۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ سلام دوستای مهربان از خداوند می خواهیم که خوش و سلامت باشین دوستای مهربان ما کارکنان رادیو صدای زندگی در تلاش ای استیم که بتانیم مطالب خوب تیاه و به شما تقدیم کنیم امروز هم کوشش می کنیم که مطالب عرضش منده به شما تقدیم کنیم پس شما را دوت می کنیم که تا آخره برنامه امروز ما را همراهی کنین شنویندهی عزیز شما هم اطمن شنیدین که چند وقت پیش یک قاضی را به جرم جنایات برطرف کرده گرفتار نمودن وقتی که من این خبر شنیدم به این فکر شدم که قاضی باید عدالت کنه بخاطر که او عدالت می کنه باید عادل هم باشه اما چطور می تانه که یک شخص هم قاضی باشه و هم جانی یعنی جنایتکار اما جاوید جان کل قاضی ها این طور نیستن قاضی های خوب هم پیدا می شن بیا که مقصی یکی از این طور قاضی ها را برات بگویم یک روز یک مرد پیر و معصست از بازار تیر می شد حسین که در پاروی پدرش در دکان ششته بود سوار کرد بابا جان چرا مردم حکم خان صاحب قاضی عادل می گن؟ پدرش بر اس جواب داد بخاطر که او می فامد که غریبی و بیچارگی چیست و کسایی که سرش ظلم می شد چطور است پدر حسین به صحبت خود ادامه داد و گفت در اصل حکم خان در یک فامیل خوبی پیسدار و با عزت در این منطقی ما پیدا شده وقتی که او در سن سال تو بود رازنا او را به خاطر پیسه گریختند اونا حکیمه در یک شهر دور بردن پیش ازی که این رازنا پیسه خود از پدر حکیم گرفته بتانند حکیم بخاطر که جوان حشیار و فامیده بود از پیش اونا فرار کد و در یک شهر دگر رفت وقتی که از پیش رازنا فرار کد او نه کالا بر خود داشت و نه پیسه با وجود او هم بسیار باهمت بود در روی سرخ زندگی می کد نه گدایگری می کد و نه دوزدی می کد او با وجودی که در مشکلات زیاد بود اما باز هم بچه بسیار صادق بود او هر کاری را که پیدا می کد در او بسیار زحمت می کشید و او را با صداقت خلاص می کد او بچه زکی و حشیار بود او در شهر که بود زود مشهور شد و دکاندارا او را بخاطر صداقت و زحمت کشیش می شناختند ازی خاطر هر کمکی که از دستشان می شد با او می کدند اونا می فهمیدند که می تانند سر ای بچه جوان کوچه احتمال کنند از قضای روزگار یک روز پدر حکیم به ای شهر به تجارت آمد حکیم وقتی که پدر خود را به چشمای خود دید نمی تانست که باور کنه او فکر می کند که خو می بینه او پشت پدر خود دویده او را صداکد وقتی که پیش پدر خود رسید در بغل پدرش خود را انداخت حکیم با خوشاری به خانه خود پس آمد وقتی که به خانه رسید یک جشن کلان گرفت مهمانای او در ای جشن تفلای بیچاره کوچه بودند او کارای مقبول پوشید و استادهای خوب شروع و درست دادن به او کدند وقتی که او درست و تعلیم خلاس کد تمام مردم ما او را به حیث قاضی خود دین کدند که در دواهای ما قضاوت کنند حکیم خان می فمید که دواهای ما را چطور عادلانه قضاوت کنه به خاطره که او هم مثل ما بود او مذی غریبی و بیچارگی ما را خوب چشیده بود او دردا و تکریفهای ما را خوب می فمه با وجود که او هال پیر شده اما باز هم او در باطن خود مثل ماست بچه ایم از ای خاطر مردم حکیم خان صاحبه قاضی عادل میگن و او را احترام می کنند برمه ای سوال پیدا شد آیا بر یک قاضی هی هم لازم است که در باره زندگی روزمره مردم معلومات داشته باشه؟ شاید ای کافی باشه که او در باره قانونا خوب معلومات داشته باشه و آدم عادل باشه من فکر می کنم که یک قاضی صرف طرف یک جرم و یا جنایت باید نبینه او باید علت او را هم پر خود معروم کنه وقتی که یک قاضی از زندگی و مشکلات و جنجالای مردم باید جنایت یک شخص را بفهمه در این صورت او قضاوت عادلانه کده نمیتونه بله اما ترست شما هم حتما خبر دارین که در دوران حکومت طالبا چندین نفر زن و مرد به جرم دوزدی کدن چیزهای خورد و ریزه دستایشان بریده شد یک زن که یک دانه نانه از طبنگ نان فروشی دوزدی کده بود و دست خود را به خاطر او از دست داد غریبی و بیکاری و گشنگی اولادایش او را مجبور ساخته بود که دوزدی کنه اگر قاضی عادل باشه و قضاوت عادلانه کنه باید در باری علت دوزدی بفهمه و شرایط زندگی مردم را درک کنه در غیر او نمیتونه که قاضی عادل باشه یک خارجی یا کسی که از بین ما نباشه او نمیتونه قاضی خوب ما باشه اطمان منظورتا نیست کسی که از بین ما نباشه او مشکلات و جنجالهای ما را نمیفهمه او علت جرمهای ما را نمیفهمه پس او نمیتونه که قضاوت درست کنه بله اما اگر قاضی هایی که انسان هستن هر قدر عادل هم شون باز هم نمیتونن که ست درست عدالت کنن اما یک قاضی وجود داره که او کامرن عادل هست او بخاطر که مشکلات ما را خوب بفهمه آمد که در بین ما زندگی کنه بین کسی او را بشنوین وقتی که قوم اسرائیل از غلامی به وطن خود پس آمدن اونا خانه خدا و دیوارهای وروشیلی ما دوباره آباد کدن اونا کشوش کدن که با پیروی کدن از شریعت موسا اتر زندگی کنن که خدا را خوش بسازن اما اموطور که خدا برشان وعده کده بود اونا همیشه منتظر آمدن پادشای بودن که بیایا و سر تخت داوود پیغمبر و پادشا بشینه اما وطن اونا را یونانی ها و بعد از او رومی ها اشغال کدن اما باز هم مردم با انتظار رسدن یک دوران نو بودن دوران که دوباره قوانین خدا عملی شوا اونا منتظر بودن که ای دوران با آمدن مسیح خداوند شروع میشه اموطور که خدا امرای حضرت آدم، نو و ابراهیم حد بست کده بود یک حد نوه امرای مسیح خود، یعنی کسی که او را با پادشایی محصه کده بود بسته میکنه مردم فکر میکنن وقتی که مسیح بیایا، او رومی ها را شکست میته و اونا را از اثارتشان خلاص میکنه و مسیح پادشایی مثل حضرت داوود را دوباره برقرار میسازه ای کاملا درست بود که مسیح در وقت تینشده خدا میامد اما او بشکل میامد که ایشکس انتظار او را کده نمیتانست او رومی ها را شکست نمیداد و پادشایی دنیایی را برقرار نمیکد بلکه او پادشایی آسمانی را برقرار میکد مردم با انتظار آمدن مسیحی بودن که در ده اناسره که در ولایت رومی سوریه بود دختر جوان یک مهمان آسمانی را ملاقات کده این مهمان جبراییل فرشته خدا بود جبراییل فرشته با این دختر که مریم نامداش زایر شده گفت اما مریم از آن چی فرشته گفت بسیار پریشان شد و ندانست که معنی این سلام چیست فرشته با او گفت او بزرگ خواهد بود و به پسر خدای مطال ملاقات خواهد شد خداوند خدا تخت پادشایی جدش داود را با او اطاق خواهد فرمود او تا و عود برخاندان یعقوب فرمان رواری خواهد کرد و پادشایی او هرگز بایان نخواهد دارد این چی مجده هیرتنگیزی بود مریم مادر مسیح می شد در حاله که او باکره بود او میخواست امرای یوسف که نجار ده بود عروسی کنه او آل نامزاد یوسف بود او ایران بود که چطور آمله خواهد شد در ای ایرانی جبراییل فرشته با مریم گفت روح قداس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای مطال بر تو سایه خواهد اندارد و به این سبب آن نامزاد با قدست به سر خداون امیده خواهد شد بساس این خبر خوش مریم در حاله که انوز باکره بود نه از طریق انسانی بلکه بشکل موجزه آسا از روح خدا آمله شد جبراییل فرشته به یوسف نجار هم ظاهر شد و به او گفت که حمل مریم بشکل موجزه از طرف خداست و او انوز هم میتونه شوور او باشه و اونا نام ای طفله ایسا بانن که به معنی ایست که خداون نجات میدهد یا خداون نجات دهنده است و خداون مردم خدا توسط ایسا از گناهانشان نجات میدهد بسیار جالب است که قوم اسرائیل وقتی که از غلامی خلاص شدن در فکر پیروی کدن خدا شدن اونا تلاش کدن که از سریعت موسا پیروی کنن اما من نمیفهم که چی چیز یهودی ها را مجبور میکد که در باری آمدن مسیح وعده شده زیاد فکر کنن یهود ها در وقت زیر اثر رومی ها بودند رومی ها سر اونا ظلم میکد و از اونا مالی سنگینه میگرفت وطن اونا مستمره رومی ها بود به ای خاطر در باری مسیح ماهوت زیاد فکر میکدن که او بیایا و اونا را از غلامی رومی ها نجات بتا اونا در باری مسیح فکر غلط داشتن اونا فکر میکدن که مسیح چون از نسل حضرت داود پیغمبر میباشه او هم مثل حضرت داود یک پاتشایی دنیایی کلانه برقرار میکنه به ای خاطر یهودی ها به شوق منتظر آمدن مسیح ماهوت بودند در حاله که ای درست بود که مسیح از نسل داود باید میبود اما او بر برقراری پاتشایی آسمانی میامد نه دنیایی مردم یهود در او وقت در باری تولد مسیح هم فکرهای غلط داشتن اونا فکر میکدن که چون مسیح پاتشایی دنیاوی را برقرار میکنه او باید در کدام قصر پاتشایی تولد شوه در حاله که او از یک دختر عادی و گم نام در یک طویلی حیوانات تولد شد و در خانه یک نجار دیکران شد اما یک چیز در تولد مسیح کاملا استثنائی بود ای چیز استثنائیی بود که مسیح از یک باکره و بدون پدر جسمانی پیدا شد که در طول تاریخ انسانی هیچ کسی ای طور پیدا نشده در آن روز ها با منظور یک سرشماری اومی در سراسر دنیای روم فرمان از طرف امپراتور اغسطس صادر شد وقت دور اول این سرشماری انجام گرفت کرینیوز فرماندار کله سوریه بود پس برای انجام سرشماری هر کلی سرشماری انجام گرفت در خانه یک دختر عادی و گم نام در یک طولی حیوانات تولد شد کرینیوز فرماندار کله سوریه بود پس برای انجام سرشماری هر کس به شهر خود می رفت و یوسف نیز از شهر ناصره جلیل به یهودیه آمد تا در شهر داود که بتلهم نام داشت نام نویسی کند زیرا او از خاندان داود پیغمبر بود او مریم را که در این موقع در عقد او و حامله بود همراه خود برد انگامه که در آنجا عقامت داشتند وقت تولد تفل فرا رسید و مریم اولین فرزند خود را که پسر بود به دنیا آورد او را در قنداق پیشیده در آخر خوابانید زیرا در مسافرخانه جای برای آنان نبود در همان اطراف در میان مزاره چوبانان بودن که در وقت شب از گله خود نگهبانی می کردن فرشته خداوند در برابر ایشان استاد و شکو و جلال خداوند در اطرافشان درخشید و ایشان بسیار ترسیدن اما فرشته گفت ندرسید! من برای شما مجده دارم کشی بزرگ شامل حال تمامی این قام خواهد شد امروز در شهر داون نجاتنده برای شما به دنیا آمده است که مسید و خداوند است نشانی آن برای شما این است که نوزاد را در قنداقه پیشیده و در آخر خوابیده خانیدید ناگهان با آن فرشته فوج بزرگ از سپای آسمانی ظاهر شد که خدا را با همد و سنا می سراییدند و می گفتند خدا را در بدترین آسمان ها جلال و بر زمین در بین برزومه که مورد بسند رومه باشند سلخ و سلامتی ما بعد از آن که فرشتگان آنان را ترک کردند و با آسمان رفتند چوبانان با یک دیگر گفتند بیایید با بیتله هم برویم و واقعی را که خداوند ما را از آن آگاه ساخته هست ببینیم پس با تیزی و شتاب رفتند و مریم و یوسف و آن کودک را که در آخر خوابیده بود پیدا کردند وقت کودک را دیدند آن چی را که در باره او با آنان گفته شده بود نقل کردند همه شنویندگان از آن چی چوبانان می گفتند تعجب می کردند اما مریم تمام این چیزها را به خاطر می سپرد و در باره آنها عمیقاً فکر می کرد چوبانان برگشتند و به خاطر آن چی شینیده و دیده بودند خدا را همدوسپاس می گفتند زیرا آن چی به ایشان گفته شده بود واقعی شده بود یک هفته بعد که وقت سنت کودک فرا رسید او را ایسا نامیدند همان نام که فرشته پیش از جایگزینی او در رحم تین کرده بود موسیقی دوست های مهربان آل شما را به شنیدن یک سرود روحانی دعوت می کنم بعد از شنیدن سرود روحانی به صحبت خود ادامه می دیم موسیقی در شب تیره شبانان گله ها را پاس بان شد فرشته نازلان گا با جلال از آسمان موسیقی در جب گشتند و ترسان گفتشان را سروش مجدا وردستم این دم سوی مندارد گوش موسیقی آن که اندر شهر دعوت گشت مولود این زمان منجی عالم مسیح این از دران نشان موسیقی کان سماوی طفل زبان آشکاران نهان با قومات بس معقر کرد را خورمکان موسیقی پس گروه از ملائک آمدند از آسمان با سرود و باطره نام هم کردندی بیان موسیقی هست در بالا جلال حق زمین پر از صفا موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دانش باید ترا و گردش باید ترا آفرینش سر و سر گویاست ایسا آمده این خبر را ناطق صادق میان موج خون آن سر ببریده یه یاست ایسا آمده همزه لقا همزه مرقص همزه متا مجده است هم در این انجیل یو هناست ایسا آمده ای که بر سر تاج زیبای همی خواهی بیا تاج زیبا بر سرت ایسا است ایسا آمده موسیقی دوست های مهربان بیایند یک سرودی روحانی را بشنبیم که متلیهش است قامت مسیحا بعد از شنیدن سرود قادرس های صدای زندگی و اطلاع شما میرسن لطفا قلم و کاغذ آمده داشته باشین موسیقی آمد مسیحا آمد کشیها آمد نجات و منجیه دنیا موسیقی موسیقی چوبانان بودن در خواب آن شب ظاهر شد یک فرشته از رب داد مجده تولد ایسا روشنز نورش شد بوب و سهرا آمد مسیحا آمد کشیها آمد نجات و منجیه دنیا موسیقی دوستای عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام رو نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرس ما در قبرز اگر به انترنت دست رسی دارید می تونید به این آدرس به ما ایمیل نوشت کنید انفو اد افغان رادیو نقطه او آر جی تا ملاقات دگه خداوند یار و یاور شما باشد
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