6 minutes 46 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
من در خانواده مسلمانی که به دینی خود بسیار مغرور بودند تا ولد شده روش کدم. اززواج اول مادرم صرف یک بدبختی ماست بود. من در دوران طفولیت خود شاید جنگ ها و برخورت های در خطرناک بین والدین خود بودم. مادرم دفعه دیگه اززواج کد. پدراندهرم که آره فوت شده یک ملاه بود. و بسیار تلاش میکده که ما به اصول دینی روش کده همیشه پابند پند وقت نماز باشیم. هر روز جمعه با مسجد میرفتم. بغیر از هدف چار بنای دیگه دین خود و صورت دقیق عملی میکدم. هنوز پانزه ساله بودم که قسمت زیاد قرانه حفظ کدم و طفلا را درست هم میدادم. پیش از اینکه عرصی کنم میفهمیدم که عرصی کدن با کسی که مسیح باشه چی مشکلات را در قبال داره. و سر مناسبات هم با فامیلم تاثیر بد میکنه. اما وقت که با شوهر آینده هم که یک مسیحی بود آشنا شدم از خانه و خانواده خود دور در یک شهر دیگه کار و زندگی میکدم. اما با وجود دوری فامیلم این موضوع مرا بسیار رن میداد که اگر امراه این مرد مسیح عرصی کنم فامیلم بسیار رازارده میشند. پیش از عرصی بارها به صورت جدید در تلاش یافتن خدا بودم. در کتاب مذهبی که تقریبا نزیاد کده بودم. چون مراسم مذهبی دین هم مثل روزه, نماز, صدقه و خیرات نمیتونست تشنگی درونی مرا بشانه احساس میکدم خدایی را که پرستش میکنم از ما بسیار دور است. و هر عمل مذهبی هم در نظرم خالی و بیرون معلوم میشد. هر سال در مایی رمزان از دل روزه میگرفتم اما به عوضی که حرامش پیدا کنم زیادتر مرا غمگین میساخت. در پلوی نماز و روزه یک دعا همیشه در زبان هم بود. مرد شریک زندگی هم شبه که نه او سگرت کشت, نه شراب خور باشه و نه مرالت قو و تعوین کنه. وقتی که این دفعه اول شوارع آینده خود را ملاقات کدم و پسانتر با او زیادتر اشنا شدم متوجه شدم که او مرده است که من در تلاشش هستم. چون من از اقیده خود رازی نبودم و خلاهای در او میتیدم. ایچوقت سر او فشار وارد نکدم که او از دین مسیح خود بگرده و دین من را قبول کنه. وقتی که فامیله متوجه شد که شوارم تصمیم داره که در ایمان خود به ایسای مسیح باقی بمانه تمام جنجال ها و فشار ها یکدم شروع به انفجار کدن کد. مادرم به جدو و تویز مهارت داشت. یک سال پیش از عروسی ما تلاش کد که رابطه ما امروی شواره آینده هم قطع شود. اما چون من از دل و جان او را دوست داشتم تلاش اونا ایچ فایده نکد و ما در تصمیم و عملی کدن عروسی خود پیش رفت کدیم. در او وقت من از یک جنب زندگی شوارم کاملاً بخبر بودم که او یک مسیح با ایمان و متعید است و رابطه شخصی با ایسای مسیح داره. من نمی فهمیدم که چی فرق بین مسیح سر و نام و مسیح که از دل با ایسای مسیح ایمان داره وجود داره. در این باره معلومات نداشتم که مسیح های حقیقی در کار زندگی خود هراده خدا را می خواهند. اطلاع نداشتم که او رویای از صرف خدا برای عروسی کدن با من دیده و این عروسی را از صرف خدا می دانه. از برکت داشتن رابطه شخصی شوارم با ایسای مسیح بود که با وجود دو سال اول پر از جنجال و مشکلات زندگی زناشوری ما بدون جدایی بپیش رفت. او هر شهر انجیل می خواند باز به زنوهای خود خم شده باز صدای بلند دعا می کند و در دعاهای خود من را هم یاد می کند. اما من بخاطر که خدا مسروف ساخته باشام و به او زیاد توجه نکنام مجلح ها و داستان های عشقی را می خواندم. اما یکان موقع اینقدر از شنیدن دعای و خسته می شدم که از اتاق بیرون می رفتم و دروازه اتاقم تا که می تانستم بزرگ پشت سرخواد بسته می کدم و منید دعا کدن شوارم می شدم. به این عمل خواد چند ماه ادامه دادم. اما بخبر از این بودم که این شوارم تنها نیست که برم دعا می کند برکه پدر و مادر و دگه دوستان و هم برم دعا می کند. آیستا آیستا ایمان خلال ناپذیر شوارم به ایسای مسیح شروع به سمر آوردن کد. صاحب یک پسر و دختر مقبول شدیم و دعاهای دامدار شوارم بود که ما را به پیش حرکت می داد. یک روز وقت که دستیشن ریلی کیپ تاون مسروف کار معمول روزانه خود بودم دفتن مجذوب تبلیغ یکی از مبالغین مسیح شدم. در گزاشته ها و وقت که تاکیت زیاد اونار به ضرورت توبه کدن و به دست آردن بخشش از طرف خدا را می شنیدم، آزرده می شدم و نمی خواستم که او را بشنوام. اما این دفعه این مبالغ در باری آمدنی دوباره ایسای مسیح صحبت می کند که ایماندارا با او یک جا شده با اسمان خواد رفتند. این پیام او در دلم یک شوق قجیب باوجود آورد که این کاش ما هم در جمله گروه باشم. در دلیل ایسای مسیح را با ایمان در زندگی خود قبول کنم. به مجرات که به خانه رسیدم، به حضور خدا خام شده توبه کدم و به ایسای مسیح ایمان آوردم. وقت که شوارم آمد، او هم من را با دعا رهنمایی کد که زندگی خود را به خداوند بسپارم. چیز قابل تجاب برمهی بود که با وجود قبول کدن ایسای مسیح بعث خداوند زندگی خود آرامش که در انتظارش بودم، حاصل کدن نتانستم. به مشوره شوارم پیش یکی از دوستان مسیح خود رفتم و به او مشکل خود را در میان ماندم. او تشخیص زد که حاصل نکدن آرامش درونی ما نتیجه سابق جادوگری فامیل همست. وقت که او به نام ایسای مسیح او تلصمهای جادوگرانا را شکستانده از من دور کد. آرامش که سالها تشنای او بودم، حاصل کدم. بعد از ایمان آردن به ایسای مسیح زندگی هم کاملا تغییر کد. دمای مرچ 1994 تعمید گرفتم. بعد از چند سال بدونی که تلاش بخرداده باشم مناسباتم با فامیل پدری هم بهبود یافت. یکانه شوخه که آل در زندگی خود دارم یه از که چطور بتانم ایمان خود را باشم ایسای مسیح خود را در ماندم. یکانه شوخه که آل در زندگی خود دارم یه از که چطور بتانم ایمان خود را باشم با کسایی که به ایسای مسیح ایمان ندارن در میان بانم. یه دعای عمیشگی ما هست که تمام کسایی که احساس خالی بودن روحانی میکنن به ایسای مسیح روی بیارن و با ایمان به او خلای روحانی خود را پر بسازن. ایسای مسیح میتواند تمام خلاهای روحانی ما را پر بسازن ایسای مسیح میتواند تمام خلاهای روحانی ما را پر بسازن و به ما آرامش و اتمینان به آینده نصیب کنن. جلال به او از امروز تا آبد. خوهر تاندر مسیح رحیمه