Acts Chapter 13:1-25 - First Missionary Trip - Cyprus and Antioch

  31 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موجده نژای برنامه از راژیو صدای زندگی سلام شنونده های گرامی برنامه زندگی سرشار آرزوی ماست که همه تان در حفظ و پناه خدابند ما ایسای مسی ناجی عالم بشریت باشین شادیم از ای که باز وقت نشر برنامه ما فرا رسیده آرزو می بریم که تمام تان جور و سرحال بوده و پیش راژیو تان شیشتا و برنامه ای نوبت ما گوشت بدین خب دوستای مهربان در برنامه ای نوبت زندگی سرشار برادرهای ما پیام و جابه جان از فصل سیزده همه کتاب اعمال رسولان از آیت اول تا بیست و پنجه برمون شما می خوانند و سرش گپ می زنند در جریان شنیدنی ای برنامه اگر برتان سؤال پیدا می شود لطفا سوالتان را همراه ما در میان بگذارین خب پس بین که با هم یک جای به ای برنامه گوشت بدیم دوستای مهربان سلام ما پیام هستم به شما به شنیدن صحبت امروز خوش آمدید می گویم ما جاوید هستم ما هم به شما اعزاز سلام و اعترام خود را تقدیم می کنم دوستای مهربان ما در این صحبت ها کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس ها آیه با آیه می خوانیم و روی هر یک آیات صحبت می کنیم ما در صحبت های گذاشته فصل دوازده همه با آخر رساندیم و در صحبت امروز از فصل سیزده همه شروع می کنیم در صحبت گذاشته ما خواندیم که هیرودیس یعقوب پسر حلفی که یکی از رسولان ایسای مصیبود به قتل رساند و پترس رسول هم زندانی که او را هم به قتل برساند اما خدا نخواست که نقشه هیرودیس در باره پترس عملی شوه او پترس رسول ها توسط فرشته خود بشکل موجزه آسا از زندان نجات داد اما هیرودیس که بسیار مغرور شده بود و به عوض جلال دادن خدای حقیقی خود جلال می داد و خود خدا فکر می کد توسته فرشته خود زده کشت و او را خوراک کرمها کد خداوند قادر مطلق است او با اراده آزاد خود پترس رسول ها از مرک نجات داد و هیرودیس مغرور را خوراک کرمها کد خوب دوستهای مهربان امروز صحبت خود از فصل 13 همه کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس شروع می کنیم جاوید جان شما آیت اول بخانید دران زمان در کلیسای انتاکیه اده نبی و معلم از قبیل برنابا و شمعون ملقب به نیجیر و لوکیوس قیوانی و مناحم که با ایرودیس پاچا بزرگ شده بود و شاول حضور داشتند در اینجا بر علاوه شاول و برنابا از سی رهبر دیگه کلیسای انتاکیه هم نام گرفته شده شمعون، لوکیوس و مناحم بعض دانشمند های کتاب مقدس فکر می کنند که شمعون ملقب به نیجیر او آدم است که سلیب ایسای مسیره حمل کند وقتی که ایسای مسیره بری مصدوب کدن می بردند او چون در اثر شکنجه و لطکو بسیار ضعیف شده بود نمی تونست که سلیب خود را حمل کنند اساکر رومی یک نفر را بنام شمعون گرفتند او را مجبور کدند که سلیب ایسای مسیره تا جلجتا جایی که مسیر مصدوب شد حمل کند لوکیوس قیروانی که از شهرهای شمال افریقا بود از جمله اولین کسان بود که انجیله در انتاکیه معوضه کدند و مناحم برادر شیری هیرودیس بود یعنی از یک مادر شیر خورده بودند البته ای او هیرودیس نیست که در فصل دوازده احماد رسولان در باره او ذکر شده که ما در صحبت گذشته روی او گرد زدیم ای هیرودیس او پادشای هست که در وقت تورد ایسای مسیر پادشای یهودیه بود ای هیرودیس از سال چار قبل از ملاد دی مسیری تا سال سی و افت ملادی پادشای یهودیه بود ای او هیرودیسی هست که سر یهای تمیدندر را قلم کد و او ای هیرودیسی هست که ایسای مسیر را گرفتار کده شکنجه کده مورد تمثال قرار داد مناهم یکی از رهبران کلیسای مسیر امرای ای هیرودیس در یک خانواده کلان شده بودند و از یک مادر شیر کرده بودند اما هر کدام اونا چیز سرنوشت های متفاوت را پیش روی خود داشتند در بعض ترجمه ها پیش روی ای هیرودیس تیتراخ نوشته شده تیتراخ یعنی اکم روای چار بخش امپراتوری روم ار اولایت خود را به چار بخش تقسیم میکدن و برای هر بخش یک اکم تیین میکدن اما هیرودیس اکم چار بخش بود خوب دوستهای مهربان آله به آیات دو و سیه فصل سیزدی امواد رسولان توجوه کنین جاوه جان شما لطف کنین ای آیت بخانین یک روز که آنها روزدار و مجغول عبادت خداون بودن روح القدس به ایشان فرمود برنبا و شاول را برای آنکار که من آنها را خواستم مقرر کنید پس آنها بعد از روزه و دعا دست به سر هان دونه هاده آنها را به وزیفه فرستادن وقتی که ای پنج رهبر کریس های انتاکیا یعنی شاول، برنابا، شمون، لوکیوس و مناحم به عبادت مسروف بودن روح القدس خدا امرای اونا گفت شد ایمانداران هر قدر زیادتر به دعا و عبادت مسروف باشن روح القدس خدا هم امرای اونا زیادتر گفت میزنه و اونا را رهنمایی و حدایت میکنه بر علاوه ای رهبران کلیس ها روزدار هم بودن ایمانداران به مسیح اکثران در زندگی ایمانی خود ای را تجربه کدن وقتی که اونا با روزه مسروف عبادت میشن میتونن صدای روح القدس خدا را به صورت واضح تر بشنون و ادایت او را به خوبی درک کنن خدا پیش برنابا و شاوله انتخاب کده بود که به غیر یهودیان بشارت بتن آل روح القدس خدا به ایمانداران فرمود که برنابا و شاوله بر خدمت مخصوص بسازن آل وقتی ای رسیده بود که برنابا و شاوله کلام خدا یعنی انجیل با شهرهای دیگر موزه کنن ای سه رهبر یعنی شمون، لوکیوس و مناهم به نشانه انتصاب کدن شاول و برنابا به عیس مبشر و پشتیبانی و تایید کلیس ها از خدمت اونا سر اونا دست ماندن و اونا را مخصوص کدن یعنی شاول و برنابا به هدایت روح القدس خدا و کلیس های انتاکیه به خدمت فرستاده شدن وقتی که اونا پس آمدن راپور مکمل خدمتی که انجام داده بودن به کلیس ها تقدیم کدن از او وقت تا آله در کلیس ها ای رواج باقی مانده کلیس ها خادمین ها به خدمت روان میکنن و خادمین هم بعد از پایان خدمت راپور خدمت خدا به کلیس ها تقدیم میکنن خوب جاوید جان آله آیت 4 و 5 بخونین این دو نفر که فرستادگان روح القدس بودن به بندر سلوکیه رفتن و از هنجا از رای دریا به قبرست آمدن و وارد شهر سلامیس شدن و در کنیسه های یهودیان کلام خدا را منتشر می ساختن و یوهنا که مرقص لقب داشت دستیار ایشان بود سلوکیه شهر بندری انتاکیه بود شاول و برنابا بر سفر به سلوکیه رفتن و از او جا توسط کشتی به شهر سلامیس که یک شهر بندری جزیره قبرست بود رسیدن جزیره قبرست جای تولد برنابا بود سلامیس یک شهر مهم بندری قبرست بود که امروز هم به این نام موجود دارد برنابا و شاول بعد از رسیدن به سلامیس برموزه کلام خدا اول به کنیسه یهود رفتن برنابا و شاول به هر شهر که می رسیدن برموزه کلام خدا اول به کنیسه یهود می رفتن و از طریق کنیسه به خدمت بشارتی خود می پرداختن در این سفر مرقص که نام اصدیه شیوهنا بود اونا را همراهی میکد ما در صحبت گزشته گفتیم که مرقص بسر کاکای برنابا بود خوب، من آله آیات شش تا آشتمه می خانم هانها تمام جزیره قبرس را طیع کردن تا بشر پافست رسیدن در هنجا به یک جادوگر یهودی که پیغمبر دروغین بود و بریاشو نام داشت برخوردن او از ملازمین سرگیوز پولس والی قبرس که مرد اوشمند بود به شمار می آمد والی برنابا و شاول را به حضور خود خواست زیرا می خواست کلام خدا را از آنها بشنود اما آن جادوگر که نام یونانی هوحلیما بود با آنان مخالفت می کرد و کوشش می کرد والی را از ایمان آوردن باز دارد برنابا و شاول از شهر بندری سلامیس قبرس سفر کرده به شهر پافست رسیدن پافست حیثیت پایتخت قبرس داشت و مقر والی رومی بود والی رومی او وقت قبرس سرگیوز پولس نام داشت والی یک ملازمه به نام بریشو داشت نام یونانی بریشو عریما یعنی جادوگر بود والی رومی سرگیوز پولس آدم عوشیار بود وقت او از آمادن برنابا و شاول به شهر خبر شد اونها را پیش خود خواست که بفهما اونا چی پیامه را امراه خود آوردن اما عریما جادوگر به ملاقات والی امراه برنابا و شاول مخالف بود به خاطر که او میفامید اگر والی به مویزه اونا گوش بده و به خدای حقیقی ایمان بیاره او اعتبار خود را پیش والی از دست میده عریما حتی در حضور والی هم در مقابل شاول و برنابا مخالفت میکرد و میخواست که مانی ایمان آوردن والی شده خوب آن آیات نوه تا یازدرم میخانم در این انگام شاول که به نام پولس مروف شده بود پر از روح القدس شده به آن مرد چشم دخت و گافت ای فرزند شیطان ای دشمن تمامی نیکیها ای سرچشمه نیرنگ و طبحکاری آیا از گمراساختن مردم از راه راست خدا دست نمیکشی؟ آلا ببین دست خدا تو را خواهد زد و نابینا خواهی شد و تا مدت نور آفتاب را نخواهی دید در عمان وقت دنیا در نظر علیمه تیره و تار شد و کرکرانه به ای طرف و آن طرف میگشت تا شخص را برای رهنمایی خود پیدا کند ای قسمت کلام خدا را که شنیدیم بسیار جالب است بعد از ای مرقص نویسنده کتاب احماد رسولان شاول را به نام پولس یاد میکنه مرقص نویشته میکنه شاول که به نام پولس مروف شده بود پولس یا شاول سابق پر از روح القدس شده بود وقتی که دید علیما منع ایمان آوردن والی میشه علیما را مجازات کد اینن اموطوری که خود شاول و یا پولس در راه دمشق که در او وقت امروی ایسای مسیم خالفت میکد کور شد علیما هم با سرزنش کدن پولس نابینا شد ای جادوگر که تا ای وقت با چالاکی و جادوگری خود مردم کور ساخته بود و اونا را بازی میداد و از دیدن حقیقت اونا را دور نگاه میکد آل خودش از بینایی محروم شده بود او خودش چرخک میخورد و به کمک دیگرها محتاج شده بود کور شدن علیما درس بزرگ برای کسایست که در راه انتشار کلام خدا یعنی اکت صگندازی میکنن اتر مردم با چالاکی و با استلاح با نشان دادن شهد و شراب خور و غلمان در دنیای دیگر مردم بازی داده از درک اکت کلام خدا دور نگاه میکنن اما در حقیقت خود اونا کورستن و حقیقت خدا را نمیبینن پر از اقدا و نفرت در مقابل حقیقتستن و مثل علیما به دور خود چرخ میخورن و هیچ نمیفامن که چطور خود را از چاه حلاکت نجات بدن خوب، آل آیات دوازر را میخانم والی که انجیریان را دید ایمان آورد زیرا از تعالیم خداوند بسیار ایران شده بود ما پیشتر گفتیم که والی سرگیوز پولس آدم حوشمند بود او با وجود مخالفت علیما به سخنان پولس و برنامه بدقیت گوش گرفت او میخواست که حقیقت را برخود معروم کنه و بعد از او تصمیم خود را بگیره ایسای مسی در انجیل میفرماید که حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد والی رومی سرگیوز پولس چون در طلاش یافتن حقیقت بود خدا حقیقت را به او نشان داد وقتی که والی کلام خدا را شنید از قدرت او حیران مند آنه هم اگر هر کس با فکر و ذهن باز به حقیقت کلام خدا دقیقت کنه مثل والی رومی میتونه حقیقت را در کنه و به خدای حقیقی ایمان بره خوب جاوید جان آنه آیت سیزدر را بخوانید پولس و امروان او پافست را ترک کردن و از راه دریا به پرچه پنفلیه آمدن یوهانا یعنی مرقص از آنها جدا شد و به اروشیلین بازگشت دوستهای محرمان تایی قسمت مرقص نویسنده کتاب احمد رسولان در نوشته خواد اول نام برنابار را نوشته میکنه و بعد از او نام شاوله ویا پولسه اما بعد از ای او اول نام پولسه نوشته میکنه و بعد از او نام برناباره از ای معلوم میشه که در اول برنابار رحبر ای گروه خورد سی نفری بود اما آهستا آهستا پولس رحبری ای گروه با دست خود میگیره شاید بخاطر محفقت شاول کوالی رومه به ایمان دعوت کد و محفقتهای دیگه که در بشارت دادن نصیبشان شده بود و رحبر ای گروه شد تغییر نام شاول به پولس هم امکان داره بخاطر ای باشه که او والی رومی قبرسه که سرگیوز پولس نام داشت بر ایسای مسی فته کد یعنی او را متی ایسای مسی ساخت در او زمانه هر کمندان که یک شهر را فته میکد نام او شهر را به نام خود علام میکد شاول هم سرگیوز پولس را بر ایسای مسی فته کد و نام او را به خود گرفت یک درس بسیار مهمه که از ای قسمت میتونیم بگیریم او در مورد فروتنی و خدمتگزاری است برناباه رحبر ای گروه بود و بعد از ای پولس رحبر ای گروه شد و برناباه زیر دست او خدمت میکد برناباه امطور که معنی ای نامش تشویق کننده بود او واقعا دگره را بر پیشتف کدن و ترقی کدن تشویق میکد او مشوق پولس هم بود او پولس رسوله به کلیس های انتاکیه معرفی کد او در خدمت بشاراتی امراه پولس مسروف بود وقتی که پولس رحبر ای گروه شد برناباه از این موضوع در ای جای شکایت ویا مخالفت نکن ما هم در زندگی ایمانی خود لازم است که از نمونه ای برناباه یعنی تشویق کننده پی روی کنیم ای حتمی نیست که ما چون نسبت به دیگرها در ایمان خود مسنتر استیم حتما باید رحبر هم باشیم و یا سن سال ما زیاد است باید حتما رحبر باشیم اگر سن ما زیادتر است و جوان کلیس های ما را به خوبی رحبری میکنه باید متی او باشیم و او را احترام کنیم ما مثل برناباه مشوق دیگرها باشیم که دیگرها رشت کنند فرق نمی کند که ما پس ماندیم اگرچه از لحاظ خوی و عادت انسانی تعمل ایواز مشکل است اما هرچی است ای بیترین طریقه خدمت کدن است و ایماندارای حقیقی به ایسای مسیح لازم است که از این رویه پیروی کنند برناباه نوظبت به پولوس در ایمان خود سابق دارتر بود اما پولوس را تشویق کند که پیشرفت و ترقی کند متاسفانه ما ایمانداران افغان در مشارکت ها و کلیس های کوچک خود وقتی که احساس می کنیم که برادر و خوهر ما امکان داره که جای ما را بگیره از هر طریق کوشش می کنیم که مانع پیشرفت و ترقی او شویم از او به دیگرها بدگویی می کنیم به او توحمت می کنیم و نظر دیگرها را در مقابل او خراب می سازیم برادر و خوهر که ما در ایمان آوردن به او و به ایسای مسیح کمک کردیم تعمل ای برای ما مشکل است که او نظبت به ما پیشرفت کنه ای واضح است که ما خوی و عادت شرف خودخواستن از زندگی گزشتی خود به زندگی مسیحی خود به میراز کرفتیم اما اموطوری که در ایمان خود رشت بیکنیم لباس که کنه خودخواهی و غرور را به دور پردیم و به عوض لباس فروتنی و گزشت بطن کنیم پولوس و برناباه و یوهانا ملاقب به مرقص بشر پرچه پیمفیلیا که آل در جنوب ترکیه امروزی موقعیت داره رفتند به رسیدن به پرچه مرقص از پولوس و برناباه جدا شده پس به اروشیلیم رفت مرقص دلیل جدا شدن خود از پولوس و برناباه ذکر نمیکنه اما دلیلش هرچیکی بود پولوس رسول از او خوش نبود آل آیت چارده را میخانم ایشان از پرچه گذاشته به شهر انتاکیه که یکی از شهرهای