The New Covenant

  1 hour

  12 February 2016

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه راز زندگی خوش آمدید در این برنامه شما می توانید حدف زندگی را جستو جا کنید حدف زندگی یک راز بسیار مهم در زندگی ماست شعایب و مریم مجریان برنامه همیشه آرزو دارن نظر و پرسش شما را در مورد حدف و چالش های زندگی بشنوان و مطابق کتاب مقدس پاسخ بدهند سلام های من را بپذیرین امیدوار هستم که همه تان جور سحت من و سرحال باشید دوسته ازیز مطنان گرامی من هم سلام های گرم و سمیمانی خود را به شما تقدیم می کنم در هر کجای دنیا که هستین امیدوار و آرزوی ما می است که شما همه تان جور و سحت و سرحال باشید ازی که با ما تماس تیلیفونی می گیرین از شما یک جهان سپاس گذار تا چند روز بعد در کشورهای مختلف کشورهای اروپایی و امریکایی و همچنان در کشورهای آسایی هم روز والانتاین تقلیل می کنن و ما هم به نمائندگی از اولاداییم روز والانتاین بر خودت مریم جان تبریک می گیم و همچنان به تمام خانمها و مادرها و خوهرها کسایی که در خانواده ها در افغانستان زندگی می کنن بر اونا هم روز والانتاین تبریک می گیم و امید و آرزوی ما همیشه ای است که اونا هم از محبت خانوادگی از محبت یکی دیگر زن و شوهر و یا برادر و خوهر یا پدر و دختر از اینا هم اونا لذت ببرن و واقعا ای محبت محبت خداوند است که به ما داده امتوک خداوند ما رو دوست داره ما رو همه یکی دیگر دوست داشته باشیم به شما هم خوهرها و خوهرها و مادرهایی که استند در افغانستان روز والانتاین هم تبریک می گیم بله شاید جان واقعا روز والانتاین روز است که روز محبت و دوستی است تنها بین امتوک شما گفتید بین مرد و زن نی بلکه می شه که در تمام خانواده ها درم تجلیل کنه برای اولادهای خود برای خوهر برادر خود برای هر کدام این روز مبارک بگویه واقعا که روز خوبه است بله دوست های عزیز از این که با ما تماس گرفتین در هفته گذاشته یک جهان سپاسگذار استیم به خصوص یک دوست های دوست های ما در صفحه فیسبوک ما کامنت یا نظر خود دادن و گذاشتن که من بر شما یک چند تایشه می خانم یکی از دوست های می گفت دروت بر شما من از مدت دو ماه می شود به دین ایسای مسیح ایمان آوردم نمی دانم کجا بروم و چی بکنم امید مرا رهنمایی کنید یک دوست دیگه ما گفته گفته سلام من دین ایسا مسیح را دوست دارم ولی چندان معلومات در باره این دین ندارم اگر لطف کرده کدام همکاری کنید سیوام یک دوست دیگه ما گفته که می خواستم برای این که باید مسیحی شد چی نیاز است مکتب را تمام کردم و کم کم ورزش می کنم کدام مسریفیت دیگر ندارم بسیار خستم واقعا این سوال های است که هموطنهای ما از ما چی از طریق تیلفون یا فیسبوک یا انترنت و ایمیل می کنن و ما همروز هم برنامه خوب را تحییل دیدیم کمیدوار استم تا اخیر با ما باشین و کوش می کنیم که در مورد یکی از این سوال ها جواب بدیم که واقعا چطور ما به ایسای مسیح ایمان بیاریم و ایسای مسیح کی است خوب دوستا بیاین بریم یک مذمور خوب را با هم ببینیم بشنویم دوبارا برمی گردیم خدای من تو بسیار عظیم و به عظمت و جلال ملبس هستی خیشتن را به نور پوشانیده و آسمان را مثل خیمه برفراشتی خانه و بر فراز عبرها بنا شده و عبرها را اراده خود ساخته و بر بالهای باد سوار می شود بادها را پیام رسان خود و شعله های آتش را خادمان خود می گرداند زمین را بر بنیاد آن استوار کرده که تا به عبد جنبش نخورد اقیانوس ها زمین را همچون جامعی پوشاند و آب کوها را دربر گرفت از اطاب تو آبها بجرعان آمدند و با صدای رد تو به همجا پراغنده شدند فراز کوها را پوشاندند در دره ها سرازیر گردیدند و به مکان که محیا ساختی جاری شدند برای آنها حدود را معین کردی تا از آن نگذرند و بار دیگر زمین را آب نپوشاند به ما زنگ بزنید، سوالات، پیشنادات و نظریات خود را با ما درمیان بگذارید شما بیننده برنامه زنده را زندگی استیم یکی از هموطنهای ما خواهیش کرده بود از ما که میخوای قصی مصیحی شدنی خود را از طریق تیلفون با ما بگوید و همکارای ما کارکنوای ما تلاش میکنند که آنها را سرخت بیارند ولی میخواییم تا وقتی که هموطن ما سرخت میایند میخواییم یک نظر دیگه از هموطنهای ما را هم بر شما بخوانم که در فیسبوک ما چی نوشت کردن یکی از هموطنهای ما نوشت کرده گفته خستش دیم از این همه چیزها و بازی بگویم کدام متعالیه هم ندارم و تحقیق هم نکردیم اما دین مسیحی دین سلح هست منظورم از مسیحیت هست که متعالیه ندارم در این مورد همینقدر میدانم که دین سلح هست خب دوستهای عزیز بیاین بریم و دوست ما سرخت هستند بیاین بشنویم ببینیم قصه از نارکی ها چگونه مسیحی شدند سلام دوست عزیز شما سرخت هستیم سلام خوبی سلامتی برادر شما چی حال دارید؟ خوب هستید؟ خوب سلامتی برادر خواست برای خوانم دارم من افغانی هستم از مزار هستم ولی در ایران زندگی می کنم نوری اکثری هستم فاملیه ایماندار هستم و مثل ایمان اومدنم به درنامه زیبای شما همیشه نگاه می کنم همیشه برای ما دردعا باشین من ایمان و محفظ باشم خوب بسیار جاید تشکر دوست عزیز شما چیگونه با عیسای مسیح ایمان آوردین؟ من حقیقتش خیلی من 25-30 سال اومد همیشه در غم بودم همیشه در غصه بودم نمیتونستم درست تعمل نداشتم برای خودم چی نداشتم همیشه فکر داشتم همیشه فکرهای بد داشتم من با عیسای مسیح ایمان آوردن بودم تازه هر روز نامداری که ادامه خانم هم مثلا باشه فکر برد می که ادامه حسن یک خیلی عصام خورد بود از روزی که من به مسیح ایمان آوردم عادی شدم همیشه به خدا من نمیدونم قلبم رو خداوند نمیدونم که ادامه هر که با عیسای مسیح ایمان آوردن بیارم من یقین دارم که خداوند تنها خداوند است تشکر خداوند شما را برکت بده نظر مایست پیام شما با دیگر خواهر آب برادر های افغان ما چی است؟ من پیام همی دارم برای تمام رنجدیده افغانی من و شما که به خدا در رای درست رای عیسای مسیح است با عیسای مسیح ایمان بیارن تنها قلبشان شاد میشند تنها قلبشان لمس میشند خداوند واقعی میرسند من همیشه در رنج و هزار افغانستان خیلی گریه میکنم میگم چرا خداوند ای که واقعی است در دنیا ما کتابش داریم راحتارش داریم که نمیپسند ما نمیدونم چرا خالی ایمان بیارن با عیسای مسیح که تنها خداوند است که قلبشان لمس کنند دل شاد براشون بیارن واقعا شما گفتین که شما با خانمتون شما چند اولاد دارین دست عزیز؟
خانم هستم خودم هستم در شیراز ایران زندگی میکنم در دوازده سال اینجا هستم دعایم برای خانم بکنم که خدا خانم باید میگم ایماندار شو همیشه میگه هلا هفته دیگه هفته دیگه همیجور دیگه هلا خیلی از تو شک است هلا میگه همیشه دعا کنیم که این هم ایماندار شد دیگه ما توی خانوادی با ایمان باشیم خب بسیار زیاد تشکر برادر عزیز من از مریم جان خواهیش میکنم که بر خانم شما دعا کنوا بر خانوادی شما برادر گل بسیار تشکر میکنیم برادر خانواده ما یک پیسر داریم یک پیسر دیگه هم تو راه داریم برای شما دعا کن فالم پیسر خداوند بیار در این دانیا چهار پنج ماهش هستم همیشه در دعا باشین من همیشه برنامه زیبا تا رو نگاه میکنم از شبکه محبت هم که پس میشه ما نگاه میکنیم این شبکه تا رو من همیشه برنامه تا رو زنده دیگه جانبال میکنم من خیلی دوست تون دارم ما هم شما رو بسیار دوست داریم برادر گل بسیار تشکر میکنیم سپاسگزار هستیم ازی که شما لطف کردین زنگ زده ایم وقعا تشویق شده ایم ازی که خداوند در همه جای کار میکنه و همه انسان ها رو دوست داره و دعای ما همی هستم بر شما و بر خانواده تان که خداوند قلب خانمتان رو هم باز بکنه چشمه های از از او رو هم باز بکنه تا شما یک خانواده ایماندار باشین و به ایسای مصی ایمان داشته باشین و محبت ایسای مصی رو همه تا که شما چشیدین دعای ما همی هست که خانمتان هم این محبت رو بچشه و لمس کنه واقعا دوست های ازی جالب است جالب در این است که یک هموطن دگه ما او وعده کرده بود که زنگ میزنه و قصه زندگی خود رو میگه اما در حال دوست ما زنگ زد که واقعا این ما رو بسیار تشویق کرد به خصوصی که گفتن اونا دو پسر دارن یک پسرشان به دنیا میانی در حال آمدن است و یک پسر دگه دارن و به خانمشان دعا کنیم خب دوست ها بیاین بسیار مختصر همه یک جای دستای خود رو بالا میکنیم و از این برادر ما و خانمش و اولاداش دعا میکنیم خداونده سپاس گذار استیم استو که این برادر ما ایسای مصی رو یافت و به ایسای مصی ایمان آورد و ایسای مصی زندگی از او رو تغییر داد من دعا میکنم بر از این برادر ما که او رو خداونده تو برکت بده خانمش رو برکت بده اولاداش رو برکت بده و خداونده دعا میکنم که خانمش هم به ایسای مصی ایمان بیاره و همچنان این پسر رو که در راه هست خداونده ما دعا میکنم که به صحت و سلامت بیاید و این خانواده رو تو به حفظ امان خود داشته باش بنامه ایسای مصی واقعا دوستا این بسیار زیاد مهم است که وقت شما تلفون میکنین ما هم تشویق میشیم نه تنها تشویق میشیم بلکه دیگه هم وطنهای ما وقت دیگه خوهرها و برادرها این رو میبینن اونا هم جراعت پیدا میکنن دوستای عزیز جراعت پیدا میکنن که با ما شریک بسازن ایسای مصی همه چیزی که داشت با ما شریک ساخت مهبته خداه را با ما شریک شد کلام خدا میشه من چیزاarent � Rich ما هم چیزاير دل کار باید کنن مهبت خود ایسای مسیح است و برادر عزیز ازی که تلفون کردین واقعا از شما تشکر میکنیم و دعای ما امی است که خداهان شما را در حفظ و امایت خود داشته باشه و تشکر میکنیم بازم دعا میکنیم که امی مهبت ایسای مسیح را شما هم بر دگرها بگوین بر دگر دوست هایتان بر دگر هم وطنهای ما بر افغانهای خود ما که در ایران زندگی میکنند در داخل افغانستان مهبت ایسای مسیح چیزی است که سرچشمه است که جاری است و برای تمام انسان ها آمده است و مهبت است که هیچ وقت خشک نمیشه و استاد نمیشه واقعا دوست های عزیز و ما شما را باز هم تشویق میکنیم که تلفون کنین با ما اصلا حوالتان مارا خبر بدین اتو شاید بسیاری از افغانهای ما شما از مسیح نشونیدین تلفون کنین ما میخوایم که از شما بفهمیم که چی نظر تان دارد در مورد ایسای مسیح شما چی نظر دارید و خانواده تان در حالت تان زندگی که میکنین بخصوص فیلن در کابل انوز هم برقا به حساب نیست که قدر زیاد بسیار کم برق است بخصوص از طرف شاو برق نیست و این مشکلات زندگی روزمره است که تمام مردم افغانستان با این دست و پنجه نرم میکنند و همچنان اوی در موطن های ما که در خارج استند در پاکستان، در ایران و یا در ترکیه استند و بسیاری از موطن های ما در ترکیه انتظار را زیر دارند که اگر کدام چانسشان برابر بیاید یا یک کس را پیدا کنند بارند به طرف غرب یعنی همیشه افغان های ما در داخل و خارج کشور در ایک حالت قرار دارند که واقعا جنجال ها و چالش های زندگی همیشه پیش رو است ولی خداوند هم کار میکنه دوست داره و مارا در جنجال های ما کمک میکنه در جنجال های ما، در مشکلات ما کمک میکنه بخاطر چی؟ بخاطر ازی که خداوند خدای بزرگ است از یک طرف خدای قادر مطلق است و همچنان خدای محبت و مهربانی است او بخاطر ازی که ما دوست داره، میخواه که بما کمک کنه، میخواه مارا قوت بته، میخواه مارا قدرت بته و خداوند همه را یک سان دوست داره پیش خداوند مسیحی و غیری مسیحی فرق نداره خداوند همه را یک سان دوست داره فقط مسیحی ای است که مسیحی زندگی خود را از طریق ایسای مسیحی به دستای خداوند سپرده و نجات یافته در همی دنیا ای امی فرق است در محبت خدا کدام فرق نیست مسیحی و غیری مسیحی را خداوند یک اندازه دوست داره خب دستایی ازیز بیاین بریم یک سرود را با هم ببینیم بشنویم دوباره برمی گردیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
آیای مذهبی فرق دارد. چرا؟ بخاطر که ایسای مسیح امو چیز را که درس می داد امو را در زندگی خود عملی می کرد و خودش نمونه مثلا اگر در محبت درس می داد محبت می کرد. مثلا اگر در مورد شفا درس می داد شفا می داد. مثلا اگر در مورد مهربانی درس می داد مهربانی می کرد. یعنی فرق ایسای مسیح با دگه رهبر آدمی هست که او در حرف عمل یکی بود. برای که ما می فهمیم بسیار رهبر های مذهبی در حرف آنها بسیار خوب گفت می زنند اما عملشان کاملا خلاف حرف هایشان است. خب بیاین بریم این کلپ ویدیوی را با هم یک جای بی بینیم و دوباره بر می گردیم. وقتی که آنها به ساحهی که نزدیک اونرشلین بود آمدند ایسا هدایتشا به طور بسیار واضعی به پترس و یوهانا دارد و برشان گفت بداخل شهر بروید و همه چیز را برای ایده فسا آماده سازید. مرد که کوزی آب همل می کند شما را ملاقات خواد گرد پس به دنبال او بروید. ایسا خواست که نان شوا با شاگرداش به طور غیر علالی سرف نماید. حتی شاگردانش نیست نمی فهم بیدن که اونا با کجا خواد رفتند. مرد را که پترس و یوهانا او را دنبال می کند اونا را بابالاخانی هدایت کرد. در اینجا ایسا و شاگرداش غذای فسا را خواد خوردند و نمی خواستند که کسی مزاهم اونا شد. بعد از چندین ساعت همه چیز آماده شد. ایسا بقیه شاگرداش نیست با خود آورد. یوهانا به طرف راست ایسا شیشد و یهودا به طرف چپ وید که نیزدیک دروازه بود. ولی کسی نبود که پای اونا را بشوید و ظاهراً مالم می شود که ایسا این موضوع را فراموش کرد. شاگرداش رو به گفتگو کردن که کدام اونا بسیار مهم هستند. ایسا هیچیک اونا را تعیید نکد و گفت پادشهان بالای ملت خیش حکومت میکند ولی شما معنند آنان نباشید. من در اینجا همراه شما معنند یک خدمتکار هستم. کار را که ایسا بعداً انجام داد باعث شرمندگی اونا شد. ایسا ششتن پایا را فرموش نکده بود. آفتا و لگن و دسپاک نیز تحیه نموده بود ولی کسی نبود که این کار را انجام بده. و دلیل او روشن بود. ایسا خودش خدمتکار شد و آماده شد که پای اونا را بشوید. دسمال سرشانه شا بکمرش بست و شروع و شستن پایای شاگرداشتن بود. او پای یهودی های از قروتی را نیز ششد. او میدونست که یهود ها تصمیم گرفته که او را تسلیم کاهینا و فریسیان باید. ولی ایسا باز هم پای او را شست و یهودها گذاشت که ایسا این کار را انجام بده. ایسا فرمود کسی که میخواهد بزرگترین باشد باید خدمتکار همه باشد. هدف ایسا نبود که مهم بودنش سابط نمایف. بر او فرق نمیکد که او را خداوند میگفتن یا خدمتکار. در هر دو حالت راضی بود. این کار را برای تمام شاگرداش انجام داد. چون ایسا آمد و به سر سرخان شیشد در انجام این کار هیچ شک نداشت. او عرضش های قبول شده دنیاوی را محقوص ساخت و هدف والای انسان که نه فرمان روایی بلکه خدمت به دیگران از معرفی نمود. ایسا آنان فسره برداشت با دعای برکت که رسم قدیمی مردم یهود بود انجام داد. تو مبارک هستی ای خداون خدای ما. تو پادشاه آلم هستی که از زمین برای ما نان فراهم بیکنی. او به سخنان خود ادامه داد. این را بگیرید و بخورید. این بدن من از که برای شما داده شده تا مرا به یاد بیارید. خوردن نان فطیر در ایده فسه برای یاد بود از آزادی اجدادشان که از اصارت مصریان بیرون آمده بودن او را جشن می گرفتن. ولی ایسا برشان گفت که ای را بیاد من بخورین. در رسم یهود بر علاوه خوردن نان فطیر نوشیدن پیال برکت نیست شامل بود. اما ایسا بر ای معلی جدید علاوه کرد. ای پیالی است که در خون من که بر شما بخاطر بخشیدن گناهان بسیار ریختانده می شد همه شما از این بنوشید. 600 سال پیش ارمیای نبی پیشگوی کده بود که خداوند عهد جدید بین انسان و خودش خواهد بست. ولی منظور ایسا از ای چی بود زمان که گفت در خون من و این است بدن من. شاگرد ها زمان که با ایسا آشنا شدند او را منحیث یک پیانبر قبول کدند. بعد برشان آشکاشد که او مسیه معود هست. یعنی او از طرف خدا مسه شده و به این جهان فرستاده شده. او مریض ها را به قدرت خدا شفا می داد. کرا را شنوا می صاخد. کرا را بینایی می بخشید. فلج ها را شفا می داد. ولی در اینجا ایسا سخن از قربانی خودش می زد. بدنش مثل نان پاره می شد و خونش بر احد جدید ریختاندن می شد. ایسا دوباره سخن بکلام گفت و گفت. ایسا دوباره سخن بکلام گفت و گفت. تمام شد. ایسا تا وسته شخص به نام یوسف از اهل رامه که یکی از ازهای محکمه عالی که اورشنین بود در قبر گذاشته شد. دروازه مقبره را توسط یک سنگ کلان بستن امودن. او شهر با آرامی گذشت. همان طور فردای اوروز و آن شب. صبح روز یک شنبه بعضی از زنها که پیروان ایسا بودن به مقبره آمدن. قبر خالی بود. تنها تکیه که روی ایسا را با او پوشانده بودن در اونجا بود. اونا رفتن که دیگه شاگردار که در اورشنین بودن از این وزیعت باخبر بسازن. این سوال ذهنشانه مشغول کده بود که این سنگ کلانه که در دروازه مقبره بود. چی کسی دور کده؟ پس جسد ایسا کجاست؟ پیدرست یوهانه خواستن که خودشان رفتن و به چشمه خود ببینن. او زنا درست میگفتن. او سنگ بزرگ از دهن مقبره دور شده بود و قبر ایسا خالی بود. هیچ جواب منطقی نداشتن. ساعت بعد زمان که همه شاگردان پشت درای بسته با هم بودن ایسا خود برشان نمایان ساخت. ایسا استاده شده و با ایشان سخن گفت. اونا فکر کردن که ای هروه است. ایسا حالت اونا را درک میکد. سپس ایسا گفت. برخوردن چیز دارین؟ شاگردان جواب دادن. بله کم ماهی داریم. چندین شب پیش ایسا همراهشان نانه پاره کده و با هم خورده بودن و او شب دوباره ایسا با ایشان یکجور شده بود. ایسا با خوردن ماهی برشان ثابت ساخت گیه. او هروه نیست بلکه او دوباره از مرگ قیام کده و زنده شده. ایسا گفت. سر از آله پیام توبه و بخشایش و گناهان بنامن از ارشلیم شروع و بر تمام ملتها موزه میشه. بپیش تمام ملتها بروید و این خبر خوش را بر ایشان برسانید. آیت هایی را از انجیل هم بخانیم. میخوایم بخانیم که امی کلپ را بیشتر بر ما توضیح میکنه. بیاین دوسته عزیز که آیت ها را بخانیم از کتاب مقدس که چنانچه در خود از این کلپ ویدیوی دیدن شما. اما آین چیز از روی کلام خداوند نشته شده و این فلم تحیه شده بود. در کلام خداوند میخوانیم که نشته شده ایسا که میدانست پدر همه چیز را به دست او سپرده و از جانب خدا آمده است و به سوی او میرود. از سر دسترخان برخواسته لباس خود را کنار گذاشت و قدیفه گرفته به کمر بست. بعد از آن در لگن آب ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردان و خوش کردن آنها با قدیفه که به کمر بسته بود. و در دوامش ما میخوانیم نوشته شده بعد از آن که ایسای مسی را میگه بعد از آن که پاهای آنها را شست یعنی پاهای شاگردهای خود را شست ایسای مسی پاهای شاگردهای خود را شست و لباس خود را پوشید و دوباره سر دسترخان نشست از آنها پرسید. آیا فهمیدید برای شما چی کردم؟ شما مرا استاد و خداوند خطاب میکنید و درست هم میگوید زیرا که چونین هستم. پس اگر من که استاد و خداوند شما هستم پاهای شما را شستم شما هم باید پاهای یک دیگر را بشوید. به شما نمونه دادم تا همانطور که من با شما رفتار کردم شما هم.
رفتار کنید، با یقین بدانید که هیچ غلام از عرباب خود و هیچ قاسد از فرستنده خیش بزرگتر نیست. هرگاه این را فهمیدید، خوشحاب حال شما اگر به آن عمل نمائید. آدامه آیت ها را میخوانیم دوستها عزیز که در جای دگه نوشته شده میگه همچنین کم نان برداشت و پس از شکرگذاری آن را پاره کرد و به آنها داد و فرمود این بدن من هست که برای شما داده میشود. این کار را به یاد بود من انجام دهید. و در آیه 20 نیخانیم که میگه به همین ترتیب بعد از شام پیاله را به آنها داد و فرمود این پیاله عهد و پیمان نو هست در خون من که برای شما ریخته میشود. ببینید دوستهای عزیز، اینجا سه موضوع در این آیات و همچنان در کلیپ ویدیوهی دهیم. یکی ای که ایسای مسی درس از این را میده که خدمتگاه چطور ما به یکی دیگر خدمت کنیم. امتحان که ایسای مسی آمد و پاحای شاگردهای خود را ششد. ما هیچ رحبر را ندیدیم رحبر مسیحی را که پاحای شاگردهای خود را ششده باشه. یا امروز اکثنان رحبرهای مسیحی در جاهای بزرگ میشینند، در جاهای کلان با عبا و قبا میشینند و کسای دیگر می آید پاحای از آنها و دستایشان را میشوید. اما ایسای مسی یکانک کسی بود که خودش پاحای شاگردهای خود را ششد. و از طرف دیگر هم ایسای مسی میگه که عهد و پیمان جدید. ما اگر ببینیم زمینه از عهد و پیمان جدید چی است. عهد و پیمان ما شما همه میفهمیم که عهد و پیمان وقت انسانها بین خود عهد و پیمان میکنند با یک چیز مهر میشه. از این ازدواج کردیم. اونجا به حساب ملا یا قاضی یا هر کسی که از اون امزا میکنند و بعد از اون یک مهر میکنند. ای بسار معمول است. همه طور هم در اسنات ها. و در عهد و پیمان که خداوند میکنند وقت خداوند در صحرای سینا با قوم اسرائیل با اون عهد و پیمان گذاشت با اونا عوامر را داد و گفتشان که از این عوامر شما اطاعت کنین و شما برکت خواهد یافتین. و اگر از این عوامر شما اطاعت نکنین شما لعنت خواهد شدین. وقت هزارها سال قبل خداوند با قوم اسرائیل در صحرای سینا از طریق موسا صحبت کرد. و وقت ای را مردم اسرائیل شنیدن بنی اسرائیل شنید انا گفتن ما خداوند را اطاعت میکنیم ما قابل داریم. و موسا چی کرد؟ موسا حضرت موسا خون را پاشاند و گفت ای مهر است بخاطر امی عهد و پیمان خداوند. و امروز هم ما در زندگی روزمره خود میبینیم که وقتی مثلا دو خانواده با هم جنگ میداشت باشند وقتی هاشتی میکنند یک هیوان را میکشند. یک هیوان را میکشند خونوش را میرزانند اما اون را میگند امی عهد و پیمان نوست. یعنی که هر دو طرف چی میکنند به امی عهد و پیمان چیستند؟ اینا استوار هستند و محکم هستند و نمشکنانند عهد و پیمان خود را. و خداوند هم هیچ وقت عهد و پیمان خود را نمشکنانند. اما مردم بنی اسرائیل و دگه مردم دنیا عهد و پیمان خود را با خدا شکستند. با چی خاطر؟ با این خاطر که امو فرمانهایی را که ده فرمان هست و دگه فرمانهایی را که خداوند داده بود مردم با قلبی سختی که داشتند این فرمانها را اطاعت نکردند. و با این خاطر لعنت در زندگی انسان ها آمد کشتن آمد از همه چیزهای بد دگه هم وقت ما از خدا نافرمانی میکنیم هر کار دگه بد هم در زندگی ما می آید. و همه تور هم در زندگی قوم اسرائیل و همچنان در زندگی تمام مردم دنیا این کار ها آمد. خوب دوست های عزیز آله بریم و بیاین ببینیم یک شعر با هم ببینیم دوباره برمی گردیم و در این مورد بیشتر صحبت میکنیم. درسته از فرجام مرگ ست سلیب درسته از فرجام مرگ ست سلیب چون مسیحا هالیه برجستند پای تحقیق است و دست اختیار حلقه تقریر را بشکستند بیش میرانند خردمندان نپست در شتابند گرهمه آیستند خرقه تزویر در بازار نیست خرقه تزویر در بازار نیست تارو پودش را همه بکسستند گشت گوته دامن جهل جهان تا به هم اندیشه ها پی بستند برکشیدن بال و پر آهنگ ها سنگ ها در جای خود بنشستند کنشیند شم جای آفتاب کنشیند شم جای آفتاب شاهدان شهر ما شانستند بینندگان عزیز این برنامه به صورت زنده در آل پخش است شما میتوانید به ما زنگ بزنید سوالات پیشنادات و نظریات خود را با ما در میان بگذارید خداوند اوامر خود را در صحرای سینا از طریق حضرت موسا به مردم بنی اسرائیل داد ببینین از طریق حضرت موسا ایک پیانبر بود و بنی اسرائیل هم تنها یک قوم بود این احد عتیق بود اینجا آیات را از کتاب دوم طورات خروج از فصل 24 آیه 7 و 8 را میخانم پس کتاب پیمان را که در آن احکام خداوند نوشته شده بود برای مردم خان این حضرت موسا را میگه آنها گفتند مردم گفت ما از اوامر خداوند اطاعت میکنیم و هر چی را که فرموده است انجام میدهیم ما از اوامر خداوند اطاعت میکنیم و هرچی را که فرموده است انجام میدهیم موسا خون را که در لگن ریخت بود گریفت و بر سر مردم پاشید و گفت پیمان را که خداوند با دادن این احکام با شما بست مهر میکند یعنی چی بود؟ خون علامه از این بود علامه بست شدن پیمان بین خداوند و بنی اسرائیل از طریق موسا بود از طریق حضرت موسا بود خودش مستقیمی کار نکرد حضرت موسا با خداوند صحبت میکرد باز میامد بر مردم را میگفت این کار خداوند بود ولی مردم چی شد؟ مردم انسان ها بنی اسرائیل در وقت بخصوص ناتاعتی کردن و دگه انسان ها هم دگه مردم دنیا هم از اوامر خدا ناتاعتی کردن و خداوند از طریق ایسای مسی چی کرد؟ امروز با ما صحبت کرد وقت ایسای مسی در دنیا آمد و جان خود داد خون ریخت از ایسای مسی وقت خون خود ریختان چی شد؟ این خداوند تمام مردم دنیا را از طریق ایسای مسی چی کرد؟ امو مهر پیمان نوه کرد خب شما میشه آیات را از کتاب مقدس برما بخانید در این مورد شاید جان این آیات ها را با هم یک جای میخانیم و گوش میکنیم که خداوند چی میگه دوست های عزیز تا این قسمت که شاید جان بر همه ما تشریف کرد که چطور در عهد عتیق در زمان حضرت موسا توست خون عیوانات مردم احساس راحتی میکردن و این شریعت خود حضرت موسا بود که خداوند براش داده بود این شریعت که توست از او میتانستن گناه هایشان بخشیده شد توست خون عیوانات برناسد خداوند میتانستن برن ولی در عهد جدید خداوند راح و چار جدید را برای ما و شما سنجید و او چی بود؟ خون خود ایسای مسی که خون از او را اختار شد تا یک عهد و پیمان جدید بسته شد بین انسان و بین خدا و این کار و خدمت خود ایسای مسی کرد چون در این ویدیو کلپ هم پیشتر دیدیم در یک قسمت میگه که ایسای مسی برش فرق نمیکرد که اگر کس او را میگفت تو یک رهبر بزرگ استی یا کس او را میگفت تو خادم استی یا خدمتگذار هستی اصلا برش فرق نمیکرد چرا او وظیفتش و رسالتش همین بود که در این دنیا بیاید خونش ریخته شد بخاطر گناه های ما بخاطر گناه های شما تا یک عهد و پیمان جدید بین خدا و انسان برقرار شد و این واقعا مشکل همه ما شما را آسان کرده شما هم امروز که همه انسان هایی که پیروع شریعت استند و به خدای نیمان دارند میفهمیم که شریعت چیز بده نیست شریعت در ذات خودش چیز بده نیست ولی آیا همه ما شما واقعا میتونیم؟
که شریعت از صد فی صد پیروی کنیم؟ آیا میتونیم که هر روز هر روز بیدون گناه زندگی کنیم؟ آیا امکان داره که بیدون وصف وصف زندگی کنیم؟ خداوند خودش میفهمید که ما انسانها خیلی ضعیف هستیم و دلهای ما همیشه برای گناه و برای کارهای بد آماده هست و به اون خواهد ریسای مسیح در این دنیا آمد تا با خونه از او ما شما نجات پیدا کنیم. خب دوست های عزیز آیت ها را اگر شما میشه بخوانید. بیاین دوست های عزیز که این آیت ها را بخوانیم. اما اکنون عدالت خدا که طورات و پیانبران بران شادات دادن به زور رسیده است. خدا بدون در نظر گرفتن شریعت و فقط از راه ایمان به ایسای مسیح همه ایمانداران را عادل مشمارد. زیرا هیچ تفاوت نیست. همه گناه کردن و از جلال خدا کم آمدند. اما با فیض خدا همه به وسطت ایسای مسیح که خونبه های آزادیان ها است و طور را یکان عادل شمارده می شوند. زیرا خدا مسیح را به انوان وسیله برای آمرزش گناهان که با ایمان به خونه او به دست می آید در مقابل چشم همه قرار داده و با این کار خدا عدالت خود را ثابت نموده. زیرا در گزشته به سبب بردباری خود گناهان آدمیان را نادیده گرفت. و در آیت بعدیش می خوانیم که تا در این زمانه عدالت خدا کاملا به ثبوت برست. یعنی ثابت شود که خدا عادل است و کسی را که به ایسای مسیح ایمان می آورد عادل می شمارد. بله دوستان بیاینیم این آیت ها را یک کمی بیشتر در موردش صحبت کنیم. خب دوست های عزیز با فکر می کنم یک تلفون داریم بیاینیم این تلفون را بگیریم و دوباره با هم صحبت می کنیم. سلام دوست های عزیز شما سریخت هستین. بله می شوند برادر شاید. بله سلام. سلام خدمت شما و خوهر قدیمت مریم. بله بفرماییم. سلام ما هم بر شما تقدیم از خوهرگال بفرماییم. زنده باشیم تشکر. تشکر از شما که برنامه زیبای تانه زحمت می کشید و فراهم می سازید تا ما بیترانیم شما را از برنامه شما چیزایی را یاد بگیریم. و خدا را شکر. ما اول از همه که فیض و سلامتی ایسای من سیره برنامه همه کسایی که صدای من را می شنوان من تقدیم می کنم بخصوص افغانای عزیز. بله. بله. اواز تان درست نمی آید. آهان. آنه می شنوان؟ بله می شنوان اواز یک ذره چیست درست نمی آید بساب جرست یک ذره بفرماییم. آهان. آهان. آهان ما گفتیم که شدید که ما سحبت کنیم گفتیم ما سلام های خود را خدمتی همه کسایی که صدای من را می شنوان تقدیم می کنم و همچنان خصوص برای افغانای عزیز. بله تشکر برادر عزیز شما خود را معرفی کنین و اگر امکان داشته باشد در مورد زندگی تان قبل از ایمان آوردن به عیسای مصیب امروز یکم بگوین. بله بله نام من حسین حمیمی هستم من مدت که سه سال می شد که از افغانستان بر آمدوم. بله. بله من در قبل از اینکه من اینجا در انگلیس بگردستم من مطالعه میکردم در مورد عیسای مصیب. سایت های آنلاین را من دقیق میکدم و در جریان از امین که من از افغانستان بر آمدوم من خصوص سایت های چیزایی که می خوندم در مورد عیسای مصیب. در مورد عیسای مصیب من زندگی نامه هسین اندریات که در اندوستان بود من زندگی نامه ش را خوانده بودم. و من بعضی حقیقت ها را بعضی آرامی به شما در منتنی زندگی نامه هسین اندریات من دیدم و من او را خواندم و من ایک چیزایی را در او احساس کردم. زمان اینکه من آمدوم در چیز رسیدوم اینجا من در انگلیس رسیدوم و من خواستم که امون نویشته هایی را که در اونجا بود من خواستم ببینم که آیا واقعا او حقیقت هست یا هر که هست مثلا یک چیز را میخوای نویشته کنند او در سایت ها باند. اما من به تقصیب دیگه بودم من آمدوم اینجا افغان ها را پیدا کدوم و همچنان ایرانی های اینجا بود و همچنان من توانیستم که اینجا با این افغان ها کلیس ها پیدا کنم کلیس ها بروم بعد از مدت تقصیب و همچنان وقتی من در کلیس ها رفتم با این مردم ها شنوان شدوم من دیدم که واقعا چیزایی را که هسین اندریات من در منت نیزیم در گینامه هسین اندریات خواندم و او حقیقت بر شما تشکر برادر عزیز شما چگونه با عیسای مسیح خودتان چگونه ایمان آوردین و عیسای مسیح را منحیط نجا دهنده ایتان چگونه قبول کردین بله بله امی که من توانیستم اینجا با افغان ها و ایرانی ها و همچنان اینجا با انگلیسی ها توانیستم که من کلیس ها را پیدا کنم و مدتی در کلیس ها رفتم و بعد از اون من واقعاً وقتی حقائق را دیدم در کتاب مقدس را خواندم و حقائق را دیدم که واقعاً در کتاب مقدس هست و ما میتونیم از اون حقائق در زندگی خود استفاده کنیم من خواستم که با عیسای مسیح ایمان بروم و من تانیستم که عیسای مسیح ایمان بروم و تحمیل بگیرم و عیسای مسیح را با عنوان خداوان خود و نجا دهنده خود قبول کنم خوب بسیار زیاد خدا را شکر میکنیم دوست عزیز اگر برما بشکل مختصر بگوین که وقتی شما با عیسای مسیح ایمان آوردین چی تغییر در زندگی شما رخ داد؟ چی تغییره که دیگه همتان های ما هم در این مورد ما هم بفامیم؟ بله برادر شاید امونت که می فامیم ما خصوص افغان ها در سر جنگ و بکاری و فقر که در کشور ما هست متاسفانه ما می فامیم که همه ای ما از سر افغان ها خصوص طبقه جوان نسبت از امون مشکلاتا تشویشای روحی و روحانی خیلی زیاد دارد ما خودم متاسفانه یکی از اونهایی بودم که تشویش و تکلیف مشکلات روحی ما همقدر زیاد شده بودد افغانستان که ما شاید دیارتر از 3-4 بار دکتر رفتم و دواغ گرفتم و این مشکلات روحی باعث شده بود که ما با خانواده با اطرافیا با همه همه تصایی که ما انسبار دشتم اونا از ما رنگ می دیدن و ما رویه خوب اتا با فامیل و با پدر و مادر با یک از اونا ما رویه خوب نداشتم یعنی هر کسی که ما با اونا رابطه داشتم بقیسمی ادمت دیدنخور شده بودند بقیسمی ما اونا را به استیلاء گپایی نمی زدم که خوشش از اونا نمی آمد و همچنان من یک غروب نسبت از امون تشویشات روحی ما یک غروب داشتم اگر خوب بود یا نبود ما میخواستم که جفرانگ سر اعضای فامیل، خوهر یا برادر که ما داشتیم سر از اونا انجام بکنیم و خب بارش شکر بخاطر ایسای مصیر وقتی ما را آمدن اینجا ایسای مصیر را به عنوان خداوهاند به عنوان جابدهنده خود دهینجا قبول کردیم و من روز بروز خدا را شکر که من در شخصیات ما تغییر آمد در رفتار ما، در تیردار ما تغییر آمد و خدا را شکر بخودانستم که آنما از او افصولگی یا از او غروری به جایی که من داشتم کاملا آنما خلاص شدم و خدا را شکر بخاطر از ازی ما هم خدا را شکر میکنیم بخاطر که واقعا ایسای مصیر خودش امتوک خود را فروتن ساخت در این دنیا آمد زندگی خود داد امتوک ما را هم میخواهد که فروتن باشیم خب اگر شما بشکر مختصر پیامتان را دیگه خوهران و برادر های افغان بخصوص بر جوان های افغانستان که آل عکسریتشان کوشیش میکنند بخاطر فقر و بیکاری که برای از افغانستان چی پیام دارین بر جوان های افغانستان؟ بله بله برادر شما پیام من برای همه جوان های افغانستان بخصوص کسانی که واقعا از مشکلات روحی و روحانی رنگ میبره این از که ما انسان ها در کل نتانا افغان ها ما بدونبال یک حقیقت هستیم و میخواییم اون حقیقت را دریافت کنیم و میخواییم اون حقیقت را پیدا کنیم من به عنوان یک جوان و به عنوان یک کسی که من تعلیم و تحصیل هم دیرم پیام من برای همه افغان های عزیزی هست که یک حقیقت وجود داره و او حقیقت هم میتونه فقط عیسا امتحانه باشه که ما میتونیم او را در زندگی خود تجربه کنیم میتونیم با او در زندگی خود با او زیرد کنیم شب روز میتونیم در رابطه با او باشیم و ما میخواییم از جوان های عزیز که متعرح کنن کروشیش کنن تا این حقیقت که تنها عیسا امتحانه هست در زندگیشون پیدا کنن تا از مشکلات روحی و روحی خلاش شوند تشکر برادر عزیز خداوند شما را برکت بده و شما را کمک کنه در زندگی تان و همچنان خانواده تان تشکر از شما فیض خداوند عیسا امتحانه با همه ایشون شما باشه و همچنان همه تصاید که صدای من را میشنند باز هم فیضی و سلامتی عیسا امتحانه را برای اونا میخوایم بسیار تشکر زنده باشین محبت کردن تشکر زنده باشین از شما همچنان خداوند عزیز خداوند دوست های عزیز واقعا گرچه آواز درست یک ذره جر بود یا صاف نبود ولی خب دوست ها ما دیدیم که برادر ما هم در سن جوانی با عیسا امتحانه ایمان آوردن و چی تغییر عیسا امتحانه در زندگی از اونا آورده خب بیاین بریم یک سرود را با هم ببینیم بشنویم و دوباره برمی گردیم
موسیقی خوشونت را از دیگران میاموزیم شما چی نمونه برای اطفال خودستید؟ موسیقی خوب دوستای عزیز ما به درس خود در مورد احد و پیمان جدید دوام میدیم و بسیار خوش شدیم که از دو برادر خود امروز تیلفون را گرفتیم و برادر ما هم قصه خود را که چطور به ایسای مسیح ایمان آوردن به ما کردن و امی هینه که ما از کلام خدا هم خاندیم که ایسای مسیح گفت که بدن ما است و در کلام خدا میگه با زخمهای ایسای مسیح ما شفای آفتیم و وقتی ای برادر ما هم که گفت گفت ما از تکلیف داشتم از لحاظ روحی و روانی و وضعیت بد داشتم حالت بد داشتم با خانواده خود ولی وقتی گفت که ما به ایسای مسیح یعنی به مخون ایسای مسیح وقتی که ایمان آورد چی شد؟ شفای آفت واقعا ای شفا شفای رایگان است دوستهای عزیز و تمام عهد و پیمان نو هم در امی است عهد و پیمان نو خداون هم رایگان است بر همه ما و شما و شما خاندین در اینجا که کلام خدا میگه همه گناه کردن از جلال خدا دور راستن کسی که گناه کرده خدا را دیدن نمیتونه اما خدا چون گناه کار ها را دوست داره است ریق ایسای مسیح آمد با این دنیا آمد و این دنیا آمد که ما محبتی از او را ببینیم مهربانی ش را ببینیم ما خدمتی از او را ببینیم و بالاخره او چی کرد؟ خون ایسای مسیح در صلیب اون امو اهد و پیمان نو را جی کرد؟ به اصابه ما شما تاپه کرد یا مهر کرد تاپه کرد که گفت ای بسته شد و آخرین گفت ایسای مسیح هم در صلیب چی بود؟ گفت ختم شد یعنی ایسای مسیح با خون خود چی کرد؟ امی اهد و پیمان نو را بسته کرد ختم کرد و در اینجا گفته بطور رایگان بطور رایگان امروز اگر یک کسی بخواهی که یک چیز را به دست بیارد چقدر امروز مردم ما شما به خاطر شهرت به خاطر قدرت چقدر پول و پیسه مصرف می کنن که یک خانه نو بخرن یا موتر نو بخرن یا قدرت بگرن یا حتی آنکه قدرت های دولتی هم پوست های دولتی هم به پیسه گکی بعض شده که بسیار سرقلفی هست یا ای که تجارت می کنن مردم یعنی چقدر پول میتن که صاحب یک چیز شوند اما اینجا از طریق کتاب مخدس خداوند برما رایگان نجات را رایگان می اثر ساخته فقط یکانه حالت در چیست یکانه کار در چیست که ما به ایسای مصیح ایمان بیاریم کلام خدا چی میگه میگه وساطت ایسای مصیح که خونبه های آزادی آنها است به طور رایگان آدل ش مردمشان زیرا خدا مصیح را به انوان وسیلهی به رای آمرزش گناه هان با ایمان به خون او به دست می آید با ایمان ایمان یعنی چیزی که ما میخانیم حقیقتش باور داریم و او را در قلب و زبان خود به او اعتراف می کنیم ای را ایمان میگن در مقابل چشم همه قرار داد و این کار خدا عدالت خود را ثابت نمی بود زیرا در گذاشته بسبب بردباری گناه هان آدمیان را نادیده گرفت خدا گناه های انسان ها را نادیده گرفت به این منانه نیست که گناه های از آنها پاک شد سرف بخاطر از این که خداون امروز هم گناه های بسیاری را نادیده می گره نه به منانه از این که خداون فراموش می کنه با این بخاطر از این که خداون رحیم و مهربان است وقت می دهد بر ما و شما که به ایسای مسیح ایمان بیاریم و هر چیز اوتر او بهتر است چی می گه می گه در تا در این زمان ادالت خدا کاملا به ثبوت برست یعنی ثابت شد که خدا آدل است و کسی را که به ایسای مسیح ایمان می آورد آدل می شمارد یعنی ادالت خدایی است که ما در امی دنیا نجات از گناه را از طریق ایسای مسیح حاصل می کنیم با ایمان به ایسای مسیح و همچنان ایسای مسیح در زندگی ما تغییر میارد در این مورد مریم جان چیست یعنی آدم به کشید به منان یک نیست که ما شما که به ایسای مسیح ایمان می آرده هم اصلان مشکل نمیداشت باشید یا جانجال نمیداشت باشید یا غم آندو نمیداشت باشید امی چیزا رو می داشت باشید ولی بسیاری از اینکه ایسای مسیح موجودیت در زندگی ما با از آرامش قلب و فکر و روح میشه و واقعا خدا ماشمارا از طریق ایسای مسیح قبول می کند و این عهد و پیمان جدید است از زیر یک مشکل بسیار کلان خداوند خود انسان ها را نجات داد بخاطر چی؟ بخاطر که می فامید که انسان ها نمی تانند که امو شریعت را که خداوند وزکرده قوانین و مقررات که در عهد عتیق بوده و تا امروز هم دوام داره خداوند می فامید که آدم ها نمی تاند مگر ای که خود از راه چاره را سنجید و خود ایسای مسیح از گروه فرستاد تا او کفاره گناه های همه ما شما شده ما شما همه ما گناه کردیم و از جلال خداوند قاصر هستیم و نمی تانیم در حضور خدای بزرگ قرار بگیریم مگر ای که چی داشته باشیم؟ یک نجات دهنده داشته باشیم یک کسی که بیایه بگویم من بخاطر تو جان خود را فدا میکنم آیا این برای ما شما بسیار یک چی بزرگ نیست یک توفه بسیار بزرگ نیست وقتی که یک کس بیایه بگویم من بخاطر تو میرم این کار را میکنم و من خوهرای عزیز خود را هم تشویق میکنم خانومای عزیز خوهرای عزیز شما هم لطف کنین زحمت بکشین و یک بار بر ما تیلیفون بکنین شهادت بتین ما هم بسیار تشویق میشیم و این را باور کنین که از طریق این برنامه به خاطر ازی که نجات ایسای مصی وقتی که در زندگی ما میایه ما را باید با دگرها هم تقسیم کنیم و برا دگرها هم بگویم یک توفه نیست که تنها برا خود نگاه کنیم به این خاطر این برنامه ساخته شده تا شما دوسته عزیز آگاهی پیدا کنین به زبان خیلی ساده خود ما شما که ایسای مصی آمد بخاطر چی بخاطر نجات ما شما بله دوسته شما سوال کنین که سمره از این عهد و پایمان جدید چی است ما گفتیم که سمره از این است که ما در این دنیا نجات پیدا می کنیم از گناه های خود و همچنان سمره دیگه ایش ای است که سمره دومشی است که خداوند قلب نو با ما می ده ببینید دوستهایی که اینجا شریک ساختن قصه خود را قصه ایمان آوردن به ایسای مصی را دوستهایی که اینجا شریک ساختن قصه خود را قصه ایمان آوردن به ایسای مصی را خداوند به اینا قلب نو داد قلب نو قلب بخشاینده با ما می ده تا دگره ها را هم که با ما گناه کرده ببخشیم هر کسی که باشه چی گناه خرد و بزرگ باشه او را ببخشیم این قلب نو را می ده که این قلب نو تنها از طریق ایسای مصی تنها از طریق ایمان با ایسای مصی مایسر است و همچنان وقت ما با ایسای مصی ایمان میاریم اول گفتیم چی گناه های ما بخشیده میشه دوم قلب نو بر ما ایسای مصی میده که دگره ها را بخشیم و ثوم ما رابطه مستقیم با ایسای مصی برقرار می کنیم رابطه مستقیم ما دیگه ضرورت با ملا و کشیش و رحبر از طریق قضوه با خدا رابطه بگیریم ما رابطه مستقیم ما هر روز صبح که میخذیم با خدای خود با ایسای مصی رابطه مستقیم داریم و با او دعا میکنیم صحبت میکنیم و او هم با ما از طریق کلام خود از طریق روح خود با ما چی میکنه حکمت میته، هشاری میته و وعده میته که ما را همیشه با فکر ما است و ما را نگاه میکنه ایسای مصی زنده است و چون او زنده است وقتی که ایسای مصی زنده است به او وقت است که ما میتونیم با ایک نفر زنده صحبت کنیم کسایی که مرده رحبرهای مذهبی که مردن یایی که به خاک خون خاک رفتن و خاک شدن با اولا کسی صحبت کرده نمیتونه اما ما به ایسای مصی وقتی میگیم صحبت میکنیم و واقعیت داره چرا او بعد از مرد زنده شد در قبر دفن شد و دوباره زنده شد مرد زنده شد مرد زنده شد مرد زنده شد
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}