Matthew Chapter 28

  3 minutes 48 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

مطا فصل بیسته هشتم بعد از روز سبت در صفیده دم صبح روز یکچنبه مریم مجدلیه و آن مریم دیگر به دیدن قبر رفتند ناگا زلزله شدید رخ داد زیرا فرشته خداوند از آسمان نازل شده به سوی سنگ آمد و آن را به کنار غلطانیده به روی آن نشست صورت او مثل برق می‌درخشید و لباسهایش مانند برق سفید بود از دیدن این منظره نگهبانان از ترس لرزیدن و مانند مرده به زمین افتادن آنگا فرشته به زنان گافت نترسید می‌دانم که به دنبال ایسای مسلوب می‌گردید او اینجا نیست چنان که خود او قبلا گفته بود پس از مرگ زندگشت بیاید و جایی را که او خوابیده بود ببینید و زود بروید و به شاگردان او بگوید که او پس از مرگ زنده شده هست و پیش از شما به جلیل خواهد رم و شما او را در آنجا خواهی دید آنچه را به شما گفتم بخاطر داشته باشید آنها با اجلا و ترس و عین حال شاد و خوشحال از قبر خارج شدند و دوان دوان رفتند تا این خبر را به شاگردان برسانند در بین راه ناگهان ایسا به آنان روبرو شده گفت سلام بر شما زنان پیش آمدند و برقدمهای او به خاک افتاده در مقابل او سجده کردند آنگاه ایسا به آنان فرمود نه ترسید بروید و به برادران من بگوید که به جلیل بروند و در آنجا مرا خواهند دید وقتی زنان در راه بودند بعضی از نگهبانان به شهر رفته آنچه را که واقعی شده بود به سران کاهنان گزارش دادند سران کاهنان پس از ملاقات و مشورت با کنانها پول زیادی به اساکر دادند تا این که آنها بگویند شاگردان او شبانه آمدند و انگامه که ما در خواب بودیم جسد را دزدیدند و نیز افتودند اگر این موضوع به گوشوالی برسد ما خودما اراقانه می‌کنیم و نمیگذاریم که شما به زحمت بیفتید پس نگهبانان پول را گرفته مطابق امر آنان عمل کردند و این موضوع تا به امروز در بین یهودیان شایه است یازده شاگرد ایسا بجلیل به آن کوحی که ایسا گفته بود آنان را در آنجا خواهد دید رفتند وقتی آنها ایسا را دیدند او را پرستش کردند هرچند که بعضی در شک بودند آنگاه ایسا پیشتر آمده برای آنان صحبت کرد و فرمود تمام قدرت در آسمان و بروی زمین بمن داده شده است پس بروید و همه ملتها را شاگرد من سازید و آنها را به نام پدر و پسر و روح القداس تعمید دهید و تعلیم دهید که همه چیزهایی را که به شما گفتم انجام دهند و بدانید که من هر روزه تا آخر با شما هستم PYM JBZ