9 minutes 22 seconds
26 August 2019
Power, betrayal, sacrifice, and an empty tomb—these final days reveal a story that refuses to end in defeat. We trace Jesus’ royal entry into Jerusalem, his humble sharing of bread and wine to mark a new covenant, and his call for unwavering love and endurance. We follow his prayer in the night, his arrest through betrayal, his trial on false charges, and his crucifixion—where, even in agony, he asks forgiveness for those who condemn him. We then witness the turning point: the sealed grave found open, his appearances to his followers over forty days, and his ascension, leaving them not in despair but in hope, strengthened by the promised Holy Spirit and a mission to carry his message to the world.
Transcribed by AI
قسمت ده هام یونس صاحب چه فکر میکنیم که امروز امروز ده هفته آخره که ایسای مسیح در روی زمین بود صحبت کنیم؟ من موافق هستم داود جان اگر ما بتانیم ده ای وقت کم ده ای بار صحبت کنیم به خاطر که ده هفته اخره که ایسای مسیح در روی زمین بود واقعات زیاد رخ دادن که توضیح هر یک اونا بسیار مهم هستند گنگ کوشش کنیم که به صورت فشرده ده ای بار صحبت کنیم ایسای مسیح با شکو و جلال شاهانه وارد اورشلم شد که مردم حتی او رو میخواستن پاچای خود بسازن اما ایسای مسیح قبول نکد داود جان بعد از داخل شدن به اورشلم ایسای مسیح مراسم مخصوص شام ایدی فسه را با دوازده شاگرد خود برگزار کد دا این موقع ایسای مسیح یک نانا گرفت و او را برکت داد و بین شاگردهای خود تقسیم کد و فرمود این بدن من هست که برای شما پاره میشود این را به یادگاری من به جا آورید بعد از شام هم پیاله ای را گرفت و فرمود این پیاله همان عهد و پیمان نویست که با خون من بسته میشود هرگاه این را مینوشید به یاد من بنوشید و به این قسم ایسای مسیح به شاگردهای خود نشان داد که با مرگش پیمان و یا عهد نوی برقرار میشد پیش از اینکه اونا از او خانه خارج چون ایسای مسیح مهم ترین تعلیم خود را به شاگردهای داد او به شاگردهای خود فرمود که باید یک دیگر خود را محبت کنند او دفعه دیگه این موضوع را به شاگردهای خود یاد آوری کده فرمود زهماتی را که بخاطر او میبینند او را باید تحمل کنند و به اونا وعده کده بعد از رفتن او روح القدس را به اونا روان خواد کده که اونا را رحبری و کمک کند پس از این گفتار ایسای مسیح معلوم میشد که او تمام چیزها را که در آینده باید واقع میشد خوب میدانست و از او اطلاع داشت بله وقتی که نیمی شب شد ایسای مسیح شاگردهای خود را در یک باغ بیرون شهر برد تا با دعا خود را به مرک آماده بسازه دعایی که او به پدر آسمانی خود کد به این شکل بود نه خواهش من بلکه اراده تو انجام شود در حاله که او هنوز مسروف دعا بود عده از افراد مسلح به رهنمائی یهود داخل باغ شدند یهودها از جمعه دوازده شاگرد ایسای مسیح بود اما به او خیانت کرد یهودها به ایسای مسیح نزدیک شد و او را بوسید تا کساری که برگرفتاری و آمده بودند اشتباها در تاریکی شب کسی دیگری را به عوض او دسکیر نکنند بر ایسای مسیح چقدر آسان بود که با گفتن یک کلمه تمام اونا را نابود کنه اما او این کار را نکرد و به اونا خود را تسلیم کرد وقتی که پترست شمشیر کشید و به دفاع از استاد عزیزش استاده شد ایسای مسیح او را منه کرد و یکی از دشمنها را که پترست او را زخمی کده بود شفا داد بعد از او ایسای مسیح را به جایی بردن که در او جا رهبرهای مذهبی جمع شده بودند تا بحانه بر کشتن ایسای مسیح پیدا کنند اما معفق نشدند آخر ریسی اونا ایسای مسیح را سوگن داد و از او پرسید آیا تو مسیح پسر خدای متبارک استی؟ ایسای مسیح در جواب اونا چی گفت؟ ایسای مسیح در جواب اونا گفت هستم و تو پسر انسان را خواهی دید که در دست خدای قادر نشسته و بر عبرهای آسمان میآید وقتی که ای جواب ایسای مسیح را شنیدن براشفته شدن و گفتن که او لایق اعدام است روز جمعه صبح وقت ایسای مسیح را به قسر پیلاتوس والی رومی بردن و به پیلاتوس گفتن که ایسا از دشمنهای دولت روم است و میخواه خود را پادشا بسازه چه تهمت عجیبه بخاطر تحریک کنن والی رومی؟ بله وقتی که پیلاتوس از ایسای مسیح تحقیق کرد فورا دانست که ای تهمت اونا غلط و دروغ است او خواست ایسای مسیح را آزاد کنه اما رهبران مذهبی یهود جمعیت تحریک کردن که اعدام ایسا را تقاضا کنند پیلاتوس از ترسی که آشوب برپانشه به تقاضای اونا تصدیم شد و عمر کرد که ایسا را به روی سلیب به حلاکت برسانند اساکر رومی هم فورا امر او را اطمان عملی کردن؟ بله ایسای مسیح را به خارج شهر اورشلم بردن و او را در ویژه مسلوب کردن او به روی سلیب در حق کسایی که او را مسلوب کردن یه قسم دعا کرد ای پدر اینان را ببخش زیران نمیدانند چی بیکنند؟ چی محبت عظیم و حیرتانگیز است که ایسای مسیح از خدا بخشش بر کسایی طلب میکنه که به دستا و پاهای او میخ کبیده بودند؟ بله واقعا اموطور است ایسای مسیح میتانست که از پدر آسمانی تقاضا کنه که او را از رنج کشیدن بر روی سلیب نجات بده اما او یه قسم تقاضا را نکد او خوب میدانست که اراده خدایی بود که رنج بکشه و به حیث قربانی بر گناهکاران جان بده به ای خاطر او از اراده پدر آسمانی کاملا اطاعت کرد و در حدود شش ساعت بر روی سلیب رنج کشید بعد از رنج کشیدن او تقریبا در حوالی ساعت سی بعد زور فرمود ای پدر روح خود را به تو تسلیم میکنم با گفتن این جمله او جان سپرد بعد از او سربازی به پهلوی ایسای مسی نعیزه زد که خون و آب از بدن او جاری شد که نشانه مرگ او بود افسر مسئول رومی به پیلاتوس گزارش داد که ایسا مرده است آیا بدن ایسا بر روی سلیب باکی ماند؟ نه خیر دو نفر از اشخاص بانوفوزی یهود که به ایسای مسی ایمان آورده بودن پیش پیلاتوس رفتن و بدن ایسا را از او خواستن که به اونا داده شد اونا بدن ایسا را از سلیب پاین کده و او را با عدویه و عدریات پشانیده و با تکهی کتان جسد او را پیچاندن و او را در قبری که داخل یک سخری بزرگ کنده شده بود و مثل یک غار و در دامنه یک تپخ قرار داشت گذاشتن بعد از او سنگ بزرگ مثل سنگ آسیا را در دهان قبر گذاشتن پیلاتوس امر که او را ماه را موم کنن و پیرا هم به او تیین کدن تا کسی داخل او نشد وقتی که تا ایجه داستان ایسا را میشنیم فکر میکنیم که دیگه همه چیز خاتمه یافت اما ایسای مسی بارها به شاگردهای خود گفته بود که او بعد از روز سوم دوباره زنده خواد شد و از مرک برخواد خواست اونا فکر میکنند که یک مثال خواد بود که به اونا میره وقتی که او را دفن کنند دیگه امیدی نداشتند که او را بروی زمین ببینند اما وقتی که صبح روزی یک شمبه یک تیداد شاگردها سر قبر رفتند دیدند که قبر باز است وقتی که داخل قبر رفتند دیدند کتانه که جسد ایسا به او پیچیده شده بود خالی بود و بدن ایسا در او قرار نداشت ایسا که زنده شده بود به بعضی اونا ظاهر شد و به اونا صحبت کرد و اونا او را شناختند شهبا وجودی که کلکینهای اتاق که شاگردها در او جمع شده بودند بسته بود ایسا به اتاق داخل شد و به اونا صحبت کده اونا را مطمئن ساخت که او زنده است وقتی که ایسای مسیح از مرق قیام کرد بر چقدر مدت به شاگردان خود ظاهر شد؟ داود جان بر مدت چهل روز بعد از رستاخیز ایسای مسیح بارها به شاگردان در جاهای مختلف ظاهر شد و به اونا توضیح داد که چرا لازم بود رنج بکشه و جان بده او به شاگردان خود امر کرد که به تمام جهان رفته ای پشتر را به همه ای مردم برسانند که اگر ایسا را به حیث نجات دهندهی خود قبول کنند خدا گناهان اونا را میبخشه او به پیروان خود امر کرد که چند روز در اورشلیم بمانند تا روح القدس به اونا نازل شوه تا اونا بره کاری که پیش روی دارن مجه هست شوه بلاخره بعد از ای که به اونا وعده داد که تا آخر دنیا روحان با اونا خواهد بود در حاله که اونا به طرف او میدیدن به آسمان بالا برده شد پیش از سعودش به آسمان او هرگز بره خود جانشین تین نکد و هرگز او پیشگوی نکد که پیغمبر بادزو میآیا که جای او را بگیره وقتی که ایسای مسی با آسمان سعود فرمود آیا شاگرداش بسیار پریشان شدن؟ نه خیر وقتی که اونا استاد محبوبی خود میدیدن که به طرف آسمان سعود بیکنه گریه و ناله نکدن بخاطره که اونا خوب میدانستن که او همیشه روحان با اونا خواهد بود و قسم که وعده داد یک روز به ای جهان مراجعت خواهد کرد شاگردا و پیروان ایسای مسی با خوشی مصروف دعا شدن و منتظر بودن که طبق وعده ایسای مسی از روح القداس پر شوند ده روز بعد از سعود ایسا با آسمان در موقع اید پنتیکاس این وعده عمری گردید و روح القداس به اونا نازل شد اگه ایسای مسی زنده نمی شد و در قبر باقی میماند در این صورت تمام پیشگویهای انبیا و پیشگویهای خودش غلط ثابت میشدند و ایمان ما هم به این صورت بفایده میبود از خدا من شکر میکنیم که ایسای مسی زنده است و همیشه بر کمک ما حاضر است و از شمام یونس صاحب تشکر از صحبت بسیار مفید تان