Destiny Episode 6

  10 minutes

  2 July 2021

Parwez's family and Abbas go for a picnic in the park. But Samir and Parwez are not very happy!

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی سامی جان میتونی من را کمک کنی امروز بایگا سامی سرک صدای تلیوزیون را پایین کنی نمیفمین گفت چند دفعه بارتون بگویم به خیلی گوشتان خرش شده چطور نه چرا پادر جان چرا همین وقت صدای من را شنیده که من چی گفتم آه شنیدم اگر هم نمیفمم که تو چی گفتی از این خاطر ما هم تلیوزیون را گل کدم بخاطر که همیشه گفتیم میتونی تلیوزیون را صدایش را پایین کنین مگرم شما هیچ گفت نمیفمین سامی جان میتونی من را کمک کنی امروز بایگا سامی بچه برو بچه برو عباس را کمک کنی اینوالا میله میریم سر بچه برو بگه برو آشپسخانه مدرت را کمک کن برو بیست چرا دیگه این روزان نکنک قصابت خراب میشه سر جزایی جزوی من صدایت را در آشپسخانه شدنم چه قصه شنگل نقل کردیم دلت نمیتونی برشون سامی این بکه نشان نمیتونی فقط ما باید نشان باشم خودتو ببین بکه خالی را میبریم من اینی را میتونم که از یک کلک ببرم خب خب نشان بده الله چی کردی بشکابات را شکستندی من نکردم کلش از دست تو هست تو کردی تو چی کرد تا مات میکنی اگر تو نمیگفتی من نکردم این نتر نمیشه چی گفتید چی شد باید که انداخت بشکابات را شکست الله چقدر لعوده هستی چقدر کمکل هستین شما همچنین که میگم تا نمیفهمین تا نمیفهمین تو سایکو تو در خانه دیگر که زندگی میکنیم ایشه ایش مردرد نمیکنیم که سر مرچی تر میشه در آن خود روان هستیم وطن خود را ایلا کردیم وظیفه خود را ایلا کردیم مردم خود را ایلا کردیم آمدیم دیگر در مرک بیگانه مثل که دایگرها زندگی میکنیم پس میگه برو بیر بخو که ترفیقات تا نوست شبه بشی در خانه شما زندگی کن چقدر خدمت کردن برما آنها بشقابا شکستانده بینیم آره بریدین که من در فرق خدمت نکو کار رویز نکو نکو آنها دلت کردن از اون بشقابا جور میشه تو دلت در دیگر جای پرست آنها سر از اون خارج میکنی نمیفهم من چی گفته هست کقا جان چی گفت شده ببخشین بشقابا شکستانده خب من گفتم کدام گفت کردن تشوره خیرم مشکل نیست اون بشقابا شکست شکست سخی سرش خب مهم نیست کقا جان من در آشپس خانه دیگرم بشقابا دارم خیلی شما در موتر بانا شنید من دیگر راه شم میارم خیلی مشکل نیست خیلی در موتر بانا شنید خیلی خیلی راه سب دانه خراب نکنید بفرمین بریم من نمیخوایم که برام نمیخوایم که خانه باشم خیلی؟ سمی جان پس خدا به یک چنده بشقابا مهم نیست بریم که جان کقا بیا دیگر سب دانه خراب نکن بریم خلقی سرد پارک نو جا کردن یک 6 سال می شد چخص چخص چخص چخص پارک مقبول است بسیار پاک است خیلی بیاین که اینجا دی افتواک فرشم پردنیم اینجا چطور پاروز جان تو همیشه افتوا خوش داری دیگرها خوش ندارن بون که اون طرف می شینیم که سایه است باید یک دفعه گفت من رو بشن همینجا بیاین افتوا خوش داری چه خوب جای است نه کاکا جان راست مگه بیاین اینجا بشینیم هم سایه هم است هم نل هاو هم است بریم همینجا است اگر شما خواستید بس کمپر رو مندون افتوا بشینید سر من کار هستی؟ برای چی؟ از خودتون من بشکابا شکست نه؟ سر تو کار نستم سر پدرم کار هستم در این روزا بخی تغییر کرده یاد هست که در هندوستان مزاک میکرده سر ما چک نمی زده آهان راست مگه مگرم کاکا عباس بسیار خوب آدم است راست راست راست بدون کاکا عباس چی میکردیم؟ باید که بشکابا را باز بیاریم که یک دفتر دیگرم کوشیش کنی من گشت نشدم بیا که بیرم بیرم بلی خوب استید چی شدید نال کبابا ما یخش شد عباس تو فکر میکنی که میتوانی کل ما را فریم بدی فکر میکنی که هنوزم ما میاییم که تو در سر یک سرخان میشیم نان میکنیم بیادر جان چی گفت شده؟ الان برما مالم شدی ما برت میکنیم فامیلی تانه نشرمان عزت و عیسیت شانه در خاک یک سر نکن الان سر وقت است بیادر پس بیایی شاید هنوزم بتونی که زندگیت نجات بدی من نمیخوام گفت در کجا است اگر از دست محضردتی مرا ببخش من نمیخوام الان بیایید من گفتم ننجم میشیدیم من نمیخوام الان بیایید من گفتم ننجم میشیدیم کباب میخوریم یا دقیقا چی گفت شده من نمیخوام این چیزها را سرد درکو ما در هیچ صورت دیگر نمیخوایم که با تو ارتباط داشتا باشیم باز ازی دیگر که برای من سیلفون هم نکنید خواب نان گرم است دیگر تا که میمونا بخیر برسند چطور چی میکنی؟ چی؟ خیلی مت است؟ بله زنگ زدن گفتم نمیخوام دروی چرا ولی نمیخوام نه عباس جان این خب شده نمیتانه فکر کن این بهترامی است چکا زعمت کشیدی عزت کردی خب به این شکل دیگر بہتی نامردی است با اسطلاح نه خیلی خوبه کاکا جان مهم نیست نه همیشه دیگر خوش که می آمدن بسیار خوش میشدیم کاش که میتانوستن بیاین همونطور است ما هم خوشحال میشدیم ولی نمی آینده گفتن نمی آینده خیلی خوبه ما شروع میکنیم در خود این خوبه بسیار کارواد شد باشه کاکا جان شما بگشتیم بگیرین شما بگیرین بگیرین شما بگیرین بگیرین شروع کنید بهتر از خالا جان نوشته شده که به نه توقع نکنیم طریق خود را به خالا جان درست باریم و از او توقع کنیم چقدر خوب این در کجا نوشته شده این در یک کتاب امروز خوانده آهان خلا جان تشکرم به رئیس انتظار موسیقی