1 hour
24 July 2015
Transcribed by AI
PYM JBZ PYM JBZ در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد ر COMMON در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند در مورد راز های مهم زندگی صحبت می کند
انجام دهید. احکامش چی است؟ دیگر شما را بنده نمیخوانم. زیرا بنده نمیداند اربابش چی میکنند. ببینید دستا همه ای مذاحب در جهان مار میخواین بنده خود بسازند. بنده خود به این معناه که همو چیزی که میگن اموتر ما باید کنیم و اگر نکنیم هم مارا جزا میتن به دوزخ مندازن. اما ایسای مسیح میگه میگه ما اوتر نیستم. من اقم مذاحب دیگر نیستم. من شما را دوستان خود خوندم. زیرا هر چی از راه از پدر خود شنیدم برای شما شرح دادم. شما مرا بر نگذیده اید. بلکه من شما را برگذیدم. امروز ایسای مسیح هر کدام ما شما را انتخاب کرده. و دوست عزیز خواهر و برادر افغان شما را هم انتخاب کرده که شما را دوست داره. و ایسای مسیح میخوایی که شما هم ایسای مسیح را دوست داشته باشید. و همه قرار کردم که بروید و سمر بخش باشید. سمر بخش به این معناق یعنی بروید و دیگر ها را دوست داشته باشید و دیگر ها را کمک کنید. و این چیز را که ما میدانیم، این کار را ما میکنیم، این چیز را که میدانیم، ما این را با دوست های خود، با افغان های خود شریک میسازیم. سمری که دائمی باشد تا هرچی بنامه من از پدر بخوایید به شما عطا نماید. حکم من برای شما این است که یک دیگر را دوست بدارید. واقعا این حکم ایسای مسیح است که ما یک دیگر خود را دوست داشته باشیم. و ما هفته گذاشته در یک کانفرانس فارسی زبان ها در یک کشور های اورپایی شرکت داشتم. واقعا در اونجا دقیقا حدود 65 نفر از ایماندارای ایرانی و همچنان 15 نفر هم ایماندارای افغان در اونجا حضور داشتن. و ما چقدر از این دوست داشتن و از محبتی که ایسای مسیح داشت یاد کردیم. از کلام خدا خاندیم و یکی دیگر همچنان محبت کردیم. بخصوص من از برادر های ایرانی از ایمانداران ایرانی خوهر ها و برادر های ایرانی واقعا اصحاب را سپاس میکنم. بخاطر از این که من را بسیار تشویق کردن. تشویق کردن و من بسیار چیز ها را از شان آموختم. اینا کسای هستند که از راه های بسیار مشکل و صعب الابور که از راه های ترکیه و یونان رفتند. شرایط را دیدند که با مرگ هر لحظه روبراشدند. و بارها دیدند که چطور دیگر انسان ها موردند. ولیکن ایسای مسیح امو محبت خود را برشان نشان داده و اونا از طریق کلام ایسای مسیح به ایسای مسیح ایمان آوردند و امروز دیگر ایرانی ها و افغان ها را خدمت میکنند. که واقعا جای افتخار است بر هر کدام ما و من هم تشکری میکنم از تمام از دوست هایی که در این کانفرانس شرکت داشتند و در کانفرانس دیگر هم داشتیم از افغان های مسیحی که در فنلند بود و در اونجا هم دوست ها بسیار تشویق کردند. و در کانفرانس دیگر هم در فنلند بود و واقعا ما دیدیم بیش از نو خانواده یعنی زن شوهر مسیحی با اولادهایشان و جوانهای مسیحی این یک جای افتخار است و این و نمون گبه های ایسای مسیح را چی میکنند؟ به ثبوت میرسند. چونه میگه مقرر کردم که بروید و سمر بخش باشید. سمره که دائمی باشد. تا هرچی بنامه من از پدر بخواید به شما اطان اومد. حکم من این است شما که یک دیگر را دوست بدارید. و ما هم این دوستی ایسای مسیح را به یک دیگر نشان دادیم. ما یک دیگر خدمت کردیم و همچنان وظیفه ما این است که تا این محبت ایسای مسیح را به دیگر هم وطنهای ما در هر کجای دنیا که باشند. بخصوص به افغانستان هم داخل افغانستان برسانیم. خداوند شما را دوست دارد. خداوند شما را دوستای خود خطاب می کند. ما یک چیز داشتیم به نام دوست خدا. واقعا ایسای مسیح می خواهد که ما شما از طریق ایمان به ایسای مسیح دوست خدا باشیم. یعنی دوست خدا به این معنی است که خدا را بسیار نزدیک به خود در قلب خود احساس کنیم و با اون رابطه داشته باشیم. با خدا رابطه داشته باشیم. از خدا بشنویم و به خدا هم بگوییم. خدا اکثر اوقات از طریق کلام خود با ما صحبت می کند. از طریق روح خود با ما صحبت می کند. و از طریق دیگر ایماندار هم با ما صحبت می کند. که این کار خدا هست چون خدا قادر و مطلق است. خب دوستا بیاین بریم و یک آهنگ سرود خوب را با هم ببینیم و بشنویم. دوباره برمی گردیم. شک نیست خدا یا که جهان را تو خدایی پایداز که پایدا و نهان را تو خدایی شک نیست خدا یا که جهان را تو خدایی پایداز که پایدا و نهان را تو خدایی پایداز که پایداز و نهان را تو خدایی پایداز که پایداز و نهان را تو خدایی تنگر چی نداند دل و جان را تو خدایی پایداز که پایداز و نهان را تو خدایی شک نیست خدا یا که جهان را تو خدایی پایداز که پایداز و نهان را تو خدایی پایداز که پایداز و نهان را تو خدایی پایداز که پایداز و نهان را تو خدایی چشمه من اگر چشمه ی از آب روان گشت این چشمه و این آب روان را تو خدایی پایداز که پایداز و نهان را تو خدایی افغان های ما ایرانی ها از بسیار شرایط بد تیر شدند ولی کن بلاخره ایسای مصیر را یافتند و یکی از برادر های ما هم برادر غلام هست که او حاضر شد امروز گواهی یا شهادت خود را بده پیش از اینکه برادر غلام سریخت هستند گواهی خود را بده من بر شما یک چیز را میخونم بسیار کوتاه هست میگه بدرخت نگاه کن قبل از این که شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کرد گاه برای رسیدن به نور باید از تاریکی ها گذر کرد واقعا بعض اوقات من از زندگی ایماندارا دیدم که اینا بخاطر رسیدن به نور ایسای مسیح از تاریکی های بسیار گزرگ زندگی اینا گذر کردند که یکی از نمونه هایش هم برادر غلام هست برادر غلام سلام سلام برادر ادیز در ترین هستم ده دقیقه دیگه میشه زنگ؟ آه آه بله درست هست ده دقیقه دیگه بر شما زنگ میزنیم باش آه تشکر خب دوست ما برادر غلام که میخواستن شهادت خود را گوایی خود را شریک بسازن گفت که در ترین هست فیلن ده دقیقه بعد با ما تماس میگیرند بله دوست ها واقعا ای چیزی که مضمون را که خانیم که به درخت نگاه کنید و که قبل از ای که شاخهای زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کردند واقعا ای افغان های ما ایرانی ها با همچنین ریشه هایی را لمس کردند
اگر ما حاجرین وقت تمام خانه و جای خود را رها میکنند، افغانستان فامیل خود و خانواده خود رها میکنند و از طریقهای بسیار مشکل راه زندگی میرند، ایران، از ایران به ترکیه میرند، از ترکیه بسیار با پول میپردازند و به شکل قاچاقی به کشورهای اورپایی میرند و در اونجه هم سرنوشتانشان معلوم نیست که آیا اینا قبول میشند یا پس دوباره به افغانستان باید برند یا به کشورهای خود. ولی در اونجه هست که با همین ترکیه ها را میگذرانند و بالاخره انا خداوند بهشان نور ایسای مسیح را نشان میده که انا نور ایسای مسیح را پیدا میکنند و ایسای مسیح انا را پیدا میکنند و به ایسای مسیح ایمان میرند. زندگی خود را به ایسای مسیح میدهند و ایسای مسیح زندگی از انا را تغییر میدهند. در اینجا هم ایسای مسیح بیمیدین اینجل یوهنا فصل پانزده ایسای مسیح میگه من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان هست. هرکی شاخه ای را که در من سمر نیاورد میبرد و هر شاخه ای که سمر بیاورد آن را پاک میسازد تا میوای بیشتر به من بابار آورد. در آیه پنجم میگه من تاک هستم و شما شاخه های آن هستید. هرکی در من بماند و من در اون میوای بسیار میاورد چون شما نمیتوند جدا از من کار انجام دهید. ببینید دوستا ایسای مسیح میگه میگه من تاک هستم من اونمون ریشه من هستم شما در من ببانید. و از همه ما میخوایی که ما همیشه در ایسای مسیح ببانید. در ایسای مسیح مندن به ایمان هست که ما همیشه به ایمان داشته باشیم. زندگی خود را برش تقديم کنیم برش بتیم و همچنان او را در قلب خود داشته باشیم. او را حاضر ببینیم در زندگی خود و مهمتر از همه ای که به همسایه خود کمک کنیم. همسایه خود را منند خود دوست داشته باشیم. و اینجا ایسای مسیح میگه باز هم میگه اگر در من بمانید و سخانان من در شما بماند هرچی میخوایید بتلبید که حاجت شما براورده میشود. جلال پدر من در این است که شما میوای فراوان بیاورید و این طریق شاگردان من خواهید بود. مهمترین چیز دوستا در هر عقیده که شما میبینین یا امروز عقاید مختلف مذاحب مختلف در دنیا هست. ببینین سمره از او چی است. ایسای مسیح چی میگه میکرد که شما اگر در من بمانید میوه فراوان میتونند میوه فراوان کی است؟ میوه فراوان مقصدش از محبت است. مقصدش از از مهربانیی است. مقصدش از خدگزاری است. مقصدش از خدمت است. یعنی شما وقت مسیحی ها رو می بینید در کشور مایا در کشور های دوژی دنیا این امی چیز را آنها باید بشن. محبت به دیگره است. خدمت به دیگره است. مهربانی است. و اینمی میوه فراوان ایسای مسیح میگه وقت شما در ما بانید اینمی میوه را میرسانید. به دیگره هم. یعنی میوه چیزی خوب است. بخصوص حال که وقت میوه های مختلف است در کشور ما و همه ما کشوش میکنیم که یک چیز میوه به خانه بیاریم. چون خوردنش هم لذت بخستش و همچنان برای وجود ما هم فائده داره. و اینمی تر هم ایسای مسیح ما را میخواه که میوه بتیم. میوه یعنی میوه چی را بتیم؟ میوه محبته. میوه محربانی را. میوه از خود گذری را. و خدمت را. و واقعا این جای افتخار است که افغانهای مسیح ایرانی ها و هم فارس زمان ها و دیگر مسیح هم در هر جایی که باشن واقعا میوه میتن. ببینید دوستان. اگر درخت میونت را چی میکنن؟ قطع میکنن. میگه این به درد نمیخوره. چوبش هم میبرن. یک جایی میسوزانند. و ما هم اگر میونتی مسیحی ها هم پیروای ایسای مسیح مطابق گفته های ایسای مسیح. ما اگر میونتی ما به درد نمیخوریم. نه به درد خود میخوریم. نه به درد جامعه و نه به درد خدا. پس یکانه شرط که ایسای مسیح میگذاره بر ما چی است؟ ما در اون بمانیم. یعنی به ایسای مسیح همیشه ایمان داشته باشیم که بتانیم میوه بسیار ما بتیم. و این بسیار مهم است در زندگی ما مسیحی ها. وقت ما با این مسیحی های افغان در دو کشوری که رفته بودم و در کنفرانس شرکت کردم. واقعا اینا یک بار دیگر من آموختم که مسیحی ها در چه شراعت بد مردم کشوری ما زندگی میکنند؟ بسیار از این خانواده های خود را رها کردند. برادر خوار خود را. خواهر خود را. یا بعض خانوم خود را. اولاد های خود را. رها کردند. و همچنان چیزی که داشتند او را فروختند و بسیار دل را به دریا زدند. و در اونجا هم سرنوشتشان معلوم نیست. که آیا آنها قبول میشند یا نمیشند. ما دعا میکنیم که واقعا این دوست های ما قبول شدند اونجا. اما سرنوشتشان انوز معلوم نیست. جالب است که بعضی از هموتان های ما فکر میکنند که افغان های ما به خاطر پول مسیحی میشند. در حال که ما وقتی با ایماندار های افغان و ایرانی صحبت کردم اینا هیچ گونه نتانها پول دریافت نمی کنند. بلکه بسیاری از اینا خودشان خدمت میکنند دیگه ایرانی ها یعنی از وقت خود میگذرند, از پول خود میگذرند و دیگه ایرانی ها و افغان ها را خدمت میکنند. که واقعا جای افتخار است بر ما. چون ما میخوایم متابق درس های ایسای مسیح ما حرکت کنیم و بریم. دوستای عزیز ای بسیار مهم است که ما چی کنیم؟ ما در ایسای مسیح بمانیم. ما نور ایسای مسیح را دریافت کردیم, بخشش را دریافت کردیم, ایمان داریم به ایسای مسیح ولی شرط همیه است که ما در ایسای مسیح بمانیم. خب دوستا بیاین پیش از اینکه برادر دوست ما چی کنه در خط بیاید صحبت یاد کردن. بیاین یک شعر را با هم یک جای ما و شما میبینیم, میشنویم تا وقت چاید برادر ما غلام دوباره سر خط بیاید. همه از آدمند و همزه اوا اگر دل دادند یا دل ربایند. مبین بیگانه هرگز دیگری را مبین بیگانه هرگز دیگری را همه از کوچه های آشنایند. هم از یک باغ و از یک باغ بندند به هر رنگی که گلها می نمایند. مسافر جمله در دریای گیتی که با یک کشتی و یک ناخدایند. ندارن خود به باطن اختلافی به ظاهر گرکشا هند یا گدایند. غزای دی اگر خواهند غزای غزای دی اگر خواهند غزای دوای دی چون محتاج دوایند. درختان را مایفگن آش یا نه که مرغانش هماوای شمایند. خلایق را به هر دین و هر آین محبت کن تو ای دل که از خدایم. در سال 1978 در کمپ دیویت امریکا سه رهبر با هم یک جای ملاقات کردن. که او جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا بود و همچنان انورد سادات رئیس جمهور مصر و همچنان میناخیم بگین و صدر ازم اسرائیل با هم ملاقات کردن. و یکی از خدایم دیگر سندر قرارداد را امزا کردن. که به نام قرارداد کمپ دیویت مشهور است. و سلح را بین اسرائیل و مصر برقرار ساخت. ای بسیار مهم قرارداد است در تاریخ اسرائیل و مصر. جالب است که در مساحبه که اینا با خبرنگارا داشتند در امو وقت اینا هر سیشون گفتند ما به خدای ابراهیم ایمان داریم. و چون جیمی کارتر خود را به ایساوی میگرفت. گرچه دولت امریکا دولت مذهبی نیست. و انور سادات هم مسلمان بود. و میناخیم بگین هم یهودی بود. و هر سی از اینا گفتند ما به خدای ابراهیم ایمان داریم. و نتیجه از این بسیار مهم داریم. و یک سمبول بود بخاطر همکاری بین مذاهب برای خوبی زندگی مردم.
چار ملیارد انسان در دنیا به امی سه مذحب که ابراهیم را پدر ایماندارا می دانند و او را منحیط پدر ایمان خود می دانند واقعا مذحب یهودی، مسیحیت و اسلام به این دنیا بقیه من چار ملیارد هستند و گرچه امروز دولتهای غربی اینا دولتهای مذحبی نیستن، مذحب از دولت جدا است ولی در اکثریت کشورهای اسلامی مذحب با دولت یکی است و مذحب است که دولت را اداره میکنه همچنان کشور اسرائیل هم توسط مذحب اداره می شه بسیار خوب است که مذحب هم با همدیگه کار کنند تا آرامش سلح در دنیا برقرار باشه و ما بتانیم در پحلو یکدیگه با آرامش سلح باوجود از اینکه قاید مختلف داریم ولی بتانیم با آرامش سلح زندگی کنیم چی در فلسطین باشه، چی در شرقی میانه باشه، چی در مصر باشه یا کشورهای دیگه حتی ما امید از ایره داریم که یک روز در کشور ما هم مسیحی ها با دیگه مذاحب، با دیگه افغانهای ما، مسیحی های افغان با دیگه افغانهای ما در یک جای، در یک منطقه بتانن زندگی خوش را سپری کنن و آزاد بتانن آنها پرستش کنن و از کلام خدا بخوانن وقتی در کلام خدا ما در پیدائش، ببینین ما گفت از ابراهیم زدیم ما در کلام خدا در پیدائش ای کتاب اول تورات است ما فصل دوازده، در پیدائش فصل دوازده آیه ثوم ما میخانیم پیدائش که خداوند به ابراهیم چی گفت، فصل دوازده آیه ثوم خداوند میگه در اینجا آیه اولش میخانیم خداوند به ابراهیم فرمود از تو قوم بزرگ میسازم و به تو برکت میدهم نام تو مشهور و معروف میشود و تو خودت مایه برکت میگردی به کسانی که تو را برکت دهند برکت میدهم اما کسانی که تو را لعنت کنند من آنها را لعنت میکنم و بسلای تو همه ای ملتها را برکت میدهم ببینید دوستا، ابراهیم ای اطاعت کرد و رفت و از خاطر اطاعتش بود که خداوند گفت از طریق توم ملتها را برکت میده خوب دوستای عزیز ما ایک تیلفون داریم امیدوار هستیم که برادر ما غلام باشه سلام دوست عزیز شما سرخت هستیم سلام برادر شایف، سلام خدمت شما، سلام خدمت برندگان عزیز سلام بسیار خوش شدیم دیگه شما مصروف در ترین بودید جای می رفتید خدا را شکر برادر شایف وقت هم کم بود امروز من ساعت پنجی نیم کلاس دشتم بعد از ترین پانی شدم گفتم یک جای پیدا کنم که میخواهم برادر شایف سحبت کنم و میخواهم شهادت خود بیتم که همه تانان ما بیشتنم بعد خدا را شکر همه چی را خداوند محیان میکند از جاده تیر میشنم در دیل ما افتاد که این طرف دستراس تر بخواهمدیم داخل قبرستانه خیلی جای ایک فضای خوبیه خدا را شکر که صدای شما را میشنم خوب دوست عزیز ما شما با شما قصه کردیم در کنفرانس آخیره که داشتیم میشه یک کم بر تمام بیننده های ما بگوین که از گزشته تان چند دقیقه سحبت کنین پیش ازی که کتاب مقدس را پیدا کنین یا با ایسای مسیح ایمان برین از زندگی خواهدتان یک ذره با ما بگوین من خدمت شما و خدمت احمدتانانم میخواهم برسانم که من تقریبا 5 سال در دانمارک استم سال 2008 پر آمدیم از افغانستان و با زنبچه خود آمده بودم خلاصه ایک مشکلاتهایی که ایجاد شد قبل از ایمانم با زنبچه با هم بدیم آمدیم دانمارک با هم این مشکلات هایی پیش آمد که همدیگر راه ها کردیم از زندگی خود بگوین چی ای راه هایی رو ما به بینده های خود گفتیم چقدر افغانهای ما ای راه ها از ای راه ها که آمدید از مشکلات زندگی خود یکم به بینده های ما بگوین مشکلات که خیلی بود در واقع مشکلات های عالم که هست خلافتی از زندگی که آدم ایمان به حسای مسیز میره مشکلات ها زیادتر میشه من آمدیم سال دوزاره اشت آمدیم پاکستان از پاکستان آمدیم ایران از ایران آمدیم ترکیه از ترکیه آمدیم بعد یونان از یونان انگری و خیله مشکلات ها بعد آمدیم دانمارک از دانمارک آمدیم انگوش انگری را قایم کردیم گفتیم ما انگوش نداریم دیگه انگوشت ما نمیبره بیایید دانمارک ما را قبول میکنه بعد از چهار نویم پنگ ما انگوشت ما را جستجو کردن گفتیم ما در این کشور انگوش داریم دروغ گفتیم باید برگردیم ما نمیخواستیم برگردیم اینجا زندان کشیدیم خلافت خیلی