۲۸ دقیقه
عیسی کسانی را که ایمان نداشتند از ابتدا میشناخت. او گفت:«تا به یک شخص پدر آسمانی فیض عطا نکند او نزد من نمی آید.» بعد از آن بسیار پیروان از او برگشتند. اما یکی از رسولان به عیسی مسیح گفت: ای خداوند ما کجا برویم کلمات زندگی ابدی نزد تو است.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی پسیدی از پیروانش هنگام کین را شنیدن گفتند این سخن سخت هست که می تواند به آن گوشده هست وقتی ایسا احساس کرد که پیروانش از این موضوع شکایت میکنند به آنها گفت آیا این مطلب باعث لخزش شما شد؟ پس اگر پسر انسان را بیبینید که به مکان اول خود سعود میکند چه خواهید کرد؟ روح هست که زندگی می بخشد ولی جسم فایده ندارد سخنان که به شما می گویم روح و زندگی هست ولی بعضی از شما ایمان ندارید زیرا ایسا از ابتدا کسان را که ایمان نداشتند و همچنین آن کس را که بعدا او را تسلیم کرد می شند به همین دلیل به شما گفتم که هیچ کس نمی تواند نزد من بیاید مگر آن که پدر من این فیض را به او اطاع کرده باشد از آن به بعد بسیاری از پیروان او برگشتند و دیگر به او امرایی نکردند آن وقتیسا از دوازده هوری پرسید آیا شما هم می خواهید مرا ترک کنید؟ شمون پتروس در جواب گفت ای خداوند نزدیکی برویم کلمات زندگی حبدی نزد تو است ما ایمان آورده و ایتمینان داریم که تو آن مرد مقدس و مبارک استی که از جانب خدا همدنی بود ایسا جواب داد آیا من شما دوازده نفر را بر نگذیدم؟ در حال که یکی از شما شیطان است این را درباره یهودا از خریوتی پسر شمون گفت زیرا او که یکی از آن دوازده هواری بود دوستای عزیز سلام به شریزن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدین ما پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم ما میرویس هم به شما شنواندهای عزیز سلام تقدیم میکنم از خداوند میخواهیم که ای درس ها از کلام خدا وسیله برکت بره همه ما و شما شوا دوستای مهربان ما آیات شست تا آیت افتاد یک فصل شش انجیل یوهنا را شنیدیم بله در این قسمت در باره اختلاف در بین شاگردان یسای مسیح صحبت شده بود شنواندی عزیز وقتی که من در پوانتون معصل بودم به صورت شوقی و زیاد کنن معلوماتم بر شنیدن لکچر یک پروفیسور فلسفه به ادیتوریا می پوانتون رفتم من خودم چون شاگرد فلسفه نبودم وقتی که ای پروفیسور مشهور شروع به لکچر دادن کد متوجه شدم که او بدون مقدمه گویی در باره فلسفه مستقیمن به توضیح موضوعات عمیق به فلسفه شروع کد دلیلش ای بود به کسایی که ای پروفیسور در باره فلسفه لکچر می داد یک گروپ خرد محسلین بودن که تحصیل خود را در فلسفه بسیار پیش برده بودن و مثل منه بودن که در باره موضوعات ابداعی فلسفه چیزی را نفامن و استاد ضرورت نداشت که به اونا در باره مقدمه فلسفه چیزی بگوید در حقیقت او نخواست که پس از اول شروع کنه بلکه او می خواست که به چیزای عمیق تر در فلسفه بپردازه و به اونا تعلیم بده اما فکر می کنم که دعایت شهست که شنواندگان ایسای مسی با اعتراض گفتند این سخن سخت است. چه کسی می تواند با آن گوش دهد؟ مشکل اصاسی ای چیزی که شما گفته نبود که ایسای مسی بدون مقدمه به عمق موضوعات پرداخته باشه. چون ایسای مسی دباره موضوعاتی که خواست به اونا بیان کنه بسیار فشورده و مختصر گپ نزد که سرهای اونا بخاطر درگ نکدن اونا گنز شوه و نمی تانستن به موضوعات خوب پی ببارن. بلکه اصل موضوعی بود چیزی که ایسای مسی فرمود با طرز دید دنیای اونا فاصله زیاد داشت. یا به شکل دیگر گفته می تانیم که بین طرز دید دنیای اونا و فرمودهای ایسای مسی یک خالیگاه عمیق وجود داشت. بله، کاملا درست گفتین. چون چیزی که ایسای مسی فرمود با طرز دید و تفکر که اونا از طفولیت در او رشد کده بودن فرق داشت و نارضایتی بر شنیدن برشان به وجود آمد و نخواستن که بر درک فرمودهای ایسای مسی اضافتر از ای توجه کنن و یا سر خدا به درد بیارن. بیاین که یک مثال بتیم. مثلا شما در یک مجلس میرین و سخنران او مجلس به گفتهای قانکننده خود بخواهی که باورهای شما را به چالش کشیده کشیش کنه که اونا را در مسیر دیگه تغییر بده. شما نمیخواین ای قسم گپا را بشنوین. اگه بار دیگه او سخنران در کدام جای دیگه سخنرانی کنه شما نمیخواین که در سخنرانی او اشتراک کنین. بعد از ای سخنران ایسای مسی بسیاری از شرمندگان او شروع به شکایت و نارضایتی کردن. ای شکایت و نارضایتی اونا اینن مثل شکایت قوم اسرائیل در بیابان بود. با وجود که خروج و رسیدن به سرزمین موهود به طرف موفقیت در حرکت بود و خدا به اونا نان منهم نازل کد تا اشکم اونا سیر شوه اما باز هم اونا شکایت بکندن. دوستای مهربان، حالی یک ایلان رو می شویم. بعد از شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر بشیم. دوستای مهربان، حالی یک ایلان دوستای مهربان در خدمت شما حاضر بشیم. شنونده های عزیز، ای تعلیم ایسای مسی بخاطر برای مخاطبینش مشکل بود که از اونا طغازا میکد نه تنها فکر و ذهن خود را تغییر بتن بلکه روح و قلب خود هم باید 180 درجه تغییر بتن. برای کسی که در یکی از طرز تفکرهای یهودی در قرن اول میلادی رشت کده بود فرموده های ایسای مسی از اونا طغازا میکد که اونا لازم بود به تمام معنا از پیغمبر مثل موسا و یا مسیحا که ظهور کده بود پیروی کنن. چون پیروی کنن از این قسم یک شخصیت اونا را از نقشه ها و پلان هایی که اونا در ذهن خود داشتن و از طفولیت در او رشت کده بودن منه میکد. به این خاطر گفتزدن کسی مثل ایسای مسی برای اونا بسیار سقیل و سنگین بود. این دلیلی بود که انشاعاب و جدایی را بین پیروان ایسای مسی به وجود آورد. اکثریت اونا بعد از ای از پیروی کدن ایسای مسی انکار کدن. ای صرف دوازده شاگرد بود که هنوز هم به پیروی کدن از ایسای مسی ادامه دادن. به این نقطه هم لازم است متوجه باشیم که ای نارضایتی و رو گشتاندن از ایسای مسی مؤقتی بود. چون در فصل 12 ما میبینیم وقتی که ایسای مسی به او رشت میرسه در اون وقت تعداد زیاد مردم امرای او یک جایستند. اگرچه تاثیرات فصل 6 یعنی این نارضایتی در اون وقت هم وجود داشت اما باز هم با وجود که تعداد زیاد اونا فرمودهای ایسای مسی را خوب درقم نکده بودن باز هم به پیروی کدن او ادامه میدادن. در این زمان باید ارز کنیم ادعاهای تیز و تند ایسای مسی و به زبان و کلمات غیر معمول بیان کدن خوردن جسم خودش و نوشیدن خونش که در فصل 6 انجل یوهنا بیان شده نه تنها در اون وقت بلکه حال هم باعث اختلاف نظر و ترزیدید شده است. مثلا اختلاف بین کسایی که فکر میکنند. یوهنا صرف به شکل فاغلاده خوب و دقیق موضوعات تاریخی که ایسای مسی چی فرموده و چی انجام داده را به سبت رسانده. نه تعلیم امیغ روحانی ایسای مسی را. در طرف دیگر کسانی که فکر میکنند. تعلیم ایسای مسی که در متا، مرغست و لغا به سبت رسیده در انجل یوهنا با اونا عمق و قناع بیشتر بخشیده شده. کسایی که انجل یوهنا را میخوانند. قلب و ذهنشان برای درک موضوعات امیغ روحانی زیادتر باز میشه. اگرچه ای بحث هنوز هم ادامه داره. اما ما نمیخواییم که زیادتر به ای بحث ادامه بتیم. شنواندهای عزیز، حالا بیاین با هم یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود به صحبت خود ادامه میتیم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های مهربان، باید متوجیب باشیم که تعصب کدن در برابر انجیل یوهانا که گویا یک کتاب تاریخی است با تحصیل تفکر غربی یک جای ده حرکت است. در عقیده غربی فکر می کنن که ایمان ویا عقیده چیزهای خالص روحانی استن و به سندگی عملی روزمره انسان هیچ ارتباط ندارن. اونا میگن فرق نمی کنن که کی به ما ای چیزها را گفته. اگر ای چیزها حقیقتا واقعی شدن ویا نشدن ویا ای چیزها گفته شدن ویا نشدن مهم نیست چون در اونا حقایق روحانی وجود دارن ای کافی است. نه تنها کافی بلکه بسیار خوب هم هستن. اما دوستهای مهربان باید متوجه باشیم که مقصد یوهانا از نوشت کدن انجیل ای چیز نبود. تمام انجیل یوهانا در مورد ای است که کلام جسم شد. نهی که کلام به یک مفکوره، به یک روحانیت، به یک احساس و یا یک تجربه روحانی تبدیل شد. امکان داره که نوشته یوهانا مثل یک تاریخ به نظر برسه و یا نرسه. اما مهمترین موضوعی که او خواسته به ما بگوید او تاریخی است که قصه حقیقی ای کلام جسم یافته و موضوعات مربود به او را به ما بیان می کند. در این زمان این مقصد اصلی آیات شست و دو و شست و سی هم است که قلب این قسمت تشکیل می ته. همچنان تمام موضوعاتی که در آیات شست و دو و شست و سی بیان شدن بسیار مناسب با هم یک جای شدن که توسط دو موضوع تشریح شدن. مسلوب شدن ایسای مسیح و روح. اگرچه در اول خود این دو موضوع یعنی مسلوب شدن ایسای مسیح و روح توری به نظر می رسه که موضوع را زیادتر بخلخت ساخته و به مشکلات اضافه ساخته. اما این دو موضوعی کلیه هایی هستن که می تانن معامله این قسمت را به ما باز کنن. ذکر شدن مرگ ویا سلیب ایسای مسیح به سر انسان توری تنظیم شده که به ما می گوید شما با کسی که در ارتباط هستین به این حقیقت می رسین که او همی حال هم در خانه آسمانی خود هست و هم بروی زمین هست. در حقیقت او شخصیت دوتابیته هست یعنی هم آسمانی و هم زمینی. با وجود همه ای چیزا او کلامی هست که جسم به خود پوشید. اگر به ای شکل هست ای درست خواد بود که بگوییم. ای کلام جسم خون شده به یک شکل به حرکت آورنده زندگی کلام نیز هست. مثل که دعایت 63 گفته شد جسم به تنهایی خود چیزی کرده نمی تانه اما وقتی که خدا زندگی خود را در جسم گنجانیده. کلام که خدا بود امکان ای را پیدا کده در وجود ایسای مسیح گب بزنه. اینان مثل که ایسای مسیح ای کار کد. کشت شدن ویا مسلوب شدن ایسای مسیح چیزیست که در انجیر یوهنا بشکل راز باقی مانده. با وجود که یوهنا فرموده ایسای مسیح در فصل 20 آیت 17 نقل می کند که می فرماید. به من دست نزن زیرا هنوز به نزد پدر بالا نرفتم. اما پیش برادران من برو و به آنها بگو که اکنون پیش پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می رویم. دوست های مهربان به شکل واضی معلوم می شد که به یوهنا در این قسمت و جای دیگر بسیار مهم بود که تأکید کنه که بدن ایسای مسیح نتنها جای زندگی روحانی ایسای مسیح بود بلکه جای هم بود که در اونجا کلام به صورت دائمی سکونت اختیار کده بود. شنونده مهربان حال یک ایلان هم اشتباه می کنیم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. شنونده ازیز وقتی که انجیل ادامه پیدا می کنه ایسای مسیح در باره روح زیادتر گپ می زنه. در اینجا ایسای مسیح در باره صرف مفهوم گرفتن جسمانی از فرمودهای خودش در باره خوردن و نوشیدن اختیار می ده. مثل که در گذشته ایسای مسیح شنوندگان خودت تشویق کده در اینجا هم اونا را تشویق می کند که به یک جهت فرمودها و کارهایی که او انجام می تد دقیق نکنند بلکه به تمام جوانب او دقیق کنند. به طور مثال با پیروی کدن او تلاش برای بدست آوردن زیادتر نان مفت نکنند بلکه مستقیمن به کلامی که جسم شده و به گوش اونا رسیده می شه گوش بگیرند. برای براورده شدن این هدف اونا به روح ضرورت دارند که به اونا کمک کند تا خوب بشنوند و درک کند. اگه اونا بدون روح کلام را بشنوند باز هم اونا در بی ایمانی باقی می مانند. دیگرها که کلام را بدون روح می شنیدند به هر طرف رفتند و صرف دوازده شاگرد با ایسای مسیح باقی ماندند. اونا به این آماده شده بودند که بتانند هرچی زیادتر با روح بشنوند و به صدای بلندتر بگویند که ایسای مسیح یکانق قدوس خدا و مسیح هست. او کسی است که نتنها در باری عصر جدید خدا که قرار بود به ایک گره می زنه بلکه کسی است که به کلام خود او را به وجود آورده و جامعی اعمال پوشانده. ای دلیلی بود که اونا با صدای بلند گفتند. کلامات زندگی عبدین نزدی تو است. ما کجا برویم؟ ایسای مسیح ای را هم می دانست که یکی از شاگرداش به او خیانت خواهد کرد بلکه نتنها به او خیانت خواهد کرد بلکه او را متهم به خیانت هم خواهد کرد. متهم کننده به معنای شیطان هم است. در اینجا و جایای دیگه مقصد یوهنا از بکار گرفتن کلمه متهم کننده ای بوده که یهودا قصد داشت ایسای مسیح را به محکمه بشمارد. اما در این وقت دوازده شاگرد به هی سینمائندگان ایمان استاده بودن و ایسای مسیح به طرف این قسم ایمان چشم دوخته بود. تصدیق کدن و ایمان آوردن به خودش به کلامش و کارهای او. خدای اسرائیل بلاخره خروج جدیده به وجود می آورد. جنبش عظیمه که می تانست تمام دنیا را از غلامی گناه و مرک آزاد بسازه. آمین. خداوند به شما برکت نصیب کند تا دیدار بعد خدا نگه داد. از جان و دل خواهند را ایسا با قلب منگی را باشد تران جاس را کند قلبی مرا. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی از جان و دل خواهند را ایسا با قلبی منگی را باشد تران جاس را کند قلبی مرا. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی