Acts Chapter 18

  5 minutes 4 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

عمال فصل عشده هم همانجا ماند و با هم کار می‌کردند او همچنین در روزهای ثبت در کنیسه صحبت می‌کرد و می‌کشید که یهودیان و یونانیان ایمان بیاورند وقته که سیلاس و تیموتاوس از مقدونیه آمدند پولوس همه وقت خود را وقف اعلام پایام خدا نمود و برای یهودیان دلیل می‌اورد که ایسا همان مسیح وعده شده است و اما چون ادهه از یهودیان با او مخالفت و نسبت به او بذبانی می‌نمودند او دامن چپن خود را تکان داد و به ایشان گافت پس آنان را ترکد و برای اقامت به خانه یک غیریهودی به نام تیتیوس که مرد یک تا پرست بود رفت خانه او در جنوب کنیسه یهودیان واقعی بود کورسپوس که سرپرست کنیسه بود در این موقع با تمام احل خانه اش به خداوند ایمان آورد به علاوه بسیاری از احل قرانتوس که به پیام خدا گوش می‌دادند ایمان آوردند و تحمید گرفتند یک شب خداوند در رویاب پولوس گافت و در این شهر مردم بسیار هست که متعلق به من می‌باشد به این سبب پولوس مدت یک سال و شش ماه درانجا ماند و کلام خدا را به ایشان تعلیم می‌داد اما هنگام که گالیون به سیمت والی رومی در یونان ماموری خدمت شد یهودیان دست جمعی بر سر پولوس فخته او را به محکمه کشیدند و گفتند این شخص مردم را وامی دارد که خدا را با رویش‌های که برخلاف قانون هست پلاستش نمایند پولوس هنوز حرف نزده بود که گالیون خطاب یهودیان گافت ای یهودیان اگر جرم و جنایتی در بین باشد البته باید باید داهای شما گوش می‌دیدین اما چون این مسائل مربوط به کلمات و انوان و لقف و شریعت خودتان می‌باشد باید خودتان آن را عال و فصل نمایید من نمی خواهم در چونین اموری قضاوت کنم سپس آنان را از محکمه بیرون کرد در این موقع آنها سوستی نیست را که سرپرست کنیسه بود گرفتند و در پیش مصنف قاضی نتوکوب کردند اما گالیون توجهی به این جریان نداشت پولوس مدت درانجا ماند و آخر با برادران خدافزی کرد و با کشتی آزم سوریا شد و پرسکلا و اکیلارا هم امرای خود برد در شهر کنیخریه پولوس سر خود را تراشید چون نازر کرده بود وقتی آنها به افسوس رسیدند پولوس از همسفران خود جدا شد و بطنهایی به کنیسه رفت و با یهودیان به مباهی سفر داخت از هوا خواهش کردند که بیشتر آنجا بماند اما هوا قبول نکرد هوا از اشان خدافزی کرد و گافت اگر خدا بخواهد باز پیش شما بر می‌گردم و افسوس را تر کرد وقتی به ساحل قیسریا رسید به ارشلیم رفت و پس از سلام و احوال پرسی با اهل کلیسا به طرف انتاکیا رکت کرد پس از این که مدتی در آنجا اقامت کرد بار دیگر به سفر رفت و در سرزمین‌های غلاطیا و فریجیا می‌گشت و شاگردان را تقیط می‌کرد در این هنگام مرد یهودی به نام آپولوس که متولد اسکندریا بود به افسوس آمد او ناطق فصی و در کلام خدا دانا و توانا بود و در طریق خداوان تربیت یافته و پرشور و شوق روحانی بود او حقایق زندگانی ایسا را به درستی تعلیم می‌داد اگرچه فقط از تعمید یهیا آگاهی دارد او در کنیسه بدون ترس و واهمه شروع به سخن گفتن کرد در آنجا بود که پرسکلا و اکیلا سخنان او را شنیدند و او را پیش خود آوردند و طریق خدا را به تفصیل بیشتر برای شرح دادند وقتی می‌خواست به یونان سفر کند برادران از او حمایت کردند و به ایمانداران در آن سرزمین نوشتند که با گرمی از او استقبال نمایند و او از موقع ورود خود به آنجا به کسانه که از رای فیض خدا ایمان آورده بودند زیرا در مقابل همه با کوشش بسیار به اساس بودن اداهای یهودیان را ثابت می‌کرد و با استفاده از کلام خدا دلیل می‌آورد که ایسا همان مسیح وعده شده است