Acts 13

  10 minutes

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

اعمال رسولان اعمال فصل سیزده هم دران زمان در کلیسای انتاکیا اده نبی و معالم از قبیل برنابا و شمعون ملقب بانیجر و لوکیوس قیروانی و مناهم که با هیرودی سفادشا بزرگ شده بود و شاول حضور داشتند. یک روز که آنها روزدار و مجغول عبادت خداون بودند روح القداس به ایشان فرمود. برنابا و شاول را برای آن کاری که من آنها را خواستم مقرر کنید. پس آنها بعد از روزه و دعا دست بر سر آن دونها ده و آنها را با وزیفه فرستادند. این دو نفر که فرستادگان روح القداس بودند به بندر سلوکی رفتند و از آنجا از رای دریا به قبرس آمدند و وارد شهر سلامی شدند و در کنیسه های یهودیان کلام خدا را منتشر می ساختند و یوهنا که مرقص لقب داشت دستیار ایشان بود. آنها تمام جزیره قبرس را طی کردند تا به شهر پافس رسیدند. در آنجا به یک جادوگر یهودی که پیغمبر دروغین بود و بر یشون نام داشت برخوردند. او از ملازمین سرگیوس پولوس والی قبرس که مرد حوشمان بود به شمار می آمد. والی برناباه و شاول را به حضور خود خواست زیرا می خواست کلام خدا را از آنها بشنود. اما آن جادوگر که نام یونانی اوالیما بود به آنان مخالفت می کرد و کوشش می کرد والی را از ایمان آوردن باز دارد. در این هنگام شاول که به نام پولوس معروف شده بود پر از روح القدس شده به آن مرد چشم دخت و گافت. ای فرزند شیطان، ای دشمن تمام نیکی ها، ای سرچشمه نعرنگ و تبهکاری، آیا از گمراه ساختن مردم از راه راست خداوند دست نمی کشی؟ حالا ببین دست خدا ترا خواهد زد و لا بینا خواهی شد و تا مدت نور آفتاب را نخواهی دید. در همان وقت دنیا در نظر علیما تیره و تار شد و کرکرانه به این طرف و آن طرف می گشت تا شخص را برای رهنمائی خود پیدا کند. والی که اینجیریان را دید ایمان آورد، زیرا از تعالیم خداوند بسیار حیران شده بود. پولوس و همراهان او پافوس را ترک کردند و از رای دریا به پرجه پنفلیا آمدند. یهان نای مرقص از آنان جدا شد و به ارشلیم بازگشت. ایشان از پرجه گذشته به شهر انتاکیا که یکی از شهرهای ولایت پی سی دی است آمدند. در روز سبت به کنیسه داخل شدند و نشستند. بعد از قرات تورات و کتاب انبیاء روحسای کنیسه پیش ایشان فرستادند و گفتند. ای برادران، اگر پیام تشکیل کننده برای این قوم دارد بفرماید. پاولوس برخواست و با اشاره دست از اشان درخواست نمود که خاموش باشند و بعد چنین گفت. مدت چهل سال در بیابان ها متحمل ایشان شد. پس از نابود ساختن آن هفت ملت که مخیم کنهان بودند. سرزمین آنها را تا مدت 450 سال به انوان میراس به تصرف اسرائیل در آورد. بعد از آن هم تا زمان سمویل پیغمبر داوران را به ایشان بخشید. و وقت آنها خواستن برای خود یک پاتشا داشته باشند. خدا شاول پسر قیس را که مرد از طایفه بنیامین بود به ایشان داد. تا او مدت چل سال حکمرانی کند. بعد از آن او را برکنار کرد و داود را برنگیخت تا پاتشاه ایشان شود. خدا در حق داود چونین گواهی داده گفت. من داود پسر یسارا مورد بسند خود یافتم. او کسی است که هرچی بخواهم انجام میدهد. از نسل همین مرد خدا متابق وعده خود ایسارا به انوار لجاد هنده برای اسرائیل برنگیخت. پیش از آمدن او یهیا لزوم توبه و تحمید را به همه قوم اسرائیل اعلام میکرد. و وقت خدمت خود را به انجام رسانید گفت. من آن کسی که شما گمان میکنید نیستم. اما بعد از من کسی می آید که من لایق آن نیستم که بند نالین او را باز نمایم. ای برادران که فرزند ابراهیم هستید و نیست شما ای کسانی که در این جمعیت حضور دارید و از خدا میترسید. پیام این نجات به ما رسید است. زیرا ساکنان ارسلیم و حکمرانان اشان نه او را شناختند و نه از کلمات پیغمبران که در هر روز عبادت قراعت می شود چیزی فهمیدند. اما با دادن حکم سر او پیشگویه های پیغمبران را تکمیل کردند. اگرچه خطایی که مستوجب مرق باشد در او نیافتند. از پیلاتوست تقاضا کردند تا او را اعدام کند. و بعد از آن که تمام پیشگویه ها را که در مورد او نوشته شده بود به انجام رسانیدند. او را از سلیب پایین آوردند و به خاک سپردند. اما خدا او را پس از مرق زندگردانید و کسانه که در سفر از جلیل به اور شلیم همراه او بودند روزهای زیاده او را دیدند و هم اکنون در برابر قوم شاهدان او می باشند. ما در حضور شما مجده آن وعده را که خدا به پدران ما داد اعلام میکنیم که خدا برای ما که فرزندان آنان هستیم امروز من پدر تو شدم. باز هم در خصوص رستاخیز او از مردگان و این که دیگر او فساد را نخواهد دید خدا چونین فرمود. من آن برکات مقدس و قابل اتمنان را که به داود وعده دادم به تو خواهم بخشید و در جای دیگر می فرماید تو به این رضا نخواهی داد که بنده امین تو فساد را ببیند و اما داود که در روزگار خود متابق اراده خدا خدمت کرده بود مرد و به پدران خود ملحق شد و فساد را دید اما آن کسی که خدا او را زندگردانید هرگز فساد را ندید ای برادران شما باید بدانید که مرضی آمرزش گناهان به وسیله ایسا به شما اعلام شده است شما باید بدانید که هر کس به او ایمان آورد از تمام گناهان که شریعت موسا نتوانست او را آزاد نماید آزاد خواهد شد پس متوجه باشید که این گفته پیغمبران در مورد شما صادق نباشد که می فرماید ای استهزا کنندگان توجه کنید حیران شوید و نابود گردید زیرا در روزگار شما کاری خواهم کرد که حتی اگر کسی آن را برای تان بیان کند باور نخواهید کرد در موقع خروج از کنیسه مردم از آنها تقاضا کردند که هفته بعد نیز در باره این امور برای ایشان سخن بگویند و وقتی مجلس تمام شد بسیاری از یهودیان و آنهای که به یهودیت گرویده بودند بدنبال پولوست و برنابا در را رفتن شدند این دو با آنان صحبت میکردند و ایشان را تشویق می نمودند که در فیض خدا استوار بمانند هفته بعد تقریبا همه ای ساکنان آن شهر برای شنیدن پیام خدا گرد آمدند اما هنگام که یهودیان جماعت را دیدند اصادت ورزیدند و هرچرا پولوست می گفت انکار می کردند و با او بدورت می گفتند پولوست و برنابا با شجاعت و دلیری گفتند لازم بود که کلام خدا پیش از همه به گوش شما برسد اما چون شما آن را رد کردید و خود را لایق زندگی ابدی ندانستید بدانید که ما از این پس پیش غیری یهودیان خواهم رفت زیرا خداوند چونین فرمود است من تو را برگوزیدم که نور ملت ها و وسیله رستگاری همه جهان باشید وقت غیری یهودیان این گفتار را شنیدند خوشحال شدند و از کلام خداوند تعریف کردند و آنانی که برای دریافت زندگی ابدی معین شده بودند ایمان آوردند پیام خداوند در تمام آن سرزمین منتشر شد اما یهودیان زنان محترم و متنفسه را که به یهودیت گرویده بودند و بزرگان شهر را برزد پولوست و برنابا تحریک نمودند پس آنان را آزار رسانیده از آن ناهیه بیرون کردند اما آن دو به انوان اعتراض و مقابله خاک آن شهر را از پاهای خود پاک کردند و به شهر قنیه رفتند و شاگردان در انتاکیا پر از خوشی و روح القدس گردیدند