Without harshness (part 1)

  30 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی سلام دوستایی مهربان خوش هستیم که باز در خدمت شما قرار داریم که برنامه دیگی بسوی سلح بشما تقدیم کنیم. من هم به شما عزیزا سلام تقدیم میکنم. از خداوند برای شما و خانواده شما صحت و سلامتی آرزو میکنم. دوستایی مهربان تا وقتی که در یک جامعه آرامش و سلح برقرار نباشه او جامعه نمیتانه که کارهای بر ترقی و پیششفت و یا اعمار مجدده انجام بده. افغانستان وطن عزیز ما هم در طول جنگ های گذشته بسیار صدمدیم. بری که ما بتانیم ای خرابی ها را دوبارا آباد کنیم اولتر هزمه ضرورت است که ما بین خود مشکلاتی که در گذشته و در جریان نارامی ها پیدا شده بود او را بین خود از رای مشوره حل و فصل کنیم. اما متاسفانه ما به جنگ به خشونت عادت کدیم و موضوعات باید وزی ای که از راه مذاکره و مفاهمه حل کنیم دست به خشونت می زنیم و می خواهیم که از راه زور اونا را فیصله کنیم. خشونت رویه درست برای حل کدن مناظهات و مناقشه ها نیست. دوست های محرمون آره ما و شما با هم یک درامره می شنویم. دوست های محرمون آره ما و شما با هم یک درامره می شنویم. دوست های محرمون آره ما و شما با هم یک درامره می شنویم. خیلی خوش آمدید. خیلی خوش آمدید. خیلی خوش آمدید. خیلی خوش آمدید. این نموناها جریان زندگی روزمره ماست. ما با کمترین چیز خشمگین می شیم و امرای یک دیگه هم مشت و یخن می شیم. ما حتی کلمه محذرت خواستن و ببخشین مردمه یک کسم دیگه می بینیم و در مقابل اونا جواب سخت می تیم. خانم و شاور که باید یکی در مقابل دیگه چقدر مهربان و سمیمی و باگزشت باشن اما با چیزهای بمانا و یکی دیگه خدا گفت های سخت می زنن و یکی دیگه خدا آزرده می سازن. خشونت پر علاویی که در مون لحظه مراسبات خراب می سازه، عواقب خراب هم در آینده دارن. سازمان صحیح جهان معلوم کده که خشونت علت امدهی مرگ و میره انسانهای بین 15 تا 44 ساله هست. وطن ما که از جنگ نو سر بالا کده خشونت یک مشکل بسیار جدید بر ما هست. اما با تعصف باید بگویم که بعض انسانها از خشونت برای حل جنجال ها استفاده می کنند. در پشتو یک ذره اون مثل هست که می گند چه دب نوی، ادب نوی. یعنی بدون لط و کوب ادب به وجود آمده نمی تانه. با داشتن ایطور فکر، خشونت ها وسیلهی حل مشکلات فکر می کنیم. ما می تانیم که خشونت ها ایطور تعریف کنیم. خشونت استفاده ای امدهی زور و قدرت هست که به شکل تعدید لفظی و یا تعدید عملی و فیزیکی علیه خود و یا دیگرها استعمال می شد. که در نتیجه مردم زخمی می شن، کشته می شن، صدمه های روانی می بینن و به احساس محرومیت دوچار می شن. باید یاد آوری کنیم که در بعضی حالات خاص، مثل در وقت دفاع از خود، از خشونت استفاده کدن اخلاقی و قانونن جایز به نظر برسه. مثلا یک شخص در خانه خود ششته، یک دزد داخل خانه می شه و می خواهی که پیسی او را دزدی کنه و در مقابل صاحب خانه هم از خشونت کار می گیره. در این صورت صاحب خانه حق تاره که به خاطر محافظت خودش از خشونت بل مقابل کار بگیره. به این ترتیب، وقتی که یک مملکت و یا گروه مردم مورد عمله خشونتبار قرار می گیرن، بسیاری مردم دفاع از خودا جایز می دانن و اتا امکان داره که دست بهصله بزنن. اما با وجود این چیزا، تحقیقات و تجربه نشان داده که خشونت یک راه محقول و مفید بر حل مناظعات نیست و لتیجی خوب در آهنده به دست نمی تن. اثرات ظلم در یک جامعه زیاد است و به اشکال مختلف به مظلوم صدمه می رسانه. این صدمه شاید کشتن باشه، و یا به شکل رنجهای زیاد ممکنه از دست دادن اعزای بدن، بریدن بینی و گشت، و یا بریدن دست، به عزت ساختن، آهاند کردن، تحقیر، در