Acts Chapter 17:1-17 - Paul and Silas Arrested in Thessalonica

  33 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موجده نجاح برنامه از راژیو صدای زندگی سلام شنوندگان محترم مصروفیم که این یک با برنامه دیگی از سلسله برنامه زندگی سرشار در خدمت شما دوستا قرار داریم نهایت آرزوی ماست که همه شما دوستا همراه با خانوادیتان جور و صحت من بوده و آماده شنیدنه برنامه اینوبت ما باشین بارزوی بهروزی و شادکامی شما دوستا می پردازیم به نشره برنامه اینوبت خیش خوب شنوندهای مهربان در برنامه اینوبت زندگی سرشار برادرهای ما پیام و جاوی جان از فصل هفته همه کتاب اعمال رسولان از آیت اول تا به هبتر برمو شما میخانن و در موردش گپ میزنن در جریان برنامه اگر براتان سؤال پیدا میشه لطفا سؤالتانا با ما مترح کنین خوب پس بین که با هم یک جای به برنامه اینوبت گوش بدیم دوستای مهربان سلام احساس خوشی میکنیم که باز در خدمت شما قرار گرفتیم تا قسمت دیگه درس های کتاب اعمال رسولان با شما تقدیم کنیم دوستای مهربان ما در صحبت گذشته فصل 16 همه کتاب اعمال رسولان تا آخر خاندیم و روی هر یک آیات گفتیدیم خدا پولس رسول وسیله سر بشکر ماجزه از زندان آزاد کد و او فلیپی را ترک کد ما در این صحبت از فصل 7 کتاب اعمال رسولان شروع میکنیم ما و شما میبینیم که پولس بعد از فلیپی به کجا میره خوب جامد جان شما آیت اول فصل 17 را بخوانید پولس بعد از ترکدن فلیپی و گذشتن از آمفیپوریس و اپولونیا به تسالونیکی رسیدن تسالونیکی مرکز ایالت مقدونیه بود آنه هم شهر تسالونیکی به نام سالونیکیا یاد میشه سالونیکیا هانه هم مثل او زمان یکی از شهرهای مهم شمال یونان است پولس رسول هم در ساله به نام رساله اول و دوم تسالونیکیان یاد میشه به کلیس های نوتاسیس ای شهر نوشته کده شهر تسالونیکی در مرکز اتقاطو چندین شهرهای تجارتی واقعی بود و ای شهر خودش هم یک مرکز مهم تجارتی بود خدا برای رفتن و بشارت پولس شهر را انتخاب کده از ای شهر امکان داشت به جاهای مختلف پیام انجیل به خوبی انتشار پیدا کنه یک موضوع دیگر را هم قابل یادوری میدانم وقتی که پولس و سیلاس از فلیپی بخاطر بشارت دادن انجیل به شهرها و مناطق دیگر روانه شدن لوقا اونا را امرهایی نکده بلکه در فلیپی ماند این موضوع از طرز نوشته ای آیت اول فصل 17م مالوم میشه که لوقا به عوض این که نوشته کنه که گزشتیم نوشته میکنه گزشتن خوب جاوی جان آنه آیت دوب و سیر را بخانین پولس به پیروی از عادت همیشگی خود داخل کنیسه شد و در سه روز عبادت به طور عادت با استفاده از کلام خدا با آنان مبایثه میکرد و توزه میداد و دلیل میاورد که لازم بود مصی رنگ ببیند و پس از مرک زندگردد او میگفت ایسای که من به شما ایلان میکنم امان مصیه است پولس به بشارت دادن به هر شهره که داخل بشد اول به کنیسه یهود میرفت در تسانونیکی هم پولس به کنیسه یهود رفت و سه هفته هر روز شنبیه به کنیسه رفت و معاوضه کرد در اینجا ما بسیار خلاصه پیام پولس را میبینیم مصی لازم بود که رنگ ببیند و پس از مرک زندگردد شد پولس این متلبه از روی عاد عتیق با آنها بیان کرد پولس با دلائل با آنها گفت این ضروری بود که مصی باید رنگ می کشید و کشته می شد تا ما نجات پیدا کنیم پولس برشان گفت شما ببینین آیا ایسا رنگ نکشید و کشته نشد؟ آیا دوباره زنده نشد و ما او را نجیدیم؟ پس ایسا مصی وعده شده است که آمد و رنج کشید و بر روی سلیب مرد و دوباره زنده شد او گفت ما ایسا را به شما معوضه میکنم که او مصی معوض و نجاتهنده شما است پولس و سیلاس را بمیان جمعیت بیاورند که پس آنها در فصل بیست اعمال میخانیم که پولس رسول را در سفر هم رایی میکدن خوب جاوید جان آنها آیات شش و هفته بخوانید که گفتن یاسون و عده از برادران را پیش انجمن شهر کشیدند و فریاد میکردند این کسانه که دنیا را به هم ریختند آلا به اینجا آمدند و یاسون آنان را به خانه خود برده است اینها همه برخلاف احکام امپراتور عمل میکنند و اداها دارند پادشای دیگر بنامی ایسا وجود دارند اول گروه مشتهل کوشش کردن که پولس و سیلاس را پیدا کنند اما وقتی که او را نیافدند به خانه یاسون حجوم بردند پولس و سیلاس در خانه یک نو ایمان بنامی یاسون بود و باشد داشتند مردم که زیاد تحریک شده بودند یاسون و ایماندارای دیگر را کش کرده پیش مسئولین شهر بردند اونا یاسون را به این متهم کردند که کسایی که دنیا را به شور آورده او در خانه خود جا داده این تهمت تا جای درست بود بخاطر که پولس و سیلاس واقعا قلم روی شیطان در هم و بر هم کرده بودند پولس و سیلاس نتنخواه به این متهم شدند که یک مصحب بیگانه را تبلیغ میکنند بلکه یک پادشای دیگر را هم بجای قیصر یعنی امپراتور اعلان میکنند در امپراتوری روم اجازه نبود به عوض امپراتور کسی پادشای دیگر را اعترام و تبلیغ کند کسی اگر این کار را میکرد این جرم بسیار کلان اصاب میشد مردم عادی وقتی که شنیدن که پولس و سیلاس این کار را کردند فکر کردن که اونا واقعا دشمنان امپراتوری روم استند با شنیدن این جمله جمعیت و انجمن شهر بشدد به اجان آمدند ولی به هر حال یاسون و دیگران را در مقابل دریافت زمانت آزاد کردند با وجود اعتراض و خشم مردم چون مسئولین شهر نتانستن که پولس و سیلاس را پیدا کنند از یاسون که اونا را در خانه خود جای داده بود زمانت کردند و او را آزاد کردند البته از یاسون زمانت ای را گرفتند که پولس و سیلاس دیگر در شهر نیاین و اگر دیگر دفع پولس و سیلاس پای خود را در شهر ماندند یاسون و امنظرانش مسئول خواهد بودند با وجود که پولس و سیلاس نتانستن که در تصالونیکی زیاد وقت بمانند اما باز هم کلیس های جوانی که اونا در تصالونیکی تشکیل کده بودند رشت کرد پسانا پولس در رساله های خود به کلیس های تصالونیکی نوشته می کند که از ایمان و خدمتشان مثل فلیپی خوش هست آله آیت ده تا دوازه را می خانم وقت که تاریکی شد برادران پولس و سیلاس را به بهیریه روان کردند یهودیان مقیم آنجا از یهودیان تصالونیکی روشن فکر تر بودند آنها با علاقه کامل با پیام پولس و سیلاس گوش می دادند و هر روز نوشته ها را متعلم می کردند تا بیبینند آیا آن سخنان متابق کتاب است یا نه بنابراین بسیاری از آنان ایمان آوردند و عده زیاد از زنان متنفس و محترم یونانی و مردان نیز اهل ایمان شدند در ظرف سی هفته ایمانداران سرسپرده به مسیده تصالونیکی به وجود آمده بودند ایمانداران نو ایمان شبانه پولس و سیلاس را به بهیریه رساندند ایسای مسید گفته بود اگر در یک شهر به شما جفا می رسانند به شهر دیگر برید پولس هم بارها ای کارکت فرار اونا از یک شهر به شهر دیگر معنی شکست اونا نبود برکه با رفتن اونا از یک شهر به شهر دیگر انجیل زیادتر پخش می شد و مردان زیادتر مجده نجات معوضه می شد پولس و سیلاس کسای نبودند که آرام بشینند اونا به اسطلاح هنوز عرق پایایشان خشک نشده بود که به کنیسه یهود بر معوضه و بشارت دادند به ایسای مسی رفتند آلی اگر خادمه به مشکل مواجه می شد تا مدت اول اون مشکل رفتن فراموش نمی کند و در زمن برمدت زیاد به دوباره قوت گرفتن ضرورت پیدا می کند اما پولس و سیلاس اتا بدون ای که استراحت کنند تا خستگی سفرشان رفت شد و به خدمت خود فورا ادامه می دادند یک موضوع جالب دیگر که دیگر قسمت وجود داشت ای بود که آنها با احلاقی کامل به پیام پولس و سیلاس گوش می دادند و هر روز نوشته ها را مطالعه می کردند تا ببینند آیا آن سخنان مطابق کتب هست یا نه کسایی که در بیریه پیام پولس و سیلاس می شنیدند بر ای که درست بودن و نادرست بودن او را بر خود معلوم کنند به کتاب های عهدی عتیق مراجعه می کند اونا چشمپوت مخالفت و یا موافقت نمی کند متاسفانه بعض مردم ما وقت که می شنوند ای پیام از انجیل مقدس است بیدون ای که در باره او فکر کنند او را با اقایق تورات و زبور و نوشته های انبیاء مثل دانیال، اشا و ذکریا مقایسه کنند فورا می گند انجیل تعریف شده و ما ضرورت به شنیدن او نداریم وقت که سوال شده که انجیل در چه وقت تعریف شده و کی او را تعریف کرده اونا بر ای سوال جواب هم ندارند صرف می گند که انجیل تعریف شده از خداون می خواهیم که به هموطنهای عزیز ما ای حکمت ببخشه که پیام انجیل چشمپوت رد کده از شنیدن و خاندن او انکار نکنند بلکه او را با قلب باز بشنوند و بخوانند باید از او در باره او تصمیم بگیرند جاوید جان آنه آیات 13 تا 15 را بخوانید ولی وقتی یهودیان در تسالونیکی اطلاع یافتند که پولز در بیریا نیز کلام خدا را منتشر ساخته است با آنجا آمدند تا مردم را بشورانند به این جهت برادران فورا پولز را به لب دریا فرستادند و سیلاس و تیموتاوس اردو در امانجا ماندند امروان پولز او را تا شهر آتن امرویی کردند سپس پولز با آنان امر کرد که به بیریا باز گردند و ارچی زودتر سیلاس و تیموتاوس را پیش او بفرستند باز هم سنگندازی یهودیان در مقابل بشارت دادن پولز رسول یهودیان اتسالونیکی به این اکتفا نکدند که پولز را در شهر خود آزار رسندند بلکه او را نمی ماند که حتی در شهر دیگه هم بشارت بده از این خاطر وقتی که خبر شدند که پولز و سیلاس در بیریا بشارت میتند به بیریا رفتند که مردم را برزده او تحری کنند اما عجیب هست که این مخالفت های یهودیان نه تنها مانه انتشار کلام خدا نمی شد بلکه باعث انتشار زیادتر او می شد پولز و امروانش کسانه نبودند که به یک جا برسند و آرام بینشنند اونا به هر شهر و به هر جایی که می رفتند و با مردم روبرو می شدند دباره نجات که در ایسای مسیح وجود دارد به مردم گرم می زدند خداون خدمت اونا را برکت می داد و مردم به ایسای مسیح ایمان آورده نجات می آفدند کسایی که ایسای مسیح را به حیث خداوند خود قبول می کدند زندگی اونا کاملا تغییر می آفد و اونا خودشان به بشارت دادند و کمک به کسانه که به ایسای مسیح بشارت می دادند کمر بسته می کدند ای ایمانداران چقدر به ایمان خود وفادار بودند اونا پولس رسوله که به خطر روبرو بود فورا از بهیریه کشیدند اتا اونا نماندند که پولس رسول رای دور و درازه تا آتان تنها برد بلکه او را تا آتان امرایی کدند پولس وقت در آتان در انتظار سیلاس و تیم تاووز بود از این که شهر را آن طور پر از بط می دید امیقا متحصر شد و به این دلیل در کنیسه با یهودیان و یک تا پرستان و هر روز در می دان شهر با ره گذران به گفتگو می پرداخت به این ترتیب پولس نه به خواهش خود بلکه به خاطر مخالفت یهودیان مجبور به فرار به آتان شد شهر آتان بین سالهای سی ست تا پنج سد پیش از مراد مسیح از بزرگترین و مهمترین شهرهای غرب به شمار می رفت بر علاوه آتان پای تخت امپراتوری یونان هم بود آتان حال هم پای تخت یونان است در اون وقت مشهورترین فیلسفان غرب در آتان زندگی میکدن پوهندتون های زیاد در آتان فعال بود اندیشه دیمکرسی بر اولین بار در آتان بوجود آمد اما در سال 146 میلادی رومیان آتان را فتح کردن و تمام یونان را زیر قلم را به خود آوردن اما اجازه دادن که آتان به حیث یک شهر آزاد باقی بمانه به خاطر که رومی ها علم و فرهنگ یونانی ها را بسیار تحسین میکدن از این خاطر حتی در زمان پولس رسول هم آتان به حیث یک مرکز عمدی علم و فرهنگ و طرز تفکر امپراتوری روم باقی مونده بود فیلسفان و دانشمندان مشهور از گوشه و کنار جهان بر بحث و مباحثه به آتان می آمدن یونانی ها خداهای زیاده را پرستش میکدن از این خاطر در هر گوشه و کنار شهر بوتهای خدایان اونا استاده بود داره معلوم می شه که شهر پر از بوت هست پولس رسول وقتی که شهر کلان آتان را دید که از بوتها پرست بسیار غمگین شد پولس وقتی که وضع شهر را به این شکل دید خوش نبود که در این شهر زیاد وقت باقی بمانه اما بخاطر که بر رسیدن سیراس و تیموتاوس انتظار می کشید مجبور بود مدت در این شهر بمانه این عادت پولس رسول بود که نمی تانست آرام بینشینه او خداوند حقی را در ایسای مسیح شناخته بود وقت که یه قدر بوته در شهر می دید برش مشکل بود که به مردم نگویه که شما به عوض خدای حقی از بوتهای پیروی میکنین این درست نیست با وجود که شما خدا دانشمن و فیلسوف می دانین اما تا انوز خدای حقی را نشناختین پولس بر بیان حقیقت خدا لحظه ای را هم زایی نمیکد وقتی که او به کنیسه می رفت به یهودیان و خداپرستان در باری خدای حقیقی گفت می زد وقتی که در کوچه و بازار بود باز هم به مردم در باری ایمان خود بشارت می داد آله آیات 18 تا 21 هم می خونم عده از فلسفادانان اپیکوری و رواقی به او برخرد کردن و با عقایدش به مخالفت پرداختن بعضی از آنها می گفتن این پرگوی چی می خواهد بگوید؟ دیگران می گفتن گویا مبلغ خدایان بیگانه است زیرا مجده ایسا و رستاخیز را بشارت می داد پس او را گرفته به شورای کوی مریخ بردن و گفتن ممکن است بدانیم این تعالیم نوی که تو پیشنهاد می کنی چی است؟ سخنان تو به گوش ما عجیب می آید ما می خواهیم معنی آن را بفهمیم آتنی ها و خارجی های ساکن آنجا همه وقت خود را سرف گفت و شنود در خصوص عقاید نو می کردن دوست های عزیز پولس در شهر آتن در کنار راه رو و یا در کنار پارک استاده بود و به مردم در باری ایمانش صحبت میکد بعضی مردم استاده بودن و به صحبت او گوش می گرفتن و بعضی هم بدون توجه به صحبت او از اوجه تیر می شدن در این وقت یک تعداد فلسفدانان اپیکوری و رواقی هم به شنیدن صحبت او استاده شدن اپیکور فلسف بود که تقریبا سی ست سال پیش از ایسای مسیح زندگی میکد او به این عقیده بود که زندگی بغیر از لذت بوردن و فارغ بال بودن چیزی دیگه نیست اما فلسفان رواقی مخالف این عقیده بودند اونا می گفتند که انسان باید قوی باشد و بتان رنج و زحمت تعمل کند مطابق به عقیده اونا انسان باید در تلاش لذت زندگی نباشد بلکه کوشش کند که بری این قسم خواهشات غلبه پیدا کند وقتی که پیروان ای هر دو فلسفه به گفت های پولس رسول گرش گرفتند با او مخالفت کردند به نظر اونا طرز تفکر پولس و گفتار او به استلاح چتیات معلوم شد از این خاطر او را به شورای مریخ بردند کوه مریخ یک تپه بود که دما بین شهر آتن قرار داشت شورای این شهر در اونجا جلسه میکدد شورا قدرت و صلاحیت زیاد داشت وقتی که پولس به شهر آتن رفت در اون وقت هر معلم مکتب و فلسفه نو که داخل شهر آتن می شد از اون سوال و جواب میکدند از این خاطر پولس رسول را به خاطر تعلیمات که به نظر اونا نو بود بر سوال و جواب به این شورا بردند ای عادت یونانی ها بود که بسیار جروبحص میکردند یکی از علتهای سقوط یونان به دستی رومی ها هم ای بود که یونانی ها جروبحص میکدند اما رومی ها جنگ آیات 22 و 23 را می خانم پس پولس در میان شورای کوه مریخ برخواست و فرمود ای مردم شهر آتن من می دانم که شما در کلیه اموری دینی بسیار دقیق و باریکبین استید زیرا وقت در شهر شما می گشتم و معبودهای شما را مشاهده کردم به قربانگاه رسیدم که بران نوشته شده بود تقدیم به خدای ناشناخته من امان کسی را که شما می پرستید اما نمشناستید با شما اعلام میکنم پولس واحض بردسته بود وقتی که او خواست بری یونانیان و بخصوص بری فیلسوفان اونا ماوزه کنه کوشش کرد که بشکلی با اونا ماوزه کنه که برای اونا قابل فهم و درک باشه اما او هرگز بر افاده بهتر پیام خود روح اصلی پیام خود را تغییر نمی داد در هر جای اساس ماوزه ای پولس مسیحی مسلوب و قیام کده بود اما در هر جای با در نظر داشت شنوندگان مسیحی مسلوب و قیام کده را بشکلی ماوزه میکد که بر شنوندگان قابل درک باشه قصد به یهودیان با یک شکل و به خداپرستانی که دین یهودی را قبول کده بودن بشکل دگه ماوزه میکد اما در حضور شورای مریخ که شنوندگانش یونانیان بودن و اقصد اونا بودپرست بودن بشکل دگیه ماوزه میکنه او دباره خدا گفت میزنه که تمام جهان خلق کده مردم آتن بسیار مذهبی بودن اما اگر خوب دقت کنیم هیچ مذهب منظورم از قوانین و اصول مذهبیست نمیتانه بر نجات انسان کار را انجام بده در دنیا ملیونها انسان از مذاهب یعنی از اصول و مقررات مذهبی پیروی میکنن و شاید خوب مذهبی هم باشن اما باز هم سرگردان استن و نجات یافته نیستن مذهب و اصول مذهبی نمیتانه انسان نجات بده نجات صرف در ایسای مسیح وجود داره وقتی که پولس رسول به مردم آتن میگه که شما بسیار دیندار استین منظورش ایست که ای مردم آتن شما بسیار خرافاتی هستین که به بطها که از سنگ و چوب ساخته شدن و دیوها قربانی میکنین نه بر خدای حقیقی ایمان کور در اصل خرافات است مردم آتن با وجود که بلندترین حکمت و دانش داشتن اما خدای حقیقی را نمیشناختن و خرافاتی بودن کلام خدا میفرمایه که انسان به حکمت خود نمیتونه به خدا برسه پولس وقتی که در شهر آتن میگشت در بین قربانگاه بیشمار قربانگاه را دید که سر اون نوشته شده بود تقدیم به خدای ناشناخته یونانیان با وجودی که به سطح خدا ایمان داشتن باز هم بعض اونا فکر میکدن که خدای ناشناخته وجود داره که بالاتر از همه خدایان است به ای خاطر بره خدای ناشناخته هم یک مذبه را ساخته بودن از ای خاطر پولس به اونا گفت ما پیام ای خدایی که شما تا هار ناشناختین به شما اعلام میکنم و یا ما ای خدایی که بره شما ناشناخته است معرفی میکنم پولس از ای طریقی خوبی بر بیان کدن پیام خود استفاده کده او با استفاده از دانش خود اونا پیام خود را به اونا بیان کرد او عقیده و مذهب اونا را توحید نکد او برشان گفت او چیزی که شما در تلاشش هستین اما تا حال او را ناشناختین به شما معرفی میکنم ما و شما هم ضرورت داریم که از طرز صحبت کدن پولس درستاندن پیام به مردم استفاده کنیم آیات 24 تا 27 را میخانم آن خدایی که دنیا و آن چی درهان است آفریت و صاحب آسمان و زمین است در خانه های ساخته شده به دست انسان ساکن نیست و چیزی که آدمیان با دست های خود برای او فراهم نمایند نیاز ندارد زیرا خدا است که نفس و زندگی و همه چیز را به جمعی آدمیان میبخشند او تمام مردم را از نسل یک انسان آفریت تا در تمام سطح زمین ساکن شوند و برای آنان اوقات مقرر فرمود و برای بودوباششان عدود معین کرد تا خدا را بجوین و کرکرانه پی او نگردند تا شاید او را بیابند و آنکه او از هیچیک از ما دور نیست پولس خدایی که برای یونانیان ناشناخته است صفت میکنه او خالق دنیا و هر چیز است او صاحب آسمان و زمین است ای خدا که خالق آسمان و زمین است هیچ وقت گشنه نمیشه و به قربانی ها ضرورت نداره پولس برشان میگه ای خدا نتانا به خوردن و نوشیدن ضرورت نداره بلکه او روزیدهنده تمام انسان هاست ای خدا امکانات ای را بر انسان ها یعنی مخلوقش آماده کد که او را بشناسن و کرکرانه بر ریافتن او سرگردان نشود همه انسان ها اولاده ای آدم و هوا هستند و یک خون در اونا در جریان هست ما همه چون اولاده یک انسان هستیم با هم برابر هستیم و از یک دیگه هیچ برتری نداریم بر خدا همه انسان ها ولو که به هر طبقه چی غلام و چی امیر تعلق داشته باشند همه با هم برابر هستند آله آیات 28 تا 31 ها میخانم زیرا در او زندگی میکنیم و در او عرقت و استی داریم چنان که بعضی از شاعران خودتان گفتن ما نیز فرزندانه او هستیم پس چون همه اما فرزندان خدا هستیم نباید گمان کنیم که ذات خدایی منند پیکره اصطلاح و نقره و سنگ هست که با آنر و مارت آدمی تراشیده می شود خدا بر دوران جهالت چشم پوشیده هست اما اکنون در همه جا بشر را همر بطوبه می فرماید زیرا روزی را معین فرمود که جهان را با راستی و درستی با وسیله شخص که برگذیده خود او است دواری فرماید و برای اثبات این حقیقت او را پس از مرگ زنده کرد پولس شیر یک فیلسوف خود اونا را نقل قول می کنه و برشان میگه که حتی فیلسوفان خود شما هم در باری این خدای حقیقی گفته ده یکی از فیلسوفان دیگی اونا در باری خدای مشتری یا زیوست نوشته می کنه که ما از نسل او هستیم پولس به اونا میگه که شما از نسل زیوست نیستین بلکه فرزندان خدای حقیقی هستین پولس با استفاده از نظرات فیلسوفان نبود پرست می خواهد که پیام خود را به اونا بفهمانه پولس برشان میگه که ما فرزندان او هستیم و یا ما را که او خلق کده ما چطور میتونیم که او را به شکل بطه به دست خود بسازیم و او را خدا گفته پرستش کنیم پولس در نتیجه موزه خود به مردم آتن میگه که خدا یک داور و یا یک روز داوری را تیین کده پیش ازی که ای روز داوری و قضاوت برسته بهتر است که ای داور و یا قاضی را بشناسین و از ای روز سخت نجات پیدا کنین ثبوتی که او واقعا داور است و حق داره که دنیا را داوری کنه ایست که خدا او را از مرگ زنده کده به ای ترتیب پولس با موزه خود اونا را به ایمان به ایسای مسیح داوت کده جاوی جان آل آیات سی و دو و سی و چار را بخوانین وقتی این مطلب را در خصوص رستاخیز مردگان شنیدن ادهه مسخرا کردن وله ادهه گفتن خوب دباره ای چیزا در فرست دیگر با سخانه تو گوش خواهیم داد به ای ترتیب پولس شورا را تر کرد چند نفر از جمله دیو نیسوس که عضو این شورا بود و زن بنام دامرست و چند تن دیگر به او گرویدن و ایمان آوردن یونانیان به ای عقیده بودن که روح انسان جاویدانیست و جسم انسان بعد از مردن به خاک تبدیل میشه و از بین میره وقتی که اونا پیام پولس رسورا در باره رستاخیزی مردگان شنیدن او را مسخرا کردن بشارت پولس در آتن او قدر محفقت آمیز نبود چند نفر ایمان آوردن اما یکی داد دگه گفتن پسان در این باره فکر میکنیم در دنیا برای بسیار مردم ای پسان ایچ وقت نرسیده و بیدون ایمان آوردن و نجاتی آفتن از دنیا رفتن که باز در خدمت شما عزیزان قرار میگیریم همه ایتان را به خداونده مهربان میسپاریم موسیقی موسیقی ای فروغ جاودان ای مسیح نور جهان خالق عرض و سما راحت و امید ما در نور رویت آیم به سویت همدت کنم بهر فیض عزیمت تو ای خدایم مهر و صفایم تو ای نجاتم و تو ای شفایم ای خورشید عالمتا بر منه مسکین بهتا گرمی و انور تو بخشت مرا قلبی نور در نور رویت آیم به سویت همدت کنم بهر فیض عزیمت تو ای خدایم مهر و صفایم تو ای نجاتم و تو ای شفایم ای خداوند کریم قرز احسان و رحیم بشنو این دعای من شکرت کنم در هر جام در نور رویت آیم به سویت همدت کنم بهر فیض عزیمت تو ای خدایم مهر و صفایم تو ای نجاتم و تو ای شفایم در نور رویت آیم به سویت همدت کنم بهر فیض عزیمت تو ای خدایم مهر و صفایم تو ای نجاتم و تو ای شفایم