ولایت پیسیدیه است آمدند در روز افتر به کنیسه داخل شدند و نشستند پولوس و برناباه از شهر پرجه به شهر انتاکیه که در منطقی پیسیدیه بود که هاره در جنوب ترکی امروزیس رفتند لوخان نویسنده احماد رسولان این شهر را به نام انتاکیه پیسیدیه یاد میکنه بخاطره که این انتاکیه از انتاکیه که در سوریه بود و از او جا پولوس و برناباه سفر خود را شروع کده بودند فرق شده پولوس انتاکیه سوریه را مرکز اصلی خود تیین کده بود و در کلیسای انتاکیه سوریه پولوس و برناباه را برخدمت بشاراتی بعد از دزگزاری روان کدند وقتی که پولوس و برناباه به انتاکیه پیسیدیه رسیدند در روز شمبه متابق به عادت خود به کنیسه یهودیان رفتند خوب جاوید جان آن آیت پانزر را بخانید بعد از قراعت تورات و کتاب انبیاه روحسای کنیسه پیش ایشان فرستادن و گفتند ای برادران چنانچه پیام تشکیل کننده برای این قوم دارید بفرمایید دوستهای مهربان در کنیسه های یهود روایت بود که معفل عبادت خودا با خاندن آیات از تورات و یا صحایف انبیاه شروع میکدن و بعد از او کسی از جمله حاضران میخیست و معاویزه میکد وقتی که حاضرین پولوس و برنابار را در کنیسه در جمع خود دیدن از را برای معاویزه کردن دهوت کردن پولوس که آشق معاویزه کردن بود از خدا این چیز را میخواست جاوید جان آن آیت شانزر را بخانید پولوس برخواست و با اشاره دست از ایشان درخواست نمود که خاموش باشند و بعد چونین گفت ای مردان اسرائیلی و همه شما که خدا ترس هستید توجه نمایید معمولا در کنیسه های یهودی دو گروه مردم شرکت میکدن یکی یهودیان بودن که پولوس به آنها آی مردان اسرائیلی خطاب میکنه گروه دو هم غیر یهودیان بودن که دین یهودی را قبول کده بودن پولوس اینا را به حیث خدا ترسان خطاب میکنه پولوس رسول معمولا با مخالفت یهودیان مواجه میشد اما در هر جای به استقبال این گروه مردم که پولوس اونا را خدا ترسان خطاب میکد روبرو میشد بین یهود و غیر یهود هیچ فرق وجود نداشت هر کس ایسای مسیر به حیث نجات دهنده خود قبول میکد نجات یافته فرزند خدا میشد اما یهودیان که غیر یهودیان را از خود پستر میدانستن وقتی که میدیدن که پولوس غیر یهودیان را در تمام برکات که یهودیان به خود منصوب میدانستن شریک میسازه با او زیاد مخالفت و دشمنی میکدن خوب جاوی جان آل آیات 17 تا بیشتر بخوانین بودن سرزمین آنها را تا مدت 450 سال به انوان میراز به تصرف اسرائیل در آورد بعد از آن هم تا زمان سموئیل پیغمبر داوران را به ایشان بخشید ما گفتیم که پولوس به کنیسه یهودیان رفت او موزه خود را با بیان کدن خلاصه تاریخ اسرائیل شروع کرد او از ابراهیم و اسحاق و یعقوب یاد آوری کرد که چطور با فیض خدا برگوزیده شدند او بر علاوه ازی که خدا چطور با بازو قوی خود اونا را که در مصر در غلامی به سر می بردن نجا داد و 40 سال شکایت آخ و ناله اونا را در بیابان تحمل کرد در راه سفر بکنان قوم اسرائیل مدت 40 سال در بیابان سرگردان شدن علت سرگردانی اونا هم شکایت کدن بودپرستی و نافرمانی خود اونا بود بودپرستی در نظر خدا نفرت آورد ترین گناه هست خدا اونا را مورد مجازات قرار داد اما نسل دومی که در جوریان سفر بکنان بوجود آمد مورد رحمت خود قرار داد و اونا را به سرزمین کنان ره نمایی کرد خدا سرزمین کنان با میراس به اونا بخشید وقت قوم اسرائیل در کنان مسکنگوزین شدن اونا پادشای نداشتند و قاضی ها اونا را ره بری میکدن تا اینجا پولس تاریخ قوم اسرائیل با صورت خلاصه تا دورن قاضی ها و یا داوران به اونا بیان کرد وقتی آنها خواستند که برای خود یک پادشای داشته باشند خدا شاول پسر قیس را که مرد از طایفه بنیامین بود به اشان داد تا او مدت چل سال حکم روانی کند بعد از آن او را برکنار کرد و داود را برنگیخت تا پادشای اشان شود خدا در اق داود چونین گواهی داده گافت من داود پسر یه اثار هم اورده پسند خود یافتم او کسیست که ارچی بخوهم انجام میدهد از نسل امین مرد خدا متابق وعده خود ایسا را به انوان نجا دهنده برای اسرائیل برنگیخت پیش از آمدن او یه هیا لزوم طوبه و تعمید را به همه قوم اسرائیل اعلام میکرد و وقت خدمت خود را به انجام رسانید گافت من آن کسی که شما گمان میکنید نیستم اما بعد از من کسی میاید که من لایقی آن نیستم که بند بوت اورا باز نمایم ما گفتیم که دا اول قوم اسرائیل قاضی ها رهبری بکنن اما پسانا قوم اسرائیل هم خواستن که مثل قوم های دیگر از خود پادشا داشته باشن خدا شاول به حیث پادشا برای اورا انتخاب کرد به این ترتیب شاول اولین پادشای اسرائیل شد اما شاول از خدا نافرمانی کرد و خدا هم از او روی گشتند بعد از شاول خدا داود را به حیث پادشای قوم اسرائیل انتخاب کرد خداوند به داود وعده کرد که از نسل و شخص باوجود خواهد آمد که پادشایی او تا ابت برقرار باشد این یک پیشگویه از که دباره آمدن ایسای مسی شده تقریبا هزار سال بعد از داود ایسای مسی که از نسل بشری از اولاده داود بود بر نجات قوم اسرائیل روان کرد پادشاهی مسی عبدی هست چند نسل بعد حکومتی که توسط داود باوجود آمده بود تزیه شد و بلاخره از بین رفت قوم اسرائیل به کشورهای دیگر تعبید شدند خداوند توسط از یقیال نبی پیشگویه کده فرمود و من آن را سرنگون سرنگون سرنگون خواهم ساخت و این دیگر واقع نخواهد شد تا آنکه از بی آید که حق اون می باشد و من آن را بوی اطا خواهم نمود ای پیشگویه هم دباره مسی هست که سلطنت داود حق اون می باشد خدا در ایسای مسی وعدهی را که به داود داده بود عملی کرد یعنی برقراری عبدی سلطنت بود بر علاوه ارمیا از آمدن شاخه عادل پیشگویه می کند که می آیا و قوم اسرائیل را نجات می دهد این نجات دهنده ایسای مسی بود که خدا توسط ارمیا وعده آمدن او را داده بود او امو مسی معروض بود که یهودیان منتظر آمدن او بودند اما با تعصیف که ایتور نشد یهیا خودش گفت که حتی لایق نیست که بندی بوتای مسی را باز کنه موسیقی شنوند های مهربان ای بود برنامه این حوبت ما که تقدیم خاطر شما عزیزا شد آرزو می بریم آنچه را که امروز شنیدین در زندگی روحانیتان از او استفاده کنین پس زیاد فقت تان نمی گیریم تمام تانا با خداونده مهربان می سپاریم شاد و موفق باشین موسیقی شنوند های مهربان موسیقی بیار بیار بیار ایستان عجبه بار بیار بیار بیار ایستان عجبه بار موسیقی بیار بیار بیار ایستان عجبه بار بیار بیار بیار ایستان عجبه بار موسیقی شنوندگان عزیز شما نشرات رادیو صدای زندگی را هر روز ساعت هفت ساب با وقت افغانستان روی موجه کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هفتصد و بیست و پنج کلو هرتز و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه روی موجه کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هفتصد و سی کلو هرتز میشنوید همچنان شما میتوانید نشرات صدای زندگی را ساعت هشت شب با وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موجه متوسط 1251 کلو هرتز بشنوید خواهش مندیم تا نظریات پیشنادها و سوالهایتان را با آدرس زیل برای ما گسیل دارید صدای زندگی صندوق پوستی هفتصد و دو جی پی او لاهر پاکستان