ایمان و عمل

  ۳۰ دقیقه

عمل، داشتن ایمان را ثابت می‌سازد و یا ایمان بوجود آورندهٔ عمل است. چه چیز ابراهیم را عادل شمرد ایمان و یا عمل. راحاب چطور نجات یافت. ایمان بدون عمل مرده است.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض ای برادران چی فایده دارد اگر کسی بگوید من ایمان دارم ولی عمل او این را ثابت نکند آیا ایمانش می تواند او را نجات بخشد؟ بس اگر برادر یا خوهر که برهنه و محتاج غذای روزانه خود باشد پیش شما بیاید و یکی از شما به ایشان بگوید بسلامت بروید انشالله خدا خوراک و لباس برساند چی چیز فایده آنها می شود؟ هیچ مگر آنکه اتیاجات مادی آنها را براورید امین طور ایمان که با عمل عمران نباشد مرده است ممکن است کسی بگوید تو ایمان داری و من عمل نیکو تو بمن ثابت کن چگونه می توانی بدون عمل نیک ایمان داشته باشی و من ایمان خود را به وسیله عمل خش به تو ثابت می کنم تو ایمان داری که خدا واحد است بسیار خوب شیاطین هم ایمان دارن و از ترس می لرزن ای مرد نادان آیا نمی دانی که ایمان بدون عمل نیک بسمر است؟ پدر ما ابراهیم به خاطر عمل خود در وقت که پسر خش اصحاق را در قربانگاه تقدیم خدا کرد نیک و عادل شمرده شد می بینی که چگونه ایمان او محرک عمل او بود و عمل او نیز ایمانش را کامل گردانید و کلام خدا که می فرماید ابراهیم به خدا ایمان آورد و این برایش عدالت شمرده شد تمام شد و او دوست خدا خونده شد پس می بینید که چگونه انسان نفقد از رای ایمان بلکه به وسیل اعمال خود عادل شمرده می شود همین طور راها به فائشه نیز با عمل نیک خود یعنی پنا دادن به قاصدان اسرائیلی و روانه کردن آنها از رای دیگر عادل شمرده شد ایمان به عمل مانند بدن به روح مرده است سلام دوست های می روان با شنگیدن راژیو صدای زندگی راژیو خودتان خوش آمدین من جاوید هستم که برای تقدیم کدن صحبت امروز از رساله یعقوب رسول در خدمت شما قرار دارم من میرویس هم به شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم میکنم از خداهان می خواهیم که همیشه خوش و سلامت باشین دوست های عزیز حال بیاین که یک اعلان را پشنبیم بعد از شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم دوست های میرون به صحبت خود ادامه می کنیم ما در شروع از فصل دوی رساله یعقوب رسول از آیه 14 تا 26 را شنیدیم در این قسمت یعقوب رسول در باره این صحبت کرده بود که آیا ایمان مقدمتر است ویا عمل؟ در این باره در بین ما ایمانداران به ایسای مسیح جهربس های همیشه وجود دارد یعقوب رسول در این قسمت رساله خود در این باره روشنی انداخته ما در آیت آخر این قسمت شنیدیم که ایمان بیعمل مانند بدن بیروح است مرده است آیا ای آیت سرچپه ویا محکوص نیست؟ منظور تانی است میروی جان که ای آیت باید به این شکل میبود عمل بدون ایمان مانند بدن بیروح و مرده است واقعا وقتی که ای آیت رو میخانم اکثرا فکر میکنیم که ای آیت گویا محکوص نوشته شده ما معمولا ایمان بر روح و عمل به جسم ویا بدن نسبت میدیم ایمان هم اکثرا در محیط روحانی واقع میشه و عمل هم در محیط جسمانی آیا این گفت حقیقت نداره جاو جان؟ بله میروی جان از یک نگاه این گفت شما درست است و حقیقت داره اما در عین زمان باید متواجه باشیم وقتی که در باره موضوعات در کلام خدا دوچار سردرگومی میشیم ای سردرگومی ما را به کشف عقایق در اون موضوع کمک میکنه ما به قسمتهای دیگه کلام خدا در باره اون موضوع مراجعه میکنیم در باره اش فکر کنه دعا میکنیم خدا برای درک اون موضوع و چیزهای زیادتر از اون مارا کمک میکنه یعقوب رسول در باره یک مشکلی که در اون وقت در کلیسا وجود آمده بود بسیار تشویش داشت مشکلی که در اون وقت یعقوب رسول به او روبرو شده بود حاله هم در کلیسا و در بین ما و شما وجود داره در اصل یعقوب رسول صحبت کدن در باره این مشکل را از فصل گزشته شروع کده بود او این مشکل بیان کده گفت مردم با وجود که کلام را میشنوان اما متاسفانه به او به دقیقت گوش نمیگیرن و مهم تر از همه به او عمل نمیکنن یعقوب رسول از زبان مردم میشونید که اونا در باره ایمان گفت میزنند و بسیار ایمان ایمان میگویند اما متاسفانه دقیقت درک و فکر اونا در باره ایمان بسیار خام و سطیه است ایمان اونا به وضعی که بر معنی و معفوم غنی ایمان و اعتماد با خدا زنده و پر از محبت استوار باشد با چیزهای خیالی و بمعفوم بناشده مثل که یعقوب رسول میگه اینن مثل بدن که در او روح وجود نداشته باشه اما این موضوع در آیت 19 این قسمت به روشنی میبینیم که میگه تو ایمان داری که خدا واحد است بسیار خوب شیطان هم ایمان داره و از ترس میلرزه در این قسمت یعقوب رسول به گذاشته ها به اطراف ایمان یعودیت قدیم میره که میگوید خدا یکی است خدای قادر مطلق در قدیم یکی بود و حال هم یک خدا است این یگانگی خدا قلب دعا و اطراف ایمان یعودیت را تشکیل میداد که میگفت ای اسرائیل بشنو خداون خدای ما خداون یکتا و یگانه است خداون خدای خود را با تمامی دل و تمامی جان و تمامی قوت خود دوست بدار ایسای مسید در اخیر قسمت اطراف ایمان یک قسمت را به او علاوه کده که یعقوب در قسمت های قبلی رساله خود او را به نام قانون شاهنه یاد کند قانون شاهنه که ایسای مسید به او علاوه کده ای است و همسایه خود را مانند خود دوست بدار وقتی که ما صرف توتیوار با زبان خود اقرار کنیم که خدا یک یک است این موضوع ایچ تغییر را نمیتوند در زندگی عملی ایمانی ما باوجود بیارد مثل که بعض مردم با تسبیح روزانه هزار دفع خدا خدا میگن اما زندگی عملیشان بخاست خدا نمی باشه این ورد کدن اونا بفایده است یعقوب در این باره گپ جالبه میزنه و میگه شیطان هم ایمان داره و از ترس میلرزه که خدا یکانه است آیا این ترس و لرز او میتونه اونا را خوب بسازه؟ در اینجا به صورت کامل واضح میشه که مقصد یعقوب از ایمان در این قسمت او ایمان نیست که پولوس و دیگران به معنی استوار بودن بر پوری کامل شخص ایسای مسیح انکشاف دادن معنی اقرار ایمان یهوتیت قدیم که میگه خدا یک خدا است او هم به این معنی است که ایمان و عمل لازم و ملزوم یک دگه است یعقوب به این تاکید میکنه که ایمان لازم است که صرف دگب و یا لفظ باقی نمانه بلکه در عمل زندگی پیاده شوه و یا سمر ایمان در شاخهای زندگی دیده شوه البته این عمل به ایسای مسیح استوار باشه و تغییر قابل ملاحظه در زندگی شخص ایماندار