23 January 2026
عیسای مسیح ادعا میکند که او راه است، آیا راه بودن عیسای مسیح به چه معنی است؟ آیا راه بودن عیسای مسیح به این معنی است که او راهها و اصول ادیان دیگر را به یک طرف گذاشته راهی جدیدی را برای ما ساخته است که ما میتوانیم بوسیلهٔ کار و کوشش خود با راه رفتن در این راه به جنت و یا خدا برسیم؟ منظورم از کار و کوشش، تلاش ما برای ارتقا و تزکیه ای روحانی و اخلاقی ما است. یعنی اگر من تعلیم عیسای مسیح را رعایت کرده در زندگی خود عملی کنم، به محتاجان نان داده آنها را کمک کنم، به همسایهٔ خود محبت کنم، دعا کنم، دروغ نگویم و به اندازهٔ کافی کتاب مقدس را تلاوت کنم، در این صورت خدا حتماً گناهان مرا آمرزیده به حضور خود قبول میکند. نه خیر، عیسای مسیح این قسم راه را برای ما نساخته است که ما توسط آن به جنت و خدا برسیم. ما هرگز نمی توانیم با کارها و تلاشهای خود خدای حقیقی را زیر تاثیر خود قرار داده وادار به آمرزیدن گناهان و بغاوتهای ما بنماییم. اگر ما به این باور باشیم که با این کارها و کوششها میتوانیم خدا را زیر تاثیر خود قرار دهیم، این طرز فکر ما را مغرور میسازد. غرور اکثر رهبران و اشخاص مذهبی در این طرز فکر ریشه دارد و از آن آب میخورد. در حقیقت کوچکترین کمی ما در محبت کردنِ با تمام دل و تمام جان و تمام قوت به خدا ما را در پذیرفته شدن در حضور خدا ناکام میسازد. چون کوچکترین کمی محبت با تمام دل و تمام جان و تمام قوت ما به خدا، به معنی این است که ما نسبت به خدا به چیزهای دیگر زیاد تر محبت میکنیم و به آنها نسبت به خدا زیاد تر ترجیح میدهیم. وقتیکه ما به این معیار دقت میکنیم، ما همه در محبت کردن با تمام دل و تمام جان و تمام قوت به خدای دوست داشتنی ما ناکام شده ایم. این ناکامی ما در حقیقت دشمنی برضد خدای حقیقی و خالق ما است که هرگز با کار و کوشش ما نمی تواند جبران شود. به این اساس لازم است که ما تاوان دشمنی و حتی جنایتی که در مقابل خدای حقیقی کرده ایم باید بپردازیم تا مورد قبول حضور خدا قرار بگیریم. ما در این حالت قرار داشتیم که عیسای مسیح راه دشوار نجات ما را انتخاب کرد. او برای پرداختن تاوان گناهان ما پایین به درهٔ مرگ رفت که در انجا جنایات کاران مجازات میشدند. او به درون گناهان، بغاوتها، نافرمانیها و ناکامیهای ما قدم گذاشت و همهٔ آنها را بدوش خود گرفته با خود به صلیب بالا برد. بر صلیب او به خاطر گناهان ما مجازات شده مرگ خون ریز و مخوف را تجربه کرد. عیسای مسیح به حیث یک شخص کاملاً بی گناه برای جرم و گناه ما مجازات شد. اگر او گناهان ما را به دوش خود نمی گرفت و آن را بر صلیب با خود نمی برد، کمر ما تا ابد زیر بار جرم و گناه خم بود و برای همیشه از خدا دور میبودیم. وقتیکه یک شخص عیسی مسیح را رد میکند، او دقیقاً جزایی گناهان خود را خودش بدوش کشیده جزای آن را خودش میپردازد. اما وقتیکه یک شخص عیسای مسیح را با ایمان به آغوش میگیرد به خاطریکه عیسای مسیح به خاطر او مرگ رنج آور را در آغوش گرفته است، آن شخص از جزای گناهان رهایی حاصل میکد. عیسای مسیح گناه همه گناهکاران را در درهٔ مرگ بدوش گرفته نابود کرد. وقتیکه او گناهان همهٔ ما را نابود کرد، در خواست بی گناهی ما را با خود به حضور خدا برد. این است مفهوم راه بودن عیسای مسیح. عیسای مسیح راه رستگاری است. شناختن عیسای مسیح به این مفهوم، ما را مغرور و خود خواه نمی سازد بلکه فوق العاده فروتن میسازد. راهی که عیسای مسیح برای نجات ما انتخاب کرده است راه فروتنی است و هرکس به او ایمان بیاورد، این ایمان او را فروتن میسازد نه مغرور. وقتیکه ما به درون دلهای خود به گناهان خود دقت میکنیم ما میدانیم که هرگز و به هیچ صورت لیاقت و یا سزوار زرهٔ از این محبت و شفقت بی انتهای او را نداشتیم.
