PN 258 the Secret to a Happy Life

  28 minutes

  15 October 2024

To achieve happiness, we must focus on personal growth and allow God to sanctify us, trusting that His peace will lead to enduring joy in His presence, despite life's trials.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان سلام دوست عزیز خدا را شکر میکنیم به وجود تان و باید که این برنامه را تماسا میکنین ما باست هم امروز در خدمت شما هستیم و همچنان خوش آمد میکنیم به مهمانای عزیز ما همکارای ما خادمین خدا و نزیده جان خانم عزیزم و برادر رسول جان خوش آمدین بسیار زیاد و امیدوست که یک لحظات خوب و عالی داشته باشیم امروز در مورد شادمانی صحبت میکنیم میگن در یک قریه یا یک شهر کوچک یکی از کشورهای شرق میانه بگویم یا فلسطین یک دختر زندگی میکد به نام لیدیا که او بخاطر مهربانی و سخوتمندیش بسیار بسیار واقعا همگی او را میشناختند و به اصطلاح محبوب همگی بود و همیشه آمده بود که بر مردم نیازمند کمک کند اما با وجود ازی که همیشه چیری شاداب داشت میخندید ولی در دل خود یک غمی داشت یک اندوهی داشت که همیشه سرش گرنگی میکد ممکن بخاطر ازی که قبلا در زندگیش کدام اشتباهی یا کدام گناهی سرزد یعنی که با اصطلاح چیری خندان داشت محبت داشت مهربان بود ولی با اصطلاح در دلش یک خالگاه داشت که او همیشه او را آزار میداد خب برصورت یک روز لیدیا از داخل شهر تا تیر میشه میده که یک گروه مردم دور دوری یک نفر جمع شد و این نفر در مورد بخشش صحبت میکنه در مورد بخشش و امید و لیدیا پیش میره میشنه و به دقیق میبینه که این آدم در مورد زندگی ازی صحبت میگن در حال که این قطعا بخش نکنه بود ولی پیام که وائز داشت در مورد بخشش و امید کاملا ست میکد به زندگی لیدیا و بعد از اینکه مردم میره دخترک میره پیش این آقای یا این وائز میگه که من نمیفهم چیزهایی که تو میگفتی تماما در زندگی من اتفاق افتاده و من واقعا شرمنده هستم خجالت میکشم همیشه پیش خود یک کمی دارم گرشی که کلیگی من رو میشناسه اما یک چیز در دل من هست که سبب عزیزت من همیشه و شبها نراحت هستم برصورتش این آدم از کتاب انجیل برش میکشه میخانه و از قسمت انجیل رساله به کولیسیان فصل اول آبت سیزده که میگه خدا هست که ما را از قدرت تاریکی آزاد ساخته و پادشایی پر سر عزیز خود آورده هست و به وسیله او ما را نجات داده و گناهان ما را بخشیده خب لیدیا وقتی که این آیت رو میشنوه برش یک امید پیدا میشه و از این آقا خواهش میکنه که بیشتر در مورد عیسای مصیب امراهش صحبت کنه این چیزی که ما خود ما شخصای موقتی که از دوستای ما از داخل افغانستان از ایران میشنیم که کسایی که نامید هستن نمیتونن نامیدی های خود را با دگه مردم بخش کنن ولی پیام خدا با قلبهایشان صحبت میکنه و لیدیا میره به خانه شب که میشه پیش خداون زانو میزنه گیریه میکنه و با عشق به گناه های خود اعترافت میکنه و خداون گناه های از اون را میبخشه و به این شکل لیدیا بعد از اون همیشه شادمان میباشه و اون شادمانی که در چهرهش بود آره در تماما واقعا در قلبش و در زندگیش اون شادمانی دیده میشه دوستای از ایز آن ما که پیروای صاحب مصیب هستیم این آیت ما را هم به یاد زندگی قبلی ما میگذاره که ما ناامید بودیم نمیخوامیدیم که به کدام را روان هستیم خصوصا بعد از مرک و گناه هایی که داشتیم اصلا ما را آزار میداد ولی کسی نبود که برما تشریف نداد در زمان که کلام خدا را خوانیم واقعا فهمیدم که خدا هست که منوی بخشش هست منوی شادمانی هست امروز میخواییم که در مورد راز زندگی شاد صحبت کنیم دوستان شما بفرماییم چی نظر داریم که راز زندگی شاد در چی هست خصوصا این آیت ما خوانیم درست هست نی؟ برای ما پایروای سای مصیح این راز آشکار شده دیگه بله قبل از اینکه شروع بکنیم بفرماییم بفرماییم از عدب بکنیم یه سلام خدمت دوستان بگیم چیزی که خدا شما هم بفرماییم بگیم من منو به خود سلام میگم چیزی که دل من نشست از این داستان اینی که این شادی وقتی این زن با مصیح آشنا شد و اون بخشش گناه بخشش واقعی در زندگیش اتفاق افتاد این شادی رو گرفت چیزی که به ذهن من اومد و چیزی که تجربه زندگی شخصی خود منم بود این بود که گناه و تاریکی شادی واقعی ما رو دزدید از ما درست پس یکی از راست های مهمه که چرا ما زندگی شاد نداریم یا خوش نیستیم در زندگی خود یه از که گناه در زندگی موجود داره بله درست و اون شادی واقعی دزدیده شده در ارز ما بهش دسترسی نداریم و ما تلاش می کنیم با یه سری رفتارها با یه سری کارهای دنیاوی خودمون رو شاد جلوه بدیم بله بله خیلی کارا می کنیم مردم خیلی تنزا درست می کنن من یادم یه کومیدیان خیلی معروف بود وقتی ما نگاه می کردیم توی تلویزیون این رو لذت می بردیم و می خندیدیم خوشحابیدیم و پس من خبر شنیدم که ایشون افسورده است آهان بله بله بسیار کسا همون طور است چطور پس می شد؟ این آدم همه رو می خند یه دنیایی رو داره می خندونه ولی خودش افسورده است برای من این طور بود و در زندگی خودمم همین بود شادی واقعی در ما دزدیده شده ما یا عداشو در میاریم می خواهیم مثلا نشون بدیم شادیم به نوعی یه رولی رو داریم بازی می کنیم و با یه سری رفتارهایی که توی دنیا هم زیاد است یا جاهایی میریم که در از جایگاه ما نیست در اونجا بیشتر گناه می کنیم و می خواهیم شاد باشیم و من می بینم در بین جوان ها مخصوص نوعی با مسخره کردن هم دیگه می خندن شادی می کنن و خب این مندگار نیست و اثر خوبی نمی زاد درست شما جوان ها رو یاد کردین کسی رو باید داریم که همیشه شادمان بود می خندید باشتما بود ولی زمان شد که اولش آمد که خودکشی کرده سیار کس هاست در ظاهر همینطور چیری شادمان دارن ولی در اصل زندگی شما میگه که خدا از دل ما می آهد درست هستن خدا از دل ما آگاه است که چقدر در زندگی خود مایوس هستیم ناومید هستیم واقعا بسیاری کس ها واقعا که ناومید هستن و در تاریکی زندگی می کنن و نمی فامن که این امیدواری رو از کجا پیدا کنن یعنی به چی خوش باشن نمی فامن که عدف زندگی شان چی است و چرا باید خوش باشن یعنی این دختر نیدیا خودش هم خدمت می کند به مردم درست است نی بسیاری کس ها می گوید خدمت کن مثلا خوب باش و می روان باش همه چیزایی داشت ولی باس هم شب که می رفت در خانه گیریم می کند و شادما نبود درست است اعمال ما نمی توند تنها اعمال خوب ما یا طرف تلاشی که می کنیم او بر ما قناعت بخش باشه ما کارهای خوب انجام می دهیم ولی باس هم یک کمبودی احساس می کنیم در زندگی خود و این باعث می شود که ما ایچ وقت نمی تونیم خوش باشیم و وقت در مورد جنبه های شادمانی فکر می کنیم دو جنبه دارید یعنی از که ما زیادتر سر خود متمرکز می شیم منحیث انسان درست است نی کارهای خود اخلاق خود کردار خود و یکی هم جنبه که خود با خداونت می سپاریم یعنی در اینجا دوستان اشتباه نشد خوب است که ما پلان داریم در زندگی خود سر شخصیت خود سر کارهای خود ما تفکر می کنیم مهربانی می کنیم مثل این دختر سخواتمند هستیم ولی بیدون موجودیت خدا در زندگی ما ما هرگز نمی تونیم که زندگی شاد داشته باشیم از اینی خاطر وقتی گناه های ما ما از زهر قدرت گناه پیشتر گفتیم نی آزاد می شیم از زهر قدرت گناه آزاد می شیم در وقت است که خداوند شکرگذار می باشیم و در این شکرگذاری شادمانی هست دیگه چرا که با خدا نمی شه که آدم بسیار نمی تونی که بازی کنی درست است نی وقتی که شکرگذاری می کنی با عام قدره نه بخاطر مردم خدا را شکر می کنیم بلکه بخاطر خود خدا آن که هست و آن که در زندگی ما کار کرده و ما را شادمان ساخته امید جایدان دادن بس ما او را با تمام وجود خود با تمام قلب خود شکرگذار هستیم وقتی که شکرگذاری می کنیم در اینجاست که شادمانی اصلی ظاهر می شه دیده می شه پس دستای اصیس ما در انجیل می خوانیم که بارها بر ما گفته شده که ما پیروی سیمسی باید که شادمان باشیم گذشت کلمه باید نباید باشه نباید باشه حتمان باید شادمان باشیم یکی خود عمر می کنه در بساری جایا خود خدا را میگه شادمان باشیم جزده سمره روی خداوند هست اون باید یا حتما را توجه می کنه چون دیگه در اختیار شما نیست چون عطای روی خداست میوهی که در شما عمل میاد یکی از همین هستش خب دستای از این آره بیاییم که یک سروت بشنیم و دوباره برگشت می کنیم چون مو همه شبود در هر جا مارا دست دارن آن محبتی عظیمه کی مصیبه ما دارن هچیز نمیتوانن مارا از آن محروم کنن آیا مصیبه یا نگرانی یا غم یا گروس نگی یا دهی دستی یا خطر یا شمشه نه دوانن مارا از مصیب جدا سازن آهان بابری دارم نه مرد نه زندگی نه فرشتگو نه نروحو و قدرت های تمام دنیا نه پشامت های ایمروز نه واقعه های پرگاه نه قدرت های آسمانی نه بلندی نه پستی باز هیچیز در تمامی آفرینیش نمیتوانن مارا از محبت دی خدا در خداوند ما ایسا آهان بی برسه آشکار نبوده جدا سازن گیست گی مارا از محبت برسه جدا سازن چون او همشه او در خرجه گی مارا دوست ندارن آن محمدی عظیم کی مسیح بما دارن هیچیز نمیتوانن مارا هزار محروم کنن آن محمدی عظیم کی مسیح بما دارن هیچیز نمیتوانن مارا هزار محروم کنن گیست گی مارا از محبت برسه جدا سازن چون او همشه او در خرجه گی مارا دوست ندارن آن محمدی عظیم کی مسیح بما دارن هیچیز نمیتوانن مارا هزار محروم کنن آن محمدی عظیم کی مسیح بما دارن آن On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On On