۱ ساعت
۱۴ سِپتامبر ۲۰۲۵
بلای زبان به قدرت مضر و مخرب زبان انسان اشاره دارد، به ویژه از طریق شایعات، تهمتها و دروغها، که میتواند باعث رنج و آسیب معنوی بزرگ شود، همانطور که در کتاب مقدس و رساله یعقوب توضیح داده شده است. ما ضرورت داریم تا یاد بگیریم چگونه زبان خود را مدیریت کنیم به خراب کننده نبود و به دیگران ضرر نرساند.
زبان ما میتواند یک بلا یا یک برکت برای دیگران باشد. زمانیکه ما قلب خود را به خداوند ما عیسای مسیح میدهیم و به او ایمان میاوریم، او به ما کمک میکند تا زبان خود را مدیریت درست کنیم و زبان ما برای دیگران یک برکت میگردد.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. به نام خداوندی که همه انسان ها را یک سان دوست داره به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین امیدوار هستم که همه تان جور، صحتمند و سریحال باشین. از این که در هفته گذاشته از طریق پیام ها، از طریق فیسبوک یا ویتساب یا مسینژر تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار هستیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم. خب امروز ما آقای آرلی را هم با خود داریم در برنامه داکتر آرلی خوش آمدید. تشکر. ما هم به تمام بینندگان عزیز سلام عرض می کنم. امیدوار هستم که هرکجایی که هستین آرام و صحتمند باشید و خوشحال هستیم که این یک ساعت را بتانیم با هم مشارکت داشته باشیم و در خدمت شما باشیم. تشکر به آده شاید. بله خب دوستای عزیز ما در هفته گذاشته از خبر بسیار بده در پحلو دیگه خبرها خبر زلزله در شرق افغانستان در ولایت کنر بود. و سخنگوی حکومت طالبا گفته که در مجموع 1411 نفر در ولسوالی های نورگل، سوکی، چپدره، پیچدره، وطپور و سعد آباد کنر کشته شده و 3124 نفر نیز زخمی شده هند. همچونین بیش از 5412 خانه تخریب شده. این حادثه بسیار بده بود که رخ داد این زلزله. همچنان بی بی سی میگه گذارش ها حاکی از آن است که شمار مردانی که برای دریافت مراقبت های پزشکی از محل حادثه به مرکز درمانی منتقل شده اند بسیار بیشتر از زنان است. یک سازمان امداد رسانی بینمولی بی بی سی گفته است که باید به شمار بیشتر از زنان امدادگر اجازه دسترسی به محل حادثه داده شود تا بتوانند زنان زخمی را هم منتقل کنند. یعنی این واقعیت چی بوده؟ که امدادگرهای مرد بخاطر ترس از قوانین طالبا به زنان که زخمی بودند نزدیک نشدند و آنها را کمک نکردند و آنها را به حال خودشان رها کردند. این من را به یاد یک چند بیتی از شعر مولانا جلالودین بلخی از بلخ انداخت. این شعر خود دو بیتش هم بر شما میخوانم میگه گویاترم ز بلبل اما ز رشک آم مهرست بردهانمو افغانم آرزوست افغان مقصدش از فقان ناله است دی شیخ با چراغ همه گشت گرد شهر کزده و دد ملولمو انسانم آرزوست کزده و دد هم هیوان درنده هستم میگه از دیدن اینقدر شیطان و هیوان درنده هستم ملول هستم و انسانم آرزوست انسان را میخوایم ببینم فرق انسان و هیوان بسیار است و یکی از فرقهایش هم این است که وقتی یک هیوان از پحلوی یک هیوان زخمی میگذره یا کار نمیکنه یا باید خودم شاید میخوای اون را لاشهش بخوره اما انسان وقتی از پحلوی یک انسان زخمی میگذره میخوای اون را کمک کنه هر انسانی که باشه انسان اگر باشه و اگر انسان زخمی را کمک نکنه او انسان گفتن نمیشه مهم ای است که چقدر اقایت و خرافات مسحبی یا انانبی یا فرهنگی ما را میتونه از انسانیت و کمک به انسان دور کنه ما باید متوجه از این موضوع باشیم دیگه میخواییم یک سه آیت را از لقا بخانم و آقای آرلی از شما هم میخواییم در این مورد صحبت کنین لقا فصل سیزده آیه های ده تا سیزده میگه یک روز سبت ایسا در کنیسه به درس دادن مشغول بود در آنجا زنی بود که روح شیطانی او را مدت هجده سال رنج میداد پشتش خمیده شده بود و نمیتونه استاده شد یعنی مشکل داشت یعنی زخم داشت یک غم داشت رنج میدید وقتی ایسا زن را دید او را نزد خود خواست و گفت ای زن تو از بیماری خود شفای افتید پس ایسا دست های خود را بر او گذاشت و همان لحظه قامت آن زن راست شد و به شکرگذاری خدا پرداخت در اینجا میبینین که در او وقت هم یهودی ها نمیخواستن با زن ها در تماس باشند یا نزدیک شوند یا بر زن ها دست بگذارند ولی ایسای مسیح برخلاف این قوانین اموفرهنگی یا برخلاف این اقاید خرافاتی که وجود داشت این چی میشه دست خود را به این زن میگذارد و او را شفا میتند یعنی کمک میکنند و ما مسیحی هم ببینید این دست را از ایسا میگیریم که وقت یک انسان زخمی است وقت یک انسان احتیاج داره به کمک سرف نظر از این که چی جنسیت است سرف نظر از این که چی ملیت است سرف نظر از این که چی زبان داره جوان است پیر است ما به اون کمک میکنیم بله آقای آرلی بفرمایید خوب شاید جان شما در آغاز که سلام ارز کردین و شما گفتین خدایی که انسان را به صورت خود خلق کرده شما ایرا مطرق کردین و شاید این موضوع که انسان به صورت خدا آفریده شده است نه مرد بلکه انسان مرد و زن اشرف مخلوقات است هم مرد شریف است و هم زن شریف است مصوی استیم ارزش مصوی داریم درست است رول های مختلف داریم زن است مرد است دو جنس است ولی هر دو این ارزش مهمه ارزش الهی از آفریدن ما داریم و این اساس آقاید ما است از این خاطر شما گفتین خدا انسان را دوست داره چی مرد است چی زن است همه را دوست داره و ایسای مسیح که آمد زن ها را شفا می داد مرد ها را شفا می داد و این چی خبر عالی است اونجا تبعیز قایل نبود و ما شما انسان به قدرت یا به زور و مسائل شخصی تکیه می کنیم ولی تعلیم اصلی کتاب مقدس ما ارزش مساوی داریم و آن را باید در هر بود زندگیم باید عملی بکنیم مخصوصا وقتی که مظلومی نمی بینیم اونا که آجز استن ما باید آجز ترین اشخاص را باید به دادشان برسیم و چند فصل پیش از فصل 13 لقا فصل 10 هم داستان سامری نکو است و امونجا کسی در پلوی را افتید است و میگه که تکه تکه شده و یک کسی است اونجا گفته است مردی است ولی ما نمیشنسیم او از کجا است چی زبانی داره کدام ملیتی داره یک انسان است و همسای ما کسی پرسان کرده بود کی را باید کمک کنم و ایساس نمیگه که امی اشخاص همسایتان است میگه که آیا شما همسایگی میکنین شما همسای اونها هستین این درس اصلی اونا آجز استن اونا مظلوم استن این خوهر این خانم این تفل این دختر شما همسای اونها هستین یا فقط همسای اونهای که قدرتمند استن واقعا درس کتاب مقدس از پایداش اول تا تلین ایسای مسیح اینجا خیلی واضح است آیا ما واقعا همسای های مظلومین و اونای که مختاج استن هستیم یا چطور؟ بله ببینین دوستای عزیز با وجود از این که یک زن شوهر مسیحی در افغانستان که خارجی استن اونا در زندان استن فیلم اونا بر سالها مردم افغانستان بیش از چل سال مردم افغانستان کمک کردن اونا در زندان استن ولی با وجود از او هم تعلیمات مسیح چی رقم است که سازمان های مسیحی اولین سازمان هایی بودن که به کمک زلزل زده ها رفت شدفتن و اونا را کمک کردن و کمک هم می کنن و مسیحی ها همیشه سرف نظر ازی که چقدر دگرها به ما زرر می رسانند یا نمی رسانند ما کمک می کنیم به همه بخاطر چی بخاطر ازی که امی گبه که مولانا میگه انسانم آرزوست ای خواست خداوند همه است بله خداوند هم امی گبه می زنده میگه انسانم آرزوست ما انسانها را میخوایی که کمک کنیم به یکی دیگر اگر انسان نتانه به دیگر انسان کمک کنه اون را نمیتانه گفته ما نمیتانیم گفته و انسان هست تمام انسان ما موجود اجتماعی است که ما در اجتماع زندگی می کنیم ما به یکی دیگر ضرورت داریم و ما را نباید اقاید و خرافات مذهبی یا ترس از اقاید و خرافات مذهبی تا جای برسانه که ما از انسان بودن خود تیر شدیم من حتی فکر نمی کنم چطور امکان داره که شما منحیص یک کسی که یک کسی دیگر را کمک می کنین ببینین یک مرد را کمک کنین ولی یک خانوم را که در این حالت است را کمک نکنید این هیچ در فکر ما نمی آید و شاید در فکر شما هم نبید ولی واقعیت ای است نه تنها در این موضوع بلکه در جاهای دیگر هم امروز در شهر ها و ولسوالی ها بر ده هزار نفر تنها یک نرس است تنها یک نرس است که ایچ نمی دانه که در کجا بره و چقدر بتاند تولد بتن چرا بخاطر قیوداتی که بالای خانوم ها آمده ای بر همه کشور ذرر داره و ای همش نتیجه خرافات مصحبی یا اقایدی هست که ترس را باوجود میره ولی برخلاف تعلیمات مصیح چی میکنه؟ از یک طرف ترس مارا میگیره از یک طرف مارا کمک میکنه که به هم نوی خود صرف نظر ازی که او مرد هست زن هست یا جوان هست یا پیر هست ما او را کمک کنیم و ای کار مصیح ها میکنن همچنان نه تنها در داخل افغانستان بلکه ما شما میبینیم که زیادترین کمک را به مهاجران افغان در خارج از افغانستان چی در هندوستان چی در پاکستان چی در ترکیه یا یونان سازمان های مصیحی میکنن امی لحظه بله برادر شایب یک عبارت که در انجیل بارها میخوانیم بسیار ای را دوست دارم دلش با حال او سخت در داستان های مختلف وقتی که ایسای مصیح جمعیت را میبینه داستان را میگه داستان پسران گمشده وقتی که یک شخص که مختاج است یک مردم که مظلوم است اینا را میبینه میخوانیم دلش با حال اونها او سخت و یعنی امو دلسوزی امو لطف و مهربانی در امک در کلب مسیح سرشته است و ما که پیروان او هستیم باید امو مهربانی امو لطف و دلسوزی را باید انعقاض بتیم به دیگرها درست از کم میاییم بعض اوقات ما نمیرسیم به امو اصول اصلی خدایی ولی این است اساس تعلیم ایسای مصیح و واقعا در وقت که ایسای مصیح باید مردم راه گذاشت میکند خیلی خانما و دخترها میامدن پیش ایسای مصیح و ایسای مصیح به انها توجه میکند بعض اونها نجست بودند نظریز بودند نزدیک مرگ بودند دیوزده بودند و کاملا شاید رانده شده باشند ولی ایسای مصیح به انها عرضش قیل بود و از این خاطر اینا میامدن پیش ایسای مصیح میفهمیدن که این شخص کچه نمیدونستن که اون نجات هنده بشریت باشه ولی میدونستن که این استاد خطف و مهربانی ویژعی و خاصی دارد و بیاین این اخلاق در هر کجا زیادتر زیادتر انعقاست بدیم هر کجای که استیم این مثال هایی که گفتید در بین مهاجرین هر کجا میبینیم خوارها مردها در اونجا میرند و دست های مظلومین هم میگیرند و کمک بایشان میرسانند ما بایشان در دعا هستیم که خدا برکتش هم بیشتر بیشتر آمین آمین خب بله دست های عزیز امی که گفتیم امتوک مولانا میگه انسان هم آرز است امتوک خداوند هم ایسای مسیح هم میگه من انسان را دست دارم و برما هم عمر میکنه میگه شما هم دگه انسان ها را سرف نظر از جنسیتشان سرف نظر از گذشتهشان سرف نظر از ملیت زبانشان در هر گجایی که استند دست داشته باشه به امی امید بیاین دست ها یک کلیپ را با هم بیبینیم دوباره برمیگردیم بیننده های عزیز من سلام های خدا خدمت شما تقدیم میکنم و خوشحال استم که امروز ما میتونیم راجع به یک داستان جدید از کلام مقدس صحبت بکنیم داستانی که امروز انتخاب کردیم مربوط یک خانم است که اسمش دیبورا است و ای در در کتاب داوران باب چار است دیبورا کی بود؟ دیبورا یک قاضی بود یک داور بود یک نبیه بود و او را خداوند انتخاب کرده بود که قومش رحمری بکنه اینجا ما میبینیم که وقت که خداوند کس را انتخاب میکنه او جنسیتش نمیبینه که آیا ای زن است یا آیا ای مرد است خداوند وقت که میخوای یک نفر انتخاب کنه اول خداوند به هر کدام استعداد هایی داده او که ما استعدادهای خود در خدمت خداوند میگذاریم قرار میدهیم یا نه او عرف دیگرست مگر خداوند قلب ما را میبینه آیا قلب ما آماده خدمت به خداوند است یا نه در اینجا ما میبینیم که در تمام قوم اسرائیل خداوند یک زن را انتخاب میکنه و به او زن ای ماموریت را میده یا ای وظیفه را میده ما باید بدانیم که در اون زمان انوز اسرائیل پادشا نداشت امی دوارا بودند که تمام مسائل کشور را پیش میبردند میتونیم بگویم که اونا یک مقام یا حصت پادشار اون وقت داشتند و خداوند دیبوره را انتخاب میکنه دیبوره یک نبیه بود کلام مقدس پر ما میگه اگر ما بخانم آیه چار در آن زمان دیبوره نبیه زن لیفودت دوار قوم اسرائیل بود او زیر درخت خرما بین راما و بیت یل که در کوستان افراهیم بود و مردم اسرائیل برای حل و فصل دوایخش پیش اون میامدند در این حیاته گمخته که ما میبینیم دیبوره کسی بود که خداوند میگه نبیه بود و در پالوی از او او یک قاضی بود یک دوار بود به این معنی که او میتونست تصمیم بگیره او میتونست که حکم بکنه او میتونست که فیصله از ایره بکنه وقتی که مردم میامدند امرای مشکلات گناگونشان او میتونست فیصله بکنه بخاطر که یک نفر بتانه فیصله بکنه او باید از عدالت برخوردار باشه او باید از حکمت برخوردار باشه و خداوند این استعداده ها را برای دیبوره داده بود و دیبوره هم از او به بسیار خوبیش استفاده کد او میرفت تمام روز در درخت خرما مینشست مردم میامدند پیشش و تمام مشکلات خودمیاوردند و او مشکلاتا عل میکد خداوند میگه در کلامش که او نه تنها یک داور بود مگر یک نبیه هم بود بخاطر که وقتی که بارک یک میتونیم بگویم یک قومندان جنگی لشکر اسرائیل بود و خداوند امرای دیبوره صحبت میکند و برش میکند که برو با بارک بگو که تو برو به جنگ علیه دشمن ها چون دشمن ها املا بودند بالای از اونا تو برو ما برا تو پیروزی رو میتون و برش میکند که چند هزار نفر رو تو انتخاب کن برو به جنگ ما برا تو پیروزی رو میتون مگر بارک چی میکند بارک میترسند با وصفه که او یک مرد بود یک قومندان جنگی بود مگر او باز هم ترس هست که برا در مقابل دشمن او برا دیبوره میگه ما میرم به صورت که تو امرای ما بیایی در اینجا میبینیم که نه تنها خداوند او رو مثل یک نبیه انتخاب کرده بود منحیث یک داور انتخاب کرده بود اتا منحیث یک جنگجو هم انتخاب کرده بود که او رفت او باعث برکت شد او رفت تا بارک بتانه او رو بارک تشویق کنه و ما میبینیم بعدا در آیات بعدیش که خداوند پیروزی را به قومش میتا در ای آیات که خانده مهم دیبوره است که چی قصم خداوند از دیبوره استفاده کرد اما قصم که در اول پیدایش خداوند وقتی که مرد و زن آفریت یک مسئولیت برای از اونا داد برشان گفت که شما بالای تمام خلقت ما اکمومت بکنین اقتدار دارین شما خداوند عرف خداوند عوض نشده خداوند امو خداوند است عرفش هم امو حرف است و تصمیم که خداوند گرفته بود برای خلقت امو تصمیم است خداوند تغییر نکده او گناه های ما انسان هست که از میتانیم بگویم که از پلان اولی خداوند دور شدیم مگر وقتی که ما میبینیم در کنام خداوند که خداوند از زنهای بسیار زیاد استفاده کرد و خداوند خواست که برای اونا وزایف بده و از طریق اونا پلان خدا عملی بکنه در اون صورت ما میتانیم بگویم که امروز چرا انسان ها باید بین زن و مرد فرق بکنن میبینیم در فرهنگ ما میبینیم در افغانستان میبینیم در وطن ما که چقدر فرق است بین زن و مرد چقدر زن هقیل مشمارن چقدر زن تحقیل میشه چقدر او از تمام اتا از حقوق اولیه در درساندان او از او محروم است در بین خانواده او از تمام حق و حقوق محروم است در حال که کلامی که ما در دست داریم کلام خداوند و خود خداوند بر زن ارزش بسیار زیاد قایل است اینجا ما یک مثال شدیدیم مثال دیبورا که او یک زن بود مگر خداوند او را انتخاب کرده بود که فیصله بکنه در راجه با زندگی سرای قوم کرد و وقتی فیصله می کرد تمام فیصله و تمام تصمیمات هورا می برد از خداوند مفروض اگر وزا تسondsی justice خداوند افراد سهای توسطیların خادم هفاد به بهت وجود دوباره خون دواری اگر کلام هدمити افراد خداوند داشته باشیم به او صورت تمام اعمال و کردار ما هم مثل اعمال و کردار خداوند می باشد دعای مایی است که در افغانستان زن عرضش واقعی خود که کلام خداوند و خود خداوند برش داده او را دریافت بکنند در عیسایی مسیح آمین دوستای عزیز ما به درسهای خود از رساله یعقوب دوام می دیم و موضوع امروز است در مورد بلای زبان بلای زبان خوب شد و قدر انوان بسیار مصبت نباشه ولی ما می خواهم ای آیتها را از رساله یعقوب بخانم و آقای آرلی ای آیتها را برما تشریف و توزیح خواد کردند رساله یعقوب فصل ثوم آیه های یک تا دوازده زبان انسان مانند آتش است ای عزیزان نباید همه تان در کلیسا معلم باشید زیرا می دانید که روز داوری برای ما معلمان سختتر خواهد بود ما همه اشتباه میکنیم اما اگر کسی در سخنگفتن اشتباه نمی کند انسان کامل است که می تواند بر تمام بدن خود تسلط داشته باشد ما به دهن عصب لگام و تسمه می بندیم تا از ما اطاعت کند و با این وسیله کوچک تمام بدن عصب را به هر طرف که بخواهیم می گردانیم همچنان با کشتی های بسیار بزرگ ببینید که در بادهای شدید با استفاده از یک آله بسیار کوچک که در زیر کشتی قرار دارد هدایت نشوند و به هر جا که کشتی ایران بخواهد آن را می برد زبان هم همین طور است اگرچه عضو بسیار کوچک است اما ادعاهای بزرگ دارد جنگل های بزرگ را تصور کنید که با یک جرقه می توانند آتش بگیرند زبان هم مانند آتش است دنیا پرست شرارت در وجود ما که تمام وجود ما را آلوده می سازد زبان تمام امور زندگی ما را با آتش می کشاند و این آتش از دوزخ است در طبیعت تمام هیوانات وحشی پرندگان خزندگان و مایی ها با وسیل انسان رام می شوند ولی انسان هرگز نتوانسته است که زبان خود را رام سازد و زیر فرمان خود نگه دارد زبان شریر و رام نشوندی رام نشدنی و پر زهر کشنده است با زبان خود خداوند یعنی پدر آسمانی را ستایش می کنیم و با همان زبان انسان را که به صورت خدا آفریده شده است دشنام می دهیم از یک دهان هم ستایش شنیده می شود و هم دشنام دوستان عزیز این کار درست نیست آیا امکان دارد که از یک چشمه هم آب شیرین و هم آب شوب جاری شود و هم آب شور جاری شود آیا درخت انجیر می تواند زیتون و یا تاک انگور انجیر حاصل بدهد همین طور یک چشمه آب شور هم نمی تواند از خود آب شیرین جاری سازد خداوند کلامش برکت بده بفرماییم آقا شاید خوب تشکر برادر شاید زبان شایر مولانا بلخی فکر می کنم از مولانا هستند گفته ای زبان هم گنج به پایان توی ای زبان هم رنج به درمان توی هم گنج است و هم رنج است و شما گفتین بلای اصرف زبان است ولی هم برکته است پس هم بلای در زبان می بینیم و هم برکته می بینیم و شما پیشتر گفتین که انسان از هیوان فرق داره چون انسان به شر دوست است هم نوع خودت دوست داره و کمک می کنه و انسان هم از هیوان فرق می کنه چون انسان احلی گفتگو است ما به هم گپ می زنیم قصه می کنیم امیالی که ما شما اینجا در استوژو استیم برادر شاید ما به هم قصه می کنیم صحبت می کنیم با بینندگانی هستند که این گپ های ما را می شنوان تکنیک است تلویزیون است ولی احلی موضوع در میان صحبت است و این صحبت هم بلاه است و هم می تونه برکت باشه و نویسنده یعکوب که شما خاندین تصویر های زیاده را برای ما نشان می ده که این ازوی کوچکی که در دهان هم است زبان گره چه نفکرد این تک گشت است این زبان که خنجر است صدا است باد است و این هم در کار است که ما تفاکر خود را از این طریق به دیگه را می رسانیم و اونا به گشت ای را می گیرند و آن را هم تشخیص می کنند هر جمع وسیله است این پروسه ارتباط بر قرار گذاشته ولی گفته که این زبان مثل یک لگامه که در دهان اصب می مانیم که یک هیوانی کلان است به وسیل این لگام می تونین بگردانیم یا آلیه کوچکی که در پشت سری در زیر کشتی می مانیم اما کشتی کلانه می تونین به هر کجا جهت بدین می گه زبان مثل آتشه است که جنگل یعنی جرقه کوچکی تمام جنگل ها می تونه آتش بسازه و زبان چی پوتنشل زیادی داره هم پوتنشل مزر و هم پوتنشل مصبت گنج هم داره و رنج هم داره و وقتی که در مورد صحبت کمی تصویر می کنیم ما شما گپ می زنیم گپ چی است یا سخن گفتن چی است از طریق این سخن ما معلومات به یکی دیگر شاریک می سازیم ولی بیشتر از معلومات ما هم یکی دیگر مشارکت داشته باشیم ما می خانیم و می خندانیم از طریق صحبت ولی امیگتر از آن ما می تونیم ارتباط را با یکی دیگر برکرار کنیم از طریق شب از طریق صحبت پس این صحبت بسیار شاید مهمترین موضوعی است در به شریعت پس چی کار می کنیم با این صحبت نویسنده صادق هدایت یک در قرن گزشته یک کتابچه مختصر نشته است به نام حاجی آقا در مورد یک مرد که سری خود بسیار حساب می کنه و این یک قسمت می خانیم بخانیم میگه حاجی آقا این زبان حرف های زد و نقیس می زد و می اندشید که زبان یک ٹکا گوشت است که می شماد به هر صوب گردانید و از این رو کار چاک کند و اینجا ادامه می داره که زبان این را می پسندید خب از یک نظر راست میگه ببخشین این زبان که در دهان ما شماست واقع درست است یک ٹکا گوشت است و وقتی که الآن گپ می زنیم این را شور می دهیم و صدا است، باد است خنجره است این چیزها و از طریق این چیزها صحبت است اما منظور نویسنده خامیقتر است آیا صحبت فقط وسیله است که ما بتانیم آنچه که دلم است به دست بیاریم ما میخوام امروز در این چند دقیقه که با هم استیم از کتاب امثال سالمان از مثال های مختلف از امثال سالمان با هم شاریک سازیم این کتاب هم به زبان پشتو هم چپ شده است به نام خزنه حکمت که اینجا هم مزمور است مزامیر است به زبان پشتو و هم امثال سالمان است به زبان پشتو اگر شما در ویب سایت افگان بایبلز برین می تونین او را در اونجا هم پیدا کنین ومثال های زیادی را می بینیم رجع به این موضوعی زبان و اونجا مثلا می گم که مرگ و زندگی در قدرت زبان است حرف زبانت می تواند حیات تو را حفظ کند یا آن را برباده هد بنابراین عواقب حرف های خود را خواهی دید پس ما این مثال ها را به دو طرف تقسیم کردیم حرف های مخرب و کشنده و یا بلا رنج و حرف های مصبت سازنده و برکت دو قسمت دارم بله آقای آرلی شما بسیار خوب صحبت را آغاز کردین شما گفتین زبان هم بلا است و هم برکت سوال ما این است که چرا در اینجا در رساله یعقوب تنها در مورد بدیهای زبان گفته شده که زبان یک بلا است در دگه جای کتاب مقدس ما میخانیم ولی در اینجا گفته نشده خوب اشاره شده برادر شایب میگه هم از چشمه آیا میتونیم هم آب شرینه و هم آب شوره اونجا میبینیم هم میتونیم ستایش بکنی خدا را در مورد زبان و هم کسی دیگر دشنا کنی پس و بیشتر البته بیشتر تکید میکنه با زرر زبان و ما ایتون تصویر میکنیم در اون زمان چلیصه نوپا بود ایمانداران تازه جم شده