باوجود بیره در غیر او ایمان به چیز بهتاسیر و به سمر تبدیل میشه دوست های می روان آلی بیاین که با هم یک آهنگ بشنویم بعد شنودن آهنگ دوباره در خدمت شما آزر می شیم مسیح ما بهر نجات توز غم آمده است مسیح ما در بگو شاید برو ایسا دل بسو فارد به منجیه ما در بگو شاید برو ایسا دل بسو فارد به منجیه ما بردر قلبت منتظر استاد است مسیح ما بهر نجات توز غم آمده است مسیح ما بردر قلبت منتظر استاد است مسیح ما بهر نجات توز غم آمده است مسیح ما در بگو شاید برو ایسا دل بسو فارد به منجیه ما در بگو شاید برو ایسا دل بسو فارد به منجیه ما مجده دارم بیخین چوزو نباشد کسمین مجده دارم بیخین چوزو نباشد کسمین هرگز نیابی چون مستین هم دمو یار نازنین هرگز نیابی چون مستین هم دمو یار نازنین بردر قلبت منتظر استاد است مسیح ما بهر نجات توز غم آمده است مسیح ما در بگو شاید برو ایسا دل بسو فارد به منجیه ما در بگو شاید برو ایسا دل بسو فارد به منجیه ما بردر قلبت منتظر استاد است مسیح ما بهر نجات توز غم آمده است مسیح ما بردر قلبت منتظر استاد است مسیح ما بهر نجات توز غم آمده است مسیح ما سناونده ازیز با برنامه خود ادامه می دیم در این نقطه یعقوب با پولوس رسول در حقیقت هم نظر می شه مثل که پولوس به غلاطیان نوشته می کنه آن چه اهمیت دارد ایمان است که با محبت عمل می کند عینی این موضوع یعنی پیاده کدن ایمان در عمله یعقوب رسول در آیات 15 و 16 هم به تصویر کشیده در حقیقت اگر خوب دقت کنیم این صرف یک تصویر کشی نیست بلکه در نظر داشته تمام رساله یعقوب رسول یکی از کارهای است که یعقوب رسول از پیروان ایسای مسیح تقاضا می کند که اونا باید عملا انجام بده این کار موازبت کدن از فغره و دستگیری نیازمنده است اگر ما کمک کدن به نیازمنده را صرف در گپ انجام بدیم و در عمل هیچ چیز نکنیم این گپ خشک و خالی ما به شخص نیازمند چی کمک کده می تونه مثل که یعقوب رسول مثال آورده می گه ما به شخص که غذا و لباس نداره بگوییم که به سلامت بروید و گرم و سیر شوید این گپ ما به چی درد اون شخص می خوره؟ این گپ ها و یا این گفت ها هیچ درد را دوانه می کند و مثل ورت کدن خدا خدا اما بدون عمل هست این گپ ها بغیر از کلمات بی محتوی و یا به گفته مردم گپ های مفت چیزی دیگر نمی تانند باشند گپ های مفت هم مثل گنجشک های نا گرفته هستند بله مردم می گه گنجشک های نا گرفته روپره چلته هست یعنی هیچ عرضش ندارند ضرورت هست که گفتار ما در عمل پیاده شوه و کار را انجام بده در باره ایمان هم این چیز صدق می کند ایمان بی عمل مثل ای هست که از یک صندوق صدا برایه و بگویه ما به یک خدا ایمان دارم امیدوار هستم که ای کار بکنه صرف گفتن ای جمله نمی تانه ایچ کار را انجام بده و ایچ درد را نمی تانه دوا کنه ایمان که نتانه تغییر اساسی را در زندگی عملی یک شخص با وجود بیاره ای ایمان بفایده هست و نمی تانه یک شخص ها از گناه و مارک نجات بده در این قسمت یعقوب رسول از دو شخصیت عهد قدیم کتاب مقدس یاداوری می کنه مثل پولوس یعقوب هم اول از ابراهیم پدر قوم اسرائیل ذکر می کنه شنونده عزیز در عهد قدیم کتاب مقدس در کتاب پیدایش فصل پانزده