Acts 11

  4 minutes 34 seconds

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

عمال رسولان عمال فصل 11 و رسولان و برادران مقیم یهودیه خبر رسید که غیری یهودیان نیز پیام خدا را پذیرفتند. هنگامه که پتروس به ارشلین بازگشت، ایمانداران سنت شده با او اعتراض کرده گفتند. چرا به خانه سنت ناشدگان داخل شدی و اتا با انها غذا خوردی؟ پتروس شروع کرد و تمام جریان را از اول تا با آخر برای ایشان شعر داد و گفت دریافه با دعا مشغول بودم که حالت جذبه به من دست داد و در رویا چیزی دیدم مانند یک دسترخوان کلان که از چار گوش ها ویزان شده بود و از آسمان به پایین آمد تا به من رسید. وقت بادقت با آن نگاه کردم دیدم که درهان چارپایان و ایوانات وحشی و خزندگان و پرندگان جمع شده هند و صدای به گوش هم رسید که می گفت ای پتروس برخیست زبه کن و بخور گفتم نخیر ای خداون من هرگز به چیزهای ناپاک و حرام لب نزده هم بار دوم صدای از آسمان رسید که می گفت آنچی را که خدا حلال کرده هست تو نباید حرام خیال کنی این موضوع سه بار تکرار شد و بلاخره همه چیز به آسمان بالا رفت در امان لحظه سه نفر به خانه ای که جایی بود و باشه من بود آمدن ایشان را از قیسریا به دنبال من فرستاده بودن روح خدا به من فرمود که بدون دودلی با ایشان برم این شش برادر هم ام رای من آمدن و به خانه آن شخص داخل شده ایم و برای ما گفت که چطور در خانه خود فرشته ای را دیده که استاده و به او گفته هست کسی را بیافا بفرست و شمهون ملقب به پتروس را بیاورد و او آن پیامه را که باعث نجات تو و تمامی حال خانت خواهد شد به تو خواهد رسانید من در آنجا هنوز مطالب زیاد نگفته بودم که روح القدس بر آنها نازل شد به امان تریخی که در ابتدا به خود ما نازل شده بود و آنگا به خاطر آوردم که خداون فرموده بود یعنی در حاب تحمید میداد اما شما بر اول قدس تحمید خواهد یافد خدا به آنان امان بخشش را اطاع کرده است که به ما در وقتی که به عیسای مسیح خداون ایمان آوردیم اطاع فرمود پس من کی بودم که مانه کار خدا شدم وقتی این را شنیدند خاموش ماندند و در حال که خدا را ستایش میکردند گفتند پس در این صورت خدا به غیری یهودیان نیز این فرصت را بخشیده است تا آنها هم از گناهان خود توبه کنند و زندگی یابند در اثر شکنجه و آزاری که به دنبال مرگ استیفان آغاض شد اده زیاده پراغنده شدند و تا فنیقیا و قبرس و شهر انتاکیا محجرت کردند اما آنان پیام خود را به هیچ کسی جز یهودیان اعلام نکردند ولی در میان ایشان چند نفر از احالی قبرس و قیران نیز بودند که به محض رسیدند به انتاکیا با یونانیان بگفتگو پرداختند و در باره ایسای خداوند بشارت دادند قدرت خداوند با ایشان بود و اده زیاده ایمان آورده به خداوند روی آوردند این خبر در ارشلیم به کلیسا رسید و در نتیجه برنابا وظیفه یافت که به انتاکیا سفر نماید وقتی او به آنجا رسید و برکات خدا را با چشم خود دید شادمان شد و آنان را تشویق و نصیحت میکرد که از دل و جان در وفاداری نسبت به خداوند استوار بمانند او مرد نیکوکار و پر از روح القداس و ایمان بود پس اده زیاده به خداوند ایمان آوردند بعد از آن برنابا به شهر ترسوس رفت تا شاول را پیدا کند پس او رایافته به انتاکیا آورد و مدت یک سال تمام با ایمانداران جمع می شدند و اده بسیاری را تعلیم می دادند در انتاکیا بود که برای اولین بار پیروان ایسا را مسیحی نامیدند در امین احوال چند نفر نبی از اروشلیم به انتاکیا وارد شدند یکی از آنان که اغابوس نام داشت برخواست و با الهام رو قاعدی سخت و دنیا گیری را پیشگوی کرد این قاعدی در زمان سلطنت کلودیوس امپراتور واقع شد از این نظر شاگردان تصمیم گرفتند هر کس به قدر توانائی خود اعانه برای یاری برادران مقیم یهودیه بفرستد چونین کردند اعانه ها را به دست برناباه و شاغلز پردند تا برهبران کلیس های اروشلیم تقدیم کند