Matthew Chapter 24

  8 minutes 23 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

متا فصل بیست و چهارم در حال که ایسا از خانه خدا خارج می‌شد، شاگردانش توجه او را به بناهای خانه خدا جلب نمودند. ایسا به آنها گفت، این بناها را می‌بینید، به یقین بدانید که هیچ سنگ از آن بر سنگ دیگر باقی نخواهد ماند، بلکه همه فرو خواهند ریخت. وقتی ایسا در روی کوه زیتون نشسته بود، شاگردانش به نزد او آمدند و به طور خصوصی به او گفتند. بما بگو که این حمور واقعی خواهد شد و نشانه آمدنی تو و رسیدن آخر زمان چی خواهد بود؟ ایسا جواب داد، احتیاط کنید که کسی شما را گمراه نسازد. زیرا بسیاره به نام من خواهند آمد و خواهند گفت من مسیح هستم و بسیاره را گمراه خواهند کرد. زمان می‌آید که شما صدای جنگ‌ها را از نزدیک و اخبار مربوط به جنگ در جاهای دور را خواهید شونید. ترسان نشوید چون این واقعی باید را خودد. اما پایان کار هنوز نرسید است. زیرا ملت با ملت دیگر و دولت با دولت دیگر جنگ خواهد کرد و قهدی‌ها و زلزله‌ها در همه جا پدید خواهد آمد. این‌ها همه مثل آغاز درد زایمان است. در آن وقت شما را برای شکنجه و کشتن تسلیم خواهند نمود. و تمام جهانیان بخاطر ایمانی که بمن دارید از شما نفرت خواهند داشت. و بسیار ایمان خود را از دست خواهند داد. و یک دیگر را تسلیم دشمن نموده از هم نفرت خواهند داشت. پیامبران دروغین زیاده بر خواهند خواست و بسیار را گمراه خواهند نمود. و شرارت بقدر زیاد می‌شود که محبت آدمیان نسبت به یک دیگر سرد خواهد شد. اما هر کس تا آخر پایدار بماند نجات خواهد یافت. و این مجده برقراری پاتشاهی خدا در سراسر عالم اعلام خواهد شد. تا برای همه ملت‌ها شهادت باشد و آنگا پایان کار فرا می‌رسد. پس هرگاه آن مرداری نجس را که دانیال پیغمبر از آن سخن گافت در مکان مقدس ایستاده ببینید، شنوینده خوب توجه کند. کسانی که در یهودیه هستند باید به کوها بگریزند. اگر کسی روی بام خانه باشد نباید برای بردن اسباب خود بپاین بیاید. و اگر کسی در مزرعه باشد نباید برای بردن لباس خود به خانه برگردد. آن روزها برای زنان حاملدار و شیرده چقدر وحشتناک خواهد بود. دعا کنید که وقت فرار شما در زمستان ویا در روز ثبت نباشد. زیرا در آن وقت مردم به چنان رنج و عذاب سخت گرفتار خواهند شد. که از ابتدای آلم تا آن وقت هرگز نبوده و بعد از آن هم دیگر نخواهد بود. اگر خدا آن روزها را کوتاه نمی کرد هیچ جاندار جان سالم بدر نمی بود. اما خدا بخاطر برگذیدگان خود آن روزها را کوتاه خواهد ساخت. در آن زمان اگر کسی به شما بگوید نگاه کن مسیح اینجا یا آنجا است آن را باور نکنید. زیرا اشخاص بسیار پیدا خواهند شد که بدروخ ادامی کنند مسیح یا پیانبر هستند و موجزات و عجایب بزرگ انجام خواهند داد بطور که اگر ممکن باشد حتی برگذیدگان خدا را هم گمراه می‌کنند. توجه کنید من قبلا شما را آگاه ساختم. اگر به شما بگویند که او در بیابان است با آنجا نروید و اگر بگویند که در اندرون خانه است باور نکنید. زهور پسر انسان مانند ظاهر شدن برق لامه از آسمان است که وقتی از شرک ظاهر شود تا غرب را روشن می‌سازد. هر جا لاشه باشد لاشخوران در آنجا جمع می‌شوند. به محض آنکه مسیبت آن روزها پایان برسد آفتاب تاریک خواهد شد و ماه دیگر نور نخواهد داد. ستارگان از آسمان فرو خواهند ریخت و قدرت‌های آسمانی متزلزل خواهند شد. پس از آن علامت پسر انسان ظاهر می‌شود و همه ملت‌های آلم سوگوری خواهند کرد و پسر انسان را خواهند دید که با قدرت و جلال از این برعبرهای آسمان می‌آید. شیپور بزارگ به صدا خواهد آمد و او فرشتگان خود را می‌فرستد تا برگزیدگان خدا را از چهار گوشه جهان و اسکرانه‌های فلک جمع کند. از درخت انجیر درسه بیاموزید. هر وقت چاخه‌های آن جوانه می‌زند و برگ می‌آورند شما می‌دانید که تابستان نزدیک است. به همان طریق وقتی تمام این چیزها را می‌بینید بدانید که آخر کار نزدیک بلکه بسیار نزدیک است. بدانید تا همه این چیزها واقعی نشود مردمان این نسل نخواهند مرد. آسمان و زمین از بین خواهند رفت. اما سخنان من هرگز از بین نخواهند رفت. هیچ کس غیر از پدر از آن روز و ساعت خبر ندارد. حتی پسر و فرشتگان آسمانی هم از آن بیخبرند. زمان زهور پسر انسان درست مانند روزگار نو خواهد بود. در روزهای پیش از توفان یعنی تا روزی که نو و داخل کشتی رفت مردم می‌خوردند و می‌نوشیدند و ازدواج می‌کردند و چیز نمی فهمیدند تا آن که سیل آمد و همه را از بین برد. زهور پسر انسان نیست همین تا رو خواهد بود. از دو نفر که در مزرعه هستند یکی را می‌برند و دیگری را می‌گذارند. و از دو زن که دستاس می‌کنند یکی را می‌برند و دیگری را می‌گذارند. پس بیدار باشید. زیرا نمی دانید در چه روز خداوند شما می‌آید. بخاطر داشته باشید. اگر صاحب خانم می‌دانید که دست در چه ساعتی از شب می‌آید بیدار می‌ماند و نمی گذاشد دست داخل خانش بشود. پس شما باید همیشه آماده باشید. زیرا پسر انسان در ساعتی که انتظار ندارید خواهد آمد. کی است آن غلام امین و دانا که عربابش او را به سرپرستی خادمین خانه خود گمارده باشد تا در وقت مناسب جیره آنان را بدهد. خوشا به حال آن غلام اگر وقت عربابش بر می‌گردد او را در حال انجام وزیفه ببیند. بدانید که عربابش اداره تمام ملکت خود را به اهده او خواهد گذاشد. اما اگر آن غلام شریر باشد و بگوید که آمدن عرباب من طول خواهد کشید و به ازیت و آزار غلامان دیگر بپردازد و با مایگساران بخوردن و نوشیدن مجهول شود در روزی که او انتظار ندارد و در وقتی که نمی داند عربابش خواهد آمد و او را از میان دپاره کرده و سرنوشت منافقان گرفتار خواهد ساخد. در جایی که گریه و فشار دندان است.