عیسای مسیح ما را به همدیگر پذیری حقیقی رهنمایی میکند. عیسای مسیح نه تنها راه است بلکه زندگی نیز است. عیسای مسیح با مرگ خود به ما زندگی میبخشد. در انجیل یوحنا میخوانیم که عیسای مسیح میفرماید:
عیسای مسیح بعد از تجربه کردن مرگ به خاطر گناهان ما، دوباره از مرگ قیام کرد و برای ما زمینهٔ این را مساعد ساخت که بتوانیم از زندگی کردن همیشه گی با او لذت ببریم. ما کسانیکه به عیسای مسیح ایمان داریم اختیار زندگی ما در دست اوست و این زندگی کردن او در درون زندگی ما است که ما را حقیقتاً همدیگر پذیر ساخته است. ما تلاش میکنیم تا همدیگر پذیری را در بین مردم وسعت ببخشیم. ما هرگز فرقهای که بین ادیان مختلف وجود دارند آنها را نا دیده نمی گیریم. ما به این فرقهای که وجود دارند احترام قایل هستیم. ما به این باور هستیم که عیسای مسیح در ما زندگی میکند، زندگی عیسای مسیح در ما، حقیقتاً فروتنی و روشن نگری را در ما بوجود آورده است. چون خدا با فیض خود در ما کار و زندگی میکند ما آینهٔ انعکاس دهندهٔ فیض و محبت خدا به همنوعان خود هستیم. این چیزی است که کاملاً حقیقت دارد و به این دلیل با فروتنی محبت کردن به دیگران و حتی به دشمنان راه و روش زندگی پیروان حقیقی عیسای مسیح است. ما با نشان دادن محبت عیسای مسیح به همنوعان خود آنها را به پیروی کردن از عیسای مسیح دعوت میکنیم. این به هر شخص تعلق دارد که این دعوت را میپذیرد و یا رد میکند. این به خدای حقیقی تعلق دارد که در مورد شخصی که این دعوت را رد میکند قضاوت کند و تصمیم بگیرد. ما هرگز به خود حق نمی دهیم که خود را در جای خدا قرار داده کسانیکه دعوت ما را نمی پذیرند به جزای محکوم کنیم.
در اخیر میخواهم به این نکته تاکید کنم، هر قدر که یک شخص از هر لحاظ نیک و با اخلاق باشد باز هم نیک بودن و اخلاق نیک او نمی تواند تاوان رد شدن او را از طرف خدا بپردازد. ما دو راه پیش روی خود داریم، یا به عیسای مسیح ایمان بیاریم و یا هم جزای رد شدن از طرف خدا را به دوش بکشیم. این جوهر انجیل عیسای مسیح است.
پس باید متوجه باشیم که این نظر ظاهراً روشنفکرانه که گویا همه ادیان راههای مختلف به یک خدا هستند، ما را از راه اصلی رسیدن به خدای حقیقی که در عیسای مسیح است منحرف ساخته به بیراهه میبرد. اگر میخواهیم روشنفکری حقیقی، فروتنی حقیقی، همدیگر پذیری حقیقی و محبت کردن حقیقی را تجربه کنیم لازم است که عیسای مسیح را به زندگی خود دعوت کنیم. همهٔ اینها بصورت حقیقی و کامل آن در عیسای مسیح حضور دارند و با زندگی کردن او در ما میتوانند در زندگی و روابط عملی ما با دیگران انعکاس یافته ثمر بدهند. عیسای مسیح میفرماید: