Acts 25

  5 minutes 26 seconds

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

اعمال رسولان اعمال فصل بیست و پنجام فیستوس جواب داد فیستوس تقریبا هشت یا ده روز در عوره شلیم به سر برد و سپاس به قیسریه مراجعت کرد روز بعد در محکمه حضور یافت و عمر کرد پولوس را بیاورند وقتی پولوس وارد شد یهودیانی که از عوره شلیم آمده بودند دور او را گرفتند و تهمت های سخت برزده او ذکر کردند که قادر به اثبات آنها نبودند پولوس از خود دفاع کرده گفت اما فیستوس که میخواست مورد توجه یهودیان قرار گیرد رو به پولوس کرد و گفت چرا میخواهی به عوره شلیم بروی و درانجا در حضور خود من محاکمه شوی؟ پولوس جواب داد اما اگر مرتقبه هیچ اک از اعمالی که این اشخاص به من نسبت میدهند نشده هم هیچ کس حق ندارد من را به دست آنان بسپارد من تقاضا میکنم که امپراتور شخصا به دوستی من رسیدگی نماید فیستوس پس از تبادل نظر با مشاوران خود جواب داد حالا که از امپراتور داد خواهی میکنی و پیشگاه امپراتور خواهی رفت پس از مدت اغریباس پادشا و امسرش پرنیکی به قیسری آمدند تا به فیستوس خیر مقدم بگویند و چون روزهای زیاده درانجا ماندند فیستوس ثوابق پولوس را در اختیار پادشا گذاشت و گافت یک زندانی در اینجاست که فلیکس او را به من تحویل داده است وقتی به ارشلیم رفتم سران کاهنان و کلانهای یهود از او رسمن به من شکایت کردند و تقاضای محکومیت او را داشتند من به آنان جواب دادم که شیوهی روم این نیست که متهمه را به مدعیان تسلیم نماید مگران که اول او را به مدعیان خود رو برانموده و به او فرصتی بدهد که در مورد این تومتها از خود دفاع کند پس وقتی به اینجا آمدند من بیدون طلاف وقت در روز بعد در محکمه آزر شدم و امر کردم او را بیا برد وقتی مدعیان او برخواستند و برزد او صحبت کردند او را به هیچ یک از جرمهایی که من انتظار داشتم ملامت نساختند فقط در برای دین خودشان و شخصی به نام ایسا که مرده و پولوس ادعا میکند زنده است اختلاف عقیده داشتند چون در برسی این امور دو دل بودم از او پرسیدم که آیا میخواهد به ارشلیم برود تا در آنجا به این موضوع رسیدگی شود اما وقتی پولوس تقاضا کرد که تا زمانی که امپراتور به کارش سیدگی نکرده تحت نظر بمونه من عمر کردم او را تحت نظر نگاه دارم تا در وقتی مناسب او را به حضور امپراتور بفرستم اغریپاس به فیستوس گفت بسیار آرزو دارم شخصا سخنان او را بشنم فیستوس جواب داد بسیار خوب فردا سخنان او را خواهید شنید روز بعد اغریپاس و برنیکی با تشریفات تمام به دربار وارد شدند و با گروه از قمندانان و بزرگان شر در آنجا جلوس نمودند بفرمان فیستوس پولوس را حاضر کردند در این وقت فیستوس گفت اعلا از ذات اغریپاس و ای تمام کسانی که در اینجا حضور دارید شما مرد را روبروی خود نیبینید که اکثر یهودیان چی در او شلیم و چی در اینجا پیش من از او شکایت کردند و با فریاد خواستند که او نباید دیگر زنده بماند نظر خود من این است که او کار نکرده که مستوجب مرد باشد ولی چون او از امپراتور تقاضای داد خواهی کرده است تصمیم گرفتم او را به پیشگاه او بفرستم و چون مطلب مخصوص ندارم که به امپراتور بنویسم او را در اینجا پیش شما و مخصوصا به عزیز شما اقلا عزت اخریفاس آوردم تا در نتیجه این تحقیقات مقدماتی بتوانم مطلب تحیه نموده برای او بنویسم زیرا معقول به نظر نمیرسد که یک زندانی را بیدون اصناد کافی به نزد امپراتور بفرستم برای امپراتور بفرستم