ابراهیم در حالی که هیچ فرزند نداره او به وعده خدا ایمان میاره که صاحب خانواده بزرگ خواد شد بعد یعقوب این قسمت را با فصل 22 کتاب پیدایش وصل می کند در قسمت های بعدی کتاب پیدایش ما در باره ابراهیم موضوعات عجیبی نمی خونیم که او از کنیز خود آجر صاحب فرزنده به نام اسمایل می شود و خدا اونا را دور می فرسته بعد از او خدا به ابراهیم عمر می کند که پسر دگیش که اسحاق نام داره و از ساره خانمش از قربانی کنه اسحاق پسر بود که تواسط او تمام وعده های خدا به ابراهیم کده بود عملی می شود این قسمت یعنی آزمایش ابراهیم بر قربانی کدن پسرش اسحاق واقعا بسیار تاریک و گنگ بود اما باز هم ابراهیم از این آزمایش معفق و سرخ روح بیرون شد دلیلش ای بود که ابراهیم ایمان داشت که خدا هر وعده خدا بدون قید و شرط عملی می کند ابراهیم در عمل نشان داد که ایمان او به خدا استوار و مستقم است و او را در عمل هم نشان داد این پیاده کدن ایمان او در عمل بود که خدا به حساب آدل شمرده شدن او گذاشت خدا از ما این قسم ایمان رو می خواهد خدا از ما نمی خواهد که ما نام او را هزار دفع در روز و شب تکرار کنیم و سنگ ایمانداری به خدا را به سینه بزنیم اما در عمل بر او ایچ کار را انجام ندهیم ایمان ابراهیم ایمان زنده بود ایمان زنده یعنی ایمانی که در عمل دیده شوه ابراهیم کدام ایماندار خیالی نبود بلکه او با شناخت کامل از خدا و رفاقت و نزدیکی کامل با خدا سرچشمه گرفته بود آیه 23 ای قسمت رساله یعقوب رسول با آیه 8 فصل 41 اشعیه ارتباط می گیره که می گوید تو های اسرائیل بنده ایمن و تو های یعقوب برگوزیده ایمن و ذریت دوست ایمن ابراهیم ای دوستی و رفاقت بین ابراهیم و خدای قادر مطلق در حد تجسم یافته بود که خدا در پیداهش فصل 15 آیه 7 تا 20 با ابراهیم برقرار ساخت بعدن در فصل 22 آیه های 15 تا 18 با او تاکید کرد وقتی که یعقوب رسول مثل پولوس رسول او را بنام در عدالت قرار گرفتن ابراهیم یاد می کند ای عدالت به اساس ای عهد که بین خدا و ابراهیم بسته شده بود استوار است وقتی که خدا یک شخص شامل عهد خود می سازه حق عادل شمرده شدنه با او می بخشه وقتی که او عادل شمرده شد او اوزو اعزازهای خانواده بخشیده شده خدا هم می شه منظور یعقوب رسول از مثال آوردن ابراهیم پدر ایمانداران در مورد ایمان و عمل ای است که ابراهیم بدون عملی ساختن ایمان خود عادل شمرده نشد ما هم نمی تانیم که صرف با اقرار ایمان عادل شمرده شویم لازم است که ایمان ما در عمل دیده شوه بعض ایمانداران وطن افغان ما دوچار این غلط فهمی هستند که گویا ایمان مسیح صرف اقرار ایمان است و به عمد چندان امیت نمی ده اگر می خواهید حقیقتا نجات پیدا کنین لازم است که به خدا ایمان زنده داشته باشید ابراهیم ایمان زنده داشت و عادل شمرده شد ایمان زنده یعنی ایمان که در عمل و زندگی سمر بده شخصیت دومی که یعقوب رسول در مورد ایمان و عمل از عهد قدیم کتاب مقدس ذکر می کنه او خانوم به نام راحاب است چون ما راحاب را از عهد قدیم کتاب مقدس می شناسیم که او یک زن خدا ناشناس و فایشه بود مثال آوردن او توسط یعقوب رسول به حیث نمونه ایمان بره ما مثال نادرست و عجیب به نظر می رسه شنوانده ازیز حال بیاین که یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شه در زمان که قوم اسرائیل می خواستند از دریای اوردن اوبور کده به سرزمین محوود یعنی کنها هم داخل شوند اولین ادفشاند به دستاوردان شهر یریهو بود که راحاب نیست در این شهر زندگی می کرد در حد قدیم کتاب مقدس می خونیم یهوشه سردار در این شهر زندگی می کند در حد قدیم کتاب مقدس می خونیم یهوشه سردار لشکر اسرائیل دون نفر را برای جاسوسی پیش و زمله به این شهر روان می کند این دون نفر جاسوس شب را در خانه راحاب تیر می کند راحاب این دون نفر را از اساکر دشمند که به دنبال اونا می گشتند محافظت می کند در این دوران راحاب به خدای اسرائیل که خدا یک قی آسمان و زمین از ایمان میره ما این قصر را در حد قدیم کتاب مقدس در کتاب یهوشه فصل دو آیه 11 می تانیم بخونیم مقصد اصلی یعقوب رسول برای مثال آوردن راحاب به حیث نمونه ایمان دهی است که راحاب با وجود که به خطر رو برو بود او ایمان خود را با محافظت کدن او دون نفر جاسوس در عمل پیاده کد یهوشه هم وقتی به شهر یریهو حمله کد راحاب و خانواده او را از کشت شدن نجات داد ای طور مالوم می شد که راحاب پسانتر با کدام مرد اسرائیلی ازدواج کرد و با ما در کلان بسیار دور داود پادشاه نبی تبدیل شد راحاب از طریق داود پادشاه در نسب نامه خود ایسای مسیح هم شامل شده است ما شما افغانهایی که به ایسای مسیح ایمان داریم باوجود که هر روز با خطرات مستقیم و غیر مستقیم رو برو استیم و انجام دادن بسیار کارها برای ما نمومکن مالوم می شد اما باز هم در ایمان خود استوار می مونیم و او را در عمل پیاده می کنیم ایست ایمان حقیقی و زنده ایمان زنده در آل رشت کدن می باشه و به طرف پختگی عرقت می کند از نظر یعقوب هم ای ایمان زنده و حقیقی است ایمانی که صرف در گب باشه و در عمل دیده نشه او ایمان زنده نیست بلکه مرده و یا جسد بی جان می باشه صرف با داشتن ای ایمان زنده ما می تونیم آدل شمرده شویم آیه 24 ای قسمت رساله یعقوب رسول به ما گفت پس می بینید که چگونه انسان نفقت از راه ایمان بلکه با وسیله اعمال خود آدل شمرده می شود در این صورت است که ما از مرگ در گناه نجات پیدا می کنیم در آیت 14 ای قسمت هم یعقوب رسول به ما گفت ای ایمان است که در رساله یعقوب رسول به ما معرفی شده است باوجود که چالش ها برای عملی کنن ایمان پیش روی ما زیاد است اما باوجود ای هم ای ایمان است که باید در عمل زندگی ما دیده شود ایسا مسیح پلو شاگردان تو اون فرمایید هر کلی چه تا سو دعا که باید نداسه باید ای پلارا چه آسمان ای پلارا چه آسمان نم دیوی پک پکول جهان ای پلارا ای پلارا باچای دراشی پهر زدکه او گناه ندخلاشی هر انسان ای پلارا ای پلارا ستار زاده پراشی پازمکه لکچه پورکی که آسمان ای پلارا ستار زاده پراشی پازمکه لکچه پورکی که آسمان شنونده های عزیز شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید با ادراس فیسبوک ما اگر شما مئل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهاده های تان را همراه ما مطرح کنید میتوانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد