Doubt and Distrust in Relationships

  30 minutes

  23 March 2018

Doubt and distrust causes us to lose patience with others.
Unfortunately, attitudes of mistrust are deeply rooted in our human relationships.

It means that our knowledge of each other remains superficial.
We only get to know each other outwardly and superficially but not deeply.

To overcome this, we need to take a deeper look at each other and strive to get to know each other better, our inner character and our habits.

This will create more trust for each other.

With some people, we may not be able to turn our doubts into trust.
But our true leader is Jesus Christ, and it is enough to express our doubts with him.
Christ is the center of real and deep trust.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور خدا را شکر میکنیم که برما باز هم این وقت داداده تا بتانیم که از طریق این برنامه با شما ازا باشیم و در خدمتان باشیم تشکر که شما ما را در خانه های خود دارین و این برنامه را تماشا میکنین واقعا عالی است وطندارای عزیز من به نوبه خواد سلام عرض میکنم و خوشحال استم که باز هم در خدمتان قرار دارم و امیدوار استم که شما جور و خوش و سرحال باشین و بتانیم برنامه ما را تا آخر ببینین لذت ببرین و برکت ببینین بله دوست داریز اگر شما سوال داشتین یا نظر داشتین در مورد برنامه های ما یا در مورد محتوی که ما میگیم واقعا بسیار خوشحال میشیم که شما با ما همکاری کنین تیلفون کنین تیلفون و نمبر تیلفون و آدرس ایمیل ما در صفحه تلیزیون تانه است بسیار خوش میشیم که آوازتان را بشنیم خواهش میکنیم با ما درتبات شوید و از این طریق بتانیم که با هم یک جای یعنی برنامه ها بر شما است بر همه ما است دوست داریز برنامه های خانوادگی بر همه گی است نتانا بر کسای که خانواده را تشکیل دادن بلکه بر کسای که هنوز ازدواج نکدن دیگر بسیار خوش میشیم دوست داریز که با ما ما منتظر تلفونا و ایمیلای تانه استیم دوست داریز خب دوست داریز اگر در دل شما کدام وقتی در مورد همسر تان شک و تردید پیدا میشه یا در مورد هر موضوع دیگه در خانواده شما چی میکنین؟ آیا این شک و تردید را در دل تان نگاه میکنین و همراه زیو زندگی میکنین؟ یا این است که با شوهر تان یا با خانم تان با اولادهای تان مثلا میشینین و در موردش صحبت میکنین تا این شک و تردید رفع شوه. و یا این که میرین در بیرون با قسم یک راز گفته این موضوع را با کس دگیه بخش میکنین و فکر میکنین کمک میشه. ولی دوست داریز نباید فراموش کنیم که در این دنیا مردم های راز دار بسیار کم است. بله راز گفتی خیلی جان. واقعا وقتی که در دل ما یک کم شک در مورد شوهر ما یک کس دگیه پیدا میشه ما ذره پریشان میشیم و ما میخواییم که را بریم بردگره بگوییم. ما چی کار میکنیم؟ راز خانه را ما میرین در بیرون بردگره کس میکنیم. ولی ما متوجه از این نمیشیم که آیا او کس راز ما را نگاه میکنه یا ای که او را یک کم دگام پرداست میده و میره او را بردگره میده. ولی ممکن است که شک و تردید در مورد همسایم باشه در مورد اقارب ما باشه ولی هر چی که باشه بازم شک و تردید است و ما متوجه باشیم که با که بخش میکنیم. ولی اگر ای شک و تردید در مورد خیشا دوستا قوما یا اقارب ما باشه اگر ای شک و تردید در مورد شوور ما باشه یا در مورد همسر ما باشه ای دیگر بسیار خطرناک است که ما ای را ببریم و بردگره کست بگوییم و اگر ما بریم بگوییم میفهمین چی میشه؟ لطفا ای درامه ویدیوی را تماشا کنید. شما چای نخورده میدین؟ اگر بچه هوردن بیشینم دیر میشه. دو دقیقا میشه. گفتم ات نمیشه. در ای روزا بسیار عجله نداری؟ آمره نو ما... از وقت که آمره نو تا آمده زیاد فیشنی نشدی؟ از فیشم فیشنی نبودم. در ای روزا زیادتر شدی؟ آمره نو ما طریقی کار کدن ما را حوش دارد. او میخوای که ما زیادتر کار کنم و کار ما به مفهاد دفتر است. یعنی؟ او یک چیز است. در اصل در این گره یک راز هم است. اتمنا خبر میشی. در چی فکر غرقستی؟ آمره نو از شوارم بسیار خوش است. میگه یک راز دگه است که خبر خواد شدی. شوارتا یک کم زیره اداره بگیر. او که وقت داره که او را زیر اداره بگیرم؟ ای که هر روز دیر میایست. صبح زود میره. ای را زود پرسان کن. میگه آمره نو از کارش بسیار خوش است. حالا هم سر وقت است. اگه دیر شد پشیمون خواد شدی. نه نه. شوارم من؟ هر زن شواره خود ساده فکر میکنه. تا وقت که او... برو برو. ای گپانو نزن. تو خودت گپ آمره نو شوارتا میذاری؟ همه تا گفتم. خب من رفتم. که دیگم نسوزه. پروین؟ از این گپ خبر داری؟ از چه؟ او شواره فرزانه نیست؟ که. اما نومان؟ او امره آمره نو خود. تو از کجا خبر شدی؟ خود فرزانه برم گفت. راستی؟ خب دوست داریم. دوست داریم. دوست داریم. دوست داریم. درسته از کسی با تجربه تر باشد، امروزی سوبت کنند تا مشوری خوب برشان بدهد. نزدیان، چرا مثلا حتما باید خانم بره راز خانه را بردیگه کسی بگوید؟ خب شاید شوور هم این کار را کنند. شوور هم شاید راز خانه را بردوستهای خود بگوید. ولی در صورت اردوشان باید که بین خود باید گره بزنند. باید که راز خانه خود را از خانه بیرون ببرند و بیرون اون مسئله را فکر کنند که حل میشه. بله، یعنی اگر ما وقت به صلاح راز خود را میخواییم به دیگرها بگوییم که در بین خود وقت پیدا نکنیم. درسته است منحیص زن و شوهر وقت پیدا نکنیم یا توجه نکنیم که بیشنیم سرش گره بزنیم. بسیاری وقت اتا در دل ما یک چیز پیدا میشه و ما او را پشت خود نگاه میکنیم. درسته است، فکر میکنیم که مرور زمان حل میشه اما یک زمان میشه که خارج از خانه بیرون میشه. بله، راستیم. دوسته عزیز، هالا بیاین ببینیم که ای خانم چطور شکش برطرف میشه. لطفا به ای درامه توجه کنین. نومان جان، چی گبه هست؟ گبه؟ چی گبه؟ ای، گبه زنه دیگه گرفتن. از کی؟ از شما، از کی دیگه؟ امرای کی؟ امرای آمره نوهت؟ ای را کی برهت گفتن؟ بره ما خانمم گفت. او از کجا حبر شده؟ چی مجبوریت داشت که ای پروپاغگن نکنه؟ او خودش خواسته. بر او خانم خودت گفته. امروز ات آمدین. آمره نوه؟ پروپاغگن نکنه؟ خانم خودت گفته. خانم خودت گفته؟ خانم خودت گفته؟ آمره نوه؟ پروپاغگن آمره نوه شروع کرده. کدام پروپاغگن؟ عروسی کدام ما و او. من چطوری این گفت ها را می زنم؟ کل مردم در باره ما گفت می زنم. چرا؟ به هاتره که تو به کلگی گفتی که من دیگه زن می گیرم. او بیادر چی شده؟ چرا مثل اشتکای قچیخ می زنی؟ ببی بیادر، ای به کلگی گفته که من زن دیگه می گیرم. این را بگو یک که من این گفته با که گفتیم؟ به همسایی ما شایده. من خب اون قسم گفت نزدیم. های او چرا به کلگی این گفت زده؟ اول خب شما گفت من را بشنوید. درست هست، بگوید. په اول ایست که با خون سردی کرده که دیگه گفت بزنید. کار کار خراب میکنه، جور نمیکنه. من راست میگم بیادر جان. ببین، خودت این قسم گفت هیچی نزدید. اما اطمان کدوم چیزی گفته باشی که اون موقعی یافته تا این قسم یک پروپاگن بسازه. بله، راست میگه. من به اون چیزی گفتم که تو به من گفتی. چی گفتم؟ این را که آمر نوت را خوش داره و شهر و روز پیش خود نگاه میکنه. اگرچه در این گفت بسیار گفت ها برای پروپاگن وجود داره. اما شاید تو با اون دیگه چیزها هم گفته باشی. من فقط او گفت زده بودم که من را پریشان کده بود. کدام گفت؟ این که گفتی یک راز همست. آیا کدام وقت من کدام کاری کدیم که تو سر من شک کده باشی؟ دیوانه هستی؟ او راز دیگه زن گرفته نیست. نیست؟ خیلی چی راز هست؟ ماش بخششی، اینی راز. راستی؟ چرا از اول به من نگفتی؟ فکر کدام تا وقتی که صد فیصدگرد بخشتن نشد نگوید. اشتباه کدید نی؟ اگر به من اول می گفتید، دقیقه گپا نمی شد. درسته این که قلب و شش را نگاه کنند. و از طرف دیگه، ببخشیم می خوستم در مورد خانم بگیم که خانم از قبرغه بابادم گرفت. تا باشه که به شورش نزدیک باشه. از قبرغه چپش گرفت. و امتحانه که قبرغه قلب و شش را محافظت می کند، به این شکل یک خانم می تاند که محافظت کنند اصرار و بسیار رازها و وقار و حیثیت شور خود در خانه حفظ کنند. وقتی که یک دختر و یک بچه جوان تازه ازدواش کده می باشند، اینا قدر زیاد تجربه نمی داشته باشند. و این را متوجه نمی شند که اونا آل دیگه یک زندگی نوه آغاز کدند. و از امود دائره که به اسطلاح پدر و مادر و خوار برادرشان بوده، از او آل بر آمدند. انوز هم مثل امو سابق فکر میکنند که دمو فامیل قبلی خود اینا تعلق دارند. و گفت هایی که در بین زن و شوهر میشه او را میرند و بر فامیل خود میگند. وقتی که او را بر فامیل خود میگند، خب طبعا فامیل هم دوستشان دارد. از دلسوزی زیاد، از میربانی زیاد یا از شفقت زیاد اینا شاید مشوری خوب برشان ندهد. شاید یک جانبه قضاوت کنند. وقتی که ای کار میشه، مشکل در بین ای زن و شوهر زیاد میشه. ولی اگر امی زن و شوهر جوان که تازه ازدواش کدند و انوز وقت زیاده با هم سپری نکدند، اگه اینا با هم سمیمی باشند، وقت خود را با هم تر کند، یکی دیگر را بیشتر بیشتر بشناسند، اینا مشکل که در بینشان حتما پیدا میشه. وقتی که در بین زن و شوهر حتما مشکل پیدا میشه، و مشکل که در بین از اینام پیدا میشه، میتونند که با هم بیشتر سرش گره بزنند، سرش صحبت کنند، و به یک نتیجه برستند از ای که برند و برا فامیلای خودی موضوع را بگویند. راستی هم که باید بین همسر، همسرها باید که امی راز نگاه شود. و همطور که پیشتر گفتیم اگر اعتماد داشته باشند که خود را بشناسند، ضرورت نیست که برند و شک یک چیز که به صلاح میتوند یک جرقه تولید کنند. مثلا میرید با یک کس میگی که من یک شک دارم، من فکر میکنم، و میگه خود شد مثل که در این ویدیو دیدیم. خب برصورت دوست عزیز خدا را شکر میکردیم که همطور که گفتیم شک میتوند به زودترین فرصت حل شد. و ما خدا را شکر میکردیم بخاطر خانم نزیره جان. یعنی ما هم وقت که تازه ازدواج کنیم همطور که پیشتر گفتیم این مشکلات را داشتیم. ولی خدا را شکر میکردیم که نزیره جان از همون اول تا باخره هرگز این کار را نکرده. مثلا خالیگه هایی که در من بوده، یا اشتباهاتی که داشتیم هیچ وقت نرفته به پدر مادر خود و به فامیل های خود نگفته. و همی باعث شده که بین ما اعتماد باوجود بیاید. همی باعث شده که ما با هم رازدار باشیم و سمیوی باشیم. راز در بین خود نگاه کنیم و موضوعات مشکلات که میشه در بین خود حل کنیم. خدا را شکر میکردیم واقعا که خداوند ما عالی است و باید که رازدار باشیم. باید گپ بزنیم، زیادتر گپ بزنیم در بین خود همون ترگره. و محصرترین راه برای بیرون رفت از یک شک و تردیدی که در بین زن شوهر پیدا میشه شناخت است. پیشتر هم که گفتیم که باید زن شوهر باید بیشیدن و شناخت از یکی دیگه خود شناخت پیدا کنن. این امی موضوع است دوستای عزیز که شناخت در بین زن شوهر بسیار یک چیز مهم است. مخصوصا در ماهای اول ازدواج، در سال اول ازدواج باید یکی دیگه خود را بشناسن، آدتهای یکی دیگه خود را بلد شوند تا بین یکی دیگه شان اعتماد و اعتبار پیدا شوند. و در این صورت دیگه شک نمیشه بین شان، شک پیدا نمی کنند. دوست دیگه شما شاید بگوین که در اول ما این شناخت را داشتیم، در اول وقت هم داشتیم. واقعا خصوصا سال های اول ازدواج بسیار شیرین می باشه، یکی دیگه را زیادتر می شناختیم، وقت داشتیم، بزلگوی می کنیم، شوخی می کنیم، گب می زنیم. ولی به مرور زمان آهست آهست آهست هایی شاید خانم بگوین که شوهر ما آرام است، گب نمی زنه، چپ شده یک قسمت. شاید شوهرتان فکر کنند که دیگه همه چیز در مورد شما می فهمند. وایست که شوهر در مورد خانم خود، این خانم آرام شده، چپ شده. یعنی شناخت یک چیز نیست که مثلا حد داشته باشه بگیرین تا اینی از شناختیم دیگه بس دیگه گفت می کند. هر روز باید بشناسیم. هر روز باید این که دیگه خود بشناسیم. یعنی شما تشویش نکنین که اگر همسرتان خاموش و آرام است. بسیاری کسا همین مشکلات دارند. اما هر قدر که گب بزنیم، درست است. هر قدر که با هم باشیم. چیزای نوه در وجود یکی دیگه خود، عادتای نوه در وجود یکی دیگه خود پیدا می کنیم. بس هر روز سوب وقتی که از خواه می خیزیم دوست داریم. فکر کنین که یک روز نوه است، یک چانس نوه است تا همسرتان رو بیتر بشناسید. در وقت سختی ها، در وقت خوشی ها، مثلا چی چیزا خوش داره، چی چیزا خوش نداره. شکر، مثلا راه ندهدین که من مثلا نمی فهم که شوورم من رو دوست داره، نداره. یا مثلا این چیزا خوش داره، نداره، باید تره کنید. تره کنید در بین خود و با همسرتان همیشه بیشین گره بزنید. و یک چیز دیگر هم باید این زن و شوبر که تازه ازدواشت کنند، باید مدنظر بگیرند که راز فامیلی خود را امرای کی تره میکنند. یعنی که بسیاری کسا هست دوست های عزیز که از خوشبختی ما خوش نمی شند. از مفقیت ما خوش نمی شند. پس اگر ما در زندگی خواد کسایی داریم که می فهمیم که اونا خوش نمی شند، پس امی رازهای خوشبختی خودم حتی برشان نگویم بخاطر ازی که اونا خوش نمی شند و کوشش میکنند که یک زربه در زندگی ما پیدا کنند. یعنی ما از تجارب خود بگوییم با دیگرها. درست هست. اگر بخواییم کسی را کمک کنیم، از تجارب خود باید باشان بخش کنیم. اما ای که مثلا مافقتهای خود ایا خوشی های خود در من... مثلا که ما ماش ماست، ایچیز داریم و ایچیز میخوریم و ای پلان ماست، بسیار کسا شاید خوش نشند. از این قاعده، باید که حفظ کنیم. امی هم یک راز فاملیست که باید در پالای دیگر راز فاملی باید حفظ کنیم. درگر یک چیز که شک و تردید به وجود میاره نصیره جان به نظر من ترس است. ترس میتونه که اتا از خود ما باشه. ایچیز که در درون خود ماست. ما مثلا ما میترسیم که ما به صلاح یک آدم بیکاره هستیم. درصد یک همسر یا خصوصا خانما در افغانستان فکر میکردن که قابل نیستن یا مثلا مقبول نیستن یا ای نیستن او نیستن و شاید شوارشان دوستشان نداشته باشه. یا مثلا شوار همچنون ممکن است بترسه که ما نتانستیم دقیقه وقتا به صلاح توقعات و انتظارات خانم خود را برارده بسازیم. دوست از این هیچ کس نمیتونه که توقعات و انتظارات همسر خود را برارده بسازیم بختر که توقعات و انتظارات بسیار زیاد است. این قسم اشخاص ترس در دل خود جای میتن و شک میکنن که شاید جانب مقابل یعنی همسرشان اینا را دوست نداشته باشه و از همه چیز و همه کس میترسند به خاطر از این که اعتماد به نفس ندارند و فکر میکنند که لایق نیستند مثلا چیزای عالی را در زندگی خود ندارند. درست است. پس اگر بخواییم که واقعا با شوار خود خوش باشیم درست است این منفی آنفویا را در مورد خود باید که دور کنیم. بله. من خودم یک زن استم و دوسته عزیز خانمای عزیز من موقف شما را درک میکنم و من شما را تشویق میکنم که همیشه به خود عرضش قایل باشین. ایسه فکر نکنین که شما مقبول نیستین یا شما ناقابل استین خدای نکده یا ای که هیچ نوه شک و تردید در دلتان جای نتین و باید داشته باشین که خداوان بر شما بسیار عرضش قایل است. خداوان شما را دوست داره و خداوان شما را برکت داده و در شما بسیار استعداد های را گنجانیده که انوز شما از او آگاه نیستین. به خود فکر کنین و خود را تشویق کنین و به خود یک عرضش و احترام قایل باشین و یعنی در پالوی شوارتان شانه بشانه با شوارتان یک زندگی خوب و معفق پیش ببرین و یک مادر خوب و مهربان باشین برای طفلایتان که من باور دارم که همه مادرها مخصوصا مادرهای افغانستان بسیار مهربان استن برای اولادهای خواد و بسیار وفادار استن برای شوارتهای خواد و من تشویقتان میکنم که به خود عرضش قایل باشین و یک جرات داشته باشین و گره بزنین زیاد. ولی فرموش نکنین که خداوان دوستان داره. بله. در اینجا معلوم میشه که ما باید که سر خود آکیمیت داشته باشیم اتماد داشته باشیم و این اتماد آکیمیت دوستان زیز باید که از خود شروع کنیم. یعنی شک و تردید اکثران دل ما در فکر خود ما جای میکرد. و ما باید سر خود آکیمیت داشته باشیم. ما باید که قوت از ایره داشته باشیم که استادگی کنیم اترک نزیر جان گفت. بله. و باید چاری کار را در خود ببینیم. و این قوت استادگی را خداان بر ما میده. چون که خدا ما را خلق کرده و اون منبع زندگی هست. اون منبع قوت هست. اون منبع آرامش هست. هرچیزی که هستیم. هستیم. وقتی که یک بار تصمیم میگریم که ازدواج میکنیم دیگه باید یکی دیگر را با وصف زیفی ها بپذیریم و یکی دیگر را تکمیل کنیم. زن شوهر بر ازی هست که یکی دیگر را تکمیل کنن. مثلا چیزا که من زیف هستم، ناتوان هستم، خانوم میفهمه. من خوش میشم و یاد میگیرم. و چیزا که به این شکل چیزا که من دارم بر خانوم خود میتم. بله. دیگه خدا را شکرم. بله. دوسته عزیز. بیاییم که آلی یک سروت بشنویم و بعد از او برمیگردیم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوسته عزیز. شما بیننده برنامه خانوادگی پنجره نور هستید. و خدا را شکر میکنیم که ما همچون سروت های داریم. موسیقی خوب دوسته عزیز. یک شوهر میگه خانومه بسیار خاموش هست. هیچ گفت نمیزنه. شوهرش چطور بتانه که او را بشناسه. چطور بتانه که بفهمه که او واقعا یک خانومه با اعتماد هست. و با وفا هست. و به نظر خودت نزیره جان چی فکر میکنید این قسمت؟ خداوند ما را بسیار اجتماعی خلق کرده. و خداوند میخواهد که ما امرای خودش و امرای یکی دیگه خود معاشرت داشته باشیم. و امرای یکی دیگه خود صحبت کنیم. و ما همچون خانومه های داریم که بسیار خاموش هستند. چپ هستند. گفت نمیزنند. من تشبیح میکنم که گفت بزنید. با شوهر تان گفت بزنید. تا اونا شما را زیادتر دوست داشته باشه. و زیادتر زردان اعتماد کنه. و اتا موضوعات کوچک هم میتوانید که در موردش گفت بزنید. بله. تشکر. خب دوسته عزیز. برنامه ما در اینجا رو به ختم هست. دیگه تا برنامه آینده که باسم در خدمت شما خواد بدیم. شما را به خداوند یک تا متعالم سپاریم. خداحافظ و ناصر دارم. خداحافظ شما دوسته عزیز. موسیقی بزنید. موسیقی بزنید.