Jesus Heals Two Blind People

  30 minutes

  15 May 2020

When the two blind men heard that Jesus was coming, they cried out, saying, Son of David, have mercy on us, as we do, that we may see and be healed. Jesus healed their eyes completely and said; Your faith healed you.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 متر بند پهش می گردد موسیقی کلام خدا برای شما موسیقی شنونده های عزیز سلام می گیم امیدوار هستیم که در هر کجا هستین و صدای ما را از این طریق رادیو صدای زندگی می شنوید جور و سلامت باشین بله شنونده های عزیز من هم سلام تقدیم می کنم خدا شکر می کنم که باز هم یک وقت دیگر با شما هزیزان داریم واقعا شکر جان خدا شکر می کنم که کشور ما با وجود مشکلات ها و این و آن یک طبیعت عالی به خود گرفته و طبیعت بحاری و بوی بحار از خود یک وقت و زمان را نشان می ده که مردم در یک شادابی و خوشی باشن بله برنامه نحال شانی را که پیش از شروع سال شروع شد بسیار برای من خوش آین بود بله وقت یک شخص در یک جای یک نحال غرس می کنه خودش نشان می کنه که یک طبیعت در خود یک طفل به دنیا می آره من اتو فکر می کنم بله واقعا وقت که هر نحال را می شانند مثل یک طفل هست که هم قدر بزرگ می شه وقت که یک نحال زحمت کار داره یک نحال هم امو قسم زحمت کار داره کاملا وقت که یک نحال شنویندوی عزیز غرس می شه تنها شاندنش را ما در نظر نگیریم بلکه مراقبت از درخت مهمتر از شاندنش بله واقعا خواستن در این وقت و زمان زیادتر کسایی که باغ دارن باغچه دارن باغبانان زیادتر هر قسم میواجات در باغ خود نحال شانی می کنن واقعا اگر ما ببینیم امی نحال هست امی درخت هاست که کاربونهای اکسایت را به خود جزم می کنه و آکسیجن تولید می کنه و وقت آکسیجن شا به مشان ما می دهست نفس تازه می گیریم جان تازه می گیریم و قلب ما تازه می شه خب امیدوار هستیم که کشور ما جه هایش که لا مزروح هست یا کوها و دشتا و تپه هایی که نحال ندارن امیدوار هستیم که این سلسله دوام پایدا کنه مردم حلاقه من شود جوان ها حلاقه من شود که بتانن در هر جای کشور ما نحال بشانند تا فردای کشور ما سرسبز و آبادی را نشان بده خب شکره جان در هفته پیش ما شما از دختر یایروز صحبت کردیم که چی قسم رسای مسی دختر شد پس زنده ساخت و همچنان خانمه که مدت دوازده سال مقتلا بخونرزی بود و هم شفا پیدا کرد کاملا و امیدوار هستیم که با یاد شنونده ما باشه و ما از شما دوست های عزیز درخواست میکنیم که با ما در ارتباط شوید بله چقدر خوب هست شنونده عزیز که با هم یک سروت بشنوید واقعا درخواست که با ما در ارتباط شوید بله با شما در ارتباط شوید بله موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی خب شکره جان این سروت مورد پسند دوست ها و شنونده ما در هر محل و جایی که هستن در این آب و هوای بحاری به گوش های شان رسیده باشن و خوش بوده باشن بله باز هم امیدوار هستیم شنونده عزیز وقتی که سروت هم مشنوین چقدر خوب هست شما هم یاد بگیرین وقتی که سروت هایی را مشنوین هر افته شما هم سروت هایی را یاد بگیرین همیشه بخوانید زمزمه کنید این هم باعث برکت شما میشه واقعا شما دازیم شنوینده عزیز باز هم بمو برنامه های مسلسل که راجع به شفا دادن های ایسای مسی بروی زمین هست ما صحبت خود ادامه میتیم و در هر هفته یک برنامه تحیه میکنیم تا باعث بیداری و شناخت حقیقی ایسای مسی شما شاید که ایسا واقعا کی هست چقدر شفا میداد و قدرتشا همون محبتشا همه چیزشا شما دریافت کنید خواستن هدف پایین آمدن چاک از آسمان بروی زمین آمد ایره زیادتر بدانند کیسای مسی چرا بروی زمین آمد بله چقدر خوب است که قسمت خودت بخوانی بعدا سرش صحبت خواد کردید انجیل مطاف فصل 9 آیه 27 الا 31 شفای دو نابینا در حال که ایسا از آنجا می گذشت دو کر به دنبال او رفتند و فریاد می کردند ای پسر داود بما رحم کن و وقت او به خانه رسید آن دو نفر پیش او آمدند ایسا از آنها پرسید آیا ایمان دارید که من قادر استم این کارا انجام دهم آنها گفتند بله ای آقا پس ایسا چشمان آنها را لمس کرد و فرمود مطابق ایمان شما برای تان انجام بشود و چشمان آنها باز شد ایسا با تکرار از آنها خواست که تربار این موضوع چیز با کسی نگوین اما همین که از خانه بیرون رفتند در تمام آنها در باره او صحبت کردند واقعا آمین کلام خدا واقعا بسیار چیز ها را بر ما یاد میده ما باید بدقت و با روح خدا بتانیم قسمت دقیق شویم که هدف از شفای این دو نابینا برمام روز چی موضوع را باز میکنه دوست های عزیز ما با یادم هست که همسایه ما بچه نابینا داشت و این بچه نابیناش سه چار تا خوارک و برادرک داشتند خرد خرد و این بچه نابینا کلانترشان بود فقط مادرش وقتی که مسروف در کارخانه می شد این تفلک ها یا این خوار برادرش زیاد ترسده میکدند فقط این نابینا دستای از یارا از این قولایشان دو دانه را می گرفت بدون از این که بفهمد که من کجا می روم می فهمید که این این دروازی حولیشان هست از این دروازه ما بر آمد و در این کوچه مستقیم از این قولای از یارا گرفته می بردهشون در لب سرک می شوندهشون و که موتر ترمی شد یا آبر و مردم و بایسیکل اینا ها ترمی شد اون تفلک ها تنها اون امور را شنیده فقط آرام می شدند باز پشت دیگهش می آمد می گفت اون مادر دو تا را بردم می گفت جور را بردی یا کو را بردی دل آدم می شکنه واقعا که اگر ما شنویدان عزیز وقتی یک چشم خود را پت کنیم دل ما بسیار بطنگ می آیا بسیار سخت هست دوستان عزیز که وقت چشم آدم نابینا باشه جایی را نابینا بسیار سخت سر آدم می گذره آفرین با کسایی که نابینا هستند آفرین با کسایی که واقعا سالها و سال چیز را نمی بینند دو نابینا را در تلویزیون تلو نشان دادند که دو زن شوهر می باشند در آشپس خانه کار می کنند میمانایی که خانه شان می آید بدرقه می کنند پذیرایی می کنند امو نابینا گفت که من فقط امو قلبم روشن هست که خداوند امی قلبم را روشن ساخت اگر چشم و دیدن نمی تاند می تانیم به صورت درست پذیرایی کنیم کارای خانه خود را پیش ببرند کرا را زیادتاش پرسن کنیم می گویند که ما هم یک حس داریم بله وقتی که اگر به جای می رویم به جای قدم می مانیم یا کار خانه خود را می کنیم خداوند بازم دوست دارد که به شان حس می دهد که ما هم امو زندگی خود را پیش ببرند بله دوست های ازیز که از اصل موضوع درست نمانیم موضوع درست شفای ای دو نابینا که عیسای مسیح اونا را شفا می تا در ابتدا ببینم که عیسا پیش ازی که اونا را شفا بتا در مورد ایمانشان با اشان صحبت می کند بله با وجود که ای دو کر یا دو نابینا صدا می زنند می گن ای پسر داود بر ما رحم کن چطور ای نابینا ها می دانند که اینجا عیسای مسیح از کنارشان می گذرند آن چیزه که قبلن قوم اسرائیل قوم یهود در انتظار این جاده هنده که برشان وعده شده بود و مطابق به کتابای انبیاه برشان گفته شده بود که روز عیسای مسیح موعود می آیا و بر کرسی داود می رسیند و او کرسی داود کرسی عبدی است بله و در اینجا ما ببینیم که ای دو نابینا از دل زنده استند از دل حس دارند قلبشان با خداست فکرشان با خداست اگرچه که در کنار جاده شیشتند بله اما چطور عیسا رو می شناسند چطور از شفایش خبر دارند اینجا که ما متوجه می شیم که اگر در درون ما گناه نباشد اگر در درون ما بیداری داشته باشیم در در درون ما بسیار چیزا رو آشکار می سازد بله واضح می سازد بخطره که حتی در قدم های عیسای مسیح ایک قدرت بود که مردم او رو می شناختند که عیسای مسیح کی است بله و این دو نفر فریاد می زنند و از عیسا پرسان میکنند که عیسا بر ما رحم کو و عیسای مسیح بر می گرده شنویندی عزیز پیش از که اینا رو گفتیم شفا بته اول در مورد ایمانشان ازشان پرسان میکند میگه آیا ایمان دارد که ما قادر هستیم این کار رو باید تان انجام بتم این دو نفر میگه بله ای آقا و این بله گفتنشان بله ساده نیست بلکه بله است که از امق دل اینا امورو بیان میکنند پس دوست های عزیز آن چیز که اینا از دل بیان میکنند ایمان است که عیسای مسیح اموم مود است که قبلن در بارش گفته شده بود که او می آیا و مردمان شفا میته امو پیشگویی چند ست سال پیش از آمدن عیسای مسیح در کتاب اشیا فصل سی و پنج آی پنجان برتان میخانم که گفته شده بود آنگا کرها بینا میشوند و کرها میشنوند لنگها مانند آهو جستو خیز میزنند و مردمان گنگ سرود شادمانی را میخونند در بیابان چشمه ها و در صحرا جویهای آب جاری میشوند ای پیشگویی اگر از ابتدایش ببینیم تا با آخری فصل واقعا راجه به خوشی نجاتی آفتگان اشیا صحبت میکند در باری عیسای مسیح صحبت میکند در باری انبیاء و پیامبر هیچ وقت پیشگویی نشده که چونین کسی میاید چونین کسی چونین میکند خداوند در امو زمان در هر عصر زمان یکی را بر میگذید و او راجه به محبت خدا قدرت خدا صحبت میکن مگر اینجا ازی که عیسای مسیح خودش خداوند است و او بروی زمین میاد پیشگویی خدا پیشست پیشست طریق زبان اشیا نبی بیان میکنه در اینجا ببینیم که چی میگه کورها بینا میشوند کرها گشنوا میشوند و ما شفای مرد گنگ مرد گنگ و وقتی که ایمان ازی دو نفر بیان میشه عیسای مسیح تابق ایمانشان شفا میده پس پیام امروز برما و تو خوهر برادر که فیلن میشنوی پیام ازی راجه به چی است ما چطور خدا را در این قسمت بشناسیم حقیقتشا بشناسیم موجوذاتشا بشناسیم شفاهایشا بشناسیم اینجا واضعی برما نشان میده بله اما خیلی خوشمی که کلم خدا میگه شما چشم دارین اما چشماتان کور است گش دارین گوشاتان ناشنواست یا سنگین است واقعا شنونده عزیز ما میبینیم که یه دو نابینا چشمان بیرونشان کور بود اما چشم قلبشان باز بود میفهمیدن کیسای مسیح از اینجا میگذره که با صدای بلند برازو گفت که برما رحم کن بله دوستای عزیز اگر شما ایمان دارین که ایسا جواب همه چیز احتیاجات شماست پس هیچ وقت اجازه ندین نه به چیزه و نه به کسی که شما را از رسیدن به این خدای محبت دور بسازه اما قسم وقت که چشم قلب از اینها باز بود امروز چشمان بیرونی شما باز است اما لطفا چشم قلبتان را باز کنین کیسای مسیح از قلب بشناسین از قلب و ایمان بیارین مطابق ایمانتان بر شما هم هنچیزه که میخواین داده شود بله آمین شفا میداد چون دلش به حال مردم میسوخ و در این حال میخواست دنیای که مبتلا به مرض گناه بود شفای روحانی ببخشه پس دستای ازیز امروز کشور ما مردم ما چقدر به این شفا نیاز دارن چقدر به شفای درونی نیاز دارن شما امروز با گوشهایتان که میشنوین ایسا را بشناسین که او خداوند هست او نجا دهنده هست او کس هست که به روی زمین آمده بود تا دنیای مبتلا به گناه را شفا ببخشه امروز متاسفانه در کشور ما میبینیم که نابینا ها را یا کرها را زیاد قیر مشمارند بسیار از خانه و خانواده ها به زبار بسیار بد صدایشان میزن دلشان مشکنه اگر چشما از اونا بینا باشه مثل ما و شما بسیار چیزا پیش از اونا کار گرفته میشه اونا هم انسان هستند اونا هم فکر دارند هر چیز کرده میتوانند مگر متاسفانه امروز اونا را زیاد قیر مشمارند یک اشتباه میکنه زود به زبان بد قلب از اونا را ما مشکنانیم هموییسا آمده که قلب و دل و جان از اونا را شفا ببخشه ما باید از طرز صحبت کدر خود را یاد بگریم چون کلام خدا کتاب مقدس میگه شما هر آن چیزی که از زبان تا ناشایسته اگر خواهر برادر خودت ایمان داری به ایسای مسیح ایمان میاری چقدر خوب است که هیچیز مانه پیش رایت نباشه زمان که ایسا در این دنیا بود ظاهرن نیروی شیطان هم فوقلاده در کار بود مردم که که که چند کار یک نباشه و پس توی در گمبی ایجار توی گامت روئی ویدا درسته چیزی ماننده نمیدونه برای رئیس شیاتین روی ارواه ناپاک بیرون میگذارد ایسا قدرت باز کردن زبان شخصه که دستیder شما گنگ خانه گفته جنگ درستید ما نمیدونم من دستید صلب خوند درستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید ما نمیدونم من گنگ خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه گفته دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من خدا حافظ شما خدا حافظ همین کار مردم دستید شما دستید من گنگ خانه گفته جنگ دستید من مردم دستید مردم مردم بیشتر رسید آورو باری در مورد خانه جنگ جنگ دستید من گنگ هم زنان و دفتران نزدیر و نزدیر که جان یا تبیب گفتار دارد در مندر دشان من شفایش میره هم از او پرستاری کنم من شفایش میره هم از او پرستاری کنم گفتی صحر کی آیا نزدی من دستید من گنگ من شفایش میره هم از او پرستاری کنم گفتی صحر کی آیا نزدی من دستید من گنگ من شفایش میره هم از او پرستاری کنم گفتی سابر گزفندانخت هستم شابه میشناسند من میانه دوستگزگون رزنان میشناسم میز گزفندانخت از دیگران گردارد گردارد گیه گردارد گیه گردارد گیه جنوبش رفتection جنوبش رفتection جنوبش رفتection جنوبش رفتection جنوبش رفت transaction جنوبش رفتection جنوبش رفتection جنوبش رفتection جنوبش رفتproject جنوبش رفتproduction جنوبش رفتproduction جنوبش رفتproduction گردارد گردارد جنوبش رفتproduction Gunest گردارد گردارد جنوبش رفتproduction جنوبش رفتproduction