30 minutes
26 August 2019
Transcribed by AI
PYM JBZ سلام شنونده ی عزیز به شنیدن صحبت امروز خوش آمده این چی حال دارین دوستای مهربان از خداهان بر شما خوشری و سلامتی آرزو میکنم شنونده ی عزیز میگن سیب دوزدی شده شیرین تر است اما وقتی که کسی در سیب دوزدی گیر شوه مذیع او را در دانش ترخ می سازه وقتی که آدم گیر می آهد چقدر پشه ایمان می شد قصه می کنند یک بچگک که دامنش از سیب پر بود در حاله که نو از درخت پایین می شد بلفیل گرفتار شد وقتی که باغان بچگک را به خاطر کار خرابی که کده بود سرزنش کد از ترس تمام سیبا از دامنش در روی زمین ریخت باغان در حاله که با یک دست از دست بچگک قایم گرفته بود و با دست دیگه از درخت شاختره می کند گفت تو باید به خاطر کار خرابی که کدی خوب لطو کوب شدی بچگک با غذ رو زاری برش گفت کاکا جان من را ببخش دیروز من بره یک زن پیر کمک کدم برش از بازار سودا آوردم امروز صبح بچی همسایی ما مریض بود از نل آو آورده نمی تانست من برشان آو آوردم پیشترک یک آدم کر که از سر پل تیر شده نمی تانست دستی او را گرفته از سر پل تیرش کدم کاکا جان من را به خاطر ای کارای خوبم ببخشین لطفا از خاطر ای کارا سرم می رو باری کنین باغوان برش گفت دیده کجا و درخته ده کجا ای کارای تو به من چی ارتباط داره تو سیبی من را دوزدی کدی او کارای خوبت می تانه تاوان سیبی من را بته من امروز به خاطر دوزدی کدن سیباهم ای طور لطت می کنم که در زندگیت فراموش نکنی جاوید جان شما چی فکر می کنین آیا ای بچه بری خلاسی خود چرا کار خوب خود را بری باغوان یاد کد؟ من فکر می کنم او بچه شاید یاد گرفته بود که خدا کارای نیک هر کسی در مقابل کارای بد او حساب می کنه و متابق به او امراه انسان ماملا می کنه به ای خاطر وقتی که او در سیب دوزدی گیر آمد کارای خوب خود را بری باغوان یاد کد اما باغوان تاغان سیب خود را از او می خواست او کارای خوب او هرگز نمی تانست که تاغان سیب او را ادا کنن بعض مردم دباره خدا هم ای قسم فکر دارن اونا خدای حقی را نمشناسن و نه به او محبت دارن اما در مقابل اونا ناشناختن خدای حقی و نافرمونی کردن از او را می خواهند که با کارای نیک خود جبران کنن خدا مثل او باغوان پرسان میکند چرا سیب دوزدی کدید؟ تاغان سیب بده بهترین عمل انسان بر خدا ایمان او به حقیقت خدا است عیسای مسیح حقیقت خدا است هر کسی که به حقیقت خدا ایمان حقیقی داشته باشه ای قسم ایمان حقیقی می تانه خود به خود کارای نیک سمر بده وقتی که ایمان انسان به خدای حقیقی کارای نیک سمر ميده ای کارای نیک پس باید رشت ایمان ما میشه ایفا عیسای مسیح فرمود درخت بد هر گذب نمیتانه میوی نیک سمر بده واقعا امتور هست درخت باید نیک باشه که سمر نیک بده ما نمیتانیم از درخت خار سیب حاصل بگیریم خدا به طرف دل ما میبینه نه به طرف عمل ما اگر ما تمام سال روزه بگیریم و روز صد رکاط نماز بخانیم و ار روز دیگه های خیرات ما بار باشه اگر دل ما برای خدا راست نباشه تمام ای کارای ما هیچ فایده نداره مثل که برای باغبان کارای خوبه او باشه که سیب دوزدی کده بود هیچ فایده نداشت ما هرگز نمیتانیم با اجرا کدن مراسم مذهبی از گناهان خود نجات پیدا کنیم و پیش خدا آدل حساب شویم منظورم از آدل بودن ایست اون میاره که خدا بلی پاک بودن داره اون را ما پوره کنیم بهترین مراسم مذهبی ما مثل نماز و روزه ما در مقابل میاره که خدا بلی پاکی داره هیچ است منظورم هرگز ای نیست که ما خدا را پرستش و عبادت نکنیم و کارای خوب انجام نتیم نه، نه خیر ای تو نیست منظورم ایست که ای مراسم نمیتانه مارا نجات پته که مورد قبول خدا قرار بگیریم ما خدا را بخاطر پرستش و عبادت میکنیم که اون را دوست داریم و به اون محبت خود را بیان میکنیم ما مسیعی ها این کارا را بخاطر نجات انجام نمیتیم بلکه بر اصحار محبت خود به خدا انجام میتیم بر نجات به قربانی ضرورت است او قربانی قربانی یسای مسیع است وقتی که ما قربانی یسای مسیع را بر روی سلیب قبول میکنیم خون او تمام گناه های ما را جبران میکنه و ما نجات پیدا میکنیم و هم خون و دلال ما را میشوید و برش قوت میده که برای خدا سمر نیک با بار بیاریم پس به این ترتیب هیچ دلیل وجود نداره که ما به انجام دادن مراسم مذهبی خود فخر کنیم بعضی مردم به انجام دادن مراسم مذهبی مثل روزه و نماز وغیره اینقدر مغرور میشن و اینطور نشان میتن که گویا خدا را مرحون احسان خود ساختن اینطور مردم از دیگرها هم توقع زیاد احترام و عزت میکنن ما به خون یسای مسی نجات پیدا میکنیم دگه جای فخر برای ما باقی نمیمانه ما خدا را به خاطر که او را دوست داریم و او ما را نجات داده از دل ستایش و پرستش میکنیم و به او سروت های همج شکرگزاری میخانیم شنونده ی عزیز بیاین یک سروت بشنویم بعد سنیدن سروت به صحبت خود ادامه میتیم موسیقی ای یاره مهربانو ای راهت جانم ای یاره مهربانو ای راهت جانم هستم به تو معتاج توی ورد زبانم ای یاره مهربانو ای راهت جانم هستم به تو معتاج توی ورد زبانم موسیقی منده تو هستم خالقم تویی نیستم جز خاک من خالقم تویی فریاده مرا بشنب کن رحم به حالم ای یاره مهربانو ای راهت جانم موسیقی دیدم تاریکی سختی دنیا بین چی خسته حالم من هر جور و جهه عشق میزم نزده توی توی قوت جانم ای یاره مهربانو ای راهت جانم هستم به تو معتاج توی ورد زبانم ای یاره مهربانو ای راهت جانم دوست های مهربانو ما بر شما قصه کدیم که اولاده یعنی بنی اسرائیل در مصر در غلامی به سر می بردن اسرائیل نام دیگه یعنی حضرت یعقوب هست وقتی که ما بنی اسرائیل می گیم یعنی اولاده حضرت یعقوب می گیم اردویش یک مفهوم داره خداوند اونا را بر رهبری موسیقی از غلامی در مصر خلاس کد و با اونا قوانین بر زندگی کدند داد که متابق به او زندگی کنند موسیقی قوم خود را بر رسیدند به سرزمین که خدا و بدرکلانهای ورنا ابراهیم وعده کده بود ادامه داد خداوند تمام ضروریات اونا را آماده کد اتا خداوند با اونا نان روزمرهشانه که بنام منع یاد می شد از آسمان می داد اما با وجودی هم وقتی که در جریان سفر و مشکلات روبرو می شند پیش حضرت موسیقی جمع می شند و شکایت و ناله می کند فکر می کند که رسیدت به سرزمین که خدا برشان وعده کده بسیار مشکل است اونا شکایت کردن می گفتند آیا ای بیتر نیست که دوباره به سرزمین مصر بریم و در غلامی زنده ای کنیم؟ بخاطری این شکایات دوامدار خدا اونا را مورد قضاوت قرار داد در نتیجه قضاوت خدا اونا چل سال در بیابان بر رسیدن به سرزمین که خدا برشان وعده کده بود سرگردان گشتن بعد از گزشتندن چل سال مشکلات و تکالیف صاحب او سرزمین شدن که خدا برشان وعده کده بود ای برای اولاده یعقوب کاملا روشن بود که خدا با اونا در جنیان دستند به سرزمین وعده چی کمک های کده اونا بدون کمک خدا هرگز نمی تانستند که از غلامی مصری ها خلاص شوند و به سرزمین وعده شده برسند در تمام را خدا پیشا پیش اونا حرکت میکد و در وقت رسیدن به سرزمین وعده شده برشان کمک کده بتانه او سرزمین ساحب شوند به ای خاطر خدا من آرزو داشت که بالای اولاده یعقوب مثل یک پاچا اکم روایی کنه هر وقت که اولاده یعقوب از راه خدا دور می شدن خدا بر رهنمایی اونا قاضی ها رو روان میکد تا ادایت خدا را با اونا برسنند آخرین قاضی که بر راه رهنمایی اونا مقرر کد یک مرد بسیار خوب بنام سموحل نبی بود در زمان ای قاضی بود که اولاده یعقوب شکایت کده گفتند که تمام قوم ها که در اطراف ما زندگی میکنند برای خود پاچا دارند ما هم برای خود یک پاچا میخواییم در آله که خدا پاچای اونا بود اما اونا پاچای دنیایی میخواستند با وجود خداوند به سموحل نبی فرمود که برشان یک پاچا را انتخاب کنه اما با وجود او سموحل نبی بخاطر این تقاظای خراب اونا بسیار خفه بود سموحل نبی کسی را که آدم خوب بود و شاول نام داشت برشان به پاچایی انتخاب کد شاول در شروع سلطنت خود از احکام خدا پیروی میکد اما وقت که او قدرت زیاد پیدا کد مغرور شد خداوند به شاول امر کد که یک قوم متپرست که به نام امالقی نام داشت اونا را با تمام مال و دارائیشان کاملا نابود کنه اما شاول نفرمانی کده بیترین چیزها را غنیمت گرفته بود برای خود و اسکرای خود نگاه کد بخاطر این کارش خدا از او بسیار خفه شد خدا قوم اسرائیل با موجزه ها از غلامی در مصر نجات داد تمام قوم اسرائیل و هم مصری ها موجزات خدا را به چشمای خود دیدن بعد از او خدا اونا را به چی موجزه از دریا که نزدیک بود لشکر فراون اونا را قتل آم کنه نجات داد بعد از او خدا خودش مستقیبا در کوه امرای موسا گفت زد خدا در تمام راه سفر به اونا کمک کد حتی نان تیار که منه نام داشت برشان داد اما قوم اسرائیل با وجودی دیدن ایقدر موجزات و ایقدر کمک و محبت خدا شکایت میکدن به اسطلا قوم اسرائیل بسیار ناشکر بودن و در مقابل محبت خدا ناشکری میکدن و نافرمانی کده میگفتن کاش که پس به مصر میرفتیم و در غلامی میمردیم و یا میگفتن او در مصر ای چیزا میخوردیم و ای چیزا میخوردیم به ای خاطر شکایت میکدن خدا به خاطر ای شکایت و بغاوت اونا را قضاوت کد که به خاطر او بجایی که زودتر به سرزمین وعده شده برسن چل سال در بیابان سرگردان گشتن خدا ناشکری کدن شکایت بیجا و نافرمانی را خوش نداره ما اگر مشکل داریم میتونیم در دعا به حضور خدا بیان کنیم او دعای ما را مشنوه خداوند ارکاری که برای ما میکنه به خوبی ما میکنه لازم هست به خاطر اونا از خدا شکر گزار باشیم ما انسان ها زنگ و نالش کدن بیجای دیگر ها را در مقابل خود خوش نداریم و نمیتونیم مدت زیاد او را تعمل کنیم خداوند هم به استلاه زنگ زدن و نالش کدن بیجا را خوش نداره و با این کارشان مورد قضاوت خدا قرار گرفتن ما یک سوال دارم مردم شریدی که در زمان حضرت نوح بودن و خداوند اونا را با توفان حلا کد با قوم اسرائیل در زمان حضرت موسا که شکایت میکدن چی فرق داشتن؟ مردم شریدی که در زمان حضرت نوح بودن خدا در اونا ایک نشانه از بیتر شدن نمیدید اونا به عوج شرارت خود رسیده بودن به این خاطر خدا بدون خانواده نوح تمام اونا را با توفان علاق کد و بعد از او خداوند با نوح عهد کد که دیگه انسان ها را به این شکل علاق نمیکنه اما خدا در قوم اسرائیل در زمان حضرت موسا امکانات بیتر شدن نمیدید در جریان چل سال که اونا در بیابان سرگردان بودن نسل یاغی همه مردن و از بین رفتن نسل نوحی که در جریان سفر به وجود آمده بود با پیروی کدن از خدا تانستن که به سرزمین وعده شده برستن من فکر میکنم بعض شباهت های بین قوم اسرائیل در زمان موسا و مردم زمان حضرت نوح وجود داره قوم نوح هم از خدا نافرمانی میکدن قوم اسرائیل هم از خدا نافرمانی میکدن هم قوم نوح و هم قوم اسرائیل هر دویشان خشم و غذب خدا را تحریک کدن دوست های عزیز گفتیم که قوم اسرائیل مثل قوم های دیگر که در اطراف اونا زندگی میکدن پادشا میخواستن به ادایت خدا سموهیل نبی شاول بعث پادشای اسرائیل انتخاب کرد بیاین ادامه این مطلب از کتاب مقدس بشنویم و سموهیل خشمناک شده تمامی شب نزد خداوان فریاد براورد و بامدادان سموهیل برخواست تا شاول را ملاقات نماید و سموهیل را خبر داده گفتند که شاول به کرمل آمد و این که به جهت خیشتن سطونی نست نبود و دور زده گذشت و در جلجال فرود آمد است و چون سموهیل نزد شاول رسید شاول به او گفت برکت خداوان برطوبات من فرمان خداوان را به جا آوردم سموهیل گفت پس این صدای گوزفندان در گوش من و بانگ گاوان که من میشنوم چیست شاول گفت اینها را از امالقه آوردن زیرا قوم بهترین گوزفندان و گاوان را دریغ داشتند تا برای یهوبه خدایت قربانی نماید و بقیه را بلکل حلاق ساختم سموهیل به پادشاه گفت تعمل نما تا آن چه خداوان دیشه به من گفت به تو بگویم او وی را گفت بگو و سموهیل گفت هنگامه که تو در نظر خود کوچک بودی آیا رئیس اثبات اسرائیل نشدی و آیا خداوان تو را مسه نکرد تا بر اسرائیل پادشاه شوی و خداوان تو را برای فرستاده گفت این امالقه گنهکار را بلکل حلاق ساز و با ایشان جنگ کن تا نابود شوند پس چرا قول خداوان را نشنیدی بلکه بر غنیمت حجوم آورده آن چرا که در نظر خداوان بدست عمل نمودی شاول به سموهیل گفت قول خداوان را استمانمودم و برای که خداوان مرا فرستاد رفتم و اجاج پادشاه امالقه را آوردم و امالقه را بلکل حلاق ساختم اما قوم از غنیمت گوسفندان و گاوان یعنی بهترین آن چه حرام شده بود گرفتن تا برای یهوه خدایت در جلجال قربانی بگذارانند سموهیل گفت آیا خداوان به قربانی های سوختنی و زبایه خشکنود است یا به اطاعت فرمان خداوان اینکه اطاعت از قربانی ها و گوش گرفتن از پیه قچها نکوتر است زیرا که تمرد مثل گناه جادوگری است و گردنکشی مثل بدپرستی و ترافیم است چون که کلام خداوان را ترک کردی او نیز تو را از سلطنت رد نمود و شاول به سموهیل گفت گناه کردم زیرا از فرمان خداوان و سخن تو تجاوز نمودم چون که از قوم ترسیده قول ایشان را شنیدم پس حال تمنا این که گناه مرا عفا نمایی و با من برگردی تا خداوان را عبادت نماییم سموهیل با ایشان گفت با تو بر نمیگردم چون که کلام خداوان را ترک نموده ای خداوان نیز تو را از پاتشاه بودن بر اسرائیل رد نموده است و چون سموهیل برگشت تا روانه شود او دامن جامعی او را بگرفت که پاره شد و سموهیل وی را گفت امروز خداوان سلطنت اسرائیل را از تو پاره کرده آن را به همسایت که از تو بهتر داده است و نیز جلال اسرائیل دروخ نمیگوید و تغییر به اراده خود نمیدهد زیرا او انسان نیست که به اراده خود تغییر دهد گفت گناه کردم حال تمنا این که من را به حضور مشایخ قوم و به حضور اسرائیل محترم داری و همراه من برگردی تا یهو و خدایت را عبادت نمایم پس سموویل در عقب شاول برگشت و شاول خداوان را عبادت نموته جاوید جان در کلام خدا که خونده شد اولین جواب شاول به سموویل نبی چی بود؟ آیا جواب شاول چه شباحتی به جواب حضرت آدم و قابل بچیش که بعد از گناه کردن امروز خدا روبرو شدن داره؟ جواب شاول ای بود که فرمان خداوان را به جایی کده ایم در آل که او فرمان خداوان را به صورت کامل اجران نکده بود او گسفند ها و گواه خوب را نکشته بود بلکه اونا را امروز خود به غنیمت آورده بود بخاطر این نافرمانی خود گناه را به گردن قوم خود انداخت که گویا از قوم ترسیده و ای کار کرده حضرت آدم ملامتی را سر خدا و زن خود انداخته گفت این زنه که برای ما پیدا کردی او بمایی میوه ما ناشده را داد و ما خوردم وقت قابل بچه حضرت آدم برادر خود آبیل را کشد خداوان از او پرسان کرد که برادر تا چی کردی؟ قابل در جواب خداوان گفت من چی خبر؟ من خود پیردار اون نیستم این گفت قابل دروخ بود چون به دستای خود برادر خود آبیل را کشده بود بین جواب شاول و جواب حضرت آدم و قابل شباهت زیاد وجود داره ارسه اشانی ها دروخ گفتن و یا ملامتی را به گردن کسی دیگه انداختن شاول خواست که با قربانی کردن غلط نافرمانی که از خدا کرده بود او را جبران کنه خداوان به طرف دل پاک میبینه خداوان به قربانی و یا مراسم مذهبی که از دل پاک نباشه هیچ ضرورت نداره زبورهای داوود نبی هم موضوع قربانی نادرسته در جاهای مختلف بیان کده حضرت داوود نبی در یکی از زبورهای خود به خداوان خطاب کده میگوید در قربانی وعدیه رغبت نداشتی اما گوشای مرا باز کردی قربانی سختنی و گنار را نخواسته ای آنگا گفتم اینکه می آیم در تومار کتاب در باره من نوشته شده است در با جاوردن اراده تو ای خداوند من رغبت می دارم و شریعت تو در اندرون دل من است لازم است که قوانین خداوند را بر دل خود نقش کنیم و متابق به او زندگی خود را پیش ببریم خداوند به دل ما میبینه نه به قربانی های ما دوست های مهربان بر شما عزیزان دعا می کنم که خداوند به شما دل پاکه که در او خواست خدا نقش شده باشه نصیب کنه آمین شنونده ازیز آل یک سرود روحانی را می شنویم بعد شنیدن سرود روحانی آدرس های صدای زندگی را به اطلاع شما می رسانیم ما حال امرای شما خدافزی می کنیم به سلامت باشین دوست های مهربان تا ملاقات دیگه خداوند یارو مددگار شما در پای روی شمین مانه مسرو رمچون را برمون ره برموست ره برموست در ارتنگی ره برموست در پای روی شمین مانه مسرو رمچون را برمون موسیقی از دل سرود و امخانم آرام و شادم چون دانم در ار مکان در ارزما عادی خداست ره برموست از دل سرود و امخانم آرام و شادم چون دانم در ار مکان در ارزما عادی خداست ره برموست ره برموست ره برموست در ارتنگی ره برموست در پای روی شمین مانه مسرو رمچون را برمون موسیقی گر شاخ عمرم بشکنه ورغم دل افزون شود دفان عمرم چون رسد آرام چون ره برموست گر شاخ عمرم بشکنه ورغم دل افزون شود دفان عمرم چون رسد آرام چون ره برموست ره برموست ره برموست در ارتنگی ره برموست در پای روی شمین مانه مسرو رمچون را برموست موسیقی در دست و این دستنه هم هرگز گلاه نکنم خوش نودم چون که می دانم دوست های عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات بچند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صدای زندگی پوستی 702 آدرس ما در قبرست اگر به انترنت دست رسیدارین می تانین به این آدرس به ما ایمیل نوشت کنین تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019