The Law of Oratory

  29 minutes

  26 August 2019

Leadership is more than a title—it is proven in action, influence, and the power of one’s words. We reflect on lessons drawn from experience in Afghanistan, where effective guidance, careful planning, and real understanding separated success from failure, and where true authority emerged not from position but from trust and credibility. We explore how strong communication, preparation, and self-awareness enable a leader to earn respect, while poor judgement and lack of readiness can undermine even official authority. In the end, we show that genuine leadership grows over time through knowledge, relationships, experience, and the ability to inspire others to listen and follow.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی شنوندهی عزیز سلام من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم دوستای می‌ربان من جاوید هستم و من هم به شما سلام و احترام خود را تقدیم می‌کنم از خدا من می‌خواهم که شما ازا همه جور و تیار باشین دوستای عزیز این برنامه‌های قوانین رهبری است که به شما عزیزا تقدیم می‌کنیم ما در برنامه‌های گذشته در باره قوانین رهبری مثل قانون سخف، قانون نفوذ، قانون پیششفت تدریجی و قانون هدایت گب زدیم صحبت گذشته ما در باره قانون هدایت بود این گفته ای حکیمانه را هم بیان کدیم که هر کس می‌توند جلودار کشتی باشه اما برای تاین مصیر حرکت کشتی رهبر لازم است برای توضیح کدن این گفته ای حکیمانه از سفر دو گروه اقتشافی به قطب شمال به شما قصه کدیم یک گروه که رهبر ورزیده داشت و پلان سفر با صورت دقیق تنظیم کده بود و ضرویات احزای تیم هم خوب در نظر گرفته بود تانست که سفر خود موفقانه به مقصد برسانه و سیئی و سلامت پس به مرکز خود بیان اما رهبر گروه دیگه که پلان سفر دقیق سنجش نکده بود و ضرویات احزای تیم هم خوب معاصبه نکده بود نه تنهایی که به هدف خود به وقت معین رسیده نتانست بلکه در وقت بازگشت هم خودش و هم همه احزای تیمش تلف شدن ما گفتیم که رهبر باید نظبت با احزای تیم دیدی روشندتر از حالت موجود و هم دور و آینده را داشته باشه رهبر ورزیده پیش از روبرو شدن به مشکلات مشکلات از دور می‌بینه و برکامیابی بر مشکلات پلان دقیق و منظمه در ذهن خود داشته می‌باشه رهبر ورزیده پیش ازی که به سفر آهاز کنه تمام دوران سفره پیش از پیش در ذهن خود داره و با یک دیدی روشند به سفر خود شروع می‌کنه ما ای را هم گفتیم که رهبر ورزیده بین خوشبینی و واقعیت یک تعدله در نظر می‌گیره یعنی نه زیاد بدبین می‌باشه تا باعث دل شکستگیه اعزای تیم نشه و نه بسیار خوشباور می‌باشه که مشکلات را نادیده بگیره ای بود مرور مختصر صحبت گذاشته در باری قانون هدایت در صحبت امروز می‌خواییم روی یک قانون دیگی انکار ناپذیر رهبری گفت بزنیم ای قانون قانون سخنوریست رهبر باید سخنور ماهر هم باشه و وقتی که او صحبت می‌کنه صحبت او ایقدر معاصل باشه که همه با او گوش بگیرن پیش از اینکه در باری این قانون انکار ناپذیر رهبری گفت بزنیم شما را به شنیدن یک اعلان دعوت می‌کنیم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می‌شیم لطفا با صدای زندگی باشین شنوندگان عزیز اگر شما در مورد برنامه‌های ما سوالات، نظرات و پیشلحادات داشته باشید می‌توانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید 001-541-550-7131 ما گفتیم که صحبت امروز ما در باره قانون سخنوری است یک رهبر باید سخنران معصر هم باشه متاسفانه رهبران تازکار و جوان به اهمیت سخنران بودن چندان توجه نمیکنن ما خودم هم وقتی که بعد از فراغت از تحصیل شروع و کار کدم به این مشکل مواجه شدم در حاله که ما بسیار جوان بودم و اوقدر تجربه بر رهبری نداشتم اما باز هم نظر به او شرایط سالها پیش در وطن ما افغانستان در راسی یک معصصه مقرر شدم خوب بایادم از وقتی که در اولین جلسی رهبری معصه شرکت کدم هیچ تیاری بر شرکت کدن در جلسه را نگرفته بودم فکر می‌کدم چون ما رهبر معصصه هستم ضرورت نیست که ما آمادگی لازم داشته باشم اما وقتی که جلسه شروع شد ناتوانی خود را خوب حس کدم و به خاطر او در درون خود احساس شرم کدم وقتی که مدیر یک بخش از کمبود پرسونل خود شکایت کد مدیر مامورین برش گفت تشکیل پوره است در این وقت سال ما نبیتانیم که تعداد کارمانده‌های شما را زیاد بسازیم از حال سر تشکیل سال نو کار می‌کنیم و تشکیل مدیریت شما را کلانتر می‌سازیم شما سال نو کارمانده‌های زیادتر می‌تانیم داشته باشیم اما حال امکان نداره با سنیدن این جواب مدیر مامورین ما هم گفتم صحیح است و مدیری که کارمانده‌های زیادتر ضرورت داشت قاره شد به این قسم اقصد سوال‌ها را مدیر مامورین جواب می‌داد و من صرف بابل گفتن به او معافقه می‌کدم مدیر مامورین نه تنهایی که در کار خود ورزیده بود در بین مدیرهای دیگر هم زیاد نفوز داشت و همه به او احترام هم می‌کدن و به گپای او خوب کوشت می‌گرفتن بعد از خلاص شدن جلسه احساس کدم که من رهبر حقیقی جلسه نبودم بلکه مدیر مامورین رهبر حقیقی جلسه بود بسیار مثال جالب و آموزنده بود بر رهبر لازم است که گپای او وزن داشته باشه و بر زردستهایش قابل قبول باشه وقتی گپای رهبر وزن پیدا می‌کنه که از مسه ای که او رهبری می‌کنه خوب باخبر باشه مثلا تشکیل مسه چطور است بودیجه و درایی او چطور است ماش مامورین او چقدر است و چطور می‌تانن ارتقا کنه کارها چطور پیش میره کدام بخش مسه زعیف است و کدام بخش مسه خوب کار می‌کنه شما می‌فهمین که بعد از پایانیافتن اولین جلسهی رهبری مسه که به زوف و ناتوانی خود در رهبری پایی بردم باید چی می‌کدم من می‌تانستم بدون ای که ناتوانی خود قیو بسازم مثل که بسیاری رهبر‌ها در وطن ما شما می‌کنن بر رهبر بودن خود پافشاری می‌کدم شما کاملا دقیق گفتین ایر کسیم رهبر‌ها بدون ای که زعف خود را اصلاک کنن بزیر دست هایشان میگن سبر کنین من رهبر هستم گپ ما اگر صحیح است و یا نیست باید عملی شوه شما خوش هستین و یا خفه از ما پیروی کنین اما تجربه ای را ثابت ساخته که ای کسیم برخورد نتیجه بسیار خراب داره کارمند‌ها ممکن است بخاطر عدب و احترام با شما چیزی نگوین و خود را چوب بگیرن اما در دل خود مخالف شما میشن یک خرطمند ای باره میگه قدرتمند بودن صرف در اداهای قدرت نیست بلکه در ای است که شما واقعا قدرتمند باشین خب ای کسیم برخورد که نتیجه خراب داره ما یک کار دیگه هم کده می‌تونستم که مدیر مامورین برطرف می‌کدم و او را که خود رهبر رهبر می‌ساخت از پیش روی خود دور می‌ساختم بله شما ای کار را کده می‌تونستین اما ای کارتان هم نتیجه خوب نمیداد شما گفتین که مدیرهای دیگه با او احترام زیاد قایل بودن و به گفتهای او گوش می‌گرفتن و او را قبول می‌کدن از این مالم میشه که مدیر مامورین در بین دیگه مدیرها خوب نفوز داشته حتما او سالها در اون مستقار کرده بود و همه مامورین او را خوب می‌شناختن و او بخاطر کارهای خوبش به خود احترام و نفوز کمایی کده بود شما که او را از کار برطرف یا تبدیل می‌کدین دیگرها هم از شما آذارده می‌شدن اساسناما، تشکیل و بودجه محصر خوب متعالق کدم با مدیرهای هر بخش جدا جدا صحبت کدم و از کارها و مشکلات اونا خود خوب باخبر ساختم پیش ازی که جلسه دیگه رهبری محصر شروع شد من امادگیهای لازم گرفتم دو سی روز پیش از جلسه به دفتر مدیر مامورین رفتم و با او دباره امادگیهای که برای جلسه گرفته بودم صحبت کدم مدیر مامورین از این برخورده من بسیار خوش شد و وعده هر قسم همکاری را به من داد جلسه بعدی را تقریبا مشترقا رهبری کدیم به این ترتیب من آهست آهست تانستم که خود را به حیثی رهبر حقیقی محصر تسبیت کنم وقتی که من گپ می‌زدم همه گوش می‌گرفتن که گفت‌های من وزن دارد با وجود او هم هر وقتی که به مشکل روبرون می‌شدم او را با مدیر مامورین بشرف می‌کدم شنونده ازیز آل شمارا با آهنگ دوت می‌کنیم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما آزر میشه از جدای پاشتای می‌کنم از جدای پاشتای می‌کنم لطفا امراهیم امراهی شد آین آین آوای جاو دار موسیقی از نایستان کامرام توبریدن از نفیرم مردوزان نالیدن هر کسی که دور بود از اصل خیلیش باز جوی روز موری وصل خیلی بشنو از نیچون حکای می‌کنم از جدای پاشتای می‌کنم بشنو از نیچون حکای می‌کنم از جدای پاشتای می‌کنم آین آین آوای جاو دار موسیقی موسیقی دوست‌های مهربان شما می‌تونین رهبر واقعی را با دیدن تشخیص بدین در یک مجلس کاری که اعضای او را نمیشناسین داخل شبین در جوریان مجلس پنج دقیقه به طرف اونا ببینین شما حتما می‌تونین دیدن به طرف اونا رهبر را بشناسین حتما از طرز پوشیدن و سر وز معلوم میشه که کی در این مجلس رهبر است یا از جای ششتن ممکن است معلوم شوه که کی در این مجلس رهبر است نه از این چیزها رهبر واقعی معلوم نمیشه رهبر واقعی وقتی معلوم میشه وقتی کسی سوال کنه وقتی کسی سوال کنه همه به طرف او می‌بینن و به جواب دادن او منتظر می‌باشن اعضای مجلس منتظر شنیدن گفت‌های او می‌باشن این شخص که همه منتظر شنیدن گفت‌های او هستن او حقیقتا رهبر است نه کسی دیگر شما شنونده عزیز وقتی که دفعه دیگر در کدام مجلس شرکت کدین با دیدن به طرف اعضای مجلس از این روش که پیشتر با شما گفتم استفاده کنین و رهبر حقیقی را تا کسی که رهبر است اما رهبر حقیقی نیست می‌تونین تشخیص بدین در مجلس‌ها ما معمولا دو قسم رهبر‌ها را دیدن می‌تونیم یکی رهبر هایی که صرف از لحاظ پاست و مقام رهبر هستن و دیگر رهبران واقعی هستن رهبران که صرف از لحاظ پاست و مقام رهبر هستن معمولا در مجلس‌ها اول گفت می‌زنند اما رهبران واقعی بسانتر صحبت می‌کنند رهبران که صرف از لخاظ پاست و او مقام رهبر هستن برneath پیش برده کار‌ها به نفوذ رهبران واقعی در بین همکارها ضرورت دارد اما رهبران واقعی برین پیش برده کارها صرف به نفوذ خود ضرورت دارن نه به نفوذ کسای دیگر رهبران که صرف از لحاظ پاست و مقام رهبر هستن تنها در او عده از رهبران زیر دست خود نفوذ دارن که اونا هم از لحاظ پاست و مقام رهبر هستن اما رهبران واقعی در همه نفوذ دارن شنوینده عزیز وقت که شما در یک مقام نو مقرر شدین اگر رهبر واقعی نبودین غمگین و دلشکستن نشین بخاطر که یک میار که شما رهبر واقعی هستین و یا نیستن شروع کارتان نیست بلکه وقت است که شما کارتان را به پایان رسندین چون کار‌های انجام شده شما نشان دهنده میار رهبر بودن تان است در وطن ما و شما افغانستان وقتی که رهبر‌ها در پست‌های رهبری کار می‌کنن یعنی برحال باشن در باره ناتوانی‌های رهبریشان معمولا کم گبزده میشه اما وقتی که از کار برطرف میشن ویا تبدیل میشن تشت رسواییشان از بام مفده، ناتوانی و نواقص در کارهایشان برملا میشه اما رهبرهای هم هستند کارهای خوب و مفقت اونا را در رهبری مردم سالها یاد می‌کنند شنونده عزیز آل شما را به شنودن یک ایلان دوت می‌کنیم بعد شنودن ایلان دوباره در خدمت شما آزر میشه شنونده عزیز اگر به انترنت دست رسیدارین می‌تونین به این آدرست بما ایمیل لوشت کنین روشن ات افغان دیدیو نقطه او آرژی اسپیل روشن آر او اس اچ ای ام دوستهای عزیز شما که این صحبتهای ما را تا حال تقیب کردین حتما این سوال به شما پیدا شده که پس رهبر واقعی کی هست؟ ما چطور بتانیم که رهبر واقعی را بشناسیم؟ بر تشخیص رهبر واقعی به گفتهای خود رهبر که ادعا می‌کنه رهبر است توجهون نکنین صرف ادعا نمیتونه اک شخص رهبر واقعی بسازه بریافتن رهبر واقعی از هیردسا ویا کسایی که با او کار می‌کنند سوال کنین شما به اکسل عمل مردم دقت کنین که چی اکسل عمل در باره او نشان می‌تند؟ شاید رهبر بودن یک شخص پیروان او هستند نه خودش مارتین لوترکینگ که رهبر جنبش برابری سیاپوستان و سفیدپوستان در امریکا بود مردم به او احترام زیاد داشتند و همه چی سفیدپوست و سیاپوست در هر جایی که او بیانیه می‌داد مردم بدقت به گفتهای او گوش می‌دادند و او را بدقت می‌شنیدند به این خاطر او واقعا یک رهبر بود ما در قانون پیشرفتی تجهیجی به تکرار گفتیم که یک شخص در یک شو رهبر واقعی شدن نمیتونه یک شخص می‌تونه با گذشت زمان رهبر واقعی شوه رهبر واقعی در طول کار کنند باید در هفت بخش خصوصیاتی از خود به نمایش بگذاره تا او به حیث رهبر واقعی قبول شوه دومین خصوصیت خصوصیت ارتباط است او چقدر مردم مشناسه و با چقدر مردم در ارتباط است؟ دومین خصوصیت خصوصیت ارتباط است او چقدر مردم مشناسه و با چقدر مردم در ارتباط است؟ توانایی شما برای رهبری زیادتر میشه وقت که نو با مقام رهبری می‌رسین کوشش کنین که روابط خود را انکشاف بتین کوشش کنین با افراد نیک و خوب روابط خوب را زیادتر انکشاف بتین در این صورت است که شما در مصدر رهبر واقعی می‌شین خصوصیت دیگه دانش است صرف با داشتن علم و دانش یک شخص نمیتونه رهبر شوه اما رهبری بیدانش هم امکان نداره شما به حیث یک رهبر لازم است که اطلاعات و معلومات کافی داشته باشین پس هر رهبر باید درس رهبری را بخوانه بعد از خود خوب فهمیده ساختن رهبر شوه خصوصیت دیگه بینش و بسیرت است تنها داشتن اطلاعات و معلومات کافی نیست رهبر باید بینش کافی داشته باشه تا با امک موضوعات پای ببره خصوصیت دیگه تجربه است رهبری که در جوریان کار جنجال‌های زیاد پشت سر گذاشتنده باشه چانسی او برای قبول کدن در بین پیرواهش به حیث رهبر زیادتر است تجربه هیچوقت نمیتوند تزمین کنه که هرکس به او باید اعتماد کنه اما این چانس را به شما می‌توند که ثابت بسازین رهبری واقعی هستین مافقت‌های گذاشته داشتن مافقت‌های گذاشته یک خصوصیت دیگه رهبری واقعی است ایچیز بارزشتر از سابقه خوب شما برای پیروان تان نیست خصوصیت آخری توانایی رهبر است یعنی او چیز را که شما می‌تونین انجام بتین بخاطر قابلیت‌های شما است که مردم به گفت‌های شما گوش می‌گیرند اگر شما قابلیت و توانایی نداشته باشین مردم ویا پیروان تان به شما گوش نمیگیرند و از شما پیروی نمیکنند شنوینده ازیز امیدوار هستیم که شما ای خصوصیت در رهبری داشته باشین و به عیس رهبر محفق و محبوب کار کنین حالی یک اعلان می‌شنویم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما قرار می‌گیریم گران و آوریدون کو تاسو که زمون دیخ پروانو به حق لپختن نظریه او یا ولندی زنه لرهی کوالای شی پدید تلیفون نمبر لمون سر اردیکی و نیسه سفر سفر یو پنجه چلور یو پنجه پنجه سفر و یو دری یو شنوینده ازیز در انجیل مقدس می‌خانیم ایسا به طرف دگر بهیره جلیل که امان بهیره تبریه است رفت و عده زیاده که مجازات او را در شفا دادن بیماران دیده بودن به دنبال او رفتند آنگاه ایسا به بالای کوی رفت و به شاگردان خود درانجا نشست ایام اید فسه یودیان نزدیک بود وقتی ایسا به چهار طرف خود دید عده زیاده را دید که به طرف او می‌آیند از فیلیپوس پرسید از کجا نان بخریم تا اینا بخورند ایسا این را از روی امتحان به او گفت زیرا خود او می‌دانست چی خواهد کرد فیلیپوس جواب داد دو ست سکه نقره نان هم کافی نیست که هر یک از آنها کمه بخورد یکی از شاگردانش به نام اندریاس که برادر شمون پترس بود به او گفت پسره دی اینجا هست که پنج نان جو و دو مایی دارد ولی هان برای این هده چی می‌شود؟ ایسا گفت مردم را بنشانید در آنجا سبجه بسیار بود پس مردم که تقریبا پنج هزار مرد بودند نشستند آنگا ایسا نانها را برداشته خدا را شکر کرد و در میان مردم که بروی زمین نشسته بودند تقسیم نمود مایی‌ها را نیز امین طور هر قدر خواستند تقسیم کرد وقتی همه سیه شدند با شاگردان گفت توتاهای نان را جمع کنید تا چیز تلف نشود پس شاگردان آنها را جمع کردند و دوازده سبت از توتاهای نان باقی مانده آن پین نانجا پر نمودند وقتی مردم این موجزه ایسا را دیدند گفتند در حقیقت این امان پیغامبره وعده شده است که می‌باعید به جهان بی آید پس چون ایسا متوجه شد که آنها می‌خواد او را به زور برده پادشای خود بسازند از آنجا جدا شد و تنها به کوستان رفت ما در صحبت پیشتر گفتیم که رهبر بوده واقعی را در اکتصال عمل پیروا و یا اشتنونده هایش می‌تانیم تشخیص بتیم مردم می‌خواستند که ایسای مسی را پادشای دنیای خود بسازند و به اون مقام دنیای بتند اما ایسای مسی بر سیاست کدن و رهبر شدن دنیاوی نه آمده بود ایسای مسی پادشای روحانی بود که دلها پادشایی میکد ایسای مسی امروز هم پادشایست و می‌تانه بر تخت سلطنت قلب هر یکی ما و شما حکومت کنه و ما را از نان روحانی سیر بسازه جلال بر ایسای مسی پادشای دلهای ما دوستای عزیز صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی به پایان می‌رسانیم تا ملاقات دگه پناهاتان به خدا خداحفظ دوستای عزیز خداحفظ دوستای عزیز ای خداون ایساین رهبر من توی ای خداون ایساین رهبر من توی عاشق تو هم عابد تو هم چوبان من توی ای خداون ایساین رهبر من توی ای خداون ایساین رهبر من توی ای خداون ایساین رهبر من توی فرشتگان در آسامان از فیض و رحمتت ای خداون نیسراین تو را گوین هلیلویا دادی نجاتم دادی حیاتم منجی من توی ای خداون ایساین رهبر من توی ای خداون ایساین رهبر من توی ای خداون ایساین رهبر من توی ای خداون ایساین رهبر من توی ای خداون ایساین رهبر من توی شما می‌توانید برنامه شبانه ای ما را ساعت 7.5 شب به وقتی افغانستان روی موج کوتام 25 متر بین برابر به 11755 کلو هرتز بشنوید فیلن خدا حافظ شما