بدبختی ها از دانمارک ما آمدیم بیرون دیگه واقعا بدبختی مهاجرت و استرس و ای چیزا نتونستیم هم دیگه با زن و بچه هم با هم بودیم از امو جا مشکلات ما شروع شد دیگه بعدش خلافت دیگه را راها کردیم ما رفتم در ایک شهر دور از مرکز کپناک هست ودنسا میگن نامش در اونجی رفتم خلافت کارم بلد نبودم کارم کسی رو نمیشنختم بسیار بدبختی و سختی و خلافت تا آشنا پیدا کردم دوست رفیق پیدا کردم شبا میرفتم بوتل جمع میکردم قطی خالی بعد میفرختم خرجی خوراگ خود میکردم خلافت بسیار زندگی سخت را گذراندم بعد ما سختی های خیلی زیاده حتی سختی ها بردرد شد بعدشویف من میرفتم دنبال نوشیدنی و درنگ و دنبال خلافت سیگار و دنبال چرس خیلی زیاد شد از زندگیم خسته شد بعد واقعا گفتم خدایی وجود نداره اگر خدایی وجود میداشت چرا من را نجات نمیدهد چرا من را مصل کمک نمیکنه من تمام زندگیم از دیست دادم خانوادهم زن بچهم همه چیزم سرگردانی یک معجزه شد واقعا یک معجزه شد برم که خداوند سرگردانیم قرار داد و از طریق از او رفتم در خانه زود بعد از خانه زود از طریق انترنت من جستجو کردم از طریق انترنت خداوند راه ها را برم باز کرد خودش باز کرد که نه این راه اشتباه رفته بودی خداوند برم باز میکرد خلاصه یک معجزه می شود خودم هم نمی فهمیدم باور که خداوند برم خیلی جالب بود که یک چیزهای خیلی عجیب در سر راه میکرد و من راه ها برم باز می شود من در خانه از امو خلاصه از طریق انترنت به شبکه محبت آشنا شدم بعد از طریق از او شبکه بعد من اینجا آدرست دادم به دانمارک اینجا آشنا شدم رفتم با خود کشش صحبت کردم بعد روزای یک شمبه نرمال می رفتم اونجا دعا داشتیم دعای پرستشی داشتیم همه دوره هم جمع بودن این خیلی جالب بود برادر شایب که وقتی ما زمان قبل از ایکی مسلمان زاده بودیم در تمام زندگی ما غم بود می رفتید در گریه و ماتم خلاصه هیچ چیز درست هم نمی شود و از جالبی بود برم که اونجا رفتم خیلی فضایی خیلی فضایی باز همه رو که هیچ که نمی شناختم برادر مرد آگوش پذیرفتند بسیار با مهربانی بسیار با آگوش باز و اونجا برم خیلی جالب بود که وقتی همه در حضور خداون شادی میکدن همه دست می زدن خیلی برم جالب بود برم خیلی جالب بود که وقتی ما اینجا رقمی نبودیم و اینا دست می زدن خلاصه ادامه دادم تا هرچی ادامه دادم ادامه دادم بیشتر در وجود خودم و خودم از هر لحاظ آرامیش پیدا کدم و خداون برم واقعا همه چیزی برم داد البته نیه که من چیزی مالی خواسته باشم خداون برم یا قبولی خواسته باشم نه اونوش هم درست می شه من از لحاظ درانی هیچ وقت آرامیش نداشتم همیشه وجودم پور از غزه پور از خشم بود و انسانها رو تحمول نمی تونستم از همه نفرد داشتم من تا از خودم نفرد داشتم و این چیزهایی بود که خداون برم داد سبر آرامیش همه چیزی برم داد بعد این کتاب دادن اون کتابه که من شروع کردم با خاندن کتاب مقدس هرچی که کتاب بیشتر خاندم و بیشتر برام تأثیر گذاشت و بیشتر من را جلب کرد و بیشتر قلب من را لمس کرد که من حققد را پیدا کردم دیگه خدا را شکر میکنم بعد از مدت اصوه تحمیدم گرفتم دیگه خدا را شکر بعد فعالیت دارم فعالیت در رست در رست چیزی ها فیلن در دانمارکی هستم اینجی در کلیس ها فعالیت دارم میرم خدا را شکر بعد ایک فعالیتی که
عملی است خدا را شکر کلام خدا را میورم در بینی مردم در بینی جمعیت چی مسلمان ها چی دانمارکی ها از هر نجات که هستن اونجا در بینی مردم پخش میکنیم خدا شکر هیچ ترسی هم ندارم و خداوند میگه که ما ترس ما خدای تو هستم از هیچی نترس و این مدتی که یک دو روز، سه روز میشه که من در فیسبوک نمیدونم یکی هست من داره این تحدید میکنه، این فش میده، خلاصت بعد بهش پیام دادم، گفتم عزیزم، گفتم این چیزا جایی نمیگه ده اگر میخوای ما همه آدرستم، شماره، تلفونم، همه چییم بد میده بیا اگر هر جای دانمارکی کجای بیا من حاضرم تو منو بوکشه، بخاطر چی که؟ بخاطر من نجات پیدا کردم بخاطر این که من واقعا رای حقیقی رو پیدا کردم من ایمان به حسای مسیح آوردم، بخاطر دیگر گناهی ندارم که کاری نگردن من اقسام که زیرا اقسام که میذارم، اقسام که اینجا فعالیت دارم، اقسام که میمانوم بعد زیر کمون چی میدهد؟ این فشکاری دو میزنه بود نمیدونم، من فلان میکنم، ممدان میکنم، از این گفت ها بردم بسیار جالب است ما امروز در کلام خدا، اینجا خاندیم از یوهنا فصل پانزده هم گفته اگر دنیا از شما نفرد دارد بدانید که پیش از شما از من نفرد داشته است اگر شما متعلق به این دنیا می بودید، دنیا متعلقان خود را دوست می داشت اما چون شما از این دنیا نیستید و من شما را از دنیا برگزیده ام به این سبب جهان از شما نفرد دارد آنچه را گفتم بخاطر بسپارید غلام ازرباب خود بزرگتر نیست اگر به من آزار رسانیدن به شما نیست، آزار خواهند رسانید و اگر از تعالیم من پیروی کردن، از تعالیم شما نیست، پیروی خواهند نمود دوست عزیز ما می خواهیم که واقعا بر شما دعا کنیم که خداوند خودت را حفظ و نگهبانی کنه و همچنان خداوند او برادر ها و خوهر های دیگه افغان ما را هم که در اونجا استند و اگر به شما زرار می رسند، اونا را هم قلبشان را لمس کنه، اونا را هم برکت بته و شما را هم نگاه کنه مشوری ما به شما ای است که کلام خدا میگه که ما همیشه باید در هر کار خود، سکمت خدا برخوردار باشیم یعنی با احتیاط رفتار کنیم و محبت مسیح را بدگرها برسانیم واقعا جای خوشی بود برما که من شما را از نزدیک ملاقات کردم اگر بسیار به طور مختصر بگوین که پیام شما به دیگر هموطنهای ما که در این کشور ها استند و همچنان به هموطنهای ما که داخلی افغانستان استند، چی است پیام شما به جوان ها؟ پیام هایست برادر عزیز که هموطنان صدای من را میشنند پیام هایست که این خیلی ضروری است یک بار کتاب مقدس را، کلام مقدس را مطالب کنند بعد خودشان میدونند که در زندگی شما، در وجودشان چی اتفاقی میفته این ضرور نیست که ما بهشان توضیح بیدم، شاید قبول هم نکنند پیام هایست این خیلی ضروری است، یک بار فقط ضروری است که این مطالب کنند زبان فارسی است که ما مطالب میکنیم، میخوانیم و میفهم مناهش را میفهمیم این ضرور نیست که وقتی ما میخوانیم با زبان عربی که مناهش نمیفهمیدم، این خیلی بر ما مشکل بود این خودش واضح است، با زبان فارسی است، با ترجمه شد، با همه چیزش آدم میفهمه فقط پیام هایست که اینا یک بار چشماهای خود را باز کنند، عزیزانی که صدای من را میشنند فقط یک بار این کتاب مقدس را مطالب کنند خوب، بسیار زیاد تشکر برادر عزیز در پناه خداوند باشید و خداوند شما را حفظ و نگهداری کند تشکر برادر عزیز، همچنان از خودتان که واقعا ما اینجا آمده بودیم، برکت گرفتیم شنیدیم، از شما شنیدیم، برما درس خیلی مهمی بود، از شما هم تشکر میکنم برادر عزیز تشکر، شام شما خوش از شما همسنیم، خداوند نگهدار واقعا دوستا ببینین که این چقدر پیام خوبی بود که این دوست ما گفت که چطور عیسای مسیح تغییر آورده در زندگیشان چطور عیسای مسیح گفت ما همیشه خشم گفت از خود نفرت داشتم ولی عیسای مسیح هم نفرت خودش اگر به خود داشت او را از بین برد و محبت تبدیل کرد و همچنان نفرت و خشمی که به دیگرها داشت او را هم از بین برد در زندگی خود عیسای مسیح را لمس کردن و ما امروز خانده ایم از ابراهیم که او هم پدر ایمان است و ابراهیم وقت خداوند او را روان کرد به جای و یا ما میکنیم مقبول خداوند قرار گرفت یا مورد پذیرش خداوند قرار گرفت نه بخاطر کارهایش بود، نه بخاطر ازی که او کوچ کرد از یک جای دیگر بلکه بخاطر اطاعتش بود و امروز خداوند میخواهی که ما از کلامش اطاعت کنیم امتوکه ای برادر ما گفت که ای بلاخره وقت کلامش شنید وقت کلامش شنید در بدترین شرایط زندگی خود مانند ابراهیم چی کرد؟ با ایمان از کلام اطاعت کرد و خودش انتخاب کرد که چطور راه نور را، راه راستی را و راه صداقت را پیش بگیره و ما خداوند برما میخواهی از ما که چی کنیم؟ اطاعت کنیم از کلام از اون، ای کلام در مطابق کتاب مقدس کلام مسیح است خب دوستا در ای مورد بیشتر صحبت میکنیم بیاین باریم یک سرود را با هم ببینیم بشنیم دوباره برمیگردیم یومی آشناده زدترناده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده یومی آشناده زدترناده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده چه مسیراغه زمان جواندون که اصلا شگوره سش بدلونده چه مسیراغه زمان جواندون که اصلا شگوره سش بدلونده لهرک رکه زدم صفاده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده یومی آشناده زدترناده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده دخدای رازونه ماستروای دقله ایمانه جنده تبیای دخدای رازونه ماستروای دقله ایمانه جنده تبیای طول گمرهانو تره نماده خرچاتوای مسیصاده خرچاتوای مسیصاده یومی آشناده زدترناده خرچاتوای مسیصاده
ازمایش اصحاق را به انوان قربانی به خدا تقدیم نمود. بلی این مرد که وعده های خدا را پذیرفته بود حاضر شد که یکانه پسر خود را به خدا تقدیم نماید. با این که خدا به او گفته بود نسل او از اصحاق خواهد بود. یعنی خداوند ابراهیم را گفته بود که برکتی که من تو را میتوم یا دیگه ملل ها را برکت میتوم از طریق پسرت اصحاق هست. با وجود از او هم او حاضر شد که به سر خدا قربانی کنه. چرا؟ بخاطر ازی که میگم ابراهیم خاطر جمع بود که خدا قادر است اصحاق را حتی پس از مرد زندگرداند. به عبارت دیگر او را به صورت نمونه از مردگان بازیافت. ایمان باعث شد. ایمان ابراهیم باعث شد که ابراهیم امو گپ را که خداوند زده بود اصحاق را برای قربانی کنه. اما خداوند اون لحظه نجات داد اصحاقا. و اصحاق نمونه از ایسای مسیح در عهد عتیق بود. بعد از وقت که خداوند در اون لحظه خدش را محیا ساخت و ابراهیم خدش را زبه کرد و اصحاق دوباره به فامیل خود پیوست. و از طریق اصحاق تمام ملل جهان برکت می بیند. و ایسای مسیح بود که از نسل ابراهیم و نسل اصحاق تولد شد. و ایسای مسیح جان خود را داد. ببینید دوستا خداوند جان اصحاق را حفظ کرد. ولیکن ایسای مسیح که به خاطر نجات تمام بشر آمده بود. او جان خود را داد. جان خود را داد. کشت شد بخاطر گناه ما و شما. بخاطر تمام مرض های ما. بخاطر تمام دوری های ما از خدا. و ما را با خدا آشتی داد. و خداوند هم در روز ثومت ایسای مسیح را زنده ساخت. که او امروز زنده هست و امید زندگانی را با ما هم میتند. و به امید خاطر است که خداوند به ابراهیم وعده داد خداوند تو ما تمام ملل دنیا را برکت میتم. ای با این معنی است که از ایسای مسیح است که خداوند میخوای تمام ملل را برکت بده. همچنان مهم است جالب است که ما بدانیم که ابراهیم نه مسلمان بود. نه مسیحی و نه یهود. از اون وقت در وقت ابراهیم نه مسیحیت اناظر وجود داشت. نه اسلام و نه یهودیت. بلکه خداوند او را مورد قبول قبول قرار داد بخاطر ایمانش. و امروز هم خداوند ما و شما را مورد قبول خود قرار میده بخاطر ایمان و ایسای مسیحی. که ای بسیار مهم است و وقت خداوند برکت داد ابراهیم را گفت از نسل تو ما تمام ملل جهان را. یعنی از ایسای مسیحی که از نسل ابراهیم بود خداوند میخوای تمام ملل دنیا را به هر زبانی که بخصوص ملت افغان را هموطنان ما را میخوای برکت بده. که ما میگم که ما اولاد ابراهیم هستیم ولی اولاد ابراهیم به معنای عزیز که ما ایمان داشته باشیم به کسی که از نسل ابراهیم آمد و ما را نجات داد و او ایسای مسیحی بود. خب دوستا بیاین بریم و یک کلپ را با هم یک جای کلپ ویدیوی را ببینیم که در مورد زندگی ابراهیم است. پس دوباره برمی گردیم. قصه زندگی پدر ما ابراهیم در کتاب تورات آمده. وقت که بچه ابراهیم نوجوان شد خدا ابراهیم امتحان کد. برش گفت پسر عزیزت ایساق را که خیلی دوست میداری بردار و به سرزمین موریا برو. آنجا او را به سر کوه که به تو نشان میدهم برای من قربانی کن. ابراهیم از خداهان اطاعت کد. چیزایی را که برای سفر و برای قربانی لازم بود ورداشت و در راه روان شد. امرای بچه خود و دو نوکر خود. بعد از سی روز سفر بلاخره در جای قربانی رسیدن. ابراهیم به نوکرهای خود گفت شما امین جا باشین. ما و بچهیم بالا میریم که عبادت کنیم. بعد ازو پیش شما پس میاییم. ابراهیم ایزمه سرشانهای اصحاق ماند و خودش کارد و آتشا گرفت. امطور که اردویشان روان بودن در راه اصحاق از پدر خود پرسان کد. پدر میبینم که تو آتش و ایزمه گرفتی مگم برای قربانی کجاست؟ ابراهیم گفت خدا خودش برای خدا آماده می کند. وقتی که اونا سرکور رسیدن ابراهیم یک قربانگاه جور کد و ایزمه در سرش ماند. دست و پای و چشمای بچه خدا بسته کد و او را در سر قربانگاه خود داد. کارده گرفت که بچه خدا قربانی کند. مگم نگاهان خدا سر ابراهیم صدا کرد. ابراهیم به پسر خود صدمه نرسان. حالا فهمیدم که تو از من اطاعت میکنی. زیرا تو پسرت را از من دریغ نکردی. وقتی که ابراهیم چشمای خود را باز کد دید که یک بری قچ شاخهایش در درخت برمانده. او رفت و ای بری قچ را گرفت و در جای بچه خود بر خدا قربانی کد. خدا از ابراهیم خوشنود شد و برش گفت. من تو را برکت می دهم و تمام ملت ها برکت خواهند یافت. زیرا تو از من اطاعت کردی. در دستان زندگی ابراهیم دوست خدا ما شاهد یک نجات بزرگ استیم. به چی مانا؟ به این مانا که وقتی او کار را ورداشت که بچه خود را قربانی کنه خدا بچه ابراهیم را توسط یک بری قچ نجات داد. به این قسم خداوند تمام دنیا را توسط قربانی ایسای مسیه نجات داده. ایسای مسیه امو قربانی کامل بود که بر بخشش گناه ما خون خدا ریختاند. او مسلوب شد. او را دفن کدن. مگر او دوباره زنده شد. ای قربانی بزرگ امروز در اختیار ما و شما است. هر کسی که به مسیه ایمان میره گناهایش بخشیده می شود و تقصیرهایش پاک می شود. واقعا دوستا ما در کتاب مقدس می خوانیم که امو قربانی که خداوند می خواست ایسای مسیه قربانی شد. خداوند ایساق نجات داد. اما ایسای مسیه را روان کرد تا قربانی به خاطر گناهای تمام بشر شد. چرا به خاطر ایسای مسیه خودش به گناه بود. هیچ گناه ای نکرده بود. و در کتاب مقدس ما می خوانیم نوشته شده در مورد آن عدالت که شریعت به دست می آید موسا می نویستد. هر که شریعت را به عمل آورد به وسیل آن زیست خواهد کرد. بعض اوقات ما هم شاید فکر کنیم که شریعت می تانه ما را نجات بده. اما در باری عدالت که از راه ایمان به دست می آید می گوید در دل خود نگوید کیست که به آسمان سعود کند تا مسیح را پاین آورد. یا کیست که به جهان زیرین فرو رود تا مسیح را از میان مردگان براورد. او می گوید کلام خدا یعنی همان پیام ایمان که ما اعلام می کنیم نزدیک توست. آن در دهان تو و در قلب توست. زیرا اگر با زبان خود اقرار کنی که ایسا خداوند است و در دل خود ایمان آوری که خدا او را پس از مرک زنده ساخت نجات می آوی. یعنی امو برکت را که خداوند به ابراهیم گفته بود از طریق ایسای مسیح به ما رسید که می گه اگر ما با زبان قلب خود بگوییم که ایسای مسیح نجات دهنده ما است و ایسای مسیح کسی که ما را نجات داد بخاطر گناهای ما ما آدل ش مرده می شویم و با زبان خود اقرار می کنیم که نجات می آویم و کلام خدا می گه هر که به او ایمان آورد یعنی هر که به ایسای مسیح ایمان آورد خجل نخواهد شد برنامه ما به ختم خود نزدیک می شد و بیاین با هم یک جای دعا کنیم که واقعا ما از طریق ایسای مسیح و ایمان به ایسای مسیح ما می تانیم فرزنده اصلی ابراهیم خانده شویم خداونده تشکر میکنیم ازی که ایسای مسیح آمد و امو برکت را که تو وعده داده بودی از نسل ابراهیم به ما داد خداونده ما افغان ها را کمک کنیم که با ایسای مسیح ایمان بیاریم و فرزندان حقیقی ابراهیم که پدر ایمان از ما شمرده شدیم خداونده با ما رحم داشته باش و امروز برکت بدی با مشکلات ما تو مارا کمک کنیم برنامه ایسای مسیح آمید موسیقی موسیقی
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}
31 July 2015
10 July 2015
3 July 2015
26 June 2015
19 June 2015
5 June 2015
15 May 2015
8 May 2015