Denial and Repentance of Peter

  30 minutes

  12 June 2021

After the rooster crowed twice, Peter denied Christ three times, and by calling out the third time, Peter remembered that Jesus had already told him that he would deny him three times. He left the place, wept bitterly and repented.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنندگان عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 49 متر بند پخش می گردد. کلام خدا برای شما شنوینده‌ی عزیز رادیو صدای زندگی خوشحال هستیم که با شما هستیم شما را خوش آمدید می گیم به برنامه کلام خدا برای شما بله شنوانده‌ی عزیز من هم سلام تقدیمتان می کنم امید که تا آخر برنامه با ما باشین و ما را همرایی کنید شکریه‌جان خدا را شکر می کنیم که آدم وقت خبر خوش را می شنوید دل آدم شاد می شود با این شادی می‌تونه که حتی روز خدا با خوشی بگذرانه بله وقت ایسای مسیح می‌گه که من شما را دوست دارم کلام من کلام حیات هست و این یک نوع خوشی برای ما می‌تونه که دل ما شاد می‌شه و با این شادی روز خدا زندگی خدا شب خدا مگذرانه بله امیدوار هستم واقعا وای جان که شنوانده‌ی عزیز ما هم وقتی که اول صبح از خواه بر می‌خیزن کلام خدا رو بخونن کلام خدا خودش زنده هست این قسم که در دل ما این قسم جوش می‌زنه واقعا امیدوار هستیم شنوینده‌ای عزیز آن چیزی که در هفته‌ها شما می‌شنوید این خوشی در زندگی‌هایتان جاری شود و وقت از کلام خدا می‌شنوید وعده خوشی رو می‌تونه در آسمان که تو همراهیم هستی از اینکه درگاه ایچیز بالاتر نیست تا دردها و مشکلاتتان همه چیزا به خدایی که شما رو دوست داره بزبارین خوشحال هستیم که امروز با شما داریم و چقدر خوب است شکره‌جان که با نشد یک سروت بعدن بر می‌گردیم به ادامه برنامه خود ایسای مسی پادشای جان و دل ماست او راه ایات عبادی او منظل ماست ایسای مسی پادشای جان و دل ماست او راه ایات عبادی او منظل ماست او راه ایات عبادی او منظل ماست او روه خدا پوره خدا زاده خدایی خاله تو هم تو زگره خونکو گله ماست ایسای مسی پادشای جان و دل ماست او راه ایات عبادی او منظل ماست ما در دو غمه خیش با دسته و سپرده او چرا گروه مشکل گشای مشکل ماست ایسای مسی پادشای جان و دل ماست او راه ایات عبادی او منظل ماست هز رحمتو فیزه بیدیره گشت زنده هسته او چشمه ی جوشان شفای کامله ماست ایسای مسی پادشای جان و دل ماست او راه ایات عبادی او منظل ماست ایسای مسی پادشای جان و دل ماست او چشمه ی جوشان شفای کامله ماست او چشمه ی جوشان شفای کامله ماست او چشمه ی جوشان شفای کامله ماست خادمه که دم در خدمت میکرد به پترس گفت مگر تو یکی از شاگردان این مرد نیستی؟ او گفت نه نیستم نوکران و نگهبانان آتش افروخته بودن زیرا هوا سرد بود و دور آتش استاده خود را گرم میکردن پترس نیز پهلوی آنها استاده بود و خود را گرم میکرد شمون پترس در آنجا استاده بود و خود را گرم میکرد ادهه از او پرسیدن مگر تو از شاگردان او نیستی؟ او منکر شد و گفت نه نیستم یکی از خدمتکاران کاه نظم که از خشاوندان آن کسی بود که پترس گوشش را بریده بود به او گفت مگر من خودم ترا در باغ به او ندیدم؟ پترس باز هم منکر شد و درست در همان وقت خروز بانگ زد برخیست چوپان را بزن تا گوصفندان پراغنده شوند و در صحبت های ایسا این چونین پیشگویی بنجام میرسند اما قسم که میای برای دزگیریش که ایسا را میخواند دزگیر کنند گوصفندا یعنی شاگردا همگیش پراغنده میشند مو شما شنویند های ازیز استلاح داریم که میگیم جوان ناجوان معلوم میشه که کی در روز بعد استادگی میکنه همراه آدم پس میبینیم که تمام شاگردای ایسای مسیح از ترس میگریزند و ایسا را تنها میمانند دو تنشان دنبال میکنند تا ایسا را پیدا کنند و ظاهران دو شاگردش نسبت به دیگرها وفادار هستند و میبینیم که یوهنا که کاهن ازم قبلا میشناخت و وقتی که نزید که امو تعمیر میشند تنها میتواند که داخل امو مهوته شود وقتی پترس در پشت در استاد میموند و منتظر میموند یوهنا میره با امو دربان زن که خدمتکار است و در دربان میباشد صحبت میکند و پترس امو خانم اجازه میده که امو داخل شود میبینیم که شب سرد هم میباشد کسایی که در حولی میباشد آتش یا زغال روشند کردند و پترس در کنار از امو هم میره آیسته میشند و تا خدا گرم کنند و او زن خدمتکار که در بر پترس باز کرده بود در نور آتش چهری پترس را تشخیص میده و با بسیار پافشاری از او پرسان میکند آیا تو هم یکی از شاگرده از او نیستی؟ پترس کوشش میکند که توجه دیگرها را بخود جزد نکند با بسیار سرسری دورتر میره و انکار میکند و میگه نه خیلی من او را هیچ نمیشنستم یه قسم شیر غلط خود را میزند و تیر خود را میارند نمیفهم که شما در باری چی صحبت میکنید؟ واقعا جالب هست که پیش دشمن هایش میگه که نه من او را نمیشنستم شما در باری چی صحبت میکنید؟ اصطلاح ما شما دانید که میگن روز بعد بیادر نداره واقعا وقتی که در سختی و مشکلات باشی هیچ کس طرف دارد نمیباشه پترس حاضر نمیشه که؟ بپذیر که من واقعا شاگردیست های مسیشم اگر ثابت میشد پترس هم در یک مشکلات کلان برمیخود و میپذیروف که باید مورد مجازات قرار بگره و در این لحظه محکمه ایسای مسیح هم داخل اون ساختمان صورت گرفته میباشه و کسایی که در حولی هستند اینا خوب تقیب میکند که کی میرد کی نمیاد و کی به لحظه جلیلی زیاد صحبت میکند خلاصه یکی از خیشاوندان از امو ملوک گوشش پترس بریده بود خلاصه این رو میشناسه انگشت اعتحام به طرف پترس بلند میکنه و میگه آیا تو را در باغ من ندیدم؟ و وقت که پترس بار سیوم استاد خدا مولای خدا و او کسی که گفته بود کلام حیات در تو از ایسا من چطور تو را رها کنم؟ من کجا برم؟ در اون لحظه که ایسا زیر محکمه قرار داره بر بار سیوم پترس او را انکار میکنه امی که بار سیوم انکار میکنه خروز بانگ میزنه و با دادن صدای خروز ایسا روی خدا از ایوان دور میده و به طرف پترس نگاه میکنه و این نگاه ایسای مسیحان قدر بر امق وجود پترس رخ نمیکنه شنوینده ازیز که او سخنان استاد خدا باید میاره که چند ساعت پیش یعنی در بالاخانه برش گفته بود که پترس تو مرا انکار میکنی و او میدانست که چی اشتباهی را مرتقب شده با تلخی گریه میکنه تلخی یعنی به گناه خود تلخی یعنی اینجا گناه معناه میده اما چطور چونین اتفاق مفته پترس به جای ازی که بره جانبداری کنه از یک مرد بیگناهی که استادش است مولایش است و موجزاتش دیده بود او را انکار میکنه پترس وقت با یک نگاه تمام زندگیش از درون دیگرگون میشه بسیار شرمنده میشه زار زار گریه میکنه شاید شما بگوین چقدر پترس یک ناجوان مردانه کار کرده اما در اینجا میبینیم که تجربه تلخی پترس برمایی را نشان میده اتا شخص با ایمان وفادار در وقت سختی های نابهانگام که برش وسه وسه میاد ناتوانی ها میاد امو دادل زندگی خود را محکم گرفته نمیتونه تانچه که بر پترس گذاشت امروز درس بر همه ما و شما باشه تا کسایی که برمایی وفادار هستند کسایی که برمایی دوست هستند ما هم در وفاداری خود قدم بانیم پس شکر جان پترس و یوحنا چگونه اجازه یافتند که به حیات خانه قیافا یا امو کاهن اعظم داخل شود؟ بله باید جان فکر میکنم که یوحنا که بود هم امو کاهن اعظم یعنی مشنو شاید دوستش بوده باشه یا در یک جای دیده باشه نکیدگره به اون خاطر داخل حولی شد همون پترس پشت در میمانه بله و اینجا شناخت یعنی هم در بعض جایا خوبتر هست شناخت درست نهی که امروز ما وقت شناخت میکنیم یک کار خلاف میکنیم از شناخت یعنی سوی استفاده میکنیم سوی استفاده خراب که بیا من کار خراب میکنم شناختیم که در وزارت است یا یک صاحب چوکی است امکان داره که من را نجات بده نجات بده و ما در اینجا میبینیم که پترس وقتی که داخل میشه عدفش ایست که کار چی وعده به تمام میرسه و ما به چشمال خود بیبینیم بله بخاطر که پترس هم در اونجا گوش امو نفر برید به اون خاطر مردم زیادتر توجه شاشت پترس را شناختند اما یوهانا را میبینیم که یوهانا همتون خاموش خاموش میباشه بله حتما یوهانا هم با دیدن ایسای مسیح با صحبتهایی که امو قسم در امی فصل میبینیم که تحقیقاتی که از ایسای مسیح انجام میتند در حضور قای نظم سوالات که میکنند حتما یوهانا هم میبینه به چهره ایسا شاید امکان داره که خدا در یک کنار خدا خاموش یا آرام گرفته باشه چون تاریکی شب است و وقت پترس و یوهانا در حیات میباشند در خانه چی رخ میداده باشند در اون لحظه بله امو قسم وقتی که ایسای مسیح را میبرند داخل خانه از اون سوال جواب میکنند حتما یعنی در حضور قای نظم استند و سوالات که از ایسای مسیح میکنند حتما در برنامه های بعدی خود رویش اشاره میکنند بله باید جان یک سوال دگه است واقعا شاید بشنانده هم خلق شده که ایسای مسیح را چرا در روز روشند دزگیر نکردند در شهر رفتند و اون را گرفتار کردند تاریکی را که آدم میبینه هر چیز در تاریکی پلان سازی میشه یا نمائنگر عزیز که در تاریکی بسیار مردم دوز اگر ببینید پلان میستند که شهر بره دوزی خود را کنند یا یک کار خلاف بسیار کار های نمشروع را اگر ببینید اشتاد نوت ویست در شب انجام میشه امکان داره که اینا هم در اون تاریکی غلیز این پلان را گرفتند و از ایسای مسیح سوال جواب میکند پس پترس با انکار کردن و قسم خوردن در واقع شکره جان چی میگفت که آیا ایسا را میشناسند؟ ایسای مسیح را میشناخت اما اقرار نکرد گفت ما او را نمشناسم چرا اقرار نکرد؟ بخاطر که او هم خودش میترسید چرا میترسید یا نی؟ فکر میکند که اگر ما اقرار کنم که ما او را میشناسم مرا هم این قسم لطکوب کنند مرا هم این قسم شاید اتا با قتل برساند قسم که ایسای مسیح را رساندند در اون وقت را نرسانده بودند یعنی فکرشا میکند بخاطر نجات جان خود انبار کرد یعنی نشان میتر که نشان در هندی از این است که جان بسیار شیرین است از این درس چی ابراد میگریم؟ و هیچ کس بر نزدیکترین دوست خود آزر نیست که جان خودا بده اما در اینجا میبینیم که ایسای مسیح واقعا جان خودا بخاطر ما و شما داد بخاطر آمده بود که تا ما و شما نجات پیدا کنیم پترس را میبینیم که تنام بر محکمه رفته که چی انجام میشه امکان داره در فکرش باشه که یک چند شلاخ میزنه یا رهایش میکنه پس و همه چیز پس به حالات آدی برمیخوره اما ایسا یک به یکشا میفهمید که چی واقع پیش میشه و ایسا ای را قبلن هم چندین بار گفته بود و آماده بود او جان خودا برما و شما بده یعنی هیچ کس حاضر نیست که بر یک نفر ای قدر وفاداری خود را نشان بده اگر هر قدر به دوست نزدیک خود جان خودا هم بدهیم امکان داره که یک نتیجه داشته باشه مگر نتیجه که ایسا برما به جای گذاشت نتیجهش نجات ما بود نجات که ما را بر عبدیت میرسنه نجات که ما را از جهانم نجات میته و نمیخواهی که ما به طرف جهانم و دوزق بریم و در آتش بسوزیم به اون خاطر ما شما را امروز تشویق میکنیم که همه قسم که ایسا ما را دوست داره شما را هم دوست داره و شما به ای ایسای که خداوند است مولا است استاد است هر چیز به ایسای مسیح خطاب شده مگر در حقیقت او خدای بود که آمده بود بروی زمین مگر او به طرف سلیب میره به طرف شکنجه میره شاگرداش بسیار معیز شده بودن و او را تنها رها کرده بودن اما با وجود گریز بخی شاگرداش ایسا بازم اونا را دوست داشت و امروز شما را هم دوست داره واقعا واید جان اگر شناندهای ما بوید که شاید اگر کسی به ایسای مسیح ایمان داره دوست داره اگر کسی نداره نداره اش دوست اما نخیرت نیست ایسای مسیح تمام انسان های روز زمین که خلق کرده امو قسم دوستشان داره او بخاطر تماما من مردم جان خدا داد نه تنها بخاطر موت و ازو و ازو بخاطر تماما من مردم جهان بله اتا در وقت مرک بسیار شاگرده ایمانشان متزرزل شده بودن ترسها دلشانه گرفته بود مگر در وقت قیام ایسای مسیح که پس از مردگان بلند میشه اینا دوباره جان میگیرند اگر ایسا را فراموش کردن ایسا اونا را فراموش نکرده بود امروز همطوره فراموش نمیکنه ایمان پترس به اندازه گفتارش محکم نبود دیدیم نه که انکار کرد استوار نمان انکار کرد اما وقت که ایسای مسیح دوباره بر شاگرده خود را نشان میده ایچ ملامتشان نمیکنه بله باید جان نگفته نمانه اگر پترس انکارش کرد اما از عم قدل طوبه کرد از عم قدل یعنی به گناه خود اطراف کرد گریه میکرد اطراف و طوبه اشتباه خود بود متوجه شد و امروز گریه های ما چیه از دوست های عزیز گریه های شما چیه از میفهمیم که کشور ما درد و آهناله بسیار زیاد داره مردم ما زیاد در آهناله است ما امروز اگر غمشری که دوست های خود استیم از عقارب خود استیم که جانایشون گرفته میشه با این و آن پس گریه اصلی ما امروز برا خود ما باشه همه قسم که پترس به گناه های خود با تلخی گریه است ما هم هر کدام برای خود گریه کنیم چقدر در گناه و اشتباه قرار داریم و ایسا آغوشش باز است ایسا ما خود شما را شرمنده نمیسازه بلکه با آغوش باز انتظارت است به اون ایمان بیاری و صاحب نجات شوید پس دوست های عزیز امیدوار استیم که از این درس شما برکت گرفته باشین و بهترین دوستتان ایسای مسیح خداوند باشه بله انسان شاید زیفی را نشان بته ما را تنها بانه در وقت سختی در وقت مشکل در وقت دردهای ما مگر کسی که وفادار میمونه او خود خداوند است و او ایسای مسیح است و او یک روز عشقای شما را پاک میکنه و در آغوش میگیره فیض خدا با شما باشه بله شناده از این واقعا بازم هر سوال که داره هر گفتار که داره میتونه شما ام قسم زنگ بزنید در تماس شوید شما میتونین برسوالاتون جواب دریافت کنید تا باعث برکت شما هم شوید و باعث تشویق ما هم شوید بازم در فیض خداوند باشین خداحافظ و ناصر شما خداحافظ موسیقی دیگه گفتی سابخون کلام مرا تا جهان بشنود پیام مرا گفتی سابخون کلام مرا تا جهان بشنود پیام مرا هر دره بسته تا که گردت باشد بر زبانه ورد نام مرا گفتی سابخون کلام مرا تا جهان بشنود پیام مرا تا که هستید با شما هستم آسمان شاهد از دوام مرا گفتی سابخون کلام مرا تا جهان بشنود پیام مرا موسیقی دیگه اوله هر سهر بیا داره آخرین گفته های شام مرا گفتی سابخون کلام مرا تا جهان بشنود پیام مرا موسیقی دیگه گفتی ساد و ورمه آیا بنگران مردمون پیام مرا گفتی سابخون کلام مرا