29 minutes
26 August 2019
Transcribed by AI
PYM JBZ ما سر از برنامه گزشته یک سلسله نوی برنامه ها را شروع کدیم. ای سلسله نوی برنامه ها قوانین رحبری نام دارد که ما در هر برنامه روی یکی از بیست یک قانون انکار ناپردیر رحبری گفت می زنیم. در برنامه گزشته ما در با روی قانون سقف گفتیدیم. ما گفتیم که سقف رحبری یک رحبر میزان کارایی او را در رحبری تهین می کند. اگر می خواهیم که کارایی ما در رحبری رشد کند باید تلاش کنیم که سقف رحبری خودا و یا زرفیت رحبری خودا بالا ببریم. ما دهی باره مثال های هم آوردیم. ما از رسطوراندهای مکدونالد که حالای در تمام دنیا وجود دارن یاد آوری کدیم. ما گفتیم مالکان اولی رسطورانهای مکدونالد چون سقف رحبری اونا پایین بود نتانستن که رسطورانهای مکدونالد را انکشاف بتن و رسطورانهای جدید را تاثیز کنن. اما شخص دیگر امتیاز و نام او را خرید چون سقف رحبری و یا زرفیت بالای رحبری را داشت توانست که 21 هزار از ای رسطورانها را در تمام دنیا تاثیز کنه. در صحبت امروز ما یا قانون دیگر از قانون های انکارناپذیر رحبری را زیر بز قرار می کنیم. ای قانون قانون نفوظ است. یکان وقت در خبر ها می شنیم که محبوبیت فلان رحبر چند فیصد پایین آمده و یا چند فیصد بالا رفته. در مملکت های پیش رفته معصات وجود دارن که همیشه میزان محبوبیت و یا نفوظی رحبرها را وقتن فا وقتن با سوال کدن از مردم سنجش می کنن و اقصد از روی او میزان موفقت او را ارضیابی می کنن. از ای معلوم می شه که اندازه نفوظ و یا محبوبیت یک رحبر بر رحبری کنن چقدر مهم است. دقیقت میزان توانایی رحبری درجه نفوظ رحبر است. نه پیشتر و نه کمتر. اگر شما که رحبری یک مسه و یا اداره و یا خانواده هستین، اگر دهمکاران تان نفوظ نداشته باشین، شما هرگز نمی تانین اونا را رحبری کنین. البته این نفوظ ده همکارا و یا زیر دستا باید جبری و ساختگی نباشه. اگر جبری و یا ساختگی باشه، شما با وجود که ادعای رحبری اونا را می کنین، دقیقت شما رحبر اونا نیستین و شخص دیگر و یا چیز دیگر رحبر اونا است. بسیار دکتاتولا و فرمان روایان مطلق العنان در دوران قدرت خود ادعایی ری می کنن که مردم اونا را دوست داره و اونا در بین مردم نفوظ دارن. اما با چپشتن دکتاتوری اونا معلوم شده که اونا نه تنها در بین مردم خود نفوظ نداشتن بلکه مردم از اونا متنفر هم بودن. به حسن مبارک رئیس جمهور مصر و بین علی رئیس جمهور تونست دقت کنین که هر دو رحبرا مطلق العنان و دکتاتور بودن. بعد از سقوطشان معلوم شد که اونا در بین مردم خود بسیار کم نفوظ داشتن. شنونده عزیز، آل شما را به شنودن یک ایلان دعوت می کنیم، بعد شنودن ایلان دوباره در خدمت شما قرار می گیریم. شنونده عزیز، اگر شما در مورد برنامه های ما سوالات، نظرات و پیشلحادات داشته باشید، می توانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید. سفر سفر یک پنج سدو چلو یک پنج سدو پنجا هفت ازار و یک سدو سی و یک دوست های عزیز، ما در باره قانون انکار ناپذیر نفوظ در رحبری گپ می سیدیم. در آخرای تابستان سال 1997، دو واقع تقریباً در یک هفته واقعی شد که تمام دنیا را تکان داد. این دو واقع مرگ شادخت دیانا از خاندان شاهی انگلستان و مادر تیزا راحبه کلیسای کاتولید در هندوستان بود. شما می فامید که دیانا شادخت جوان با مقبول خاندان شاهی انگلیس بود که در حالثه ترافیکی جان داد و مادر تیزا یک زن پیر بود که بخاطر خدمتش به مردم فقیر و بیچاره هندوستان جایزه مشهور نوبل گرفته بود و او به مرگ طبیعی خود فوت شد. بسیار جالب است که نفوزی هر دوی اونا در بین مردم جهان تقریبا یک برابر بود. یک سرویه که یک اخبار مشهور در سال 1996 یعنی یک سال پیش از مرگ اونا انجام داد مادر تیزا در مقام اول و دیانا در مقام دوم مردم دوسترین انسان های دنیا شناخته شدند. ما با سراحت گفته می تانیم که بی دور نفوز اونا هرگز نمی تانستن به ای مقام ها برسند. سوال پیدا می شود که چطور امکان داره که شادختی مثل دیانا و یک زن خدمتگار مردم غریب یعنی مادر تیزا را مردم برابر دوست داشته باشند و هر دوی اونا تقریبا یک برابر در مردم نفوز داشته باشند. دیانا در اول خانم گمنام و معلم یکودکستان بود. وقتی مردم دنیا او را شناختند که او با شهازده انگلیس چارلس در سال 1981 عروسی کرد. مراسم عروسی او را یک میلیارد مردم در تمام دنیا دیدند و علاقمند او شدند. اگرچه می گند که او اول با داخل شدند به قصر شایی و خانواده سلطنتی و تشریفات و قیودات او چندان خوش نبود اما بزودی او خود را با شرایط جدید ایار کرد. او به حیث شادخت انگلیس به جاهای مختلف دنیا سفر می کرد و به حیث نمائنده خانواده سلطنتی انگلیس جمعوری آنها را به خاطر کمک کردن به مردم عدف خود قرار داد. او در جریان سفرها و فعالیتهای خود با مردم مختلف مثل سیاست مدارا، اونرمندا، نوزتهای انسانی و اشخاص خیرخواه آشنا شد. دیان ها مردم ها تشویق کرده که در رای تداوی ایز تختی کنن و در رای علاج جزامیان کمک کنن. او برالوه رهبران دولت ها را تشویق کرد که مینگزاری کردن ها و حتی تولید مین ها ممنوع اعلان کنن. او حتی چند وقت پیش از مرگ نا به انگامش به امریکا سفر کرد و با ملاقات کردن با رئیس جمهور امریکا او را آماده ساخت که از کانفرانس مشهور که بخاطر من مینگزاری بود امایه کنه. در اول نام و مقام سلطنتی بر دیان ها سبب شد که مردم دنیا را تحت تاثیر خود قرار بده. اما پسان چیزی که باعث نفوذی و شد استعداد خودش بود نه مقام خانواده سلطنتی. در سال 1994 وقتی که شهزاده انگلیس چارلس او را طلاق داد باز هم نفوذی او در بین مردم جهان کم نشد بلکه زیادتر شد. دلیل او ای بود که دیان ها قانون نفوذ خوب درک کده بود و در زندگی خود به او عمل میکد. وقتی که دیان ها در حادثه ترافیکی جان داد مراسم جنازی او مستقیمن از طریق تلویزیون به 44 زبان دنیا ترجمه و نشد شد و 2.5 میلیارد نفر در دنیا ای مراسم ها مستقیمن دیدن. تعداد مردم که مراسم جنازی دیان ها را دیدن دو برابر تعداد مردمی بود که مراسم عروسی او را دیدن. شنونده ازیز آل شما را به شنیدن یک آهنگ دوت میکنیم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما قرار میگیریم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های مهربان ما دباره قانون انکارناپذیر نفوز در رحبری گپ میزدیم. ما از دیان ها شادخت انگلیست یاداوری کدیم. دوست های مهربان ما دباره قانون انکارناپذیر نفوز در رحبری گپ میزدیم. رحبری هم نفوز است. نه چیز کمتر و نه چیز بیشتر. دوست های مهربان ما دباره قانون انکارناپذیر نفوز در رحبری گپ میزدیم. دوست های مهربان ما دباره قانون انکارناپذیر نفوز در رحبری گپ میزدیم. دوست های مهربان ما دباره قانون انکارناپذیر نفوز در رحبری گپ میزدیم. بعض انوان های هم است که مردم با شنیدن اونا در پالو نام اشخاص فکر می کنن که اونا رحبر است. در حال که اونا رحبر نیستن، یکی از این نام ها مدیر و یا مدیریت است. مردم فکر می کنن که مدیر و رحبر هر دو یکی است. کلانترین فرق بین رحبر و مدیریت ایست که رحبر به فکر تاثیر کدن و نفوز کدن در مردم است که از او پیروی کنن. در حال که مدیر به فکر ایست که چی قسم سیستم را بسازه که کارها در مراحل مختلف به صورت سیستماتیک و منظم به پیش بره. برای اینکه ما برخود معلوم کنیم که یک شخص مدیری خوب است و یا رحبر خوب، از او بخواییم که تغییرات مضبط در کار خود باوجود بیاره. مدیران میتونن که یک سیستم جدید برای پیش برد کارهای خود باوجود بیارن و مسیر عرکت محصر را حفظ کنن. اما اونا هیچوقت نمیتونن در مجموع تغییرات را باوجود بیارن چون اونا در بین مردم نفوز و تاثیر ندارن به این خاطر نمیتونن مردم را به عرکت بیارن. بعضی مردم فکر می کنن که تجارا و فروشنده ها رحبر همستن اما همیشه ای گب صدق نمی کنه. محصولات یک تاجر هم ممکن است که مردم بخرن اما از او به حیث رحبر پیروی نمی کنن. امکان داره که او مردم را بر یک مدت کوتا بتانه تشویق کنه که محصولات او را بخرن اما او هیچوقت نمیتونه نفوز و تاثیر دوامدار بر اونا داشته باشه. حالا شما را به شنیدن یک ایلان دعوت می کنیم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما قرار می گیریم. دوست های مهربان یک دانشمند فرانسوی می گه دانایی توانایی است. مردم که فکر می کنن قدرت اساس رحبری است چون دانش هم توانایی و قدرت است پس کسی که دانا و با دانش است او رحبر هم است. اما دانش و دانایی بتنهایی نمیتونه که باعثی شوه که یک شخص رحبر بسازه. شما به هر پوهندتون در دنیا که داخل شوید تیداد زیاد پروفیسر ها و محققین را می بینین که از لحاظ دانش و فهم در جامعه در مقام اول قرار دارن. اما هیچ کدام اونا رحبر نیستن بخاطر که طوان رحبری اونا بسیار پایین است که حتی هیچ به حساب نمی آید و کارهای اونا را اشخاص دیگر رحبری می کنن. یک تصویر نادرست دیگهی که در باری رحبر وجود داره و اوییست مردم فکر می کنن کسی که در اول و یا در راست یک تیداد مردم قرار داشته باشه او رحبر است در حال که یک قط نداره. به قرارمانان ورزشی دقت کنین اونا از لحاظ کاری که کدن در بین دیگرها در مقام اول قرار دارن اما هیچ کدام اونا رحبر نیستن. دوست های مهربان پس کی یک رحبر واقعی است؟ آیا رحبر واقعی کی است؟ وقتی که من از پهنتون فارق شدم به حیث مدیر یک داره در یک ولایت مقرر شدم. من از پهنتون فارق شدم و عالیترین تحصیل در داخل افغانستان خلاص کندم. من فکر می کنم مدیر سابقه که به اندازه من تحصیل نداشت تانسته بود که ای مؤثره به خوبی به پیش ببره. برمه هم مشکل نیست که ای داره را رحبری کنم. اما بعد ازی که عمرن شروع به کار کدم متواجیه شدم که صرف تحصیل به مقام نمیتونه که یک شخص رحبر بسازه. بعد از یک سال کار کردن یاد کردم که به نفوظ در بین یک ماهسته و به دستعاوردن حقی رحبری زحمت بسیار کار داره. باید متواجه باشیم که خالصترین شکل رحبری را ما می تونیم در رحبری سازمانهای داوطالبانه و انتخابی ببینیم. در ای قسم محصات رحبرهای انتخابی نیستن بلکه مردم اونا را انتخاب می کند. در ای محصات رحبری که نفوظ نداشته باشه او دقیقت یک رحبر ناکار آمد است. در محصات که رحبرانشان مثل اردو، پولیس، سازمانهای امنیتی و دولتی غیر انتخابی است، اونا به طریقه های دیگر در بین زیر دستا اعمال نفوظ می کنند. در ازکری کسی که از اوامر رحبر اطاعت نکنه به شده ترین جزا محکوم می شه. در محصات شخصی تجارتی کسی که از رحبر اطاعت نکنه اونا را از کار برطرف می کنن و کسی که خوب اطاعت می کنه ماهاش اونا را زیاد می سازن. به این ترتیب رحبران در بین اونا نفوظ خود را حفظ می کنن و یا زیاد می سازن. زیر دستا هم بخاطر که ماهاش خوبتر بگیرن و یا در جنجال گرفتار نشن کوشش می کنن که با رحبران خوب همکاری کنن. اما در سازمان های افتخاری و انتخابی این قسم نیست. در سازمان هایی که رحبرانشان به اساس انتخابات تعین می شد. یکانه وسیلهی که رحبران در اختیار دارند تا زیر دستا و یا همکارهای خود را به اطاعت و همکاری وا دارند او درجه نفوظ اونا یا او نفوظ است. و بس. رحبرهای اتادی ها، کوپراتیف ها، انجمن ها و شاروالی ها که انتخابی باشد. اونا صرف می تانند که از راه نفوظ همکاران خود را به اطاعت و همکاری بکشانند و بس. در زمان که در امریکا مثل سی سال گذشته وطن ما جنگ های داخلی جریان داشت، هر کس یک تیداد مردم ها برای جنگ به دور خود جمع میکد و او شخص قومندان او می شد. ابراهیم لینکلیند که پسانتر رئیس جمهوری امریکا شد او هم یک تیداد مردم ها به دور خود جمع کد و خودش رحبر و یا کپیتان اونا شد. اما لینکلیند در کپیتانی یک مشکل داشت. مشکل او ای بود که از نظام ازکری او هیچیز نمی فامید و با تکتیک های نظامی هیچ اشناهی نداشت. او نمی تانست که حتی قومنده عادی ازکری را حفظ کنه. پسانا او خودش قصه میکنه که یک روز در ميدان تعلیم او باید یک دلگه ازکری را به بیرون رفتن از دروازه میدان قومنده می داد. دالک او پیش قطار ازکری استاده بود نمی فامید که به اونا چی قصه قومنده بده. لینکلیند به اونا قومنده داده که الان شما رخصت هستین و با برامدن از دروازه میدان دوباره فورا جمع شوید. اما لینکلیند با کار کدن در اردو فامید که ازکری جای کار بر او نیست و در ازکری او صرف به ایسی یک سرباز میتونه کار کنه تا دیگرها او را قومنده کنه نه به ایسی یک قومندان. لینکلیند پسانا فامید که رحبری نفوظ در دیگرها است و در دوران چندین سال یاد گرفت که رحبری یعنی نفوظ است. ای زرم مسئله مشهور در مورد رحبری هم در این باره خوب صدق می کنه. کسی که فکر می کنه که رحبر است اما کسی از او پیروی نمی کنه در حقیقت او رحبر نیست. شما اگر نتانید در دیگرها نفوظ کنید دیگرها شما پیروی نخواد کدند وقتی که اونا شما پیروی نکدند شما رحبر هم نیستید. ای است قانون انکارناپذیر نفوظ در رحبری. مهم نیست که دیگرها در باره شما چی می گن. باید همیشه در ذهن خود داشته باشید که رحبری یعنی نفوظ نه پیشتر و نه کمتر. سرمندی عزیز، حالا شما را به سنیدن یک اعلان دعوت می کنیم، بعد سنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. گرانو اوریدون کو، تاسو که زمون دیخ پروانو به حق لپختنه، نظریه او یا ولاندیزونه لری، کوالای شی، پدید تیلیفون نمبر لمون سر اردیکی و نیستی. سفر سفر یو، پنجه چلور یو، پنجه پنجه سفر و یو دری یو. شنونده عزیز، در انجیل مقدس می خوانیم، وقتی ایسا و شاگردان به نزدیکی های اروشلیم به دکده بیت فاجی واقعی در کوی زیتون دسیدن، ایسا دو نفر از شاگردان خود را فرستاد و به آنها گفت. به دکده مقابل بروید، نزدیک دروازه ها اولاغی را با کرایش بستخ و ایتیافت، آنها را باز کنید و پیش من بیاورید. اگر کسی به شما حرف زد بگوید که خدا من به آنها ایتیاج دارد و او به شما اجازه خواهد داد که آنها را فوراً بیاورید. و به این وسیله پیشگویی پیغمبرت تمام شد که می فرماید، بدختر سیحون بگوید این اک پادشای توست که بر اولاغ نشسته و بر کرای چارپای سوارست و با شکستگی نزد تو می آید. آن دو شاگرد رفتند، آن چی با آنها گفت شده بود انجام دادند و آن اولاغ و کرایش را آوردند. آن با لباسهای خود را بر پشت آنها انداختند و ایسا سوار شد. جمعیت زیاد جاده ها را با لباسهای خود فرش کردند و بعض شاخه درختان را می بریدند و در راه می گسترانیدند. آنگاه جمعیتی که پیش روی می رفتند و آنهای که از عقیب می آمدند فریاد می زدند و می گفتند مبارک باد پسر داود، فرخونده باد آن کسی که به نام خداون می آید، خداهای مطال او را مبارک سازد. امچونین که ایسا داخل اورشلیم شد، تمام مردم شهر بهای جان آمدند و ایده می پرسیدند. این شخص کیست؟ جمعیت جواب می دادند، این ایسا پیانبر هست که از ناصره جلیل آمده هست. ایسای مسی نه اسکر داشت و نه لشکر، اما در وقت داخل شدن به اورشلیم مردم ازو مثل یک پادشای مقتدر استقبال کردند. ایسای مسی بر کدام اصب شاهانه سوار نبود و نه هم زری و خنجر داشت. او سوار بر یک مرکب که نمونه کامل فروتنیست داخل اورشلیم شد. مردم با شهردادان ها از آمدن او استقبال کردند و ده می رایش کالهای خود را فرش کردند. ایسای مسی واقعا پادشای دل هاست. او از درد و رنج مردم آگاه بود و به زبان اونا با اونا صحبت می کرد. او درد های شانه شفا می داد و به دل های پریشان شان آرامش می بخشید. ایسای مسی امروز هم امو ایسای مسی است. او امروز هم می تانه که به شما شنوینده عزیز آرامش و اتمینان نصیب کنه و دردهای تانه شفا ببخشه. با او مراجعه کنین و بگوین ایسای مسی من بسیار دروازه ها را تک تک کردم اما هیچ کس به من کمک کرده نتونست. لطفا صدای قلب من را بشنو و به او آرامش و اتمینان نصیب کن. ایسای مسی به وعده های خود وفادار است و به شما آرامش نصیب می کند. شنوینده عزیز صحبت امروز با شنوینده یک سرود روحانی در اینجا به پایان می رسانیم. تا ملاقات دیگه پناهتان به خدا. خداحافظ دوست های می روان. خداحافظ دوست های می روان. خداحافظ دوست های می روان. خداحافظ دوست های می روان. خداحافظ دوست های می روان. شکران کنم روز. در رهی سر. سو شفاها. به تو شکران کنم روز. شنوینده ی عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم. رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد. اگر در نت دست رسی دارین. می تانین به این آدرست به ما ایمیل نوشته کنین. روشند اد افغان رادیو نقطه او آرگی. اسپیل روشند آر او اس اچ ای این است. شنوینده ی عزیز. شما می توانید برنامه شبانه ای ما را ساعت هفت و نیمه شب به وقت افغانستان روی موج کوتام 25 متر بیند برابر به 11755 کلو هرتز بشنوید. فیلن خدا حافظ شما.