Choosing a Spouse for Your Children

  28 minutes

  30 July 2016

We have to be very careful about determining the fate of our children. It is very important to have the opinion and satisfaction of our children about choosing a spouse. Because they will live together in the future. We should not rush into accepting their personal demands.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرانقدر برنامه رنگ زندگی درودای مملو از صفا و سمیمیت ما را بپذیرین امیدواریم سلام های پر از مهر ما که اینکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه پر لحظه هایتان شما را به برنامه دیگه رنگ زندگی خوش آمدید می گیم خدا کنه که گرداورده های برنامه طرف توجه و علاقه تان قرار بگیره آرزو می وریم لحظه هایی را که با ما هستین از فیض و برکات خداوند که ما را با این همه کوچکی ما دوست داره انباشت شوید بله خوب دوستان هرجومند تاورو که می دانین ما دیگه برنامه در مورد مسائل فامیلی مسائل اجتماعی و سایر موضوعات صحبت می کنیم دیگه برنامه ما باست هم نامی داریم از یکی از دوست های شنمدی ما و بین ببینیم که زندگی چهره واقعی خدا یا رنگ خدا در زندگی از این شنمدی هرجومند چیخصیم به نمایش گذاشته توجه کنین مرده هستم که که قولت قدرت و توانایی های زمان جوانیم را از من دزدیده و مانند پهلگانه که توسط حریف توانمند زمین گیر شده باشد در بستر بیماری بسر می برم در خانواده دیده به جهان گوشودم که بسیار سخت گیر و فرد مهور بود پدرم یکان شخصی بود که حرف اول و آخر را می زد و هیچ فرد از ازای فامی توان سرپیچی از فیصله درست یا نادرست او را نداشته من با چونین خوی و آدات بزرگ و بزرگتر می شدم درس و تعلیم را در مدرسه دینی که فضای آن کم تر از خانه ما نبود می آمختم و هنوز سیزده بهاری از عمرم را سپریم ننموده بودم که یکی از اقارب دور ما که در یکی از ولایات مسکنگوزین بود جهت تداوی دخترشان به کابل آمد چون منزل ما نزدیک بیمارستانه که دخترش را تداوی می کرد بود پس ایشان در منزل ما حقامت گزیدند در یکی از روزها که خسته و زله از مدرسه به منزل برگشتم مادرم که غذا برای ما ورده بود گفت موسا پدرت فیصله کرده که دختر کاکا فقیر را برایت عروس بسازد دختری را که حتی چهره اش را ندیده بودم و سخت از بیماری روانی رنج می برد بزرگان حتی بزرگترین فیصله زندگیم را از من گرفته و تصمیم نادرست خود را که درست می پنداشتند نه تنها بالایم قبولاندند بلکه حتی فرصت لبگو شدن برای شکایت را برایم ندادند سمرئین پیوان بجز درد و رنج و ناؤمیدی چیز دیگر نبود دخترشون زویا شبها و بعضی از روزها به سبب بیماری که داشت ساعتها از خود بی خود می شد و زمان که به خود می آمد تا به طوان حرف زدن را نمی داشت به خود رسیدن نمی توانست چی رسد به زندگی مشترت ولی باید آرمان های والدین به حقیقت بپیوندند به نال فرزندان در خانه ما دیده به جهان گوشودند که همه مشکلات جسمی و روحی داشتند پس از چند پدرم که علاقدار در یکی از ولایات بود چشم از جهان بست دار و ندار ما چون مال حکومت بود از ما گرفته شد و دو مادر و هشت خوهر ناتنی از پدر با وضع بسیار بد اقتصادی برایم به عرص موند من هم پادر بوت پدر کرده و برای پنهان نمودن کاستی های خود راه و روش پدر را در برابر همه پیش گرفتم از این که از پیوند نخست که توسط فیصله پدرم به وجود آمده بود نظر به دلائل بشمار چندان دلخوش نداشتم چنان ناراضی بودم که عجولانه، لجوجانه و های انتقام گیرانه تصمیم نادرست را که فتح میکردم مرا شاد و خوشحال خواهد ساخت گرفتم ولی افسوس این داروی برای درد و اندوهای من نبود و مرا از خانه و کاشانه لرزانم دور و دورتر نموده و محتاج میخانه های کرد که هیچگاه از آن کوچه گذرنه نموده بودم در محل کارم با خانم که او هم در زندگی خود با من شباهت های داشت آشنا شدم ولی با یک تفاوت که او شوهرش را از دست داده بود و من هنوز با خانمم زندگی میکردم پس از مدت کوتاه بیخبر از همه با او ازدواج کرده و او را با خود به خانه آوردم که سبب شد عده بیشمار از دوستان دور و نزدیک از من ناراض شوند چند ساله می شود که خانمهایم یکی پی دیگر چشم از اون جهان بربستند و من با یکی از پسرانم زندگی می نیمایم با همه اون روشی که از پدر آموخته بودم هرچند همه با من با مهربانی رفتار می نیمایند ولی احساس می نیمایم که فرزندان من می خواهند مرافری بدهند و یا هم مانند خودم که آنها را در ایام طفولیت لطوکوب می کردم فهش و ناسزا می گفتم و تنها می گذاشتم این رفتار را با من نیمایند بنابراین همان روش را که به عرص برده ام در شرایط کنونی کارا دانسته و به آن یک بار دیگر عمل می نیمایم که بدبختانه سبب رنجش فرزندانم می کرده اد خوب فریبا جان ما شما خود داستان مساره شنیدهیم دیدیم که ای برادر در خانه بزرگ شده که کاملان به حساب مرد سالار بوده و تمام تصامیمی را که باید پدرش می گرفت بدون کدام چون و چورا باید او عملی می شود و همه کس باید آنچه را که پدرش می گفت باید انجام می دادند و ای بچاره دموت ایک فضا بزرگ شده و شخصت از ایام به مو شکل شکل گرفته و زمان که ای انوز متعلم مکتب هست که باید درس خودم می خواند باید تمام فکر و حوشش به طرف درس و مکتب می بود تا آینده خوب و بیتر می داشت ولی پدرش یک تصمیم بسیار آجولانه گرفته که دختره که اصلا موسا او را نمشناسه و اصلا شناخت در مورد کرکتر و شخصت از او نداره پدرش تصمیم می گیره که ای را باید بره موسا بگیره بله و مشکل احساسی چیز که ای دختر خودش مریض هست و بخاطر تدایی کابل می آیند بله و بخاطر ازی که یکی از اقوام یا اقارب دور از یا بودند در خانه از امیان می آیند برای یک چند وقت زندگی کنند و در اینجاسته که پدر همه تو یک تصمیم اشتباره یا نادرسته می گیره که پسرشان که انوز 13 سالش هست ای را با ای دختر ازدواج کنند و می بینیم که دختر هم تکلیف روانی داره بله کدوم تکلیف دیگه نیست که مثلا اون را آورده بودند و تدایی می شود و دختر صحتمن می شود بله و با اوجه ازی که زیاد اون را تدایی کردند و اون تکلیف داشته که حتی دائنده هم اون ادامه پیدا کرد بله و مشکل دوگاه میسته که اگر پدرش واقعا با عکمت می بود یا اوشیار می بود و ای فکر می شود که آیا نواسه ایشان یا اولادهای از اینا که به دنیا بیاند اونا به این مشکل گرفتار می شند یعنی باید در مورد از این فکر می کنند کاملا و می بینیم که اصلا پدر این موضوع اصلا برش متره نبوده بخوادیزی که صرف می خواسته که من باید نواسه خود را ببینم و دختر که خودش مریض هست چطور بتانه که خانواده را اداره بکنه چطور بتانه که فرزندهای خود را تربیه بکنه قسمی که موسا خاطر نشان میکنه که زمان که امروز از او آروسی میکنه همیشه او مریض بوده و زوف میکرده و بعد از ایم که با حال می آمد شمیه به حساب گبزدن را رفتن نداشته واقعا از ای تصمیمات اشتباهی که والدین می گیره متحصر می شاده شاید جان که به فکر زندگی یا به فکر آینده یا تحصیل اولاد خود نیستند و در زندگی شاید چند سال بعد که ازدواج کنند زندگی مافقتر داشته باشه و با ای اشتباهی که پدرش میکنه نه تنهایی که ای بچه را از درست و تحصیل می مانه بلکه دوچار مشکلات میکنه دوچار سختی ها و درد و بدبختی های زندگی میکنه و قسمی که ما شما می بینیم فرزندهای که به دنیا آمدند همشان مریض و تکلیف روحانی داشته و ای برای یک پدر بسیار دردوار هست همیشه فکر و حوش از این طرف اولادش بوده و بحیث از اینکه زندگی آرام می داشتند و آینده که داره اون را بخاطر رفای فامیل خود استفاده میکرده مالم میشه که چون اولادایش و خانمش همیشه مریض بوده تمام بحیث هستو بود از این سر داکتر دوا مصرف می جوده بله و اشتباه خود موسا می بوده که می فامید که خانمش مریض هست نباید قدر اولاد می آرد بله که یا امی اشتباه را پدرش کد و چیزی که به عرص و خودش مانده بود یا امو چیزهای را که از پدر آمده بود یا امو اشتباه را در زندگی خود تکرار می کند بله قسمی که خودش خواد نشان میکنه که وقتی که پدرش فوت میکنه از پدرش تقریبا هش دختر و دو مادر برای موسا باقی می مانده بله و یا بخاطر ازی که زندگی برای زیادتر سخت شد بخاطر ازی که از یک سو خانمش بیماری روحانی داشته اولادهایش کلش مریض و تکلیف روحانی داشتن یک بار اضافی دیگه هم سریز زیاد شد او هشت خواهر و دو مادر هست بخاطر ازی که تمام ازی ها را بتانه پیش ببره و خوده بیسا زیاد مسروف نسازه یا امرف یک زن دگه گرفت و امو کار را که پدرش کد این کار خودش کد واقعا به نظر من زندگی ازی از جهانم بتر است کاملا بخاطر ازی که نتانا خانم خودش نتانا اولادهای بلکه خانم دگه داره که خاصت و مشکلات خود داره بله و در زندگیش نتانا دو برابر بلکه سی برابر شد بخاطر خوارندرهایی که داره بخاطر دو تا مادرد یک مادر و مادرندر که داره از چیزهایی که پدرش فوت کد رفت و تمام این چیزها را به گردن امی بچه خود مانده بله و آن میبینیم که خانمهایش هم فوت کرده هر دو خانمش و سنش هم زیاد شده و با حساب مانده برای اولادهای خود بله و قسمی که خودش خاطر انشار میکنه با پسر کنان خود زندگی میکنه میبینیم زمان که اولاداش خود بوده همیشه با خشونت امرای زنا برخورد کرده بله خودش امی را میگه بله و ایناله که به حساب از دستو پای خود افتیده و پید شده و توانه از زیر نداره که خودش مستقل زندگی بکنه آمده امرای پسر خود زندگی میکنه بله و ایناله پسر هم چون دیده و یاد گرفته که همیشه خشونت بوده واضح است که امرایش با خشونت برخورد کرده بله چون خود ازی با خشونت امرای اولادای خود برخورد کرده واقعا امتحان است اگر در زندگی محبت میداشت اگر با وجود ای که مشکلات زیاداش پدر مهربان میبود ما فکر کنم آیندهش یا امی وقت پیدیش به خوبی تیر میشد بله ولی بخاطر از ای که خودش بدبختی دیده بود امو بدبختی را امو لط و زدن و کندن امرای اولادای خود کرده اولاداش از امو یاد گرفته هر قدم که پدر گذاشته بچهش برداشته پس اگر در خورت ترکی وقتی اولاداش خود بود پدر میزدشان هالکه پدر پیر شده اولاداش که دست بالا میکنند و به خشونت رفتار میکنند بله و اولادام کدام به حساب آمیانی ما شما کدام دل خوش از این نداشتند دل درست پدر بوده ولی پدر نبوده که با ایک میربانی با ایک محبت امرای فرزندهای خود گفت میزد و سمیمیت نشان میداد بله بمونخواتر هال خودش شکایت میکنه که ما احساس میکنم که اولادام از ما خوش نیستن و بما و امرای ما به بدی رفتار میکنند به بدی رفتار میکنند و ما احساس میکنم ایره بله ولی بازم خودش خواد نشان میکنه که بله بله خوب چیز است که میبینه شاید جان در زندگی زندگی مکتب است که درست میاموزانه مکتب است که از او تجربه میکنی اگر هم در مکتب درست نخانی خود زندگی تو را به یک شکل میسازه پس همین زندگی را با وجود که درست نخاند و هستان بسیار خورده ازدواج کرد همین چیزها را تجربه کرد