۳۰ دقیقه
خدا به اساس ارزشهای دنیا بین انسانها فرق قایل نمی شود و محبت او همگانی و برای همه است. کلیسا نیز لازم است که از آن پیروی کند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض ای برادران ای برادران ایمان شما به ایسای مسیح خداوند جلال با ظاهر بینی و طرفدار نباشد اگر شخص با انگشتر اطلاع و لباس فاخر به عبادتگاه شما بیاید و فقیر با لباس پاره نیز وارد شود و شما به کسی که لباس فاخر دارد احترام بگذارید و به او بگوید بفرمایید بالا بنیشینید و به آن شخص فقیر بگوید درانجا بیست و یا در اینجا روی زمین پیش پای من بنیشین آیا با این عمل در بین خود طرفداری نمی کنید و آیا قضاوت شما از روی فکرهای پلید نیست ای برادران عزیز گوش دهید مگر خدا فقیران این دنیا را بر نگذیده است تا در ایمان دولتمن و وارس آن پاتشایی باشن که او به دوستاران خود وعده داده است اما شما به فقرها به احترامی می کنید آیا دولتمندان به شما ظلم نمی کنن و شما را به پای میز محاکمه نمی کشن و آیا آنها به نام نیکوی که خدا بر شما ناده است به هرمتی نمی کنن اگر شما اکم شاهانه را که در کلام خدا است و می فرماید امسایه خود را مانند خش دوست بدار به جا آورید کار نیکو کرده اید اما اگر بین اشخاص از روی ظاهر آنها طرف داری می کنید مرتقب گناه شده اید و شریعت شما را به عنوان خطاکار محکم می نماید چون اگر کسی تمام شریعت را رعایت کند و فقط یکی از احکام آن را بشکند باز هم در مقابل تمام شریعت مقصر است زیرا همان کسی که گفت زنا نکن هم چنین گفته است قتل نکن بس اگر تو از زنا پاک باشی ولی مرتقب قتل شوی باز هم شریعت را شکسته اید مانند کسان سخن گویید و عمل نمایید که خداوند بر اساس این شریعت آزادی بخش در باره آنها قضاوت می کند چون خدا بر کسی که رحم نکرده رحیم نخواهد بود ولی امیشه رحمت بر داوری کامیاب خواهد شد سلام دوستای مهربان با شنیدن راڈیو صدای زندگی خوش آمدید من میرویس هستم که بر تقدیم کدن صحبت امروز از رساله یعقوب در خدمت شما عزیزان قرار دارم من جاویت هم با شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم میکنم از خداوند میخواهم که همیشه خوش و سلامت باشین ما در شروع از فصل 21 رساله یعقوب رسول از آیات 1 تا 13 را شنیدیم در این قسمت یعقوب رسول در باره این صحبت کده بود که خدا بین انسانها به اساس عرضش های دنیا فرق قائل نمیشه دوستای مهربان حالا بیاین که یک ایلان را بشنیم بعد از شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما آزر میشه شنونده عزیز به برنامه خود ادامه میدیم ما و شما در این باره زیاد شنیدیم که ما نباید بین اشخاص و دوستان خود به اساس موقعیت اجتماعیشان فرق قائل شویم کسانی که با دیدن به اسطلاح به اونا چاپلوسی میکنند این رسم اشخاص ها اکثران مردم بد میگن و خوب نمیبینند در باره چاپلوسا یک قصه در دربار سلطان محمود بسیار مشهور است قصه میکنند که سلطان محمود در سفر بود و بسیار گرست نشده بود خدمتگار خاصش برش بانجان برانی را آورد و پیش رویش ماند تا سلطان او را نوشی جان کند وقتی که سلطان بانجان برانی را نوشی جان کد بسیار خوشش آمد و شروع به تعریف کدن او کد و گفت بانجان برانی از بیترین غذاهای مزدار است که تا حال ما نوشی جان کدیم خدمتگارش هم فوراً به تعریف کدن بانجان شروع کد خواس شفادهنده و چیزهای بسیار زیاد در صفت بانجان به سلطان بیان کد وقتی که سلطان سیل شد گفت بانجان یک چیزی بسیار مظهر است اگر گروستن نمی بودم ارگست ای بانجان برانی را نوشی جان نمی کدم خدمتگارش هم فوراً در بدگویی بانجان شروع کد و از آران نقص و حیب او را بیان کد وقتی که خدمتگار در بدگویی بانجان زیاد روی کد سلطان با او گفت او آدم تو چند لذه پیش از بانجان تعریف می کدی آره بدگویی می کنی خدمتگار گفت سلطان من خدمتگار شما هستم نه خدمتگار بانجان من چیز را باید بگویم که شما خوشتان بیارد نه از بانجان قصه واقعاً جالب بود مثل که پیشتر هم گفتیم حال هم بزرگا و اولیای مملکت که به دور خود یک تعداد چپلوس دارند که اکثران دور اونا را حلقه زدند و اونا را از دیدن حقائق کر نگاه می کنند ای چپلوس ها برهبرا و بزرگا گپای می زنند که مورد پسند اونا هست و اونا را با صفت کردن های زیادتر مغرور و خودکامه می سازند دوست های عزیز حال بیاین که با هم یک آهنگ را بشنویم بعد از شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر می شید موسیقی عیماتی شاه من منجی و راه من عیماتی شاه من منجی و راه من تمرا صدا کردی بخوداش نکردی قلب من صفا کردی درد من دوا کردی عیماتی شاه من منجی و راه من موسیقی چی آیان قیامتوز چی بلان مقامتوز چی شیرین پیامتوز بدلم کلامتوز چی شیرین پیامتوز بدلم کلامتوز عیماتی شاه من منجی و راه من عیماتی شاه من منجی و راه من تمرا صدا کردی بخوداش نکردی قلب من صفا کردی درد من دوا کردی عیماتی شاه من منجی و راه من موسیقی می روان با پایه تو تراستان با جایه تو چی خشبود آتایه تو خونه پر بهایه تو چی خشبود آتایه تو خونه پر بهایه تو عیماتی شاه من منجی و راه من عیماتی شاه من منجی و راه من تمرا صدا کردی بخوداش نکردی قلب من صفا کردی درد من دوا کردی عیماتی شاه من دوست های می روان ما امکان داره بخاطر بعض کارهایی که در زندگی خود کدیم خجالت کشدیم اما یک دفعه بسیار احساس شرمندگی و خجالتی کدم سال های پیش ایده رستاخیز یسای مسیح بود و بسیار کوشش کدم که صبح وقت به کلیسا و در محفل خاص عبادت که به این مناسبت تشکیل شده بود شرکت کنم وقتی که به کلیسا رسیدم دیدم که مردم در قطار استاده هستند که داخل کلیسا شوند اطرح معلوم می شد که داخل کلیسا هم از مردم تا حد زیاد پر شده بود من داخل قطار ایدان استاده بودم که در این وقت یک صدای آشنا بگوشم رسید که نام مره گرفته سلام داد وقتی که روی خود را دور دادم متوجه شدم که یکی از خادمین کلیسا بود بعد سلام الیک دست مره گرفته بدین نوبت داخل کلیسا برد و کاملا در قطار پیش رو برم جای داد من باوجود که در جای فوق قلاده خوب و آلام ششته بودم اما در درون خود احساس آرامش و خوشی نمی کدم چون در اون وقت وقت فصل دوم رساله پولس یعقوب به یاد آماد و خود را بسیار ملامت کدم و این سوال در ذهن ام گشت که آیا این خادم کلیسا در این وقتهای نزدیک رساله یعقوب خانده یا نه؟ اگرچه داعیت 13 فصل دوی رساله یعقوب در این بار سوبت می شد که یک شخص نباید در هر چیز خدا قاضی بسازه و قضاوت کنه اما همه فصل دوی رساله یعقوب در باره اصول ساده در نظر نگرفتن و زشن دادن با مقام و منظلت اجتماعی در کلیسا سوبت می کند یعنی که همه بدون در نظر داشت مقام اجتماعی و اقتصادی در کلیسا از یک قسم صلاحیت ها برخوردار است مقصد یعقوب که در آخر فصل اول بیان شده اگرچه مستقیم نیست اما هدفش ای است که نباید کسافات و یا به استلاح چرک دنیا شما را ملوث بسازه و به اونا اجازه بتین که داخل کلیسا شده و یا با خود داخل کلیسا بسازید ترس فکر دنیا به شکل است که همیشه مردم را به اساس موقف اجتماعی و اقتصادی مورد قضاوت قرار می تن و اونا را به ای اساس به گروه های مختلف تقسیم می کند و متابق او با اونا برخورد می کند اما خدا که همه انسان ها را دوزاره با اونا یک سان برخورد می کند از کلیسا می خواهد که در رفتار اجتماعی خود انکازدهنده محبت سخاوت مندانه همگانی خدا باشه در این بار در کلیسای اولیه یک رسم بسیار خوب و جالب وجود داشت وقتی که حضای کلیسا داخل کلیسا می شدن خادمین اونا را رهنمایی می کنن که در کجا بشینن اما وقتی که یک شخص تازه وارد و بیگانه و به صورت خاص یک آدم فقیر داخل کلیسا می شد کشیش خودش از جای خود می خست و در جلاو دروازه از او استقبال می کرد و در صدر مجلس عبادت به او جای می داد اما همیشه ای را آرزو دارم که این رسم در کلیسای ما هم عملی شوهد اما یعقوب در این قسمت از برخورد کدنی مساویانه اجتماعی پیشتر می روی و موضوعات دیگر رخم آرد بحث قرار می ده او به یک موضوع دیگر در این قسمت اشاره می کنه که پسانتر او را زیادتر انکشاف می ده این موضوع سروتمندان است که اونا را به حیث ستمکاران و آزاردهندگان به کلیسا معرفی می کنه در اکثر جوامه سروتمندان می تانن که سیستم قضایی را به خدمت خودشان بگیرن و قضایی و دواها را غیر عادلانه به نفع خودشان فیصله کنن سروتمندان می تانن وکلای مدافع قوی و با قدرت با پول بخرن و به خدمت خود بگیرن اتا اونا می تانن به قضایی رشوت بتن و قضایی را غیر عادلانه به نفع خودشان فیصله کنن به این ترتیب سروتمندان اکثران فقرها و بیشارگان را زیر فشار و ستم قرار می تن و حقوق اونا را غصب می کنن دوست های می روان آلی بیاین که یک ایلان را بشتاییم بعد شمیدن ایلان دوباره در خدمت شما آزر می شیم موسیقی موسیقی شنونده عزیز به پررامه خود ادامه می دیم در جامعه که یغوب زندگی میکد امکان داره که نسبت به عصر حاضر که ما و شما در او زندگی می کنیم سروتمندان ظالمتر بودن و برخورد خرابتر با فقرها می کدن از محتوی آی اف که می گه آیا آنها بنامه نیکویی که خدا بر شما نخاده است به ارمتی نمی کنی؟ اطور مالم می شه که در قرن اول میلادی سروتمندان از جنبش مسیحی که جدید آغاز شده بود بسیار زیاد احساس خطر می کدن و از آی جنبش بنامه مختلف تعویین و تقییر می کدن ای سروتمندان به درستی درک نمی کدن که اصل عدف ای جنبش که جدیدان تولد یافته چیست و در عقیب او چی کس قرار داره؟ اما یعقوب به همه ای سوالا و اتحامات جواب داره یعقوب می گه بله در عقیب ای جنبش و مسئول ای جنبش پادشاه ایسا است او خداوند مس شده و پادشاه پرجلال است یعقوب این موضوع را در فصل دو آیه یک بیان کدن می گه ای برادران ایمان شما به ایسای مسیح خداوند پرجلال با زایربینی و تعبیز امران نباشد مقصد یعقوب است که همه مقامات اجتماعی و اقتصادی همه غرور و افتخارات دنیایی همه لباسهای فاخر، تخت و تاج و خلاصه همه چیز دنیا پیش روی جلال و عظمت ایسای مسیح رنگ می بازد ایسای مسیح خودش یکی از گفتهای قدیمی و مشهور اسرائیل بیان کده می فرماید همسایت را مانند خودت دوست بدار این موضوع در تعلیم ایسای مسیح حیثیت مرکزی دارد و مسیحیان اولیه همیشه و به تکرار او را بیان می کدن تا هر لحظه در ذهنشان باشه یعقوب ضرورت احساس کد که ده این جه هم او را یادواری کده در یک حالت دیگه به کار ببره یعقوب همسایت را مانند خودت دوست بدار را عقم قانونی شما نمی دانه چون خود ایسای مسیح با او تاکید کده این قسمت یکی از قسمت های هست که نشان می ته کلیسای اولیه ایسای مسیح را به حیث پادشاه و مسیح می شناخته ایمانداران اولیه به این باور بودن و به اون کاملا ایمان داشتن که خدا توسط ایسای مسیح پادشاهی خود را تحسیز کده و اونا می خواستن با تمام دلو جان تحت قوانین ای پادشاهی زندگی کنن بره اونا فرق نمی کنه که بقیه دنیا و یا بقیه یهودیان او را قبول داشتن و یا نداشتن پس اگر این قانون و یا اکم شرعی یک اکم شاهانه و مطابق با آیات دوازده باشه شریعت آزادی بخش است کسایی که با او عمل نمی کنن کسانی بودن و هستن که شریعت را زیر پای کردن یکی از نویسندگان قدیمی در مورد شریعت کفته شریعت مثل یک صفحه شیشه است وقت که شکستانده می شود بسورت کامل می شکندد درست نیست که گفته شده کمی او شکست تایر موتر هم وقتی که پنچر شده امکان نداره که بگویم تایر کمی پنچر شده و یا کمی خراب شده تایر پنچر و خراب است کمی و زیادی او فرق نمی کند یعقوب اتا در روزهای اول جنبش مسیحی می بیند که بعض مردم به عوض که با تایرهای کامل سالم همسایت را مانند خود دوست بدار دریواری کنن با تایرهای پنچر موقف اجتماعی و اقتصادی خودم می خواهند دریواری کنن خدا هم هر کدام ما را از این حالت نجات بده یعنی بعوضی که مردم قانون تلایه اجتماعی یعنی همسایت را مانند خودت دوست بدار سرمشق زندگی خود قرار داده و به اساس او زندگی اجتماعی خودت تنظیم کنن با استفاده از زور و قوت اجتماعی و اقتصادیشان می خواهند کارها را به پیش ببرن بله با این اصول غیر عادلانه مثل تایر پنچر کارها هرگز به خوبی پیش نمیره دعا میکنم که ما و شما هر کدام از قانون تلایه ایسای مسیح در مناسبات اجتماعی خود کار بگیریم آمین قرارانده عزیز بررامه ای نوبت ما در اینجا با پایان میرسه تا تقدیم بررامه بعدی خدا یارو نگه داره تا ماشو مانو مسیح میرا بانده دودو ها غتل نگه بانده موسیقی بلدگی بول آقا تا بیان بره و غم جنو آقا تل میرا بانده بلدگی بول آقا تا بیان بره و غم جنو آقا تل میرا بانده ماشو مانو مسیح میرا بانده دودو ها غتل نگه بانده ماشو مانو مسیح میرا بانده موسیقی فوگ لطولو قلام دیسانده مینا ناز آقا هر بیانده موسیقی ماشو مانو مسیح میرا بانده دودو ها غتل نگه بانده ماشو مانو مسیح میرا بانده فوگ لطولو قلام دیسانده ماشو مانو مسیح تا زبانی در کوی برکت نه هر زمانده ماشو مانو مسیح تا زبانی در کوی برکت نه هر زمانده ماشو مانو مسیح میرا بانده ماشو مانو مسیح میرا بانده دودو ها غتل نگه بانده ماشو مانو مسیح میرا بانده مزمور هشته هم سرود پیروزی مزمور از داود که پس از رحایی از دست شاول و تمام دشمنانش آنرا سرایید ای خداوند، ای قوت من تو را محبت می نمایم خداوند سخره من است و پناهگاه و نجات دهنده من خدایم سخره من است که به او پناه می برم او سپر من و رحاننده نیرو مند و پناهگاه امن من است خداوند را که شایسته ستایش است می خوانم پس از دشمنانم رحایی میابم رشته های مرگ من را احاطه کرده و عمواج نیستی من را ترسانیده بود رشته های گور به دورم پیچیده شده و دامهای مرگ در سر راهم قرار داشت در افسردگی و پریشانی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خود فریاد براوردم او آواز مرا از عبادتگاه مقدس خود شنید و فریاد من به حضورش به گوش وی رسید آنگاه از خشم و زمین تکان خورده و لرزان گردید کوها لرزیدند و اساس آنها متزلزل شد از بینی او دود برامد و از دهانش شعله سوزنده فروزان شد و آتشها از آن افروخت گردید آسمان را پارکرد و فرود آمد و زیر پاهایش تاریکی غلیزه بود برکروب یعنی فرشته مقرب سوار بود و بر بالهای تندباد پرواز میکرد تاریکی را همچو پرده و خیمه بدور خود قرار داد مثل تاریکی آبهای امیق و عبرهای غلیزه آسمان درخشندگی حضور و عبرهای تیر راش گافت و جاله و شعله های آتش پدید آورد آنگاه خداوند از آسمان با صدای رعداسا سخن گفت و آواز خداوند متعال از میان جاله و شعله های آتش شنیده شد پستیرهای خود را فرستاد و ایشان را پراغنده ساخت و با رد و برق آنها را پریشان کرد آنگاه با عمر تو ای خداوند و با دمیدن نفس تو اماق بهرها نمایان شدند و اساس زمین آشکار گردید آنگاه از عالم بالا فرستاده مرا برداشت و از اماق آبهای بسیار بیرون کشید شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید بادرست فیسبوک ما facebook.com slash رادیو صدای زندگی اگر شما مئل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشناده های تان را همراه ما مطرح کنید میتوانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید