. آلام خیلی باشه یک را پیدا خواهد شد که پس بخیر در درسات بری و درست ادامه بدی. دخترم چرت خراب نکو.


تا ما و دوست داریم. دخترم چرت خراب نکو. تا ما و دوست داریم. تا ما و مادر زنده باشیم. نمی مونیم که چیز منهی درس خانده نیست.


مادر نفیسه. چی شد؟ نانه چی کدی؟ اینه. طیار هست. می‌‌‌‌ارم. نفیسه بچین. بیا دخترم. یک ذره کمک کن. بیا گلاس‌های آوه ببر. مادر جان. گلاس‌های آوه هورده ایم.


بابا. دیشه آماده تلویزیون خبر بده شنیدم. خداکنه که راست نباشه. دخترم چرت از سره هیچیز خراب نکو. تو پاسپورت داری. تکت گرفتی. رسمی در پنتون اندوستان درس می‌‌‌‌خانی.


غمی چی رو می‌‌‌‌خوری؟ کسی مانه درس خانده نخواد شد. این‌ها خانده از کدام... گفت در باره سفر کسایی که در خارج درست می‌‌‌‌خوانند نگفتند. همه خود گفتند که زنا بدون محرم از خانه نبرایند.


کسا برم گفت که گفتند زنا به محرم از خانه نبرایند. کاش که می‌‌‌‌شود گلاله ای. کاش که بانند که ما مردم داردوی خود برسیم.


من می‌‌‌‌ترسم که سبات‌ها را به جرم زن بودن بگویند که دیگه سر کار نبیاد. این گفتها را بان. بان که نفیسا جان یک روز دیگه که از رخصتیش مانده آرام باشه.


نانتا بخو دخترم. یک روز نشد که از دان بابیت یک گفت خوش بشنویم. بابیت خود خوش داره که دائم چرت مرا خراب کنه. مادر جان، بابیت من ملامت نکنه.


بابیت خود واقعت‌ها را میگه. دخترم من خوش ندارم گفت‌های ناومید کننده را بشنوام. شما نانتا نبخورین. بلاخره این‌ها آدم هستند. خوب و بده فرق کده خواد دانستند.


امیدوار هستم که همونطور که تو میگی، همونطور باشه. نانتا بخو. سر دسترخانی گفت‌ها را بانین. چرت مرا خراب نکنین. من را بانین که یک ساعت آرام باشم.


دخترم چند ساعت دگه می‌‌‌‌مان هست. جور و تیار پس بخیر میره سر درس و تعلیم خود. مادر جان، چرت تخراب نکو. من می‌‌‌‌فهم که تو این گفت‌ها را از تشویش داری.


من می‌‌‌‌فهم که تو این گفت‌ها را از تشویش زیاد می‌‌‌‌زنی. تنها چیزی که من را آزار میده همین تشویش کدن و شما دوتا هست. مادر جان، تو که تشویش نکنی، من هم آرام هستم.


دخترم، تو در چرت خود باش. نانتا که خوردی، برو بکسکتا بستکو که پس سبا بخیر سفر پیش روی داری. انا زود از مادر جان.


بکسم تقریبا جمع هست. فقط امو کالایی را که بابایم خریده اونم را در بکس نمانده ایم. اون را که در بکس جای بدم، دیخی اماده سفر میشه. خیلی سوال نکنم، مادر.


چی باید بگویم که من را نمانده نگارم؟ در میدان هوایی، برم گفته، هیچ حق ندارید، نه؟ بیدون محرم، ببینون از کشور سفر کنی مادر.


برشان می‌‌‌‌گفتی، محصل هستی بچه ایم. بر رخصتی آمده بودی. بابایتی هیچ کار کرده نتونست؟ چقدر می‌‌‌‌تونست؟ چقدر می‌‌‌‌تونست مادر؟


قیوم، تو که کته نفیسه رفته بودی، کته شان گفت می‌‌‌‌زدی. برشان می‌‌‌‌گفتی که دخترم بر رخصتی آمده، پس میره. گولالای، کسی گفت‌ها را گوش نمی کند.


هرچی پیشان اون زرزاری کدم، صایده نکرد. یکی شان که یک لونگی سیاهی رادار در سرش بسته کرده بود، نیزدیگ بود که من را زیر مرش لغت بگیرم. چرا؟


یک گفت خودت تکرار کرده می‌‌‌‌رفت. چی گفت؟ از یخنم گرفته بود. می‌‌‌‌گفت، اگر تو بی غیرت نباشی، چطور می‌‌‌‌مونی دختر دیگه کشور بیگانه تنها سفر کنه؟


یه دوگرد چی گفت هست؟ عیران مانده بودم، چی برش بگویم؟ چند دختری دیگه هم در رخصتی آمده بودند. در گوشه میدان شیشته بودند.


چندتایشان زار زار گریه می‌‌‌‌کدند. یکشان از بس که داد و وایرا کرده بود، در گوشه میدان بیخی از حال رفته بود. من چند بار پیش کسایی که مسئول میدان بودند، جدا جدا رفتم.


آذار کردم، مگرم هیچ کس گفت من رو گوش نکرد. ای خدا چند، تو چی تکر می‌‌‌‌کنی قیوم؟ آله قدام رای دگه نیست که نفی سر پس رایی کنیم؟


تو خب پاسپورت داری، تکت بگی، منعیس محرم برو، نفیسر را برسان. ما هم در این چورت بودم، کاش که می‌‌‌‌شد. چرا نشد؟


سونه ما سعیل نکنین، بگو این چی گب شده؟ مادر، پاسپورت ما رسان کردم. اگر پاسپورتم می‌‌‌‌بود، جایت می‌‌‌‌تونستم.


اگر می‌‌‌‌گفتیم چی می‌‌‌‌کنی مادر؟ پاسپورت تمام دخترهایی را که دنا سفر می‌‌‌‌کدن. ازشون گرفتم. حالا خب اینا قانون خود را سرما تدبیت می‌‌‌‌کنن.


کایون، تو یک کار کن که دختر ما پس بره. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی.


کایون، تو یک کار کن که دختر ما پس بره. چی کنم گلاله؟ اگر پاسپورتش را زبت نمی کدن، شاید یک را پیدا می‌‌‌‌شد.


برش از نو پاسپورت بگیریم. گلاله، به گمانم تو عقلت از دست دادی. کاش که به این آسانی می‌‌‌‌ده.


اول خب، به زنها و دخترها پاسپورت نمی تن. باز اگر بتن، چند ازار دالر رشوت کار است که من ندارم. تا گير از این، PRO ۲۲ شده ازید.


مادر جان، که هیچ رای نیست. من به پاسپورت کوچك ازه شماله می‌‌‌‌دنم. تو این گبه‌ها را بخود. این‌ها تمام آروز‌های ما زن‌ها را به باد خواد دادن.


از این خواد دنیا به جشن سیاه شده می‌‌‌‌روی. بچه این بچه، این گبه‌ها چیست که می‌‌‌‌زنی؟ مادر جان، وقت تمام امیده هایت و وقت تمام آروز خواهیت از این بگیرند.


زندگی چی معناه داره دقیقا؟ این گفت‌ها هیچ فائده نداره دختره. شاید یک را پیدا شده که پاسپورت را پس بگیرم.


من کسی را می‌‌‌‌شناسم. سبایت دفعه می‌‌‌‌میری پیشان که کسی گفت می‌‌‌‌زنم. کسی را که می‌‌‌‌شناسی، کی هست؟ یکی از معمولین سابق ميدان هوایی هست.


هیچ فائده نداره. پاسپورت من را خود معمول سابق ميدان هوایی خود زبد نکدن. پدر، اگر کدام تا از اونا را که پاسپورت من زبد کدن بشناسی، شاید بتانی یک کار کنی.


دقیقا از اون خدایی زبد نداره. شاید یک را پیدا شده دختره. کدام را؟ من در زندگیم بخاطر ایچ کار خسر را عشوت ندارم.


اما هاله بخاطر پاسپورت نفیسا جان مجبور هستم. سبا می‌‌‌‌روی. ببینم چی کدم می‌‌‌‌کنم. آمدی قیوم. چه قهرق کدی؟


از صوب وقت که بر آمدی، ایناله پس آمدی. کل روزه چی می‌‌‌‌کدی؟ تیلیفونتام جواب نمی دی که آدم بفهمده کجاستی؟


چی می‌‌‌‌کنی؟ گفتم برد که میرم اگر بتانم پاسپورت نفیسا را پس بگیرم. خب هاله چی شد؟ پاسپورت نفیسا را پس بگیرم؟


زیاد پایینو بالاده بیدم. بلاخره یک رفیق سابقه ما پیدا کردم که یک مسئول میدان اوائی را می‌‌‌‌شناسند.


دست بدامن شدم که یک کار کنه تا پاسپورت نفیسا را پس بگیریم. بزرگ کردم که کتش گب بزنه. در اول راضی نمی شد که کتشان گب بزنه تا ای که یک رقم را دیگر می‌‌‌‌کنم.


چی شد باز؟ رفت گب زد؟ درست باید بره درس خود بخونه درسهای خود تکمیل کنه درست میگه دکتر شوه وو گفت پنج هزار دالر داری؟


گفتم پنج هزار دالر برای چی؟ گفت پنجزار دالر نتی پاسپورت دخترتا پس نمیتن. آل چی کنیم قیون؟ خدایا این چی آل روز هست؟


خدایا تو چرا من را زنده ماندی که این آل روز را ببینم؟ گریان نکو گلالای. نفیسه کجاست؟ در خانه سر بسترها خود درها زفتیده.


ستونهای چه تا حساب میکن؟ بریم. بریم در اون خانه بریم. از این گبه هیچیز برش نگو. من میگم بیتر از هیچ چیز را ازش پت نکنیم.


دلداری ناقام ندینش. این کارها هیچ فائده نداره. می‌‌‌‌ترسم که دلش از این زندگی بیخی بد شود. قیون بیا بیشی.


بره چای می‌‌‌‌ارم. چاش نان خوردی؟ نه. قصد یک جای به جای دیگه داویدیم که یادم رفت نان بخورم. سلام بابا. آمدی؟


والیکم دخترم. چی شد بابا؟ چی کدی؟ پاسپورت من را پس دادن؟ دخترم بار که راستش ببویم. پنجزار دالر می‌‌‌‌خواین تا پاسپورت را پس بدن.


شما که پیسه را ندارین باز اگر داشته باشین من حاضر نیستم که شما این پیسه را به خاطر پاسپورت من بدین. فکر کدی؟ آینده تو مادرم چی میشه؟


بابا، اگر یادت باشه من خب می‌‌‌‌گفتم که بیا که از اینجا بریم. شما گفت من را گوش نکدید. شما گفت من را گوش نکدید.


من خیال کرده بودم که دختر میشم. حال مانوم میشه که این آرازو را به گور می‌‌‌‌برم. بابا، دیگه یه جای نرو. بیشه هیچ کس ناکست.


درت خم نکن. می‌‌‌‌فهمم که آنها پاسپورت من پس دادنی نیستند. دخترم، خم نخوند. همه چیز درست میشه بخوای.


مادرجا، تو من را نگو که خم نخوند. تو خودت خم خود بخوند که در جای نفتی. شهر تا صبح خواه نمی کنی؟ خم می‌‌‌‌خوری که چطور میشه؟


آلی میگی که همه چیز درست میشه؟ چی بگوییم؟ مادرجا، خودت خوب می‌‌‌‌فهمی که هیچ چیز درست نمیشه.


دخترم، مادرت اق داره که خم بخورن. پدر مادر که برای دخترش کار کردن نتانه، چی به درت می‌‌‌‌خورن؟


بان که ما و مادرت چرطای خود را بزنیم. چرط چی را می‌‌‌‌زنی؟ اونا از شما پنج هزار دالر خواستند. شما این پیسر را از کجا می‌‌‌‌کنین؟


فقط یک راه مانده. خانه را باید گروه بتیم. من چی بگوییم قیوم؟ تو خودت تصمیم بگی. عجب فکر کردی بابا.


خانه را که گروه بتیم، در کجا می‌‌‌‌شینین؟ خانه را چی کنیم دخترم؟ تا وقت تو درسته خلاس کنی، در کدام جایی یک اتاق کرا می‌‌‌‌گیریم.


آرزوی ما و بابیتی است که تو درسته خلاس کنی. سر بلند پس بیایی بخید. بعد از او شاید بتانیم خانه را از گروه خلاس کنیم.


نه مادرت. خود از خاطر من در به در نکنی. ولی دخترم، تو باید پس بری. درسته تکمیل کنی. آهندهیت برمه بسیار مهم است.


دختر گولم، ما و بابیت تنها تره داریم. چطور بانیم که تو هر روز در این ملک رنج بکشی؟ هر رقم که میشه، باید تو بری در این ملک رنج بکشی.


هر روز در این ملک رنج بکشی؟ هر رقم که میشه، باید تو بری درسته تکمیل کنی. این خانه چی به درد ما می‌‌‌‌خوره؟


ما و بابیت افتاق پشت و کوستیم. چار سبای دگره یک رقم نه، یک رقم تر خواد کدیم. مهم است که زندگی تو خراب نشد دخترم.


تو چی میگی مادرت؟ این کارها خواست کدن نیست. پشت من نگردید. پشت من نگردید. شما در چرد چار سبای باشین که زنده هستید.


What do you remember? بله Bothia jan، تو استی؟ سلام نی خاند در پدوداو موسیر تو اigma ماریکا همین حال امجمو کرد بله نه آمدنم نمیشه گفتم که باسپورت ما زبد کرده خوب شد که تو رخصتین آمده بودی؟


اگر نه، دستانمشده ما دوچار بروشدی زندگی در این شراحت مرگ پنجوجی هست تو دور استی تو ادازه نمیفمی که چی گفت راستش برسان کنی زندگی برم به کلی بیمانه شده


تو بهتر است بجای این گفت سلام‌های مرمه تمام همزفی‌ها برسان شاید هم دیگر نبینیم شان


شنوندگان عزیز این بود برنامه نوبت شما از سلسل برنامه‌های رهایی دستان محرمان می‌‌‌‌دانیم شما از آنچه که برای خانواده نفیسا اتفاق گفتاده است متحصر شده اید


البته نفیسا تنها دختر نیست که منوی ادامه تحصیل او شده اند ازاران و می‌‌‌‌لونها دختر جوان و مستعد منند نفیسا در کشور ما زندگی می‌‌‌‌کنند که اینک از درس و تعلیم محروم شده اند


همه اینها امن رنج را متقبل می‌‌‌‌شوند که نفیسا متقبل شده است متاسفانه امین عوامل سبب پی شود که دختران منند نفیسا را که روی حساس دارند به اجبار به سوی ناومدی ساخت می‌‌‌‌دهد


البته ناومدی ایچ درد را درمان نمی کند جز این که زندگی شخص را به تبایی می‌‌‌‌کشاند


دستان عزیز بیاید اند که به واقعت‌های موجود و عواقب نمایمون اجتماعی چنین اقدامات بیندشیم وقتی برای یک دختر جوان با روح حساس منند نفیسا زندگی معنیش را از دست می‌‌‌‌دهد


ناومدی و یا خودکشی راه چاره نیست در شرایط که مردم میهن ما با آن دست و گریبان هستند هر انسان آزاد است که به تنهایی برای زندگی خودش معنی بیا باد و عدف مورد نظرش را دنبال کند


بیاید امن طور که کلام خدا می‌‌‌‌فرماید مغلوب بدی نشمیم بقیه بدی را با نکویی مغلوب سازیم


خوب شننده‌های بشبه‌ها تا برنامه بدی تمام شما دستان را به خداوند که نهایت مهربان و پرست فیض و رحمت هست می‌‌‌‌سپاریم


موسیقی زنجیری محبت را در پای مبارکا موسیقی در عشقی تو می‌‌‌‌نازن در نامی تو می‌‌‌‌سازن در روز و شبه هم هستی تو هم دمو هم رازن نوری شده ای در من


جلای مبارک با زنجیری محبت را در پای مبارکا تو گفتی که دورستو من هجوبا هستم در من با تو پای بندم در میوت لا هستم


در نامی تو ای ایسا دعای مبارکا زنجیری محبت را در پای مبارکا زنجیری محبت را در پای مبارکا