۲۹ دقیقه
۵ سِپتامبر ۲۰۲۶
استر و مردخای ایمان داشتند که خدا قومش را رهایی خواهد داد، اما خودشان هم دست روی دست نگذاشتند، بلکه شروع به اقدام کردند. خدا گرچه بر همه چیز حاکمیت دارد، اما کارش را از طریق انسان به انجام میرساند. برای همین است که م باید در انجام اراده او سهیم باشیم و فقط نظاره گر نباشیم و تنها به دعا اکتفا نکنیم. بسیاری از مردم به وعدههای خدا ایمان دارند، اما حاضر نیستند خود نیز گامی بر دارند. بعد از صدور فرمان کشتار یهودیان، مردخای و استر میتوانستند ناامید شوند، و تنها به فکر نجات خود بیفتند، یا فقط منتظر شوند تا خدا در امور دخالت کند. از این رو، فرصت را عنیمت شمردند و دست به کار شدند. پس شما چطور میتوانید از مرگ نجات یابید؟ نه تنها جسم انسانها به واسطه نام عیسی از مریضی جسمانی شفا مییابد بلکه مهمتر از آن روحشان از مریضی روحانی یعنی گناه نیز رستگار میگردد. بعضی میپرسند: چرا مسیحیان اینقدر تبلیغ میکنند؟ چرا مردم را راحت نمیگذارند تا مذهب خود را دنبال کنند؟ جوابی به این دسته از مردم این است که تنها به واسطه ایمان به مسیح است که میتوان نجات یافت. عیسی برای نجات گناهکارانی نطیر من و شما آمده بود. اگر همین عیسی ما را نیز نجات دهد و در درون ما زیست کند، آنگاه مشتاق خواهیم شد که خبر خوش نجات را به دیگر گناهکاران گمشده نیز بازگو کنیم.
رادیو صدای زندگی ای خداوند عشقای من را بیبین ای خداوند عشقای من را بیبین شنویندهای عزیز برنامه ای خداوند عشقای من را بیبین سلام امیدوارستم سلامتی و لباس آفیت و بطن داشته باشین شکر گذار استیم از خداوند شکره جان که این موقع را برما دا تا با شنویندهای خود همراه باشه بله ایوهی جان واقعا من هم سلامتی گرم خود با شنویندهای عزیز ما تقدیم میکنم امیدوارستم که جور و صدمن باشن بله چون که برنامه خودتان از شنویندهای عزیز امروز موضوع بسیار جالب را میخواییم بر شما بازگو کنیم امیدوارستم که از زندگی رود و نومی در برنامه قبلی ما شما برکت گرفته باشین و ببینین که چقدر یک خانم که به خدا از خدایان غیر پرستش میکنه و زندگیش چطور تغییر میافد از طریق نومی خدای حقیقی را ببینه به این خدا روی میاره آمین و ما میبینیم که واقعا چقدر خداوند از یک زن استفاده میکنه که متاسفانه در کشور ما از زنها را یعنی عرضش نمیتوند زنها را بسیار یک چیز کم شمارند اما میبینیم که در کتاب مقدس چقدر خانمها را خداوند قدر میتوند که از یک خانم دگرها چقدر برکت میگیرند امیدوار هستم که شما تماس بگیرین و بتانیم که این کتاب را برای شما روان کنیم خودتان بخوانید و زندگی روت را مطالعه کنید
پس شنویندههای عزیز روی صحبت ما روی زندگی خانم دگی است که خدا چطور عشقهای از اون را میبینه چطور تلاش میکنه برای نجات قومش برای نجات مردمش که حتی در دم مرک قرار گرفته بلکه به فکر دیگرها میباشه با ما باشین با شنویندن یک سروت ما را همراهی کنید دستها را برف رازیم و شادی کنیم همداش گوییم بابر و تو او دوست ساز با رخص و آباز سوی شاییم دستها را برف رازیم و شادی کنیم همداش گوییم بابر و تو او دوست ساز با رخص و آباز سوی شاییم خانیم خدای او دوست قوت ادانه او خانیم شکراللویا جلال برنامه او نامش را به ستایی قوت روح را به طلبی بهر رحمت و فیزش خدای موشیر را سپاس گوییم نامش را به ستایی قوت روح را به طلبی بهر رحمت و فیزش خدای موشیر را سپاس گوییم خانیم خدای او دوست قوت ادانه او خانیم شکراللویا جلال برنامه او
موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی با رد کردن ملکویشتی از فرمان دستور همسرش خشایر شا شروع میشه بعد از این که فرمان اطاعت نمیکنه پادشا به این تصمیم میشه که او را از دربار و از مقام ملکگی بکشه پادشا فرمان صادر میکنه تا تمام دختران زیبایی که در امپراتوری یعنی ۱۲۷ ولایت تحت تسالد خود داره در حرم سرای سلطنتی بیارن میبینیم که استر دختر جوان یهودی یکی از کساییست که در این جمع انتخاب میشه و خشایر شا وقتی استر را میبینه بقدر علاقه مند میشه که او را به حیث ملکه انتخاب میکنه بجای ملکویشتی و در ذهن استر دختر جوان یکی از پسران کاکای از او از خرودی از استر مراقبت کرده ازی که پدر ماترش که وفاد کرده ای پسر کاکایش او را به فرزندی گرفته بله و خودش هم از خود خانواده داره مثل دختر خود او را کلان میکنه
ما در فصل دوم کتاب استر میبینیم در آیات ۱۹ الا ۲۳ اوم که میگه در این حال مردخوی هم از طرف شا به مقام مهم منصوب شد و استر هم هنوز به کسی نگفته بود یهودیست چون مردخوی به او گفته بود که این راز را فاش نکند و استر هم مانند زمان کودکی از مردخوی اطاعت میکرد در یکی از روزهایی که مردخوی در قصر شا خدمت میکرد دو نفر از خواجه سرایان به نامهای بکتان و تارش که مسئول پیرداری قصر بودن کینه پادشا را در دل خود گرفتن و نقشه کشیدن که او را به قتل برسانند مردخوی از نقشه آنها باخبر شد و ماجرا را به ملکه استر گفت استر هم آن را از طرف مردخوی به اطلاع پادشا رسان وقت راجع به این تحقیق کردن معلوم شد که حقیقت دارد و پادشا هر دو خواجه سرا را بدار آویخ و امر کد که شرح این واقع در کتاب تاریخ امپراتوری سب دارد
شنونده عزیز میبینیم که در این امپراتوری هم کسای هستند که نفرت و کینه از پادشا حتی میگیرند با وجود که زیر اطاعت یک پادشا نان و او و هر چیز دارند اما چرا نفرت چرا بدی؟ میبینیم شنونده عزیز که این شکل وزیر اعظم خود امی پادشا که حامان است جا طلب و خود خواهی میباشند و به مقام دوم امپراتوری او رسیده و به انوان وزیر اعظم تعین شده اما مردخای و استر ازی که یهودی است این حامان از قوم یهود نفرت دارد با این خاطر نه مردخای نه استر به این مردم گفتند که ما یهودی هستیم تا وقتی که وزیر اعظم انتخاب میشه اینجا میبینیم که همگی به اون احترام میکنند تعزیم میکنند بجز مردخای
