28 minutes
16 October 2020
What’s your favourite food and do you like cooking?
Making food and eating together brings family closer. It brings friendship among people and in the community
Transcribed by AI
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان دوستی عزیز هموطن گرامی سلام عرض میکنیم خداوند شکر میکنیم که از این طریق یعنی از طریق پنجره نور امروز باستم در خدمت شما استیم دوست ها عزیز شما میتونین که این برنامه های ما را همچنان از طریق یوتیوب از طریق ویب ساید ما بنامه Hope for Afghans حتما در صفحه تلویزون تان میاد تماشا کنین و در فیسبوک ما را تعقیب کنین لطفا با ما زنگ بزنین، با ما گب بزنین بسیار خوش میشیم که از شما بشنیم سوالی داشته باشین، نظری داشته باشین و به این شکل ما بتونیم که با هم مروضه داشته باشیم بله دوست ها عزیز من به نوبه خود سلام های فراوان خود را نصارتان میکنم و بازم خوشحال استیم که یک بار دیگر با ما استیم و ما با شما استیم و برنامه ما را تماشا میکنیم دوست های عزیز، آیا شما آشپزی را دوست دارین؟ کدوم وقت آشپزی کردین؟ عدف ما حتما آقایان است، نه خانما بخطر من مطمئن استم که خانما زیاد آشپزی بلد استند زیاد آشپزی میکنند، حتی هر روز بخی آدت شده برشند نزیره جان، بعضی وقت آقایان هم من خودم شخصا یه تا برد کچالو پخته کنم که انگشتای تا کتش بخوریم ولی خودت یاد گرفتی، قبل از ازدواج ما یاد نداشتی عدف ما کسی است که در وطن عزیز ما زندگی میکنند و فکر میکنند که حتما خانما باید بکنند ولی ما پرسان میکنم که آقایان عزیز آیا شما آشپزی بلد استند؟ آیا شما کدوم وقت با کارد و پیاز و سیر و آتش سرکار داشتید؟ اگر تا حال نداشتید، من شما خواهیش میکنم اگر تا حال نداشتید، من شما خواهیش میکنم که برین این رو تجربه کنین بخاطر از این که بسیار خوشحیند است بسیار لذت بخش است من شخصا خودم زیاد لذت میبرم وقتی که خانما میمان میاید و من برشان آشپزی میکنم و غذاهای مزدار پخته میکنم و من هم نیموند دوست های عزیز که در آشپسخانه دارم بخاطر از این که میگه کدوم چیز خراب میکنی از این که میشد برما زیاد تایدگی میاورد ای قدر یک تایدگی دبل و خوبش که تمام همسایه را بست میکد و ای را سرمون مفروخت و ما ای را از سر جوش میدادیم دم میکدیم و بسیار یک پلاو مزدار که من تا حال مزید از ای را تا حال دیگر نیافتیم فکر میکنم گشنه خواهی نیستی نظیره جان گشنه خواهی نیست ادفعه منی است که خود آشپزی و غذا و چیزا نه تنهایی که نیازهای جسمی ما را محیا میسازه بلکه از نگاه آتفی و از نگاه اجتماعی ما را باهمدیان نزدیک میسازه یعنی شما با همسایتون مروضی خوب داشتید ما دیگرم مثل کرانشین و صاحب خانه نبودیم ما بخید دوست شده بودیم به ارتباط تایدگی که برمان مفروغ شده سرش گپ میزدیم در مورد میمانی هایی که آشپزی شده میکد در مورد از او گپ میزدیم یعنی خلاصایی که غذا میتواند که یک کلید باشد یک ابزار باشد که ما با کس دیگر دوستی کنیم محبت کنیم خودش که میمانی میره یا میمان خانه آدم میاید این خودش یک خوشی برادم میده مثلا فکر کنید اگر ما در ایک پارتی میریم یا در ایک عرصی میریم در اونجا هیچ غذا نمی باشد آیا خوش آینده است؟ خوش آینده است که دوستای خودمی بینیم در اونجا مثلا ما میشیدیم قصه میکنیم ولی نان که نباشد برصورت این موضوع افقار هستیم بعض وقت در ار خوراک که باشد هدفی است که وقتی ما میریم میمانی جای میشینیم غذا میخوریم و این نان است که باعث میشه که یک کتر دیگر دوست شدیم اتا من تشویق میگم دوستاییز وقتی جای میرین نتانا غذا بخوریم بلکه با اون کسای که در دور دسترخان میشینیم باید که صحبت کنیم دوست شدیم دوستای نو پیدا کنیم و غذا باعث میشه که مراویده دوستی ما پیدا شده و محکم تر شده در یک دسترخان که نان کنیم یا عب نمک شدیم وقتی عب نمک میشیم نتانا زرار ما به اون نفر نمیخوایم براصه بلکه با او همیشه مراویده کنیم محبت دوستی زیاد شده میره اگر ما کسی دوستی نمیفهیم که چطور سر دوستی رو آغاز اگر ما دوتش کنیم بهترین بحانه است که آدم بتاند دوست های خوب پیدا کنه و خدا را شکر میکنیم که مردم ما بسیار مهمانواز هستن خصوصا نزیره جان خب گفت بسیار خوش داره وقتی خانی ما مهمان بیاید کمک تا مسلوب باشد و قضایات تکنید برصورتش شرایط در افغانستان تاندازه فرق دارند یعنی گرچه که اتا هیچ چیز نداشته باشد ما مهمانوازی خود انجام میکنیم انجام میکنیم گفت میکنه نان پیاز پشانی درست هستن بله این مهم نیست که باید آدم بسیار چیزای قیمتی پخده کنه الاقل امی که غذا میباشد در سرخان عوار میشد دور در سرخان جمع میشد قصه میکنند خنده میکنند این امی یک محیط را پیدا میکنند یک وقت یک وقت خوب مناسب که آدم بیشید و قصه کنند و در سراسر دنیا در هر کشور در تمامی دنیا بین این غذا که است یک وسیلی دوستی و محبت است که ایجاد میشد بین مردم بله پیشتر ما گفتم که مردا در افغانستان زیاد غذا پخده نمیکن ولی یکان کس بسیار خوب غذا پخده میکند مثل آشپاز که در خانه ما زندگی میکد مثل از این درامه دوسته عزیز درامه بسیار مزدار که آخر عزیز در مردا دوستی دیگه که در خانه خرافت و بسیار خوب در خانه شلال از سفر hard شلال کنید در مردا دوست در خانه که در کلیفت در خانه که در خانه در مردا داستان در خانه که در خانه که در کلیفت در خانه بسیار خوب از اونجو بهترین شیخ می بهیم که چکا خواهده داره بسیار زیاد این چکا بانجوه امرومی را آه ایچیک خوش نداره خیلی چیک خوش نداری بیا نمیدونم خیلی خیلی خیلی خوش نداره کچولی چکا کچولی را خوش نداری سیکه بچه این چکا که تو خوش نداری از این چکا شروع بختمی شد وستی آه چکا مزداد شروع بختم میکنم فهمیدی شروع مزداد بختم کنیم انگوشت های تکلش بخوری خوب آه بر دیگه جان پدر کار خانگی در صحبت آفرین بشین بردجان بردجان بچه من دیگه پایروان بختمشد و درصد خلاس درستد دست کلیفت بچه من درصد خلاص شد بیا نان دیگه بیا نان را بچه من بیا رو بردجان بردجان مختشم من کرد کاردن شد بردجان شما رو بردجان بردجان شما رو بردجان بردجان طبعا باز همین اسم بود درصد را می شواند چگونه به خوجشik فرصت رو کبنجانا بردجان پیاز دشت就 به ماندون گشت که ادان شده چوخوب چیزه جور شده بچه درستش گشت پرده مرد بچه شکرم مادر کمال بشبوک پدرم هم خوب شروع بخته کدم یه اج بغش نمی شد خوب چوخوب درامه بود واقعا این بین سمیمیت بین پدرم در آشپس خانه دوست هاییز امتحان که نزیده جان تشویق کرد خوب است که زن شهر یک جا در آشپس خانه سهم بگیریم و خود آشپس خانه یک محول دوستی و سمیمیت می شد بین زن شهر و اطفال و اتا میمون هایی که می آد نزیده جان خوشمیشم که میمون برای آشپس خانه با خودت کمک کند و در قسمت غذا سهم بگیره اونمون خودش سمیمیت هست و معاشرت هست من زیادتر متوجه شدم که خانه می آد بسیار خوشمی شد و خوش دارید که می آد آشپس خانه در آشپس خانه من خوشمیشم که می آد آشپس خانه در آشپس خانه من وقتی در مارد شما فکر می کنیم افغانستان مردم قریب هستند چند وقت پشت من شعار کرده یک مقال abi سازمان ملل که pis بریضی سال جهانی هنوز سازمان ملل شعار سرمایه گذاری در کشاورزی برای بهبود امنیت خضایی را برای روز جهانی خضایی تنظیم کرده وزیر زراحت برای جلو گری از قهتی در افغانستان تا ده سال آینده حدود یک میلیار دالر سرمایه گذاری میشه بخطر زراحت به این شکل مردم ما نیاز های اولیه شان که غذا براورده شده بسیار جای خوشی تصمیم گرفته شده افغانستان یک سرزمین بسیار خوب است وقتی در اونجا کشاورزی میشه کل چیزش بسیار شکل طبیعی میباشه یعنی ارگانیک میباشه وقتی ما در کشور های غربی میباشیم اکثر میوای شان اتا گشت و تخم بسیار در مواد کیمیوی زیاد مندازن از این مکانیزه که میشه نزیده جانه بخاطر از این که مردم غذا برسه مردم هر چیز میکرن و مواد کیمیوی اما در مجموع گفتی خود افغانستان یک شعر بسیار آصلخیز یعنی مزه میور یا ترکاری وقتی ما در افغانستان میبینیم که چقدر فرق دار مثلا شفتولوی که در افغانستان چقدر خوشمزه از این خاطر بسیار خوب میشه که کشورزی در اونجا زیادتر شد و رشت کنه و مردم از نگاه خضا جالب است مردم زراتی و آصلخیز است ولی هنزام مردم با خضا نیاز دار نوت بسیار زیر فقر زندگی میکن ادالت نیست بیادالتی است در یک کنج دنیا در یک گشه دنیا مردم از کم بود خضا و فقر و تنگدستی تلف میشن و در یک قسمت دیگه دنیا بسیار مردم بخاطر زیاد بودن خضا بخاطر زیاد خوردن خضا اینا مریض میشن یا فشار خون میگریشن یا شکر میگریشن ادالت برقرار شوهر خوب است که مردم کلشان به یک اندازه خضا داشته باشن و بسیاری کسا در فیسبوک دوست داریم این خضا کجاست این خضایی که شما میگین در افغانستان در کشور های افریقایی اکس های تفلا هم میگذارد که چقدر لاغر هستند زیف هستند بیمار هستند سوی تخزیه شدند و نمیتونند که برشان قضا بدهد خضاوند واقعا این دنیا را زیبا خلق کده برای فراوانی برما داده اما این ماستیم خضا وظیفه خود انجام داده یک کشور بسیار مقبول زمین های حصل خیص داده و فقط ماستیم دوست دیگه در فکر ما در وجود ما باید نو شویم تا بکای به این شکل پیش بریم و بعد از او خضا را ملامت کنیم دیگرها را ملامت کنیم که چرا برما نان نمیرسه یک چیز خلجان متوجه شدی که زیادتر زیادتر نه بسیاری بسیاری هم نه تصمیم بگیرند که هستلان گوشت خوردن توقف بدند یا این که مثلا نظر دارند که ایوانات نباید کشته شده یا این که میگن از نگاه سیهی که گوشت زیاد برقلب تاثیر بد میکنه سرقلب فشار میاره یا مثلا کلسترول زیاد میکنه یا از این خاطر خود چی فکر میکنید؟ من فکر میکنم که نظرشان اعترام کنیم ما نیاز داریم همینطور که وجود ما عادت داره که گوشت بخوریم در افغانستان گوشت زیاد هم نیست من فکر میکنم بیتر است که این گیا خوری در کشورهای روات شده که در اونجا زیاد مردم گوشت استفاده میکنند اینقدر گوشت مصرف میکنند به حد زیادوالی در افغانستان افته ما بودیم افته یک بار گوشت میخوردیم خوهر ما که گوشت خوردن توقف داد و مریض شد و چون پروتین وجودش کم شد آهنگ وجودش کم شد دوست های امسای های اندی داشتند و این اندی هایی رو تشویق میکند که گوشت خوردن توقف داد و مریض شد و من فکر میکنم به مو شکل که ما عادت داریم که گوشت بخوریم یا مثلا لبنیات بخوریم خوب است که ادامه بدیم ولی زیاد اصراف نکنیم در خوردن گوشت و چیزا ادفعه ای است که چی بخوریم چی نخوریم چی مفید است و به چی اندازه بخوریم و ایواز گوش میتونیم لبیا هم اصراف کنیم لبیا آین مواد داره که گوش داره خوب دوست های ازیز آره بیاین که یک شعر بشنویم و بعد از او برگشت میکنیم و ادامه میدیم به خواهد دارد لب ما تشن است هرکس که بشنید چی شد که دیده گیریان ندارد برانکس که دهد روزی امارا چرا در دست خود میزان ندارد درختان دعارا میوه نیست درختان دعارا میوه نیست چرا باغبان احسان ندارد چه سود آن را که فردا در بهشت هست چو خشت زیر سر الان ندارد تو گویی که عواطف چون علف مرد تو گویی که عواطف چون علف مرد در این سهرا کسی وجدان ندارد چرا حتا مسیحایی نفس هم چرا حتا مسیحایی نفس هم برای درد ما درمان ندارد غلط گفتن اصابه آسمانیست کتاب مدعی برهان ندارد تو ای زاهد زما ایمان چه خواهی گرسنه هر کتاب مدعی برهان ندارد تو ای زاهد زما ایمان چه خواهی گرسنه هر کتاب مدعی برهان ندارد عدالت در جهان تا نیست ممکن عدالت در جهان تا نیست ممکن فراغت در جهان امکان ندارد نقصان نقصان دستان نقصان نقصان نقصان دستان این خداوند است که از آسمان برمان نان روزی میده درست هستیم؟ اگر اجازت بوشد خیل جان، من میخوایم این را از کتاب مقدس بخوانم از کتاب خروج ببخشید، در مورد مقدمش که مردم اسرائیل بودن، درست هستیم؟ بله، مردم اسرائیل وقتی که از مصر ترک کردن و رفتن در دشت و در بیابان رفتن و اینا همیشه شکایت میکردن که ما نان نداریم به این ارتباط میخوایم که بخورم که چقدر اینا شکایت میکردن پیش موسا و آرون. نشته است؟ خروج فصل شانزه آیت اول تا آیت پنجمه است و خیالم بن اسرائیل از ایلیم کوچ کردن و در روز پانزه همه مای دوم بعد از خروج از مصر به صحرای سین که بین ایلیم و کوی سینا واقع است رسیدند. درانجا باست پیش موسا و آرون شکایت کردن. یعنی قبلن هم شکایت کرده بودند. و همیشه بله شکایت میکردند. و گفتند ای کاش خداوند ما را در سرزمین مصر میکشد. آنجا در کنار دیگ های گوشت می نشستیم و قضاهای شکمسیر می خوردیم. اما تو ما را به این بیابان آوردی تا از گرسنگی حلاک شویم. پس خداوند به موسا فرمود من برای شما مثل باران از آسمان غذا می فرستم. مردم باید هر روز برون و به اندازه احتیاج آن روز آن را جمع کنند. به این وسیله می خواهم آن را امتحان کنم که آیا از احکام من پیروی می کنند یا خیر. بیشتر گفتیم که مردم به اندازه خود نمی داشتند. بسیاری کسا از کمبود غذا می مرند. بسیاری کسا از زیادتر خوردن خود می مرند. از او خاطر یعنی یک توازن نیست در بین شان. از او خاطر اتا در کتاب مقدس هم ایک چیز آمده. مردم به خاطر نان شکایت دارند. ولی خداان برکت بزرگ دارد که از مصر اینا را بیرون کشید. از زیر بردگی که سالها زیر زج و شکنجه زندگی میکدند. به این شکل دوستات امروز ما هم نزیر جان. اگر ما به خاطر نان شکایت کنیم. که ای را نداریم او را نداریم. خداان برنامه پلان های بزرگ دارد. پیشتر ما گفتیم که این نان را که خداوند از آسمان ریختند. اون برنامه منا یاد می شود. از این خاطر ما پیشتر گفتیم منا. می خواستم منا بگوییم که نام از این نان را که خداوند از آسمان ریختند. اون نامش منا بود. درست است. پس خداوند پلان های بزرگ دارد. یعنی ما را می خواهید که در اصل از زیر سلطه گناه. از غلامی گناه نجات پیدا کنید. مردم مصر از زیر سلطه یا غلامی مثلی ها خداوند نجاتشان داد. و در بیابان آوردشان توسط موسا. و برشان نان از آسمان ریختند. درست است. بارانید. به این شکل دوستان امروز این به زندگی ما صدق می کند. که ما باید شکایت نکنیم. ما باید به خدا اتقا کنیم. و در اینجا ما بینیم که در این ارتباط ایسای مصیب انجیل خودش چی می گه. می گه که در انجیل یوحناف فصل 6 از آیت 29 به بعد می خوانیم. تا آیت 34 می گه که ایسا به ایشان گفت. یعنی ایسا با فریسی ها ملاحای یهود گفت می زد. ایسا به فریسی ها جواب داد. آن کاری که خدا از شما می خواهد این است که به کسی که او فرستاده است ایمان بیاورید. آنها گفتند چی موجزه ای نشان می دهی؟ تا به تو ایمان بیاوریم. مردم از ایسای مصیب پرسان کنند که چی موجزه می کنی که ما به تو ایمان بیاریم. درست است نه. چی می کنی؟ پدران ما در بیابا نان منا را خوردند. امتحان که خود گفتید. و چنان که نوشته شده است او از آسمان بانها نان اتا فرمود تا بخورند. ایسا بانها گفت بیقین بدانید که آن موسان نبود که از آسمان به شما نان داد. بلکه پدر من نان حقیقی را از آسمان به شما اتا می کند. زیرا نان خدا آن نان است که از آسمان نازل شده به دنیا زندگی می بخشد. به او گفتند ایقا همیشه این نان را به ما بدی. ایسا بانها گفت من نان زندگی هستم. من نان زندگی هستم. هر که نزد من بیاید هرگز گرسنه نخواهد شد. و هر که به من ایمان بیارد هرگز تشنه نخواهد گردید. یعنی نان حقیقی ای است که ما کلام خدا را داشته باشیم. و ایسای مسیح کلام مجسم شده خدا است که به زمین آمد. از آسمان آمد به زمین تا باشه که ما را نجات بده. بله از امی خواهد گفته که انسان محض نان زندگی نمی کند. بلکه با کلام خدا. با هر کلمه که از خدا هن. از این خطر خدا هن می خواهد دوست دارید که اگر ما به اون گوش بدیم. اگر ما خدا را در زندگی خود داشته باشیم. اگر ما نان حقیقی را داشته باشیم. که خود ایسای مسیح است که میگه من نان زندگی هستم دوست دارید. و در یک جای دیگه میخویم در کاشفک ایسای مسیح خدا هن میگه که من پشت در استاده در را می کوبم. اگر کسی صدای من را بشنود و در را باز کند داخل می شم. و با اون نان خواهم خورد و اون نیز با من. کلام خدا ایره بر ما میگه. ایسای مسیح میگه. ایسای مسیح میخواه که در زندگی ما شامل باشه. ما را نجات بده. دوست دارید. ما نه تنها به غذای جسمانی نیاز داریم. بلکه ما نیاز داریم که نجات پیدا کنیم. ما نیاز داریم که خدا را در زندگی خود داشته باشیم. و ایسای مسیح در را می کوبه. در های قلب های شما را می کوبه. اگر در را باز کنید. او به زور نمی آید. ایسای مسیح به زور نمی آید که در زندگی ما داخل شده. بلکه او در را آیستا می کوبه. هر کس در را باز کنه. دروازه قلب خود را بر ما باز کنه. من می آیم به او زندگی می کنم. و به این شکل دوست داریم. ما شما را تشکر می کنیم که کلام خدا را پیدا کنید. کتاب مقدسه. ایسای مسیح که نان حقیقی زندگی است که از آسمان آمده است. معلومات پیدا کنید. بخانید. ایمان بیارید. و شما خواهد فهمیدید که چقدر خدا شما را دوست داره. و یعنی از این که ما شکایت کنیم. همیشه شکر کنید. آمین. دوست داریم که او ما را نجات می دهد. آمین. دوست داریم که وقت ما تمام شده. خدافند شما را برکت بدهد. خدافند شما را برکت بدهد. آمین. ایمان بیارید.
28 October 2020
8 October 2020
5 October 2020
25 September 2020
8 September 2020
1 September 2020
28 August 2020
25 August 2020