۲۹ دقیقه
۴ اوت ۲۰۲۶
پیشرفتهای روحی در میانه درد و رنج را کشف کنید. خداوند به هر گریهای پاسخ میدهد و در مشکلات، او را نترسید.
رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی
موسیقی خوب
شنونده ازیز، ما میخوایم امروز از عشقهای حاجر با شما از کتاب پیدایش فصل بیست یکم از آیات نو هم الا بیست یکم بخانیم که بدقت گوش کنید و بعد روی ازی صحبت میکنید.
روز ساره دید که اسمایل همون پسر که حاجر مصری برای ابراهیم به دنیا آورده بود، اسحاق پسر ساره را رشخند میکند. پس به ابراهیم گفت این کینیز و پسرش را بیرون کن پسر این زن نباید از میراس تو که فقط حق ازحاق است سحمه ببرد. این موضوع ابراهیم را بسیار نراحت کرد چون که اسمایل هم پسر او بود اما خدا به ابراهیم فرمود درباره پسر و کینیزت حاجر نگران نباش هرچی ساره به تو میگوید انجام بده زیرا نسل که من به تو وعده دادم از طریق اسحاق میباشد. من به پسر کینیزت و حاجر هم فرزندان زیاد میدهم از او هم ملت بزرگ به وجود میآید چون او هم پسر تو است.
صبح وقت روز بعد ابراهیم مقدار غذا و یک مشک آب بر پشت حاجر گذاشد و او را با طفلش بیرون کرد. حاجر انجام را تر کرد و رفت. او در بیابانهای برشبه میگشت. وقت آب تمام شد طفل را زیر یک بوته گذاشد و خودش به اندازه صد متر از آنجا دور شد به خود میگفت من طاقت ندارم مردن پسرم را ببینم و همانطور که آنجا نشسته بود شروع به گریه کردن کرد.
خدا صدای گریه طفل را شونید. فرشته خدا از آسمان با حاجر صحبت کرد و گفت ای حاجر چی مشکل داری نترس خدا گریه طفل را شونیده است. برخیز و برو طفل را بردار و آرام کن من از نسل او یک قوم بزرگ به وجود میاورم. خدا چشمهای او را باز کرد و او در آنجا چاه دید. رفت مشک را پر از آب کرد و مقدار آب به پسر خود داد. خدا با آن پسر بود و او بزرگ میشد. او در بیابان فاران زندگی میکرد و شکارچی ماهر شد. مادرش یک زن مصری را برای او گرفت. آمین
چقدر جالب است وایی جان وقت که داستان آجا را میخانیم یک قسمت را به شناندهای عزیز نخانده ایم. وقت که خود ما میخانیم در قدم اول میبینیم سارا آجا را بر ابراهی میتا یک باید از مازوس صاحب اولاد شده مخاطر که اولاد نداشتند. وقت که آجا را میپاند که حامل است مغرور میشه اون قسم بخود میبالا.
در اینجا سارا را درد میتا و سارا هم از ابراهی میخواهد که او را بیرون کنه وقت که او بیرون میشه از خانه میره اما بازم فرشته خداوند که آجا را صحبت میکند آجا را میگوید آیا راستی؟ واقعا من خداوند را دیدم اما دوباره اطاعت میکند. پس به خانه بر میگرده اما این دفعه میبینیم وقت که پسرش به دنیا میآید تنها آجا را نه اتا پسرش هم یعنی بالای ایساق راش خندی میکند و میخندند کاملا شکر جان.
اگر بیبینیم معمولا در وقت مشکلات و سختی بعض وسوسهها برای رای حل ما پیدا میشه بله که میخواییم اون مشکل هل بسازیم و کدام رای را پیدا کنیم تا از اون سختی و درد بگرزیم و فرار کنیم. بله اما در واقع شنویندهای عزیز فرار کردن از مشکلات نمیتونه برای حل یا به ادف و مقصد ما برسانه. مشکلات حتی وقتی که ما مگرزیم فرار میکنیم از مشکلات حتی با عادت ما تبدیل میشن.
با یادم هست یکی از همسایی ما وقت دو برادرها با هم جنگ و دعوه کردن بین خود بین زمین هایی که داشتن یا هران چیزی که از میراس از پدرشان منده بود. هر وقت اینا سرسدا میکردن و جنگ و دعوه یک وقت شد که همون ریش صفیدها و کوچگیا اینا را جمع کرد که بیاییم این مشکلات آنها حل کنیم.
اما برادر خردش که همیشه علای برادر کلانش کلانکاری میکرد توحین میکرد حتی پدر مدر خود را بعد میگفت او از این مشکلات حل شود فرار میکرد و در اون جلسه نمیامد. همگی انتظار میکشید که او بیاید و این دو تا برادر را راشتی پردید. یعنی این مشکلات کاملا و از بین بردید کاملا و ما بسیار وقتا هست که مشکلات در زندگی ما میاییم میخواییم فرار کنیم اما شنویندی عزیز فرار کردن رای حل نیست.
آجر هم به این فرار کردن عادت کردند هر وقت شرایط بروفق مرادش نمیبود میدان خالی میکرد. اکثر مشکلاتهای حاجر تصمیمات بود که دیگرها بالای از او تحمیل کرده بود. اما قسم که شما آفتین شکریه جان میبینیم که خود سارا تصمیم میگیره که حاجر بجای از او برش یک پسر به دنیا بیاره و او را کینیز خود را تصمیم شوار خود میکنه بله و احتمالا به این خاطر مشکلاتها ببار میاد.
براحتی میدانیم درک کنیم وقت که اسماعیل در رحم حاجر بود میبینیم که خود حاجر هم یک نوه مغروری در وجود بدندش آمد. بله بله آمد و تحقیر کرد. امی مشکلات امی برخورد حاجر با سارا سبب شد که سارا از او یک کم فاصله بگیر یا او را مجازات کنه.
خود وقت که سارا را ابراهیم خداون وعده داده بود از خود تو سارا من شما را صاحب فرزند نکنم. اینجا کم طاقتی سارا را هم میبینیم که سارا چقدر کم طاقت میشه میگن ما صاحب اولاد نمیشیم باید از که مکینیز خواهی بر ابراهیم بدم که صاحب اولاد شویم. سارا کم باور است یا شک میکنه که خداوند قدر زود برما چیزی که وعده داده بود نداد.
این مشکلات است که امروز بسیاری از وطندارهای ما در دلشان شک میاد در دلشان کم باور میشند میخواهند از مشکلاتها زودتر بیرون شوند اما خدا چونین نیست. کار خدا با آهستگی در آزمایشها در سختیها که چقدر تو ایمان پخته است چقدر در ایمان پخته شدی.
بعد از اون جواب میگن خدا در آیه دوازده هم به ابراهیم میگه در باره پسر و کینیزت هاجر نگران نباشد. هر چی که سارا به تو میگه او را انجام بگیر. میگه من نسل تو را که وعده دادیم دنیا از طریق نسل تو از طریق اولاده خود تو برکت میگیره. او ازحاق میباشد و من هم پسر کینیزت هاجر هم برکت میگم. برکت بزرگ میسازمش یعنی او را هم خداوند دست کم نمیگیره که من او از یک کینیز هستم من او را هیچیز نمیتم اما پسر ترم میتم کاملا.
و صبح وقت روز بعد ابراهیم امو مقدار غذا و مشک آب پر میکنه و هاجر را با طفلش بیرون میکنه و هاجر وقتی که میره از خانه دور میشه در بیابان کم آب میشه دیگه در بیابان خشک از خلاصه طفل زر یک بطه میمونه و فکر میکنه که دیگه مرگ من و طفلم رسیده نمیخواهی که امو مرگ پسر خود را بیبینه و دور میرا گریه میکنه و گریه به گوش خدا میرسه.
پس شنویندی عزیز شما کدام اسمایل هایتون را زیر بطهها رها کردین که شما را درد میته. به گریه میاره و گریه میکنین آه میکشین اما صدایتون شنیده نمی شه. امروز اگر تو اسمایل داری که در بیابان خشک در سختی و درد تنها گذاشته شده. بدون که متوکلان خدا یک روز سیراب میشند. از این بیابان خشک بیرون میشند. نجات پیدا میکند. و این نجات در خدای زنده است که حتی در اون زمان به هاجر و اسمایل توجه کرد.
و امروز برای شما هم اگر این سختی هست اگر این مشکلات هست در کشور ما در وطن ما در منطقه و در هر ولایت افغانستان هیچ زاغه بیداغ نیست. و این درد و سختی سر یک شما نیست. سر تمام افغانستان است. شاید بسیار کشورها سر بسیار مردم در هر جایی باشد. اما امروز میخواهیم شنویندی از شما را به این وادار بسازیم که اما قسم صدای گریه تفل خدا مشنوع فرشته از آسمان میآیا به هاجر صحبت میکنه.
امروز کلام خدا با شما صحبت میکنه. همه قسم که میگه ای هاجر چی مشکل داری نترس. امروز خدا همترا میگه نترس. زیرا گریه شما را آه و درد شما را شنیده. وقتی میبینیم که شما کم طاقت میشین یا کم باور میشین به خدا شک نکنه. خداوند عشقهای شما را میبینه. همه قسم که در برنامه قبلی خود گفتیم خداوند عشقها را میبینه. مثل که از پادشا، از حسقیا را خداوند دید اتا عمرش زیاد کرد. دوباره به اون عمر و حیات برشید.
امروز هم خدای زنده به شما عمر و حیات میبرشد. پس نترس. این دنیا پر از جنجال است. پر از آه و ناله است. یعنی هیچ وقت ما در این دنیا از مشکلات سختی گریختن نمیتونیم. یا دور شدن نمیتونیم. هر جایی که بریم سختیها و مشکلاتها در دنبال ما است. اما خوشها به حال آن کسی که وقتی دردها و سختیها و مشکلها میاد تحمل میکنه. پیروزی از آنو میباشد شناوندهای عزیز.
میدانیم که در کشور ما سخت است امروز. دردها و رنشها و مشکلاتها زیادتر زیادتر است. خداوند از طریق از این برنامههای ما کت شما صحبت میکنه. کم باور نباشین. باور داشته باشین به کلام خدا. ایمان داشته باشین به سخنای خدا. خداوند یک رو شما رحم از این سختیها از این مشکلاتها میکشه و بیرون میکنه. صد در صد. بله.
اما ایمان داشتن باور داشتن به خداوند به ایسای مسیح خدایی که بخاطر نجات شما از آسمان بروی زمین آمده. کاملا در رساله کتاب غلاطیان فصل 4 آیه 27 تا 30 هم میخانیم شکره جان که در اینجا میگه میگه زیرا نوشتر شده است. شاد باش ای زن بی اولاد که فرزنده به دنیا نیاوردی و ای تو که درد زایمان نکشیده ای با آواز بلند سرود بخان و فریاد براورد. زیرا فرزندان زن بیکست از فرزندان زن شوهردار بیشترند.
اکنون ای ایمانداران شما معنند اصحاق فرزندان وعده شده خدا هستید. در آن زمان فرزنده که به طور معمولی زاییده شده بود فرزنده را که به قدرت روح خدا تولد یافته بود آزار میداد. امروز نیز همین طور است. اما طورات چی میگوید؟ خدا فرمود کینیز و پسرش را بیرون کن. زیرا پسر کینیز در میراث پسر زن آزاد شریک نخوهد بود.
ایمانداران ما فرزندان کینیز نیستیم بلکه فرزندان زن آزاد میباشیم آمین. چی زیباست که میگه شاد باش ای زن شاد باش شنویندی عزیز اصل صحبت ما سرعزیز که خدا چرا عشقهای ما را چرا ای قدر بدبختی و مشکلاتی که در کشور ما آمده ما به کجا بریم امروز کلام خدا شما رهنمایی میکنه میگه شما ایمانداران بر ایسای مسی شما میگه منند اصحاق فرزندان وعده شده خدا هستیم.
اما قسم که گفتیم شکره جان یعنی فرزندان کینیز نیستیم بلکه فرزندان که به قدرت روح خدا تولد یافتیم. یعنی وقت کسی که در ایسای مسی ایمان میاره از روح خدا تولد پیدا میکنه.
همه قسم هست ایمان آوردن به ایسای مسی اختیار شما هست تصمیم شما هست که اگر میخواین در این برکت ابراهیم و اصحاق اولادی ازو شما برکت بیافین شما ابدیت از آن خود کنید به ایسای مسی ایمان بیارید.
ایسای که شما را به روح خود تمید میده مسه میکنه قوت میبخشد که تماما دردها و مریضیهای شما شفا پیدا کنند. شفا جسمانی ما حالای ده است اما شفا روحانی شفا که روح ما را شفا میده کاملا این خداوند است که تا تمام دردهای تمام سختیهای ما در حضور خدا باشد.
همه قسم شکریجان میبینیم در رومیان فصل نو آیه 7 میگه و همین گناه همه آنهای که از نسل ابراهیم هستند فرزندان خدا شماردن نمیشوند زیرا خدا به ابراهیم فرمود نسل تو از ازحاق خونده خواهد شد.
امروز اگر تو در این برکت که خدا خودش گفته ما از ازحاق دنیا را و فرزندای خدا را که با روح خدا مسه میشن ما برکت خونده چقدر زیباست شنویندی عزیز که امروز همه قسمه که عشقهای حاجه را دید خدا هم شما را در این بیابان خوش در افغانستان که سختی و درد ار حالت برما روز بروز زیادتر شده گاه سیلاب گاه توفان زلزله یعنی واقعا وایجان تا جایی که ما میبینیم یعنی انقدر مشکلات زیاد شده میره و کم نمیشه هیچوقت گفتیم که مارا مشکلات درد رنج سختیهای یعنی مارا رها کردنی نیست نه رها میکنه در از این دنیای که دنیای تاریک هست و خداوند عشقهایتانا پاپ میکنه.
پس شنویندی عزیز کلام خدا در کتاب مکاشفه پسل 21 آیه 7 و 8 میگه هر کس پیروز گردد وارث این برکت خواهد شد یعنی که من خدای او خواهم بود و او فرزند من اما جای بزدلان، بی ایمانان، فاسدان، آدم کشان زناکاران و جادوگران و بدپرستان و همه دروغ گویان در بهیره آتش و شولاهای گرد خواهد بود اینست مرگ دوام.
پس شنویندی عزیز خدا میخواهد که امروز این پیروزی را در خدای حقیقی که ایسای مسیح است شما را برکت بتا شما را نجات بتا که در ایسا حیات است و خودش سرچشمه حیات است. او عشقهای شما را پاک میکنه که دیگر نه غم باشه، نه درد باشه و نه شکوا و شکایت.
آیا میخواهی که وارد ملکوت خدا شوی؟ میخواهی که به خدا باورمند شوی اوی که گفت دیگر بزدلان و بیمانان و فاسدان و آدم کشان و زناکاران و جادوگران و بدپرستان و دروغ گویان جایی در ملکوت خدا ندارن؟ نه دارن، بله واقعا ویژان ما تا جایی که میبینیم شنویندهای عزیز گفتیم همون قسم دردها، رنجها، عشقهای ما که میاید از طریق شیطان هست که ما را درد میتن اما خداوان وقتی که عشقهای ما را پاک میکنه ما را دوست داره آن نکویهها و خانهها خوبیها از خداوند است که بر ما میتا.
اما شما نامید نباشید، شما یعنی هیچ وقت کم باور نباشید، ناباور نباشید، شک نکنید، اما ایمان به عیسای مسیح خداوند داشته باشید. خداوند همه عشقهای شما را پاک میکند. فکر نکنه که شما در بیابانهای زندگیتان تنها هستید، تنها نیستید، فکر کنه که دستای خداوند درکار است، با شما است، کم باور، کم ایمان نباشید.
خداوند از همه دردها و مشکلاتها و عشقهایتان آگاه است. یه چیز از خداوند پنها نیست، وحی جان؟ بله. اگر میخواهی که شما فرزندان روحانی خداوند شوید که روحیتان شفا پیدا کند، بازم به شما وقت است که شما خدای حقیقی را، خداوند که گفتیم از آسمانها بروی زمین آمد، شما ایمان بیارید برش.
زمان دارین که فکر کنین بر حقیقت، بر کلام خدا، بر انجیل خدا، تا که خداوند همه چیز را به شما آشکار کند. شما جوینده کلام خدا باشین، تا که حقیقت خدا را دریافت کنین، از این بیابانها، از این سختیها، مشکلاتهای زندگیتان رحایی پیدا کنین، در خداوند شادمان باشین.
بازم شنوندههای عزیز، از اینکه وقت برنامه ما به پایان رسید، امیدوار هستیم که شما برکت گرفته باشین. شما را به دستان پر قدرت خداوند زنده، خدای که عشقهای شما را میبینه، خدای که عشقهای شما را پاک میکنه، میسپارم. خداحافظ شما.
شنوندههای گرامی، اگر شما معل دارید که از طریق تیلفون سوالات و پیشنالهایتان را همراه ما مترک کنید، شما میتوانید به شماره تیلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید.
ما به سوالات شما پاسا خواهیم گفت. اگر شما میتوانید به شماره تیلفون سوالات و پیشنالهایتان را همراه ما مترک کنید، شما میتوانید به شماره تیلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید.
اگر شما میتوانید به شماره تیلفون سوالات و پیشنالهایتان را همراه ما مترک کنید، شما میتوانید به شماره تیلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید.
زنگ بزنید. اگر شما میتوانید به شماره تیلفون سوالات و پیشنالهایتان را همراه ما مترک کنید، شما میتوانید به شماره تیلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید.
زنگ بزنید. زنگ بزنید.
۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
۱۱ مه ۲۰۲۶
۱۸ ژوئن ۲۰۲۶
۲۹ ژوئن ۲۰۲۶
۶ ژوئیه ۲۰۲۶
۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶
۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