اینطور آلات که محرومیت تبارز کده، ترز و افسردگی را در بین اشخاص به وجود میره. کسی که صدمه دیده، و یا مظلوم واقع شده، او پر از قهر، انتقام گیری و تنافر می شه، و صحت جسمی و روانیشه صدمه می بینه. ظالم هم نمی تانه وجدانا آرامش داشته باشه، او هم از انتقام گرفتن می ترسه، و هم ظلم بی مورد سر مظلوم در ذهنش زنده شده، و او را می رنجانه، و افسرده می سازه. از خشونت هایی که صورت گرفته، امکان داره که نه تنها خود شخص، بلکه فامیلها و دوستهای او هم صدمه بی بینن، و متأثر شوند. وقتی که خشونت به شکل دوامدار بالای یک شخص، و یا قوم، و یا ملت صورت بگیره، بلاخره به نظر مردم یک چیز عادی و نرمال مالم می شه. هر قدر که خشونت آم و دوامدار باشه، مردمه در مقابل رنج هایی یک دیگه بی احساس می سازه. حتی امکان داره که مردم به غلط فکر کنن که خشونت و ظلم چیزهای معمول زندگی هستن، فرق نمی کنه که ای دامه داشته باشه. در این صورت مردم خشونتهای بزرگه مثل آدم کشتن و یا قتل آم ها ظلم می دانن، و خشونتهای روزمره را چیز معمول زندگی فکر کنن. وقتی که یک گروه یا قوم، قوم دگر را مورد خشونت قرار می ده، او خشونت خود را به نامهای و دلائل مختلف یک نام نیک می ده و خشونت دگرها را خشونت واقعی می دانه. اما بدرین شکل خشونت جنگ های مسلحانه هستن. قرن گذشته یعنی قرن بیست یکی از با خشونتترین قرن ها حساب شده. تنها در قرن بیست یکصد و ده ملیون انسان از اثر جنگ ها کشته شدن. اتداد زیاد مردم یا با مرمی توپ و بم کشته شدن، و یا هم از گرسنگی و مرس و یا توسط شکنجه کشته شدن. خشونت نظمه در جامعه از بین برده او را برهم و درهم می سازه. خدمات صیهی و معرف هم مختلف می کنه و مردم را برعنجهای زیاد و ایتیاد به چیزهای خطرناک مواجه می سازه. خشونت دوامدار با عادت مردم تبدیل شده، باعث خشونت های زیادتر شده و دامنه ای وسیه تر می شه. علت های اصاسی خشونت فقر به شمور بیکاری و نبود آیت فراوانی اسلحه استعمار کدن مواد مخدر می باشن. خشونت و جنگ های مسلحانه دوامدار باعث زیب شدن ارزش های معنوی در انسان ها می شه. اصول اخلاقی جامعه را برهم و درهم می سازه و سیستوم اجتماعی را از بین می بره. وقتی که خشونت آم و داومدار شد، با عادت یکداد مردم تبدیل می شه و قتل و ظالم سر دیگرها برشان عادی معلوم می شه. ارزش های معنوی و اخلاقی که پیش از حالت جنگ می تانستن مانع ای تر خشونت شوند، اهمیت خود را از دست می تن. از یک درفت دولت به خشونت دست می زنه و از طرف دیگر خشونت ای قدر آم می شه که هر کس به او دست می زنه. نظر های افراتی برای از بین بردن و محو دشمن به وجود می آیه و به عمال خشونت آمیز زیادتر دامن می زنه و به عمال خشونت آمیزشان رنگ مشرویت می بخشن. وقتی که جریان خشونت در جامعه ایدام پیدا می کنه، یکداد مردم ای قدر در جنگ و استعمال اسلحه مصروف می شن که در اون ماهر شده خشونت به مستق هزاران انسان تبدیل می شه. وقتی که جنگ پایان یافت و سلح به وجود آمد، کسایی که جنگیدن و کشتن از خاطرهای دردناک زمان جنگ رنگ می برن و به مریضی های روانی مبتلا می شن یا به عمل استعمال مواد مخدر روی می آورن یا ای که خودکشی می کنن. در تجربه دیده شده که جنگجویان سابق اکثرا در مقابل خانم و خانواده خود هم از خشونت کار می گیرن. تعداد زیاده از قاتلین عرفعی و کسایی که به قتلهای دست جمعی اقدام کردن، مثلا در بازار هر کس که پیش رویشان آمد سرشان فیر کردن، اکثرا سابق تعلیم نظامی دیده بودن و اضوه گروه های مسلح بودن و در جنگها شرکت کردن. در جایی که جنگهای دوامدار بوده، در ایتر جایی توفنگ است که تصمیم می گیره و مشکلات رو حل می کنه. وقتی که جنگها به پایان هم می رسن، باز هم ای کار به انعنا تبدیل می شه و ادامه پیدا می کنه. به ای خاطر هر وقتی که کدام اختلاف باوجود می ه، فورا دست به توفنگ می برن. غافل ازی که خشونت وسیلی حل اختلاف نیست، بلکه هنوز هم او را زیادتر امیر می سازه. باید متوجه باشیم که خشونت جز از فطرت انسان نیست و هم نمیتونه وسیلی حل مشکلات و تعمین کنده حدالت شوه، بلکه برحکم خرابی های زیاد و انتقام گریه های زیاد را به وجود می آوره. هر کس که خشونت می کنه، خشونت خود مشروع و بجایی می دانه و خشونت طرف مقابل نمشروع و نادرست می دانه. انسان ها در طول تاریخ کوشش کردن که به حوز خشونت از رای مسالمه تامیز برای حل اختلافات خود استفاده کنند. در ای را علمای دین، فیلسوفان و حتی مردم عادی نقش مهم خود را بازی کردن. برای جلو گیری کدن از خشونت چی لفظی و چی فیزیکی، تعهد شخصی نقش اولی و اساسی داره. مثلا، ما پیش خود تعهد میکنم که بعد اصی در کمکدن خشونت و از واقعی شدن او جلو گیری میکنم. یه قسمت تصمیم گرفتن و عملی کدن او برای صلحام ساختن زندگی جامعه رول مهم داره. اما سوال پیدامشد که ما چطور میکنم ایطور تعهد در جامعه جنگزده ما عملی کنیم؟ جامعه که جنگزده باشد، میتونه ایک جنبش عدم خشونت و مقاومت علی خشونت و کشتن انسانها را شروع کنه. ایطور یک فعالیت با صادر کدن یک اعلامیه از طرف رحبری دولت به نشه برسه. کسایی که ایطور یک فعالیت شروع میکنن، باید اول خودشان برای ای کار نمونه مثال باشن. در ای جنبش بیتر از که جوانان شریک ساخته شوه، و یا با اونا زمینه مساحت شوه که در او نقش مهم را بزیر کنن. چون جوانان هستن که در جنگها هست هم گرفتن و در آینده هم امکان داره که دست به خشونت بزنن. در مکتبها و جاهای دیگر به اطفال و نو جوانا تعلیم داده شوه که اونا بتانن با اصول عدم خشونت آشنایی پیدا کنن. با اطفال باید آموخ که احترام به بزرگان و آمیدین لازم هست. اما اگر عمر خشونت و قتل اشخاص از طرف اونا سادر شوه، باید اونو قبول نکنن. به اونا تعلیم داده شوه که دولت و مراجع قانونی باید در ای باره تصمیم بگیرن و فیصله کنن، نه اشخاص خودسر. نسل آینده لازم هست که با رویه تعمل پذیری اشخاص با مسئولیت و با اخلاق بار بین. ضروریست که ذهن اونا از نفرت و بدبینی در مقابل اقوام دیگر، مذاهب دیگر و یا زبانهای دیگر و یا منطقی دیگر پاک باشه. اگر پروگرام های عدم خشونت و همزیستی مسالمت آمیز شامل نساب تعلیمی مکاتب شوه، بسیار خوب است. اگر نسل آینده با روهی عدم خشونت و داشتن زندگی مسالمت آمیز تربیه شوه، در آینده اونا میتونن که هم خودشان دست به خشونت نزنن و هم در راه جلبگیری خشونت نقش فعال داشته باشن. انسانها میتونن که خواستها و عارضهای خودا و یا اعتراضها و مخالفتهای خودا بیدون خشونت و یا از طریق مبارزه عدم خشونت هم نشان بتن. راه های اعتراض عدم خشونت مثل از اجزای وظیفه خود داری کدن، از خوردن قضا خود داری کدن، تظاهرات مسالمت آمیز براه انداختن، مزدوش ساختن راه ها و جاده ها و عدم امکاری هم میباشه. مثلا یکی از قوام وطن ما بر اعتراض به ای که به زبان مادریشان مکتب وجود نداره دست به اعتراض زده مظاهره میکنن یا اونا به زبان خود شعارهای را روی تکه ها و تخت ها نوشته کده در چارایی ها و جاهای مخصوص آویزان میکنن. یا کارگران یک فابریکه برای زیادشدن ماشان دست به مظاهره میزنن و کار خود را متوقف میسازن. همه ای کار ها روش هاییست که مردم میتونن اعتراض یا خواستهای خود را از طریق عدم خشونت ابراز کنن. خوب دوست های مهربان آل شما را به شنیدن یک آهنگ دلشین دوت میکنم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی