5 minutes 56 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
اعمال رسولان اعمال فصل چهارم و چون شام بود تا روز بعد ایشان را در زندان نگاه داشتند اما بسیاری از کسانه که آن پیام را شنیده بودند ایمان آوردند و تداد مردان ایشان تقریباً به پنج هزار نفر رسید روز بعد سران یهود و کلان ها و ملایان در اورشلیم جلسه تشکیل دادند هنا، کائن اعظم و قیافا و یوهنا و اسکندر و همه اعظای خانواده کائن اعظم حضور داشتند رسولان را خواستند و از آنان سوال نمودند با چه قدرت و به چه نام اینکارا کرده اید؟ پتر روز پر از روح القدس جواب داد ای سران قوم و ای کلان های اسرائیل اگر امروز بخاطر اعمال نیکوهی که در مورد یک مرد ناتوان انجام شد از ما بازپرسی میکنید و میخوایید بدانید که او به چی وسیله شفای افت همه شما و همه قوم اسرائیل بدانند که به نام یسای مسیعی ناصری که شما او را روی سلیب کشتید و خدا او را زندگردانید آره به نام او امروز در حضور همه شما این مرد قوی و تندرست استاده است این همان سنگی هست که شما به نیان آن را خواه شمردید و رد کردید ولی حاخر سنگی اصلی به ناشد در هیچ کسی دیگر رستگاری نیست و در زیر آسمان ایچ نام جز نام یسا به مردم عطا نشده هست تا با وسیل این نجات یابیم وقت آنان جسارت پتروس و یوهنا را مشاهده کردند و فهمیدند که مردان درس نخونده و معمولی هستند متعجب شدند و دانستند که از یاران یسا بودند وقت شخص شفای افت را همراه پتروس و یوهنا دیدند نتوانستند گفتار آنان را رد کند پس به ایشان حمر کردند که از شورا بیرون بروند و سپس در باره این موضوع مشغول بحث شدند و گفتند با این مردان چی کنیم؟ چون همه ساکنان اورشلیم میدانند که موجیزه چشمگیر به وسیل ایشان انجام شده هست و ما نمیتوانیم مون که ریان شویم اما برای این که این جریان در میان قوم بیش از این شاید نشود به آنها اختار کنیم که دیگر در باره ایسا با کسی سخن نگویند آنها آنان را خواستند و به ایشان اختار نمودند که به هیچ وجه به نام ایسا چیزی نگویند و تعلیم ندهند پتروس و یوهنا در جواب گفتند خودتان قضاوت کنید در نظر خدا چی چیز درست است؟ از خدا اطاعت کنیم یا از شما؟ اما ما نمیتوانیم از گفتن آن چی دیده ایم و شنیده ایم دست برداریم آنان پتروس و یوهنا را پس از تعدید بسیار رخصت دادند زیرا راه نیافتند تا ایشان را جذا بدهند از آن را که همه خدا را برای آنچه واقع شده بود حمد میگفتند مردی که این موجزه شفا در مورد او انجام شده بود بیش از چل سال داشت وقتی که این دو شاگرت از آنجا رخصت شدند پیش دوستان خود پس رفتند و چیزهای راکستران کاهنان و کلان ها به آنان گفته بودند باز گفتند وقتی آنان بخبر شدند همه با یک دل به درگاه خدا دعا کردند و گفتند ای پروردگار خالق آسمان و زمین و دریا و آنچه دران هاست تو به وسیله روح القدس از زبان پدر ما داود بنده خود فرمودی چرا مردم جهان شورش میکنند و قوم ها به باطل میانده شند پاتشاهان دنیا برمی خیزند و حکمرانان اشان جمع می شوند برزد خداوند و برزد مسیح و در واقعی در همین شهر برزد بنده مقدس توییسا که تو مقرر فرمودی جمع شدند هیرودیس و پنتیوس پلاتوس با غیر یهودیان و قوم اسرائیل دست به دست هم دادند و همه اعمال را که تو با قدرت و اراده خود از پیش مقرر فرموده بودی به انجام رسانیدند اگنون ای خداوند تهدیدات آنها را ملاحظه فرما و بندگانت را توانا گردان تا پیامت را با شهامت بیان کنند دست خود را به جهت شفادادن و جاری ساختن نشانی ها و موجزات که بنام بنده مقدس توییسا انجام می گیرد دراست کن هنگام که دعایشان با پایان رسید ساختمان محل اجتماع آنان بلرزه در آمد و همه از روح الخداس پر گشتند و کلام خدا را با شهامت بیان میکدند همه ای مومنان از دل و جان هم دست شده بودند و هیچ کس دارائی خود را از خود نمی دانست بلکه همه در اموال یک دیگر شریک بودند رسولان براستاخیز ایسای خداوند با قدرت زیاد شهادت می دادند و خدا برکت فراوان با آنها عطا می فرمود هیچ کس در میان ایشان محتاج نبود زیرا هر کس زمین یا خانه داشت آن را می فروخت پولش را می آورد و در اختیار رسولان می گذاشت و به این ترتیب بین محتاجان به نسبت احتیاجشان تقسیم می شد مثلا یوسف که رسولان او را برنابا یعنی تشویق کننده می نامیدند و از قبیله لاوی و اهل قبرس بود زمین داشت آن را فروخت و پولش را در اختیار رسولان گذاشت