30 minutes
12 December 2020
When Jesus wanted to wash Peter's feet, Peter refused. In his opinion, it was not right for his master and master to behave like his slave. But Jesus said, "If we do not wash you, you will have no share with me." We all know that humility is the right thing to do; But how many times have we humbled ourselves in action?
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنمدگان عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 49 متر بند پخش می گردد. کلام خدا برای شما شنوینده عزیز رادیو صدای زندگی سلام در هرکجایی که هستین و صدای ما را می شنوین سلامتی خداوند شامل حالتان باشه و از بارگای خداوند می خواهیم که صحت کامل و در شادمانی قرار داشته باشین. بله شنوینده عزیز من هم سلام تقدیمتان میکنم خدا را شکر میکنم که بازم در خدمت شما عزیزان قرار گرفتیم. حقا شکرا جان هر چیزی که در کشور واقعی میشه چیزهای مضبط دل ما شاد میشه با شنیدن بعض چیزها مثل مهدی جان کوچک را می بینیم که خداوند چی یک استعداد خاص را بر از او داده که تمام دنیا یعنی تجرب می کند. بله که می بینیم بسیار جوانای ما هستن که واقعا بسیار استعدادهای بالا دارن بسیار کدکهای ما هست که استعدادهای بالا دارن بسیار بخطانه بگوییم بعد بخطانه بگوییم واقعی جان که کشور ما در آرامش قرار نداره که جوانای ما تفلای ما رشت کنند. به هر صورت دوست های عزیز ما در هفته قبل صحبت کردیم که بسیار از یهودی هایی که دور ایسا مسیح جمع شده بودند که وقت ایسا صحبت میکرد اونا ایمان آورده بودند اما ایمان خود آشکار نمیکرد آشکارا نبود. بله یاد آوری کردیم بسیار چیزا رو فهمیدم این امو قسمت کشور خودمو بسیار ایماندار هایی هستند که زندگی میکنند اما نمیتونیم بخاطر ازی که وضعیت کشور ما خوب نیست نمیتونه که مردم آشکارا امو ایمان خود را بیان کنند واقعا خوبه شنوانده های عزیز که یک صورت بشنویم بعد برمی گردیم بسیار خوب موسیقی موسیقی موسیقی خداوندیسا ادالت ما روح تو جذب کرده ما را از کل دنیا اتحاد ما با تو چه زیبا با سلیب و قیامت و شغل بر دلها پدر از سما خازم در هر جا فرزندان تو گشته این فاخونه ایسا اتحاد ما با تو چه زیبا بحر ما گمراهان کردی فرزندت فدا ای شبانه نیکوبا ازم خداوندیسا داماده پر جلال سماوی بحر کلیسا ای شبانه نیکوبا ازم خداوندیسا داماده پر جلال سماوی بحر کلیسا ای روه خدا حامل قیام حضورت بخشید شادی و مهر به کلیسا اتحاد ما با تو چه زیبا ساکن گشته ای عیب و دوست در غلوب ما ای غم خدا عروسه ایسا جامعه ادانت برما زینت تهقا اتحاد ما با هم چه زیبا یگانه گیه رون باشد سرلوه ما ای شبانه نیکوبا ازم خداوندیسا داماده پر جلال سماوی بحر کلیسا ای شبانه نیکوبا ازم خداوندیسا داماده پر جلال سماوی بحر کلیسا خداوندیسا داماده پر جلال سماوی بحر کلیسا ای شبانه نیکوبا ازم خداوندیسا داماده پر جلال سماوی بحر کلیسا شستن پاهای شاگردان یک روز پیش از اید فسه بود ایسا فهمید که ساعتش فرا رسید است و میبایست این جهان را تر کند و پیش پدر برود او که همیشه به متعلقان خود در این دنیا محبت میداشد آنها را تا باخر محبت داشد بردن نان شب بود و شیطان قبلن یهودای از خیوتی پسرشم اون را شرانده بود که ایسا را تسلیم نماید ایسا که میدانست پدر همه چیز را به دست او سپرده و از جانب خدا آمده است و به سوی او می رود از سر دسترخان برخوسته لباس خود را کنار گذاشت و قطیفیه گرفته به کمر بست بعد از آن در لگن آب ریخت و شروع کرد بر شستن پاهای شاگردان و خوش کردن آنها با قطیفیه که به کمر بسته بود وقت نوبت به شمون پتریس رسید او به ایسا گفت ای خداوند آیا تو می خواهی پاهای مرا بشویی؟ ایسا در جواب گفت تو اکنون نمی فهمی من چی می کنم ولی بعدن خواهی فهمید پتریس گفت هرگز نمی گذارم پاهای مرا بشویی ایسا به او گفت اگر تو را نشویم تو در من حسن نخواهی داشت شمون پتریس گفت پس ای خداوند نتنها پاهای مرا بلکه دستها و سرم را نیز بشویی ایسا گفت کسی که غصل کرده است احتیاجی به شستشو ندارد بجز شستن پاهایش او از سر تا پا پاک است و شما پاک هستید ولی نه همه چون او می دانست چی کسی او را تسلیم خواهد نمود به همین دلیل گفت همه شما پاک نیستید بعد ازان که پاهای آنها را شست و لباس خود را پوشید و دوباره سر دستخان شست از آنها پرسید آیا فهمیدید برای شما چی کردم؟ شما مرا استاد و خداوند خطاب می کنید و درست هم می گوید زیرا که چونین هستم پس اگر من که استاد و خداوند شما هستم پاهای شما را شستم شما هم باید پاهای یکی دیگر را بشویید به شما نمونه ای دادم تا همانطور که من با شما رفتار کردم شما هم رفتار کنید به یقین بدانید که هیچ غلام از عرباب خود و هیچ قاسد از فرسنده خیش بزرگتر نیست هرگاه این را فهمیدید خوشا به حال شما اگر به آن عمل نمایید آمین آن چیزی که مت نخاندیم شکره جان شستن پاهای شاگردان یک مراسم روحانی است در بین ایمانداران کسانی که به ایسای مسیح ایمانداران درست است که غروریت ما برداشته شود و بجای از او محبت در بین خوهر برادر که مثل یک فامیل مثل یک خانواده با هم در کلیسا می باشیم بجای غرور و در قلب ما محبت فروتنی خدا جایگزین شود شستن پاها کدام حکم قاس نیست تنها در اول توی متاوز فصل پنج یا یه ده ما میتونیم بیبینیم که پولیس و کلیسا میگه کسایی که بیوه هستند و سنشان از شه سال بالاتر است باید نک نام باشه باید در قسمت پرورش اطفال در قسمت تعلیم دادن خانما و زنها یعنی نام نیکویی داشته باشه و او میتونه که پاهای خانما را بشویه احترام کنه و نیکوکاری داشته باشه در فصل سیزده انجیل و یوحنه ما میبینیم که عیسای مسی پاهای شادردهای خود را بشویه شستن پاها در افغانستان هیچ رایج نداره دستها را میشوین وقت مهمانی پاها را نمیشوین بله و شستن پاها تنها کسایی که پدر ها و مادر ها در سن نتوان میشن نمیتونن دست پای خود را بشوین بله و اولاد هایشان میتونن که دست پای از آن را بشوید یا سردشان را بشوید یا حمام بدیدشان بله و یادم هست که خرد بودیم همیشه میگفتن افتها و لگند را گرفته دستها را بشوید که نان تیار است غذا تیار است ما تیر خود را می آوردیم بله یا پت می شدیم شیلغلت خود را می زدیم شیلغلت خود را می زدیم یک جای تیرون که باشد کدام خوهر برادر دیگه ما دست پدر و مادر خوهر برادر ما را بشوید خودم وقتی که میمون بوده اگر میفتن بوده دست ها را بشوید برمای بسیار سخت بوده من میرفتم دست های کس را میشوید بله از یکی پیش دگه و از دگه پیش دگه خب آل زمان پیش رفته است مردم حتی هم افتها و لگند هم او ستر کردند اما بازم آن چیزی که رسم و رسوم در کشور ما است تاریخ چی از این شستن پاها در قوم اسرائیل چی قسم بود؟ ما اغلب میبینیم که در زمانهای قدیم مردم پای پیاده می رفتند وقتی که پای پیاده می رفتند امو چبلی ها یا سرپایی که در پای می داشتند بارشمه های چرمی بسته می کردند تا بند های پای خودتاو می دادند که باشه که ماکم بسته شو بر محض رسیدن به مقصد در راه های کج و جاده های گرم و خاکی امو شخصی که اینقدر سفر را تیم می کرد این اطمی بود که پاهای خودش بشوید تا پاهایش بوی نداد بله پای بوی دادن یک تیداد انسان ها دارند یک اصطلاحی که ما شما می گیم گنده پغلک داره بوی بد می ده شستن پاها رسم حتمی از جمله نظافت و مهمانوازی به شمار می رفت اون آبی که میزبان یا صاحب خانه برش می آورد باید از اون را انجام می داد هر کس باید اون را مراحت می کرد اول خودش اخت تصمیم می گرده که پاهای خود را بشوید یا پایین ترین خدمت کار اون خانه ای را بوده می گرفت که باید از پای اون شخص را بشوید ما در اینجا می بینیم که ایسای مسی در شام آخر درس آخری که به شاگرده خود می ده پیش از رفتن به طرف سلیب قدیفه را می گیره در کمر می بنده با بسیار فروتنی پای شاگرده خود را می شوید ایسای مسی در نقش یک خادم پای شاگرده خود را شد و او این کار را به انوان نمونه و الگو بر شاگرده خود انجام داد و این بر ما الگو هست محبت حقیقی را نشان می ده در آیات 13 و 14 ببینیم که می گه شما مرا استاد و خداوند خطاب می کنید و درست هم می گوید زیرا که چونین هستم پس اگر من استاد و خداوند شما هستم پاهای شما را شستم شما هم باید پاهای یکی دیگر را بشوید پس ایسا که خداوند هست و خود را در یک نقش غلام پاینتر قرار می ده و می آید درست فروتنی را بر دیگر را نشان می ده پس ما چرا انجام ندیم وقتی که از او تعریف توصیف می کنیم باید از حکم از او صد در صد یعنی اطاعت کنیم بله گفتن بسیار آسان است بله اما چقدر وقت شده که ما در عمل ایرانجام دادیم در قدم اول واقعا خداوند که گفته خداوند که گفته شما دشمن هایتان را ببخشید ای بسیار سخت است به مردم بسیار مردم بخشیدن نمی تانند اما اینجا ببینیم که می گفت پاها یکی دیگر را بشوید این بسیار سخت است واقعا بسیار سخت است حتی دمو وقت شکرا جان می بینیم که وقتی که ایسا مسی قدیفه را به کمر بسته می کنه و نوبت به شامون پترس می رسه شامون پترس هم نمی گذاره که استادش، مولایش، خداوندش پاهایش را بشوید تو می خواهی که پاهای مر را بشوید و ایسا مسی برش می گفت تو نمی فهمی که من چی می کنم ولی بعدن خواهی فهمید یعنی پترس گفت نمی گذارم که پاهای مر را بشوید و ایسا برش گفت در من تو ایسا نخواهی داشت پترس چی می گفت ای خداوند نه تنها پاهای مر را بلکه دست ها و سر هم را نیست بشوید و ایسا گفت آله می فهمی که من چی می کنم پس ایسا مسی خداوند پیش از رفتن به طرف سلیب همه چیزا می فهمد می فهمد که در بین شاگرداش یهودای از خیوتی برش خیانت می کند بعد از این پترس ایسا مسی را انکار می کند می فهمد که تمام شاگرداش که دور دسترخان نشستند با هم یک جا غذا می خورند می فهمد که ایسا مسی را ترک می کند تنها می مانند با وجود که تمام چیزا را ایسا مسی می فهمید امروز هم زندگی موتره قلب موتره غروریت های موتره تمام افکار موتره خوهر برادر می فهمد که موتره کی هستیم امروز می خواهد که موتره در این ملکوت جای بده از موتره دعوت می کند که ما باید تصمیم بجایی بگیریم شاگرداش را می بینیم که بسر تصمیمگیری بر ازی که چی کس برتر می باشه گفتگو می کنند کی برتری در مقام ملکوت خدا صاحب می شه صحبتشان در باره خودشان می باشه خدای ایسای مسی با شستن پاهای شاگردان با انها یاد می ده که رهبر حقیقی یعنی یک خادم حقیقی است نهی که مقامش بالا باشه و من رئیس صاحب هستم من وزیر صاحب هستم درست است خداوند اون مقام برای داده بله اما چقدر فروتن هستی چقدر دل دلسوز برای مردم داری چقدر از اون مقام رهبریت با دیگران نشان می دهی فروتنیتا ایسای مسی از خودگذری نشان می دهی ایسای مسی فروتنی نشان می دهی ایسای مسی بسیار چیزا رو تعمل می کند درد رنج سکنجا و هنج دراتا با پای سلیب کشیده می شه مرگ با جان خود می گیره یا نه بخاطر چی؟ بخاطر از این که ما و تا دیگران رو دوست داره بله جان خود رو فدای ما شما کرد تا که ما شما از این دنیایی که واقعا غلطیده ایم از این دنیایی که واقعا ما رو به طرف گر تاریک می کشند تا ما شما از این حالت نجات پیدا کنید بله از جهنم می خواهد که ما رو نجات بده و ما می بیدیم که شاگرداش در این گفتگو می باشد که چی کسی در ملکوت خدا بالاتر و عظیمتر است و شاید امروز رهبرای کشور ما خود رو ببینیم که هر کدامش صاحب مقام و منصب هستند حتی بسیار انسان ها تلاش می کنند که به ایک مقام و منصب برسند بله اما ایسای مسی با شستن پاهای شاگردان با آنهای یاد داد که رهبر حقیقی یعنی یک خادم حقیقی است بر حساب ساختن این امر ایسای مسی خودش مثل یک خادم آمد پاهای شاگردان خودش است و این درست رو بما یاد داد که ملکوت خدا با سرطنت زمینی شباحت نداره در حکومت زمینی یک رهبر بالاتر است و همه با اون خدمت میکنند ولی در ملکوت ایسای مسی رهبران باید خادم باشند و برشان یاد داد که محبت با یکی دیگر مهمتر از همه چیز است از همه مقام و منصب و این آن بالاتر می بود و ما ببینیم که ایسا حتی پاهای یهودای از خروطی رو شست پس این درست فروتنی است دوستهای ازیز این درست محبت خدا است خدا می خواهی شنویندی ازیز که امروز تو نجات پیدا کنی از غروریتهایت آزاد شوی از نفرتت آزاد شوی از کینه و این و آن بخلاص شوی تو نجات پیدا کنی اگر نجات پیدا نکنی و به این صحبت ها و به چیز که کلام خدا گوش نتی و ایمان نیاری جهانم هم وجود داره آتش سوزان وجود داره همه خسمه که ما در لقا می خوانیم در فصل دو که گفت اگر شما از گناهانتان توبه نکنین و به عیسای مسیح ما نیارین شاخی را گرفته گندم ها از که جدا می کنه که برای سوزاندن و گندم برای انبار کردن است و شما از جمع گندم ها باشین نه از جمع که ها چون که برای سوختاندن است و ایمان بیارین چنبینده عزیز عیسای مسیح سرمشق و لگوه دیگره برای ما ای است که او خدا و خداوند ماست او خدا خود را فروتن کرد ما چقدر فروتن می کنیم او بما درس فروتنی داد ما هم باید از بدگرانشان بگیریم عیسای مسیح مثل یک معلم روی زمین زندگی می کرد به شاگردهای خود یاد می داد که تا شاگرداشان چیزی که عیسای مسیح انجامی داشت به فکر خود می گرفتن ما امو قسم شناؤنده عیزی بر شما می گیریم شما می تانی که به دیگرها یاد بدین به دیگرها بیاموزین به دیگرها درس تعلیم بدین از کلام زندگی خدا که هرگز باطل نشده هر دانش که در قلب هر کسی که یعنی ریخته می شه او یک وقت رشت و نمو می کنه بله و او باعث نجاتش می شه پس دوست دیدیز امی قسمه که پیترست می خواست به توانایی خود مانه شستن پاهایش شوه فکر می کند که همه چیزا یاد گرفتیم و یک وقت می بینیم که او پس تسلیم می شه ما هم امروز قلب های خودا خودت تسلیم خداوند کنیم بله به زودی یک روز نتوان می شیم بچاره می شیم و حتی غذا را خورده نمی تانیم نان را خورده نمی تانیم آب را قرد کرده نمی تانیم همه چیز ما در نتوانی قرار می گره اما فیلن که ما توان داریم بیاین چی کرده می تانیم امیدوارستم که از درس امروز شما برکت گرفته باشین و آماده باشین شنویندی عزیز که ایسا را منحیص خداون و نجات هنده تان به بذیرین چقدر خوب است که درس شنویندی عزیز خانه تان بر اولادتان بر خانواتتان درمیان بگذارید اگر آشکارانه گفتن نمی تانید از کتاب مقدس این را مثل یک داستان بشن قصه کنید درست تعلیم بتین یا یاد بتین بله بر باره فروتانی وقت برنامه ما به پایان رسیده با نشر یک سرود زیبا تا هفته آینده که در خدمت شما عزیزان قرار می گیریم شما را به خداونده یک دام سپاریم خداحافظ شما خداحافظ خداحافظ چون دانم در هر مکان در هر زمان حادی خداز رهبرموز از دل سرود و امخانه آرام و شادم چون دانم در هر مکان در هر زمان حادی خداز رهبرموز رهبرموز رهبرموز در هر تنگی رهبرموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون رهبرموز گر شاخی عمرم بشکردن بر غمی ده لفظون شود توفانی عمرم چون رسد آرامم چون رهبرموز گر شاخی عمرم بشکردن بر غمی ده لفظون شود توفانی عمرم چون رسد آرامم چون رهبرموز رهبرموز رهبرموز در هر تنگی رهبرموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون رهبرموز در دستی او این دسته هم در دستی او این دسته هم ارکیز گلایه نکنام خوشنودم چونکه میدانام خواک هموز رهبرموز در دستی او این دسته هم ارکیز گلایه نکنام خوشنودم چونکه میدانام خواک هموز رهبرموز رهبرموز رهبرموز در حدگی رهبرموز در پایدی شمینمانم مسرورم چون رهبرموز در پایدی شمینمان مسرورم چون رهبرموز در پایدی شمینمان از موجی مرت راستم نیست با من خدا سره برموز چون امری من بسراید با فیض و زفراید پرایدن مرک و ارقایت با فیض و زفراید از موجی مرت راستم نیست با من خدا سره برموز رهبرموز رهبرموز در هر دگی رهبرموز در پایدی شمینمان مسرورم چون رهبرموز رهبرموز رهبرموز در هر دگی رهبرموز در پایدی شمینمان مسرورم چون رهبرموز در هر دگی رهبرموز
12 December 2020
12 December 2020
12 December 2020
12 December 2020
12 December 2020
12 December 2020
12 December 2020
12 December 2020