مردخای ایرانش میگن من یهودی هستم من نمیتونم که به یک انسان تعزیم کنم بله و اینجا خشم حامان سرازیر میشه و تصمیم میگیره که مردخای و همه یهودی هستیم را همراه از اینا نابود کنه حامان برای فروشاندن حس انتقام جویی خود پادشا را فریب میده و او را وادار میسازه که حکم قتل تموم قوم یهود را صادر کنه اما مردخای ملکه استر را از این حکم باخبر میسازه استر خشایشا پادشا و حامان را به یک زیافت یا به یک مهمانی دوت میکنه و در طول زیافت پادشا از استر میخواهی که چی خواست داره میخواهیم که به خواست تو ما گوش کنیم چون تو هم ملکه هستی هر چی که میگه به ترابی حتی نصف پادشایی ما هم به تو میتونم اما میبینیم که استر که به زیافت روز دوام اول میرسانه که میخواهی برنامه اینکه قومش از بین ببره، خط روان کده این فرمان سادر شده
اینجا میبینیم که ستر میبینید که وقتی که من به حضور پاتشا بروم، پاتشا هم از خود یک قانون قوانین داره. که پاتشا مرا میپذیره یا نمی پذیره. اتا برش میبینید که اگر پاتشا مرا بپذیره یعنی امو آسای چوب خود را یا امو آسای خود را پیش میکند، مرا میپذیره. اگر کسی را نمی پذیره ایچ وقت اون را پیش نمی کند. یعنی در عتاب پاتشا بیدون اجازه کسی داخل شده. امسیده اتا به مرگش رو برو میشود. به مرگ رو برو میشود، بله. اما میکنن که شما برید، بر قوم بگوید که شما هم روزه بگیرین، دعا کنین. من هم به آن خانوایی که دربار میکنم ازش پرستاری میکنم، من هم روزه بگیرم و دعا میکنم. چقدر قلب با خدا داشت، چقدر عشق ریخت استر که خداوند حتا خود خدا در خطر انداخت تا برای قوم شفاعت کنه و مردم ازی که حکم پاتشا سادر کرده چطور نجات بده
بله، همون قسم که در اول گفتیم که استر با دعا و با روزه شروع میکند. بله. اما میبینیم که خداوند برش جواب میدهد. بله. و دعایش را میشنند و روزیش را میبینند. بله. عشقهایش را میبینند. پس شنویندی عزیز، این پیام امروز برای شما مادران، برای شما دختران شجاب، برای شما خوهران عزیز که در افغانستان هستید. بله، در این وقت زمان شما هم استرهای خود هستید. بله. و این پیام شما را قوت قلب دهد. بله. که یکانه چیزی که شما دارین خدای حقیقی هست که در حضور از او زانو بزنین، روزه بگیرین، دعا کنین، او است که شما را آماده میکند. آمید، بله. وقتی شما خود را برای نجات قوم، برای این شرایط افغانستان آماده میکنین، بخودی خود به جای نمی رسید. بله. ما میفهمیم که دردهایتان چقدر زیاد است، چقدر اسیر شدند، چقدر به زندان رفتند، چقدر آبروه احزتشان حتی در خطر افتاد. بله. این وظیفه ما شما شنواندههای عزیز که ما همون قصه مثل استر به حضور خداون دعا کنیم، روزه بگیریم، همه چیز را به خداون واگزار کریم
بله. خداون خدای بیناست، خداون خدای شنواست که یعنی از هر لحظه زندگی ما، کشور ما، مردم ما، او واقع است. و همچنان میبینیم شنواندههای عزیز کسی که نفرهد داره، کسی که بدی داره، کسی که هامان بدبینه، مردخوای از خلاصه میبینیم که حتی توتعه میچینه و میخوایی که یک دار جور کنه و این دار یعنی مردخوایی که از این که تعظیمش نمیکنه میخوایی که اون را به دار بکشه و از بین ببره. اما ملک استر در روز دوم مهمونی امو راز که خدا در قلبش گذاشته، قلب پادشاه هم نرم شده، دستان خدا درکار هست. میبینیم که امو پیشنهاد ملک استر را به دقت گوش میکنه و او را عملی و اطاعت میکنه، میگه یک نفر توتعه کرده که او و قوم ما را نابود بسازه، پادشاه میگه کی هست که تو را و قوم تا از بین میبره و ملک استر میگه ای توت اگر همین هامان شریر است و پادشاه فورا هامان را به مرگ محکوم میکنه پس او را روی همون چوب دار آویزان میکنه که بر مرخوی خود هامان جور کرده
میبینیم شنوینده ازیز اگر خدا در رس زندگی ما باشه ما شجاعت پیدا میکنیم، ما قوت پیدا میکنیم نه ای که به زور خود چیخ بزنیم بریم بگویم شما امروز میبینید که متحصیبین چقدر زیاد با شلاخ میزنند، با چوب میزنند، از بین میبرند اما این ملکه استر با وجود که ملکه بود تمام چیز در دستای از او بود اما او به خدای حقیقی خدایی که انسان خلق کرده آسمان زمین خلق کرده به او توکل میکنه و میگه یکانه اسلحهی که من را قوی میسازه تصمیم کردن خودم به خداست با روزه و استغاثه او دعای من را میشنه و او اشکای من را پاپ میکنه خدا هدایتش میکنه قدم به قدم یعنی در روز اول میمونی شکریجان میبینیم که نمیگه همون پیشناد خدا در روز دوم میگه یعنی اجلا نمیکنه شنویندی ازیز شما هم اجلا نکنه سی شبان روز شما روزه بگیرین من همچنان روزه میگیرم
یعنی زود تا زود گام نورداش که پیش پاتشان نرفت که شرا وزیر تی کارم میکند، شرا وزیر قومی هم شروع سدا کنند. همه چیزا با سکوت، با آرامش، با حضور خداوند، با دوا و روزه پیش میکنند. قدرت و جلال خدا را هم به نمایش میکنند. که چقدر دستان خدا قوی است، چه قسمت کار میکند که حتی دل سخت ناخداباوران را نرمی سازند و طبق خواست خدا اگر زندگی کنیم او از ما مراقبت میکنند، او از شما مراقبت میکنند. نفرت از نجاتهای دیگر آلت از گنالوت، ما نباید به دیگرها، به چشم اقی و به نجاتها، مثل که هامان از قوم یهود داشت، نگاه کنیم. چون او قوم خدا است که در کتاب مقدس درج است و خدای حقیقه اونا را انتخاب کرده است، از زوریت ابراهیم. امروز ما با شرایط جنگ و این آن اسرائیل نبینیم، ما همه چیز را به خدای کتاب مقدس ببینیم. انسانها دارای عرضش هستند، خدا انسانشا به خود آفریده است. شاید شناوندههای موهی جان فکر کنند که خداوند خداوند قوم یهود را دوست دارند، یا تنها از قوم یهود پرستوری میکنند، نمیگذارد که آسیب برسند، نه خیلی شناوندههای دیدند.
در اون وقت زمان، هر چیز از خود یک وقت و زمان دارند. اما خداوند در وقت که قوم یهود را دوست داشت، که قوم خودش بود، بعد از اینکه عیسی مسیح به این دنیا آمد، عیسی مسیح که وقت که بروی سلیب رفت، در اونجا محبت خدا به تمام بشریت نشانداد، تمام انسانهای روی زمین دوست دارد. و همچنان شنویندههای عزیز، ما میبینیم که بعد از اینکه فرمان از زبان ملک استر پادشا مشنوه، پادشا هامانه بدار میزند و بعد اکمه که سادر شده بر تمام امپراتوری ۱۲۷ ولایت که یهودیها باید از قتل آم شوند، پس دوباره اکمه سادر میشه که نباید قوم یهود را از بین ببرند. و در اینجا میبینیم که یک غوغاو شادی و خوشی در بین این قوم که خون در وجودشان خشک شده بود، پس دوباره رونق میگیره. دعای ما شنویندههای عزیز امروز برای کشور ما هم این است که خدا عشقای استر را دید و استر وسیله شد برای نجات قومش تا جسما از قتل آم نجات پیدا کنه.
جالب است که وقت زمان از مردم یهود نفره داشتند، مردم یهود را دوست نداشتند، اما میبینیم که خداوند دو نفر هم استر هم مرد خواهی داخل پاتشاهی از اون امپراتور میکنه که تا قومش از طریق از این دو نفر نجات پیدا کنه. پس شنوینده عزیز امروز اگر استرهای در کشور ماست و استرهای برای شجاعت و نجات مردم در دل جان کار میکنن و در دل تان اغدا و چالشها و فکرهای عجیب غریب هست، یعنی استر تانست که از مرگ قوم خدا نجات پیدا کنه یعنی مرگ جسمانی اما شخص دیگه که بروی زمین دو هزار سال پیش آمد و جسم انسانی پوشید میبینیم که او از مرگ روحانی یعنی مرگ دوم میخواهد موت را نجات پیدا کنه و نام از او ایسای مسیح خداوند است ایسای که بدون از او ما نمیتونیم در بهشت بریم ایسای که آمد موت را از مرگ دوم نجات پیدا کنه اگر تو امروز ایمان بیاری، ای نجات را دریافت میکنی، ای محبت را میچشی، اینجیل را میپذیری و میخانی و زندگی دیگرگوند میشه شاید ما به نهوی شکریه جان یک روز این جسم ما صدمه ببینه یا مریض شویم یا کسی بکشیم مگر مرگ دوم برای ما چیگونه خواهدید؟ یعنی مهمترین چیز در زندگی ما مرگ دوم است که ما مرگ دوم را نچاشیم
شناؤندهای عزیز در اعمال رسولان فصل ۴ آیه ۱۲ میگه نجات تنها از طریق ایسا به دست میاید هیچ نام غیر از نام ایسا در زیر اسمان به مردم اطاع نشده است تا به وسیله آن نجات یابیم پس شنیدنید نویندی عزیز ایسا نجاته هنده عالم هست. او میخواهی از مرگ دوم شما را نجات بتای. و این مرگ دوم حتمی هست که میفامین که روز قیامت چی میشه. ما میخواهیم که نامهایتان در کتاب حیات خدا نوشته باشه و شما را به نام صدا بزنه. تا شما از زندگی بعدی تا عبدالعبد در حضور خدا باشید.
پس ما از این برنامه چی برکت گرفتیم؟ بله ویژان برکت از این را گرفتیم که ما باید از همه چیزا به حضور خداون باروزه و دعا پیش کنیم. در سکوت باشیم. چی قسم دعا گوه باشیم به قوم خواد، به مردم خواد، به کشور خواد. یعنی که تا مردم ما، کشور ما از این ظلم، ظلمت رحایی پیدا کنن، آزادی خود را به دست بیرن، همون قسم کلام خدا را بخوانن، ایمان بیرن. همون قسم که در عمال خواندیم که جز در زین آسمان نامیسا دیگر هیچ نام وجود ندارد. چرا میگیم تنها نامیسا؟ همه شما زیزان میفهمین که وقتی که میگین آخر زمان میشه، قیامت میشه، تنها ایسای مسیح از که میاید. شفاعت مایسای مسیح از که میاید بخاطر نجات ما و شما شنونده عزیز.
پس شنونده عزیز، ما همچنان یاد گرفتیم، ملکه استر دل دلسوز برای دیگرها داشت. امروز دل ما برای شما میسوزد، برای مردم عزیز ما میسوزد. همه قسم که نجات و خوشی را از درون در خود داریم، همین خوشی خود را میخواییم با شما شریع کنیم. شما هم صاحب نجات در ایمان داشتن به ایسای مسیح شدید. خدا شما را دوست دارد، شما ملکههای زمان خود در افغانستان استین. ناومد نباشد، پشت این ناومدی اومد پر جلال ایسای مسیح در پیش روی شما است. فیض و برکت خدا با شما باشد. خدا حافظ شما.
جنگ به دومانش زدم، گفتم خدا یا چاره چیست؟ گیرزه دستم ای مسیحا در شرر افتادم. منجیه گناکاران، منجیه گناکاران، ایسای مسیح باشد. بخشنده هر اسیان، هیسای مسیح [متن نامشخص] بخشنده هر اسیان، هیسای مسیح باشد. بخشنده هر اسیان، هیسای مسیح باشد. بخشنده هر اسیان، هیسای مسیح باشد. بخشنده هر اسیان، هیسای مسیح باشد. هم روح خدا دارو، هم نور خدا دارو. نور که بوه تابان، هیسای مسیح باشد. نور که بوه تابان، هیسای مسیح باشد. نور که بوه تابان، هیسای مسیح باشد. نور که بوه تابان، هیسای مسیح باشد. نور که بوه تابان، هیسای مسیح باشد.
۲۶ اوت ۲۰۲۶
۲۰ اوت ۲۰۲۶
۱۳ اوت ۲۰۲۶
۴ اوت ۲۰۲۶
۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶
۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶
۶ ژوئیه ۲۰۲۶