Authority of Jesus

  30 minutes

  12 June 2011

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تقدیم می کند سلام شنوده های عزیز برنامه رای راستی خداوند را بار دیگر سپاس می گیم که این موقع را مویسر ساخت تا با پشکش نمودن برنامه دیگری از سلسله برنامه رای راستی در خدمت شما قرار داریم امیدوارم که همه شما عزیزان در حفظ و پناهی خداوند متعال بوده و آماده شنیدن برنامه این عوض ما باشید خدایی که می خواهد تمام انسان ها رای راستی را که او برای آنها برگوزیده است بدانند تا بوای زندگی عبدی داشته باشند بیاید با دعای برنامه این عبد خیش را آغاز کنیم ای خدای قادر مطلق تا را شکر می کنیم که همیشه تو با ما هستی و ما را ره نمایی می کنی خدایی به پشگاه تو دعا می کنیم که تو ما را از جمله آشقان خود بگردانی تا نام تو را به زبان برانیم ما شکر می کنیم که از جمله عابدان تو هستیم زیرا ذات مقدس تو تنها قابل ستایش و پرستش است خدایی از تو طلب کمک می کنیم ما انسان هستیم، ضعیف هستیم، کامل تو هستی فیض و رحمت تا شامل حال ما بساز از تو تشکر می کنیم که ما را حیات تازه دیسای مسی بخشیدی زیرا ما کسایی بودیم که در گناه مرده بودیم خدایی بخاطر همه چیز و بخاطر محبتت شکرت می کنیم زیرا تو کسی هستی که امید می بخشی خدایی این درس های راهی راستی را برای مردم افغانستان مایه برکت بسازد تا با شنیدن این درس ها به حقیقت تو پی ببرند همه این دعا را برام خداوند مجید ما ایسای مسی می طلبیم آمین موسیقی خوب شنانده های هرجومند طور که بسیاری از شما عزیزان می دانید تیه درس های خود از کلام مقدس در حال حاضر مطالعه ما در بخش انجیل کتاب مقدس جرایان دارد که درابطه به مجده خوش ایسای مسی می باشد ایسا نجادهنده است که به جهان آمد تا فرزندان آدم را از سلطه شیطان گناه و قضاوت نجادهد تیه چند درس قبلی ما دیدیم که چیگونه ایسای مسی در جاهای مختلف سرزمین یهودیه سفر نموده برای جماعت مردم تعلیم می داد و بیمارانشان را شفا می بخشید پس جمعیت بزرگ از مردم او را تقیب می کردند اما تعداد زیاد از رهبران مسیبی یهود نسبت به ایسا حسادت می ورزیدند چون آنها از دانویی که ایسا داشت و با آن سخن می گفت به نصیب بودند و در زمن نمی توانستن از کارهای عظیمه که ایسا انجام می داد منکر شوند در این نوبت نیست مطالعه خود را در کتاب انجل مقدس ادامه داده خواهیم دید که چیگونه ایسای مسی سر موضوع روز سبت یعنی روز استراحت یهودیان باسران مسهبی یهود رو در رو می شود روز سبت عبارت از روز هفتم هفته بود روز که خداوند برای یهودیان مقرر کرده بود تا در آن روز دست از کار بکشند و استراحت کنند یعنی یهودیان در هفته شش روز کار می کردند و روز هفتم را استراحت می نمودند اما حکم روایان مسهبی فرقه فریسی یهود ایسا را متهم به ایترامی بر روز سبت می نمودند چون ایسا در روز سبت کارهای خوب را انجام داده بود آنها از این طریق می خواستند تا به ایسای مسی لطمه وارد نمایند چون هیچ چیز خرابی را در ایسا نمی آفدند تا به آن وسیله او را متهم سازند بیاید فصل دوازده همه انجیل مطالع نموده ببینیم که کلام مقدس چی می فرماید مروره جان شما از انجیل مقدستان از بخش مطا فصل دوازده هم از آیت اول تا به هشته بخانید بسیار خوب در آن زمان ایسا در یک روز هفته از میان مزاره گندام می گذاشت و چون شاگردانش گرست نبودند شروع به چیدن خوشه های گندام و خوردن آن کردند پیروان فلقه فریسی این را دیده به او گفتند ببین شاگردان تو کار میکنند که در روز هفته جایز نیست او در جواب فرمود آیا شما چیزی را که داود وقت خودش و یارانش گرست نبودند انجام داد نخونده اید؟ چگونه او به خانه خدا داخل شد و نان برای خدا را خورد حالان که خوردن آن نان هم برای او و هم برای یارانش ممنوع بود و فقط سیدان اجازه خوردن آن را داشتند آیا در تورات نخونده اید که سیدان با این که در روز هفته در خانه خدا قانون روز هفته را می شکنند به گناه هستند؟ بدانید که شخص بزرگتر از خانه خدا در این جاست اگر شما معنی این جمله را می دانستید که می گوید رحمت می خواهم نقربانی مردم به گناه را ملامت نمی کردید زیرا پسر انسان صاحب اختیار روز هفته هست شنودگی گرامی ایسای مسی دارای ست ها نام و لقب در کتاب مقدس می باشد یکی از آن لقبها که او اکثران خود را به آن یاد می کرد پسر انسان بود این لقب برای ما نشان می دهد که تا چی هندازه ایسا از خود فروتنی نشان داده و شکل پسر آدم را به خود می گیرد این امچنان جلال او را نمایان می سازد چون این شخص که با فروتنی و توازو خود را به شکل انسان دارا ورد در حقیقت همان کس است که مالک تمام صلاحیت ها و داوری ها بالای فرزندان آدم می باشد به این فکر کنید کلام، روح و قدرت و جلال خداوند برای زمین آمده و شکل انسان را به خود گرفت بله ایسای مسی پسر انسان مالک روز ثبت و مالک تمام هستی هست اما فریستیان ایسا را انتور که واقعا شاهسته او بود نپذیرفتند بیاید بشنویم که دیگر چه اتفاق افتاد کلام مقدس در ادامه می فرماید پس از اون ایسا به شهر دیگری رفت و به کنیسه آنان داخل شد مرد در آنجا بود که یک دستش خشک شده بود ادعی از حاضرین از ایسا سؤال کردند آیا شفا دادن در روز هفته جایز است؟ البته مقصد آنها این بود که تهمت برزده او پیدا کنند اما ایسا به ایشن فرمود فرض کنید که یکی از شما گسفندی دارد که در روز هفته بچه هی می افتد آیا آن گسفند را نمی گیرد و از چهار بیرون نمی آورد؟ مگر انسان از گسفند به مراتب عزیزتر نیست؟ بنابراین انجام کارهای نیکو در روز هفته جایز است سپس ایسا به آن مرد رو کرده فرمود دستت را دراز کن او دست خود را دراز کرد و امانند دست دیگرش سالم شد آنگاه پیروان فرقه فریسی از کنیسه بیرون رفتند و برای کشتن ایسا دستیسه چیدند اما وقت ایسا از ماجرا باخبر شد آنجارا ترک کرد و لجمیت زیاده بدنبال او رفتند و او همه بیماران را شفا بخشید ما ببینیم که چگونه فریسیان ایسا را متهم به غلط کاری می سازند چون ایسا متابق رسم رواج آنها عمل نمی کرد چه مزخرفاته این رهبران مذهبی هیچ طرح همه در برابر گرسنه و بیمار نداشتند و انوز هم از مردم می خواستند تا ایمان داشته باشند که رسم رواج آنها که انجام عمل خوب را در روز سبت منمی کرد از جانب خداوند است اما ایسای مسیحی که از دلهای شرور آنها آگاه بود به یادشان داد که خداوند در کلام مقدس خود چه می فرماید کلام مقدس به ادامه می فرماید دیوانه و کور و گنگ بود و ایسا او را شفا داد بطور که او توانست هم حرف بزند و هم بیبیند مردم همه تعجب کرده می گفتند آیا این فرزند داود نیست؟ اما وقت پیروان فرقه فریسی این را شنیدند گفتند این مرد بکمک بلزبول رئیس شیاطین ارواه ناپاک را بیرون می کند ایسا که از افکار ایشان آگاه بود به آنان گفت هر کشوری که به دسته های مختلف تقسیم شود رو به خرابی خواهد گذاشد و هر شهر یا خانهی که به دسته های مخالف تقسیم گردد دوام نخواهد آورد و اگر شیطان شیطان را بیرون کند و انشعاب کند حکومت و چگونه پایدار بماند؟ و اگر من بکمک شیطان ارواه ناپاک را بیرون می کنم فرزندان شما با کمک کی آنها را بیرون می کند؟ آنها در باره حرف های شما قضاوت خواهند کرد اما اگر من به وسیله روح خدا ارواه ناپاک را بیرون می کنم این نشان می دهد که دولت خدا به شما نزدیک شده هست بعد ازان ایسا برای یکی از ایدهای یهود به ارشیلیم رفت در ارشیلیم نزدیک دروازه معروف به دروازه گوزفند حوز با پنج رواق وجود دارد که به زبان ابرانی آن را بیت اصدا می خوانند در آنجا ادای زیاده از بیماران، نابینایان، لنگان و شلان دراز کشیده و منتظر حرکت آب بودند زیرا هر چند وقت یک بار فرشته خدافند به حوز داخل می شد و آب را به حرکت در می آورد و اولین بیمار که بعد از حرکت آب به حوز داخل می گردید از هر مرض که داشت شفا می آفد در میان آنها مردی دیده می شد که سی و هشت سال به مرض مبتلا بود وقت ایسا او را در آنجا خوابیده دید و دانست که مدت زیاده از که بیمار می باشد از او پرسید آیا می خواهی خوب و سالم شوی؟ آن مرد جواب داد ای آقا وقت آب به حرکت می آید کسی نیست که به من کمک کند و من را در حوز بیان دازد تا من از جایم حرکت می کنم شخص دیگر پیش از من داخل می شود ایسا به او گافت برخیز بسترت را بردار و برو آن مرد فورا شفای آفد و بستر خود را برداشت و برا آفداد آن روز روز هفته بود به همین علت یهودیان به مرد که شفای آفته بود گفتند امروز روز هفته هست تو اجازه نداری بستر خود را ببری او در جواب ایشان گفت آن کسی که به من شفای داد به من گفت بسترت را بردار و برو از او پرسیدند کی به تو گفت بسترت را بردار و برو ولی آن مرد که شفای آفته بود او را نمی شناخت زیرا آن محل پراز جمیعت بود و ایسا از اونجا رفته بود بعد از این جریان ایسا او را در خانه خدا یافته به او گفت او کنون که شفای آفته ای دیگر گناه نکن مبادا به حال بدتر دچاشوی آن مرد رفت و به یهودیان گفت کسی که من را شفای داد ایسا است چون ایسا در روز هفته این کارها را می کرد یهودیان به زجر او پرداختند اما ایسا به آنان گفت پدرم هنوز کار می کند و من هم کار می کنم پس از این سبب یهودیان بیشتر قصد قتل او را کردند چون او نتنها روز هفته را می شکرد بلکه خدا را پدر خود می خوند و بعد این طریق خود را با خدا برابر می صاحب شنوندگی هرجمند بیاید که در این جا کمه مکس نماییم و در زمینه تفکر نماییم نه این دلیل واقعی موضوع نبود آنها در پی کشتن ایسا بر آمدند چون او گفته بود که خدا بند پدر اوست برای آنها این امر قابل قبول نبود که ایسا مسیه است که از طرف خدا بند نازل شده است پس آنها ایسا را متهم به گفر گفتن کردند و در جسد سجوی از بنبوردن او بر آمدند اما کلام مقدس می فرماید و هر چی انجام دهد به پسر نیز نشان می دهد و کارهای بزرگتر از این هم به او نشان خواهد داد تا چما تعجب کنید زیرا همون طور که پدر مردگان را زنده می کند و به آنها زندگی می بخشد پسر هم ارکی را بخواهد زنده می کند پدر بر هیچ کس داوری نمی کند او تمام داوری را به پسر سپرده است تا آنکه همه همون طور که پدر را احترام می کند پسر را نیز احترام نمایند کسی که به پسر بهرمتی کند به پدر که او را فرستاده است بهرمتی کرده است به یقین بدانید هرکی سخنان مرا بشنود و به کسی که مرا فرستاده است ایمان آورد زندگی عبدی دارد و هرگز ملامت نخواهد شد بلکه از مرگ گذشته و به زندگی رسیده است اگر من در باره خودم شهادت بدهم شهادت من اعتبار ندارد ولی شخص دیگر هست که در باره ایمن شهادت می دهد و می دانم که شهادت او در باره ایمن اعتبار دارد شما قاسدان پیش یهیا فرستادید و او به حقیقت شهادت داد من به شهادت انسان نیاز ندارم بلکه بخاطر نجات شما این سخنان را می گویم یهیا مانند چراغی بود که می سخت و می درخشید و شما می خواستید برای مدت در نور او شادمانی کنید اما من شاهد بزرگتر از یهیا دارم کارهایی که پدر به من سپرده است تا انجام دهم بر این حقیقت شهادت می دهد که پدر مرا فرستاده است پدری که مرا فرستاد خودش بر من شهادت داده است شما هرگز نو را دیده اید و نسدایش را شنیده اید و کلام او در دلهای شما جای ندارد زیرا به آن کسی که فرستاده است ایمان نمی آورید نوشته ها را متعالیه می نمائید چون خیال می کنید که در آنها زندگی عبدی خواهید یافت در حال که آنها در باره من شهادت می دهد شما نمی خواهید پیش من بیایید تا حیات بیا بید من از مردم توقع احترام ندارم من شما را می شناسم و می دانم که خدا را از دل دوست ندارید من به نام پدرم آمده ام و شما مرا نمی پذیدید ولی اگر کسی خودسرانه بیاید از او استقبال خواهید کرد شما که طالب احترام از یک دیگر هستید و به عزت و احترام که از جانب خدای یک تا می آید توجه ندارید چگونه می توانید ایمان بیاورید گمان نکنید که من در پیشگاه پدر شما را ملامت خواهم ساخت کسی دیگر یعنی همان موسا که به او امیدوار هستید شما را ملامت می نماید اگر شما به موسا ایمان می داشتید بر من نیز ایمان می آوردید زیرا او در باره من نوشته هست اما اگر به نوشته های او ایمان ندارید چگونه گفتاره مرا باور خواهید کرد دوست گرامی آیا شنیدید که چگونه ایسای مسیح فریسیان که می خواستند او را به قتل برسانند سرزنش کرد ایسا برای فریسیان گفت اگر هر کسی که کلمات و عمال بیمانند مسیح را رد کند آن شخص در حقیقت گفتار یهیا پیامبر و موسا پیامبر و نوشته های سایر پیامبران را رد کرده هست به طور خلاصه هر کسی که مسیح را رد نماید در حقیقت خود خداون را رد کرده هست هر که پسر را عیزت نکند پدر را عیزت نکرده هست رد نمودن کلم و صلاحیت مسیح بمانند رد نمودن کلم و صلاحیت خداون می باشد چون ایسا کلم خداون بود و یکانه کسی است که خداون احده تمام صلاحیت ها و قضاوت را به او سپرده هست هر کسی که واقعا به خدا و پیامبران خداون ایمان داشته باشد همچنان ایمان دارد که ایسا مسیح و فرساده خداوند هست که از بهشت به زمین آمده هست چون تمامی پیامبران خداوند در مورد ایسا پیشگوی کرده هست هر کسی که به نوشته های پیامبران ایمان داشته باشد همچنان می داند و ایمان دارد که ایسا پسر مریم یکانه کسی است که خداوند اندخاب نموده تا نجات دهندگه جهان باشد این چیزی بود که ایسا برای رهبر مذهبی می گفت وقتی که فرمود نوشته ها را مطالعه می نمایید چون خیال می کنید که در آنها زندگی عبدی خواهید یافت در حال که آنها در باره من شهادت می دهند شما نمی خواهید پیش من بیایید تا حیات بیا بید گمان نکنید که من در پیشگاه پدر شما را ملامت خواهم ساخت کسی دیگر یعنی همان موسا که به او امیدوار هستید شما را ملامت می نماید اگر شما به موسا ایمان می داشتید بر من نیز ایمان می آوردید زیرا او در باره من نوشته هست اما اگر به نوشته های او ایمان ندارید چگونه گفتار مرا باور خواهید کرد؟ دوستانه ارجمند همه ایما باید هر یک از این کلمات را به بسیار دقیق ملاحظه نماییم چون خداوند مطال می خواهد بما برای درک عمیق این کلام مقدس بینش درونی عطا نماید بله عزیزان خداوند می خواهد که حقیقت در قلب ما جایی بگیرد اگر می گویم که ما با پیامبران اعتقاد و ایمان داریم پس به کسی که ایشان شادت دادند نیز باید ایمان داشته باشیم و آن چخص ایسای مسیمه باشد دوستانه گرامی درس امروز خود را می خواهم با این سؤال بپاین ببریم آیا شما واقعا با پیامبران خدا ایمان دارید؟ بساری ها به گفته یک پیامبر اعتقاد دارند اما جای بسیار تعجب این است که فقط ادهه کمی از مردم به تعداد زیاد از پیامبران که کلام مقدس خداوند را نوشتند ایمان و اعتقاد دارند در مورد شما چطور؟ آیا شما به انبیاء و پیامبران ایمان دارید؟ دعای ما از خداوند محرمان برای شما دوستان این است تا خداوند شما را با برکات خود سرفراز ساخته و با قلب شما گب بزند و شما را در راه راستی نجات و رهائی از قید و گنار رهنما و مددگار باشد موسیقی دوستانی عزیز حالا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دوت میکنیم نام ما یوناتان است ما در یکی از ممالک عربی خلید در ایک فامیل مسلمان به دنیا آمده ایم وقتی که 18 ساله بودم خدا یک دوست مهربانه نصیبه مکد ما چون مثل بعض عرباش و اختباه بودم هر وقتی که دوست خودمی دیدم امروش یه قدر مذاق میکدم که او را به تکلیف می ساختم اما آیستا آیستا دوستی ما به حد یه همیخ شد که مثل یک برادر یکی دیگر بودیم هروز وقتی که ما به مشوره ضرورت می داشتم او مشوره برایم می داد در اون وقت او انوز مسیحی نبود ای دوستم بسیار رازدار بود هرچیزی که امروش قصم میکدم اگر لازم نبود که به کسی باید او را در دل خود نگاه میکد ما هم کوشش میکدم که راز او را پیش خود نگاه کنم ما واقعا مثل یک برادر یکی دیگر خود را دوست داشتیم چند وقت از دوستی ما تیر نشده بود که در دل خود در طلاش یافتن خدا شدیم به خاطر که ما هیچ رابطه با خدا نداشتم از این لحاظ زیاد رنگ می بردم ما از در اون دل خود می خواستم که امرای خدا رابطه داشته باشم ما با وجودی که از سنف اول اروز کتاب دینی خودم می خواندم اما هر قدر کلان شده می رفتم سوالای زیادتر در باره دین اجدادم و خدایی که از او طریق شناخته بودم در دلم پیدا می شد ما امرای خود می گفتم که چرا خدا یک قدر از ما دور است و هیچ در باره مشکلات ما فکر نمیکنه ما مثل دگرها به یکی ده بودم که یک فرشته در شانه راستم و فرشته دیگر در شانه چپم ششته و هر روز یکی کارای خوب و دیگرش کارای خراب من را نشته میکنه ما وقتی که به زندگی خود فکر میکنم و او را به حکام دینی خود می سنجم به این نتیجه می رستم که نه ما و نه حتی پریزگار تاییم شخص نمیتونه که خود از آتش دوزه خلاص کنه بخاطر که نه ما و نه کسی دیگر پیدا می شه که بگویه که ما هیچ گناه نکدیم بر علاوه در حکام دینی ما نوشته شده بود که بعض گناهای کبیره وجود دارن که هیچ قابل بخشش نیستن در حاله که ما خودم و بی ساری کسا مرتکب ایتر گناه شدن و می شن از خود سوال میکنم که آیا خدا عادل نیست که ما را از روز اول برای جزا دادن خلق کده خدا می فهمه که ما انسان زیف هستیم و گناه از ما سر می زنه وقتی که به ای سوالا فکر میکنم دیوال جدایی بین ما و خدا کلان شده و کلان شده می رفت ما ایره امرای خود می گفتم تا که میتونم گناه بکنم بخاطر که هر قدر اگر پاک باشم باز هم به دوزه خواد رفتم ما از رای غلط در جسجوی خدا بودم یک روز ما به خانه دوستم رفتم تا او وقت او انوز مسیحی نبود اما پدر و مادرش مسیحی بودن و در خانهشان محفل عبادت داشتن اوروز اونا یک فلم زندگی ایسای مسیح را برای ما نشان دادن خوب به یادم هست که ما سر اونا چقدر خنده کده و اونا را رش خند کدم ما می گفتم ای چطور انکان داره که یک پیغمبر در تلویزون دیده شوه آیا کسی چیره هزرت ایسا را رسامی کرده است؟ آیا در او وقت کمره پلورایت وجود داشت؟ ما خنده میکدم اما در او وقت هیچ کس جواب من را نداد چند وقت بعد فهمیدم ای دوستم به ایسای مسیح ایمان آورده و پیروه او شده وقت که ما از این موضوع خبر شدم در مقابل او از خود شدم ما ایران ماندم که مسیحت به او چیزی بتر از من را داده که او پیروه مسیح شده و خوده ایقدر مسروف که ایسا در این مملکت عربی خلیج ساخته ما گفتم این مسیحت چیست؟ ایمان داشتن به سه خدا؟ یکی از خدایان اونا مرد و هال دو خدای اونا باقی مانده ما در این فکرها غرق بدم که یک شهو در باری ایسای مسیح خواه دیدم در خواه ایسای مسیح به ما گفت که پیش بروم انجیل بخونم و او رای راستی را و زندگی را به من نشان خواهد داد وقتی که از خواه خیستم ایران ماندم و با مادر خود قصه کدم مادرم خواه مرا یه تو تبیر کده گفت ایسای مسیح را در خواه دیدن با مانای کامیابی و خوشبختی است این تبیر او مرا ایران ساخت چند روز بعد من دوست خودم ملاقات کدم و میخواستم که او وقت زیادتر امراه ما تیر کنه اما او برم گفت که روزی یک شمبه است و میخواه کلیسا بره مرا هم به رفتن به کلیسا دعوت کد دلم میخواست که بفهم مسیحان چه قسم عبادت میکنند از این خاطر امراه او به کلیسا رفتم وقتی که در کلیسا رفتم در او روز اونا شام خداونده برگزار میکدن یکی از عزای کلیسا با من گفت تا کسی به ایسای مسیح ایمان نداشته باشه نمیتونه در شام خداوند شرکت کنه سوالایی که دیگه بار داشتم دوستم برم حل کد بعد از او دباره مسیحت زیادتر فکر کده شروع به خاندن انجیل کدم ارقدر که میخاندم باز هم دلم میشد که زیادتر بخانم و زیادتر دباره ایمان مسیح ملومات پیدا کنم ما واقعا تشنه یک قد بودم یکی از دوستانه که من در کلیسا ملاقات کده بودم یک روز من را بچه های صبح دعوت کد و گفت که به سوالای من دباره ایمان مسیح جواب میده وقتی که به خانه او رفتم اولین سوال ما از او ای بود آیا او آرزو نداره که پیرو دین ما یعنی اسلام شوه؟ او بسیار با ملائمت جواب داده گفت من کتاب دینی شما را خوب خانده ایم از جواب دادن و طرز برخورد او فهمیدم که او هم دباره کتاب دینی ما خوب ملومات داره و هم به رسم و رواج ما مردم عرب او خوب احترام داره چند افتباد باز امرای دوستم به کلیسا رفتم من او روز هرگز در زندگی خود فراموش نمی کنم باز محفل شام خداوند بود کشیش پیش روی محفل به مردم شام خداوند تقدیم میکد من پیش کشیش رفتم کشیش نام من را گرفته و من گفت این شربت نمونه خونی عیسای مسیست که بخاطر تو ریخته شده این نان هم نمونه بدن مسیست که برای ما توته شده او کلیسای کلان بود و چند ست نفر در او شرکت داشت من ایران مندم که کشیشی کلیسا چطور نام من را میفهمید در او روز من قلب خدا به عیسای مسیست تسلیم کدم و پیروع او شدم ما و دوستم اردوی ما سر خود نام های نو مندیم من نام خدا یوناتان مندم و او نام خدا داوود من و ما یک اکس یادگاری از دوستی امی خود گرفتیم دوست های میرمان ای بود نتیجه داشتن دوست خوب که من را به طرف خداوند حقیقی رهنمائی کرد گفتنی در باره محبت مسیح خداوند زیاد است که با شما بگویم اما گفتن تا چشیدن فرق داره بیتر باشه که شما خودتان محبت مسیح را بچشین در او وقت اطمن میگین که یوناتان واقعا عقب جانب بود واقعا بیان محبت مسیح بپایان است آلما میخوایم در باره زندگی شخصی خود با شما بگویم ما عروسی کردیم خداوند به ما خانم میرمان داده سه بچه جوان دارم ما در تعلیم و تربیت تحصیل کردیم و وظیفه معلیمی دارم دل ما پرش شوق بر خدمت به مردم عرب ماست که اونها هم خداوند حقیقی را بشناسند خداوند شما را برکات زیاد نصیب کنه برادر شما یوناتان شننگه هرجمند وقت درس راهی راستی در اینجا به پایان میرسد از شما دوستان گرامی دعوت میکنیم تا در درس بعدی که باسم با داستان واقعی و جالب ایسای مسی ادامه خواهد داشت با ما یکجا باشید حال با این آیت از کلام مقدس که ایسای مسی آن را برای فرسیان گفت همه شما عزیزان را به خداوند مهربان و یگانم ایسا باریم اما اگر به نوشته های موسا ایمان ندارید چگونه گفتار مرا باور خواهید کرد؟ موسیقی موسیقی