ولی آدم عشیار نبود که از این اشتباهات پدر خود یاد بگیره از اشتباهات پدر خود درست بگیره به این خاطر خودش هم در زندگی خواد بسیار اشتباهات و بسیار مشکلات داره خوب شاید جان امتحان که داستان موسا را شنیدیم میخوایم که یک پیام به تمام شنانده ازیز ما بتیم که تمام کسایی که از پدر یا از مادرهای خواد دل خوش ندارن بیاین که امی چرخه را بشکنیم و با احترام با محبت با مهربانی امرای پدر مادرهای خواد زندگی کنیم و امی وقت پیریشان را کمکشان کنیم باوجود که شاید در زندگی بسیار دردا و رنجا ازی پدر مادرها شما دیدین ولی بیاین که امی چرخ را بشکننیم تا اولادهای ما از ما یاد بگیره و با محبت با ما رفتار کنن و کلام خداوند از ما میخوایه که ما باید از پدر مادر خود اتحاد بکنیم چیخه خوب است وقتی که ما شما در زندگی خود ایک تصمیم میگیریم در مورد از او فکر بکنیم که امی تصمیم را که میگیریم ای درست هست نیست باوجود ازی که موسا یک نمونه یک تجربه بسیار کافی از پدر خود داشته به خاطر ازی که پدرشان دو زن داشتند و اولاد های زیاد هم داشتند امی برای موسا یک درست بود همچنان رفتارش رفتار پدرش امی که چقدر تصمیمای غلط میگرفت چقدر سرسخت بود و تمام گب گب خودش بود بعد از ازی چیزا یاد میگرفت کاملا ولی متاسفانه قدم های پدر خود را بر میداره و امی اشتباهات را که پدر کده پسرش هم انجام میده بله پس چیخه بیتر است که تمام ما پدرا یا والدن همیشه هم امرای اولادهای خود برخورد خوب داشته باشیم با زبان محبت با زبان سمیمیت باید صحبت بکنیم بخاطر ازی که اگر ما با خشونت امرای اولادها خود برخورد میکنیم دقیقه ما امی خشونت دامن میزنیم و از اولاد ما و نواسه های ما میرسند بله شاید جان و امیدوار استم کسایی که صدای ما را میشنوان و این داستان ها را میشنوان از این داستان ها یاد بگیرن و هیچوقت در مورد ازدواج فرزند هایشان فرق نمی کند چی پسر باشه چی دختر تصمیم عجولانه نگیرن و شناخت بسیار امیق از طرف این باید داشته باشن و خوصا شما در مورد آروسی دختر ها و پسر ها گفتید چقدر خوب است که ما باید یاد بگیریم که در مورد حق اندخاب بدیم بخاطر از که زندگی از اونا است اونا این زندگی را پیش می برند اونا هستن که با امسر خود زندگی می کنند نه ما همیشه در گزشته به این شکل بوده که یک دختر که مثلا خوش خواهر آمده یا مادر آمده یا پدر آمده میکنه این را ما باید با بچه خود یا بچه را بر دختر خود می گیرم که مرای خوش ام آمده در حال که بچه اصلا خوش نداشته او دختر را و او هم بخاطر احترام که برای مادر خود داشته یا برای پدر خود داشته او را قبول کرده یا نه تنها احترام زور از شاید جان در اونجا به زور یک تصمیم هم می قبولانند بخاطر مگه که اگر قبول کنی خوب اگر قبول نکنی بچه هم نیست یا آقات میکنم یا از خانه هم برای در حال که در وطن ما هست مردم بسیار می ترسند می ترسند که پا از خانه برو بکتارند و به اون خاطر مجبور می شند ارد تصمیم که در مورد شان گرفته می شند همون را با زبان چاب قبول کنند و امروز ما شما ببینیم که چقدر دختر ها از خانه فرار می کند و کلش هم ناشی از ای بوده که پدر مادرش اونا را برای کسی که اصلا خانم شاید جان که خداوان چشمای از این والده این را باس کنند بیش از این که اولادهای خدا در بدبختی یا در درد و رنج مفتلاب سازن خدا چشمشان را باس کنند که یک تصمیم درست در مورد جگرگوش های خود بگیرند بله و فرزنده های ما باید سرنوششون برای ما مهم باشند بله وقتی که اونا را میخوایم که برشون آرسی کنیم یا به شوار بتیم وصلت راضی هستند نیستند بله و برعکس هم کسای فرزنده هایشان که آشوق هستند یا دوست دارند کسایی را که دوست دارند میخواین اززواج کنند مایت مخالفت نشان ندیم درست هست که باید شناخ داشته باشیم باید فامیله های از اونا را ببینیم چه قسمه هستند ولی تصمیم نهایی دست اولادهای خود بتیم بخاطر آینده خودشان بخاطر زندگیشان فرمادران تا همیشه امروز اولادهای خود زندگی کنند نمی تانند بلاخرا فوت می کنند می مرند و امو اولاد هست که با زنها خود با فرزندهای خود زندگی می کنند و اما تو که کلام خدا به ما میگه میگه شعور از پدر مادر خود چی بچه چی دختر از پدر مادر خود جدا میشند و با یکی دیگه یکتند میشند یک جا میشند پس این قانون خدا هست این حکم خدا هست پس پدر مادر ها با وجود که ما فرزندهای خود را دوست داریم این فرزندها توفیه است از جانب خدا که ما می تانیم در زندگی شان رول مضبط بازی کنیم نهی که منفی در پولوی ازی که ما نتانا پدر مادر هستیم برای اولادهای خود پاید یک رهنما یا مشاور خوب برای اولادهای خود باشیم زمان که اونا تصمیم می گیرند با کسی آروسی بکنند اونا رهنمایی کمک بکنیم بیاوازیز که منی از اونا شمیم و امرویشان برخورده بد بکنیم که باعث فرار از اونا از خانه شوه بیتر است که اونا رو کمک و رهنمایی بکنیم اگر مثلا دختر نمی فهمه و شخص غلط را انتخاب کرده با بسیار محرابانی باید برای دختر خود بفهمانیم که بچه ایم این کسی را که تو می خوایی درس خوب نداره یا در جای تربیه شده که نمیتونه اگر همسر خوب برای تو در آینده باشه و یا کدوم عمل بد داره یا مثلا مواد مخدر توچار است او را باید بسیار خوبی برای شان رهنمایی بکنیم نهی که اونا را لط و کوب بکنیم تا باعث فرار از اونا از خانه شوه بله همونطور است شاید جان همونطور یک قصی دیگه یادم آمد که پسر آشق یک دختر شد بسیار یکی دگر را دوست داشتند و فامیل های دختر نمیخواستند دختر را به زور با یک کس دگر اززواج می کند و امو روز که اززواج می کند این پسر در این تپه به به محروم میرد و سر خود تیل مندازه و خود در می دهد و تمام اون منطقه این سانه را می بینند سانه بسیار وحشتناک بود و سانه بسیار بسیاری از مردم تا امیال این قصه را یادشان هست به نظر من تایی که اولادهای خود را بر بخی از دست بتیم یا دو چار بدبختی هایی بیشتر کنیم بیترین چیز که یکم وقت بگذرانیم و یکم معطل باشیم اجول نباشیم و تصمیمات را که می گیریم از خداوند کمک بخواییم خب فریبا جان بین که همراه با اشناندهای گرامی ما به سرود زیبا گوشت بدیم بسیار خوب موسیقی مناحو کوی enthusiastic مOSTafa موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی آخوندون موسیقی ریک زیر موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی پانو پانو پانو پانو شیلس فرد فرد موسیقی نجانا فریسی جسکو جسکو جسکو جسکو نجانا فریسی جسکو پاس بگید ب harvesting دردی پر واقع اس Rivera موسیقی موسیقی دردی پر جو اتراهه موسیقی اللہ کا حق قاصه هست موسیقی گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست دکھیو کا سهاره سهاره دکھیو کا سهاره سهاره دکھیو کا سهاره دکھیو کا سهاره سهاره دکھیو کا سهاره غمزدو کی راسه هست گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست گناهوں کی مافی عیسی المسیقی پاس هست گناهوں کی مافی عیسی سرود زیبایی بود من شنیدن این سرود واقعا که لذت بردم امروز تا که میگی شاید جان ما هم بسیار این سرود خوش داشتم خوب فیرفا جان ساعت سدی و نشان میده که ما شما داخل برنامه رسیدیم پس بیاین شاید جان که امرای شنوانده های ما خدافیزی کنیم بسیار خوب شنوانده های ارجمند ای بود فیض و برکت خداوند با شما باد